تشكيك در وجود
ترجمه
پس، براى وجود فى نفسه كثرتى هست. حال سؤال اين است كه آيا جهت وحدتى هست كه اين كثرت به آن باز گردد، بدون آنكه كثرت از بين برود، تا اينكه حقيقت وجود، كثير باشد در عين وحدت و واحد باشد در عين كثرت . و به عبارت ديگر - چنانكه به فهلويون نسبت داده شده است - آيا حقيقت مشكك، صاحب مراتب مختلفى مىباشد و «ما به الامتياز»اش به «ما به الاشتراك»اش باز مىگردد؟
(و) يا - چنانكه به مشايين نسبت داده شده است - جهت وحدتى ميان وجودات نيست تا بازگشت وجود، به حقايق متابينى باشد كه هر يك از ديگرى به تمام ذات بسيط خود متمايز است؛ نه به جزء خود و نه به امرى خارج از خود.
شرح
در عبارت فوق به اختلاف ميان حكماى ايران زمين كه در منطقه خراسان مىزيستهاند و به فهلويون يا اشراقيها معروف بودهاند، و ميان حكماى مشّاء اشاره مىكنند. حكماى مشاء مىگويند: هيچ قدر جامع و مشتركى ميان موجودات مختلفه نيست. هر يك از آنها با ديگرى متباين است و اختلاف ميان آنها به ذات آنها باز مىگردد، همانطور كه اختلاف ماهيات، ذاتى آنهاست.
اما حكماى اشراق مىگويند: وجود، حقيقت واحدى است. اين وجودات مختلفه همه و همه در حوزه وجود، وجود دارند و بيرون از وجود نيستند؛ زيرا حقيقتى از وجود، خارج نيست. و جزء وجود هم نيستند؛ زيرا وجود، جزء ندارد. علىهذا وجود دامنه گسترده و مراتب مختلفى دارد. هر مرتبه در عين حال كه با مرتبه ديگر اختلاف دارد اما از حيث وجود با وجود ديگر فرقى ندارد. و اين معناى جمله فوق است كه مىگويد همه كثرتها به حقيقت واحدى كه همان وجود باشد باز مىگردد. از اين اختلاف به اختلاف تشكيكى تعبير مىكنند.
متن
الحقّ أنّها حقيقة واحدة فى عين أنّها كثيرة، لأنّا ننتزع من جميع مراتبها ومصاديقها مفهوم الوجود العام الواحد البديهىّ، ومن الممتنع انتزاع مفهوم واحد من مصاديق كثيرة بما هى كثيرة غير راجعة إلى وحدة مّا.