بهداشت روانى چيست؟
(قسمت اول)
دكتر زهرا آكوچكيان

((يا سكينه قلوب العارفين))

((اى آرامش دهنده دلهاى آنان كه تو را شناختند))

همان گونه كه جسم انسان نيازمند يك سرى روشهايى است كه او را در مقابل بيماريها مصون نمايد و از بيمارشدنش جلوگيرى كند, يا آنكه روشهايى را پيش بينى كند تا اگر بيمار شد تشخيص داده و درمان مناسب را برايش ارائه نمايد و يا روشهايى كه بتواند از ناتواناييهاى حاصل از مبتلاشدن به بيماريى را كاهش داده و از ناتوان شدن بيشتر او جلوگيرى نمايد, روح و روان انسان نيز نيازمند روشهايى است كه در اين سه زمينه او را يارى نمايد.

يعنى بتواند: 1 ـ اصول و روشهايى را به كار گيرد تا از وقوع يك اختلال (مرض) جلوگيرى نموده و يا از احتمال بروز يك اختلال روحى بكاهد. مثلا در بعد اجتماعى و فردى گفته مى شود: ان الصلواه تنهى عن الفحشإ و المنكر. خواندن ((نماز)) از بروز رفتارهاى ضداجتماعى و مفاسد اخلاقى و بزهكارى جلوگيرى مى كند; يعنى انجام يك عمل فرد را در مقابل اعمال و رفتارهاى ناهنجار بعدى حفظ مى كند; اين اصول نقش پيشگيرىكننده دارند.

2 ـ يا به صورت روشهايى كه بتوان هرگونه اختلال يا آشفتگى روانى را بموقع و دقيق شناخت و علائم يك آشفتگى را در فرد تشخيص داد و روشهاى درمانى مناسب را براى آن ارائه داد. مثل: تشخيص و درمان يك بيمارى افسردگى يا اجراى يك حد شرعى وقتى فرد مرتكب يك رفتار خلاف يا انحراف جنسى است.

3 ـ يا به صورت استفاده از روشهايى مناسب در فرد آسيب ديده تا از اختلال بيشتر وى جلوگيرى نموده و يا بتوان آسيبهاى وارده را جبران و او را بازتوانى كرد. اين بخش قسمتى از درمان بيمارى را در خود دارد زيرا درمان يك اختلال از شدت گرفتن علائم جلوگيرى كرده يا موجب بازتوانى فرد مى گردد. البته بايد گفت بعضى از روشها مى تواند عناصرى از هر سه قسمت را در خود داشته باشد. مثلا نماز را كه مثال زديم هم نقش پيشگيرىكننده دارد (تنهى عن الفحشإ و المنكر) و هم نقش درمان و اصلاح دارد; ((الصلوات الخمس كفاره لما بينهن ما اجتنب من الكبائر, و هى التى قال الله: ان الحسنات يذهبن السيات)) حضرت على(ع), بحارالانوار, ج82, ص233.

يعنى آنكه اين نمازهاى پنجگانه جبرانى است براى خطاهاى انسان در فاصله بين اين نمازها و حسنه ايى است كه لغزشها و خطاهاى او را جبران مى كند, مادامى كه از گناهان كبيره اجتناب كند.

3 ـ آنكه نماز تقويت كننده و بازسازنده شخصيت انسان مى باشد. ((فرض الله الصلوه تنزيها من الكبر)) فاطمه الزهرا(ع), بحارالانوار, ج82, ص209.

عوامل تإمين بهداشت و سلامت روانى از منظر فكر دينى.

برخى از اين عوامل را برمى شماريم و آنها را در دو زمينه فردى و اجتماعى بررسى مى كنيم. البته آنها نيز كه جنبه فردى دارد در واقع بالابردن بنيه و انرژى روانى و روحى فرد و فرستادن اين عنصر به درون اجتماع است.

برخى از عوامل و دخيل در بهداشت روانى انسان شامل:

ايمان به خدا, غيب و كتاب زيرا اين امنيت روانى را براى فرد فراهم مى كند كه او راه حل مسائل را در تنها در اسباب مادى نجويد و وقتى همه ابزار مادى را از دست مى دهد دچار يإس و نااميدى نگردد و منبع عظيمى را براى تإمين نيازهاى خود بشناسد و معتقد باشد زيرا كسى كه به وجود چشمه اى جوشان در خانه خود يقين داشته باشد, ديگر ترس از تشنگى هراسانش نخواهد كرد. ايمان به معاد ((برگشت)) و ايمان به آخرت; اعمال فرد را هدفدار مى كند و به زندگى او معنا مى بخشد. و همچون بسيارى از انديشمندان غرب كه نهايت همه تفكراتشان و ارائه طريقهاشان اگر به حقيقت هستى و خداوند نرسد سرنوشتش پوچى و بيهودگى است. اگر اعتقاد به معاد نباشد همه حركتها و جوشها و تلاشهاى انسان بى معنا و بيهوده مى شود و خوبى يا بدى و اينكه چرا خوب باشم و بد نباشم و بد نخواهم مفهومى نخواهد داشت و آن ميخواره بى پروا با آن عاشق جان به كف در صحنه كارزار با معاندين اسلام يا زورمداران يكسان خواهند بود.

و يا عاملى همچون تقوا و طاعت كه اگر ملاك ارزش گذاريها قرار گيرد ديگر كسى نگران تنهابودن, پارتى نداشتن و يا نداشتن توصيه نامه ها, نخواهد بود. و تلاش در جهت مثبت, و مسير رشد انسان است كه افزونتر مى شود و نه در مسير تملقها و تكلفها و ظاهرآرائيها و...

برخى عوامل دخيل در بهداشت روانى شامل: سبقت گرفتن در انجام خير, امر به معروف و نهى از منكر, انفاق و گذشت از آنچه دوست مى دارى, جهاد در راه خدا و ... همه اينها يك امنيت روانى براى فرد در جامعه فراهم مى كند و نگرانيهاى بى مورد انسان را در مورد ابهام آينده, ترس از بى ياورماندن, ترس از تجاوز نامحرمان به حريم زندگيش و نهايتا احساس درماندگى و به خود وانهادگى را از بين مى برد.

برخى از نتايج تإمين بهداشت روانى براى افراد.

1 ـ به آرامش درونى دست مى يابند.

2 ـ اعمال و رفتار انسان هدفدار مى گردد.

3 ـ انسان قادر مى شود روى اعمال خود كنترل بهترى داشته باشد.

4 ـ سبب مى شود فرد نسبت به شرايط پيرامون خود بصيرت پيدا كند و راه چاره مسائل و مشكلات خود را بيابد.

5 ـ انسان مى تواند تسلط بر محيط را به دست آورد و مغلوب حوادث بيرونى نشود.

6 ـ توان بهره بردارى انسان از امكانات و منابع محيطى, جامعه و شخص در جهت رشد استعدادهايش افزونتر خواهد شد. و از هرز رفتن نيروها و انرژيها جلوگير خواهد بود.

7 ـ انسان مى تواند با افراد خانواده و جامعه خود روابط مناسب و پويايى را برقرار نمايد, رابطه ايى كه نه خود ضرر ببيند و نه ديگرى. (لاضرر و لاضرار) و هم اينكه رابطه اى پويا و رشددهنده باشد.

8 ـ فرد قادر به ايفاى نقش مناسب در خانواده و جامعه باشد.

بحث بهداشت روانى هم مى تواند مربوط به يك سرى اختلالاتى باشد كه عنوان بيمارى دارد مثل افسردگى, اضطراب و ... . و هم مربوط به اختلالاتى باشد كه يك سرى ناهنجاريها در زندگى انسان ايجاد مى نمايد كه حكم بيمارى بدان اطلاق نمى گردد ولى موجب آشفتگى انسان از نظر شغل و روابط بين فردى و وضعيت مشخص او مى گردد; مثل رفتارهاى ضداجتماعى نوجوانان يا اختلافات زناشويى و ... و هركدام برخورد خاص خود را مى طلبند.

ادامه دارد.

ماهنامه پيام زن ـ شماره 23 ـ بهمن 72

بازگشت

بازگشت