براى وجود، سه نوع تخصّص وجود دارد

ترجمه

وجود، با سعه و شمولى كه دارد (سه نوع تخصص دارد. اول:) تخصصى كه به سبب حقيقت خارجى بسيط خود مى‏يابد. (دوم:) تخصصى است كه به مرتبه‏اى از مراتب هستى بودن دارد، مرتبه‏اى كه ما به‏الامتيازش عين ما به الاشتراك مى‏باشد. (سوم) تخصصى از سوى ماهياتى كه برانگيخته از وجود و محدود كننده اويند، مى‏يابد.

بديهى است تخصص از نوع اول و دوم ذاتاً بر وجود، ملحق مى‏شود. اما تخصص از نوع سوم به واسطه ماهيات بر وجود عارض مى‏شود.

شرح

در مرحله اول، ذات هر چيز، آن چيز را از چيزهاى ديگر جدا مى‏كند. به عبارت ديگر به حقيقت خود تخصيص يافته واقعيت خود را پيدا مى‏كند. وجود هم مانند ساير چيزها به سبب حقيقت خود، كه عبارت از حيثيت خارجيت و بساطت باشد، تخصص يافته و از چيزهاى ديگر جدا مى‏شود.

در نوبت دوم اينكه هر وجودى در مرتبه‏اى از مراتب هستى واقع است كه آن مرتبه عين ذات آن است و از آن جدا نمى‏شود، همچون اعداد، كه هر كدامشان در يك جايى واقعند و از جاى خود بيرون نمى‏روند. مثلاً عدد دو به جاى سه و بالعكس نمى‏نشيند. بدين سبب، وجود، تخصصى ديگر پيدا مى‏كند. مرتبه وجود علت، سابق بر مرتبه وجود معلول است. تبديل مرتبه اين دو و مقدم داشتن وجود معلول بر وجود علت، امرى محال است. اين دو تخصص، ذاتى وجود بوده، بى‏واسطه براى آن حاصل است.

اما تخصص سومى براى وجود به واسطه عروض ماهيات، حاصل مى‏گردد. مثلاً يك موجود، انسان است و چيز ديگر نيست، ديگرى درخت است و چيز ديگر نيست و سومى سنگ است و هكذا. اين تخصيص، به واسطه ماهيات، كه خارج از حقيقت وجودند، براى وجود حاصل مى‏شود.

به سؤالات زير پاسخ دهيد.

1 - تشكيك در وجود به چه معناست؟

2 - دليل بر تشكيكى بودن حقيقت وجود چيست؟

3 - اطلاق و تقييد در مراتب وجود به چه معناست؟

4 - بساطت و تركيب در باب وجود چه معنايى دارد؟

5 - وجود به چه چيز تخصص مى‏يابد؟