شان و منزلت مشاور در اسلام

دكترحسين حقانى زنجانى

در مقاله گذشته صفات مشاور و ويژگيهاى او را از ديدگاه اسلام مورد بررسى قرار داديم حال اين مساله قابل طرح است كه اصولا احراز عنوان مشاور بودن با آن ويژگيها چه مزيت‏هائى دارد؟ و در مقابل، انتخاب مشاورينى كه شرائط لازم در مشورت را نداشته باشند، چه زيانهائى دارد؟ و ديدگاه اسلام و پيشوايان مذهبى در اين باره چيست؟ تا ارزش كارشان هم براى خودشان روشن باشد تا در انجام وظيفه خود جدى بوده، مورد تشويق قرار گيرند و هم براى ديگران معلوم باشد تا بتوانند به نحو احسن از وجود مشاورين با ارزش بهره ببرند.

پاسخ اين سؤال اين است كه اسلام براى مشاورين داراى صفات ويژه، چند مزيت قائل شده است:

1 - اسلام به چنين مشاورينى به عنوان انسانهاى داراى قلب سليم مى‏نگرد و مشاورين داراى شرائط مشورت از ديدگاه اسلام عبادت كنندگان خالص الهى به شمار مى‏روند چرا كه انسانهائى را از حيرت و سرگردانى بيرون آورده، آنان را به سوى خير و صلاح هدايت مى‏نمايند چه عبادتى بالاتر از اين عمل خير مى‏باشد؟

امام صادق‏عليه السلام از رسول خداصلى الله عليه وآله چنين نقل مى‏كند:

«انسك الناس نسكا انصحهم حبيبا و اسلمهم قلبا بجميع المسلمين‏»: (1) (عابدترين مردم از لحاظ عبادت خداوند، ناصح‏ترين انسانهاى دوستدار انسانهاى ديگر و سالمترين آنان به ملاحظه قلب براى جميع ملت اسلامى مى‏باشد).

جالب در اين روايت نحوه بيان و اداء كلمات است كه بسيار لطيف و پرمعنى است:

اولا - مشاور و مشاورين و شوراى مشاوره را با تعبير «انسك الناس‏» به صورت افعل‏التفضيل آورده و «انسك‏» را به ناس اضافه كرده به معناى اين كه در ميان جميع امت اسلام و جميع مردم عابدترين انسانها بشمار مى‏روند زيرا چه عملى بالاتر است از راهنمائى انسان‏هاى گرفتار ديگر، مشفقانه و ناصحانه در مسير زندگى و هدايت‏به سعادت واقعى است؟

ثانيا- باكلمه «حبيبا» اشااره به نوع مشورت و محتواى آن مى‏نمايد كه مشورت از روى دوستى و صفا و صميميت انجام گرفته است.

ثالثا - كلمه «اسلمهم قلبا» باز به صورت «افعل التفضيل‏» آورده شده اشاره به اين معنى كه قلب و دل انسانهاى مشاور از سالمترين و پاك‏ترين قلبها مى‏باشد.

رابعا - كلمه «جميع المسلمين‏» اين نكته را مى‏رساند كه اوج دلسوزى و سلامت قلب مشاور در محدوده امت اسلام و براى جميع مسلمين مى‏باشد.

2 - مشورت باچنين مشاورينى موجب رضاى پروردگار و بالاترين فضيلت و مزيت را در مقايسه با ساير اعمال نزد خداوند دارد.

«سفيان بن عيينه‏» مى‏گويد: از امام صادق‏عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمود: «عليك بالنصح لله فى خلقه فلن تلقاه لعمل افضل منه‏» (2) در مقام مشورت بر مشاور لازم و واجب است مشورت كننده رابراى خدا و كسب رضاى الهى نصيحت و راهنمائى كند زيرا مشاور هيچ عملى را مرتكب نمى‏شود كه از لحاظ فضيلت و برترى بالاتر از نصح در مقام مشورت باشد.

3 - وجوب اطاعت از نتيجه چنين مشورتى و نهى از مخالفت‏با آن، پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله فرمود: «الحزم ان تستشير ذا الراي و تطيع امره‏».: (حزم و احتياط عقلى آن است كه تو با انسانهاى داراى عقل و راى مشورت كنى و از آنان اطاعت نمائى).

تا آنجا مى‏فرمايد:«و اياك والخلاف عليهم فان فيه الهلاك‏» (3) : (از مخالفت‏با راى مشاوران عاقل، دورى كن زيرا د راين مخالفت هلاكت و نابودى است.).

البته اين دستور، وقتى متين است كه مشورت كننده به هنگام مشورت و بعد از مشورت، احساس امنيت‏بنمايد و بداند كه مشاور در مقام مشورت، تمام كوشش و عقل و درايت و علم و اطلاعات خويش را بكار گرفته است و اين امر نيز وقتى به طور غالبى حاصل مى‏شود كه نظر مشاور، خالص بوده، هيچ نوع غرض شخصى در ميان نباشد و گرنه خداوند سلامت فكر و عقل را از او سلب مى‏نمايد و علاوه بر اين، اين عمل با كمال ايمان و لزوم صداقت در مشاور منافات دارد.

امام صادق‏عليه السلام ضمن نامه‏اى به «عبدالله نجاشى‏» چنين نوشت:

پدرم از پدرانش از على بن ابيطالب‏عليه السلام چنين نقل مى‏كند:

«من استشار اخوه المؤمن فلم يمحضه النصيحة سلبه الله لبه‏» (كسى كه برادر مؤمنى از او طلب مشورت كند واو را د رمقام مشورت، نصيحت‏خالص و بدون اغراض شخصى راهنمائى ننمايد، خداوند سلامت فكرى و عقلى را از او سلب مى‏كند). زيرا مغز و فكر در يك سطح بالا، براى مشاور نعمتى است كه خداوند به او داده است و او نه تنها استفاده صحيح و به موقع از آن ننموده، بلكه اين نعمت‏هاى خداداده را انحرافى بكار برده است و لذا خداوند اين نعمتها را از او سلب مى‏نمايد. (4)

پس لازم است مشورت در محيط صدق و صفا و بدون اغراض شخصى انجام گيرد، چنين مشورتى است كه نزد خدا ارزش دارد و خداوند وعده بهشت را در قرآن بر چنين مشاورينى تضمين نموده است.

رسول خدا فرمود: «مشاورى كه پنج چيز را به خاطر من و نزد من متعهد باشد خداوند بهشت را براى او تضمين مى‏كند راوى سؤال كرد آن پنج چيز كدام است؟ فرمود: «النصيحة لله عزوجل والنصيحة لرسوله والنصيحة لكتاب الله و النصيحة لدين الله و النصيحة لجماعة المسلمين‏» (5) (نصيحت در مقام مشورت به خاطر خدا و رسولش بوده، مطابق كتاب خداوند و مطابق دين خدا و متعلق آن، جماعت مسلمين باشد) يعنى در مقام مشورت مشاور بايد چند اصل را به عنوان معيارهاى سنجش مورد توجه خاص قرار دهد: «رضاى خدا و دستورات وارده در قرآن - فرمان رسول خدا و دستورات ساير پيشوايان اسلام به عنوان سنت‏هاى اسلامى - مصالح امت اسلام و در ضمن آن مصلحت‏شخص مشورت كننده را در نظر بگيرد».

آرى چنين مشورتى مورد رضايت‏خداوند بوده و مشاورين آن بالاترين منزلت را نزد خداوند در قيامت دارند زيرا نصيحت در مقام مشورت از علائم و نتائج محبت و علاقه به غير است. (6)

پس نصيحت در مقام مشورت، دليل بر احساس كمال محبت قلبى و دلسوزى نسبت‏به برادر دينى خود مى‏باشد و نيز نتيجه نصيحت در مقام مشورت، محبت است و دوستى. (7)

و نيز نصيحت در مقام مشورت مطابق غريزه مؤمن واقعى مى‏باشد.

امام على‏عليه السلام فرمود: «المؤمن غريزته النصح‏». (8)

غريزه مؤمن بر اساس نصيحت دليل قرار داده شده است.

و نيز نصيحت صادقانه دليل بهترين برادرى انسانها نسبت‏به هم است.

على عليه السلام فرمود: «خير اخوانك انصحهم‏» (9) (بهترين برادران تو ناصح‏ترين آنان مى‏باشد).

و نيز نصيحت‏برادرانه در مقام مشورت از اخلاق انسانهاى كريم مى‏باشد چنانكه على‏عليه السلام فرمود: «النصيحة من اخلاق الكرام‏» (10) (نصيحت مشفقانه از جمله خوى انسانهاى كريم مى‏باشد) زيرا مشورت با چنين كسانى چه بسا موجب راهنمائى سوى اخلاق و سيرت باطنى انسانها ميشود.

على‏عليه السلام مى‏فرمايد: «ما آل جهدا في النصيحة من دلك على عيبك و حفظ عيبك‏» (11) (نتيجه نصيحت در مقام مشورت چه خوب است هنگامى كه عيب تو را بيابد و اسرار مخفى تو را حفظ نمايد).

اگر مشاورين، صفات بالا را كه از ائمه‏عليهم‏السلام نقل شده است، داشته باشند، قطعا در مقام مشورت جز خيرخواهى و دلسوزى و رساندن نفع و سود به برادر دينى خود، قصد و نيت ديگرى نخواهند داشت.

على‏عليه السلام فرمود: «نصيحت‏با برادر دينى خود را در مقام مشورت خالص گردان و مشورت كننده را در هرحال مساعدت نما و مشكلات او را حتى‏المقدور زائل كن و از او پاداش مادى و دنيوى مخواه زيرا اين انتظارها از آثار و نشانه‏اى انسانهاى پست و دون مايه مى‏باشد». (12)

نظيراين روايت از على‏عليه السلام (بعنوان وصيت‏به فرزندش امام حسن مجتبى‏عليه السلام) چنين وارد شده است:

«... ولا تطلبن مجازاة اخيك و لو حث التراب يفيك‏». (13) (تو (به عنوان مشاور) از برادر دينى خود در مقام مشورت اجر و مزد دنيوى طلب ننما و مشورت كننده به عنوان قدردانى در مقابل مشورت تو با او حتى اگر مشتى خاك به تو هديه كند تو را كافى است).

زيرا عدم انتظار مشاور به او و پاداش از مشورت كننده باعث رفع عذاب الهى در روز قيامت مى‏باشد چنانكه «ابن عباس‏» از رسول خدا چنين نقل مى‏كند :

«سه فرقه‏اند كه خداوند عذاب روز قيامت را از آنها برمى‏دارد: يكى از آنها فرقه و طائفه‏اى است كه نصيحت مشفقانه آنان د رمقام مشورت شامل ساير مسلمانها مى‏گردد». (14)

حتى بالاتر در روايتى وارد است كه كسى كه مسلمانى را نصيحت كند و او را در مقام مشورت به سوى خير بخواند براى او در مقابل هرگامى كه در اين راه برمى‏دارد، حسنه‏اى در نامه عمل او نوشته مى‏شود.

مانع در پذيرش نصيحت مشفقانه و رفع آن

آرى، مهمترين مانع كه در برابر پذيرش چنين مشورت مشفقانه‏اى وجود دارد، حالت عجب و خودكامگى است كه ممكن است مشورت كننده را دربر بگيرد، اسلام با اين مانع بزرگ روحى برخورد شديد كرده، آن را شديدا نكوهش و سرزنش نموده است و در روايات و احاديث از اين صفت زشت‏به عنوان شكننده پشت انسانها(قاصم الظهر) تعبير آورده است!.

امام صادق‏عليه السلام فرمود: «ثلاث هن قاصمات الظهر رجل استكثر عمله و نسي ذنوبه و اعجب برايه‏» (15) ( سه طائفه‏اند كه با عمل خود پشت‏خود را مى‏شكنند (يعنى پشتوانه‏اى اصلى خود را درمسير زندگى از دست مى‏دهند:)1 - طائفه‏اى كه عمل خود را بيش از اندازه بزرگ مى‏بينند.

2 - طائفه‏اى كه گناهان خود را فراموش مى‏كنند(و در مقام جبران آن برنمى‏آيند).

3 - طائفه‏اى كه حالت‏خودبينى دارند (ودر نتيجه در امور خود با عقلا، مشورت نمى‏كنند و يا متعهد به عمل به آنچه با ديگران مشورت كرده‏اند، نيستند).

قطعا چنين كسانى در كشاكش گردونه زندگى مواجه با مشكلات شكننده عديده‏اى مى‏شوند و از گذشته اعمال خويش نادم و پشيمان مى‏گردند و لكن اين ندامت و پشيمانى هرگز سودى براى اينها نخواهد داشت زيرا از طريق صحيح و عقلائى در مسير حركت‏به سوى اهداف زندگى خويش وارد نشده‏اند، ويكى از اين طرق صحيح همان طريق مشورت با عقلاء قوم است و لذا در روايات واحاديث وارد است كه مشورت با حفظ شرائط لازم غالبا به دنبال آن ندامت و پشيمانى ندارد.

«حضرت عبدالعظيم حسنى‏» صحابه خاص امام حسن عسكرى‏عليه السلام از آن حضرت و او نيز از پدران خود از اميرالمؤمنين على‏عليه السلام نقل مى‏كند كه رسول خدا به هنگام حركت من به سوى يمن به نمايندگى از آن حضرت ضمن وصيتى چنين فرمود: «يا على... لا ندم من استشار»(اى على كسى كه در امور خويش با عقلا مشورت كند، هرگز پشيمان نمى‏گردد).

و اين كه هرگز پشيمان نمى‏گردد، به جهت اين است كه در علم ادب عربى لاى نفى جنس اگر بر سر اسمى بيايد افاده عموم مى‏كند يعنى انسان متحير و دو دل كه در انجام عمل خويش نياز به مشورت با عقلا دارد، اگر در مقام عمل تمام شرائط لازم در مشاور خود جمع باشد، نتيجه حاصل از اين مشورت هرگز موجب پشيمانى و ندامت نخواهد بود زيرا نتيجه مشورت از دو حال خارج نيست‏يا مطابق واقع بوده، سودمند مى‏باشد يا اينكه سودمند نبوده است دراين صورت نيز مشورت كننده وظيفه خود را كه مشورت با عقلا بوده، انجام داده است ولكن احيانا به واقع نرسيده و مفيد واقع نشده است.

پى‏نوشتها:

1) وافى، ج‏3، ص 99.:

2) وافى، ج‏3، ص 99 - در اين زمينه روايات زيادى ازامام صادق‏عليه السلام نقل شده است‏به كتاب وافى مراجعه شود.

3) مستدرك الوسائل، ج‏2، ص 65.:

4) آيات زيادى در قرآن از قبيل: ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم. و غير اين آيه از آيات بر مطلب بالا دلالت دارد مراجعه كنيد..

5) مستدرك‏الوسائل، ج‏2، ص 66 به نقل از خصال شيخ صدوق.

6) النصح ثمرة المحبة. - مستدرك الوسائل، ج‏2، ص 403 به نقل از «غرر آمدى‏» از اميرالمؤمنين‏عليه السلام..

7) قال على‏عليه السلام: «النصيحة ثمرة الود». (غرر آمدى، به نقل از مستدرك الوسائل، ج‏2، ص 403)..

8) مستدرك الوسائل، به نقل از غرر آمدى..

9) مدرك قبل.

10) مدرك قبل.

11) مدرك قبل.

12) فلاطلبن منه المجازاة فانهامن شيم الدناة.. - مستدرك الوسائل، ج‏2، ص 403 به نقل از كنزالفوائد از اميرالمؤمنين‏عليه السلام..

13) مستدرك الوسائل، ج‏2، ص 403 به نقل از رسائل مرحوم كلينى از على‏عليه السلام..

14) الناصح للمسلمين والدال على الخير..- مستدرك الوسائل، ج‏2، ص 412 به نقل از ديلمى در ارشاد القلوب..

15) بحار، ج‏75، ص 98.

درسهايي ازمكتب اسلام-سال76-شماره5

بازگشت