پيام زن: در گفتگويى كه در خدمتتان بوديم حضرت عالى بيشترين تإكيدى كه نسبت به تحصيلات بانوان داشتيد, راجع به رشته هاى پزشكى و توابعش بود. لطفا توضيح بفرماييد كه خصوصيتى كه براى اين رشته ها قائل شديد از چه نظر است؟
حضرت آيت الله امينى: اينكه من روى رشته هاى پزشكى و توابع آن تإكيد داشتم كه بانوان در اين زمينه مستقل بشوند و به حد خودكفايى برسند به خاطر اين بود كه رشته هاى پزشكى هميشه مورد نياز است. براى همه, و از جمله بانوان, و لازمه مراجعه بيمار به پزشك غالبا انجام معاينات پزشكى است كه گاهى مستلزم مشاهده و حتى لمس بدن بيمار است و اسلام مشاهده يا لمس بدن نامحرم را بر زن و مرد, هر دو حرام دانسته است. چرا كه اين امر, زمينه ساز انحراف است. پس بايد شرايط لازم براى جلوگيرى از انحراف را به وجود آورد تا احكام الهى و مصالح مورد نظر دين, به آسانى بتواند پياده و تإمين شود.
چندى پيش يكى از دانشجويان سالهاى آخر پزشكى, خيلى ناراحت آمده بود پيش من و مى گفت كه مى خواهم تغيير رشته بدهم. پرسيدم: چرا؟ پاسخ داد براى اينكه بعد از فارغ التحصيل شدن اگر بخواهم خانمهاى بيمار را نپذيرم كه مشكل است و نمى شود, اگر هم بخواهم بپذيرم كه انجام معاينات مستلزم حرام است پس چه بهتر كه من از الان تغيير رشته بدهم و از اين مشكل نجات پيدا كنم. خود بانوان هم اين مشكل را دارند. آنهايى كه متدين باشند و بخواهند شوون اسلامى را رعايت كنند درغير مواقع ضرورت نمى توانند به پزشك مرد مراجعه كنند. و مادامى كه يك خانم پزشك در شهر باشد و بتواند معاينه كند, خانمها شرعا, نمى توانند به پزشك مرد مراجعه كنند. پزشك مرد هم در اين شرايط حق ندارد خانمها را معاينه كند. من با توجه به اين مسإله احساس كردم كه در اين زمينه نياز شديدتر است كه خانمها حضور جدى و فعال داشته باشند و مستقل بشوند.
قوانين اسلام شرايط را طورى مهيا مى كند كه فرد و جامعه در مسير اهداف بلند انسانى دچار كندى و ركود و انحراف نشود و در راه رشد و تعالى با مانع برخورد نكند. به هر حال طبع زن و مرد طورى است كه براى هم جاذبيت دارند. وقتى كه در اثر تماس و معاشرت بى ضابطه, تمايل و گرايشى در وجود فرد ايجاد شود يا ممكن است به انحراف كشيده شود كه اين خيلى بد است و اگر هم دسترسى به آن نداشته باشد يا متدين باشد و نخواهد مرتكب خلاف شود ناراحتى روحى برايش به وجود مىآيد. علاوه بر اين, عوارض منفى ديگرى هم مى تواند پيش بياورد. مثلا ممكن است كه شخص نسبت به همسر خودش علاقه و احساسى را كه سابقا داشت از دست بدهد و زندگى خانوادگى آنها به مشكل برخورد كند. از اين جهت اسلام روى اين موضوع تإكيد كرده است.
ثمره ديگر استقلال خانمها در اين امور اين است كه سبب مى شود كه آنها در محيط خودشان بتوانند آزادانه لياقت و شخصيت خود را در همه سطوح به اثبات برسانند. علاوه بر اين, خانمهايى هم كه به مراكز مستقلى كه مال خودشان است مراجعه مى كنند از آرامش روانى بهتر و بيشترى برخوردارند. زيرا آنجا را از خودشان مى دانند و به آن افتخار مى كنند و در آنجا اطمينان و آسايش دارند مثلا آن بيمارى كه روى تخت خوابيده آرامش دارد, احتمال نمى دهد كه هر وقت و بى وقت مردى به عنوان پرستار يا پزشك بيايد به او سر بزند. خود مردها هم از حضور همسران و دخترانشان در اين گونه محيطها دغدغه و نگرانى نخواهند داشت. اين براى كل جامعه بهتر و زيباتر است. اگر اين كار بشود ما مى توانيم حتى به كشورهاى ديگر نيز الگو بدهيم و لياقت زنها را اثبات كنيم.
پيام زن: آيا رشته هاى تحصيلى و زمينه هاى شغلى ديگر غير از پزشكى را هم داراى اين ويژگى مى دانيد؟ مثلا كارهاى مربوط به تعليم و تربيت نظير آموزش و پرورش و آموزش عالى كلا اين خصوصيت را ندارند؟
حضرت آيت الله امينى: البته اين رشته ها هم تا حدودى چنين مشكلاتى را ممكن است داشته باشند. اما به نظر من هيچ كدام اينها مانند پزشكى و شغلهاى وابسته به آن نيستند زيرا هيچ يك مستلزم معاينه و لمس و تماس بدن نمى باشد.
پيام زن: پس ظاهرا تإكيدحضرت عالى به طور جدى مربوط به اين سنخ كارهاست, آن هم به خاطر ويژگى خاص خودش, اما سوالى كه گاهى از طرف بعضى افراد كه با محيطهاى غربى هم تماس مستمر دارند, مطرح مى شود اين است كه آيا اين جداسازيها باعث حساسيت بيش از حد زن و مرد نسبت به هم نمى شود؟ آنها مى گويند كه اين حساسيتى كه زن و مرد در جوامع اسلامى نسبت به هم دارند در فرهنگ غربى به اين شدت وجود ندارد و اين به خاطر نوع برخورد و محدوديتهايى است كه از حيث شرعى رعايت مى شود. آيا اصل شديدتربودن جاذبه ميان زن و مرد در جوامع شرقى و اسلامى را تإييد مى فرماييد؟ وعاملش را هم چنين چيزى مى دانيد؟
حضرت آيت الله امينى: به هر حال مرد اگر مرد است و زن اگر زن است, اينها نسبت به هم جاذبه دارند. و اين جاذبه هم اگر ضابطه اى نداشته باشد خيلى وقتها منجر مى شود به ارتباطات نامشروع و مفاسد اخلاقى و اجتماعى, ولى در غرب به دليل بى قيدى كاملى كه بر ارتباط ميان زن و مرد حاكم است, ديگر اين مفاسد را مفسده نمى دانند. آنها با اين همه آثار سوء بى بند و باريها كه در اخلاق و معنويت و در اجتماعشان پديد آمده است, خو گرفته اند و برايشان عادى شده است. گاهى انسان اگر روى صحت و سلامتى را نبيند به نقص و اعوجاج عادت مى كند. اما واقعيت ديگرى هم كه در اينجا مى شود اشاره كرد اين است كه از نظر تإثير شرايط جغرافيايى و اقليمى, تحريك غرايز در محيطهاى مرطوب كمتر از محيطهاى گرم و خشك است و اين هم مى تواند در اين زمينه موثر باشد.
پيام زن: سوال اين است كه كاستن از معاشرات و مراودات مردان و زنان و محدود كردن روابط آنان ـ كه نمونه آن را در مراعات حجاب و پرهيز از نگاه كردن به نامحرم و يا پرهيز از ايجاد محيطهاى كارى مختلط مى توان مثال زد ـ اگر اينها فرضا باعث حساستر شدن زن و مرد نسبت به يكديگر شود آيا اصلا اين را مى شود يك جنبه منفى به حساب آورد؟ چرا كه وقتى گرايش انسان به جنس مخالف زياد و قوى باشد و در سطح جامعه نيز بى پاسخ بماند طبعا موجب تقويت بنيان خانواده و استحكام روابط درونى آن مى شود.
حضرت آيت الله امينى: اسلام خواسته است كه اين روابط ناصحيح واقع نشود و اين تحريكات انجام نگيرد. لذا ارتباط نامشروع را منع كرده است. همه اينها براى همان سلامت خانواده و سلامت روح و براى به فساد نيافتادن انسانها است. اين چيزى است كه اسلام خواسته است كه زن و مرد ارتباط به آن شكل نداشته باشند, براى اينكه مشكل روانى پيدا نكنند و مشكل اجتماعى به وجود نيايد. به هر حال اسلام اين را خوب مى داند و هم به نفع و صلاح جامعه است و هم به نفع زن و مرد.
پيام زن: پيشنهادى كه حضرت عالى قبلا براى جداسازى مدارس و دانشگاهها و بيمارستانها فرموديد اين شبهه را در ذهن بعضيها ايجاد كرده كه آيا به نوعى آپارتايد و تبعيض جنسيتى منتهى نمى شود؟
حضرت آيت الله امينى: اين, تبعيض به نظر نمىآيد بلكه استقلال است, استقلال به معناى تبعيض نيست. ما مى خواهيم بگوييم كه سابقا تبعيض بوده و ما درصدديم كه از آن جلوگيرى كنيم. زنها اگر مستقل شوند به نفع خودشان است و لياقت خودشان را مى توانند در اين موارد به اثبات برسانند. آزادانه پيشرفت بكنند. علاوه بر اينكه من مرادم اين نيست كه بانوان ديگر اصلا به بيمارستان مردها هيچ مراجعه نكنند و بالعكس. چه اشكالى دارد اگر بانوان مستقل شوند و مثلا خودشان بيمارستان و دانشگاه پزشكى و غيره داشته باشند, مستقل هم باشند و در عين حال خانمى ميل دارد كه به يك پزشك مرد مراجعه كند و بيمارىاش هم يك بيمارى است كه نياز به معاينه و لمس و اينها پيدا نمى كند. چه اشكالى دارد كه مراجعه كند؟! و بالعكس چه مانعى دارد كه يك مرد بيمارى كه نياز به معاينه پزشكى ندارد, به يك متخصص خانم مراجعه كند؟ هيچ اشكالى ندارد. ما جدايى را اين طور نگفتيم كه اصلا روى همديگر را نبينند بلكه منظور, پرهيز از آن معايناتى است كه محذور شرعى دارد.
پيام زن: پس حضرت عالى نسبت به خصوص رشته هاى پزشكى و برخى ديگركه مستلزم تماس غيرمجاز است توصيه مى فرماييد كه خانمها مستقل شوند و هرچه به اين سمت حركت كنند بهتر است.حالا نسبت به ساير رشته هاى علمى نظرتان چيست؟ آيا نسبت به آنها هم توصيه به استقلال مى فرماييد؟
حضرت آيت الله امينى: من ابتدا عرض كنم كه خانمها استعداد هر گونه تحصيلى را دارند و اگر ميل داشته باشند به هر كدام بپردازند هيچ حرمتى و منعى وجود ندارد. در اين جهت ترديد نيست و خانمها مى توانند در هر رشته اى كه دوست دارند تحصيل كنند, اما با توجه به اين كه تحصيل معمولا براى اشتغال است, تحصيل در بعضى رشته ها را براى خانمها مناسب نمى دانم; البته نمى گويم حرام است اما مناسب نمى دانم براى اينكه بعد كه خواستند اشتغال پيدا كنند, با مشكل مواجه مى شوند. رشته هايى هست كه اشتغال در آنها با وضع خانمها تناسب ندارد. مانند رشته هاى سنگين فنى, معادن, كشتيرانى و امثال اينها. اولا اين را مى دانيم كه زيبايى و ظرافت و لطافت براى خانمها يك ارزش بزرگى است و خانمها هر چه بتوانند اين زيبايى را نگه دارند در زندگى خانوادگى بهتر موفق مى شوند. اگر خانمى بخواهد نفوذ در دل شوهرش داشته باشد, بايد سعى كند زيبايى اش را نگه دارد, حالا هر تخصصى هر درآمدى كه مى خواهد داشته باشد, ولى طراوت و شادابى اش نقش موثرى در خانواده دارد. و لذا در اسلام تإكيد مى شود به اينكه خانمها آرايش كنند, لباس خوب بپوشند و زيبايى خودشان را حفظ كنند. حتى در روايات داريم كه ((المرإه ريحانه و ليست بقهرمانه)), زن همانند يك شاخه ريحان و گل است, قهرمان نيست. و در روايات دارد كه كارهايى را كه فوق طاقت خانمها است به آنها واگذار نكنيد.
بنابراين خانمها بايد براى حفظ زيبايى خود عنايت كافى داشته باشند .البته مسإله اى نيست كه در جامعه اشتغال داشته باشند اما خوب است كه سعى كنند شغلهايى را بگيرند كه به زيبايى آنها لطمه نزند. حالا شما فرض كنيد خانمى بخواهد يك مهندسى باشد كه برود در بيابانها و با آن وضعيت آفتاب بخورد و عرق بريزد يا برود در استخراج معادن نفت و امثال آن با همه مشكلاتى كه دارد. خوب اين زيبايى اش باقى نمى ماند ديگر. هر چند درآمد بياورد اما اين جاذبه اى را كه بايد براى شوهر داشته باشد ندارد و لذا من اين شغلهايى را كه اين حالت را دارد به نفع بانوان نمى دانم. نه به نفع خود اين خانمهاست, نه به نفع خانواده.
ما حفظ خانواده را يك مسإله واقعى و يك نياز اجتماعى مى دانيم. كانون خانواده بهترين جايگاه براى زن و مرد و براى پرورش فرزند است. فرزنددار شدن يك واقعيت و يك نيازى است كه هم مرد دارد و هم زن. اين تحصيلاتى كه خانمها مى خواهند بكنند, بايد ببينند در آينده آيا شغلشان با استحكام خانواده سازگار است يا نه. شغلى نباشد كه خانواده را متلاشى كند. شغلى نباشد كه نتواند به فرزندانش برسد.
اين واقعيت قابل انكار نيست كه بچه ها آن مقدارى كه به مادر نياز دارند به پدر نياز ندارند. پدر, بيشتر زندگى اينها را تإمين مى كند اما عواطف مادر و آن صبر و حوصله مادر و روش تربيتى او است كه براى بچه خيلى مهم است. اين, نقص نيست, اين كمالى است كه خانمها دارند و همان كمال عاطفى است و همين است كه مى توانند بچه ها را نگه دارند. تعبيرى هست كه مى گويند: مادر حتى در خاكستر, بچه هايش را طورى مى تواند اداره كند كه مرد در ناز و نعمت نمى تواند اين كار را انجام دهد! خانمها در انتخاب رشته شان بايد يك رشته اى را انتخاب كنند كه بتوانند به بچه هايشان هم برسند. رشته هايى كه مثلا بخواهد برود 6 ماه در كشتى باشد يا فرضا ده روز, ده روز در مسافرت باشد, طبيعى است كه بچه ها مشكل پيدا مى كنند. پس بايد شغلى را انتخاب كنند كه نه به زيبايى آنها و نه به تحكيم خانواده و نه به تربيت فرزندانشان لطمه اى نرساند.
كلا به نظر من رشته هايى هستند كه براى خانمها خيلى مناسبند, مثل رشته هاى تربيتى كه معمولا خانمها در اين مورد بهتر از مردها هم هستند; مثلا دبيرى, آموزگارى, روانشناسى, جامعه شناسى, رياضى, كامپيوتر و امثال اينها كه با طبيعت و وضع خانمها هم مى سازد و مشكل هم ايجاد نمى كند.
پيام زن: پس اگر در ساير رشته هاهم اشتغال به آنها مستلزم آن تبعاتى كه فرموديد نباشد حضرت عالى منع نمى فرماييد. فرضا رشته اى باشد كه درعين حالى كه فنى هم هست ولى خانمهافقط عهده دار جنبه هاى علمى و نظرىاش باشند.
حضرت آيت الله امينى: مشكلى ندارد. آنچه كه هست اين است كه مشكل زا نباشد. مشكل اخلاقى به وجود نيايد, با وضع جسمانى خانمها منافات نداشته باشد و به نقاط قوت خانوادگى آنها لطمه نزند. البته به طور كلى از مذاق اسلام استفاده مى شود كه در عين حالى كه بانوان بايد در جامعه فعال باشند اما اگر ارتباط زن و مرد زياد نباشد بهتر است. يعنى ارتباطات زياد نه به نفع خانمها است نه به نفع مردها, بايد در حد قابل قبول و سنجيده باشد.
پيام زن: آيا اين مناسب ندانستن برخى رشته ها و مشاغل براى بانوان نقص و محدوديتى براى آنها به حساب نمىآيدو به معناى محروم كردن زنان از برخى مزايا و ارزشها نيست؟
حضرت آيت الله امينى: نه. ابدا اين نيست. اين به معناى فداكارى بانوان است براى سلامت اجتماع. به هر حال بانوان در مسائل اجتماعى مشتركند با مردها, و اجتماع متعلق به هر دو است و هر دو بايد كارى بكنند كه اجتماع سالم باشد و اين تقسيم كار هيچ محدوديتى به حساب نمىآيد. بلكه يك نوع فداكارى است كه بانوان مى كنند.
پيام زن: آن وقت از آقايان هم توقع اين جور فداكاريها مى رود يا نه؟
حضرت آيت الله امينى: بله, طبعا.
پيام زن: نمونه اى هم ذكر بفرماييد كه براى خانمها اين سوال ايجاد نشود كه آقايان از ما مى خواهند كه ما براى جامعه فداكارى كنيم ولى از خودشان چنين انتظارى را ندارند.
حضرت آيت الله امينى: به هر حال بانوان هم اگر بخواهند واقعا به حقوق خودشان برسند و بتوانند در جامعه فعال باشند, همكارى مردها كاملا مورد نياز است. اگر مردها همكارى نكنند, نمى شود. فرض كنيد همين خانمها كه مى خواهند تحصيل كنند, مرد بايد فداكارى كند. مردى كه خانمش مى خواهد فرد مفيدى در جامعه باشد, چرا بيخود و بى جهت منعش مى كند؟ بايد بگذارد برود تحصيل كند. يا مثلا ما عرض كرديم كه سلامت جامعه به اين است كه خانمها در رشته پزشكى تخصص پيدا كنند و خودشان مستقل باشند. طبعا اين هدف نياز پيدا مى كند كه بعضى اوقات مثلا خانمها كشيك بدهند در بيمارستان و شوهر بايد فداكارى كند بايد كمك كند هر چند كه حق داشته باشد كه بگويد نه, تو مى بايد خانه باشى. اما انصاف اقتضا نمى كند. انصاف مى گويد: همان طور كه آن خانم در اجتماع زحمت مى كشد تو هم كمك كن كه او بتواند كار كند. به هر حال اجتماع مال هر دو است.
پيام زن: بر اساس همين نكته اى كه فرموديد ((اگر خانمها به مشاغلى كه طراوت و زيبايى شان را تحت تإثير خودش قرار مى دهد نپردازند بهتر است)) آيا در مورد خانمهايى كه بخصوص در مناطق محروم, خواسته يا ناخواسته به مشاغل سنگين در كشاورزى, در كارخانه ها, در كوره پزخانه ها و ... مشغول هستند هم توصيه مى فرماييد كه شرايط جامعه طورى باشد كه خانمها لازم نباشد اين سختيها را تحمل كنند؟
حضرت آيت الله امينى: عرض كردم كه ترديدى نيست خانمها هر كارى بخواهند بكنند اگر مشروع باشد, جايز است. ولى واقع مطلب اين است كه بايد مشاغل خانمها در صورت امكان مشاغلى باشند كه به زيبايى و ظرافتشان و به تربيت فرزندانشان لطمه نزند. البته ما خوشبختانه در سراسر جامعه, بانوانى داريم كه واقعا به اداره زندگى كمك مى كنند. بعضى وقتها هم هست كه اگر خانمها كار نكنند زندگى اداره نمى شود. در مورد عشاير اين طور است, در بعضى از دهات و برخى كارهاى كشاورزى اين طور است كه خانمها پا به پاى مردها و گاهى حتى بيشتر كار مى كنند و بعضى وقتها خانمها در كارهاى داخل خانه مثل قالى بافى و امثال اينها كمك مى كنند. البته اين كمك كردنها اشكالى ندارد و خوب هم هست و بايد آن را يكى از خوبيهاى زنان دانست. اما من به مردها توصيه مى كنم كه در صورتى كه ضرورت اقتضا نكند از خانمها كارهايى را كه به شادابى خود و تربيت فرزندانشان لطمه مى زند انتظار نداشته باشند. همان طور كه عرض كردم از نظر اسلام, زن مثل ريحان و گل است و او را فوق طاقتش نبايد به كارهاى سنگين واداشت. من به مردها توصيه مى كنم كه به نفعشان است كه از خانمها تقاضا نكنند كه در كارهاى سنگين وارد شوند, ولى اگر بخواهند كار كنند و البته ضوابط شرعى و حجاب را هم رعايت كنند اشكالى ندارد.
پيام زن: يعنى حضرت عالى اين توصيه را تا همين حد به عنوان يك توصيه اخلاقى مى فرماييد يا جدىتر, به طورى كه چه بسا براى رسيدن به اين هدف لازم باشد ساختار بعضى از ابعاد جامعه تغيير پيدا كند. مثلا بايد ساختار اقتصادى برخى مناطق و روستاها متحول شود, يا روى بعضى عادات و باورهاى فرهنگى بايد كار شود تا زمينه لازم براى دستيابى خانمها به مشاغل درخور و متناسب خودشان فراهم آيد؟
حضرت آيت الله امينى: من توصيه مى كنم كه خانمها حتما كارى را داشته باشند حالا يا داخل خانه يا خارج خانه. به هر حال كار براى خانمها خوب است. اما همين طور كه شما هم اشاره كرديد خوب است كه از طرف دولت و ساير نهادهاى مربوطه, كارهاى فرهنگى و غيره انجام گيرد كه كارهاى سخت بر عهده خانمها گذاشته نشود. من خودم شاهد هستم و بودم كه گاهى كارهاى خيلى سختى بر عهده خانمها گذاشته مى شود, بعضى جاها در همين ايران خودمان مثل برخى مناطق شمالى مى بينيم كه مردها خيلى وقتها بى كارند و خانمها كارهاى سخت را انجام مى دهند, كارهاى كشاورزى را انجام مى دهند وقتى هم كه مىآيند خانه, مرد مى نشيند و باز خانم كار مى كند و حقا زنها خيلى دشواريها را تحمل مى كنند. بايد طورى شود كه اين سختيها نسبت به خانمها كمتر شود, مخصوصا مردها بايد توجه داشته باشند و رعايت حال خانمها را بكنند.
پيام زن: سوال ديگر اين است كه ما در گذشته اين مشكل را بيشتر داشتيم و الان هم متإسفانه در جامعه ما هنوز بعضى از خانواده ها با تحصيل خانمها موافق نيستند و بعضا دخترانشان را نمى گذارند درس بخوانند. گاهى هم استنادشان به مسائل شرعى است و برخى از روايات و احاديث را دستاويز قرار مى دهند. نظر حضرت عالى در اين مورد چيست؟ آيا ما از جنبه دينى نهى و مذمت و نكوهشى نسبت به تحصيلات بانوان داريم يا نه؟
حضرت آيت الله امينى: من قبلا عرض كردم كه اصولا تحصيل علم و دانش, يك چيزى است كه استعدادش در همه انسانها نهاده شده است. چه زنها و چه مردها و در واقع اين استعداد سبب مى شود كه برايشان جايز باشد كه دنبال تحصيل بروند.
بنابراين تحصيل كردن براى بانوان يك حق طبيعى و يك حق انسانى است. علاوه بر آن اسلام هم تإييد مى كند اين حق را و آيات و روايات فراوانى داريم كه تإكيد مى كند به تحصيل و در اين جهت زن و مرد تفاوتى با هم ندارند. من به چند آيه اشاره مى كنم; در آيه ((قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون)) (سوره زمر, آيه 9). خداوند متعال مى فرمايد آيا آن كسانى كه عالم هستند با كسانى كه عالم نيستند مساويند؟ جوابش را به فطرت انسانها واگذار كرده است, يعنى امر مسلمى است و ترديدى نيست كه عالم با غير عالم مساوى نخواهد بود. در اينجا معلوم است كه زن و مرد با هم تفاوت ندارند. همان طور كه مرد عالم با مرد جاهل قابل مقايسه نيست, زن هم همين طور است. يا مثلا ((يرفع الله الذين آمنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات)). خدا كسانى كه ايمان آورده اند را بالا برده و كسانى هم كه علم به آنها عطا شده است درجاتى از آنها بالاتر هستند (سوره مجادله, آيه 11). باز اينجا مى بينيد كه خداوند متعال مومنين را مى گويد كه درجات عالى دارند و علمإ از آنها هم بالاترند. باز هم زن و مرد در اين قسمت تفاوتى ندارند.
ما مى بينيم كه قرآن در آيات فراوان مردم را توصيه كرده است به تفكر, تعقل, تفقه و امثال اينها. مثلا ((افلم يسيروا فى الارض فتكون لهم قلوب يعقلون بها)). چرا مردم سير نمى كنند در زمين تا داراى قلبهايى باشند كه تعقل كنند؟ (سوره حج, آيه 46). اينجا باز دستور مى دهد كه سير كنيد كه قلبى پيدا كنيد كه بتوانيد با آن تعقل كنيد و بفهميد. يا مثلا آيه اى دارد كه ((و يجعل الرجس على الذين لايعقلون)) خداوند متعال رجس و پليدى را بر آن كسانى قرار داده كه تعقل ندارند (سوره يونس, آيه 100). همه اين آيات دلالت مى كند بر اينكه دانش و كسب آن يك امتياز بزرگى براى انسان است و در اين قسمتها زن و مرد مساوى هستند.
در جاى ديگرى خداوند متعال مى فرمايد: ((و سخر لكم ما فى السموات و ما فى الارض جميعا)) (سوره جاثيه, آيه 13). يعنى خداوند متعال همه آنچه را كه در زمين و آسمان هست براى شما مسخر كرده است. يعنى موجودات مسخر انسانند و نهايتا انسان بايد آنها را به تسخير خودش دربياورد. باز در اينجا هم زن و مرد تفاوتى نمى كنند. من از مجموع اين آيات اين طور استفاده مى كنم كه اسلام تحصيل علم و دانش را يك ارزش بزرگ براى انسان به اعتبار اينكه انسان است مى داند, و تإكيدات فراوانى دارد كه جاهل نباشيد, عالم باشيد. در اين زمينه روايات زيادى هم داريم. آن وقت با وجود اين مسإله كه تحصيل علم يك حق طبيعى و حق انسانى است, اسلام هم اين حق را پذيرفته و تإكيد كرده و خلافش را نهى كرده است, ما از اين مى فهميم كه اسلام خواسته كه زن دنبال تحصيل علم برود. در برابر اينها, تمسك كردن به چند روايت كه بعضى هايشان, هم سندشان ضعيف است و هم دلالتشان قوى نيست, كار بيجايى است. به نظر من آن روايات نمى توانند در برابر اين ادله محكم و قوى بايستند.
ما شايد شش يا هفت مورد روايت داشته باشيم كه آنها هم البته از تحصيل خانمها نهى نكرده است بلكه از نوشتن خانمها نهى كرده است, به اين معنى كه گفته خط و نوشتن را تعليمشان نكنيد. در اصل تحصيل, ما هيچ نهى نداريم. به طور مطلق خانمها مى توانند تحصيل كنند اما در مورد خط چند روايت داريم كه اين روايات اولا اكثر آنها ضعيف يا مرفوع و مرسلند و دلالتشان هم خيلى قوى نيست. مثلا روشنترين آنها اين حديث است; قال رسول الله(ص): لا تنزلوا النسإ الغرف و لا تعلموهن الكتابه و علموهن المغزل و سوره النور (اصول كافى ـ جلد پنجم, ص516). زنان را در غرفه ها و در طبقات فوقانى جاى ندهيد . كتابت و نوشتن را به اينها نياموزيد و فقط ريستن و سوره نور را يادشان بدهيد.
در اينجا اولا من سند اين حديث را بررسى كرده ام, با اينكه در بين بقيه از همه گوياتر است اما سندش ضعيف است. علاوه بر اينكه مى گويد زنها را در طبقه فوقانى جا ندهيد! اصلا تا به حال اين شده است؟! يا اصلا كسى فتوا داده كه زنها در طبقات فوقانى نبايد بروند؟! آن وقت كتابت را پشت سر اين ذكر كرده است. اگر قرار شد كه حرام باشد هر دو بايد مثل هم باشد; هم سكونت در طبقات فوقانى و هم تعليم نوشتن. شايد مثلا اگر تبعاتى داشته باشد به خاطر تبعاتش بگويند مكروه است والا آن را مكروه هم نمى توان دانست. همان طور كه در ادامه روايت كه صيغه امر است آيا كسى ياد دادن پشم ريسى و يا تعليم سوره نور را واجب مى داند كه بر سياق آن بتوان نهى هاى قسمت اول روايت را هم حمل بر حرمت كرد؟! به هر حال با اين قبيل روايات كه تعداد محدودى هست و ضعيف هم هستند نمى شود در برابر آن ادله نيرومند و قوى ايستاد. مخصوصا با توجه به اينكه در اين زمانها كتابت و نوشتن يكى از ضروريات و مقدمات حتمى درس خواندن است. به هر حال به نظر من هيچ مانعى در اين قسمت نيست و بى جهت بعضيها به ظواهر اين روايات عمل كرده و خواسته اند جلوى تحصيلات خانمها را بگيرند. علاوه بر اينكه اصلا سيره بانوان هم از زمان پيامبر(ص) تا حالا اين طور نبوده است. در زمان پيامبر(ص) ما زنانى داشتيم كه خيلى عالمه بودند, تحصيل مى كردند. مثلا حضرت زهرا سلام الله عليها خودشان از آنها بودند, عايشه از آنها بود, حفصه همسر پيامبر(ص) هم همينطور. از بعضى از روايات استفاده مى شود كه حفصه علاوه بر خواندن, نوشتن هم مى دانسته است, حديث هم نقل مى كرده است همان طور كه خيلى ديگر از خانمها جزو راويان حديث بوده اند. لذا اين احاديث نمى تواند جلوى اين حكم كلى را بگيرد. با وجود اين, ديگر گمان نمى كنم لازم باشد كه در تك تك اين گونه احاديث به طور جزئى وارد شويم و مفاد و معنا و سندشان را بررسى كنيم.
ادامه دارد.
ماهنامه پيام زن ـ شماره 58 ـ دى 75