بخش نهم ايمان و كفر و بدعت و تقيه و توسل و...

اصل يكصد و بيستم :

جايگاه اصلى ايمان ، قلب است و در صدقِ عنوانِ مسلمانى ، كافى است كه انسان به خداى يگانه ، روز رستاخيز ، رسالت پيامبر و آنچه كه آن حضرت آورده است ، به طور اجمال ايمان بياورد . متقابلاً ، كفر آن است كه انسان اين حداقل را نيز نداشته باشد . (متن كامل)

اصل يكصد و بيست و يكم :

ايمان قلبى در صورتى اثربخش است كه شخص آن را اظهار كند و يا لااقل تظاهر به خلاف آن ننمايد . ضمناً باور قلبى به تنهايى براى نجات و سعادت انسان كافى نبوده و بايستى با عمل به دستورات و فرامين الهى همراه گردد . (متن كامل)

اصل يكصد و بيست و دوم :

هر مسلمانى كه به اصول سه گانه معتقد باشد تكفير آن حرام است . هر چند در ديگر مسائل مخالف باشد . (متن كامل)

اصل يكصد و بيست و سوم :

بدعت ، لغتاً به معنى كار نور و بى سابقه است و اصطلاحاً عبارت است از اينكه انسان چيزى را كه در شريعت وارد نشده به آن نسبت دهد . انتساب امور به دين ، تنها در صورتى مشمول عنوان « بدعت » مى شود كه به جواز و مشروعيت آن امور ، در متون دينى ( به طور خصوص يا عموم ) اشاره اى نشده باشد . (متن كامل)

اصل يكصد و بيست و چهارم :

جايى كه اظهار عقيده صحيح ، مايه توجه خطر به جان ، مال ، ناموس و آبروى انسان مى شود ، به حكم خرد و تصريح قرآن شخص نبايد عقيده خود را اظهار كند ، بلكه احياناً لازم است تظاهر به خلاف آن نيز بنمايد . از اين مطلب در شيعه با عنوان « تقيه » ياد مى شود . بايد توجه داشت كه تقيه ، نقطه مقابل نفاق است . چه ، تقيه كتمان ايمان و اظهار كفر است ولى نفاق اظهار ايمان و كتمان كفر . (متن كامل)

اصل يكصد و بيست و پنجم :

تقيه ، در برخى از شرايط واجب است ، ولى در شرايطى كه تقيه كردن مايه به خطر افتادن اصل دين مى گردد حرام مى باشد . لهذا تاكنون در ميان شعيه ، به بهانه يا عنوان تقيه ، كتابى بر خلاف عقايد اين قوم نگارش نيافته است ، بلكه شمار دانشمندان اين مذاهب كه در راه دفاع از ساخت تشيع جان باخته اند از صدها بلكه هزاران نيز در مى گذرد . (متن كامل)

اصل يكصد و بيست و ششم :

زندگى بشر ( و اصولاً جريان طبيعت ) بر كمك گيرى از اسباب استوار است و در اين مسئله هيچ فرقى ميان اسباب طبيعى و غيبى نيست . تنها ، بايستى انسان موحّد به اسباب ، به عنوان « وسيله » نگريسته و براى آنها « استقلال در تأثير » قائل نشود . (متن كامل)

اصل يكصد و بيست و هفتم :

توسل به اسماى الهى و نيز به دعاى صالحان ، يكى از اسباب غيبى و ماوراء طبيعى است كه در قرآن به صورت روشن از آن ياد شده است . (متن كامل)

اصل يكصد و بيست و هشتم :

تقديرات قطعى الهى تغييرپذير نيست ، ولى تقديرات مشروط و معلَّقِ وى قابل رفع و دگرگونى است . اين همان « بداء » مى باشد كه شيعه بدان اعتقاد دارد و مبنا و مفهوم آن چيزى جز قبول قدرت و سلطنت مطلقه خداوند و تمام شئون هستى ، و تأثير اعمال ( صالح و ناصالح ) انسان ـ به تقدير الهى ـ در سرنوشت او ، نيست . (متن كامل)

اصل يكصد و بيست و نهم :

همان گونه كه در امّتهاى پيشين ، طبق مشيت الهى ، گروهى به اين جهان بازگشته اند ، در آخرالزمان نيز گروهى خاص به اين دنيا بازخواهند گشت ، و اين ، همان اصل « رجعت » در عقيده شيعه مى باشد كه خصوصيات آن در كتابهاى عقيدتى بيان شده است . (متن كامل)

اصل يكصد و سى ام :

صحابه پيامبر ، چه آنها كه در جنگهاى بدر و اُحُد و احزاب و حُنَين شربت شهادت نوشيده اند و چه آنها كه بعد از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در حفظ و پيشبرد اسلام كوشيده اند ، همگى مورد احترام شيعه مى باشند . در عين حال بايد توجه داشت كه صِرفِ ديدار با پيامبر و مصاحبت با او ، مايه عدالت جاويد افراد و مصونيّت هميشگى و مطلق آنان از خطا و گناه نمى شود ، و صحابه و تابعان از اين نظر يكسانند . بنابراين ، مخصوصاً در نقل روايت از صحابه و عمل به محتواى رواياتشان از پيامبر (صلى الله عليه وآله) ، بايستى كارنامه زندگى آنان را در طول عمر ، گشود و دقيقاً آن را بررسى كرد و ميزان درستى يا نادرستى گفتار و كردارشان را معلوم ساخت ، تا سرچشمه زلال تعليمات دين ، به هوا و هوسها و خودكامگيهاى برخى انسانها آلوده نگردد . (متن كامل)

اصل يكصد و سى و يكم :

مهر ورزيدن و دوست داشتن پيامبر و خاندانش يكى از اصول اسلام است كه قرآن و سنت بر آن تأكيد دارند و بزرگداشت پيامبر (صلى الله عليه وآله) و عترت او در طول سال بازتاب اين محبت است . و چون ريشه قرآنى دارد بدعت نمى باشد . (متن كامل)

اصل يكصد و سى و دوم :

فلسفه سوگوارى براى شهدا پيروى از يعقوب نبىّ و پيامبر اسلام در جنگ احد است . گذشته از اين بر پا كردن مجالس براى آنان در روزهاى مخصوص سبب حفظ مكتب آنها است . (متن كامل)

اصل يكصد و سى و سوم :

خردمندان جهان آثار نياكان خود را بعنوان ميراث فرهنگى حفظ مى كند . و ترفيع بيوت پيامبران مورد تأكيد قرآن است و بناى يادبود و مسجدسازى در كنار قبور اصحاب كهف گواه بر جواز تكريم و بناى مساجد در كنار قبور شُهدا و صالحان است . (متن كامل)

اصل يكصد و سى و چهارم :

زيارت قبور مؤمنان و زيارت قبور انبيا و اولياى الهى از اصول اسلام است كه پيامبر به آن دستور داده است و آثار سازنده اى دارد . (متن كامل)

اصل يكصد و سى و پنجم :

غلو بمعنى تجاوز از حد است و كسانى كه در مقامات پيامبران و پيشوايان معصوم از حد تجاوز كنند غالى بوده و مطرود جامعه اسلامى مى باشند . (متن كامل)