از روايات اسلامى چنين برمىآيد كه نخستين كسى كه اين ايراد را مطرح كرد، «ابن ابى العوجاء»، از مادّيين معاصر امام صادق(عليهالسلام)، بود كه اين ايراد را با هشام بن حكم، دانشمند مجاهد اسلامى، مطرح كرد و او كه جوابى براى آن نيافت، به سوى مدينه حركت و سؤال را با امام صادق(عليهالسلام) در ميان گذاشت. امام در پاسخ فرمود: منظور از عدالت در آيه 3 سوره نساء، عدالت در نفقه و رعايت حقوق همسرى و طرز رفتار و كردار است. اما منظور از عدالت در آيه 129 كه امرى محال شمرده شده، عدالت در تمايلات قلبى است. هنگامى كه هشام از سفر بازگشت و اين پاسخ را در اختيار «ابن ابى العوجاء» گذاشت، او سوگند ياد كرد كه اين پاسخ از خود تو نيست. [1]
معلوم است كه اگر كلمه عدالت را در دو آيه به دو معنى تفسير كنيم، به خاطر قرينه روشنى است كه در هر دو آيه وجود دارد؛ زيرا در ادامه آيه 129 سوره نساء، صريحاً مىفرمايد: «فَلا تَميلُوا كُلَّ المَيْلِ فَتَذرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ» ؛ تمام علاقه قلبى خود را متوجه به يك همسر نكنيد تا آن زن ديگر را سرگشته و بلاتكليف رها كنيد». به اين تعبير دو آيه با يكديگر تضادى ندارد. [2]