جهاني شدن از رؤيا تا واقعيت(2)حكومت جهاني حضرت مهدي(ع)

مرتضي معاش

مهدي‏اللّه‏خواه

هر عقل و انديشه‏اي به راحتي مي ‏فهمد كه بناي جهان بر عدالت و توازن است نه ظلم و هرج و مرج و هرگونه هرجو مرجي ساخته دست بشر است و اگر عدالت بر جهان حاكم نشود آنگاه عدالت الهي امري لغو، عبث و بيهوده محسوب مي‏گردد

اشاره: پيشتر گفتيم كه پايمال شدن حقوق انسان‏ها، سلب آزادي‏هاي فردي، بهره‏كشي واستفاده ابزاري از زنان ومردان و كودكان، گسترش جنگ ‏ها و ويراني‏هاي بسيار و انواع ظلم و ستم‏ها، احتكار منابع و منافع ارضي و... همگي تحت عنوان قوانين جهاني سازي(جهاني شدن)، وضعيت اسفباري رابراي جهان امروز پديدآورده است.

بي‏ترديد عدالت فراگير و جهانشمول تنها در سايه حكومت يگانه منجي عالم بشريت و موعود جهانيان ـ كه سال‏هاست همگان در انتظار ظهورايشان به سر مي‏برند ـ محقق خواهد شد. در اثبات اين مدعا در قسمت اول اين مطلب پس از اظهار شك و ترديد جدي كه نسبت به موفقيت فرضيه جهاني سازي در ايجاد دهكده جهاني بيان كرديم، لغزشگاه‏ها و نقاط ضعف آن را مورد بررسي و بازنگري قرار داديم. در اين قسمت هم به بررسي اجمالي دولت جهاني و عدالت گستر حضرت مهدي(ع) و نقاط تقابل نظريه فطري و واقعي مهدويت با فرضيه آكنده از دروغ و نيرنگ «جهاني‏سازي» مي‏پردازيم.

وجود نجات بخشي كه بشريت را به سوي آسايش و رهايي و ايجاد جامعه جهاني متكي برعدالت و آزادي و حقيقت سوق دهد، در تمام كتب و صحف آسماني و مذاهب گوناگون خبري متواتر است. اين مطلب صرفا يك خطابه مذهبي يا شعاري ديني نيست بلكه حقيقتي است كه از واقعيت نشأت گرفته و در اعماق انديشه و ضمير وجود انسان نهفته است. هر انسان صاحب دردي كه ناراحتي و فشار و ترس و ناامني را چشيده باشد به آن ايمان دارد. هرعقل و انديشه‏اي به راحتي مي ‏فهمد كه بناي جهان بر عدالت و توازن است نه ظلم و هرجو مرج و هرگونه هرج و مرجي ساخته دست بشر است و اگر عدالت بر جهان حاكم نشود آنگاه عدالت الهي امري لغو، عبث و بيهوده محسوب مي ‏گردد. در حالي كه عدالت هدف همه اديان و رسالت دين اسلام است كه مخاطبش همه بشريت بوده است و توان بالايي در ايجاد وحدت جهاني دارد كه نقطه شروعش برادري، صلح، گذشت، چشم‏پوشي و وحدت است.

در اين رابطه مي ‏گويد: در اين برهه از زمان، اسلام به جهت عنايات زيادش به مظلومان و اسيران جذابيت بسيار بالايي دارد و به اين دليل است كه اين دين،هميشه‏درگسترش‏وانتشاردرسطح جهاني، حتي پس از رويارويي و مجادله، يكه‏تاز و پيروزميدان بوده است.1

اسلام ديني جهاني است كه قوام بخش بناي جامعه بشري است چنان كه خداوند به پيامبرش خطاب كرده:

و ما أرسلناك إّلا رحمة للعالمين2

تو را مايه رحمت براي جهانيان فرستاديم.

و ما أرسلناك إّلا كافّة للنّاس3

تو را بر همه مردم فرستاديم.

اين ديني كه روزي جهان را از سردرگمي جهالت و ظلمات حيرت نجات داد روزي دوباره باعزت و به اذن خداوند ـ تبارك و تعالي ـ براي نجات و خلاصي بشريت و سروري مسلمانان باز خواهد گشت كه قرآن كريم بدان چنين بشارت داده است:

و نريد أن نمنّ علي الّذين استضعفوا في‏الأرض و نجعلهم أئمّة و نجعلهم الوارثين4

اراده ما بر اين تعلق گرفته كه محرومان زمين را امام و وارثين زمين گردانيم.

از حضرت امير(ع) در نهج‏البلاغه روايت شده كه:

لتعطفّن الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس علي ولدها5

دنيا همانند بازگشت شتر به نزد فرزندش به نزد ما بازگردانده مي‏شود.

و سپس اين آيه را تلاوت فرمودند. ابن ابي‏الحديد در شرح اين بخش گفته است: ياران ونزديكان ما مي‏ گويند كه ايشان به امامي كه مالك زمين و حاكم بر تمامي ممالك مي‏ گردد وعده داده‏اند.6

در آيه ديگري خداوند تبارك و تعالي مي‏فرمايد: ولقد كتبنا في‏الزّبور من بعدالذكرأنّ الأرض يرثها عبادي الصّالحون7

در زبور پس از ذكر چنين نوشتيم كه بندگان صالح ما وارث زمين خواهند شد.

امام باقر(ع) ذيل اين آيه مي ‏فرمايند:

إنّ ذلك وعداللّه‏ للمؤمنين بأنّهم يرثون جميع الأرض.8

اين آيه وعده الهي براي مؤمنان است كه وارث تمام زمين خواهند شد.

حضرت رسول(ص)، هم طبق روايت سعيد بن جبير از ابن عباس، به ظهور حضرت مهدي(ع) چنين بشارت داده‏اند:

إنّ خلفائي و أوصيائي و حجج اللّه‏ علي الخلق بعدي اثنا عشر. أوّلهم أخي و آخرهم ولدي.9

جانشينان و برگزيدگان من وحجت‏هاي الهي بر خلق پس از من دوازده نفرند كه اولشان برادرم و آخرينشان فرزندم مي‏باشد.

از ايشان پرسيدند: برادر شما كيست؟ فرمودند: علي‏ابن ابيطالب(ع) باز پرسيدند:فرزند شما كيست؟ فرمودند:

المهديّ الذي يملؤها ـ أي الأرض ـ قسطا و عدلاً كما ملئت ظلما و جورا والذي بعثني بالحق بشيرا لولم يبق من‏الدنيا إّلا يوم واحد لطوّل ذلك اليوم حتي يخرج فيه ولدي فينزل روح‏اللّه‏ عيسي بن مريم فيصّلي خلفه و تشرق الأرض بنور ربّها و يبلغ سلطانهالمشرق والمغرب10

مهدي، همو كه زمين را از عدل و داد، همانگونه كه از ظلم و جور پر شده است، آكنده مي‏گرداند. قسم به آن كسي كه مرا به حق مبعوث گردانيد كه [مردم را] بشارت دهم اگرتنها يك روز به پايان دنيا باقي مانده باشد خداوند آنقدر آن روز را طولاني مي ‏گرداند كه فرزندم خروج (قيام) كند و در آن زمان است كه عيسي‏بن مريم پشت سرش نماز مي‏خواند و زمين به نور پروردگارش روشن مي‏ شود و آوازه سلطنتش شرق و غرب رادرمي‏نوردد.

پس از ظهور حضرت مهدي(ع) چه رخ خواهد داد؟

هدف از ظهور امام منتظر(ع)، چيزي جز درآوردن جهان از گنداب ظلم و جور و رساندن آنبه عدالت و مساوات نيست، كه اصل ايمان بشريت به آن سو معطوف شده است و تمام اديان در مقابل آن سر خم كرده‏اند. غرض فطري و واحد اديان، همان چيزي است كه شعورانساني، به راحتي با آن اتفاق نظر دارد و هرگاه عقل در مرحله ادراكش به تكامل برسدو رهبري خود را به حكمتي ـ كه از اخلاص، صدق و واقع‏گرايي برخاسته است ـ سپرده باشد، آن را احساس مي ‏كند. كانت، فيلسوف آلماني تبار مي‏گويد:

عبارت اختلاف اديان، چيز عجيب و غريبي است و مانند اين است كه از اختلاف مكاتب اخلاقي صحبت شود؛ چرا كه ممكن است افراد، عقايد گوناگوني داشته باشند، ولي در هرزمان تنها يك دين است كه مي‏تواند مقبول بيفتد و نه بيشتر و اين اختلافات همانند محملي بيانگر اختلاف در زمان و مكان كه اموري عارضي هستند مي‏باشند.11

مراد از اين آيه قرآن هم همين بود كه:

إنّ الّدين عنداللّه‏ الإسلام12

دين در نزد خدا اسلام است.

در بعثت تمام پيامبران الهي، همگي به دنبال محقق كردن هدف واحدي بودند، همان هدفي كه همه دسته‏ها و گروه‏ها و جمعيت‏هاي بشري را يكجا زير پرچم پرافتخار مهدي منتظر(ع) جمع مي‏كند.

خداوند تعالي در قرآن كريم مي‏فرمايد:

هوالذي أرسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي‏الدين كلّه و لوكره المشركون.13

او همان كسي است كه رسولش را با هدايت و دين حق ارسال كرد تا علي‏رغم ميل مشركانآن را بر تمام اديان حاكم گرداند.

امام هفتم(ع) ذيل اين آيه فرمودند:

يظهره علي جميع الأديان عند قيام القائم(ع).14

هنگام قيام مهدي(ع) است كه اسلام را بر تمامي اديان حاكم مي‏گرداند.

اولين گام براي تحقق دهكده جهاني و جامعه واحدبشري،ايمان‏تمام‏اديان‏وپيروان‏آنهابه‏حضرت مهدي(ع) وجمع‏شدن‏آنهازيرپرچمش‏است؛چراكه دعوت به اتحاد جهان‏وجهانيان‏امري‏تازه‏نيست‏ودرتمام اديان آسماني و قديمي مي‏توان مسأله‏اي مرتبط با آن را يافت و ريشه تفكر اتحاد بشريت را بايد در دين اديان جستجوكرد.

و در ثاني حقيقت همه اديان، دعوت جوامع و ملت‏هاي بشري به همبستگي و اتحاد زيرپرچم ايمان به خدايي واحد بوده است، آفريننده‏اي بي‏همتا و ارزش‏ها و باورها ومسلمات مشتركي كه رفتار و منش انساني را در تمام جهان مستحكم كند.15 به همين جهت است كه تمام اديان، توقع و انتظار ظهور مهدي(ع) را دارند، و آن زمان كه ظهور كندبا علائم و نشانه‏هايي كه به راحتي‏شك را از آنها برطرف مي‏كند به شخص او ايمان مي‏آورند. آري، به همراه او عيسي بن مريم(ع)، خروج مي‏كند و همانطور كه در روايت نبوي ديديم پشت سر حضرتش نماز مي‏خواند. از امام باقر(ع)، نقل شده است:

إذا ظهر القائم ظهر براية رسول‏اللّه‏ و خاتم سليمان و حجر موسي و عصاه.16

وقتي حضرت مهدي(ع)، قيام كند، پرچم رسول خدا انگشتر سليمان و سنگ و عصاي موسي راظاهر مي‏كند.

باز از ايشان نقل كرده‏اند كه:

فإذا اجتمع عنده عشرة آلاف فلايبقي يهودي ولانصرانيّ ولا أحد ممّن يعبد غيراللّه‏إّلا آمن به و صدّقه و تكون الملّة واحدة ملّة الإسلام.17

وقتي كه ده هزار نفر نزد او جمع مي‏ شوند، هيچ يهودي ‏ومسيحي‏وهر كه غير خدا رامي‏پرستد باقي نمي ‏ماند جز آنكه به او ايمان مي‏آورد و تصديقش مي‏كند و يگانه امت،امت اسلامي مي‏شود.

و همچنين:

غرض فطري و واحد اديان، همان چيزي است كه شعور انساني، به راحتي با آن اتفاق نظردارد و هرگاه عقل در مرحله ادراكش به تكامل برسد و رهبري خود را به حكمتي ـ كه ازاخلاص، صدق و واقع‏گرايي برخاسته است ـ سپرده باشد، آن را احساس مي‏كند

اولين گام براي تحقق دهكده جهاني و جامعه واحد بشري، ايمان تمام اديان و پيروان آنها به حضرت مهدي(ع) و جمع شدن آنها زير پرچمش است

و إنمّا سمّي المهديّ لأنّه يهدي إلي أمر خفيّ و يستخرج التوارة والإنجيل من أرضي قال لها أنطاكية.18

مهدي(ع) را به اين دليل، مهدي ناميده‏اند كه به امري مخفي هدايت مي‏كند و تورات وانجيل را از زميني كه به آن انطاكيه گويند، درمي‏آورد.

حضرت مهدي(ع) در خلال ارتباطات جهاني و توانايي‏وقدرتش‏بريكي‏ كردن روش‏ها و منش‏هادر تمام نقاط جهان، جهاني كردن خويش را به ظهور مي‏رساند. حضرت صادق(ع) در موردنداي آسماني فرمودند:

يسمعه كلّ قوم بألسنتهم.19

هر قومي به زبان خويش آن صدا و ندا را مي‏شنود.

و اين در حالي است كه زبان، يكي از مشكل‏ترين و جدي ‏ترين موانع و سدها در مسيرارتباطات بشري است كه از گفت‏وگوها و ايجاد ارتباطات متقابل ممانعت به عمل آورده وآنها را به جدايي و تفرقه و گوشه‏نشيني سوق مي‏دهد.

عدالت در سايه حكومت جهاني حضرت مهدي(ع)

جهان بشري كه از بحران‏ها ضربه‏هاي فراوان خورده است در مسير جهاني شدن به سمت مخالف تحقق سعادت بشري سير مي ‏كند، حال آن كه بشريت آرزويش عدالت است كه از درد فراقش هماره به خود پيچيده است. درخت صبر و تحمل بشريت در اين راستا آن زمان كه آن امام منتظر پرچم عدالتش را بر سر ظلم و ستم مي‏كوبد به گل خواهد نشست.

قانون عدالت جهاني از آن زمان كه معرفت و عقل انسان‏ها كامل شود شروع مي‏گردد؛ چراكه اكثر شرارت‏ها ناشي از جهالت و نبود معرفت و شناخت است. امام باقر(ع) فرمودند:

إذا قام قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع بها عقولهم.20

هرگاه قائم ما قيام كند دستش را بر سر بندگان (خدا) مي ‏كشد و با آن عقل‏هايشان راكامل مي‏كند.

عبارت «جمع بها عقولهم» ناظر بر دو امر است:

اول: اين كه تكيه تكامل فرهنگي بر پيشرفت مادي و تكنولوژي اطلاعاتي نيست، بلكه اتكايش بر تكامل عقلي است و تمركز معرفت نيز بر معرفت نفس است و فرهنگ مادي به جاياين كه هدف و غايت فرض شود تنها به عنوان ابزار و وسيله به آن نگريسته مي‏شود.

دوم: گفت‏وگوي عقلائي و فكري مبتني بر فرهنگ اخلاص كه ارتباطات و نزديكي وتفاهم‏ ها را فزوني بخشد همان است كه مهدي موعود(ع)، آن را محقق مي‏گرداند.

مرحله دوم از قانون حكومت جهاني در خلال ايجاد تعادل و توازن اجتماعي ـ اقتصادي ونفي بهره‏كشي و احتكار و تمركز ثروت‏ها و منابع زميني مشاهده مي‏شود.

رسول مكرم اسلام(ص) فرمودند:

فيجي‏ء إليه الرجل يقول: يا مهدي أعطني أعطني أعطني فيحثي له في ثوبه به ما استطاع أن يحمله.21

مردي به حضور او [حضرت مهدي(ع) [مي‏رسد و [از شدت طمع] سه مرتبه تقاضاي كمك مي‏كند، او چنان در دامن آن مرد [سيم و زر [مي‏ريزد كه نمي‏تواند آن را جابه‏جاكند.

باز از ايشان نقل كرده‏اند كه فرمود:

أبشروا بالمهديّ... و يقسّم المال صحاحا بالسوّية و يملأ قلوب أمة محمّد غني ويسعهم عدله حتي أنّه يأمر مناديا ينادي من له حاجة إليّ؟... و تكثر الماشية وتعظّم الأمة... و تزيد المياه في دولته و تمدّ الأنهار و تضاعف الأرض أكلها...22

بشارت باد بر شما به مهدي... كه مال را به طور مساوي بين مردم تقسيم مي كند و قلوبامت محمد(ص)، را مملو از غنا مي‏كند و چنان گستره عدالتش پهناور است كه به سخنگويخويش امر مي‏كند كه فرياد بزن آيا نيازمندي هست؟ و... ثروتمندان زياد مي‏شوند وامت عظيم مي‏گردد... آب‏ها در دولتش زياد مي‏گردد و رودها وسيع و طولاني و زمين برخوراكي‏هايش مي‏افزايد.

حضرت هم بنا بر اين قانون و رسم نبوي(ص) عمل مي ‏كند كه:

من أحيا أرضا مواتا فهي له.23

هر كه زمين مواتي را آباد كند، مالكش مي‏شود.

آري، اين است اوج قله عدالت كه حق انسان را در مالكيتش بر زمين به او عطا مي‏كند.

امام باقر(ع) مي‏فرمايند:

أيّما قوم أحيا شيئا من الأرض و عمروها هم أحقّ بها وهي لهم.24

هر قومي كه بخشي از زمين را احيا و آباد كنند شايستگي بيشتري براي مالكيت بر آندارند در حالي كه حق آنهاست.

به همين علت است كه زمين همچون گلي شكوفا مي‏شود و در آن، نشاط و عمل موج مي‏زند.گويي امام صادق(ع) به اين اشاره دارند:

اذا قام قائم آل محمد... اتّصلت بيوت الكوفة بنهر كربلاء.25

آنگاه كه قائم آل محمد(ع) قيام كند، خانه‏هاي كوفه به نهر كربلا متصل مي‏گردد.

با از بين بردن مرزها و حدود جغرافيايي، حكومت جهاني حضرت مهدي(ع) تكامل مي‏يابد وموانعي كه به دست خود بشر ساخته شده برداشته مي‏شود و او به منتهاي آرزو وخواسته‏اش كه آزادي در عمل و تحريك زندگي و حياتش مي‏باشد، مي‏رسد

پس از تحقق عدالت، امنيت گسترش مي‏يابد، جرم وخلاف‏كاري ‏هاپنهان‏وناپيدامي‏ گردد.امام‏باقر(ع)،درباره امنيت و امان در زمان حضرتمهدي(ع) مي‏فرمايند:

و تخرج العجوز الضعيفة من المشرق تريد المغرب لايؤذيها أحد.26

پيرزني‏ضعيف‏وناتوان‏ازشرق‏به‏سمت‏غرب(جهان) مي‏رود و احدي او را اذيت و آزارنمي ‏كند).

با از بين بردن مرزها و حدود جغرافيايي، حكومت جهاني‏حضرت‏مهدي(ع)تكامل‏مي‏يابدوموانعي ‏كه‏به‏دست خود بشر ساخته شده برداشته مي‏شود و او به منتهاي آرزو و خواسته‏اش كه آزادي در عمل و تحريك زندگي و حياتش مي‏باشد، مي‏رسد. «فكتور باش» مي‏گويد:

مقتضاي انسان بودن انسان اين است كه او به حقوقش برسد و اين، اصلي است كه به ساكنان هر كشوري اجازه مي‏دهد در كشور ديگر ساكن شوند و همان حقي كه آزادي را درجهان به جريان مي‏اندازد و بستن قراردادهاي قانوني با بقيه مردم براي سكونت جهاني كمك مي‏كند.27

زمين است كه وطن هر انسان در عصر حضرت مهدي(ع) مي‏شود. امام صادق(ع) فرمودند:

إنّ القائم مّنا منصور بالرعب مؤيّد بالنصر، تطوي له الأرض و تظهر له الكنوز كلّهاو يظهراللّه‏ به دينه و لوكره المشركون.

قائم ما با ترس [افتادن در دل دشمنان] ياري مي‏شود و با پيروزي، تأييد مي‏شود.زمين زير پايش نرم و گنج‏هاي زمين، همگي براي او ظاهر مي‏شود و خدا به وسيله او دينش را ظاهر مي‏كند حتي اگر مشركان نپسندند.

و باز هم از ايشان نقل شده:

إنّ المؤمن في زمان القائم و هو بالمشرق ليري أخاه الذي بالمغرب و كذا الذيفي‏المغرب يري أخاه الذي بالمشرق.29

مؤمن‏درزمان‏قائم،چنان‏مي‏شودكه‏شخصي‏ كه‏درشرق است‏برادرش‏رادر غرب مي‏بيند و اوهم همينطور.

جامعه بشري به وحدت واقعي كه جنگ‏ها، نابساماني‏ها، بحران‏ها و مشكلات را ريشه‏كنسازد، دست نخواهد يافت مگر اين كه به مسائل اساسي و عوامل واقعي كه جمعيت بشري رامي‏تواند جمع كند، نظر بيفكند. و شكي نيست كه مسائل مادي جز عاملي براي ايجاداختلاف و جنگ و بهره‏كشي از همديگر نيست. در حالي كه عقل و فطرت عاملي هستند كه بشريترا به اصل خويش هدايت مي ‏كنند. و رسيدن به حقيقت وجودي جز با يك رهبري واقعيه مانند تكامل عقلي و بازگشت به فطرت و تبري جستن از موانع كشنده ناشي از خودپرستي ممكن نيست كه آن هم عصر عدالت، آزادي، امنيت و سعادت يعني عصر امام منتظَر حضرتمهدي(ع) است.

خداوندتوفيق‏ديدارآن جمال دلربا و اطاعت از اوامر پرافتخارش و زندگي تحت لواي پرچم عدالت آسماني و جهاني‏اش را به همه ما عنايت فرمايد. ان‏شاءاللّه‏

و به اميد ديدار آن روز.

پاورقيها:

13. سوره توبه(9) آيه 33.

15. عالم الفكر، همان.

12. [سوره آل عمران(3) آيه 19].

14. [الكافي، كتاب الحجة، ج 1، ص 432، ح 91 به نقل از:منتخب‏الاثر، ج 2، ص 35].

16. [الغيبة، نعماني، ص 238 (ب 13، ج 28) نقل از:منتخب‏الاثر، ج 2، ص 341].

17. [نورالابصار، باب 2، ص 155 به نقل از: امام مهدي(ع)از ولادت تا ظهور (ترجمه دكتر فريدوني)، ص 587].

18. [امام مهدي(ع) از ولادت تا ظهور (ترجمه دكترفريدوني)، ص 588 به نقل از عقدالدرر].

1. عام‏الفكر، ش 2، 1999.

10. فرائد السمطين، جويني، ج 2.

11. فلسفة‏القانون و السياسة، عبدالرحمن بدوي.

19. [همان، ص 441 به نقل از: بحارالانوار، ج 52، ص 205 بهنقل از كمال‏الدين].

28. [منتخب‏الاثر، ج 2، ص 35 به نقل از: اثبات الهداة، ج7، ص 140، ب 32، ف 44 ح 686].

23. [وسايل الشيعه، ج 17، ص 327 به نقل از: امام مهدي(ع)از ولادت تا ظهور، ص 636].

27. فلسفة‏القانون والسياسية، عبدالرحمن بدوي.

24. [همان، ص327 بنابر نقل امام مهدي(ع) از ولادت تاظهور، ص 636].

22.الامام‏المهدي(ع)من‏الولادة‏الي‏الظهور،سيد محمدكاظم‏قزويني.

25. [امام مهدي(ع) از ولادت تا ظهور، ص 639 به نقل از:بحارالانوار].

29. [امام‏مهدي(ع)ازولادت‏تاظهور،ص653به‏نقل‏از: حقاليقين].

20. [بحارالانوار، ج 52، ص 336].

21. [امام مهدي(ع) از ولادت تا ظهور، ص 630 و 634].

26. [همان، ص 644 به نقل از ينابيع المودة، ص 423].

2. [سوره انبياء(31) آيه 107].

3. [سوره سباء(34) آيه 28].

4. سوره قصص(38) آيه 5.

5. [نهج‏البلاغه، حكمت 209].

6.الامام‏المهدي(ع)من‏المهدالي‏الظهور.سيدمحمدكاظم‏قزويني.

7. سوره انبياء (21) آيه 106.

8. [التبيان، ج 7، ص 284 ؛ مجمع البيان، ج 7، ص 66 و 67 ؛الزام‏الناصب، ص 75 و 76 به نقل از: منتخب‏الاثر (چاپ جديد)، ج 2، ص 30].

9. [كمال‏الدين و تمام‏النعمة، باب احاديث نبوي، شيخ صدوق].

منبع:www.seraj.ir

بازگشت