فرقه عجارده

دكترمحمدجوادمشكور

از فرق خوارج و پيروان عبدالكريم بن عجرد بودند و او در آغاز پيرو عطيه بن اسود حنفى بود. عجارده بر ده گروه شدند و همه اين سخن را متفقند كه كودكان هرگاه بالغ گرديدند و به مردى رسيدند بايد به اسلام خوانده شوند و يا اسلام را توصيف نمايند و پيش از اين بايد از آن بيزارى جست.

عجارده با «ازارقه‏» در يك مورد اختلاف دارند و آن اين است كه: ازارقه بردن اموال مخالفان را روادانند ولى عجارده گويند: بردن مال هيچ يك از آنان روا نيست مگر اين كه او را كشته و مالشان را به يغما بريم.

برخى نوشته‏اند: عبدالكريم بن عجرد نخست از ياران ابى‏بيهس بود و سپس با وى مخالفت كرد و سرانجام به حبس افتاد و در زندان بود كه دو تن از يارانش ميمون و شعيب كه با يكديگر در باب «مشيت‏خداوند» اختلاف كرده بودند براى حكميت‏به او نامه نوشتند. (شعيبيه).

گويند: عجارده منكر نسبت‏سوره يوسف به قرآن شدند، و گفتند: آن داستان است و نشايد كه چنين داستانى در قرآن باشد.

شهرستانى ده فرقه از خوارج را به «عجارده‏» نسبت مى‏دهد از اين قرار:

خلفيه، صلتيه، حمزيه، شعيبيه، ميمونيه، اطرافيه، جازميه، ثعالبه، شيبانيه.

الفرق بين الفرق، ص 56.

ملل و نحل شهرستانى، ص 115.

التبصير فى الدين، ص 32.

العقيدة و الشريعة، ص 173.


كتاب: فرهنگ فرق اسلامى، ص 332