مسائل زن و خانواده در محضر آيت الله امينى

مقدمه:

حضرت آيت الله امينى را همه مى شناسيم. آنها كه با عالم كتاب سر و كارى دارند هر چند اندكى اهل مطالعه باشند قاعدتا با ايشان از طريق كتابهايشان آشنايند. سابقه طولانى در عرصه تحقيق و تإليف و خصوصا اولويت دادن به موضوعات تربيتى, خانوادگى و بويژه مسائل زنان, ايشان را جزو صاحب نظران بنام, باتجربه و دردآشناى اين وادى قرار داده است. وقتى كه مجله تصميم گرفت مجموعه اى از سوالات را در يك جريان جدىتر و گسترده تر در محضر اساتيد و بزرگان حوزه مطرح و نتايج گفتگوها را به خوانندگان گرامى تقديم كند, حضرت آيت الله امينى نخستين فردى بودند كه على رغم اشتغالات فراوان خود, ما را با روى باز پذيرفتند و با كمال بزرگوارى, صبر و تواضع پرسشهاى ما را پاسخ فرمودند. اميدواريم كه در ادامه اين راه با استمداد از عنايت و توفيق خداوند بتوانيم مجموعه ارزشمندى را در اختيار دوستداران و علاقمندان به اين گونه مباحث قرار دهيم.

آنچه كه مى خوانيد بخش اول اين گفتگو است. ان شإالله موضوعات متنوع ديگرى را كه در محضر ايشان به بحث گذاشته خواهد شد در شماره هاى بعدى مجله خواهيد خواند. پيام زن

پيام زن: مسإله ((زن)) از جمله عناوين و محورهاى مهم و توجه برانگيز امروز ماست. در ابعاد گوناگون اين موضوع خلإهاى فراوانى مشاهده مى شود و پرسشها و شبهات زيادى در باره مسائل زنان وجود دارد. بديهى است كه طرح پرسشها و ارائه پاسخهاى مناسب يكى از وظايف اصلى رسانه هاى عمومى است. لذا مجله نيز خصوصا با توجه به جايگاه حوزوى خود, اين مسووليت را احساس مى كند كه سوالات و شبهاتى را كه يا در محافل فكرى مطرح است و يا از طريق نظرخواهيهاى انجام شده يا نامه هاى ارسالى از طرف خوانندگان در دست دارد در محضر انديشمندان, صاحبنظران و اساتيد مطرح كند و جوابهاى مناسبى را در اختيار جويندگان قرار دهد. با اميد به اينكه خوانندگان گرامى مجله اين فرصت به دست آمده را مغتنم شمرده و از ديدگاههاى حضرت عالى بهره مند شوند, از اينكه قبول زحمت فرموده و اين گفتگو را پذيرفتيد سپاسگزارى و تشكر مى كنيم.

حضرت آيت الله امينى: من هم لازم مى دانم كه از مسوولين محترم مجله پيام زن تشكر و قدردانى كنم. من هميشه مترصد بودم فرصتى پيدا كنم و از زحمات شما تشكر كنم. من نسبت به موضوعات و مسائل مربوط به زن, حساسيت و علاقه خاصى دارم و ((پيام زن)) را هم از همان اولى كه منتشر مى شد, هميشه عنايت داشتم و مى خواندم, و سير تكاملى آن را وقتى مى ديدم خيلى خوشحال مى شدم. شماره اول مجله با شماره هاى اخير بسيار تفاوت دارد. خيلى خوشوقتم و خوشحالم كه مشاهده مى كنم كه در اثر تلاش و زحمت دست اندركاران محترم, ((پيام زن)) به صورت مجله آبرومند و مفيدى درآمده كه اسباب افتخار حوزه علميه است. خداوند ان شإالله به همه مسوولين و دست اندركاران بهترين جزاى خير را عطا كند.

پيام زن: حضرت عالى از جمله افراد شاخصى هستيد كه در حوزه انديشه دينى به تبيين موضوع زن پرداخته ايد و تإليفاتى نيز در اين زمينه از قلم شما منتشر شده است. لطفا انگيزه خود و شرايط و مراحل شكل گيرى آن را توضيح بفرماييد.

حضرت آيت الله امينى: اصولا روش من در انتخاب موضوع براى كتاب دو چيز بوده است: يكى نياز جامعه كه آن را از خلال خود جامعه درك مى كردم, و دوم اينكه كتاب خوبى وجود نداشته باشد كه بتواند اين نياز را تإمين كند. كمتر پيش مىآيد كه كتاب خوبى را ببينم و هوس كنم كه من هم در اين موضوع كتابى بنويسم. بلكه مى روم دنبال چيزهايى كه مورد نياز است و در آن زمينه كتابى نيست و يا اگر هست ناقص است. كل نوشته هاى من تقريبا اين گونه است. اولين كتابى كه نوشتم كتاب ((دادگستر جهان)) بود در سال 1346. در آن زمان اگر خاطرتان باشدمسائل بهاييها خيلى مطرح بود و مبارزه اى كه عليه بهاييها مى شد. مسائل مربوط به امام زمان سلام الله عليه مورد سوال بود و براى جوانها مسإله مهمى بود. من در آن زمان متوجه اين نياز شدم. لذا كتابهايى را كه در اين زمينه بود جمعآورى و مطالعه كردم و ديدم گر چه كتابهاى خوبى در اين زمينه هست ولى كتاب كاملى كه جوابگوى نياز جوانان و اهل تحقيق باشد نيست. از اين جهت به فكر نوشتن اين كتاب افتادم. كتابهايى كه در زمينه مسائل زنان نوشتم, عبارتند از كتاب ((آئين همسردارى)), كتاب ((آئين تربيت)), كتاب ((اسلام و تعليم و تربيت)), كتاب ((انتخاب همسر)) و كتاب ((بانوى نمونه اسلام)) اين كتابها مشخصا پيرامون موضوع زن و مسائل زنان مى باشد. البته در كتابهاى ديگرى مثل كتاب ((آشنايى با مسائل كلى اسلام)) هم حدود 90 صفحه كه تقريبا يك سوم كتاب است در مورد مسائل زنان مى باشد. اين در مورد كارهايى است كه در باره زنان صورت گرفته است.

اما اينكه سوال كرديد انگيزه اين كار چه بوده است, در مورد كتاب ((آيين همسردارى)) كه حدود سال 54 نوشته شد, انگيزه تإليف آن, اين بود كه من به عنوان يك طلبه و يك روحانى كه ارتباط نزديكى با زندگى مردم داشتم, از نزديك شاهد مشكلات و مسائل زناشويى مردم و از جمله نزديكان و خويشاوندان بودم و در اين زمينه مراجعاتى هم به من مى شد. همه اينها مرا وادار كرد كه دست به تهيه اين كتاب بزنم و در خصوص اين موضوعات مسائلى را مطرح كنم. ابتدإا كتابهايى را كه در اين زمينه بود, كه خيلى كم هم بود جمع كردم و ديدم كه چندان جوابگوى نيازها نيست, لذا تصميم گرفتم ((آئين همسردارى)) را بنويسم. اين كتاب را كه نوشتم خوانندگانى داشت و براى خيليها مطلوب واقع شد و طبعا بعد از آن در مورد مشكلات خانواده ها مراجعاتى به من شد كه نه تنها از آنها فرار نمى كردم بلكه استقبال هم مى كردم و از اينكه بتوانم يك مشكل خانوادگى را حل كنم لذت مى بردم.

بعد از حدود چهار پنج سالى كه از نزديك با اين مسائل روبه رو شدم به اين نتيجه رسيدم كه اكثر اختلافات خانوادگى در اثر فقدان تربيت صحيح خانوادگى دختران و پسران جوان مى باشد, از اين جهت به فكر افتادم كه كتابى در باره تربيت كودك بنويسم. در اين زمينه هم كتابهاى مربوطه را جمعآورى و مطالعه كردم و متوجه شدم كه اتفاقا در اين زمينه هم آن كتابى كه بايد وجود داشته باشد, نيست. البته كتابهايى بود كه يا جنبه هاى اسلامى نداشت يا اينكه بعضا در سطح بالا و خيلى علمى بود كه به درد توده مردم نمى خورد و مشكل آنها را حل نمى كرد. از اين جهت با توجه به تجربياتى كه به دست آورده بودم مشغول تهيه اين كتاب (آيين تربيت) شدم. در كنار اين, از يكى از دوستانى كه در تهران جلسه اى براى خانمها داشتند و مسائل تربيتى را در آن مطرح مى كردند خواستم كه از خانمهاى شركت كننده در آن جلسه بخواهند كه سوالات و مشكلات خود را مطرح كنند كه از اين طريق حدود 200 نامه يا بيشتر به دستم رسيد كه كمك شايانى در شناسايى مشكلات و نيز تهيه اين كتاب نمود. البته در اين رابطه مجلات و روزنامه ها را هم مى خواندم.

اما كتاب بعد; در اين ضمن باز هم مراجعات زيادى به من مى شد و مشكلات خانوادگى را كه بررسى مى كردم ديدم كه بسيارى از آنها در اثر اين بوده است كه پسر و دختر وقتى كه مى خواستند ازدواج بكنند سنجيده و فكر كرده ازدواج نكرده اند و لذا بعدا به مشكلاتى مبتلا شده اند. لذا به نظرم رسيد كه يك مسإله خيلى مورد نياز, بحث انتخاب همسر است كه پس از بررسى ديدم كتاب مورد توجهى اصلا نبود. كتابهايى بود كه به طور خيلى فرعى, مطالبى را داشتند اما يك كتابى كه مفيد باشد براى پسر و دخترى كه مى خواهند ازدواج بكنند نبود. اين سبب شد كه كتاب ((انتخاب همسر)) را نوشتم كه تقريبا آخرين كتاب در اين زمينه است. در اين ضمن چون در بعضى سمينارها شركت مى كردم در همين زمينه ها احساس كردم كه در تعليم و تربيت اسلامى نياز به كتابى علمى تر وجود دارد تا بتواند پاسخگوى نيازهاى طبقه تحصيلكرده باشد. از اين جهت در ضمن اينكه كتاب ((انتخاب همسر)) را مى نوشتم, همزمان كتاب جديدى را به نام ((اسلام و تعليم و تربيت)) مشغول شدم. البته قبل از اينها هم كتاب بانوى نمونه اسلام را نوشتم. آنجا هم سعى كردم جنبه هاى اخلاقى را سيره گونه بنويسم. نمى خواستم تاريخ گونه باشد. كل اين كتابها در آن زمان مورد نياز بود. الان هم تقريبا در كنار كارهايى كه در سمينارهاى مختلف و در برنامه هاى تلويزيون و در راديو انجام مى شود يكى از كارهايم همين مسإله حل اختلافات خانوادگى است كه به مقدارى كه در توانم باشد انجام مى دهم, و از آن لذت مى برم. البته متإسف هستم كه فرصت كافى ندارم براى اينكه بيشتر برسم اما هر وقت كه بتوانم امتناع نمى كنم.

پيام زن: يعنى شخصا خودتان به رفع مشكلات مردم مى پردازيد؟!

حضرت آيت الله امينى: بله, مثلا همين امروز يك جوان دانشجويى از تهران آمده بود, مسإله اى با خانمش داشت, مشكل خيلى سختى داشتند كه تقريبا يك سال بود گرفتارش بودند و ما هم مقدارى وقت گذاشتيم راهنمايى كرديم. معمولا در هر هفته چند نفر از شهرستانهاى مختلف مىآيند, گاهى با تلفن سوال مى كنند. من هم خدا را شاكر هستم كه مرا در اين مسير قرار داد. من خيلى خوشحال مى شوم كه روزى ببينم كه زن و شوهرى را صلح داده ام يا مثلا از طلاق نجات پيدا كرده اند. خيلى لذت مى برم و خوشحال مى شوم.

پيام زن: اين مطلب براى ما, هم تازگى داشت و هم موجب دلگرمى است كه حضرت عالى با وجود مشغله هايى كه داريد مستقيما به حل و فصل مشكلات خانواده ها هم مى پردازيد. آيا در حال حاضر تإليف جديدى هم در همين زمينه ها يعنى موضوع زن, خانواده و تربيت در دست داريد؟

حضرت آيت الله امينى: در اين قسمت خير. الان هم چون علاقه دارم بى مطالعه نيستم.

پيام زن: فرموديد كه شيوه كار شما بر اساس نيازهاى جامعه و به تناسب خلإهاى پر نشده اى بوده است كه احساس مى كرده ايد. الان با توجه به اينكه فرهنگ جامعه ما بيشتر فرهنگ شفاهى است و بخصوص افراد مختلفى كه در مناطق دورافتاده و روستاها, دچار مشكل خانوادگى هستند چه از جنبه حقوقى و چه از جنبه اخلاقى, اينها غالبا يا دسترسى به كتاب ندارند يا اهل مطالعه نيستند و به هر دليلى محروم از اين مسائل هستند. شما فكر مى كنيد كه در جامعه چه كارى بر عهده حوزه ها و مسوولين جامعه است كه اين مشكلات را بتوان به شكل اساسى ترى حل كرد؟ احساس شخصى شما نسبت به برخوردى كه با مشكلات پيدا مى كنيد اين است كه علاقمنديد تا آنجايى كه مى توانيد خودتان حل و فصل كنيد. در حالى كه اين تلاشهاى فردى مسلما پاسخگوى اين همه نارسايى و نياز نيست. آيا اين امكان براى حوزه هاى علميه و مراكز ذيربط وجود دارد كه به يك سازماندهى مطلوبى برسند تا به صورت مشخص و عملى به تربيت مردم بپردازند و مشكلاتشان را رفع كنند؟

حضرت آيت الله امينى: من به واسطه مشغوليتهايى كه در اين زمينه داشته ام توجه دارم به مشكلات فراوانى كه الان متإسفانه در بين خانواده ها وجود دارد, در همه جا و در همه اصناف و گروهها من احساس خطر مى كنم براى آينده خانواده ها در ايران اسلامى. به نظر من رسانه هاى عمومى مثل صدا و سيما و مثل روزنامه ها و مجلات بايد عنايت بيشترى در اين خصوص داشته باشند. من احساس خطر مى كنم براى آينده خانواده ها در ايران اسلامى. البته برنامه هايى هست. صدا و سيما برنامه هايى دارند ولى كافى نيست. خيلى بيشتر از اينها نياز است. همين طور تإليفاتى هست ولى باز هم كم است. يكى از دلايلى كه خيليها كتاب نمى خوانند گرانى كتاب است. خيلى مناسب بود اگر افراد خيرى پيدا مى شدند و كتابهايى را كه در مورد تربيت خانوادگى است به قيمتهاى ارزان تر در دسترس مردم قرار مى دادند يا بنيادهاى خيريه اى مثل كميته امداد امام خمينى كه گاهى چند هزار نفر را عروس و داماد مى كنند كاش اينها همين طور كه يخچال و فريزر و تلويزيون در اختيار اينها قرار مى دهند يك كتاب اخلاق خانواده هم به اينها مى دادند. اين كارها اگر كسى توجه داشته باشد شدنى است. بهاى يك كتاب 300 يا 400 تومانى در مقابل قيمت جهيزيه اى كه به يك دختر داده مى شود چيزى نيست.

علاوه بر اين, من احساس مى كنم براى اينكه از اختلافات خانوادگى جلوگيرى بشود و ازدواجها موفق باشد ضرورت دارد كلاسهايى به همين مناسبت تإسيس شود كه متإسفانه در اين قسمت خيلى كم داريم. اگر كسى را بخواهند براى آموزگارى يا هر كار ديگرى استخدام كنند نوعا تا يك دوره نبيند اجازه نمى دهند. اما براى ازدواج كه اساسى ترين مسإله زندگى پسر و دختر است بدون داشتن اطلاعاتى در موضوع همسردارى انجام مى گيرد. نه در كتابهاى درسى به اينها عنايتى شده است و نه كلاسهايى براى اينها وجود دارد. اگر نظام ما كه يك نظام اسلامى است مقيد مى كرد هر پسر و دخترى را كه در صورتى مى توانند عروسى كنند كه مثلا يك دوره يك ماهه ببينند و كلاسى مى گذاشتند و مسائل خانوادگى را درست بررسى مى كردند و به جوانان مى گفتند و آموزش مى دادند و بعد اجازه ازدواج مى دادند, به نظر من مشكلات خيلى كم مى شد. مخصوصا طلبه ها و فضلا بايد عنايت به اين مسإله داشته باشند و جزو برنامه هايشان باشد. بعضى از طلبه ها در شهرستانها يك چنين برنامه هايى را دارند ولى كافى نيست. به هر حال بايد يك كار گسترده اى انجام شود به وسيله همه افرادى كه در صحنه هاى تبليغ هستند; چه روحانيون چه نويسندگان و صدا و سيما و همه و همه.

پيام زن: شما براى مراكز مذهبى كه خوشبختانه به صورت گسترده در سراسر كشور هستند مثل مساجد, و روحانيت و ائمه جماعت كه عهده دار اداره اين مراكزند چه توصيه مشخصى داريد؟

حضرت آيت الله امينى: روحانيين به اعتبار اينكه موقعيت بيشترى در ميان مردم دارند خوب است كه اين برنامه ها را در مساجد اجرا بكنند. اتفاقا خيلى هم مورد استقبال قرار مى گيرد.

پيام زن: در خلال فرمايشاتتان فرموديد كه نسبت به آينده جامعه از اين جهت احساس خطر مى كنيد. اين جمله از يك كارشناس خبره و با تجربه و يك عالم دين شناس, خيلى هشدار دهنده و قابل توجه است. لطفا راجع به اين احساس خطر توضيح دهيد كه از چه ناحيه است و چرا؟

حضرت آيت الله امينى: اجازه بدهيد كه من مسائل زن را مقدارى باز كنم. در اين جهت كه بانوان در طول تاريخ غالبا مورد ستم بوده اند و حقوقشان تضييع مى شده است. شكى نيست در همه كشورها اين جور بوده اند. كشورهاى اروپايى كه الان اين همه آزادى ظاهرى به زن داده اند تاريخشان گويا است كه به زنانشان خيلى ستم مى كرده اند. اين مشكل تقريبا اوايل قرن بيستم سبب شد كه حركتى به عنوان دفاع از حقوق زنان شروع شود و انصافا بسيار هم بجا بود. براى اينكه محروميت و مظلوميت اينها در اروپا سبب شد كه افكار عده اى از دانشمندان و افراد خيرخواه متوجه آنها بشود. البته عده اى از خود بانوان و يك عده اى هم از مردها از اين موضوع استقبال كردند و روى آن تبليغ نمودند. مسإله اى را كه در آن زمان مطرح كردند اين بود كه زن و مرد بايد در همه جهات تساوى داشته باشند و تفاوتى بين زن و مرد نيست. زن انسان است و مرد هم انسان است. دو تا انسان حق مساوى دارند و همين طور كه مرد بايد آزاد باشد زن هم بايد آزاد باشد. مرد آزاد است در اشتغالش, در تملكش و در هر جهتى, زن هم بايد همين آزادى را به طور مساوى داشته باشد. حركت گسترده اى كه به حسب ظاهر حركت خوبى هم بود شروع شد. تبليغات هم در اين باره خيلى زياد مى كردند, اما مشكلى كه اين حركت داشت اين بود كه اولا در اين حركت, مسإله خانواده مطرح نبود, همان مسإله آزادى بود و تساوى, اما اين آزادى و تساوى, با خانواده چه مى كند و نتيجه اش چه هست؟ ـ چون خانواده يك مسإله اى است كه وجود آن و تحكيم آن, هم به نفع زن است و هم به نفع مرد است ـ اين مطرح نبود اصلا. مسإله دوم اينكه وقتى مى خواستند آزادى و تساوى را حساب كنند, توجه به اينكه زن آفرينش ويژه اى دارد مطرح نبود. به عنوان اينكه زن يك انسان است مى گفتند عينا بايد مثل مرد آزاد باشد. غفلت از اين دو جهت سبب شد كه زنان كشيده شوند به كار و بازار كار. چون مدافعين فكر مى كردند كه اگر زن, استقلال اقتصادى داشته باشد ديگر مرد نمى تواند به او ستم بكند و گفتند راهش اين است كه همان طور كه مرد كار مى كند زن هم بايد كار كند.

از طرف ديگر در آن زمان مسإله تحول صنعتى و توسعه كارخانجات و امثال اينها شروع شده بود و بالتبع اين مراكز كارگر مى خواستند. صاحبان كارخانه ها از اين موقعيت كاملا استفاده كردند و ديدند كه زنها تازه دارند وارد بازار كار مى شوند و طبعا با حقوق كمترى مى شود از آنها استفاده كرد. پس اينها هم ترويج كردند از اين مسإله و زنان را جذب كار و كارخانه كردند. طبعا خود زنها هم احساس مى كردند درآمدى و حقوقى پيدا كرده اند و اين برايشان اسباب خوشحالى شد, و ديگر حساب اين را نكردند كه بعضى از اين كارها مناسب بانوان و آفرينش ويژه آنان نيست. خلاصه, صاحبان كارخانجات يعنى همان مردانى كه اين زنان را قبلا در خانه ها به استثمار مى كشيدند در كارخانجات هم همانها باز مسلط شدند. علاوه بر اين, مردها شروع كردند به استفاده هاى مختلفى از اين بانوان براى كارهاى ديگر مثل فروشگاهها كه طبعا زنها با جذابيت مخصوصى كه داشتند مشترى را مى توانستند جذب كنند. آنان كشيده شدند به ادارات, كشيده شدند به وسايل تبليغاتى, به سينماها و تئاترها و ... براى اينكه لذت جويى مردها را تإمين كنند, خلاصه افتادند به دام مردها از طريق ديگرى. اثرش هم همين است كه ما الان در جهان غرب مى بينيم.

در غرب واقعا خانواده متلاشى شده است; اگر چه به طور كلى نيست ولى واقعا خانواده در آنجا خيلى مشكل دارد. در يكى از كشورها ـ استراليا ـ من رفته بودم مى گفتند صدى چهل ازدواجها به طلاق مى كشد, فرزندهاى غيررسمى فراوان, طلاقها و زندگيهاى مرد و زن مجرد, فراوان و مشكلات فراوان. واقعا رقت بار است! مثلا در آنجا فرزند حرام يك چيزى است كه از قبح افتاده و اصلا قبيح نيست. گاهى شوخى مى كنند و به هم مى گويند تو حرام زاده اى و هيچ مسإله اى هم ندارد. غرب, الان در اثر همين حركتى كه در آنجاها شروع شده, وضع خيلى بدى پيدا كرده است. البته خوب وضع زمانه جورى است كه كشورها به هم نزديك شده اند و حادثه اى كه در يك جايى واقع بشود به جاهاى ديگر هم سرايت مى كند.

من در اينجا اشاره اى مى كنم به وضع ما, قبل از پيروزى انقلاب اسلامى. آن زمانها بانوان در ايران, مثل هر جاى ديگر تحت ستم بودند, حقوقشان خيلى جاها تضييع مى شد. بعضى مردها ستم مى كردند به زنها. محدوديتهاى نادرستى را براى اينها به وجود مىآوردند و متإسفانه بعضى, آنها را به حساب دين اسلام مى گذاشتند, در صورتى كه مربوط به اسلام نبود, تا اينكه آن حركتى كه در اروپا بود به وسيله كتابها و نوشته ها و راديو و امثال اينها كم كم كشيده شد به ايران و حركتى را به وسيله رژيم سابق شروع كردند به عنوان دفاع از حقوق بانوان. عين همان حركتى كه در اروپا بود در اينجا هم شروع شد. مسإله اى كه در آن زمان مطرح بود تساوى حقوق و آزادى زنان, يعنى همان چيزى را كه در آنجا مطرح بود در اينجا هم آوردند. زنان را به بى بند و بارى كشيدند و حجاب را از بين بردند و ... در آن زمان عده اى از مردها سعى مى كردند كه همان حالت سابق را در خانه ها نگهدارند, رفتارشان نسبت به همسرانشان مثل همان سابق بد بود. تعصب زيادى داشتند. يك عده اى هم كه طرفدار آن وضع بودند توى جامعه هم به همان صورت درآمدند كه خداوند متعال لطفى كرد و انقلاب پيش آمد. اگر انقلاب پيش نمىآمد, ما البته شايد كاملا مثل غرب نمى شديم ولى به هر حال خيلى وضع بانوانمان و وضع اجتماعمان بد مى شد. انقلاب كه شد طبعا بدون اينكه تبليغ زيادى شود و يا محدوديتى ايجاد بشود بانوان در يك مقطعى, حجاب را رعايت مى كردند به هر حال وضع خيلى خوب شده بود. امام هم (خدا ان شإالله رحمت كند ايشان را) با تبليغاتش و با سخنانش بانوان را آورد در اجتماع. شايد اگر غير امام بود بانوان به اين زودى نمىآمدند در اجتماع. امام سخنرانى برايشان مى كرد, تشويقشان مى كرد, مثلا در مسائل مربوط به جنگ, خيلى خيلى تشويقشان مى كرد. به هر حال بانوان را آورد در اجتماع. و سبب شد كه كار از دست سنتيهاى متعصب, كه سابقا اصلا زنان را نمى گذاشتند كه بيايند در اجتماع, خارج شود. وارد اجتماع شدند. اين فرصت خيلى خوبى بود. آنهايى كه سابقا آزادى غير منطقى داشتند نسبتا خوشحال بودند از اين جهت كه از آزادى فعاليت و حضور در جامعه برخوردارند. آنهايى هم كه محدوديت داشتند, به خاطر تعصبات مردها كه بعضا به حساب اسلام هم گذاشته مى شد, اينها هم آمدند و تقريبا يك زمينه خوبى براى بانوان به وجود آمد كه به حقوق واقعى خودشان برسند و از آن مشكلات نجات پيدا كنند. ولى شايد از اين موقعيت خوب استفاده نشد. براى اينكه شايسته, اين بود كه بانوان مى افتادند در آن مسير واقعى خودشان و همان مسيرى كه اسلام برايشان تعيين كرده بايد آگاهانه وارد اجتماع مى شدند و حقوق خودشان را دريافت مى كردند, ولى به اين صورت درنيامد. كارهايى كه به زنان واگذار شد و تشويق شد كارهاى پشت جبهه بود و انصافا بانوان خيلى كمك مى كردند. در اين قسمتها, كار خوبى هم بود, اما مسإله اصلى بانوان اينها نبود. سابقا خيليها تعصبى بودند; دخترانشان را به مدرسه نمى بردند, راه باز شد براى رفتن به مدرسه و دانشگاه ولى فقط تحصيلات و كسب مدارج علمى هم مشكل بانوان را حل نكرد و نمى كند. البته خود اينها خوب است, مسلم است كه زنها بايد مى رفتند تحصيل, اما اينها مسائل اساسى تر داشتند. كم كم صحبت از اينكه زنها آزادى مى خواهند, بايد بيايند در اجتماع, حق رإى دادن را امام بهشان داد كه كار مثبت خيلى خوبى بود. بعد حق انتخاب شدن كه در نتيجه چند نفر به مجلس رفتند. همين طور تدريجا مثلا در كارهاى هنرى وارد مى شدند. اينها خوب است ولى آيا مشكل زنها فقط همين بود كه اينها در هنر وارد نشده اند؟ اگر وارد شوند ديگر همه چيز اصلاح مى شود؟! يا در اين زمان خيلى تشويق مى شود كه زنان ورزش بكنند و در نهايت شايد آرزوى بعضى بانوان اين است كه در يكى از كشورها در مسابقات شركت كنند و در ورزش مورد نظر موفق و پيروز بشوند. كسى نمى گويد كه ورزش براى زنها جايز نيست ولى به نظر مىآيد اينها مسائل اساسى بانوان نيست. بانوان بايد در مسير واقعى خودشان حركت مى كردند و حق خودشان را مى گرفتند, آخر ورزش چه مشكلى از مشكلات بانوان را حل مى كند؟ شما سوال كرديد از وضع موجود چطور احساس خطر مى كنيد؟ بايد بگويم كه ما در اثر اين كارهايى كه كرديم, كه خيلى اش كارهاى ناسنجيده اى بود, از دو موضوع غفلت كرديم. يكى مسإله خانواده بود كه حساب نكرديم كه حالا اگر بانوان اين كار را بكنند خانواده مستحكم مى شود و يا متزلزل مى شود؟ آمار طلاق كم مى شود يا زياد مى شود؟ ما اصلا به اين فكر نبوديم در صورتى كه هر چيزى را ما بايد روى اين معيار هم حساب بكنيم. خانواده يك واقعيتى است كه اگر مستحكم باشد جامعه محكم است. قوام خانواده هم به نفع مرد است هم به نفع زن و اگر متزلزل شد هم به ضرر زن است و هم به زيان مرد. اين را ما حساب نكرديم. لذا با كمال تإسف, آمار طلاق, از سابق كمتر نشده بلكه گويا زيادتر هم شده است. با اينكه نظام ما نظام اسلامى است, حكومت اسلامى است و از هر جهت بايد الان طلاق كه مبغوض ترين حلالها نزد اسلام است به حداقل برسد, اما متإسفانه زيادتر شده است. اين در اثر همين خامى و نپختگى است.

من كسانى كه خود بايد حل اختلاف خانوادگى كنند و تحكيم كنند بنياد خانواده را, خود آنها آدم مى بيند با خانواده شان رفتار درستى ندارند.

نكته دومى كه از آن غفلت شد, اين است كه زن بايد بيايد در اجتماع, كار هم بايد بكند, اما بايد آفرينش ويژه زن را هم حساب كرد. چه كارى از زن مىآيد كه هم بتواند آن وظايفى را كه در طبيعتش هست و خداوند متعال در آفرينش او گذاشته به خوبى انجام بدهد و هم بتواند در اجتماع منشإ اثر باشد و خوب كار بكند. اينها بايد حساب شده باشد. بايد ببينيم چه كارى مناسب است. اگر حساب شده نباشد, من مى ترسم كه ما هم تدريجا در آينده به چيزى نزديك به سرنوشت غرب مبتلا شويم. من روى اين واقعيت احساس خطر مى كنم.

پيام زن: از يك طرف بعضى از مسوولين فرهنگى ما معتقدند كه خود خانمها در اين ميدانى كه برايشان به وجود آمد آن شايستگى لازم را از خود نشان ندادند. گويا مى خواهند تقصير را به گردن خود خانمها بيندازند. از طرف ديگر برداشت ما از فرمايشات حضرت عالى اين بود كه مسووليت اصلى متوجه برنامه ريزان و سياستگزاران جامعه است كه بايد خطوط اصلى و معيارهاى كلى هر چيز را از قبل تعيين كنند كه يكى از آنها هم مسائل زنان است. به هر حال مسووليت اصلى, به نظر حضرت عالى متوجه كيست؟

حضرت آيت الله امينى: روى هم رفته نمى توانيم بگوييم كه بانوان تقصيركارند. متإسفانه ما در مسايل فرهنگى كه اختصاص به مسائل بانوان هم ندارد يك تشكيلات و ارتباطات هماهنگى نداريم. در صورتى كه اگر هماهنگ نباشد نتيجه مطلوب نمى دهد بلكه احيانا نتيجه معكوس مى دهد. مرادم از هماهنگى اين است كه يك تصميم فرهنگى كه گرفته مى شود, بايد همه هماهنگ باشند; صدا و سيما, نويسندگان, مجلات, كتابها, منبرها و ... اگر همه به اين سمت بروند خيلى خوب موفق مى شوند. نمونه اى خدمتتان عرض مى كنم; ما در مورد جنگ, فرهنگ جهاد و شهادت را در بين مردم ترويج كرديم و موفق هم شديم. يعنى از امام گرفته تا همه مسوولين و همه روحانيون و همه مجلات, روزنامه ها, صدا و سيما و ... اساسا ارزش تماما جهاد و شهادت بود. خوب شما ديديد كه ما با وجود همه مشكلات به طرز اعجابآورى موفق شديم و توانستيم همه قدرتهايى را كه در پشت سر صدام بودند شكست بدهيم, با اينكه هم دستمان خالى بود و هم تنها بوديم. و اين, به دليل اين بود كه كار فرهنگى مى كرديم. ارزش اين بود. اصلا جوان وقتى كه به جبهه مى رفت از شهادت استقبال مى كرد. در جبهه ها فرهنگ شهادت ديده مى شد. در منبرها, سخنرانيها, مداحيها, شعرها و ... . چندى قبل در نماز جمعه يك مطلبى به مداحان گفتم كه در سالهاى مبارزه با رژيم سابق مدح و شعر در مورد امام حسين(ع) يك رنگ ديگرى داشت و اصلا اشعار ديگرى مطرح بود. بعد كه انقلاب شد اشعار عوض شد و در شهادت و جبهه و اين قبيل مسائل قرار گرفت و بعد كه جنگ تمام شد دوباره رفتيم سر همان حالت قبلى مان و همه اينها ناديده گرفته شد. الان در صدا و سيما ببينيد كه ارزش چيست؟ خودتان اهل فن هستيد. روزنامه ها را نگاه كنيد كه چه چيزهايى را ارزش مى كنند. ببنيد به چه چيزهايى جايزه داده مى شود.

در اين بين اگر كسى بخواهد يك فرهنگى را ترويج كند, موفق نمى شود. عوض كردن فرهنگ يا ترويج يك فرهنگ احتياج دارد كه همه در اين مسير حركت كنند البته نه صد در صد افراد ولى صدى هفتاد بايد در اين مسير باشند و طبعا آن سى درصد هم تحت الشعاع قرار مى گيرند. متإسفانه ما در فرهنگمان يك چنين مسإله اى را اصلا نداريم و اين كار را نكرده ايم.

ما اوايل پيروزى انقلاب بدون اينكه بانوان را تهديد يا تنبيه كنيم همگى حجاب را پذيرفتند. موج انقلاب اين كار را كرد. فرهنگ حجاب را خودشان گرفتند, اما ما بايد از اين فرصت استفاده مى كرديم و مبانى فرهنگ حجاب را در جامعه زنده مى كرديم. زن بايد باور كند كه حجاب به نفعش است. ما چون ديديم اين ارزش خودش آمد قدرش را ندانستيم. واقعا رفتن زنها با وضعيتى كه در زمان گذشته داشتند در زير چتر حجاب يك معجزه بود. خوب, در اين زمان ما چقدر مى توانستيم كار فرهنگى بكنيم ولى نكرديم! و بعد موج انقلاب گذشت, زمان جنگ هم گذشت و باز كارى نكرديم.

كار فرهنگى هماهنگ خيلى مهم است. در اين مسائلى هم كه مى فرماييد واقع مطلب اين است كه يك جمعيتى, آنهايى كه مسووليت فرهنگ را به عهده دارند, بايد يك تصميم واحدى مى گرفتند كه در مورد بانوان چه كنيم؟ اينها به چه طرفى بايد بروند؟ چه چيزهايى براى اينها ارزش است؟ اگر اين كار انجام مى شد آنها خيلى راحت مى پذيرفتند و مسير خودشان را مى گرفتند. ما آمديم به جاى اينكه يك كار هماهنگ بكنيم كارهاى پراكنده كرديم. هر كسى بر طبق سليقه خودش. اين يكى در نماز جمعه سليقه اش اين است همين را مطرح مى كند و يك عده اى از او تبعيت مى كنند. آن نويسنده سليقه اش اين است, همين جورى مى نويسد. آنها در روزنامه آن جور, آن هم در صدا و سيما بر طبق عقيده خودش. به اين صورت تغيير دادن فرهنگ مشكل است و مشكل اساسى ما عدم هماهنگى در كار است. اگر آن زمان هماهنگ و با برنامه عمل مى شد اين اختلافاتى كه الان پيش آمده ديده نمى شد.

پيام زن: شما يكى از عوامل تزلزل فرهنگى و عدم تثبيت ارزشها را عدم هماهنگى و تشتت موجود در تبليغات و فعاليتهاى فرهنگى ما مطرح فرموديد. حالا از اين طرف بفرماييد چه عاملى باعث تعميق و تثبيت فرهنگ مى شود؟ يعنى اگر ما فرهنگ جامعه را آن طورى كه خواست اسلام است بخواهيم جا بياندازيم, چه بايد بكنيم؟ چه عواملى را بايد مهيا كنيم؟

حضرت آيت الله امينى: مسوولين فرهنگى ما بايد يك هماهنگى ايجاد كنند و اين هم بايد از يك مقام عالى سرچشمه بگيرد كه امرش مطاع باشد. به نظر مى رسد كه اگر مقام معظم رهبرى مدظله العالى يك عنايتى به اين هماهنگى بكنند خيلى مشكل حل مى شود. الان مردم مى بينند كه گاه آن كسى كه قبل از خطبه هاى نماز جمعه صحبت مى كند يك چيزى مى گويد و آن كسى كه خطبه را مى خواند مخالف او! مثلا مى بينيد سخنران, يك چيزى مى گويد, امام جماعت يك چيز ديگر! سازمان تبليغات يك چيز مى گويد, وزارت ارشاد يك چيز ديگر! اين مشكلات هست و عمده تمركز دادن اينهاست. براى تمركز دادنش هم به نظر مى رسد كه اگر مقام معظم رهبرى عنايتى داشته باشند و دستور بدهند همه اطاعت كنند.

پيام زن: ايشان در سفر اخيرى كه به اروميه داشتند الحمدلله توجه خاصى به مسائل زنان و حمايتهاى اخلاقى و قانونى كه بايد از زنها بشود داشتند و نقطه هاى اميد را در دل كسانى كه براى مسائل زنان كار مى كنند بيشتر زنده كرده, تقويت كردند. نشان مى دهد كه ايشان به اين مسائل عنايت دارند و ما اميدواريم كه ان شإالله ساير دستگاهها, رسالت خودشان را در اين زمينه با همان هماهنگى كه حضرت عالى مى فرماييد به انجام برسانند.

حضرت آيت الله امينى: سخنان مقام معظم رهبرى مدظله العالى در اروميه در رابطه با بانوان بسيار بجا و مناسب بود. من از وضع بد بانوان در آن مناطق و محروميت و مظلوميت آنان اطلاع دارم. اميدوارم با هماهنگى و همكارى مسوولين مربوطه, مشكلات اجتماعى و خانوادگى بانوان شريف آن مناطق حل و فصل شود.

پيام زن: تإكيدى كه حضرت عالى بر اهميت خانواده و ضرورت گنجاندن آن در محاسبات مى فرماييد كاملا بجا و صحيح است. اما سوال اين است كه آيا جايگاه خانواده در نظام تربيتى و نظام حقوقى اسلام يك جايگاه مبنايى و به صورت يك امر لايتغيير است كه آن را به هيچ عنوان نمى شود حذف كرد؟ اگر كسى منكر اين اهميت شود و بگويد كه حفظ ساختار خانواده ضرورتى ندارد چه پاسخى بايد داد؟

حضرت آيت الله امينى: مسإله خانواده از مسائل دشوار جامعه شناسى است و بررسى كامل آن نياز به بحثهاى گسترده دارد. ولى به صورت كوتاه عرض مى كنم كه اهميت خانواده بر كسى پوشيده نيست, و جامعه شناسان نيز بدان اعتراف دارند. كانون خانواده به عنوان بهترين و امنترين جايگاه, براى آسايش و آرامش زن و شوهر, و بهترين محل براى پرورش صحيح كودكان شناخته شده و مى شود. اگر خانواده ها سالم باشند اجتماع نيز سالم خواهد شد. و اگر خانواده ها متلاشى شوند اجتماع سالمى نيز نخواهيم داشت.

اسلام نيز به خانواده اهميت داده و قوانين و حقوق و احكام خود را به گونه اى تنظيم نموده است كه بنياد خانواده ها حفظ و استوار باشد. بنابراين, حفظ و تحكيم خانواده در اسلام به عنوان يك اصل پذيرفته شده است. ولى احكام و حقوق خانواده با اوضاع و شرايط گوناگون زندگى قابل تطبيق و احيانا تغيير است.

پيام زن: هم اكنون در جامعه موضعگيريهاى افراطى و تفريطى در باره زن, فراوان وجود دارد. لطفا ضمن يك ارزيابى اجمالى نسبت به اين موضوع, بفرماييد كه شاخصه هاى اصلى تمايز ديدگاه حضرت عالى كه داراى خاستگاه دينى و حوزوى است, از ساير ديدگاهها چيست؟

حضرت آيت الله امينى: چنان كه قبلا گفتم چون موضع دفاعى ما از حقوق بانوان به صورت يك برنامه منسجم و روشن و حساب شده اسلامى و با توجه به آفرينش ويژه زن, و ضرورت حفظ و تحكيم بنياد خانواده, شروع نشد, و از هماهنگى كامل برخوردار نبود, طبعا در بين مدافعان حقوق زن, موضعگيريهاى متفاوت و احيانا متضادى به وجود آمد. جمعى از روشنفكران كه اوضاع بانوان غربى را مى پسنديدند, موضوع آزادى و تساوى حقوق زن و مرد را مطرح ساخته و مى سازند. و بدون توجه به آفرينش ويژه زن و ضرورت حفظ و تحكيم بنياد خانواده, سعى مى كنند بانوان مسلمان را به همان سويى بكشند كه بانوان غربى كشيده شده و زيانش را ديده اند. و اين, كار خطرناكى است. برعكس, جمعى ديگر, سعى مى كنند بانوان را در پى وضع سنتى سابق نگه دارند, و احيانا آنها را به اسلام هم نسبت مى دهند. و حاضر نيستند بدون تعصب, نظر واقعى اسلام را بپذيرند, و در حد مشروع به بانوان آزادى بدهند و حقوقشان را منظور بدارند.

اما من هر دو طرف را افراط و تفريط مى دانم. در موضعگيريهايم در مورد مسائل بانوان سعى مى كنم, نظر واقعى اسلام را بشناسم و رعايت كنم. هم آفرينش ويژه زن را منظور مى دارم, هم حفظ مصالح و تحكيم بنياد خانواده را. شما مى توانيد همين حال اعتدال را, به عنوان شاخصه ديدگاه من معرفى كنيد.

ادامه دارد.

ماهنامه پيام زن ـ شماره 56 ـ آبان 75

بازگشت