وجود ذهنى ماهيات، ملاك علم ما به خارج
ترجمه
در نزد حكما، معروف است كه ماهياتى كه در خارج، موجود هستند و آثار خارجى بر آنها مترتب مىشود، وجود ديگرى هم دارند كه در آن وجود، آثار خارجى بر آنها مترتّب نمىشود، آثار ديگرى برآنها مترتب مىگردد. و اين وجود همان است كه ما آن را وجود ذهنى مىناميم و همان علم ما به ماهيات اشياء هست.
شرح
يكى از مسائلى كه از دير باز مورد بحث فلاسفه بوده است، اين است كه چه چيز ملاك علم ما به جهان خارج مىشود. به عبارت ديگر كشف از حقايق براى بشر چگونه صورت مىگيرد. در اين زمينه نظريات گوناگونى ابراز شده است كه متعاقباً به آنها اشاره مىشود. معروفترين آنها بين فلاسفه عبارت است از تحقق ماهيات در ذهن بشر. همانگونه كه ماهيات در خارج، موجود مىشوند به وجود خارجى، در ذهن موجود مىشوند به وجود ذهنى؛ با اين تفاوت كه وجود ماهيات در خارج همراه با آثار خارجى است و وجود آنها در ذهن همراه با آثار ذهنى است. بر اين اساس، ماهيات دو ظرف تحقق دارند: يكى خارج و ديگرى ذهن.
تحقق ذهنى ماهيات، ملاك علم ما به ماهيات و به جهان خارج مىباشد و به عبارت ديگر وجود ماهيات در ذهن، پل عبور ما به جهان خارج مىگردد. بشر از آنجا به موجودات خارجى همچون زمين و آسمان و درخت و سنگ، آگاه مىشود كه ماهيات اينها در ظرف ذهن همچون ظرف خارج، موجود مىگردد. تحقق ماهيات موجود خارجى در ذهن ما هم علم ما به ماهيات را تشكيل مىدهد و هم پل عبور شخص عالم مىشود به جهان خارج از ذهن خودش؛ و علم او به خارج را تشكيل مىدهد.
بحث درباره وجود ماهيات در ذهن به نام بحث «وجود ذهنى» نامگذارى شده است. اين بحث گرچه تحت اين عنوان در كلمات قدماى حكما تا قبل از فخر رازى و خواجه طوسى مطرح نبوده است، ولى كم و بيش در خلال كتب حكما موجود بوده است. اولين كسى كه اين بحث را تحت اين عنوان منعقد كردهاست، فخر رازى در «مباحث المشرقيه» و خواجه طوسى در «تجريد» بودهاست.
سپس در كلمات متأخرين، اين بحث جاى خود را در مباحث وجود باز كرده و پيرامون آن، مطالب فراوانى گفته شده است. دليل اينكه اين بحث را ذيل مباحث وجود مطرح كردهاند - با آنكه بحث وجود ذهنى را كه مربوط به علم و شناخت است، بايد در كيف نفسانى مطرح كرد - اين بوده است كه وجود به تقسيم اولى به وجود خارجى و وجود ذهنى تقسيم مىشود. لذا بحث وجود ذهنى در قلمرو مباحث وجود و تقسيمات اوليّه آن قرار مىگيرد. و به همين جهت، بحث آن را در ذيل مباحث وجود آوردهاند.
متكلمان - كه پيوسته با نقد و ايرادهاى خود، عامل سعى و تلاش فلاسفه در پاسخگويى به شبهات بودهاند - در باب وجود ذهنى هم ايرادات قابل ملاحظهاى وارد نمودهاند. از جمله آن ايرادات اين است كه اگر ماهيات اشياء در ذهن ما پديد مىآيند بايد همان آثارى كه ماهيات در خارج دارند، مانند سوزانندگى براى آتش و سردى براى يخ، در ذهن ما هم داشته باشند؛ در حالى كه ندارند. از سوى ديگر، اجتماع ماهيت حار و ماهيت بارد در يك ظرف به نام ذهن اجتماع متضّادين است، و اين امر محالى است. اين اشكالات و امثال آن موجب شده است كه در اين باب نظريات ديگرى مطرح گردد، مانند نظريّه اَشْباح يا إضافه كه انشاء اللَّه متعاقباً نقل مىشود.
متن
وأنكر الوجود الذهنىّ قوم، فذهب بعضهم إلى أنّ العلم إنّما هو نوع إضافة من النفس إلى المعلوم الخارجىّ.