مفاهيم انتزاعى چه زمان، ماهيت به شمار مىروند؟
ترجمه
نيز از آنچه گذشت آشكار مىگردد: مفاهيمى كه از وجودات نعتى به هنگامى كه نعت موضوعات خود هستند انتزاع مىشود ماهيات براى اعراض نيستند، همانطور كه ماهيات براى موضوعات اعراض نيستند. دليل آن اين است كه مفهوم منتزع از وجود وقتى ماهيت براى آن وجود محسوب مىشود كه وجود منتزع عنه طرد كند از نفس آن مفهوم، عدم را. و وجود ناعت، طرد مىكند عدم را؛ امّا نه از مفهوم انتزاع شده از آن وجود نعتى (بلكه طرد مىكند عدم نعت موضوع را).
مثلاً وجود سياهى فى نفسه طرد مىكند عدم را از نفس سياهى پس سياهى ماهيت آن محسوب مىشود. اما اين وجود از آن جهت كه جسم را سياه مىكند (يعنى وقتى لحاظ لغيره بودن و نعتى قرار گرفتن پيدا مىكند) نه عدم را از ماهيت سواد و نه از ماهيت جسمى كه موصوف اوست طرد مىكند، بلكه عدم را از صفتى طرد مىكند كه جسم، متصف به او و خارج از ذات اوست.
شرح
گفتيم وجود اعراض به دو لحاظ، عنوان مىپذيرند: يكى فىنفسه بودن و ديگرى لغيره بودن. وقتى وجود عرض به مفهومش كه از آن وجود انتزاع شده موجوديّت مىبخشد آن مفهوم براى آن وجود، ماهيت محسوب مىشود. ولى وقتى نعتيّت به موضوع خود مىبخشد و اعتبار لغيره پيدا مىكند به اين ملاك، مفهومى كه از اين وجود انتزاع مىشود ماهيت به شمار نمىرود.
مؤلف مثال مىزنند به مفهوم سياهى كه از وجود سياه گرفته شده. اگر اين وجود اعتبار لنفسه پيدا كند و به اين مفهوم انتزاع شده از آن موجوديت ببخشد، به اين لحاظ اين مفهوم برايش ماهيت محسوب مىشود. اما اگر اين وجود اعتبار لغيره پيدا كند و به عبارت ديگر وجود نعتى براى موضوع خود شود، به اين لحاظ آن مفهوم انتزاع شده از اين وجود، ماهيت براى آن وجود محسوب نمىشود. و وجود نعتى نه عدم ماهيت سياه را و نه عدم ماهيت موضوع خود را كه جسم است طرد نمىكند، بلكه فقط عدم سياه بودن جسم را طرد كرده و جسم را اَسود قرار مىدهد.
نتيجه كلام آنكه: مفهومى كه از وجود عرض، مانند سياهى انتزاع مىشود به ملاك لنفسه بودن، ماهيت هست و به ملاك لغيره بودن، ماهيت به شمار نمىرود.
* قوله: لاعن نفس المفهوم المنتزع عنه؛ ضمير «عنه» به «الوجود الناعت» بر مىگردد.
* قوله: بل عن صفةٍ يتصّف بها الجسم؛ صفتى كه جسم قبل از عروض سياهى بدان متصف است همان عدم سياهى است كه وجود سياهى، آن را بر مىدارد.
* قوله: خارجةٍ عن ذاته؛ صفت عدم سياهى، خارج از جسم است. لذا گاهى جسم، سياه است و گاهى غير سياه.
به سؤالات زير پاسخ دهيد.
1 - مراد از وجود لغيره چيست، توضيح دهيد:
2 - دليل بر تحقق وجودلغيره چيست؟
3 - معناى اين كه اعراض از شئون وجود جواهر هستند چيست؟
4 - چرا از وجودات نعتى ماهيت انتزاع نمىشود.