سرانجام خوارج
تا آنجا كه از تواريخ بر مىآيد خوارج مدتى حدود دو قرن در گوشه و كنار بلاد اسلامى فعاليت گسترده و وسيعى داشته اند و دائماً در صدد قيام و مبارزه بر عليه حكومتهاى اموى و عباسى بوده اند.
آنان پس از ترك كوفه و كلاً عراق و عربستان و شام, جمعى به ايران آمدند, گروهى در خليج فارس مسكن گزيدند و گروهى به افريقا رفتند.
خوارج مدتهاى طولانى در ولايات شرقى ايران مانند كرمان و سيستان و خراسان پايگاههاى عمده اى داشتند و حتى در بسيارى از موارد كنترل شهر و حتى ايالتى بدست آنان مى افتاد. مثلاً موئلف تاريخ سيستان مى گويد (1) , ((... چون عبدالله بن ابى بكر (فرستاده حجاج) با سپاه بيامد, چون به نزديك سيستان رسيد حريش بن بسطام التميمى, از پيش با سپاهى بزرگ بيامد و مردمان سيستان به حرب پيش او باز شدند اين گروه خوارج, حربى سخت كردند (2))) يا در جايى ديگر از تاريخ سيستان مى خوانيم:... و غلبه اندر سيستان خوارج گرفتند 3... يا... و كار خوارج قوى گشت به سيستان و عبدالله بن بلال والى بود 4...
همه اين جملات بيانگر نفوذ گسترده خوارج در قرون اوليه هجرى در سيستان مى باشد.
خوارج در زمان خلافت عباسيان و امارت طاهر ذواليمينين و فرزندانش نيز از نفوذ گسترده اى برخوردار بوده اند, بگونه اى كه اين خاندان قسمت عمده اى از دوران فرمانروائيشان را در كار جنگ با خوارج گذرانيده اند و بنا به قولى ((مهمترين دلمشغولى طاهر قيام خوارج بوده است)). (5) و حتى يكى از مهمترين قيامهاى خوارج يعنى قيام حمزه آذرك در زمان حكومت طلحه (جانشين طاهر) به وقوع پيوست. (6) قيامهاى خوارج در سيستان تا قرن سوم هجرى و حتى پس از آن نيز ادامه داشته است بنا به گفته ياقوت حموى حتى در ربع اول قرن هفتم هجرى در سيستان عده كثيرى خارجى مى زيسته اند كه آشكارا به مذهب خويش موئمن بوده اند. اما ظاهراً در آن زمان ديگر به صورت فرقه مسالمت جوئى در آمده بودند و در محل به امانت و ديانت و عدالت شهرت داشته اند.
به تدريج حوزه عمل و فعاليت خوارج منحصر به سيستان و چند نقطه ديگر گرديد و كم كم تشكل خود را نيز از دست دادند و قيامهاى متعدد اين جمهورى خواهان تندرو! رو به زوال نهاد و در اثر اختلافات شديدى كه بين خودشان بوجود آمد و هم به دليل فشارهاى روز افزون و سرسام آور حكام, و هم به دليل نداشتن پايگاه مردمى, بسيارى از گروههاى خوارج قوه فعاله خود را از دست دادند و كم كم خانه نشين شدند.
بعضى از گروههاى خوارج نيز در بعضى از قيامهاى زمانه خود مستحيل گرديدند و حوزه عمل مستقل خود را از دست دادند. اما اعتقادات خوارج, اين صحرانشينان قبيله بنى تميم باقى ماند و قرنها را درنورديد, بطورى كه هنوز هم در بعضى از نقاط دنيا از جمله در نواحى زنگبار و الجزاير و سواحل جنوبى خليج فارس طوايفى وجود دارند كه بر اعتقاد خوارجند.

1-تاريخ سيستان تصحيح ملك الشعراى بهار (تهران, انتشارات زوار) ص 110.
2- ملك الشعراء در حاشيه اين مطلب توضيح مى دهد, معلوم مى شود سيستان بكلى در دست خوارج بوده است.
3- تاريخ سيستان, ص 126.
4- همان منبع, ص 127.
5- عبدالحسين زرين كوب, تاريخ ايران بعد از اسلام, ص 503.
6- همان منبع, ص 503.