از وجود رابط، ماهيت انتزاع نمى‏شود

ترجمه

براى وجودات رابط، ماهيتى نيست؛ چون ماهيات آنهايى هستند كه‏در جواب ما هو گفته مى‏شوند. پس ماهيات، مفاهيمى مستقلند، در حالى كه براى وجودات رابط، مفهوم مستقلى نيست.

شرح

ماهيات، مفاهيم مستقلى هستند كه آنها را از موجودات انتزاع مى‏كنيم. مثلاً از يك موجود به نام انسان، حيوان ناطق را و از يك موجود ديگر به نام فرس، حيوان صاهل را واز موجودى ديگر مفهوم مستقل ديگرى انتزاع مى‏كنيم. ماهيات، مرزهاى وجودى موجوداتند، ولى از وجودهايى انتزاع مى‏شوند كه استقلالى در موجوديّت داشته باشند. حال اگر وجودى، استقلال در وجود نداشت، به عبارت ديگر وجود رابط بود، نمى‏توان از آن مفهوم مستقلى به نام ماهيت انتزاع كرد؛ زيرا ماهيت، خود يك مفهوم كامل و مستقل است و منتزع از يك منتزعٌ منه مستقل مى‏باشد.

از عبارت مولّف - ره - كه مى‏فرمايند: ماهيت از وجودات رابط انتزاع نمى‏شود، چنين توهم نشود كه ماهيت از «وجود بما انه وجود» انتزاع مى‏شود، پس چطور ايشان ماهيت را متنزع از وجودات مستقل دانسته‏اند؟ جواب آن است كه ماهيت از وجود انتزاع مى‏شود اما نه از وجود بما انه وجود»، بلكه به عنوان اينكه ماهيت مرزهاى وجودى يك موجودند و وجود، مُظهر ماهيت است. پس انتزاع ماهيت از وجود «بما انه وجودٌ مُظهر و مقِّومٌ للماهية» مى‏باشد؛ نه «بما ان الوجود وجود» تا اشكال شود چطور ماهيت از وجود انتزاع مى‏شود.(1)

به سؤالات زير پاسخ دهيد.

1 - وجود نفسى ورابط را شرح دهيد.

2 - چراوجود رابط، جداى از طرفين نيست؟

3 - ظرف وجود رابط كجاست؟

4 - چرا ميان قضايايى كه مشتمل بر حمل اوّلى است، مانند «الانسان انسان» و هليات بسيطه، مانند «الانسان موجود» وجود رابط در بين نيست؟

5 - چرا ميان أعدام، وجود رابط نيست؟

6 - چرا از وجود رابط، ماهيت انتزاع نمى‏شود؟


1- ممكن است كسى بگويد: لازم نيست كه ماهيت در معنى و مفهوم، مستقل باشد. بلكه اگر در تقرر ما هوى غير مستقل بود باز در ماهيت بودن آن اختلالى لازم نمى‏آيد. و مثال بزند به مفهوم انحناء كه در تقرر ماهويش محتاج به مقدار، مى‏باشد؛ و بدون مقدار، استقلال و ماهيتى ندارد. پس اگر گفته شود ماهيت آن است كه مستقل در مفهوم باشد جاى تأمل دارد و چنين شرطى لازم نيست. فتأمل.