يكى از مهمترين ويژگيهاى جريانى كه تحت عنوان تهاجم فرهنگى ناميده مى شود از جهت قربانيان آن مى باشد.
اولين گروهى كه در اين جريان آماج حملات ناجوانمردانه دشمن قرار مى گيرند قشر جوان و نوجوان جامعه است بنابراين با توجه به اينكه اين قشر از اقشار فعال و كار آمد جامعه نيز مى باشد لذا بايد تلاش خود را در راستاى مصون نگاه داشتن اين قشر از جامعه در مقابل تهاجم فرهنگى بكار گيريم.
پر كردن اوقات فراغت جوانان, ارائه برنامه هاى حساب شده و دقيق با در نظر گرفتن سليقه هاى آن ها از اساسى ترين راههاى مقابله با اين جريان است كه در اين زمينه راديو, تلويزيون, سينما, كتابخانه هابراى ارائه الگوهاى مناسب از اهميت به سزايى برخوردار مى باشد.
جريان تهاجم فرهنگى در حقيقت مقابله دشمن در برابر ((تك)) ستم سوز و كفر برانداز انقلاب اسلامى است يعنى همانه طور كه در اعترافات دشمن قسم خورده نظام اسلامى آمده است ((ترس از گسترش موج اسلام خواهى در سرتا سر جهان)) علت اصلى اين توطئه هااست و دشمن در تهاجم خود براى تحميل حاكميت فرهنگ مبتذل و استكبارى از همه حربه هاى سياسى, اقتصادى, نظامى و تبليغاتى بهره ميبرد.
فرهنگ در اصطلاح جامعه شناسى و مردم شناسى ترجمه واژه كالتور فرانسوى و كالچر انگليسى است. اين واژه در اصل به معناى كشت و كار, آباد كردن, كاشتن زمين و بارور ساختن بود كه به تدريج مفهوم آن در ادبيات و علوم راه يافت و در قرن 18 نويسندگان آن را به معنى پرورش روانى و معنوى بكار مى بردند. از اين تاريخ فرهنگ براساس تعريف فرانسوى آن به معنى پرورش روح و جسم بكار برده شده است و به تدريج از زبان فرانسه به آلمانى راه يافت و با تغييراتى مواجه شد و به عنوان پيشرفت فكرى و اجتماعى انسان و جامعه و بشريت تلقى شد.
اصطلاح فرهنگ به معنى جامعه شناسى و مردم شناسى آن نخستين بار به وسيله مردم شناس انگليسى ((ادوارد بارنت تايلور)) در سال 1871 در كتابى تحت عنوان ((فرهنگ ابتدايى)) بكار رفت.
وى در تعريف فرهنگ مى گويد:
فرهنگ مجموعه ى پيچيده اى است كه در بر گيرنده دانستنيها, اعتقادات, هنرها, اخلاقيات, قوانين, عادات و هر گونه توانايى ديگر است كه انسان به عنوان عضوى از جامعه به دست مىآورد.
درباره فرهنگ تعاريف متفاوتى از زواياى مختلف مطرح شده است بعضى از محققان به صورت توصيفى يا تشريحى اين مفهوم را شامل تمام فعاليتهاى گسترده اجتماعى ميدانند و بعضى ديگر به صورت تاريخى كه فرهنگ را به عنوان ميراث اجتماعى و سنت قلمداد كرده اند و برخى از مقوله هنجارى كه آن را مبتنى بر قواعد و راه و روشهاى زندگى معرفى كرده اند و بعضى از مقوله روانشناختى كه در بررسى اين مفهوم بر توضيح مفهوم عادت تكيه كرده اند و عده اى از محققان نيز به صورت ساختى كه با تكيه بر ساخت فرهنگى و الگوسازى به بحث و بررسى پيرامون آن پرداخته اند و برخى ديگر نيز از مقوله تكوينى كه آنه را به عنوان ساخته يا فرآورده انسان دانسته اند به بحث و بررسى پيرامون اين موضوع پرداخته اند.
مهمترين تعريف از فرهنگ همان تعريف تكوينى آن است كه فرهنگ را راهنماى همه فعاليتهاى انسانى مى داند فرهنگ عامل مبين رفتار انسان است فرهنگ توانايى خاص بشر است.
مفهوم فرهنگ پذيرى و صورتهاى مختلف آن
جريانى كه در آن فرد تمام زمينه هاى فرهنگى را شناخته و به طور عميق و ژرف آن ها را پذيرفته و خود را با آن سازگار مى نمايد فرهنگ پذيرى ناميده مى شود كه به دو شكل صورت مى گيرد:
ب: فرهنگ پذيرى دو سويى
فرهنگ پذيرى يكسويى مثل زمانى كه كودكى متولد مى گردد كه او فاقد فرهنگ است اما اين كودك در بطن جامعه به وجود آمده است و خود را محصور در ميان فرهنگ مى يابد كه او به تدريج عناصر فرهنگى را به طور مستقيم و غير مستقيم فرا مى گيرد و از خود چيزى ندارد كه به جامعه بدهد.
كودك در برابر پذيرش هنجارى در اينجا يك طرفه است كه كم كم رشد مى نمايد و بزرگتر مى شود و ويژگيهاى فرهنگى جامعه در ذهن او رسوخ پيدا مى كند و به سادگى بر او تسلط مى يابد و شخصيت او را متناسب با هنجارهاى جامعه مى سازد.
فرهنگى شدن كودك از راه خانواده به دو صورت آگاهانه و نا آگاهانه انجام مى گيرد كه با سر مشق قرار دادن و اقتباس رفتار و كردار والدين اين مهم به طور ناآگاهانه واقع مى شود. و در انتقال آگاهانه والدين با آموزش مستقيم و امر و نهى و تشويق يا ممانعت او را عمدا با هنجارها و موازين زندگى اجتماعى آگاه كرده و به نوعى كه خود آن ها ترجيح مى دهند او را اجتماعى و فرهنگى بار مىآورند كه به عنوان نمونه مى توان به تحقيق دوبرولسكى راجع به فرهنگ در جامعه روستايى لهستان اشاره نمود كه در انتقال هنجارهاى اجتماعى و ميراث فرهنگى از نسلى ديگر دو روش اساسى را عنوان مى كند:(1)
1 ـ انتقال فرهنگ از راه گفتار و كردار و رفتار و ساير وسايل انتقال.
2 ـ انتقال فرهنگ از راه ابزار و وسايلى نظير خط, سنت هاى موسيقى و تمام متون تصويرى و دوربين هاى عكاسى.
فرهنگ پذيرى دو سويى از زمانى است كه شخصيت فرد قوام گرفته است و خاصه هاى فرهنگى اجتماع را در خود جمع كرده است و شخصيت او بر اساس همين خاصه ها استوار است يعنى اگر فرد از جامعه خود به جامعه ديگرى وارد شود فرهنگ جامعه جديد كه با فرهنگ جامعه او بيگانه است به سادگى نمى تواند در او نفوذ كند و او را تحت تسلط خود قرار دهد به تعبير بهتر مهاجرت گروهى از يك جامعه به جامعه ديگر سبب مى شود كه بعد از سالها اقامت و زندگى در آن جامعه نو بعضى از ويژگيهاى فرهنگ جامعه ميزبان نظير زبان, تكنولوژى, شيوه هاى افكار و عقايد و بعضى رفتارها را قبول نمايند و در مقابل بسيارى از ويژگيهاى فرهنگ خود را هم به آن جامعه انتقال دهند. كه اين پديده انتقال متقابل خاصه هاى فرهنگ را فرهنگ پذيرى دو سويى مى نامند.
مفهوم تهاجم فرهنگى و تبادل فرهنگى
از آنجا كه برداشت حاصل از مفهوم تهاجم فرهنگى با مفهوم تبادل فرهنگى متفاوت است و گروهى از جريانهاى مشكوك كه به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامى نقش ((ستون پنجم)) دشمن را در يك تهاجم فرهنگى بازى مى كنند و جهت منحرف نمودن اذهان عمومى و مخصوصا براى خام و خواب كردن دست اندركاران امور فرهنگى يا براى توجيه برخى از عملكردها و ديدگاهها و انديشه هاى خود وجود جريان حساب شده و برنامه ريزى شده تحت عنوان تهاجم فرهنگى را انكار كرده و آن را يك نوع تبادل فرهنگى در ميان ملتها قلمداد مى نمايند.
اما آنچه مسلم است نمى توان از جريان تهاجم فرهنگى برداشت تبادل فرهنگى داشت تهاجم فرهنگى حركتى است مرموزانه, حساب شده, همراه با برنامه ريزى دقيق و با استفاده از شيوه ها و ابزارها و امكانات متعدد و متنوع جهت سست كردن باورها, تغيير ارزشها, انحراف انديشه ها و تغيير و تبديل آداب و سنن و نابودى احكام اخلاقى حاكم بر يك جامعه.
رهبر معظم انقلاب اسلامى درباره اين مفهوم مى فرمايد: تهاجم فرهنگى بدين معنا است كه يك مجموعه سياسى يا اقتصادى براى اجراى مقاصد خاص خود و اسير كردن يك ملت به بنيانهاى فرهنگى آن ملت هجوم مى برند. آن ها هم چيزهاى تازه اى وارد كشور مى كنند اما به زور و به قصد جايگزين كردن آن ها با فرهنگ و باورهاى ملى آن ملت كه نام اين ((تهاجم فرهنگى)) است.(2)
اگر افراد تحت تاثير تهاجم فرهنگى قرار گيرند مساله غريزدگى خود به خود به ميان مىآيد كه مانند وبازدگى است كه چنانچه به مذاق خوشايند نيست نظير گرمازدگى يا سرمازدگى يا حداقل سن زدگى (آفت گندم) مى باشد.(3)
خطر تهاجم فرهنگى از مدتها قبل توسط مقام معظم رهبرى گوشزد شده بود معظم له در ديدار با دست اندركاران امور فرهنگى كشور به بيان روشن و گويا پيرامون تفاوتهاى تهاجم فرهنگى و تبادل فرهنگى مى پردازند و اضافه مى نمايند كه: اولا اين نكته را عرض كنم كه تهاجم فرهنگى با تبادل فرهنگى متفاوت است تبادل فرهنگى لازم است و هيچ ملتى از اينكه معارفى را در تمام زمينه هاى زندگى از جمله فرهنگ و مسايلى كه عنوان فرهنگ به آن اطلاق مى شود از ملتهاى ديگر بياموزد بى نياز نيست.
در هميشه تاريخ هم همين طور بوده و ملتها در رفت و آمدهايشان با يكديگر آداب زندگى, خلقيات, علم, نحوه لباس پوشيدن, آداب معاشرت, زبان, معارف و دين را از هم فرا گرفته اند.
اين مهمترين مبادله ملتها با هم بود كه از تبادل اقتصادى و كالا هم مهمتر بوده است در تبادل فرهنگى هدف ريشه كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملى نيست; ولى در تهاجم فرهنگى هدف ريشه كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملى است در تبادل فرهنگى ملت گيرنده فرهنگ, چيزهاى مطبوع, دلنشين, خوب و مورد علاقه را مى گيرد. در تهاجم فرهنگى چيزهايى را كه به ملت مورد تهاجم مى دهند خوب نيست و بد است. مثلا وقتى اروپايى ها تهاجم فرهنگى را به كشور ما شروع كردند روحيه دقت شناسى, شجاعت, خطر كردن در مسايل و تجسس و كنجكاوى علمى را براى ما نياوردند. آن ها فقط بى بند و بارى جنسى را وارد كشور كردند. ملت ما در طول هزاران سال دوران اسلامى, داراى مبادلات جنسى معينى و رعايتهاى مربوط به زن و مرد بود.
اروپايى ها كه هميشه و در تمام مدت شبانه روز ميخانه ها و ميگساريهايشان برقرار بود مى خواستند اين عادت شوم و فاسد را وارد جامعه ما بكنند.
در تهاجم فرهنگى دشمن نقطه اى از فرهنگ خود را به اين ملت مى دهد و وارد اين كشور مى كند كه خود مى خواهد و معلوم است كه دشمن چه چيز را مى خواهد. در بحث تبادل فرهنگى ملت فراگيرنده به آدمى تشبيه مى شود كه مى رود در كوچه و بازار تا غذا و داروى مناسبى را تهيه و آن را مصرف كند ولى در بحث تهاجم فرهنگى ملت مورد تهاجم به بيمارى تشبيه مى شود كه به زمين افتاده و نمى تواند حركتى انجام دهد. دشمن مىآيد و به او آمپول تزريق مى كند معلوم نيست آمپولى كه دشمن تزريق مى كند چيست.
تبادل فرهنگى از طرف ما است ولى تهاجم فرهنگى از طرف دشمن است تا فرهنگ خودى را ريشه كن كند. تبادل فرهنگى خوب است ولى تهاجم فرهنگى نه. تبادل فرهنگى در هنگام قوت و توانايى يك ملت است ولى تهاجم فرهنگى در روزگار ضعف يك ملت است. (4)
تهاجم فرهنگى داراى سابقه بسيار طولانى است و پديده اى نوپا و مربوط به قرن بيستم و پيروزى انقلاب اسلامى نمى باشد و چيزى نيست كه امروزه به عنوان شيوه اى جديد بكار رود بلكه در طول تاريخ بشرى در اشكال مختلف حتى عليه انبياى الهى و حركتهاى انقلابى مورد استفاده قرار گرفته است. مبارزه پيامبران الهى با مظاهره استكبار و طاغوتها در طول تاريخ در واقع نبرد دو فرهنگ بوده است. مطالعه سرگذشت پيامبران الهى چون نوح, ابراهيم, موسى, عيسى, لوط, هود, شعيب, صالح و... كه در قرآن كريم آمده است مويد اين حقيقت مى باشد.(5)
آنچه امروزه تحت عنوان تهاجم فرهنگى غرب نام گرفته است از دو بعد داخلى و خارجى مورد توجه قرار مى گيرد.
در بعد خارجى تمام سعى و تلاش دشمن جهت مخدوش و مشوش نمودن چهره اسلام ناب محمدى(ص) به طور عام و نمايش تصويرى مسخ شده و منحرف از انقلاب اسلامى به طور خاص مى باشد. اين مهم توسط دشمنان اسلام به سركردگى غرب و آمريكا تحت عناوينى چون نقض حقوق بشر, حمايت از تروريسم, وجود خفقان و سانسور و فقدان آزادى براى زنان انجام مى گيرد.
زشت ترين و شيطانى ترين شيوه هاى بكارگرفته شده در اين راه استفاده از فيلمها و كتابهاى سراسر كذب و همراه با توهين و تحريف مى باشد مثل ((بدون دخترم هرگز)) يا ((اولاد احيائنا)), ((بچه هاى محله ما)) تاءليف بد نجيب محفوظ نويسنده مصرى كه در زمان ناصر آن را نوشته و جايزه نوبل گرفت و با بى پروايى و جسارت نسبت به اساس دين و حرمت شكنى و تقدس زدايى از ساحت مقدس قرآن كريم و پيامبر اكرم(ص) به طرز نامطلوبى به مقدسات اسلامى اهانت نموده است.
و اوج اين توطئه را مى توان با انتشار كتاب ((آيات شيطانى)) توسط موسسه انتشاراتى انگليسى ـ آمريكايى پنگوئن در اكتبر 1988 معرفى كرد كه نويسنده مرتد آن ((سلمان رشدى)) در قالب داستان و رمان نسبت به همه مقدسات اسلام به هتاكى و فحاشى پرداخته و بدترين اتهامات ناروا را به ساحت مقدس رسول گرامى اسلام(ص) و همسران عفيف وى و صحابه بزرگ او وارد ساخته است.
غرب به سركردگى آمريكا از يك سو با توليد فيلمهاى مبتذل و انتشار كتابهاى شيطانى فعاليت خود را شروع كرد از سوى ديگر با تبليغ و ترويج مسلك منحط و آلت دست استعمار ((وهابيت)) در كشورهاى اسلامى با بهره گيرى از دلارهاى نفتى حكام سر سپرده سعودى به مقابله با اسلام ناب محمدى ادامه مى دهد.
رهبر معظم انقلاب اسلامى با هوشيارى اين امر را ياد آورى مى نمايد كه: ((استكبار جهانى از طريق بوجود آوردن وهابيت سعى كرده است داخل جامعه اسلامى مراكز امنى را براى خود ايجاد كند.))(6)
از ابعاد ديگر اين توطئه ترويج مسلك استعمارى ((بهائيت)) مى باشد به نوعى كه رئيس بهائيان آمريكا در ديدارى با ريگان به خاطر دفاع از بهائيان مورد اذيت و آزار قرار گرفته در ايران تشكر مى نمايد و ريگان در جريان اين ملاقات مى گويد: ((وضع اسفبار بهائيان در ايران يكى از دردآورترين موارد نقض حقوق بشر در دنيا است.))
1 ـ دوبرو لاسكى, فرهنگ روستايى در كتاب مسائل جامعه شناسى روستايى, ترجمه مصطفى ازكيا و همكارانش, انتشارات روزبهان, 1368, ص 97.
R Dobrowolski
2 ـ سخنرانى رهبر معظم انقلاب اسلامى در تاريخ 21/5/71.
3 ـ جلال آل احمد, غرب زدگى, انتشارات فردوسى, 1373.
4 ـ سخنرانى رهبر معظم انقلاب اسلامى در تاريخ 21/5/71.
5 ـ سوره اعراف آيات 58 به بعد.
6 ـ سخنرانى رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با اعضاء سازمان تبليغات اسلامى مورخه 1/10/68 .