پاسخ به شبهه
ترجمه
دفع اشكال - همانطور كه صدر المتألهين فرمودهاست - اين است كه جهت، مختلف است. عدم العدم از آن جهت كه اخصّ از مطلق عدم، بوده - عدم مقيد به عدم گرديده - نوعى از عدم است. و از آن جهت كه براى عدم مضاف اليه ثبوت فرضى در نظر گرفته شده كه عدم مضاف آن را بر مىدارد، مانند برداشتن نقيض، نقيض خود را، عدم مضاف مقابل عدم مضافٌ اليه قرار مىگيرد.
شرح
تعدد جهات، ملاك تعدد احكام مىشود. در ما نحن فيه دو جهت وجود دارد كه حكم به نوعيت و تقابل به سبب هر يك از اين دو جهت است. از آن نظر كه مفهوم عدم العدم اخص از مفهوم عدم مطلق است، او نوعى از عدم به شمار مىرود.اما از نظر ديگر كه براى عدم مضافٌ اليه فرض ثبوت شده و عدم مضاف آن را بر مىدارد، به حكم آنكه «رافع كل شىء نقيضه»، عدم مضاف مقابل عدم مطلق قرار گرفته، نقيض آن به شمار مىرود.
پس، عدم العدم به جهت اخصيّت مفهومى، قسمى و نوعى از عدم مطلق بوده است. اما به جهت رافعيت او، نقيض آن محسوب مىشود. و ما موارد فراوان داريم كه يك چيز به دو ملاك، محكوم به دو حكم مختلف مىشوند.
متن
وبمثل ذلك يندفع ما اُورد على قولهم: «المعدوم المطلق لا يخبر عنه»، بأنّ القضيّة تناقض نفسها، فانّها تدلّ على عدم الاخبار عن المعدوم المطلق وهذا بعينه خبر عنه. ويندفع بأنّ المعدوم المطلق بما أنّه بطلان محض فى الواقع لا خبر عنه، و بما أنّ لمفهومه ثبوتاً مّا ذهنيّاً يخبر عنه بأنّه لا يخبر عنه، فالجهتان مختلفان. وبتعبير آخر: المعدوم المطلق بالحمل الشائع، لا يخبر عنه وبالحمل الاوّلىّ يخبر عنه بأنّه لا يخبر عنه.