غــصــب - مال پيدا شده


احكام غصب
اموال گمشده (لُقطه)
احكام اموال گمشده

غــصــب

مسأله 2175ـ «غصب» آن است كه انسان بر مال يا حقّ كسى از روى ظلم مسلّط شود، غصب يكى از گناهان كبيره است كه در قيامت مجازات سخت دارد و در دنيا عواقب دردناك، در روايتى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) آمده است كه هر كس يك وجب زمين ديگرى را غصب كند در قيامت آن زمين را از هفت طبقه آن، مثل طوق به گردن او مى اندازند.

مسأله 2176ـ هرگاه كسى نگذارد مردم از مسجد يا مدرسه و پل و جاهاى ديگرى كه براى عموم ساخته شده استفاده كنند، حقّ آنان را غصب نموده، همچنين اگر كسى در مسجد و مانند آن جايى براى خود مى گيرد و ديگرى نگذارد از آن استفاده كند.

مسأله 2177ـ مسلّط شدن بر اموال بيت المال مسلمين بدون حق نيز غصب است و تمام احكام غصب را دارد و مسؤوليّتش از جهاتى بيشتر است.

احكام غصب

مسأله 2178ـ مالى را كه نزد كسى رهن (گرو) گذاشته اند اگر ديگرى غصب كند، صاحب مال و طلبكار هر كدام مى توانند آن را از او مطالبه كنند و اگر از بين برود و عوض آن را بگيرند، آن عوض به جاى آن مال رهن خواهد بود.

مسأله 2179ـ واجب است شخص غاصب مالى را كه غصب كرده هر چه زودتر به

422

صاحبش برگرداند، و هر قدر تأخير كند گناه بيشترى براى او نوشته مى شود و اگر تلف شود بايد عوض آن را بدهد.

مسأله 2180ـ هرگاه از مالى كه غصب كرده منفعتى به دست آيد، مانند اين كه برّه اى از گوسفند غصبى متولّد شود، يا ميوه اى از باغ غصبى به دست آيد، تمام آن ملك صاحب مال است، هر چند غاصب هم زحمت كشيده باشد و اگر كسى خانه اى را غصب كند بايد مال الاجاره آن را در مدّتى كه دست او بوده مطابق معمول بپردازد، هر چند از خانه استفاده نكرده باشد و همچنين اموال ديگر مانند اتومبيل و غير آن.

مسأله 2181ـ هرگاه مالى را از بچّه يا ديوانه اى غصب كند، بايد آن را به ولىّ او بازگرداند و اگر به دست آن بچّه يا ديوانه دهد و از بين برود ضامن است.

مسأله 2182ـ هرگاه دو يا چند نفر به اتّفاق هم مالى را غصب كنند هر كدام آنان ضامن قسمتى از آن مال است (اگر دو نفر باشند هر كدام نصف و اگر سه نفر باشند هر كدام ثلث آن را ضامن است) خواه به تنهايى مى توانسته آن را غصب كند يا نه.

مسأله 2183ـ هرگاه مالى را كه غصب كرده با چيز ديگرى مخلوط شود، چنانچه جدا كردن آنها ممكن باشد بايد جدا كند و به صاحبش برگرداند، هر چند زحمت داشته باشد و اگر جاى دوردستى آن را قرار داده تمام مخارج رساندن آن مال به دست صاحبش بر عهده غاصب است.

مسأله 2184ـ اگر ظرف يا چيز ديگرى را كه غصب كرده خراب نمايد بايد آن را با تفاوت قيمتى كه حاصل شده به صاحبش بدهد و اگر براى اين كه تفاوت را ندهد بگويد آن را مثل اوّلش مى سازم مالك مجبور نيست قبول كند و نيز مالك نمى تواند غاصب را مجبور كند كه آن را مثل اوّلش بسازد، فقط مى تواند تفاوت قيمت را بگيرد.

مسأله 2185ـ هرگاه مالى را كه غصب كرده طورى تغيير دهد كه از اوّلش بهتر شود، مثلاً طلاى غصبى را به صورت گوشواره و گردنبند درآورد، چنانچه صاحب مال بگويد آن را به همين صورت به من بده بايد بدهد، و نمى تواند براى زحمت خود

[423]

مزدى بگيرد، حتّى نمى تواند بدون اجازه مالك آن را به صورت اوّل بازگرداند و اگر بدون اجازه او آن را به صورت اوّل باز گرداند احتياط واجب اين است كه تفاوت قيمت را بدهد.

مسأله 2186ـ هرگاه مال غصبى را طورى تغيير دهد كه از اولش بهتر شود ولى صاحب مال براى منظور خاصّى بگويد بايد آن را به صورت اوّل درآورى واجب است چنين كند و اگر عيبى بر آن وارد شود و قيمت آن از اوّل كمتر گردد بايد تفاوت آن را به صاحبش بدهد.

مسأله 2187ـ هرگاه در زمينى كه غصب كرده زراعت كند يا درخت بنشاند، زراعت و درخت و ميوه آن مال غاصب است، ولى بايد اجاره زمين را در مدّتى كه زراعت و درخت در آن بوده به صاحب زمين بدهد و چنانچه در اثناء كار صاحب زمين راضى نباشد كه زراعت و درخت در آن زمين بماند غاصب بايد فورا آن را بكند، هر چند باعث خسارت او شود و اگر نقصى در زمين پيدا شود بايد تفاوت قيمت را بدهد و غاصب نمى تواند صاحب زمين را مجبور كند كه زمين را به او بفروشد يا اجاره دهد، همچنين صاحب زمين نمى تواند غاصب را مجبور كند كه زراعت يا درخت را به او بفروشد.

مسأله 2188ـ هرگاه مالى را كه غصب كرده از بين برود در صورتى كه از چيزهايى باشد كه مثل و مانند آن معمولاً كمياب است مانند بسيارى از حيوانات و بسيارى از فرشهاى دست بافت، بايد قيمت آن را بدهد و اگر قيمت بازار آن فرق كرده باشد بايد قيمت روزى را كه تلف كرده بدهد و اگر از چيزهايى است مانند گندم وجو و بسيارى از فرشهاى ماشينى، انواع پارچه ها و ظرفهايى كه با كارخانه ها درست مى شود كه معمولاً مثل آن فراوان است، بايد مثل همان چيز را كه غصب كرده بدهد، ولى بايد خصوصيّاتش مثل همان مالى باشد كه از بين رفته است.

مسأله 2189ـ هرگاه حيوانى مانند گوسفند را غصب كند و از بين برود چنانچه در مدّتى كه نزد او بوده چاق شده سپس از بين رفته است، بايد افزايش قيمت آن را كه

[424]

به خاطر چاقى بوده نيز بدهد.

مسأله 2190ـ هرگاه مالى را كه غصب كرده غاصب ديگرى از غاصب اوّل بگيرد و از بين برود احتياط آن است صاحب مال عوض آن را از هر كدام مطالبه كند بدهد.

مسأله 2191ـ هرگاه معامله باطلى انجام گيرد، مثلاً جنسى را كه بايد با وزن خريد و فروش كند بدون وزن معامله نمايد، نه خريدار مالك جنس مى شود و نه فروشنده مالك قيمت، ولى اگر هر دو قطع نظر از معامله راضى باشند كه در مال يكديگر تصرّف كنند اشكالى ندارد وگرنه مثل مال غصبى است و بايد آنها را برگردانند و در صورتى كه مال هر يك در دست ديگرى تلف شود بايد عوض آن را بدهد، چه بداند معامله باطل بوده و چه نداند.

مسأله 2192ـ اگر مالى را از فروشنده بگيرد تا آن را درست ببيند و اگر پسنديد بخرد، اگر آن مال تلف شود احتياط واجب آن است كه عوض آن را به صاحبش بدهد.

[425]

امـوال گمشـده (لُقَطِه)

احكام اموال گمشده

مسأله 2193ـ مال گمشده اى را كه انسان پيدا مى كند اگر نشانه اى ندارد كه با آن صاحبش معلوم شود (مانند يك اسكناس صد تومانى يا يك سكه طلا) احتياط واجب آن است كه از طرف صاحبش آن را صدقه دهد و اگر خود او مستحق است مى تواند بردارد اگر مال مهمّى باشد احتياط آن است كه از حاكم شرع اجازه بگيرد.

مسأله 2194ـ هرگاه مالى را كه پيدا كرده نشانه دارد ولى قيمت آن كمتر از يك درهم است(1) چنانچه صاحب آن معلوم باشد نمى تواند بدون رضايت او آن را بردارد و اگر صاحب آن معلوم نباشد مى تواند بردارد و تملّك كند و از آن استفاده نمايد و در صورت تلف شدن لازم نيست عوض آن را بدهد، بلكه اگر قصد تملّك هم نكرده باشد و بدون تقصير او تلف شود دادن عوض آن واجب نيست.

مسأله 2195ـ احتياط واجب آن است كه اگر در حرم مكّه مالى كه قيمت آن به اندازه يك درهم يا بيشتر است پيدا كند آن را برندارد.

مسأله 2196ـ هرگاه مالى را كه پيدا كرده نشانه دارد و قيمتش به اندازه يك درهم يا بيشتر است، بايد آن را تا يك سال اعلام كند (چنانچه از روزى كه پيدا كرده تا يك هفته هر روز اعلام كند، بعد هفته اى يك بار تا آخر سال در محلّ اجتماع مردم كافى است) چه آن مال متعلّق به مسلمانى باشد يا كافرى كه در امان مسلمانان

1. درهم عبارت است از 6/12 نخود نقره سكّه دار.

[426]

است اعلام كردن واجب است.

مسأله 2197ـ هرگاه به جاى اعلام كردن لفظى، اعلان كتبى در محلّى كه مركز رفت و آمد مردم است نصب كند و مردم آنجا غالباً باسواد باشند يا افراد باسواد اعلان را براى بى سوادان بخوانند و تا يك سال اعلان در آنجا بماند كافى است.

مسأله 2198ـ هرگاه قبل از فرا رسيدن يك سال، از پيدا كردن صاحب آن مأيوس شود و يا از اوّل مأيوس باشد كه صاحب آن را پيدا كند احتياط واجب آن است كه آن مال را از طرف صاحب اصلى اش به فقير بدهد.

مسأله 2199ـ هرگاه در يكى از حرمهاى مقدّس، يا مساجد، محلّى براى گمشده ها تعيين شود و مردم بدانند براى پيدا كردن گمشده خود بايد به آن محل مراجعه كنند و متصدّيان آن محل مورد اعتماد باشند، كافى است كه گمشده را به محلّ آن تحويل دهد و آنها تا يك سال بايد آن را نگهدارى كنند و اگر صاحب آن پيدا نشد طبق مسأله بعد عمل نمايند و اگر در بعضى از شهرها چنين محلّى براى گمشده ها در نظر گرفته شود و مردم از آن باخبر باشند وظيفه اعلان كردن با سپردن گمشده به آن محل، از دوش مردم برداشته مى شود.

مسأله 2200ـ هرگاه تا يك سال اعلان كند و يا در محل اعلان شده نگهدارى شود و صاحب مال پيدا نشود، پيداكننده مخيّر است يكى از چهار كار را انجام دهد: آن را براى خود بردارد به قصد اين كه هر وقت صاحبش پيدا شد اگر آن مال موجود نيست، عوض آن را به او بدهد. به صورت امانت براى او نگهدارى كند. از طرف صاحبش صدقه در راه خدا بدهد. آن را به حاكم شرع بسپارد و احتياط مستحب صدقه دادن يا سپردن به حاكم شرع است.

مسأله 2201ـ هرگاه بعد از يك سال اعلان كردن، صاحب مال پيدا نشود و مال را به عنوان امانت براى صاحبش نگهدارى كند و مال از بين برود چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى، يا زياده روى نكرده باشد ضامن نيست، ولى اگر از طرف صاحبش صدقه دهد اگر صاحبش پيدا شد و به صدقه دادن راضى نشد بايد عوض آن را به او بدهد.

[427]

مسأله 2202ـ هر كودك نابالغى مالى را پيدا كند احتياط واجب آن است كه ولىّ او اعلان نمايد و چنانچه تا يك سال صاحب آن پيدا نشد مطابق يكى از دستورهاى چهارگانه گذشته، آنچه مطابق مصلحت كودك است عمل مى نمايد.

مسأله 2203ـ هرگاه در اثناء سال كه مشغول اعلان كردن است مال از بين برود ضامن نيست، مگر اين كه در نگهدارى آن كوتاهى يا زياده روى كرده باشد.

مسأله 2204ـ هرگاه مالى را پيدا كند و به گمان اين كه مال خود اوست بردارد، بعد بفهمد مال او نيست، نمى تواند آن را در همان جا بيندازد، بلكه بايد مطابق دستورى كه گذشت تا يك سال اعلان نمايد و اگر با پاى خود آن را تكان دهد اين حكم را ندارد، هر چند خود اين كار اشكال دارد.

مسأله 2205ـ بايد درموقع اعلان كردن طورى بگويد كه نشانه هاى آن روشن نشود و اگر كسى آمد و نشانه هاى آن را داد بطورى كه اطمينان حاصل شد مال اوست بايد به او بدهد، ولى لازم نيست نشانه هايى را كه بيشتر اوقات صاحب مال هم ملتفت آن نيست بگويد.

مسأله 2206ـ مالى كه پيدا كرده اگر قيمت آن يك درهم يا بيشتر باشد چنانچه اعلان نكند و آن را در مسجد يا جاى ديگرى كه محلّ اجتماع مردم است بگذارد و از بين برود، يا ديگرى آن را بردارد كسى كه آن را در آغاز پيدا كرده است ضامن است.

مسأله 2207ـ هرگاه مالى پيدا كند كه اگر بماند فاسد مى شود مانند بسيارى از غذاها و ميوه ها بايد تا مدّتى كه فاسد نمى شود آن را نگه دارد، بعد قيمت كند و خودش آن را مصرف نمايد يا بفروشد و پولش را نگه دارد و اگر صاحب آن پيدا نشد از طرف او صدقه دهد و احتياط مستحب آن است كه اگر دسترسى به حاكم شرع دارد از او اجازه بگيرد.

مسأله 2208ـ هرگاه مالى را كه پيدا كرده موقع وضو گرفتن و نماز خواندن همراه داشته باشد، در صورتى كه قصدش اين است كه آن را به اين وسيله حفظ كند تا به

[428]

دستور شرع درباره آن عمل نمايد اشكالى ندارد.

مسأله 2209ـ هرگاه كفش كسى را ببرند و كفش ديگرى به جاى آن بگذارند، چنانچه بداند كفشى كه مانده مال كسى است كه كفش او را برده و اين كار عمداً انجام شده و دسترسى به آن شخص نيست، مى تواند آن را به جاى كفش خود بردارد و چنانچه دسترسى به حاكم شرع دارد از او اجازه بگيرد و هرگاه قيمت آن از كفش خودش بيشتر باشد بايد هر وقت صاحب آن پيدا شد زيادى قيمت را به او بدهد و اگر از پيدا شدن او مأيوس شود زيادى را از طرف صاحبش صدقه مى دهد، ولى اگر يقين دارد يا احتمال مى دهد كفشى كه مانده مال كسى نيست كه كفش او را برده، چنانچه از پيدا كردن صاحب آن مأيوس باشد بايد آن را صدقه دهد.

مسأله 2210ـ اگر مالى را كه پيدا كرده كمتر از يك درهم ارزش دارد در مسجد يا جاى ديگر بگذارد و از آن صرف نظر كند اگر كس ديگرى آن را بردارد براى او حلال است.

مسأله 2211ـ در مواردى كه مال را از طرف صاحب اصلى آن در راه خدا صدقه مى دهند به سيّد يا غيرسيّد مى توان داد و اگر خودش مستحق باشد خودش نيز مى تواند بردارد.