كليات عقايد

بخش هفتم امامت و خلافت

اصل هشتاد و سوم :

گروهى كه رهبرى جامعه اسلامى را پس از رحلت پيامبر از آنِ حضرت على و فرزندان معصوم او (عليهم السلام) مى دانند شيعه ناميده مى شوند ; چنانكه آن گروه از صحابه نيز كه وصايت و خلافت امام را از لسان رسول خدا شنيده و پس از رحلت وى بر اين اصل باقى ماندند در تاريخ شيعه على ناميده مى شدند . در حقيقت ، شيعه تاريخى جز اسلام ، و پيشينه اى جز پيشينه اسلام ندارد .(متن كامل)

اصل هشتاد و چهارم :

هرگز معقول نيست كه فردى براى ابد شريعتى را پايه گذارى كند ولى براى سرپرستى و رهبرىِ آن كه ضامن بقاى شريعت است طرحى نريزد .(متن كامل)

اصل هشتاد و پنجم :

با در نظر گرفتن خطر مثلث : روم ، ايران ، و منافقان در داخل ( كه اسلام و مسلمين را در آخرين روزهاى رحلت رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) شديداً تهديد مى كرد ) عدم تعيين جانشين از سوى پيامبر (صلى الله عليه وآله) مايه هرج و مرج و اختلاف امّت مى گرديد و راه را براى تجديد سلطه جاهليت هموار مى كرد ، در حاليكه تعيين رهبر هر نوع نزاع و اختلاف را ريشه كن مى ساخت . لذا شيعه معتقد است كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) براى جلوگيرى از تشتت و سرگردانى امت ، به فرمان خداوند ، جانشين تعيين كرد .(متن كامل)

اصل هشتاد و ششم :

مشيت حكيمانه الهى بر اين تعلق گرفته بود كه پيامبر ، امام و رهبر بعد از خود را معرفى كند و او نيز ، با تعيين على (عليه السلام) به عنوان خليفه بعد از خود ، در مواقع گوناگون به اين وظيفه خطير جامه عمل پوشانيد .(متن كامل)

اصل هشتاد و هفتم :

در روز هيجدهم ذى حجة الحرام سال دهم هجرت ، آيه ) يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ ((1) نازل گرديد و خداوند پيامبر را مأمور ساخت كه در چنين روزى رهبر آينده جامعه را تعيين كند . او نيز در حضور دهها هزار تن پس از ايراد خطبه اى طولانى ، على (عليه السلام) را به عنوان جانشين خويش به امّت معرفى كرد .(متن كامل)

اصل هشتاد و هشتم :

حديث غدير از جمله احاديث متواتر اسلامى است كه 110 تن صحابى و 89 تابعى آن را نقل كرده ، و 350 تن از دانشمندان اهل سنت آن را در كتابهاى خويش آورده ، و نويسندگان اسلامى كتابهاى گسترده اى پيرامون آن به رشته تحرير كشيده اند .(متن كامل)

اصل هشتاد و نهم :

پيامبر با تعيين جانشين ، كليه دانشمندان اسلام را كه سوداى خاموش كردن چراغ اسلام پس از درگذشت پيامبر را در سر مى پروراندند مأيوس كرد و علت يأس و نوميدى آنان ، تداوم و استمرار وظايف گوناگون پيامبر ( به استثناى نبوت ) با تعيين رهبر بود .(متن كامل)

اصل نودم :

پس از درگذشت پيامبر ، تعيين خليفه ، به عنوان يك اصل مشروع و ضرورى ، در ذهن صحابه وجود داشت . لذا خليفه دوم توسط خليفه اول تعيين گرديد ، و خليفه سوم نيز به وسيله شوراى شش نفره كه خليفه دوم آن را تعيين كرد ، برگزيده شد ; با اين تفاوت كه شيعه معتقد به تعيين و نصب الهى است ، نه تشخيص و تعيينِ خطاپذيرِ خليفه پيشين .(متن كامل)

اصل نود و يكم :

وظايف امام ، پس از درگذشت پيامبر اسلام ، از قرار زير است : تبيين مفاهيم قرآن ، بيان احكام شرع ، بازداشتن جامعه از هر نوع انحراف ، پاسخگويى به پرسشهاى دينى و عقيدتى ، پاسدارى از مرزها و ثغور اسلام در برابر دشمنان ، اجراى قسط و عدل در جامعه ، و مانند آنها . لذا چنين فردى ، از نظر شيعه ، بايد مورد عنايت خاص الهى بوده و در سايه تربيتهاى غيبى به چنين مقامى نازل آمده باشد .(متن كامل)

اصل نود و دوم :

با توجه به وظايف خطير فوق ، شخص امام بايستى ( همچون پيامبر ) از هرگونه خطا و گناه معصوم باشد و « آيه تطهير » و « حديث ثقلين » به خوبى بر عصمت ائمه اهل بيت (عليهم السلام) گواه است .(متن كامل)

اصل نود و سوم :

اوصياى پيامبر دوازده نفر مى باشند و تعبير « اثنا عشر خليفة » در كتب فريقين آمده است . ضمناً هر امامى امام پس از خويش را تعيين كرده كه اولين آنها على بن ابى طالب (عليه السلام) و آخرين آنها حضرت حجت بن الحسن العسكرى ـ عجّل الله تعالى فرجه ـ است .(متن كامل)

اصل نود و چهارم :

مودّت و دوستى با خاندان رسالت (عليهم السلام) يك اصل قرآنى و فريضه اسلامى است ، كه با توجه به كمالات علمى و عملى اين خاندان ، مايه رشد و كمال دوستان ايشان مى باشد .(متن كامل)