در گفتار پيشين، برزخ را در قرآن بررسى نموديم؛ اينك، براى اينكه سيمايى روشنتر از اين جهان بيابيم، اين موضوع را در سخنان گرانبهاى نغمهپردازان راستين وحى پىمىگيريم.
اخبار و احاديثى كه از اهل بيت عصمت و طهارت(ع) در اينباره وارد شده است، علاوه بر اينكه صراحت بيشترى در حيات برزخى و زندگى قبر دارد، تا حدودى چگونگى و كيفيت آن عالم را روشن مىنمايد؛ هر چند تا مادامى كه پاى در آن جهان نگذاريم از پىبردن به حقايق آن جهان -چنان كه هست- عاجزيم؛ ليكن بنا به فرموده اميرمؤمنان، حضرت على(ع):
«(انسانهاى اهل ذكر، چنان به آخرت و جهان پس از مرگ، يقين دارند كه) گويى دنيا را به پايان رسانده و وارد آخرت شدهاند. آنان، ماوراى دنيا را مىبينند؛ گويا بر حالات پنهانى برزخيان آگاهند؛ آن جهان را مىنگرند و انگار كه قيامت، وعدههايش را بر ايشان عملى ساخته است.
پس، پرده از اوضاع آن عالم را از جلوى مردم دنيا برداشتهاند (و آنچه را به نور ايمان و يقين ديدهاند، فاش كردهاند) به طورىكه گويى ايشان مىبينند و مىشنوند چيزهايى را كه ديگران نه مىبينند و نه مىشنوند».(1)
بنابراين، تنها از طريق اينگونه انسانهاى اهل ذكر - كه امامان معصوم(ع) نمونه بارز و از مصاديق آشكار آنند - مىتوانيم از برخى پديدههاى جهان ديگر آگاه شويم؛ زيرا آنان براى برداشتن حجابها از برابر خود و مشاهده آن جهان - به اذن خدا - توانا و قادرند و چون در گفتارشان ذرهاى خطا و اشتباه راه ندارد، گفتههايشان بر ما حجت است.
براى اينكه ديدهها و يافتههاى آن ستارگان پرفروغ عالم انسانيت روشنتر شود، در اين گفتار به اختصار و در گفتارهاى آتى به طور مفصل، از اخبار و روايات رسيده از آنان بحث مىكنيم.
روايات فراوانى در اين باب وارد شده است. علامه مجلسى(ره)، شيخ كلينى(ره)، فيض كاشانى(ره) و... مجموعه عظيمى از اين روايات را در جلد ششم بِحارالانوار، جلد سوم فروع الكافى، جلد هشتم المحجة البيضاء و... جمع آورى نمودهاند.
در اين قسمت، گلچينى از مجموع عظيم روايات برزخ را به ترتيب گفتارهاى اين كتاب مىآوريم:(2)
قالَ النبي(ص): «مَنْ اَحَبّ لِقاءَ اللَّهِ، اَحَبَّ اللَّهُ لِقاءَه؛ وَمَن كَرِهَ لِقاءَ اللَّهِ، كَرِهَ اللَّهُ لِقاءَه».(3)
پيامبر اكرم(ص) فرمود: «هر كه مشتاق ديدار خداست، خدا هم مشتاق ديدار اوست و هر كه ديدار خدا بر او ناپسند است، خدا هم ديدار او را ناپسند دارد».
قالَ الصّادِقُ(ع): «... اَمّا في الْقِيامَةِ فَلَكُمْ فِي الْجَنَّةِ بِشَفاعَةِ النَّبيِّ الْمُطاعِ وَ وَصيّ النّبيِّ؛ وَلكنّي وَاللَّهِ أَتَخَوَّفُ عَليْكُمْ فِي البَرْزَخِ!».
قيل: وَمَا الْبَرْزَخُ؟
قالَ: «اَلْقَبْرُ مُنْذُ حينِ مَوْتِهِ اِلَى يَوْم القِيامَةِ».(4)
امام صادق(ع) فرمود: «شيعيان ما، با شفاعت پيامبر و امامان معصوم(ع) در قيامت، همگى بهشتىاند؛ امّا سوگند به خدا، از وضع و حالتان در برزخ، خوف دارم» (زيرا، در برزخ، ديگر شفاعت نيست!)
پرسيدند: برزخ چيست!؟
فرمود: «از هنگام مرگ تا روز قيامت».
قالَ الصّادِقُ(ع): «فَاَمّا اِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ في قَبْرِه، وَجَنَّتُ نَعيمٍ في الأخِرَة؛ وَ اَمّا اِن كانَ مِنْ الْمُكَذِّبينَ الضّالّينَ فَنُزُلٌ مِنْ حَميمٍ في قَبْرِهِ وَتَصْلِيَةُ جَحيمٍ فِي اْلآخِرَة».(5)
امام صادق(ع) (در تفسير آيات 88 تا 94 سوره واقعه، چنين) فرمود: «اگر از نيكان نزديك به درگاه خدا باشد، در قبرش آسوده و شادمان است و در آخرت نيز در بهشت جاودان خواهد بود.
اگر از بدان گمراه باشد، در قبرش آب جوشان بدو آشامند و در آخرت نيز جايگاهش آتش است».
قالَ النبيُّ(ص): «إنّي كُنْتُ أَنْظُرُ اِلى اْلاِبِلِ وَالْغَنَمِ وَاَنَا اَرْعاها -وَلَيْسَ مِنْ نبيٍّ الّا وَقَدْ رَعَى الْغَنَمَ- وَكُنْتُ أَنْظُرُ اِلَيْها قَبْلَ النبُوَّةِ وَهِيَ مُتَمَكِّنَةٌ فِي الْمَكينَةِ مَا حَوْلَها شَيْءٌ يُهَيِّجُها حَتّى تَذْعَرَ فَتَطيرُ، فَأَقُولُ: ما هذا!؟ وَاَعْجَبُ! حَتّى حَدَّثَني جبْرئيلُ(ع): اَنَّ الْكافِرَ يُضْرَبُ ضَربَةً ما خَلَقَ اللَّهُ شَيْئاً اِلّا سَمِعَها وَيَذْعَرُ لَها اِلّا الثَّقَلَيْنِ؛ فَقُلْنا: ذلِك لِضَرْبَةِ الْكافِر؛ فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ عَذابِ الْقَبْر».(6)
پيامبر اكرم(ص) فرمود: «همه پيامبران، زمانى چوپان بودند - من هم، پيش از رسيدن به اين مقام، چوپان بودم- گاهى مىديدم كه گوسفندان وشتران بىجهت، رم كردهاند و با ترس و وحشت سر از چرا بر مىدارند.
از اين موضوع، بسيار در شگفت بودم، تا اينكه پس از پيامبرى، فرشته وحى(جبرئيل امين) ماجرا را برايم چنين گفت:
هنگامى كه كافرى را در قبر تازيانه مىزنند، همه موجودات -غير از جن و انس- صداى ضربات تازيانه را مىشنوند وبا شنيدن اين صداى مهيب وحشت و ترس بر آنها چيره مىشود.
پس گفتم: آن به خاطر زدن كافر بوده است، پس پناه بر خدا از عذاب سخت قبر!».
قالَ الصّادِقُ(ع): «فَاِذا قَبضَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ صَيَّرَ تِلْكَ الرُّوحَ في قالبٍ كَقالِبِه فِي الدُّنْيا؛ فَيأكُلُونَ و يَشْرَبُونَ؛ فَاِذا قَدِمَ عَلَيْهِمُ الْقادِم، عَرَفُوهُ بِتِلْكَ الصُّورَةِ الّتي كانَتْ فِي الدُّنيا».(7)
امام صادق(ع) فرمود: «هنگامى كه خداوند، جان مؤمن را بگيرد، او را در كالبدى همانند دنيا قرار مىدهد و (با آن قالب از خوردنىها و آشاميدنىهاى بهشت برزخى) مىخورند و مىآشامند؛ و اگر كسى بر آنان وارد شود(به همان شكل و قيافهاى كه در دنيا داشتند) ايشان را مىشناسند».
قال عليٌّ(ع) لاِبْن نُباتَةَ مِنْ اَصْحابِه: «لَوْكُشِفَ لَكُمْ لَرَأيتُمْ أرْواحَ الْمُؤمنينَ في هَذا الظَّهْرِ، حَلْقاً يَتَزاوَرُون وَ يَتَحَدَّثُونَ؛ اِنَّ في هذا الظَّهْر رُوحُ كلِّ مُؤمِنٍ، وَ بِوادِى بَرَهُوتَ نسمَةُ كلِّ كافِرٍ».(8)
امام على(ع) به ابن نباته فرمود: «اگر، (حجاب برزخى كنار رود و آن جهان) بر شما نمايان گردد، هر آيينه ارواح مؤمنان را در پشت اين شهر (نجف) خواهيد ديد كه حلقهوار گردهم آمده؛ با هم ديدار كنند و سخن گويند.
روح هر مؤمنى در اينجاست(9) و ارواح كفار در وادى برهوت».
قال عليٌّ(ع): «اِنَّ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِم ثَلاثَةُ اَخِلّاء: فَخَليلٌ يَقُولُ: اَنَا مَعَكَ حَيّاً وَمَيِّتاً وَ هُوَ عَمَلُه...».(10)
امام على(ع) فرمود: «دوستان شخص مسلمان سه تا هستند(: مال، فرزندان، عمل) و عمل، دوستى است كه مىگويد من در زندگى و مرگ همدم تو هستم».
قال عليٌّ(ع): «اِنَّ الْعَبْدَ اِذا اُدْخِلَ حُفْرَتَه، اَتاهُ مَلَكان (اسمُهُما: مُنكَرٌ وَ نَكيرٌ). فَاْلاوَّلُ ما يَسْألانَهُ: عَنْ رَبِّه، ثُمَّ عَنْ نَبيِّهِ، ثُمَّ عَنْ وَليِّهِ...».(11)
امام على(ع) فرمود: «هنگام ورود شخص به قبر، دو فرشته (به نامهاى: نكير و منكر) سراغ او مىآيند. نخستين چيزهايى كه مىپرسند: از خدا، پيامبر و امام است...».