دشمن، كه حركتهاي اصلاحي و انقلابهاي هدايتبخش رادر راستاي اهداف خويش نميبيند، به تغيير جهت دادن انگيزهها و واژگونسازي انديشهها همّت ميگمارد و در گلزار اميد و تلاش، خاكستر سرد نوميدي و افسردگي ميافشاند؛ به گونهاي كه از زبان خوديها جملهاي ويرانگر و آتشزا در خرمن شوق وعشق جاري ميشود كه: «ملّت ايران خسر الدنيا و الآخره است، در دنيا چيزي به دست نياورد و از آخرت نيز بهرهاي نميبرد!!»1
آنها بر آينه صاف و شفاف نيتهاي پاك غبار شك و ترديد ميافشانند؛ با شايعهسازي،درباره گذشته و آينده، انديشههاي غير خدايي و تلخ القا ميكنند، مسير سعادت بخش ملّتها در راه استقلال و آزادي را به بنبست ميكشانند و با عناويني چون مذاكره، آشتي و آيندهاي روشن در به سازش كشاندن جامعه تلاش ميكنند. در سايه كوشش اين ناپاكان نيروهاي كارآمد نظام نسبت به آينده احساس ترس و اضطراب مي كنند، با از دست دادن توكّل، به غير خدا ميانديشند!!2
از اين رو مناسب مينمايد، با بهرهگيري از زلال وحي، به بررسي انحرافهايي كه دشمن در راستاي دستيابي به خواست هاي خود بر آن پاي ميفشارد، بپردازيم.
ايجاد لغزش در افكار و انديشهها و كم فروغ ساختن روشنايي مكتب رهايي بخش اسلام ازراه هاي مبارزه استكبار عليه جوامع ديني است:
«اِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ اَنْ تَقُولُوا عَلَي اللّهِما لا تَعْلَمُونَ.»3
بي گمان شما را به زشتي و كارهاي نادرست و اينكه چيزهايي كه نميدانيد به خداوندنسبت دهيد، فرمان ميدهد.
گروهي كه امروز خود را اسلامشناس مي دانند و با برداشت خود مسيحيت، يهوديت،وهابيت و تمامي فرقههاي منحرفي را بر سفره هدايت نشانده، از مائده مغفرت و رحمت الهي بهرهمند ميشمارند، مصداق «اَنْ تَقُولُوا عَلَي اللّهِ ما لاتَعْلَمُونَ»شمرده ميشوند.
افشاندن بذر ترديد در سرزمين دلها، با انحراف الگوهاي فكري و فرهنگي سريعتر پديد ميآيد. اگر كساني كه ساليان دراز با كسب دانش و قداست زندگي كردهاند و مردمارادت بسيار بدانها يافتهاند، راه انحراف بپويند، امّت را به سوي شيطان سوق ميدهند.
«وَلَئِنِ اِتَّبعْتَ اَهواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ اِنَّكَ اِذا لَمِنَ الظّالِمينَ.»4
اگر پس از علمي كه تو را آمده از هوس هاي آنها پيروي كني، جدا از ستمكاران خواهي بود.
چنانكه پيداست اين آيه هشدار ميدهد و از انحراف پس از علم و دانشوري ياد مي كند؛تلاش وابستگان غرب نيز منحرف ساختن عالمان حوزوي و نخبگان دانشگاهي است.5
وعدههاي طلايي به دانشمندان غير مهذّب و شيفته ثروت و مقام و شهرت نيز يكي ازدام هاي استعمار است. قرآن كريم گواهي ميدهد كه شيفتگان ثروت و شهرت و مقام درروزگار فرعون نيز با هدف دستيابي به اين امور با وي همكاري كردند:
«وَ جاءَ السَّحَرةُ فِرْعَوْنَ قالُوا اِنَّ لَنا لاَجْرا اِنْ كُنّا نَحْن ُالْغالِبينَ.»6
ساحران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: [آيا] اگر ما پيروز شويم، براي ما پاداشي خواهدبود.
اينك كه دشمن توانايي گشودن مراكز فساد و فحشاء را در اين سرزمين ندارد، بابهرهگيري از ماهواره، مجلات مبتذل و نوارهاي ويدئويي نوجوانان و جوانان ما را هدف گرفته است.
در سايه انحراف رهبران، اشاعه مكتب هاي انحرافي و فساد بتدريج جامعه دين باور و پاك نهاد انديشههاي ناب و الهي خود را از دست ميدهد. عالمان و رهبران فكري از يك سوو جوانان و نوجوانان ساده دل از سوي ديگر در مسير خواست هاي استعمار قرار مي گيرندو در پي آن عذاب اختلاف، انحراف، فسق و سرانجام هلاكت و نيستي بر جامعه نازل ميشود:
«وَ اِذْا اَرَدْنا اَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً اَمَرْنا مُتَرفيها فَفَسَقُوا فيهافَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلَ فَدَمَّرناها تَدْميرا.»7
و چون بخواهيم شهري را هلاك كنيم، خوش گذرانانش را وا ميداريم تا در آن به انحراف[و فساد] بپردازند؛ در نتيجه عذاب آن [شهر] لازم ميشود و سپس آن را [يكسره] زير ورو كنيم.
واللّه كه آمريكا از هيچ چيز ملّت ايران، به قدر مسلمان بودن و پايبندي به اسلامناب محمّدي ناراحت نيست. او ميخواهد شما از اين پايبندي دست برداريد. او ميخواهدشما اين گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشيد.
اينك شايسته است گلواژههاي هدايت از گلستان وجود رهبر عزيزمان برگيريم و از زباناو با چگونگي واژگون سازي باورهاي ناب الهي به وسيله دشمنان آشنا شويم:
«اسلام در هر دورهاي از دوران، در طول اين 1400 سال، هر وقت با چهره واقعي خود دردنيا آشكار شده، دشمني هاي شديد، كينههاي عميق خيانت هاي عجيب و غريب در مقابلش صف آرايي كردند. هر وقت اسلام از چهره واقعي خود خارج شد و جلوهها و درخشند گي ها وبرندگي ها و داعيههاي بزرگ خود را پنهان كرد و نشان نداد، دشمنيها كم شد، صفآراييها كم شد.
هدف استكبار جهاني، كه در رأس آن آمريكا و در ذيل آن همه دستگاه هاي شيطاني مسلط عالم يا حتي دستگاه هاي غير مسلطي است كه براي منافع استكبار كار ميكنند، درمواجهه با ايران اسلامي فقط اسلام است و هيچ مسأله ديگري در ميان نيست.
ما افتخار ميكنيم كه به خاطر گوهر عزيز يك دانهاي كه با خود داشتيم يعني ايمان به خدا و عمل به اسلام، سالها مورد خشم جنون آميز و انتقام سبعانه قدرت هاي جهاني قرارگرفته و سپر بلا شديم.
... واللّه كه آمريكا از هيچ چيز ملّت ايران، به قدر مسلمان بودن و پايبندي به اسلام ناب محمّدي ناراحت نيست. او مي خواهد شما از اين پايبندي دست برداريد. اوميخواهد شما اين گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشيد.»8
رهبر عزيز انقلاب در فرازي ديگر از سخنان خويش، افزون بر اسلام خواهي در سراسرجهان، آغاز عصر دين و معنويت و توجه جهانيان به تشيّع تحت رهبري امام خميني رحمهالله را عامل ديگر تهاجم دشمن معرفي ميفرمايد:
«حادثه نهضت روحانيت و نهضت دين در ايران در سال 1341 اتفاق افتاد كه اين حادثه دربدو امر توجه دنيا را خيلي هم به خودش جلب نكرد. لكن بر خلاف انتظار تفسير كنندگانو بينندگان، روز به روز حجم، معنا، محيط تسلط و تصرف اين حادث وسيعتر شد و ناگهان منتهي به يك انفجار در يك نقطه عالم شد، كه آن وقت صاحبان قدرت جهاني احساس كردندتاكنون در ارزيابي اين پديده اشتباه مي كردند و لذا به فكر علاج افتادند، اما ديگرنتوانستند.
امروز بيديني، بيايماني و تهي بودن از اعتقاد مذهبي يك ضد ارزش است و در بسياري از نقاط عالم اين كار انجام گرفته و در بسياري ديگر هم انجام خواهد گرفت. درپارلمانهاي كشورهايي كه دهها سال است دين رسما جرم محسوب شده و ممنوع است و به عنوان يك چيز قديمي گرد و غبار گرفته زياديِ منسوخِ از مد افتاده مضرّ به شماررفته است و آن را اصلاً دور انداختهاند و نگاه هم به آن نمي كنند، اسم خدا برزبانها آمد و نطق ها با «بسم اللّه» شروع شد؛ اين چيز كمي نيست، در دنياي مادي پرچم معنويت و اسلام بلند شد.»9
سومين عامل تهاجم و شبيخون دشمن ام القري بودن و كانون حركت جهاني اسلام به شمارآمدن جمهوري اسلامي ايران است. چيزي كه اندوه و ناراحتي بسياري از كشورها را فراهم ساخته، مستكبران جهان را خشمناك كرده است. رهبر انقلاب اسلامي در اين زمينه فرمودهاست:
«بديهي است كه آماج اصلي همه توطئهها جمهوري اسلامي بود كه ام القراي اسلام وپيشاهنگ حركت جهاني آن محسوب ميشود. جنگ تحميلي هشت ساله، محاصره اقتصادي، انواعحملات بيشمار سياسي، تبليغاتي و اقتصادي عليه جمهوري اسلامي در حقيقت با انگيزه فشار بر اسلام و دشمني با آن انجام گرفت و ما افتخار مي كنيم كه به خاطر گوهر عزيزيك دانهاي كه با خود داشتيم يعني ايمان به خدا و عمل به اسلام، سالها مورد خشمجنون آميز و انتقام سبعانه قدرت هاي جهاني قرار گرفته و سپر بلا شديم.»10 آري،«وَما نَقِمُوا مِنْهُمْ اِلاّ اَنْ يُؤمِنُوا بِاللّهِ الْعَزيزِ الْحَميد.»11
از آن روز كه ابراهيم انقلاب اسلامي ايران، ام القراي جهان اسلام را در اين عصربرپا كرد، با دعاي او انديشههاي جهانيان بدين سو توجه يافت «... فَاجْعَلْ اِفَئِدَةَ مِنَ النّاسِ تَهوي اِلَيْهِمْ...»12 آنان كه انديشههاي نابخردانه داشتند، به مخالفت با اين نهضت برخاستند «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ مالَمْ يُنَّزِل بِهِ سُلْطانا وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْما وَ ما لِلظّالِمينَ مِنْ نَصير»13 آنها مقابله با نظام را در دستور كار خود قرار دادند و در راه دستيابي به اهداف خود از اموري چون تضعيف روحانيت، تحقير و منزوي كردن ادب، فرهنگ و هنر اسلام انقلابي بهره بردند. وظيفه دين باوران در برابر اين آفات عبارت استاز:
حيات طيّبه انسان، در سايه حاكميت ديني خدا، با ياد خدا فراهم ميشود؛ اين ارمغانيآسماني است كه شرف ملّي، ارزشهاي والاي اخلاقي و صفات جاودان ملكوتي همراه خواهد داشت. اگر ياد خدا را در جامعه اشاعه دهيم و عمق بخشيم، «اَلا
آبادي خاك و گل بدون آبادي دل هيچ ارزشي ندارد. استقرار عدالت اجتماعي و قسط اسلامي نخستين هدف تشكيل نظم اسلامي است.
اِنَّ اَوْلياءَ اللّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»14 مصداق مييابد و «اَذِلَّةٍ عَلَيَ الْمُؤمِنينَ اَعِزّةٍ عَلَيَ الكافِرينَ»15 عملي ميشود. پيشرفت هاي چشمگير با تمدّن واقعي و اصيل، فرداي آباد و آزاد از دشمنان باطلوع طلايي معنويت در افق دلهاي پاك و روشن عملي خواهد شد. در غير اين صورت، تعفّن فساد و تباهي سراسر آفرينش را فرا خواهد گرفت و هيچ نيرويي توان دفاع از آن رانخواهد داشت.
امروز ابهت ملّت ايران به بركت اين ايمان و معنويت است. چيزي كه به اين نظام سربلندو در عين حال مظلوم عظمت ميبخشد، بمب اتمي نيست قدرت ايمان نيروهاي حزباللّه ومردمي، معنويت و راز و نياز با خدا، اتكال به خدا، تصميم قاطع بر انجام وظيفه الهي و وحدت كلمه است.
رفاه، سعادت، خوشي، صلح و امنيت در سايه شور و صفا و حاكميت ارزش هاي الهي تأمين ميشود. آبادي خاك و گل بدون آبادي دل هيچ ارزشي ندارد. استقرار عدالت اجتماعي وقسط اسلامي نخستين هدف تشكيل نظم اسلامي است. در پي اين عدالت اجتماعي، تأمين قسط،نجات مستضعفان و محرومان و كم شدن فاصله فقير و غني حاصل ميشود؛ زيرا اسلام زندگي طيّبه انسان هاست. ايران، كه مردمي شجاع و سرزميني آماده براي عمران و آبادي دارد،اگر در حفظ ارزش هاي انقلابي ـ اسلامي بكوشد، بيترديد به حيات واقعي دست مييابد.خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
«يا اَيُّها الّذينَ آمَنُوا اِسْتَجيبُوا للّهِ وَ لِلرَّسُول اِذا دَعْاكُمْ لِما يُحْييكُمْ.»16
اي ايمان آوردگان، دعوت خداوند را اجابت كنيد و سخن رسول را بپذيريد كه حيات وزندگي راستين در پرتو پاسخ مثبت به آواي انبياست.
15 ـ مائده/54. (ر ك: تفسير اطيب البيان، ج4، ص397؛التبيان، ج5، ص579؛ كشف الاسرار، ج3، ص145)
12 ـ سوره 14، آيه 37. (ر ك: تفسير الدر المنثور، ج4،ص72؛ تقريب القرآن، ج13، ص143؛ التبيان، ج6، ص281)
16 ـ انفال/24. (ر ك: تفسير اثني عشري، ج4، ص318؛ انوارالمحيط، ج4، ص481؛ بيان السعاده، ج2، ص232؛ التبيان، ج5، ص100)
13 ـ سوره 22، آيه 71.
14 ـ يونس/62
1 ـ مهندس مهدي بازرگان.
11 ـ بروج/8.
10 ـ همان، 142 و143.
2 ـ ر ك: سخنان مقام معظم رهبري در خطبههاي نماز جمعه درماه رمضان 1418.
3 ـ سوره 2، آيه 169. (ر ك: تفسير بيان السعاده، ج1،ص162؛ ترجمه الميزان، ج1، ص597؛ التبيان، ج2، ص72)
4 ـ سوره 2، آيه 145.
5 ـ نگاه كنيد به سخنان استاد محمّد تقي جعفري درباره ملاقات دكتر سروش با ايشان و منع وي از شركت در محفل نكوداشت استاد با الفاظ وعبارات مختلف!
6 ـ سوره 7، آيه 113. (ر ك: نقشههاي وزارت مستعمرات انگلستان در انحراف علماي دين؛ خاطرات سياسي مستر همفر)
7 ـ سوره 17، آيه 16.
8 ـ فرهنگ و تهاجم فرهنگي، ص134 تا 124 (با تلخيص و تصرف)
9 ـ همان، 141 ـ 133.