پيشامدهاى ناگوار هميشه و در همه حال در زندگى هستند و رخ مىدهند. از دست دادن عزيزى كه دوستش داشتهايم، طلاق و جدايى، بيمارى و يا از دست دادن شغل و كار، نمونههايى از تجارب تلخ در زندگى ماست. با اين وجود هستند افرادى كه با صبر و حوصله و البته مهارت، از پسِ اين قبيل پيشامدهاى ناگوار بر مىآيند. به راستى راز موفقيت اين دسته در چيست؟ براى تطابق با پيشامدهاى تلخ زندگى، شيوههاى رفتارى گوناگونى موجود و يا ارائه مىشود. به عنوان مثال اعتقاد عمومى بر اين است كه انسان خوشبين، انسانى ساده و زودباور است و همه چيز را از پشت عينك گلىرنگ مىبيند. و بدبين كسى است كه از پسِ امور بر نمىآيد و به دليل تصورهاى منفى خود راهحلهاى ممكن در قبال مشكلات و پيشامدها را نمىبيند. اين واقعيتى پذيرفتنى است چرا كه انسان خوشبين سعادتمندتر و سالمتر است و سريعتر بر مشكلات غلبه مىكند. وى دائماً با خود مىگويد: من مشكل را با مهارت حل خواهم كرد. بدين ترتيب است كه انسانهاى خوشبين تمايل دارند كه ضربات وارده به خود را به عنوان امورى گذرا و موقتى تلقى نمايند.
اما، برخى از پيشامدهاى زندگى آنچنان ناگوارند كه برايمان مشكل خواهد بود با آنها سرسرى برخورد نماييم و يا اينكه مثلاً به روى خودمان نياوريم. تقسيم كردن اوقات زندگى به قسمتهاى زمانى كمتر و كوچكتر به ما كمك خواهد كرد تا براى پيشامدهاى ناگوار و بحرانهاى پيش آمده، راه حلهايى اصولى و منطقى بيابيم. با اين طرز تفكر و شيوه برخورد، ديگر براى ما اين سؤال مطرح نخواهد شد كه با بقيه زندگى و عمرمان چگونه كنار بياييم، بلكه با اين ايده و روش پيش خواهيم رفت كه چگونه مثلاً يك ربع ساعت ديگر را به نحو احسن بگذرانيم. مزيت اين شيوه در اين خواهد بود كه در قبال آنچه اتفاق افتاده فكرهاى بيهوده را كنار گذاشته و به واقعيتها بپردازيم. يكى ديگر از روشهاى مقابله با پيشامدهاى ناگوار حفظ ايمان است. ايمان، سازنده اميد است و مهمترين بخش از نيرويى است كه براى غلبه بر بحرانهاى شخصى احتياج داريم. انسانهايى كه دچار بحران مىشوند مىتوانند با حفظ ايمانشان اين حس را در خود تقويت كنند كه امتحانى الهى را پشت سر مىگذارند كه مفهوم و فوايد اين امتحان بعدها روشن خواهد شد.
يكى ديگر از راههاى مقابله با پيشامدهاى ناگوار و ناخوشايند تجزيه و تحليل وضعيت موجود است. بايد موقعيتهاى متغير زندگى را مد نظر داشت تا به كمك همين امر، بحرانها را پشت سر بگذاريم. در اين ارتباط نبايد حقايق بد و نامطلوب را زيبا جلوه داد. چرا كه افكار مثبت مفيدند اما در حقيقت چيزى را تغيير نمىدهند. توجه به موقعيتهاى مالى و تمكن نيز در جاى خود داراى اهميت ويژهاى است. داشتن مقدار مطمئنى پول در موقعيتهاى سوخت بى نهايت مهم و حايز اهميت مىباشد.
موقعيت خوب و مطمئن مالى، آزادى تصميمگيرى بيشترى را فراهم آورده و دست ما را در تصميمگيرى درست و بجا و قاطع باز مىگذارد.
به عنوان نمونه، فردى كه بيكار است اما در حسابش مقدارى پول را ذخيره دارد مىتواند براى شغل و كار آينده و يا كار پيشنهاد شده بررسى دقيقتر و بهترى اعمال نمايد و در يك وضعيت انفعالى مجبور نيست دست به هر كارى بزند و يا هر كارى را جهت سير شدن شكم خود و خانوادهاش بپذيرد.
در حقيقت تمام انسانها در مواجهه با بحرانهاى زندگى و پيشامدهاى تلخ و ناگوار، بر اين دست حوادث تفوق و غلبه نمىيابند، اما بسيارى از انسانها كه از يك پيشامد ناگوار تجربههاى فراوانى كسب مىكنند، در پايان نيز در برابر مشكلات زندگى، آمادگى بهتر و بيشترى در مواجهه با بحرانهاى بعدى به دست خواهند آورد.