اصول عقايد مرجئه
مرجئه در برخى از مسائل اعتقادى, داراى عقايد ويژه اى هستند كه آنها را از سايرفرق
اسلامى ممتاز و مجزا مى كند. اهم اين مباحث دو مبحث خلافت و امامت و موضوع تفكيك
عمل از ايمان است. در ساير موارد هر يك از فرق مرجئه نقطه نظرهاى مستقل خود را
مطرح كرده اند.
نظر مرجئه درباره خلافت: مرجئه خلافت همه خلفا را مشروع و موجه مى دانند آنان بر
خلاف خوارج و برخى ديگر از فرق اسلامى, حكم به تكفير خلفا نمى دهند. خلافت عثمان
وعلى ابن ابيطالب(ع) را به همان اندازه مشروح مى دانند كه خلافت ابوبكر و عمر را.
بسيارى از مرجئه حتى خلافت معاويه, يزيد و فرزندان آنها را هم موجه مى دانند.
نظر كلى آنان در اين باب اين است كه وقتى شخصى با روشى مورد قبول مسلمين, (اجماع,
مراجعه به شوراى اهل حل و عقد, يا نص خليفه پيشين) به خلافت رسيد بايد امر او را
اطاعت نمود و اطاعت فرمان او را واجب شمرد.
مرجئه عصمت را در تعيين امام شرط نمى دانند و اصولاً وارد در بحث امامت مفضول و
فاضل نمى شوند. همانطور كه قبلاً گفتيم اينان مستقيم و يا غير مستقيم در ارتباط با
خلفاى اموى به طرح عقايد خويش مى پرداختند. به نظر مى رسد كه اين سلسله از
عقايدشان, بسيار مقبول دستگاههاى حكومتگر نيمه دوم قرن اول هجرى و اواليل نيمه دوم
هجرى بوده است.
در زمينه خلافت على بن ابيطالب (ع), ضمن قبول امامت و خلافت آن حضرت و مشروع
دانستن آن, قاطعانه معتقدند كه آن حضرت از خلافت و امامت مسلمين, سهمى بيش از
خليفه چهارم بودن, ندارد.
در ميان مسلمين, رهبران مرجئه تنها ابوثوبان مرجى بنيانگذار فرقه ثوبانيه است كه
اعتقاد دارد كه غير قريشى نيز مى تواند امام باشد و بر آن است كه هر كس كه اقامه
كتاب و سنت نمايد مى تواند امام باشد. او معتقد است ك امامت به اجماع اثبات مى
گردد (1). اما تقريباً همه فرق ديگر مرجئه اصل و نسب را در موضوع امامت شرط دانسته
و اعتقاد دارند كه امام بايد قريشى باشد.
((تفكيك ايمان از عمل)) :
بى ترديد مهمترين وجه مميزه مرجئه و شاخصترين اصل اعتقادى آنها,
اعتقاد به تفكيك ايمان از عمل است. اصل حرف آنان در اين زمينه اين است كه شرط مسلم
و موئمن دانستن يك فرد اعتراف و اقرار او به وجدانيت خداى تعالى و رسالت نبى
اكرم(ص) مى باشد. و عمل فرد هر چه باشد لطمه اى به ايمان و اعتقاد او نمى زند حتى
برخى از آنها معتقدند كه اگر آدمى ايمان آورد و بعداً با زبان, به انكار حق تعالى
پرداخت كافر نمى شود (2). در واقع عده اى از مرجئه براى ايمان دو مرتبت قائلند.
ايمان قلبى و اقرار زبانى. برخى ايمان قلبى را مقدم بر ايمان زبانى و گروهى ايمان
و اقرار لفظى را مقدم بر ايمان درونى مى دانند.
اشعرى در مقالات الاسلاميين, دوازده فرقه از مرجئه را ذكر مى كند كه در ارتباط با
همين بحث (تفكيك ايمان از عمل و مراتب ايمان)با هم اختلاف كرده اند (3).
مرجئه در مقابل خوارج, با طرح مسئله ارجاء در پى خنثى كردن افراط خوارج در زمينه
مرتكب كبيره بودند. آنان اعتقاد داشتند كه هيچ گناهى هر چند هم بزرگ باشد نمى
تواند لطمه اى به مومن بودن فرد وارد آورد. قضاوت در مورد مومن يا كافر بودن افراد
كار بشر نيست. اين داورى را بايد موكول به روز حشر نمود. چه بسا, بسيارى كسان كه
در نزد مردم موئمن بحساب آيند و در واقع كافر بوده و مستحق آتش مى باشند. و بر عكس
بسيارى از افراد كه مردم مى پندارند كافرند, به بهشت راه يابند. حتى برخى از آنان
در اين رهگذر, شديداً راه افراط پيموده اعتقاد دارند اگر خداوند پيامبر مرسلى را
به آتش برد و گناهكارى را به بهشت, امرى غير مترقبه نيست.
همانطور كه قبلاً نيز توضيح داده شد, اينگونه اعتقادات در نهايت بنفع دستگاههاى
حاكم تمام مى شد و آنان هم از فرقى چون مرجئه حمايت كرده, و مستقيم يا غير مستقيم
به رواج تفكرات آنها كمك مى كردند. در بخش آينده و به هنگام بحث درباره فرق مرجئه
اعتقاد هر يك از اين گروهها را در اين باب بيان خواهيم كرد.
((اعتقادات ديگر مرجئه ))
گناه از نظر مرجئه: بنا به گفته اشعرى در مقالات الاسلاميين, در
اين زمينه مى توان مرجئه را به دو گروه عمده تقسيم كرد. اول گروهى كه همه گناهان
را كبيره مى دانند. دوم گروهى كه گناهان را به كبيره و صغيره تقسيم مى كنند.
(4)گروهى از آنان آمرزش گناهان را ((تفضل)) مى دانند نه ((استحقاق)), و جمعى ديگر
آمرزش كبائر را پس از توبه نشانه((استحقاق)) گناهكار مى دانند.
اعتقاد به ((استثناء)) و ((وعيد)): برخى از مرجئه اعتقاد دارند كه خداوند در قول و
خبر راستگو است و اين اختيار را براى او قائلند كه بدانچه گفته, اگر خواهد عمل كند
و يا هرگز عمل نكند و اين را ((استثناء)) ناميده اند. عمل نكردن او ابداً به
صداقتش لطمه نمى زند و او را دروغگو نتوان گفت. ما مى پنداريم كه استثنائى در كار
خداست و حال آنكه چنين نيست.(5) برخى از آنان, اعتقاد دارند كه استثناء فقط در
((وعيد)) است و نه در ((وعد)) همانند مردى كه غلامش را به ضرب و شتم تهديد كند,
اما از او درگذرد. هيچ كس نمى تواند آن فرد را متمم به دروغ نمايد. چنين است وعيد
و يا خبر عذاب گناهكاران در قرآن (6).
بعضى از مرجئه از جمله محمد بن شبيب و پيروانش را اعتقاد اين است كه, بسيارى از
آيات قرآن جنبه وعيد داشته و عموميت نيز دارند. اما رواست كه وعيد در مفهوم خاص آن
و در شاءن گروه مشخصى بكار رود مثلاً در آياتى چون, ((كسانى كه مال يتيمان به
ستگرى خورند...)) (7)يا ((آنكه مومنى را به عمد هلاك سازد در جهنم است.)) (8) مى
توانيم موارد فوق و موارد مشابه را در مفهوم خاص بكار ببريم چنانكه در محاوره نيز
چنين مى كنيم مثلاً مى گوئيم سلطان زندانيان را مضروب ساخت حال آنكه مراد تعدادى
از زندانيان است.
گروهى از مرجئه را اعتقاد آن است كه نماز گزاران مشمول وعيد نيستند و تهديد به
جهنم خاص مشركان است. اما وعده عموماً پاداش مومنان است. و خداوند در وعده خويش
خلاف نكند.
در مورد اوامر و نواهى پروردگار در قرآن مجيد, دو گروه شده اند, گروهى معتقدند كه
اوامر و نواهى قرآن ناظر بر عموم است مگر دليلى بر خصوصيت آن باشد. گروهى را
اعتقاد آن است كه, اوامر و نواهى قرآن ناظر بر خصوص است مگر دليلى بر عموميت آن
باشد.
عصمت پيامبران: صاحب كتاب ((مقالات الاسلاميين و اختلاف المصلين)) در موضوع عصمت
انبياء, مرجئه را به دو گروه تقسيم مى كند كه اين هر دو گروه قائل به عصمت
پيامبران نيستند. اما تفاوتشان در اين است كه گوره اول معتقدند كه از پيامبران
تنها گناه كبيره سر مى زند و گروه دوم گناه پيامبران را در حد صغائر دانسته, آنها
را از كبائر تبرئه مى كنند. (9) نظر مرجئه درباره توحيد: در اين زمينه نظرات
مختلفى از جانب مرجئه مطرح شده است گروهى از آنان اعتقاد دارند كه, اعتقاد به
توحيد اگر همراه با علم و تواءم با نظر نباشد ايمان نيست. اما گروه ديگر برآنند كه
توحيد بدون علم نيز از مصاديق ايمان است. برخى از مرجئه چون طرفداران مقاتل بن
سليمان خدا را جسم مى دانند و معتقدند كه او چهره آدمى دارد با گيسوانى بلند,
گوشت, خون, استخوان و دست و پا و چشم. اما در عين حال او را شبيه هيچ مخلوقى نمى
دانند.
پيروان ((جواربى)) از مشبهه مرجئه اند, با اين تفاوت كه اندام خدا را از دهان تا
سينه تهى و بقيه اندامها را كامل مى دانند (10).
درباب روئيت پروردگار اختلاف دارند. گروهى رويت خداوند را باور ندارند. و جمعى
معتقدند كه خداوند را در قيامت مى توان ديد. گروه اول به معتزله نزديك اند.
گروهى از مرجئه معتقدند كه در جهان ديگر, خداوند براى انسان حس ششمى خواهد آفريد
كه با آن حسن خواهد توانست, ماهيت خداوند را بشناسد. (11) اما گروههاى ديگر اين
نظر را رد مى كنند.
1- ملل و نحل, ج 1 ص 187.
2- مقالات الاسلاميين, ص 69.
3- همان منبع, ص 69.
4- مقالات الاسلاميين و اختلاف المصلين, ص 74. ـ5 همان منبع, ص 74.
6- همان منبع, ص 75.
7- ان الذين يا كلون اموال اليتامى ظلما (10/4).
8- و من يقتل مومنا متعمداً فجزاوئه جهنم (93/4).
9- مقالات الاسلاميين, ص 77.
10- مقالات الاسلاميين, ص 79.
11- همان منبع, ص 79.