اصطلاح ديگر مرجئه و نقدى بر مرجئه
على ربانى گلپايگانى
درباره مرجئه اصطلاح ديگرى نيز گفته شده است، كه زمان آن مقدم بر اصطلاح پيشين
است، و آن مربوط به اختلافى است كه درباره خليفه سوم و امام على عليهالسلام
ميان مسلمانان رخ داده بود. گروهى به هواخواهى عثمان بر ضد على عليهالسلام
سخن مىگفتند، و گروهى به هوا خواهى على عليهالسلام عثمان را مورد انتقاد و
ملامت قرار مىدادند. در اين زمان حسن فرزند محمد بن (حنفيه متوفاى 95 يا 99 ه)
براى حل اين اختلاف پيشنهاد كرد مسلمانان از دو خليفه اول و دوم به نيكى ياد كنند،
ولى درباره دو خليفه ديگر (عثمان و على عليهالسلام) و كسانى چون طلحه و زبير
كه با آنان مخالفت كردند، سخنى نگويند، و حكم درباره آنان را به خدا و روز قيامت
واگذارند. (1)
ويلفرد مادلونگ (2) در اين باره مىگويد: «جنبش سياسى- مذهبى مرجئه در پى دومين جنگ
داخلى و قيام شيعيان كوفه به رهبرى مختار به طرفدارى محمد بن حنفيه به وجود آمد.
بحث اصلى بر سر آن بود كه انتخاب دو خليفه اول، ابو بكر و عمر، بى چون و چرا
شايسته تاييد است، اما داورى مرجئه- كه به خصوص در كوفه و بصره پراكنده شدند- آن
بود كه با امتناع از سب هر يك از خلفاى راشدين، در بين امت مسلمان وحدت ايجاد
كنند» . (3)
خطاى مرجئه
درباره ايمان از دو جهت مىتوان بحث كرد: يكى از نظر احكام و آثار دنيوى آن،
كه در اين صورت اقرار به شهادتين كافى است، و ديگرى از نظر احكام اخروى و
سعادت و رستگارى انسان، كه بايد گفت، اعتقاد قلبى و اقرار زبانى كافى نبوده،
عمل صالح نيز لازم است. از اين رو در آيات قرآن، پيوسته ايمان با عمل صالح
همراه آمده است، چنانكه مىفرمايد:
«و العصر ان الانسان لفى خسر الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات».
بالاتر از اين، قرآن كريم بر عمل تاكيد بسيار كرده، مىفرمايد:
«و ان ليس للانسان الا ما سعى و ان سعيه سوف يرى» . (4)
گذشته از اين، آنان به تفاضل در ايمان نيز معتقد نبودند، و ايمان همه افراد را
در يك سطح مىدانستند. اين عقيده نيز بر خلاف صريح آيات قرآن كريم است. چنانكه
مىفرمايد:
«هو الذى انزل السكينة فى قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم» . (5)
و نيز مىفرمايد:
«انهم فتية آمنوا بربهم و زدناهم هدى و ربطنا على قلوبهم» . (6)
ارجاء، اخلاق و سياست
نظريه ارجاء خطر بزرگى براى اخلاق بشرى است، و عاملى استبراى ترويج فساد و
بىبند و بارى، چنانكه ابزار مناسبى در دست زمامداران مستبد و تبهكار نيز خواهد
بود. به همين دليل، هيچ يك از زمامداران اموى با مرجئه به خاطر عقيده ارجاء
مخالفت نكردهاند. همچنين مصلحان جامعه اسلامى- به ويژه ائمه اهل بيت عليهم السلام-
با نظريه ارجاء شديدا مخالفت كردهاند.
از امام صادق روايتشده كه به مسلمانان درباره خطر انديشه مرجئه براى
فرزندانشان هشدار داد و فرمود:
«بادروا اولادكم بالحديث قبل ان يسبقكم اليهم المرجئة» . (7)
گفتنى است كه نكوهش مرجئه در احاديث نبوى نيز وارد شده است. (8)
اين بحث را با روايتى از امام صادق عليهالسلام در ابطال عقيده مرجئه
پايان مىدهيم. فردى به امام صادق عليهالسلام گفت: مرجئه در مقام احتجاج
با ما مىگويند: همان گونه كه هر كس نزد ما كافر است نزد خدا نيز كافر است، كسى
كه نزد ما مؤمن است (اظهار ايمان مىكند) نزد خداوند نيز مؤمن خواهد بود.
امام عليهالسلام فرمود: «سبحان الله» چگونه اين دو يكسان است، با آنكه كفر،
اقرار عبد است عليه خود، و با وجود اقرار، بينه و شاهد لازم نيست، ولى ايمان، يك
ادعاست، و اثبات آن نياز به شاهد دارد، و آن عبارت است از عقيده و عمل. پس هر
گاه اين دو هماهنگ باشد، مدعاى او ثابتخواهد بود و احكام ظاهرى بر آن مترتب
مىگردد. البته چه بسا افرادى كه اظهار ايمان مىكنند، ولى نزد خداوند مؤمن
نخواهند بود. (9)
پىنوشتها:
1- بحوث فى الملل و النحل، ج 3، ص 68.
2- PWiferd madalung
3- مكتبها و فرقههاى اسلامى در سدههاى ميانه، ويلفرد مادلونگ، ترجمه جواد قاسمى،
ص 89.
4- نجم / 39- 40.
5- فتح / 4.
6- كهف / 13.
7- فروع كافى، ج 4، ص 47، روايت 5.
8- الايضاح، ص 46.
9- اصول كافى، ج 2، باب الكبائر، روايت 21، ص 216.
كتاب:فرق و مذاهب كلامى،ص 276