اشاره : هايدگر ، فيلسوفي است كه برخلاف بسياري از متفكران معاصر ، موضوع واحدي را در كليت دوران فعاليت فلسفي اش مورد مداقه و توجه قرار داده است . او موضوعات مختلفي را بازانديشي كرد ؛ فناوري ، مابعدالطبيه ، اثر هنري فلسفه و … در همه بازانديشي ها ، انديشه هايدگر حول اين بازانديشي ها ، انديشه هايدگر حول يك مفهوم خاص مي چرخد . او در همه دوران فكري اش به دنبال آن بود كه نوري به امر معقول وجود بتاباند و آن را در كانون تاملات ما قرار دهد .در همه اين بازانديشي ها هايدگر در پي يافتن نسبت اين امور با وضعيت وجودي هستي دار تلاش مي كند . به زعم او ، مفهوم وجود ، امري است واراي هستي داري موجود . وجود يك فراخواننده است ، امري كه موجود را فيض حضور در هستي عطا مي كند .
بر اين اساس ، وجود امري است كه از پيش موجود بوده است و پس از او معدوم شدن موجود هم امتداد و استمرار دارد و چون هستي داري ( دو از اين ) وجودي و انديشه درباره آن برايش مساله است . پس در افقهاي مختلفي كه هستي دارد درباب وجود مي انديشد ، نتيجه و فهمي كه از اين تامل در باب وجود به دست مي آيد ، همواره فهمي است در زماني و در نتيجه نسبي .
از اينجاست كه هايدگر سعي كرده است با توجه به امور گوناگوني چون فناوري جمعي و هنر مابعدالطبيعه و … ما را به مفاهمه اي جمعي فرا خواند تا بار ديگر دغدغه هايمان را از موجوديت به سمت وجو متوجه سازيم و در باب آن ، تامل كنيم .
در پرسش از فناوري هم هايدگر به دنبال تفسير وجود در شرايط تازه ظهور عصر فناوري جديد است . او با پيش كشيدن مفهوم تقدير در پرسش از فناوري به دنبال آن است كه به ما كمك كند تا با نورتابيده شده در ماهيت دوران جديد و فناوري درباره نسبتمان با فناوري تامل كنيم . خود او اذعان مي كند در پي پرسش از فناوري است كه ما در نسبتي آزاد با آن قرار مي گيريم .
در پرسش از فناوري * هايدگر از تعبير و شناخت متعارف و هر روز نيز ما از فناوري مي آغازد .
در تعريف انسان انگارانه از فناوري ، آن را امري ابزاري مي دانيم ، وسيله اي كه با آن انجام اموري را كه مورد نظر ما است ، تسهيل مي كنيم . هايدگر ، اين شيوه تلقي از فناوري را {تلقي فناوري به
مثابه ابزار } شناخت صحيح و درست از فناوري مي نامد و حتي بحث خود را درباره دريافت ماهيت فناوري از آن مي آغازد . با اين حال ، به زعم او اين تعريف ، نابسنده است ، چون ما را در فضاي فناوري و ماهيت آن قرار نمي دهد .
او اين شيوه نگاه را خطرناك هم مي داند .1 به بيان او ، چنين ديدي به فناوري ممكن است ما را اسير آن كند . پس هايدگر چه بديلي درباره اين شيوه نگاه به فناوري عرضه مي كند ؟ هايدگر بيش از آن كه فناوري را امري ابزاري بداند ، ان را نوعي جهان بيني و ديدي هستي شناختي مي داند . به گفته او ، دوران فناوري زماني ظهور كرد كه ديد و اعتقاد ما نسبت به گيتي دچار تغيير و دگرگوني شد . او مثالهاي فراواني مي زند .
به گفته او در دوران ماقبل فناوري ، يك كشاورز ، مزرعه را كشت مي كرد و به اميد ياري و مساعدت طبيعت مي نشست . در دوران نو ، اين ديد دچار دگرگوني عميق ذاتي شده است . اكنون كشاورزي چيزي جز صنعت ماشيني غذاسازي نيست .2 در اين تلقي ، انسان با زمين در مي افتد ، تا ان را وادارد بيش از پيش ذخاير خود را تسليم او كند ، اما در دوران پيش از فناوري ، كشاورز ناظري بيش نبود . در نهايت ، نتيجه گيري هايدگر اين است كه ماهيت فناوري جديد ، جز در افتادن نيست .3
معارضه طلبي و درافتادن و بنيان ، هستي فناوري جديد است .
به زعم او ، در اينن معارضه است كه بشر نوهم حوالت نويي مي يابد تا با طبيعت دربيفتد و همچون ناظم ذخيره ثابت ظهور كند . اصطلاح هايدگر براي ناميدن اين ماهيت “ گشتل ” است . او گشتل را به آن “ نداي متعرضي كه آدميان را گرد هم مي آورد تا امر از خود كشف حجاب كننده را همچون منبع ثابت انضباط بخشند ” 4 تعبير ميكند . بر اين اساس است كه او به تقديم امر تكنولوژيك {ابژه تكنولوژيك چون ماشين هاي صنعتي و … } بر ماهيت و جهان بيني آن معتقد نيست ، بلكه جهان بيني اي كه طبيعت را به مثابه ذخيره ثابت انرژي فرض مي كند ، مقدم بر ظهور ابژه هاي تكنولوژيكال فرض مي كند .
خاصيت اصلي فناوري و ماهيت آن جز گشتن نيست . او با بيان اين عبارات ، همان گونه كه ذكرش رفت ، مي خواهد به ما كمك كند تا با پرتو افكني او در ماهيت پيچيده و مرموز فناوري به انديشه يافتن نسبت خود با آن بيفتيم . به تعبيري حوالت خود را در سايه ظهور اين جهان نو بيابيم و درباره آن تامل كنيم ، اما چرا او ما را به اين ساحت فرا مي خواند ؟ هايدگر مي خواهد به ما هشدار دهد كه مبادا در پرتو اين امكان نو ، به توانايي ها و استعدادهاي جديدي كه در سايه اين تقدير به ما عطا مي شود . پشت كنيم و نسبت به آنها غافل باشيم ؛ اولا و ثانيا او به ما آگاهي مي دهد تا مبادا با غفلت از ماهيت فناوري در پنجه آن اسير شويم و به ناظم ذخيره ثابت تبديل شويم5 و از وجود اصيل انساني خويش به كلي غافل بمانيم و حيث انساني مان را از دست دهيم . در اين فقرات ، هايدگر به متفكراني كه نسبت به بسط بيش از اندازه فناوري در حيات انساني ديد مثبتي ندارند ، بسيار نزديك مي شود . ماركس همم چون هايدگر از آن مي ترسيد كه در پرتو فراموشي حيث انساني ، مقابل توليد صنعتي انسان ها دچار نوعي خودباختگي شوند و ماهيت خويش را به فراموشي سپارند و به سطح واحد توليد نزول كنند ؛ چيزي مانند يكك چرخ دنده و يا …
نبايد هايدگر را نافي فناوري مدرن دانست . او ما را همان گونه كه از ديد تقديس كننده فناوري برحذر مي دارد ، نسبت به طرد قاطعانه آن هم هشدار مي دهد 6 و خواهان آن است كه با كشاندن ما در مفاهيم درباره ماهيت فناوري به دركي انساني از فناوري به عنوان امكاني وجودي كمك كند . او حتي معارضه طلبي گشنل را به مثابه خطابي ، مي داند كه ما درون آن قرار گرفته ايم و بايد لنين شناس اين خطاب باشيم .
تا اينجا به نكات كلي مطرح شده در مقاله پرسش از فناوري اشاره ايي كوتاه كرده ايم . حال جاي نكته اي خالي است و با ذكر آن بحث را خاتمه مي دهيم . فهم هايدگر از ماهيت فناوري و بخصوص ماهيت ، فهمي است غير متعارف .اوماهيت را چيزي مي داند كه استمرار مي يابد ، در هستي {وجود داشتن } ، ولي با استناد به گفته اي از گوته ما را با تعبيري ديگر از ماهيت آشنا مي كند . به گفته او ، استمرار يافتن ، تنها و تنها در پرتو عطا كردن است كه متحقق مي شود . “ فقط آنچه عطا شده است ، استمرار مي يابد . آنچه به طور ازلي و از همان مبداء نخستين ، استمرار مي
يابد ، همان چيزي است كه عطا مي كند .7 دراين افادات ، هايدگر به اموزه بسيار اساسي نيچه اشاره مي كند ؛ آموزه “ بازگشت جاويدان ” . آنچه هستي مي يابد ، ماهيتش عطاشدن و عطا كردن است و از همين جاست كه استمرار مي يابد . حال سوال اين است كه با اين تعبير ماهيت فناوري چگونه درك مي شود ؟ توجه به اين تلقي ، فناوري امري است كه عطا مي كند و از قبل آن استمرار مي يابد . “ تقدير انكشاف همواره از دورن عطا كردن و به منزله چنين امري به وقوع مي پيوندد. ” 8 هايدگر نتيجه اي كه مي گيرد { از اين ماهيت عطا كننده گشتن به مثابه تقدير } اين است كه فناوري همچون تقدير ، “ سهمي از انكشاف را به بشر حواله مي كند ، سهمي كه رخداد انكشاف ، محتاج آن است . ” 9 اين عطا كردن همان نيروي منجي است كه در برابر خطر سلطه فناوري به مثابه سرنوشت گريزناپذيري به ما كمك مي كند تا “ والاترين شان و ماهيت خود را ببينيم و به آن روي آوريم . ” 10 همان گونه كه پيش از اين گفتيم ، هايدگر در همه دوران فعاليت فلسفي اش به دنبال آن بود تا ما را به تامل درباره مفهوم وجود و حوالت تاريخي هدايت كند. موجوديت ما در اين دوران چه امكاناتي فراروي خود دارد ؟ حوالت تاريخي ما به توجه به اين امكانات نو چيست ؟
اين 2 پرسش اساسي است كه هايدگر ما را تامل درباره آنها فرا مي خواند ،تاموجوديت انساني خود را تحقق بخشيم و به جهان رنگ وبويي انساني دهيم ودر معارضه طلبي تقدير انكشاف ، به يك سلاح مهم مجهز باشيم ، تا اسير سرپنجه انضباط فناوري نگرديم .
هايدگر درنهايت قلمروي تامل و رويارويي نهايي و قطعي با ماهيت فناوري را قلمروي هنر مي داند ، 11 زيرا در ساحت هنر است كه ما واقعا به ساحت تقدير تعلق مي يابيم و در همان آن به تصويرش در مي اوريم . در حقيقت ، در پرتوي هنر است كه تقدير انكشاف به مثابه حقيقت دوران ني به نبود استتار در مي آيد و فراوري ما قرار مي گيرد . هايدگر در پرسش از فناوري راهي مي گشايد كه در آن ، بايد تامل كرد ، اما اين راه به هيچ عنوان به اتمام نرسيده است . او در حقيقت ،امكان تازه اي براي تامل گشود ، ولي به هيچ روي تمام حقيقت فناوري و ماهيتش را
نتوانست بينديشد . در بخشهايي كه او به تام درباره نيروي منجي و ظهور آن مي انديشد ، به صراحت آشكار است كه از عرصه تفكر و تامل فلسفي به ساخت شعر در غاطيده است و آن گونه كه بايد ، نتوانسته در ماهيت منجي و نيروي آن تامل وو ما را به سرمنزلي روشن هدايت كند . با اين حال ، او امكان وجودي ديگر را به ما معرفي كرد ، تا در سايه آن وجود خود را در افق دوران بينديشيم و از اين طريق ، تقدير را درك كنيم و به نداي هستي پاسخ دهيم .
پرسش از فناوري ، سخنراني اي است كه هايدگر در سال 1953 ايراد كرده است . ترجمه فارسي آن به مشخصات زير چاپ شده است :
ـ پرسش از / مارتين هايدگر / شاپور اعتماد / مجله ارغنون ، شماره 1، 1371 و هم در : فلسفه تكنولوژي / شاپور اعتماد / نشر مركز 1377 و 2 شرح فارسي هم از اين اثر مهم هايدگر به فارسي ترجمه شده است .
ـ منش اخلاقي / ريچارد برنشتاين / يوسف اباذري / ارغنون ، شماره 1، 1373.
ـ هنر و تكنولوژي فلسفه پديدار شناختي هايدگر در باب تكنولوژي / دن آيدي / شاپور اعتماد / مجله فرهنگ ، كتاب يازدهم ، 1371 و هم در كتاب : فلسفه تكنولوژي / شاپور اعتماد / مركز 1377.
ارجاعات نگارنده همه از ارغنون شماره اول برگرفته شده است .
هايدگر بيش از آن كه فناوري را ابزاري بداند ، آن را نوعي جهان بيني و هستي شناسي مي شمارد