در مقاله گذشته صفات مشاور و ويژگيهاى او را از ديدگاه اسلام مورد بررسى قرار داديم حال اين مساله قابل طرح است كه اصولا احراز عنوان مشاور بودن با آن ويژگيها چه مزيتهائى دارد؟ و در مقابل، انتخاب مشاورينى كه شرائط لازم در مشورت را نداشته باشند، چه زيانهائى دارد؟ و ديدگاه اسلام و پيشوايان مذهبى در اين باره چيست؟ تا ارزش كارشان هم براى خودشان روشن باشد تا در انجام وظيفه خود جدى بوده، مورد تشويق قرار گيرند و هم براى ديگران معلوم باشد تا بتوانند به نحو احسن از وجود مشاورين با ارزش بهره ببرند.
پاسخ اين سؤال اين است كه اسلام براى مشاورين داراى صفات ويژه، چند مزيت قائل شده است:
1 - اسلام به چنين مشاورينى به عنوان انسانهاى داراى قلب سليم مىنگرد و مشاورين داراى شرائط مشورت از ديدگاه اسلام عبادت كنندگان خالص الهى به شمار مىروند چرا كه انسانهائى را از حيرت و سرگردانى بيرون آورده، آنان را به سوى خير و صلاح هدايت مىنمايند چه عبادتى بالاتر از اين عمل خير مىباشد؟
امام صادقعليه السلام از رسول خداصلى الله عليه وآله چنين نقل مىكند:
«انسك الناس نسكا انصحهم حبيبا و اسلمهم قلبا بجميع المسلمين»: (1) (عابدترين مردم از لحاظ عبادت خداوند، ناصحترين انسانهاى دوستدار انسانهاى ديگر و سالمترين آنان به ملاحظه قلب براى جميع ملت اسلامى مىباشد).
جالب در اين روايت نحوه بيان و اداء كلمات است كه بسيار لطيف و پرمعنى است:
اولا - مشاور و مشاورين و شوراى مشاوره را با تعبير «انسك الناس» به صورت افعلالتفضيل آورده و «انسك» را به ناس اضافه كرده به معناى اين كه در ميان جميع امت اسلام و جميع مردم عابدترين انسانها بشمار مىروند زيرا چه عملى بالاتر است از راهنمائى انسانهاى گرفتار ديگر، مشفقانه و ناصحانه در مسير زندگى و هدايتبه سعادت واقعى است؟
ثانيا- باكلمه «حبيبا» اشااره به نوع مشورت و محتواى آن مىنمايد كه مشورت از روى دوستى و صفا و صميميت انجام گرفته است.
ثالثا - كلمه «اسلمهم قلبا» باز به صورت «افعل التفضيل» آورده شده اشاره به اين معنى كه قلب و دل انسانهاى مشاور از سالمترين و پاكترين قلبها مىباشد.
رابعا - كلمه «جميع المسلمين» اين نكته را مىرساند كه اوج دلسوزى و سلامت قلب مشاور در محدوده امت اسلام و براى جميع مسلمين مىباشد.
2 - مشورت باچنين مشاورينى موجب رضاى پروردگار و بالاترين فضيلت و مزيت را در مقايسه با ساير اعمال نزد خداوند دارد.
«سفيان بن عيينه» مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود: «عليك بالنصح لله فى خلقه فلن تلقاه لعمل افضل منه» (2) در مقام مشورت بر مشاور لازم و واجب است مشورت كننده رابراى خدا و كسب رضاى الهى نصيحت و راهنمائى كند زيرا مشاور هيچ عملى را مرتكب نمىشود كه از لحاظ فضيلت و برترى بالاتر از نصح در مقام مشورت باشد.
3 - وجوب اطاعت از نتيجه چنين مشورتى و نهى از مخالفتبا آن، پيامبر گرامى اسلامصلى الله عليه وآله فرمود: «الحزم ان تستشير ذا الراي و تطيع امره».: (حزم و احتياط عقلى آن است كه تو با انسانهاى داراى عقل و راى مشورت كنى و از آنان اطاعت نمائى).
تا آنجا مىفرمايد:«و اياك والخلاف عليهم فان فيه الهلاك» (3) : (از مخالفتبا راى مشاوران عاقل، دورى كن زيرا د راين مخالفت هلاكت و نابودى است.).
البته اين دستور، وقتى متين است كه مشورت كننده به هنگام مشورت و بعد از مشورت، احساس امنيتبنمايد و بداند كه مشاور در مقام مشورت، تمام كوشش و عقل و درايت و علم و اطلاعات خويش را بكار گرفته است و اين امر نيز وقتى به طور غالبى حاصل مىشود كه نظر مشاور، خالص بوده، هيچ نوع غرض شخصى در ميان نباشد و گرنه خداوند سلامت فكر و عقل را از او سلب مىنمايد و علاوه بر اين، اين عمل با كمال ايمان و لزوم صداقت در مشاور منافات دارد.
امام صادقعليه السلام ضمن نامهاى به «عبدالله نجاشى» چنين نوشت:
پدرم از پدرانش از على بن ابيطالبعليه السلام چنين نقل مىكند:
«من استشار اخوه المؤمن فلم يمحضه النصيحة سلبه الله لبه» (كسى كه برادر مؤمنى از او طلب مشورت كند واو را د رمقام مشورت، نصيحتخالص و بدون اغراض شخصى راهنمائى ننمايد، خداوند سلامت فكرى و عقلى را از او سلب مىكند). زيرا مغز و فكر در يك سطح بالا، براى مشاور نعمتى است كه خداوند به او داده است و او نه تنها استفاده صحيح و به موقع از آن ننموده، بلكه اين نعمتهاى خداداده را انحرافى بكار برده است و لذا خداوند اين نعمتها را از او سلب مىنمايد. (4)
پس لازم است مشورت در محيط صدق و صفا و بدون اغراض شخصى انجام گيرد، چنين مشورتى است كه نزد خدا ارزش دارد و خداوند وعده بهشت را در قرآن بر چنين مشاورينى تضمين نموده است.
رسول خدا فرمود: «مشاورى كه پنج چيز را به خاطر من و نزد من متعهد باشد خداوند بهشت را براى او تضمين مىكند راوى سؤال كرد آن پنج چيز كدام است؟ فرمود: «النصيحة لله عزوجل والنصيحة لرسوله والنصيحة لكتاب الله و النصيحة لدين الله و النصيحة لجماعة المسلمين» (5) (نصيحت در مقام مشورت به خاطر خدا و رسولش بوده، مطابق كتاب خداوند و مطابق دين خدا و متعلق آن، جماعت مسلمين باشد) يعنى در مقام مشورت مشاور بايد چند اصل را به عنوان معيارهاى سنجش مورد توجه خاص قرار دهد: «رضاى خدا و دستورات وارده در قرآن - فرمان رسول خدا و دستورات ساير پيشوايان اسلام به عنوان سنتهاى اسلامى - مصالح امت اسلام و در ضمن آن مصلحتشخص مشورت كننده را در نظر بگيرد».
آرى چنين مشورتى مورد رضايتخداوند بوده و مشاورين آن بالاترين منزلت را نزد خداوند در قيامت دارند زيرا نصيحت در مقام مشورت از علائم و نتائج محبت و علاقه به غير است. (6)
پس نصيحت در مقام مشورت، دليل بر احساس كمال محبت قلبى و دلسوزى نسبتبه برادر دينى خود مىباشد و نيز نتيجه نصيحت در مقام مشورت، محبت است و دوستى. (7)
و نيز نصيحت در مقام مشورت مطابق غريزه مؤمن واقعى مىباشد.
امام علىعليه السلام فرمود: «المؤمن غريزته النصح». (8)
غريزه مؤمن بر اساس نصيحت دليل قرار داده شده است.
و نيز نصيحت صادقانه دليل بهترين برادرى انسانها نسبتبه هم است.
على عليه السلام فرمود: «خير اخوانك انصحهم» (9) (بهترين برادران تو ناصحترين آنان مىباشد).
و نيز نصيحتبرادرانه در مقام مشورت از اخلاق انسانهاى كريم مىباشد چنانكه علىعليه السلام فرمود: «النصيحة من اخلاق الكرام» (10) (نصيحت مشفقانه از جمله خوى انسانهاى كريم مىباشد) زيرا مشورت با چنين كسانى چه بسا موجب راهنمائى سوى اخلاق و سيرت باطنى انسانها ميشود.
علىعليه السلام مىفرمايد: «ما آل جهدا في النصيحة من دلك على عيبك و حفظ عيبك» (11) (نتيجه نصيحت در مقام مشورت چه خوب است هنگامى كه عيب تو را بيابد و اسرار مخفى تو را حفظ نمايد).
اگر مشاورين، صفات بالا را كه از ائمهعليهمالسلام نقل شده است، داشته باشند، قطعا در مقام مشورت جز خيرخواهى و دلسوزى و رساندن نفع و سود به برادر دينى خود، قصد و نيت ديگرى نخواهند داشت.
علىعليه السلام فرمود: «نصيحتبا برادر دينى خود را در مقام مشورت خالص گردان و مشورت كننده را در هرحال مساعدت نما و مشكلات او را حتىالمقدور زائل كن و از او پاداش مادى و دنيوى مخواه زيرا اين انتظارها از آثار و نشانهاى انسانهاى پست و دون مايه مىباشد». (12)
نظيراين روايت از علىعليه السلام (بعنوان وصيتبه فرزندش امام حسن مجتبىعليه السلام) چنين وارد شده است:
«... ولا تطلبن مجازاة اخيك و لو حث التراب يفيك». (13) (تو (به عنوان مشاور) از برادر دينى خود در مقام مشورت اجر و مزد دنيوى طلب ننما و مشورت كننده به عنوان قدردانى در مقابل مشورت تو با او حتى اگر مشتى خاك به تو هديه كند تو را كافى است).
زيرا عدم انتظار مشاور به او و پاداش از مشورت كننده باعث رفع عذاب الهى در روز قيامت مىباشد چنانكه «ابن عباس» از رسول خدا چنين نقل مىكند :
«سه فرقهاند كه خداوند عذاب روز قيامت را از آنها برمىدارد: يكى از آنها فرقه و طائفهاى است كه نصيحت مشفقانه آنان د رمقام مشورت شامل ساير مسلمانها مىگردد». (14)
حتى بالاتر در روايتى وارد است كه كسى كه مسلمانى را نصيحت كند و او را در مقام مشورت به سوى خير بخواند براى او در مقابل هرگامى كه در اين راه برمىدارد، حسنهاى در نامه عمل او نوشته مىشود.
آرى، مهمترين مانع كه در برابر پذيرش چنين مشورت مشفقانهاى وجود دارد، حالت عجب و خودكامگى است كه ممكن است مشورت كننده را دربر بگيرد، اسلام با اين مانع بزرگ روحى برخورد شديد كرده، آن را شديدا نكوهش و سرزنش نموده است و در روايات و احاديث از اين صفت زشتبه عنوان شكننده پشت انسانها(قاصم الظهر) تعبير آورده است!.
امام صادقعليه السلام فرمود: «ثلاث هن قاصمات الظهر رجل استكثر عمله و نسي ذنوبه و اعجب برايه» (15) ( سه طائفهاند كه با عمل خود پشتخود را مىشكنند (يعنى پشتوانهاى اصلى خود را درمسير زندگى از دست مىدهند:)1 - طائفهاى كه عمل خود را بيش از اندازه بزرگ مىبينند.
2 - طائفهاى كه گناهان خود را فراموش مىكنند(و در مقام جبران آن برنمىآيند).
3 - طائفهاى كه حالتخودبينى دارند (ودر نتيجه در امور خود با عقلا، مشورت نمىكنند و يا متعهد به عمل به آنچه با ديگران مشورت كردهاند، نيستند).
قطعا چنين كسانى در كشاكش گردونه زندگى مواجه با مشكلات شكننده عديدهاى مىشوند و از گذشته اعمال خويش نادم و پشيمان مىگردند و لكن اين ندامت و پشيمانى هرگز سودى براى اينها نخواهد داشت زيرا از طريق صحيح و عقلائى در مسير حركتبه سوى اهداف زندگى خويش وارد نشدهاند، ويكى از اين طرق صحيح همان طريق مشورت با عقلاء قوم است و لذا در روايات واحاديث وارد است كه مشورت با حفظ شرائط لازم غالبا به دنبال آن ندامت و پشيمانى ندارد.
«حضرت عبدالعظيم حسنى» صحابه خاص امام حسن عسكرىعليه السلام از آن حضرت و او نيز از پدران خود از اميرالمؤمنين علىعليه السلام نقل مىكند كه رسول خدا به هنگام حركت من به سوى يمن به نمايندگى از آن حضرت ضمن وصيتى چنين فرمود: «يا على... لا ندم من استشار»(اى على كسى كه در امور خويش با عقلا مشورت كند، هرگز پشيمان نمىگردد).
و اين كه هرگز پشيمان نمىگردد، به جهت اين است كه در علم ادب عربى لاى نفى جنس اگر بر سر اسمى بيايد افاده عموم مىكند يعنى انسان متحير و دو دل كه در انجام عمل خويش نياز به مشورت با عقلا دارد، اگر در مقام عمل تمام شرائط لازم در مشاور خود جمع باشد، نتيجه حاصل از اين مشورت هرگز موجب پشيمانى و ندامت نخواهد بود زيرا نتيجه مشورت از دو حال خارج نيستيا مطابق واقع بوده، سودمند مىباشد يا اينكه سودمند نبوده است دراين صورت نيز مشورت كننده وظيفه خود را كه مشورت با عقلا بوده، انجام داده است ولكن احيانا به واقع نرسيده و مفيد واقع نشده است.
1) وافى، ج3، ص 99.:
2) وافى، ج3، ص 99 - در اين زمينه روايات زيادى ازامام صادقعليه السلام نقل شده استبه كتاب وافى مراجعه شود.
3) مستدرك الوسائل، ج2، ص 65.:
4) آيات زيادى در قرآن از قبيل: ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم. و غير اين آيه از آيات بر مطلب بالا دلالت دارد مراجعه كنيد..
5) مستدركالوسائل، ج2، ص 66 به نقل از خصال شيخ صدوق.
6) النصح ثمرة المحبة. - مستدرك الوسائل، ج2، ص 403 به نقل از «غرر آمدى» از اميرالمؤمنينعليه السلام..
7) قال علىعليه السلام: «النصيحة ثمرة الود». (غرر آمدى، به نقل از مستدرك الوسائل، ج2، ص 403)..
8) مستدرك الوسائل، به نقل از غرر آمدى..
9) مدرك قبل.
10) مدرك قبل.
11) مدرك قبل.
12) فلاطلبن منه المجازاة فانهامن شيم الدناة.. - مستدرك الوسائل، ج2، ص 403 به نقل از كنزالفوائد از اميرالمؤمنينعليه السلام..
13) مستدرك الوسائل، ج2، ص 403 به نقل از رسائل مرحوم كلينى از علىعليه السلام..
14) الناصح للمسلمين والدال على الخير..- مستدرك الوسائل، ج2، ص 412 به نقل از ديلمى در ارشاد القلوب..
15) بحار، ج75، ص 98.