جهان
آينده و آينده جهان، از دلنگرانيهاي جامعههاي بشري بوده و هست. اين دل مشغولي و
نگراني، ريشه در فطرتِ جستوجوگران دارد كه هماره و همهگاه، ميخواهد پردهها و
حجابها را بردارد و ابهامها را بزدايد و بازدارندهها را از پيش راه كنار بزند و
روشن، در جامجم، فردا و فرداهاي خويش را بنگرد، تا براساس آن نگرش، زندگي فردي و
اجتماعي خويش را سامان و سازمان دهد. در اين نوشتار، نگاهي افكنده خواهد شد به
ديدگاهها، ويژه غربيان، كه امروزه در اين باب سخنها دارند و نظريهها ارايه
دادهاند.
بدينسان، ميتوان نتيجه گرفت كه: اين سه انديشه
و سه فلسفه كه درباره تمدّنها ارايه شده؛ يعني نظريه تافلر، هانتينگتون و
فوكوياما هر سه خصلتي واگرايانه و يكسان انگارانه دارند و بخشهاي زيادي از
فرهنگها و سنتها و مذهبهاي پيرامون خود را ناديده ميگيرند و به همين دليل،
واقعبينانه نيستند. البته ديدگاههاي ديگري نيز وجود دارد كه پارهاي خوشبينانه
و اميدآفرين و پارهاي يأسآفرين و بدبينانهاند. صاحبان ديدگاه بدبينانه، به
پيامبران فنا و محكوميت معروف شدهاند.
«ژان پل سارتر» فرانسوي، «اشپنگلر» آلماني،
«توينبي» انگليسي و «ساركلين» آمريكايي، از اين دستهاند. گرچه اين فيلسوفان
درباره تمدّن كنوني غرب و آينده آن اتفاق نظر ندارند، لكن بسياري از آنان تمدّن
غربي را محكوم به فنا ميدانند و بر اين باورند كه ممكن است بشر راه خود را در
سپيدهدم تمدّن جديدي بيابد. اشپنگلر، بر اين باور است كه تمدّن غربي، خود به خود،
در اواخر قرن بيستم به پايان خود نزديك خواهد شد. البته در قرنهاي پسين، بدبيني،
بيشتر به صورت اعتقاد به بدي زمانه و فساد تمدّن موجود و زايش تمدّني جديد و نوين
درآمده است.20
2. آينده جهان در نگاه اديان الهي در
بستر تاريخ، همواره انسانهايي آمدهاند و آرزوي فردايي بهتر و روشنتر را نويد
دادهاند. سرآمد اين انسانها، پيامبران الهي بودهاند كه آينده جهان را به
گونهاي دلپذير و سامانيافته و آرامشبخش ترسيم كردهاند، همه اديان الهي، در اين
ويژگي، همخواني دارند و با اندك اختلافي در مصداق، در اصل آينده درخشان و آمدن
مصلحي نجاتبخش، هم عقيدهاند. در اين نگاه خوشبينانه، آينده تاريخ نه ابتر و
ناتمام است و نه ناكام، بلكه انسانها با فطرت كمالجويي و آرمانخواهي كه دارند،
به سمت و سوي تكامل فكري و اخلاقي و معنوي پيش ميروند21
و پيروزيازآنصلاحو پارسايي و فلاح
و رستگاري است. و صلح و عدالت و آزادي و صداقت را بر زور و مكر و استكبار و
استعباد قطعي ميشمارند. و بر اين باورند كه بشر هر چه جلوتر برود، بر بلوغ عقلي و
پختگياش افزوده ميشود و نياز به مصلح و منجي را بيشتر و بهتر حس خواهد كرد.22
در كتاب جوك، از كتابهاي هندويان
آمده است: سرانجام، دنيا به كسي برگردد كه خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او
باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد.23 به عقيده برهماييان و بر اساس كتاب ددانك،
از كتابهاي مقدس آنها: دست حق درآيد و جانشين آخر «ممتاطا» ظهور كند و مشرق و
مغرب عالم را بگيرد و همه جا خلايق را هدايت كند.24
در مزامير داوود آمده است: شريران
منقطع خواهند گشت و اما متوكلان به خداوند، وارث زمين خواهند شد.25
و در تورات به روشني به اين حقيقت
اشاره شده است: و نهالي از تنه يسي بيرون آمده شاخهاي از ريشههايش خواهد شكفت و
روح خدا بر او قرار خواهد گرفت. مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به مظلومان
زمين به راستي حكم خواهند نمود... جهان از معرفت خداوند پرميگردد...26
و در انجيل ميخوانيم : كمرهاي خود را بسته و
چراغهاي خود را افروخته بداريد، بايد مانند كسي باشيد كه انتظار آقاي خود را
ميكشد... تا هر وقت آيد و در را بكوبد و بيدرنگ براي او باز كنند. خوشا به حال
آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد، ايشان را بيدار يابد.27
قرآن مجيد نيز، به روشني از پيروزي حق
بر باطل28، از وارث زمين شدن شايستگان و صالحان29 و از پيشوايي مستضعفان30
خبر داده و بر آنچه در كتابهاي مقدس پيشين آمده،
مهر تأييد زده است: و لقد كتبنا فيالزبور من بعد الذكر أنّ الأرض يرثها عبادي
الصالحون.31 در كتاب زبور [كتاب آسماني داوود] بعد از يادها كه در آن كرديم،
نوشتيم: بندگان صالح من، وارث زمين خواهند بود و آنان در اين جهان از جهانيان
ميراث برند. اسلام، آينده را روشن ميبيند و در چشمانداز آن تيرگي، مهآلودگي و
غباري نميبيند؛ از اين روي، به گوناگون بيانها از آينده زيبا كه محرومان زمين
بيرق عدالت را خواهند برافراشت و بر اريكه قدرت خواهند نشست نويد ميدهد. نويد
ميدهد از روزي كه عدالت دامن ميگسترد، نابرابريها رخت برميبندند، انسانها از
ستم رهايي مييابند. برادري، صلح و صفا، فضاي جامعههاي انساني را عطرآگين ميكند،
زمين بركت و گنجينههاي خودرابيرون ميريزد و آسمان، باران رحمت الهي را بر دشت و
دمن ميباراند. همه و همه چيز شادابي مييابند. آري، در انديشه ناب اسلامي، حق بر
باطل پيروز ميگردد، ارزشهاي اسلامي، همه جا را در عطر و بوي خوش خود فرو ميبرند
و مدينه فاضله شكل ميگيرد و آن كه انسانهاي پاك باز را رهبري ميكند، تا به اين
اوج برسند «مهدي» است. اين حماسه جاودانه و بزرگ انساني رخ خواهد داد اگر از عمر
دنيا يك روزباقي نمانده باشد: لو لم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد، لطوّل اللّه
ذلك اليوم حتي يخرج رجل من ولدي.32
اگر از دنيا يك روز بيشتر نمانده
باشد، خدا آن روز را ميگستراند و بر درازاي آن ميافزايد، تا مردي از فرزندان من
ظهور كند. از منظر مسلمانان، به ويژه شيعيان، يك ساحل نجات و يك تكيهگاه استواري
در آينده تاريخ وجود دارد كه دور يا نزديك، براي انسانها پيش خواهد آمد و آنان را
از امواج نابسامانيها، بحرانها و چالشها به آرامش و آسايش رهنمون خواهد شد. از
اين حقيقت، در فرهنگ ديني با عنوانهايي چون: فرج بعد از شدت33 و انتظار فرج، ياد
شده و انتظار فرج، از برترين عبادتها به شمار آمده است.34
از آنچه بدان اشارت كرديم روشن شد: ديدگاه دين
باوران و مسلمانان نسبت به فرجام تمدّنها و تاريخ بشري، ديدگاهي ويژه و جامع است.
در عين آن كه تز جهان وطني را مطرح ميكند، به فرهنگهاي پيراموني خود تا زماني كه
در راستاي همكاري و زندگي مسالمتآميز با مسلمانان قرار داشته باشند، هيچگونه
برخوردي ندارد. و آنان كه نه خود تسليم حق ميشوند و نه به ديگران اجازه ورود به
حوزه حقيقت را ميدهند، اتمام حجت ميكند و اگر حق را نپذيرفتند و با منطق تسليم
نشدند، برخورد شديد ميكند.35 ادامه دارد
* برگرفته از مجله حوزه، مرداد ـ آبان
1380.
1 . شوك آينده، الوين تافلر، ترجمه
حشمتالله كامراني، نشر سيمرغ، تهران.
2 . جابجايي قدرت، تافلر، ترجمه
شهيندخت خوارزمي، نشر سيمرغ.
3 . تمدن جديد، الوين تافلر و هايدي
تافلر، ترجمه محمدرضا جعفري.
4 . همان، ص 108.
5 . به سوي تمدّن جديد، ص 109.
6 . همان، ص 26.
7 . همان، ص 23.
8 . موج سوم و دموكراسي، سامويل
هانتينكتون، ترجمه دكتر احمد شهسا، پيشگفتار، ص 39، علمي و فرهنگي، تهران.
9 . همان.
10. گفت و گوي تمدّنها و برخورد
تمدّنها، سيد صادق حقيقت، ص 26، مؤسسه فرهنگي طه، قم.
11. همان.
12. روزنامه ايران 21/7/76، دكتر
مجتهدزاده؛ گفت وگوي تمدّنها و برخورد تمدّنها، سيد صادق حقيقت، ص 33.
13. مجله سياست خارجي، شماره 2 و 3،
سال هفتم، مقاله «فرجام تاريخ و واپسين انسان»، نوشته فرانسيس فوكوياما، ترجمه
عليرضا طيب 367، دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي.
14. همان، ص 369.
15. مجله پگاه حوزه، شماره 19، ص 19.
16. همان، شماره 24، ص 5.
17. مجله موعود، شماره 10 و 11، ص 77.
18. فيلسوفان سياسي قرن بيستم، مايكل
ايچ لسناف، ترجمه خشايار، ديهيمي، ص 475، نشر كوچك، تهران.
19. مجله سياست خارجي، شماره 2 و 3،
سال هفتم، ص 387.
20. تاريخ تمدّن غرب و مباني آن در
شرق، كرين بريتون، جان كريستوفر، ترجمه پرويز داريوش، ص 553، سازمان چاپ و پخش
كتاب، تهران.
21. قيام و انقلاب مهدي، شهيد مطهري،
ص 59، صدرا.
22. ديباچهاي بر رهبري،
صاحبالزماني، ص 91، مؤسسه مطبوعاتي عطايي، تهران.
23. مهدي، انقلابي بزرگ، مكارم
شيرازي، ص 54، چاپ امير، قم.
24. همان.
25. همان، ص 55، به نقل از كتاب مقدس،
ص 857.
26. همان، ص 566.
27. همان، ص 57.
28. سوره توبه(9)، آيه 3؛ سوره صف(61)،
آيه 9؛ سوره فتح(47)، آيه 28.
29. سوره انبيا(21)، آيه 105.
30. سوره قصص(28)، آيه 5.
31. سوره انبيا(21)، آيه 105.
32. بحارالأنوار، علامه مجلسي،، ص 83،
51، مؤسسه الوفاء، بيروت.
33. مجموعه آثار، شهيد مطهري، ج 18،
ص161، صدرا، تهران.
34. بحارالأنوار، ج 51، ص57.
35. نهجالفصاحه، مجموعه سخنان رسول
اكرم، ترجمه ابوالقاسم پاينده حديث شماره 409، جاويدان، تهران؛ منتخب الاثر،
لطفالله صافي گلپايگاني، ص 493، داوري، قم.
اشاره : در قسمت پيشين اين مقاله
گفتيم كه تمدن اسلامي كه به دست تواناي امام عصر(ع) بنيان گذارده ميشود و به
تمامي جهان گسترش مييابد، جوهره ديني و الهي دارد و اين روح در كالبد تمدن داراي
جلوههايي است. جلوههايي همچون گسترش عدل و احسان، استواري پيوندهاي اجتماعي و...
دراين قسمت ديگر جلوههاي اين تمدن را بررسي ميكنيم.
3ـ3. برقراري امنيت
در فرهنگ و تمدّن، امنيّت اجتماعي اصل
است. از مهمترين نيازهاي اساسي بشر، كه در هرم نيازهاي او قرار دارد، نياز به
امنيّت است. امنيّت شغلي، مدني، قضايي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي ـ اخلاقي،
حقوقي و خانوادگي، بستر زندگي سالم و جامعه صالح و بيدغدغه را فراهم ميسازد. در
چنين جامعهاي، پيوندهاي انساني و اجتماعي با آرامش و بيتنش شكل ميگيرد،
تكاپوهاي اجتماعي و اقتصادي، با رونق و شادابي انجام ميپذيرد، رفتارهاي ناهنجار
اخلاقي و خشونتها و خشمها فروكش ميكند. قانونگرايي و قانونمندي رواج مييابد،
فرادستان خون فرودستان را نميمكند، فاصله بين دولتمردان و مردم از بين ميرود،
دسترسي به مسؤولان آسان ميشود، ميدان براي نقد ـ نه نفي ـ فراهم ميگردد،
كاستيها از روي خيرخواهي و نصيحت گوشزد و گفته ميشود، نقطههاي قوت و قدرت
دستاندركاران به دور از چاپلوسي و گزافهگويي مطرح ميگردد و در نتيجه، همگان
احساس مسؤوليت، نصيحت، و نگهداشت عدالت پيدا ميكنند و راههاي نفوذ هجومها و
شبيخونهاي دشمنان داخلي و خارجي را با تمام توان ميبندند و آقايي و سروري و
سربلندي خويش را پاس ميدارند.
در مدينه قرآني، به رهبري حضرت
مهدي(عج) همه جا امنيت برقرار ميشود، جان و مال و ناموس و آبروي مردمان از هرگونه
گزند و آسيبي در امان ميماند:
وليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنا.1
امام صادق (ع) ميفرمايد: آيه شريفه
درباره امام زمان(عج) است؛ يعني آن امام همام، ترسها و هراسها را به اميد و اطمينان
بدل ميكند:
در آن زمان، چندان امنيّت بر سراسر
گيتي گسترده ميشود كه از هيچ چيز به چيز ديگر، زيان نميرسد، ترس و وحشتي به چشم
نميخورد، حتي جانوران و حيوانات در بين مردم رفت و آمد ميكنند و به يكديگر آزاري
ندارند.2
ايمان ايمني بخش، سايه خود را بر فراز
جامعه مهدوي ميافكند. فضاي آن روز جامعه، سرشار از اعتماد و اطمينان به يكديگر
است. در پرتو كلمه توحيد و براساس وحدت و يگانگي اجتماعي، دلها به هم نزديك
ميشود و ضريب ناامنيها، به صفر ميرسد.3
رقابتهاي ناسالمي كه بر اثر بيم از
يكديگر بهوجود آمده به رقابتهاي سالم و رفتارهاي ايثارگرانه دگر ميشود.
درد جانكاهي كه جامعههاي متمدّن
امروز را فرا گرفته، ناامنيهاي خانوادگي و اجتماعي است. گزارشهاي رسيده از
اينگونه جامعهها، نشانگر آن است كه صنعت و تكنولوژي، گرچه توانسته است تا
اندازهاي زمينه آسايش مادي و جسمي شهروندان را فراهم سازد، اما دربرآوردن آرامش
روحي و رواني ناتوان بوده است.
در باور شيعيان، جرعهنوشان كوثر زلال
محمدي ـ علوي، آن رهاييبخش و امنيّت گستر، امام زمان، حضرت حجةبنالحسن(ع) است
كه با
در آن زمان، چندان امنيّت بر سراسر
گيتي گسترده ميشود كه از هيچ چيز به چيز ديگر، زيان نميرسد، ترس و وحشتي به چشم
نميخورد، حتي جانوران و حيوانات در بين مردم رفت و آمد ميكنند و به يكديگر آزاري
ندارند.
قيام و ظهور خود، امنيت را ميگستراند
و اين نياز مهم انساني را، به جامعه انساني ارزاني ميدارد و زندگي آرامش بخشي را
براي مردمان جهان فراهم ميسازد و با تدبير و بينش، چهره تمدّن ترسآلود و
دلهرهآور را به تمدّني انساني و اميدبخش بدل ميكند.
4ـ3. ساماندهي اقتصادي
در آموزههاي ديني، پيوندي استوار بين
مسائل اقتصادي و مسائل معنوي ديده ميشود، تا آنجا كه پيامبر(ص) فرمود:
لولا الخبز ما صلّينا ولا صمنا ولا
أدّينا فرائض ربنا.4
بدون نان، نه نماز ميتوانيم گزارد و
نه روزه ميتوانيم گرفت و نه ديگر واجبات را ميتوانيم انجام داد.
ثلاثة تحتاج الناس طرّا إليها: ألأمن
والعدل والخصب.5
سه چيز است كه همه مردم به آن نياز
دارند: امنيت، عدالت و فراواني.
در چشمانداز تمدّن درخشان جهاني
اسلام به رهبري امام زمان(ع) نيز اين واقعيت نويد داده شده كه: آن حضرت رفاه
اقتصادي را همراه با عدالت اجتماعي به گونهاي گسترده و فراگير، فراهم خواهد آورد.6
در دوران فرمانروايي آن حضرت، و در
پرتو مديريت شايسته و سالم و برنامههاي جامع و همهسويه و سياستهاي واقعنگر و
انسان محور ايشان، زمينه شكوفايي استعدادها فراهم ميآيد، تلاش و كوشش مردم با
انگيزههاي معنوي در ميآميزد و كارآيي كسان و بهرهگيري از منابع طبيعي و خدادادي
دو چندان ميشود،7 كار وجهه عبادي و انجام تكليف به خود ميگيرد، نيروهاي بالقوه و
پنهان ميدان بروز و ظهور مييابند، خوي مردم دوستي و خدمتگزاري در بين مردم، رشد
ميكند.8 در چنين جامعهاي زندگي اقتصادي، چهره نويني پيدا ميكند و همگان از
زندگي سالم و به دور از دغدغه و نگراني، بهرهمند ميشوند.9
بر اثر پيشرفت علم و تكنولوژي در زمان
آن حضرت، منابع جديد و ناپيدا كشف ميشوند و زمين آنچه در درون خود دارد بيرون
ميافكند و بهرهبرداري بهينه از آن آغاز ميشود.10
پيامبر اكرم(ص) فرموده:
يتنعّم امّتي في زمن المهدي(ع) نعمة
لم يتنعّموا قبلها قطّ، يرسل السماء عليهم مدرارا ولاتدع الأرض شيئا من نباتها
إّلا أخرجته.11
پيروان من در زمان حكومت حضرت مهدي(ع)
به آسايش و نعمتهايي دست مييابند كه بيش از آن در هيچ دورهاي به آن دست
نيافتهاند. در آن زمان، آسمان باران فراوان ميبارد و زمين نيز تمام روييدنيهايش
را بيرون مياندازد.
براساس معيارهاي قرآني، تقوا و
خويشتنباني،12 نيكوكاري، عدالت گستري13 و... زمينههاي نزول و ريزش رحمتها و
بركتها از سوي پروردگار ميشود. اگر فضاي جامعه، فضايي معنوي و الهي باشد و
زبانهاي آغشته به دعا، آلوده به گناه نگردد، لقمهها لقماني باشد و نيّتها
انساني، بيگمان، رزق و روزيها فراوانتر ميگردد.14 روشن است هنگامي كه پيوند
انسانها بر پايه داد و نيكي شكل ميگيرد، بينوايان از ياد نميروند و هر كسي مرز
خود را ميشناسد و به حقوق ديگران، دست دراز نميكند. در چنين جامعهاي نعمتها و
بخششهاي پروردگار بر مردمان فرو ميريزد و بسياري از گرفتاريهاي اجتماعي، برطرف
و بنبستهاي اقتصادي گشوده ميشود و راه براي شكوفا شدن، هموار ميگردد.
در روزگار حضرت مهدي(ع) حيات طيبه، بر
پايه ايمان و عمل صالح رخ مينمايد15 از يكسو، آز، مهار ميگردد، مساوات و مواسات
دامن ميگستراند، بخل و كنسي و تنگ چشمي، دامن برميچيند و از ديگر سوي، انگيزهها
براي تلاش، بيشتر و خالصتر ميشود و بستر استفاده بهترو سالمتر از طبيعت آماده
ميگردد.
طبيعي است كه زمينه فراواني نعمتها و
رونق مسائل اقتصادي نيز پديد آيد و گسترش مييابد.
امام علي(ع) در اين باب سخني دارد،
بدينسان:
... و تُخرج له الأرض أفاليذ كَبدها و
تُلقي إليه سلما، مقاليدها، فيريكم كيف عدل السّيرة و يحيي مَيِّتَ الكتاب
والسُّنّة.16
... زمين گنجينههاي خود را برون
اندازد و كليدهاي خويش را از دَرِ آشتي، تسليم او سازد. پس، روشِ عادلانه را به
شما بنمايد و آنچه از كتاب و سنت مرده است، زنده كند.
امام زمان(ع) در پرتو برنامهريزيها
و مديريتهاي خردمندانه، مناسب و برخاسته از نياز جامعه و نگهداشت عدالت، در هر
برنامه و تلاشي و پياده كردن آن در تمام زوايا و زمينهها و رواج و گستراندن
ارزشهاي ديني و در جامعه و با كمك از امدادهاي غيبي، جامعه الهي ـ قرآني را
ميسازد و پرچم حق را برميافرازد. در نظام و تمدّن مهدوي، كارها و پُستها، به
شايستگان واگذار ميشود. ثروتهاي غصب شده به صاحبان ثروت برگردانده ميشود.
بيتالمال از چنگ غارتگران و حرامخواران و خيانت پيشگان به در ميآيد. درهاي رفاه
و بهرهمندي سالم از طبيعت و رزق و روزي حلال به روي مردم، گشوده ميشود. ديو فقر،
زوزهكشان سرزمين مهدوي را ترك ميكند. همگان در اوج عزت و به دور از هرگونه منّت
و ذلّت، روزگار ميگذرانند.17
5ـ3. رشد عقل و گسترش دانش
در اسلام و در پرتو آن، تمدّن اسلامي،
عقل، جايگاه بلندي دارد و ركن حركت، پويش و تلاش به شمار ميرود عقل ستون خيمه دين
است و بدون عقل، دين جايگاه حقيقي خود را نمييابد و بدون عقل، دين شناخته نميشود
و مجهول ميماند. عقل است كه گوهر دين را ميشناساند و به انسان دستور ميدهد تا
در برابر آن، سر فرود آورد و به فرمانهايش، گردن نهد. عقل است كه زيبايي دين را
مينماياند و آن را بر اريكه قدرت مينشاند و انسان را به تماشاي آن وا ميدارد.
عقل، راهنماست به سوي زيباييها،
خوبيها، ارزشها، راستيها و پرهيز دهنده از خطرها. از اين روي، در قرآن به
خردورزي18 انديشيدن،19 به علم دين آگاه شدن20 و فرزانگي21 سفارش بسيار شده است. و
در فقه اسلامي، عقل، يكي از منابع چهارگانه اجتهاد به شمار ميرود كه اجتهاد بدون
در نظر گرفتن اين ركن مهم و پايه استوار، ناتمام است.
امام صادق(ع) درباره جايگاه عقل در
اسلام، در پاسخ پرسندهاي كه ميپرسد: عقل چيست؟ ميفرمايد:
ما عبد به الرّحمن واكتسب به الجنان.
[عقل] چيزي است كه به آن، خداوند
عبادت ميشود و بهشت به دست ميآيد.»
آن حضرت در پاسخ اين پرسش كه: پس آنچه
معاويه به كار ميبست چه بود؟ فرمود:
تلك النّكراء، تلك الشّيطنة وهي شبيهة
بالعقل و ليست بالعقل.22
آنچه او داشت، نيرنگ و شيطنت بود و
آن، مانند عقل بود، نه خود عقل.
عقل، ريشه در بندگي دارد در تمدّن
اسلامي، عقل و بندگي، عقل و اخلاق، عقل و ارزشها، عقل و تقوا، پيوند ناگسستني
دارند. هرگاه عقل، با يكي از اينها كه برشمرديم و صدها ارزش والاي ديگر، همراه
نبود، از مدار خارج ميشود و جامعه را به نيرنگ ميآلايد و هرگونه سودجويي،
استثمار، استعمار و به بردگي واداشتن ديگران و... خردورزي نام ميگيرد. علم و
تكنولوژي كه دستاورد عقل و خرد است، اگر با عقل سالم، عقل به دور از هوي و هوس،
عقل به دور از آلودگيها، به كار گرفته نشود، فاجعه به بار ميآورد، همان فاجعهاي
كه امروزه، شاهد آن هستيم.
عقل سالم، عقل محور جامعه انساني، عقل
راهنما به سوي نيكيها، زيباييها، ارزشها، عقل است كه با اخلاق همراه و هم خانه
و همزاد است و جدايي بين آنان در پندار نگنجد.
در نظام و تمدّن مهدوي، كارها و
پُستها، به شايستگان واگذار ميشود. ثروتهاي غصب شده به صاحبان ثروت برگردانده
ميشود. بيتالمال از چنگ غارتگران و حرامخواران و خيانت پيشگان به در ميآيد.
درهاي رفاه و بهرهمندي سالم از طبيعت و رزق و روزي حلال به روي مردم، گشوده
ميشود.
عقل، ريشه در بندگي دارد در تمدّن
اسلامي، عقل و بندگي، عقل و اخلاق، عقل و ارزشها، عقل و تقوا، پيوند ناگسستني
دارند. هرگاه عقل، با يكي از اينها كه برشمرديم و صدها ارزش والاي ديگر، همراه
نبود، از مدار خارج ميشود و جامعه را به نيرنگ ميآلايد.
در آموزههاي ديني، به ويژه شيعي، به
پيوند عقل و اخلاق، توجه ويژه شده است.
امام صادق(ع) ميفرمايد:
إنّا لنحبّ من كان عاقلاً، عاملاً،
فهما، فقيها، حليما، مداريا، صبورا، صدوقا، وفيا.23
ما، دوستدار كساني هستيم كه عقل،
دانش، فهم، فقاهت، بردباري، نرمش و صبر دارند و اهل وفا و راستياند. [به عبارتي
اين والاييها را به هم درآميختهاند].
عقلانيتي كه در آن انسانيت انسان،
ناديده گرفته شود و برتريها و والاييهاي او به فراموشي سپرده شود. عقلانيتي است
ابزاري و خشك و سوگمندانه، آنچه مورد نظر فرهنگ و تمدّن غربي است و در غرب خود را
نموده، اين چنين عقلانيتي است.
در فرهنگ و تمدّن اسلامي، عقلانيت و
اخلاق به گونهاي به هم تنيده شده كه جداسازي آن دو از يكديگر كاري است ناشدني. خردورزي
و تكامل مادي و معنوي، كامل كننده و ياري رسان يكديگرند. «مدينه» واژهاي است كه
«دين» را دربرگرفته است؛ يعني بدون دين و ارزشهاي ديني و اخلاقي، بنيانهاي مدينه
و تمدّن هم سست و ناپايدار است.
مدينه فاضله مهدوي، سرشار از خردورزي
و اخلاق است. در آن دوران، انديشهها به اوج شكوفايي ميرسد، علوم و فنون تكامل
مييابد و همراه آن برتريها و والاييهاي انساني و اخلاقي، مراحل عالي و ارجمند
خود را پيدا ميكند.
امام صادق(ع) فرمود:
العلم سبعة و عشرون حرفا فجميع ماجاءت
به الرّسل حرفان فلم يعرف النّاس اليوم غير حرفين، فإذا قام قائمنا أخرج الخمسة
والعشرين حرفا فبثّها فيالنّاس و ضمّ إليها الحرفين حتّي يبثّها سبعة و عشرين
حرفا.24
دانش، بيست و هفت بخش دارد كه بشر تا
كنون دو بخش از آن را آموخته است. به هنگام قيام امام زمان(ع) بيست و پنج باب ديگر
بر آن افزوده ميشود و در ميان جامعه گسترش مييابد.
روشن است كه با پيشرفت علم، به رهبري
پيشواي عالم و عادل، زمينه توسعه همه سويه و بهبود زندگي مردمان، فراهم خواهد آمد
و دگرگوني ژرف، پديد خواهد گرديد. از آنجا كه علم تيغ دو دم است و اگر به دست
نااهل سپرده شود، ويرانگري به بار ميآورد، در برنامه آن حضرت تكامل اخلاقي، در
كنار تكامل علوم نيز پيشبيني شده است.
امام باقر(ع) ميفرمايد:
إذا قام قائمنا وضع يده علي رؤس
العباد، فجمع به عقولهم و أكمل به اخلاقهم.25
آنگاه كه قائم ما قيام كند، دست محبت
و امامت بر سر بندگان نهد و پس از آن، خردها را بالنده و خلق و خويها را به تمام
و كمال ميرساند.
رشد عقلاني همراه با رشد اخلاقي،
جامعهاي رشيد به وجود ميآورد كه شايستگي اداره تمام جهان را پيدا ميكند.
حاكميتي كه همراه خود، تربيت و انسانسازي را با عقلانيت و سياست و جامعهپردازي،
درآميخته است و رهاورد آن، رهايي انسانهاي گرفتار در بند هوا و هوس و هدايت آنان
به سوي هُدي و هدايت همه سويه و همه جانبه است.
امام علي(ع) در اين باب ميفرمايد:
يَعطِفُ الهوي علي الهدي إذا عطفوا
الهُدي علي الهوي و يَعطفِ الرَّأيَ علي القرآن إذا عطفوا القرآن علي الرَّأي.26
خواهش نفساني را به هدايت آسماني
بازگرداند، و آن هنگامي است كه ـ مردم ـ رستگاري را تابع هوي ساختهاند، و رأي
آنان را پيرو قرآن كند، و آن هنگامي است كه قرآن را تابع رأي خود كردهاند.
اين است روح انقلاب اصلاحي و بنيادي
امام زمان(عج) كه چشماندازي از تمدّن والا و متعالي الهي ـ قرآني است.
1 . سوره نور(24)، آيه 55.
2 . كتاب الغيبة، ابراهيم بن محمد
نعماني ، ص240، مكتبة صدوق.
3 . كمالالدين، شيخ صدوق، ج 2، ص646.
4. همان108/.
5 . تحف العقول، ابن شعبه حرافي ص236
، بيروت.
6 . بحارالأنوار، علامه مجلسي ج 52،
ص362، حديث 131.
7 . همان ، ص317.
8 . همان، ج 51، ص84.
9 . همان ، ص78.
10. گفت وگوى تمدّنها و برخورد
تمدّنها سيد صادق حقيقت26/ مؤسسه فرهنگى طه قم.
11. همان ، ص83.
12. روزنامه ايران 76/7/21 دكتر مجتهد
زاده; گفت وگوى تمدّنها و برخورد تمدّنها سيد صادق حقيقت33/.
13. سوره نحل(16)، آيه 90.
14. سوره نوح(71)، آيه 10 و 11.
15. سوره نحل(16)، آيه 97.
16. نهجالبلاغه، صبحي صالح، ترجمه
سيد جعفر شهيدي، خطبه 138.
17. مجلّه موعود شماره 10و 77/11.
18. سوره يوسف(12)، آيه 2.
19. سوره آل عمران(3)، آيه 193.
20. تاريخ تمدّن غرب و مبانى آن در
شرق كرين بريتون جان كريستوفر ترجمه پرويز داريوش553/ سازمان چاپ و پخش كتاب
تهران.
21. سوره نساء(4)، آيه 82.
21. قيام و انقلاب مهدى شهيد مطهرى59/
صدرا.
22. ديباچه اى بر رهبرى صاحب الزمانى
91/ مؤسسه مطبوعاتى عطايى تهران.
23. تحفالعقول ، ص266.
24. بحارالانوار، ج 52، ص336.
25. همان55/ به نقل از كتاب مقدس857/.
26. نهجالبلاغه، خطبه 138.
27. همان57/.
28. سوره توبه آيه 3; سوره صف آيه 9;
سوره فتح آيه 28.
29. سوره انبيا آيه 105.
30. سوره قصص آيه 5.
31. سوره انبيا آيه 105.
32. بحارالأنوار علامه مجلسى 83/51
مؤسسه الوفاء بيروت.
33.مجموعه آثار شهيد مطهرى ج161/18
صدرا تهران.
34. بحارالأنوار ج57/51.
35. نهج الفصاحه مجموعه سخنان رسول
اكرم ترجمه ابوالقاسم پاينده حديث شماره 409 جاويدان تهران; منتخب الاثر لطف اللّه
صافى گلپايگانى 493/ داورى قم.
36. منتخب الاثر132/.
37. سوره نور آيه 55.
38. سيرى در سيره ائمه اطهار شهيد
مطهرى198/ صدرا.
39. مفاتيح الجنان شيخ عباس قمى دعاى
افتتاح.
4 . الكافي، ثقةالاسلام كليني، ج 5،
ص73.
40. سوره انبيا آيه 107.
41. سوره سبأ آيه 28.
42. از سخنان آقاى هاشمى رفسنجانى در
دومين سمينار گفتمان مهدويت مدرسه دارالشفاء آبان 79.
43. كارنامه اسلام زرين كوب29/
اميركبير تهران.
44. بحارالأنوار ج312/52.
45. همان332/.
46. همان380/.
47. همان348/.
48. سوره مائده آيه 55; منتخب الاثر
471/.
49. انسان كامل شهيد مطهرى160/ صدرا.
50. منتخب الاثر247/.
51. سوره حديد آيه 25.
52. سوره نحل آيه 90.
53. نهج البلاغه حكمت 437.
54. همان حكمت 231.
55. سوره يوسف آيه 40.
56. تفسير نورالثقلين على بن جمعة
العروسى 78/ چاپ حكمت قم. 57. كمال الدين شيخ صدوق ج372/2.
58. ميزان الحكمه رى شهرى ج45/9
انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم.
59. سوره قصص آيه 35.
60. سوره عصر آيه 4 و 5.
61. سوره مائده آيه 2.
62. حكمتها و اندرزها شهيد مطهرى 230/
صدرا.
63. سفينة البحار شيخ عباس قمى ج218/3
دارالأسرة.
64. فروغ ابديت جعفر سبحانى ج126/2 مركز
انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
65. سوره حشر آيه 9.
66. وسائل الشيعه شيخ حر عاملى ج8
414.
67. بحارالأنوار ج372/52.
68. سوره نور آيه 55.
69. كتاب الغيبة ابراهيم بن محمد
نعمانى 240/ مكتبة صدوق.
70. كمال الدين شيخ صدوق ج646/2.
71. كافى ثقة الاسلام كلينى ج73/5.
72. تحف العقول236/ بيروت.
73. بحارالأنوار ج362/52 حديث 131.
74. همان317/.
75. همان ج84/51.
76. همان78/.
77. همان82/.
78. همان83/.
79. سوره اعراف آيه 96.
80. سوره نحل آيه 90.
81. سوره نوح آيه 10 و 11.
82. سوره نحل آيه 97.
83. نهج البلاغه صبحى صالح ترجمه سيد
جعفر شهيدى خطبه 138.
84. منتخب الاثر473/ ـ 474.
85. سوره يوسف آيه 2.
87. سوره توبه آيه 122.
88. سوره نساء آيه 82.
89. اصول كافى ج11/1 ح3.
90. تحف العقول266/.
91. بحارالانوار ج336/52.
93. نهج البلاغه خطبه 138.
مجله
حوزه، مرداد ـ آبان 1380. منبع: سايت سراج