مذاهب و فرق مرجئه
بغدادى, مرجئه را سه دسته مى داند, مرجئه قدرى, مرجئه جبرى و مرجئه خالص كه خود به پنج
فرقه تقسيم مى شوند. يونسيه, غسانيه, ثوبانيه, تومنيه و مريسيه.(1) شهرستانى, آنان
را چهار دسته مى داند. مرجئه خوارج, مرجئه قدريه, مرجئه جبريه و مرجئه خالص, كه
آخرين گروه را به يونسيه, عبيديه, غسانيه, صالحيه, ثوبانيه و تومنيه تقسيم مى
كند.(2) خوارزمى در مفاتيح العلوم, معتقد است كه اين گروه شش فرقه اند, غيلانيه,
صالحيه, اصحاب راءى (پيروان ابوحنيفه) شبيبيه, شمريه, جحدريه.(3) صاحب
تبصرةالعلوم, مرجئه را پنچ فرقه مى داند. يونسيان, غسانيه, ثوبانيه, تومنيه و
مريسيه.(4) اشعرى, فرق مرجئه را كه در موضوع ايمان اختلاف كرده اند دوازده فرقه مى
داند5.
از مجموع اقوال فرق شايد بتوان به اين نتيجه رسيد كه, بطور كلى مرجئه سه گروه اند,
مرجئه قدريه, جبريه و مرجئه خالص. امام هر يك از اين گروهها خود به دستجات ديگرى
تقسيم مى شوند.
اينك به بررسى مهمترين فرق مرجئه مى پردازيم كه عمدتاً از مرجئه خالصه اند.
1ـ يونسيه: پيروان يونس بن عون (6)(نميرى)(7)و يا يونس شمرى(8) و يا سمرى(9) مى
باشند كه براى ايمان دو مرتبت قائل بود. اول ايمان قلبى, و دوم ايمان زبانى; او
ايمان را شناخت خداوند و فروتنى در مقابل او مى داند. هر كس خداى را بشناسد و در
مقابل او فروتنى كند و محبت او را در دل گيرد, او ((مومن)) است.
و هر كس يكى از اين خصلتها را فرو گذارد كافر است. شيطان به اين دليل كافر شد كه
استكبار ورزيد و در مقابل فرمان حق تعالى خضوع ننمود.(10) غسانيه: پيروان غسان
كوفى, اين گوره ايمان را قول مى دانند نه تصديق و به عبارت ديگر از نظر آنها ايمان
اقرار به خدا, و مهر ورزيدن به وى و سرپيچى نكردن از فرامين اوست .(11) در اين
رهگذر, اقرار مجمل نيز كافيست. لازم نيست كه به تفصيل باشد.(12)مثلاً كافيست فرد
بداند كه حج واجب است. هيچ ضرروت ندارد كه بداند كعبه كجاست, اگر نداند اين جهل,
به ايمان او لطمه اى نمى زند.(13) اشعرى(14), و صاحب تبصرة العلوم(15), ابوحنيفه
را موافق نظر او مى دانند, اما بغدادى(16) و شهرستانى(17)اين نظر را رد مى كنند.
3ـ عبيديه: اصحاب عبيد مكتئب, كه معتقد بود امكان آمرزش هر چيزى, غير از ((شرك))
هست. انسان اگر در حال اعتقاد به خداى يكتا (توحيد) بميرد گناهان و هرگونه بدى او
در عالم نمى تواند تاءثيرى در حال او داشته باشد. علم و كلام خداوند را غير از او
(زائد به ذات) مى داند.(18) اين گروه خداوند را به صورت آدمى مى دانند و جهت اثبات
مدعاى خود تمسك به اين حديث مى كنند كه ((ان الله خلق آدم على صورت الرحمن)) (خدا
آدم را بر صورت خودش آفريد.) 4ـ تومنيه: پيروان ابى معاذ تومنى(19),كه گاهى
((معاذيه)) (20) خوانده مى شوند.
از نظر ابى معاذ ايمان چيزى است كه آدمى را از كفر نگهدارد. ايمان مجموعه خصلتهائى
است كه ترك هر يك از آنها موجب كفر است(21). اگر كسى فريضه واجبى را فرو گذارد مى
توان او را به فسق نسبت داد اما ((فاسق)) نمى تواند ناميد(22).اگر كسى فريضه اى
چون نماز, روزه يا حج را بخاطر انكار انجام ندهد, كافر است(23).
ابومعاذ در ادامه بحث پيرامون ايمان و كفر مى گويد, اگر كسى پيامبرى را بزند يا
بكشد كافر است اما كفر او نه از جهت زدن و كشتن, بلكه به سبب سبك شمردن حق
اوست(24).
شهرستانى, ابن راوندى و بشر مريسى را متمايل به اين مذهب مى داند.(25) و معتقد است
كه تومينه سجده كردن به آفتاب و ماه و بت را بخودى خود كفر نمى دانند ليكن آنرا
علامت كفر مى دانند.(26) 5ـ ثابانيه: اصحاب ابى ثوبان مرجى, كه ايمان را اقرار به
خداوند و شناخت وى و پيغمبران او و انجام امورى كه منطبق با عقل باشد مى داند.(27)
در واقع آنان به وجوب عقلى بيش از وجوب شرعى قائل شده اند. شهرستانى, ابومروان
غيلان دمشقى, ابوشمر, مويس بن عمران, فضل رقاشى و محمد بن شبيب, عتابى و صالح قبّه
را از طرفداران اين نظر مى داند.(28) ثوبانيه معتقدند اگر خداوند گناه گناهكارى را
عفو كند, در قيامت بايد آن نوع گناه را از هر گناهكارى عفو نمايد.
6ـ مريسيّه: پيروان بشر بن غياث مريسى (29), كه بگفته بغدادى در فقه براءى ابويوسف
قاضى بود, ولى چون قائل به خلق قرآن شد, ابويوسف او را از خود راند(30).وى از
مرجئه بغدادى بود. وى ايمان را تصديق به دل و اقرار به زبان, با هم, مى دانست.
بغدادى مى گويد, ((... (مريسيه) پنداشته اند كه سجده بربت كفر نيست ولى دلالت بر
كفر دارد.))(31) صاحب تبصرة العوام, صالحى (بنيانگذار صالحيه) را از اين فرقه مى
داند. (32) از بشر مريسى نقل شده است كه, صاحبان گناهان كبيره به دوزخ درآيند و به
مقدار گناهان عذاب شوند و سپس بيرون آيند. (33) 7ـ صالحيه: پيروان صالح بن عمر
صالحى, بگفته شهرستانى او در زمره كسانى است كه ميان ارجاء و قدر جمع بسته اند.
(34)بنابراين او از مرجئه خالصه نيست بلكه بايد او را در شمار مرجئه قدريه دانست.
صالحى ايمان را معرف خداى تعالى دانسته و طريق اين شناخت را آن مى داند كه, فرد
ايمان داشته باشد عالم را صانعى هست.
كفر آنست كه خداى را نشناسد, اما بعد شناختن خداوند كفر نيست هر چند سخن چنين فردى
(كه خداوند را بد معرفى مى كند.) سخن كافر است. مثلاً اگر كسى قائل به تثليث باشد
او كافر نيست هر چند اين قوليست كه كافر اظهار مى كند. (35) صالحيه از ظواهر عبادت
پاى را فراتر نهاده مى گويند نماز عبادت خدا نيست عبادت خدا همين ايمان است و
ايمان معرفت و شناخت است و آن يك خصلت بيشتر نيست و كفر نيز يك خصلت است.(36) در
كتب فرق و مذاهب, به چند فرقه ديگر از مرجئه اشاره شده است كه به دليل پرهيز از
اطاله كلام از بيان مشروح عقايدشان صرف نظر كرده و به ذكر مشخصاتشان بسنده مى
كنيم.
ـ شمريه: پيروان ابوشمر سالم بن شمر.
ـ شبيبيه: اصحاب محمد بن شبيب.
ـ جحدريه: پيروان جحدربن محمد تميمى.
ـ غيلانيه: پيروان غيلان بن خرشه ضبى.
ـ اصحاب راى: پيروان ابوحنيفه ـ اين گروه حنفيه نيز خوانده مى شوند.
ـ كراميه: پيروان محمد بن كرام كه, اشعرى آنها را در شمار مرجئه ذكر كرده است.
(37)
1- الفرق بين الفرق, ص 145.
2- ملل و نحل, ج 1 ص 179.
3- مفايتح العلوم, ابوعبداله محمد بن احمد بن يوسف كاتب خوارزمى, ص 33.
4- تبصرة العوام فى مقالات الانام, ص 59.
5- مقالات الاسلاميين, ص 69.
6- الفرق بين الفرق, ص 146.
7- ملل و نحل, ج 1 ص 181.
8- تبصرةالعوام فى معرفة مقالات الانام, ص 59.
9- مقالات الاسلاميين, ص 69.
10- تبصرة العوام, ص 59. همچنين الملل و النحل, ج 1 ص 181. ايضاً الفرق بين الفرق, ص 146.
11- الفرق بين الفرق, ص 146.
12- ملل و نحل, ج 1 ص 183.
13- ملل و نحل, ج 1 ص 183.
14- مقالات الاسلاميين, ص 71.
15- تبصرة العوام, ص 59.
16- الفرق بين الفرق, ص 146.
17- ملل و نحل, ج 1 ص 183.
18- همان منبع, ج ص 182.
19- الفرق بين الفرق, ص 146, همچنين ملل و نحل, ج 1. ص 189.
20- مقالات الاسلاميين, ص 72.
21- ملل و نحل, ج 1 ص189. همچنين مقالات الاسلاميين, ص 72.
22- مقالات الاسلاميين, ص 72.
23- همان منبع, ص 72.
24- الفرق بين الفرق, ص 147 همچنين ملل و نحل, ج 1 ص 189.
25- ملل و نحل, ج 1 ص 189.
26- همان منبع, ج 1 ص 189.
27- الفرق بين الفرق, ص 147 همچنين ملل و نحل, ج 1 ص 189.
28- ملل و نحل, ج 1 ص 187.
29- همان منبع, ج 1 ص 188.
30- الفرق بين الفرق, ص 147.
31- همان منبع, ص 147. همچنين تبصرة العوام ص 60. ايضاً مقالات الاسلاميين, ص 72.
32- تبصرة العوام, ص 60.
33- ملل و نحل, ج 1 ص 188.
34- ملل و نحل, ج 1 ص 185.
35- تبصرة العوام, ص 60 همچنين ملل و نحل, ج 1 ص 185.
36- ملل و نحل, ج 1 ص 185.
37- مقالات الاسلاميين, ص 72.