1 - سوال: يا خـواندن آياتـى از چهار سـوره قرآن كه سجـده دارد در هنگام حيض كفاره دارد يا نه؟ و اگر سهوا انجام شـده باشد بـايد چه كند؟(1)
جواب : كفاره ندارد.
2 - سوال: خواندن بيـش از هفت آيه از قرآن كريـم براى زن حايض مكروه است. با تـوجه به اينكه در ماه مبارك رمضان خواندن قرآن فضيلت بسيار دارد. آيا حـايض بـود مـانع از خـوانـدن قـرآن است؟(2)
جواب : در غيـر چهار سـوره عزائم مـانع نيست.
3 - سـوال: آيا خانـم هاى نابينا به هنگام عادت ماهانه مـى تـوانند قرآن را بخـوانند با تـوجه به ايـن كه قرآن براى آنها بصـورت برجسته نـوشته شده و بايستى آن را در خواندن لمس كنند؟(3)
جواب : نبايد لمس كنند.
4 - سـوال: آيا زن حايض مـى تـوانـد هفت آيه از غيـر سـوره هاى سجـده دار را بخواند و تكرار كند؟(4)
جواب : : غير از سوره هاى سجده, از باقى سـوره هاى قرآن اشكال ندارد.اگر چه بيـش از هفت آيه خـوانـدن بـراى حـايض مكـروه است.
5 - سـوال: اگر گردنبندى منقـش به آرم جمهورى اسلامـى باشد, در ايـن صـورت مـى تـوان از آن استفـاده نمـوده و به گـــــردن آويخت و به آن دست زد؟(5)
جواب : استفاده از آن مانع ندارد ولـى بنابر احتياط, بـدون طهارت آن را مس نكنند.
6 - سوال: هنگامى كه در مراسـم صبحگاهى مدرسه يكى از خواهران, قرآن را با صـوت تلاوت مى كند, دبيران مرد صداى وى را مى شنوند, آيا بطور كلى تلاوت قرآن در صـورت شنيـدن نـامحـرم تـوسط خـواهـران گناه است؟(6)
جواب : اشكـال نـدارد مگـر آنكه مـوجب تحـريك و مفسـده بـاشـد.
7 - سـوال: قضاى نماز آيات بر زن حائض در چه زمانى واجب است و تفصيلـى كه حضرت امام در مسئله (6) بحث نماز آيات در تحرير الـوسيله فرمـوده اند كدام است؟(7)
جواب : منظور معظم له از تفصيل در غير مستـوعب, ظاهرا ايـن است كه اگـر بمقدار درك نماز پاك بـوده با ايـن كه بعد از پاك شدن مى تـوانسته يك ركعت آن را درك نمـايـد واجب مـى بـاشـد و الا واجب نيست.
8 - سـوال: زنانـى كه عادت ماهانه خـود را مـى گذرانند و از خـوانـدن نماز معذورنـد, آيا مـى تـواننـد در نماز جماعت, در غيـر مسجـد شـركت كننـد؟(8)
جواب : مى تـوانند در اجتماع براى نماز شركت كنند و بظاهر متابعت نمايند, ولى نبايد نماز بگذارند.
9 - سـوال: آيا زن حائض مى تـواند در كلاس درس شركت كند و آيات و روايات را يادداشت نمايد؟(9)
جواب : اگر كلاس در مسجد نباشد اشكال ندارد و نوشتـن نام خداوند متعال و آيـات قـرآن اگـر بـدنـش به آنها مـس نشـود, اشكـال نـدارد.
10 - سوال: آيا زن حائض مى تـواند به مزار شهداء برود و فاتحه بخواند؟(10)
جواب : رفتـن به قبـرستان و مزار شهداء و فاتحه خـوانـدن بـراى زن حائض اشكال ندارد. فقط آن مقـدار كه دستـور داده اند ايـن است كه زن حائض و شخص جنب مكروه است, در باليـن شخص محتضـر, يعنـى كسـى كه در حال جان دادن است حاضر شوند, ولى در باقى جاها مانند هنگام غسل دادن و كفن كردن و دفـن ميت اشكالى ندارد.
11 - سـوال: آيا زن حـائض و يا جنب مـى تـوانـد دعاى كميل و يا دعاى تـوسل بخواند؟(11)
جواب : زن حائض و شخص جنب مـى تواند دعاى كميل و تـوسل بخـواند, ولـى در دعاى كميل جون جمله ((افمن كان مومنا كمـن كان فاسقا لايستوون)) از سوره اى است كه سجده واجب دارد, هميـن جمله را نمـى تـواند بر زبان آورد و خـواندن باقـى دعاى كميل اشكالى ندارد و بايستـى بدنـش هنگام خـواندن دعاى كميل و تـوسل بـاسـم خـداونـد متعال يـا پيـامبـران نـرسـد.
2ـ استفتـائات امـام خمينـى (ره), ج 1, مسـاله 171.
3ـ استفتـائات امـام خمينـى (ره), ج 1, مسـاله 172.
4ـ استفتـائات امـام خمينـى (ره), ج 1, مسـاله 173.
5ـ استفتائات ج 1, ص 47, مسئله 81.
6ـ كتاب احكام بانوان, ص 24.
7ـ كتاب احكام بانوان, ص 75.
8ـ كـتاب احكام بانوان, ص 76.
9ـ كتاب احكام بانوان, ص 80.
10ـ كتاب احكام بانوان, ص 80.
11ـ كتاب احكام بانوان, ص 81.
سوال 128 : كسى كه دائما شك در وضويـش دارد, چگونه مى تـواند به مسجـد برود و قرآن بخـواند و يا بزيارت قبـور معصـوميـن عليهم السلام مشرف شود؟
جواب : شك در بقاى طهارت بعد از وضـو اعتبار ندارد ايـن شخص تا يقيـن به شكسته شـدن وضـويـش پيدا نكند مـى تـوانـد نماز و قرآن بخواند.
سوال 151 : حكـم مـس ضمايرى كه به سـوى ذات بارى برگشت دارنـد, مثل ضميـر جمله (( بسمه تعالى )) چيست؟
جواب : ضميـر حكـم لفظ جلاله را نـدارد.
سوال 152 : در نوشتـن اسم جلاله معروف شده كه به جاى (( الله )) (( ا... )) و (( اله )) مى نـويسند, حكـم كسانى كه ايـن دو كلمه را (( الف و اله )) را بـدون وضـو مـس نمـايند, چيست؟
جواب : همزه و نقاط, حكـم لفظ جلاله را ندارد, بخلاف كلمه ( اله ) كه همان حكم را دارد.
سـوال 153 : در محل كارم در مـراسلاتشـان كلمه (( الله )) را به (( ا... )) تبـديل مـى كنند آيا اين كار شـرعا جايز است؟
جواب : شرعا مانعى ندارد.
سوال154 : آيا جايز است به مجرد احتمال لمـس افراد بى وضو اسـم جلاله ((الله )) را از نـوشتـن آن خـوددارى شـود و يا بصـورت (( ا... )) نوشته شود؟
جواب : مانع ندارد.
سـوال 155 : نابينايان براى خـوانـدن از خط بـرجسته بنام خط (( بريل )) كه با لمـس انگشتان خـوانده مى شـود, استمـداد مـى گيرند مـى دانيـم كه ايـن خط از نقاط ششگانه تشكيل شـده است, لطفـا به سـوال زير جواب : مرحمت فرمائيـد : آيا بر نابينايان لازم است در مـوقع فراگيرى قرائت قرآن و در وقت لمـس اسامـى طاهره كه با خط بـرجسته نـوشته شـده, وضـو داشته بـاشند؟
جواب : نقاط برجسته كه علامتند براى حروف اصلى حكـم حروف اصلـى را ندارند و دست زدن به آنها ـ در مـواردى كه بعنوان علامت حروف قـرآن كـريـم و اسماء طـاهـره استفاده مـى شـود ـ نياز به طهارت ندارد ؟
سـوال 156 : حكـم افرادى كه وضـو ندارنـد و اسامـى اشخاص مثل (( عبـدالله )) و (( حبيب الله )) را لمـس مـى كند, چيست؟
جواب : براى كسانى كه وضو ندارند مـس لفظ جلاله جايز نيست گرچه جزئى از اسم مركب باشد.
سـوال 157 : آيا بـراى زن حايض جايز است گـردن بنـدى را بگـردن داشته باشد كه اسـم مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر آن نقش شده است؟
جواب : آويختـن آن بگردن اشكال ندارد, بشرطى كه اسـم مبارك با بدن تماس نداشته باشد.
سـوال 158 : آيا حرمت دست زدن به كتابت قرآن مجيد براى شخص بـى وضـو, مختص به مصحف شـريف است, يـا شـامل كتـابها و لـوحه هـا ( تـابلـوهـا ) و ديـوارهـا نيز مـى گـردد؟
جواب : حرمت اختصاص به مصحف شريف نـدارد, بلكه عمـوميت دارد و تمامـى كلمات و آيات قرآنـى را هر چنـد در كتاب, جريـده, مجله, تـابلـو, يـا نقـش ديـوار بـاشـد, شـامل مـى شود.
سـوال 159 : خانواده مـوقع خـوردن برنج براى تبرك ظرفى را بكار مى برند كه آيات قرآنى, مثل آيه الكرسـى روى آن نـوشته شده است, آيا اين كار اشكال دارد؟
جواب : اشكال ندارد, ولى شخص بى وضـو نبايد آيات قرآن را لمـس نمايد.
سوال 160 : كسانى كه بـوسيله ماشيـن تايپ تحرير, اسماء جلاله يا آيات قرآنى, و يا اسامى معصـوميـن را مـى نـويسند, آيا واجب است وضو داشته باشند؟
جواب : ايـن كار مشروط به طهارت نيست, ولى نوشته را نبايد بدون وضو لمس نمود.
سـوال 161 :آيا لمـس كردن آرم جمهورى اسلامـى ايران كه روى نامه ها و تكت ( بليط ) اتوبـوس ها و سرويـس هاى عمومى نقـش شده است, حرام است؟
جواب : اگر از نگاه عرف اسـم جلاله خـوانده شده و برداشت شـود, دست زدن به آن, بدون طهارت, حرام است, و در غير اينصـورت اشكال ندارد.
سـوال 162 : آيا آرم جمهورى اسلامـى ايـران, از اسماء جلاله بحساب مـىآيد يا نه؟ و چاپ آن بر سر برگ اوراق ادارى و استفاده از آن در مكـاتبـات و غيـره چه حكمـى دارد؟
جواب : كتـابت و چاپ لفظ جلاله, و آرم جمهورى اسلامـى ايـران, در مكاتبـات اشكـال نـدارد, بنابـر احتياط آرم جمهورى اسلامـى همان احكام لفظ جلاله را دارد.
سـوال 163 : قسمت بـالاى بـرخـى از اوراق رسمـى دوائر, بــا آرم جمهورى اسلامى ايران زينت داده مى شـود, و نيز بعضـى شفاخانه ها ( بيمارستـان هـا ) و درمـانگـاهها بالاى ارواق شـان عبـارت (( هـو الشافـى )) را مى نـويسند,اگر ايـن اوراق بعد از رفع نيازآلـوده بخـون شـود و يـا به گـوشه پـرتـاب گـردد, حكمش چيست؟
جواب : تزئيـن اوراق مكـاتبـات به لفظ جلاله و آنچه در حكـم آن است, اشكالـى نـدارد, آنچه واجب است اجتناب از هتك و نجـس كردن آنست.
سـوال 164 : استفـاده از تكت پست ( تمبـر ) كه بـر روى آن آيات قرآنى چاپ شـده, و يا چاپ لفظ جلاله و اسماء الله و آيات قرآنـى و يا چـاپ آرم مـوسسات, كه مشتمل بـر آيات قـرآن كـريـم است در روزنامه ها و مجلات و نشرياتى كه همه روزه منتشر مى شـوند چه حكمى دارد؟
جواب : طبع و نشر آيات قرآنى و اسماء جلاله و امثال آن اشكالـى ندارد, ولكـن بر كسـى كه بدستـش مـى رسد, واجب است, رعايت احكام شرعى آن را داشته, از هتك و تنجيـس, و لمـس كردن آن, بدون وضـو اجتناب كند.
سـوال 165 : در بعضـى روزنـامه هـا اسـم جلاله يا آيـات قـرآن را مـى نـويسنـد, آيا پيچـانـدن غذا بـا آن, يا نشستـن بـر آن و يا استفاده از آن بجاى سفره, و يا انداختـن آن در زباله جايز است؟ با تـوجه به اينكه خلاصـى از آن در غير ايـن مـوارد دشـوار است؟
جواب : بهره بردارى از ايـن گونه روزنامه ها, بگونه اى كه عرف آن را هتك, بـراى آن چيزهاى كه حـرام است هتك آن, مثل لفظ جلاله, و آيات نـوشته شده بر آن, ندانسته, و در معرض تنجيـس نباشد, مانع ندارد.
سوال 166 : انداختـن تكت هاى پستى ( تمبر ) كه محتـوى اسـم جلاله است, درآشغال دانى چه حكمـى دارد؟ و آيا لمـس آن بدون وضـو صحيح است؟
جواب : دست زدن به نوشته لفظ جلاله بدون وضو يا نجـس كردن آن يا انداختـن آن در اماكنـى كه مـوجب هتك و اهانت گردد, جايز نيست.
سوال 167 : آيا لمـس كردن كلماتى كه در انگشترها نقـش شده است, جايز است؟
جواب : اگر از كلماتـى باشـد كه شـرط جـواز مـس آن, طهارت است, بـدون طهارت, دست زدن به آن جايزنيست.
سـوال 168 : آيا براى دكان داران و مغازه داران جايز است كه آنچه را كه مـى فـروشنـد بـا روزنامه بپـوشاننـد در حـاليكه به يقيـن مى دانيـم, در روزنامه ها اسـم جلاله وجود دارد, و آيا دست زدن به آن بدون وضو جايز است؟
جواب : پـوشاندن اشياى فروشـى, با روزنامه ها, اگر هتك به اسـم خـدا و آيات قرآن و اسامـى ائمه عليهم السلام بحساب نيايد, اشكال ندارد, ولكـن براى شخص بى وضو, در صورتى كه از بـودن اسـم جلاله مطلع است, دست زدن به آن جايز نيست.
سـوال 169 : درج كردن اسامـى انبياء عليهم السلام و آيات قـرآن, در روزنـامه هـا, چه حكمـى دارد؟ بـا ايـن احتمـال كه ممكــن است روزنامه به آتـش انـداخته شـود, و يا زير دست و پا واقع گـردد؟
جواب : نـوشتـن آيات قرآنى و اسامـى معصـوميـن عليهم السلام در روزنامه ها و مجلات و غيـر آن مانع شـرعى نـدارد, ولـى اجتناب از هتك و نجـس كـرد و لمـس آن بـدون وضو واجب است.
سـوال 170 : انـداختـن چيزى كه مشتمل بـر اسماء الله باشـد, در جـوىها و نهرهـا چه حكمـى دارد؟ و آيـا ايـن عمل اهـانت شمـرده مى شود؟.
جواب : اگـر انـداختـن آنها در انهار و جـويبارها از نگاه عرف اهانت نباشد, مانع ندارد.
سـوال 171 : اوراق امتحانـى كه بعد از تصحيح در زباله انـداخته مى شوند و يا آتـش زده مى شوند,آيا شرط است اطمينان حاصل شـود كه اسماء الله و اسامى معصـوميـن عليهماالسلام در آنها نباشد؟ و آيا انـداختـن اوراق سفيـد اسـراف شمـرده ميشـود يـا خيـر؟
جواب : تفحص ( جستجو ) واجب نيست, اگر احراز نشـود وجـود اسماء جلاله در ورقه, انـداختـن آن در زبـاله, اشكـال نـدارد, و امــا اوراقـى كه در يك طرف آن نشوته مـى شـود و امكان بهره بردارى از آنها وجـود داشته باشـد و يا در صنعت كارتـن سازى از آن مـى شـود استفاده كرد, چـون در دور انداختـن و سـوزاندن آن شبهه اسراف و تبذيـر وجـوددارد, خـالـى از اشكال نيست.
سـوال 172 : اسامـى مبـاركه كه احتـرامـش واجب و دست زدن به آن بدون وضو حرام است كدامند؟
جواب : مـس اسماء ذات بارى و اسماء صفات خاصه الهى, بدون وضـو جايز نيست, بنابـر احتياط, اسامـى انبياى عظام و ائمه معصـوميـن عليهم السلام داخل در حكـم اسمـاء الله است.
سـوال 173 : القاب و اسامى ائمه معصـوميـن و انبياء عليهم السلام چه حكمى دارد؟
جواب : بنـابـر احتيـاط, مـس آن بـدون وضـو, جايز نيست .
سوال 174 : پيـش ما در سفارت, از زمان تاسيس آن مقدار زيادى از جرايد متنوعى كه از طرف مـوسسات داخلى فرستاده شده, جمع گرديده است و چون اغلب صفحات آن محتـوى اسماء الله و مشابه آن مى باشد, در جهت حل مشكل حفـاظت آن, مـا را راهنمـائى فـرمـائيد.
جواب : دفـن آن در زمين, يا گذاشتـن آن در صحرا, اگر هتك بحساب نيايد, مانعى ندارد.
سوال 175 : روش هاى شرعى محـو كردن اسماء مبارك و آيات قرآن در مـوقع نياز چيست؟ سـوزانـدن اوراقـى كه در آن اسـم جلاله, و آيات قرآنى, نـوشته شده باشد, در مـوقع ضرورت, از باب حفظ اسرار, چه حكم دارد؟.
جواب : دفـن كردن و يا تبديل نمودن كاغذ آن به خمير بـوسيله آب اشكال ندارد, ولى سـوزاندن آن اشكال دارد, و در صـورتـى كه هتك شـود, جـايز نيست, مگـر در آن مـوقعى كه ضـرورت اقتضاء كنـد, و بـريـدن آيات قـرآنـى و اسماء مبارك هـم امكان نـداشته بـاشـد.
سـوال 176 : بريـدن اسماء مباركه و آيات قرآنـى به انـدازه هاى بسيار زياد بصـورتى كه حتـى دو حرف آن بهم متصل نمانـده و قابل خواندن نباشد, چه حكـم دارد؟ و آيا در محو كردن اسماء مباركه و آيات قرآن و اسقاط حكم شان تغيير دادن صـورت خطـى آن, با كـم و زياد كردن حروف, كافى است؟
جواب : بريدن, اگرموجب محو كتابت لفظ جلاله وآيات قرآنى نگردد, كافـى نيست همچنان كه, تغيير صـورت خطـى آن سبب زوال حكـم شرعى حروفى كه به قصد نوشتـن لفظ جلاله بكار رفته, نمى شـود, بلى بعيد به نظر نمى رسد, در تغيير صورت حروف حكـم امحاء بر آن جارى شود, هـر چنـد احتيـاط در اجتنـاب از آنست.
سوال 219 : كسى كه فاقد آب است و يا استعمال آب برايـش ضرر دارد, اگر ـ بدل از غسل جنابت ـ تيمـم نمـود آيا براى او داخل شدن در مسجـد و نماز جمـاعت جـايز است؟ خـوانـدن قـرآن چه حكمـى دارد؟
جواب : تا زمانيكه عذر مجـوز تيمم برداشته نشده, و يا تيمـم او باطل نشده باشـد, انجام تمام اعمال مشروط بطهارت بـرايـش, جايز است.
سـوال 224 : حكـم كسى كه غسل جنابت را در نماز صبح انجام نداده و تيمـم مى كند به اعتقاد اينكه اگر غسل كند مريض مـى شـود چيست؟
جواب : اگر به اعتقاد او غسل بـرايـش ضرر دارد, تيمـم اشكالـى ندارد و نماز با آن صحيح است.
سـوال 287 : از آنجايى كه استفاده از قلـم مـو در نقاشى و نقشه كشى معمول است, و انواع خـوب و مرغوب آن از كشـورهاى غير اسلامى وارد مى شود و غالبا از موى خنزيز ساخته مى شـود, و در دست همگان قـرار مـى گيرد, بخصـوص در مراكز تبليغى و فـرهنگـى, حكـم شـرعى استفاده از ايـن نوع قلم موها چيست؟ و ثانيا اينكه حكـم نوشتـن آيـات قـرآن و احـاديث شـريف بـا آن چگونه است؟
جواب : موى خنزير نجـس است, و استفاده از آن در امورى كه طهارت در آن شرعا معتبـر است, جايز نيست اما به كارگيرى آن در امـورى كه مشروط به طهارت نيست اشكال ندارد, مـويـى ( كه در ساخت قلـم مو بكار مـى رود ) كه معلـوم نباشد از مـوى خنزير ساخته شـده يا نه, به كارگيرى آن حتـى در امـورى مشروط به طهارت اشكال ندارد.
سـوال 411 : تا چه وقت جايز است از لـودسپيكر ( بلنـدگـو ) هاى مـوجـود در مساجد كه صـداى آن از بيـرون مسجـد شنيـده مـى شـود, استفاده بعمل آيـد ؟ پخـش سرودهاى انقلابـى و قرآن كريـم قبل از اذان چه حكمى دارد؟.
جواب : در اوقاتى كه براى همسايگان و باشندگان محله باعث آزار و اذيت نباشد اگر براى چند دقيقه قبل از اذان قرائت قرآن كريـم پخش شود, اشكالى ندارد.
سـوال 418 : آيا برايـم جايز است كه وصيت كنم بعد از مردنـم در مسجـد محله كه در آن سعى بسيـارى را مبذول داشته ام دفـن شـوم ؟ چـون دوست دارم كه در آن مسجد چه در داخل مسجد و چه در صحـن آن دفن شوم.
جواب : اگر در وقت جارى كـردن صيغه وقف, دفـن مرده ها استثناء نشده باشد, دفـن مرده در آن جايز نيست و وصيت شما در ايـن مورد اعتبار ندارد.
سوال 473 : با ملاحظه نظر حضـرت امام قـدس سـره در تفسيـر سـوره مباركه حمد در ارجحيت لفظ (( ملك )) بر مالك, در مـوقع خـواندن ايـن سوره مباركه در نمازهاى واجب و غير واجب, آيا صحيح است به دو طريقه قرائت شود؟.
جواب : احتيـاط در ايـن مـورد اشكـال نـدارد .
سوال 479 : بنابـر راى بعضـى از مفسـريـن, تعدادى از سـوره هاى قرآن كريـم مثل سوره فيل و قريـش و انشراح و ضحى, سـوره واحد و كامل شمرده نمى شـود آنان مى گويند : كسى كه يكى از ايـن سـوره ها مثل سوره فيل را در نماز مى خـواند بر او به صورت حتمى واجب است كه بعد از آن, سـوره قـريـش را بخـوانـد و همچنان در رابطه بـا سـوره هاى انشراح و ضحى كه بايد با هـم خـواند شود پـس اگر شخصى سوره فيل يا سوره انشراح را به تنهائى در نمازش بخـواند و جاهل به مسئله بـاشـد وظيفه اش چه خـواهـد بـود؟.
جواب : در صورتى كه جاهل به مسئله بـوده است نمازهاى گذشته او كه در آن اكتفاء به خـواندن يكـى از سـوره هاى فيل و ايلاف و يا سـوره هـاى ضحـى و انشـراح مـى كـرده, محكـوم به صحت است .
سـوال 484 : آيا در نمـاز واجب است بعد از حمـد يك سـوره كـامل خـوانده شـود؟ يا تلاوت مقدارى از قرآن كريـم كافيست ؟ و در فرض اول آيا بعد از قرائت سـوره جايز است آيات قرآنى خـوانده شود؟.
جواب : در نمازهاى واجب يـوميه قرائت آياتـى از قرآن كريـم از سوره كامل مجزى نيست, ولكـن قرائت بعض آيات پـس از قرائت سـوره كـامل به عنـوان قـرآن اشكـالـى ندارد.
سـوال 509 : در صورتى كه قارى حاضر نباشد و آيات سجده از راديو و ضبط صـوت شنيـده شـود تكليف شــرعى چيست؟.
جواب : شنيـدن آيـات سجـده از نـوار فيته ( ضبط ) مـوجب سجـده نميگردد, و اما در وقت شنيدن آن از راديـو يا بلندگـو به صـورت پخـش مستقيـم و زنـده, بنـابـر احتيـاط سجـده واجب است .
سـوال 602 :وظيفه شـرعى شخصـى ـ بخصـوص مـدرس قـرآن كريـم ـ كه مى بيند امام جماعت از لحاظ قـواعد تجـويد دچار اشتباه مـى گردد, چيست؟ در حـالـى كه ايـن شخص در معرض تهمت زيـــادى به سبب عدم مشـاركت در جمـاعت قـرار گرفته است.
جـواب: اگر قرائت امام جماعت در نظر ماموم صحيح نباشد و نتيجه آن درست نبودن نماز وى از ديد ماءمـوم باشد, اقتـداء بـوى جايز نيست ولكـن ممانعتـى از مشاركت شكلـى (ظاهرى) بخاطـر غرض عقلائى وجود ندارد.
توجه : استفتائات مـذكور دراجـوبه الاستفتائات ج 1 مى باشد.
1 - سـوال: نابينايان جهت خـواندن و نـوشتـن از خط برجسته نابينايى معروف به خط (بريل) بـوسيله لمـس كردن انگشتان دست استفاده مى كنند, با عنايت به اين كه ايـن خط قراردادى مطابق حروف الفباى خاص از شش نقطه تشكيل گرديده, سوال ايـن است كه آيا نابينايان هنگام آموزش قرائت قرآن و دست گذاشتـن بر اسمـاى متبـركه به خط نـابينـايـان نيـاز به وضـو دارنـد؟(1)
جواب : مـس كتابت خط قرآن بدون وضـو جايز نيست و فرقى نيست بيـن انـواع خطـوط و همچنيـن است حكـم در اسمـاى متبركه.
2 - سوال: يا خـوانـدن سـوره جمعه و منافقيـن از روى مصحف در روز جمعه در نمـاز ظهر جمعه و سـايـر نمـازهـا اشكال دارد؟(2)
جواب : اشكال ندارد, اگر چه احـوط براى كسى كه قادر است از حفظ بخـواند آن است كه از روى مصحف نخواند.
3 - سـوال: آيا مـى تـوان قرآن را از مسجـدالحـرام جهت قرائت بيرون بـرد و مجددا به مسجد باز گرداند؟(3)
جواب : در صـورتـى كه اطلاق وقفيت احـراز نشـود جـايز نيست.
4 - سـوال: ((در مناسك حج)) تكليف كسـى كه قـرائت او صحيح نيست چنانچه در تصحيح نكـردن قـرائت مقصـر بـاشـد چيست؟(4)
جواب : در تصحيح كـردن قـرائت نبايد كـوتاهى كند و در مقام تصحيح قرائت خـود بـرآيد و تا مادامى كه قرائت او درست نشـده نماز را به همان قسـم كه مى توانـد, بخـواند و احتياطا نايب هـم بگيرد و اگـر مى توانـد به جماعت هم بخوانـد.
5 - سوال: در وقف نامه آمده است, معلمى كه بچه را تعليـم مى دهد بايد روزى دو جزء قـرآن بخـواند آيا مباشـرت لازم است يا مـى تواند نايب بگيرد؟(5)
جواب : بعيـد نيست استفـاده مبـاشـرت نه استنابه.
6 - سـوال: حفظ كردن قرآن كريـم و فـرامـوش كردن آن از نظر فقهى چه حكمـى دارد؟
جواب : اگـر منظور حـرمت فـرامـوش كـرده است ,ثابت نيست.
7 - سـوال: فروختـن قرآن كريـم به كافر جايز است يا خير و بطـور كلـى آيا كافر مالك قرآن كريـم مى شود يا نه؟ (با تـوجه به ايـن كه در حال حاضر جهت آشنايى بيشتر جهانيان با قرآن كريـم ايـن كتاب مقدس به زبانهاى مختلف چاپ و در اختيار ملل مختلف جهان قرار مـى گيرد) فـروختـن قـرآن به كفار بـديـن منظور چه حكمى دارد؟
جواب : چنانچه قـرآن را به آنها بـدهنـد و پـول در مقابل واگذارى گرفته شود, بى اشكال است.
8 - سـوال: خريـد و فروش قرآن كريـم چه حكمى دارد؟ و به چه نحـو مـى بايست انجام گيرد؟
جواب : بهتر است خريد و فروش نشود و پـول در مقابل واگذارى گرفته شـود.
9 - سوال: با تـوجه به ايـن كه قرائت قرآن به خودى خـود مستحب است, كراهت قرائت آن براى اشخاصى چـون جنب, حائض و نفساء به چه معناست؟ (به معنى كـم شدن ثواب است يا بهتر بودن ترك آن؟)
جواب : هر دو وجه امكان دارد و شايـد در بعضـى مـوارد, وجه دوم استظهار شود.
10 - سـوال: استماع صـداى زن نامحرم به هنگام تلاوت قرآن با صـوت و لحـن در امـر آمـوزش تجـويـد و صـوت و لحـن چه حكمـى دارد؟
جواب : استماع صوت اجنبيه و همچنيـن استماع آن با عدم تلذذ و ريبه اشكال ندارد.(6)
11- سوال: با توجه به ايـن كه قرائت قرآن به خودى خود مستحب اسـت, كـراهت قرائت آن براى اشخاصى چـون جنب, حائض و نفساء به چه معناست؟ (به معنى كـم شدن ثواب است يا بهتر بودن ترك آن؟)
جواب : هر دو وجه امكان دارد و شايـد در بعضـى مـوارد, وجه دوم استظهار شود.
1 ـ استفتـائات آيه الله اراكـى, ص 10, مسـاله 4.
2 ـ استفتـائات آيه الله اراكـى, ص 21, مسـاله 2.
3 ـ استفتـائات آيه الله اراكـى, ص 149, مسـاله 24.
4 ـ استفتـائات آيه الله اراكـى, ص 23, مسـاله 64.
5 ـ استفتـائات آيه الله اراكـى, ص 150, مسـاله 80.
6 ـ ـ استفتـائات آيه الله اراكـى ,ص 255, مسـاله 6.
1 - در وضـوى قبل از وقـت كـه داعى, نمـاز در وقت است, اگـر به قصد قرائت قـرآن و غيـره وضـو بگيرد مى فـرماييد, چنانچه به نحـو داعى بر داعى باشـد مانعى نـدارد. آيا منظور اين است كه فعلا به قصـد قرائت قـرآن وضو بگيرد و در نظر داشته باشد كه ار وضـو باقى بود, در وقت با همان وضو نماز بخواند, تا در آنجايـى كه داعى وضـو, نماز بعد از دخول وقت نست و راسا براى غايات ديگـر وضـو مـى گيرد, جايز نباشد كه در وقـت با آن نماز بخـواند؟ مساله را مشروحا بيان فرماييد.(1)
جواب : مقصود ايـن است كه اگر كسى به داعى آنكه در وقت نماز بخواند, پيش از وقت به قصد غايات ديگرى وضو بگيرد كه داعى او بر وضو به ايـن قصد نماز در وقت باشـد وضـويـش صحيح است و مـى تـواند در وقت با آن نماز بخـوانـد و همچنيـن اگر پيش از وقت مستقلا, به قصد يكى از غايات وضو گرفت و تا بعد از دخـول وقت وضـو بـاقى باشـد, نمـاز بـا آن وضـو صحيح و بى اشكال است.
2 - اگـر جنب, قـرآن همـراه داشته بـاشـد اشكال دارد يا نه؟(2)
جواب : اشكال نـدارد, ولـى مس خط قرآن مجيـد حرام و مـس جلـد و اوراق و حواشى آن مكروه است.
3 - به جهت اينكه نام مبارك خـداونـد و ائمه اطهار عليهم السلام زيـر دست و پا نيفتد, آيا مـى شـود با قلـم آنها را محـو و نابـود كرد يا نه؟ و يا در صـورت محـو بـاز احتـرام سـابق را دارد يا نه؟
جواب : اگر بطورى محـو شود كه به هيچ وجه نمايان نباشد, حكـم آن اسماء, مرتفع مى شود.
4 - اسامى مقدسـى كه نام اشخاص مـى باشـد مانند: محمد, علـى, حسـن, حسيـن, رسـول, نبـى, عيسـى, فاطمه, زهرا, و امثال اينها اگر روى سنگ قبـر, حجارى گردد و يا در روزنامه ها و كاغذهاى مراسلاتى نوشته شـود, آيا مى تـوان بى وضو به آنها دست زد يا نه؟
جواب : بى وضو دست زدن به ايـن اسامى جايز است. مع ذلك احترام آن اسامى - اگـر چه مقصـود, اشخـاص عادى هستنـد - خوب است.
5 - اطفال در كتب يا مدرسه, دست بى وضـو, بر خطـوط قرآن مى گذراند آيا براى آموزگار اشكالى دارد يا نه؟(3)
جواب : معلـم بـايـد دستـور تـرك آن را بـدهد و اگـر ديد منع كند.
6 - آيا مـس آيه اى از قـرآن كه منسـوخ شـده است, بـدون طهارت جايز است يا خير؟(4)
جواب : آنچه قرآن باشد مـس آن بى طهارت جايز نيست, خواه حكـم منسوخ باشد يا نباشد و قرآن منسوخ التلاوه نداريـم, با فرض وجـود نيز, مـس آن بى طهارت جايز نيست.
7 - كلمه اى كه ضمير مستتر دارد و مرجعش خدا است, مـس آن بدون طهارت جايز است يا خير؟(5)
جواب : اگر كلمه قرآن است, مـس آن بى طهارت جايز نيست و در غير آن اولى و احوط, ترك آن است.
8 - اگر روى ورقه اى ترجمه آيه اى از قرآن نـوشته باشد و در آخر ترجمه ايـن طـور نـوشته باشد (قرآن كريـم) يعنى مى خـواهد به مردم بفهماند كه آن مطلب فارسى در قرآن كريم است, زير دست و پا افتادن ايـن ورقه چه صورتى دارد؟ و همچنيـن بسمه تعالـى و بسم رب الشهداء؟ (6)
جواب : زير دست و پـا انـداختـن آنها بى حـرمتى و حـرام است.
9 - كفـن هايى كه به آنها آيات قرآن نوشته شده است, اغلب مى گويند كه نبايد به بـدن ميت پـوشيد و بايـد همانطـور زير سر ميت گذاشت و يا آنكه روى ميت كشيده شـود. و عده ديگر مى گويند, اول كفـن سفيد كه آيات قرآن ندارد و بعد كفنـى كه آيات قرآن دارد پـوشيـده شود, حال اگر چلـوار يافت نشـود آيا به تنهايى ممكـن است كفـن نوشته به آيات را بر ميت پـوشيد يا خير؟ و با ايـن وصف بـى احتـرامى به آيـات قـرآن نمى شـود؟(7)
جواب : احتياطا بايد بطورى كفنهاى نوشته شده به آيات قرآن و دعا به بدن ميت پـوشانده شود كه يقيـن به نجس شدن آنها حاصل نشود, بلكه در معرض نجـس شدن هـم نباشد. به ايـن نحـو كه وقتى ميت در قبر قرار مى گيرد, نـوشته طرف چپش باشد.
10 - جملاتى از قرآن مجيد و ادعيه كه بر كفـن مى نويسند گرچه شسته شـود ولى آثارش بماند اشكال دارد يا نه؟
جواب : مـانعى نـدارد, ولـى مـراعات كننـد كه زير بدن ميت واقع نشود.
11 - آيا گذاشتـن قرآن در قبر همراه ميت با عقيـده پاك ولـو وصيت خـود او باشد. جايز است يا نه؟(8)
جواب : اگـر طـورى است كه از آلـوده شدن به رطـوبات محفـوظ باشـد و هتك نباشد, به قصد تبرك مانعى ندارد.
12 - انصـات و سكـوت در مـوقع تلاوت كلام الله مجيـد, واجب است يا مستحب؟ و ضمنا هتك قرآن كريـم بهر عنـوان حرام است و در ايـن عصر مرسـوم شده كه در مجالـس فاتحه كه قارى پشت بلندگو قرآن مى خواند, صداى آن در كوچه و خيابان مى رود و مردم در حال معامله و رفت و آمد و گفتگو مى باشند و در خـود مجلـس نيز مردم, سـرگرم خوردن چاى و قهوه و صحبت مـى باشند, خـوانـدن قرآن صـرفا جنبه اعلان دارد كه اينجا مجلـس تـرحيـم است و بهره دگرى منظور نمـى گـردد. چنانچه حضرت آيه الله خود مستحضريد حال آيا ايـن نوع تلاوت, هتك حرمت نيست؟ نظر مبارك را مرقوم فرماييد.(9)
جواب : استمـاع قـرآن مستحب است و تـوجه و اتعاظ به مـواعظ الهى نيز از مستحبات موكده است و هتك بـودن قرائت قرآن در فرض مرقوم, معلوم نيست, ولى هر چه رعايت ادب و حفظ توجه مردم و تعظيـم از مجلـس قرائت قرآن مجيد شود, سزاوار است.
13 - كسـى كه در بـرنامه هاى مذهبـى, اهل عمل نيست ولـى مسلمـان است, اگـر باليـن او و سر قبر او قرآن بخوانند, فقط براى خواننده ثواب دارد يا براى ميت هم ثوابى دارد؟(10)
جواب : قرائت قـرآن و اهـداء ثـواب آن به ميت مـومـن, اگر چه معصيت كار باشد, براى او مفيد است.
14 - اسامـى مباركه خـداوند متعال مثل ((الله))... كه روى زيلـوهاى مسجـد نشـوه شده و مردم بدو تـوجه بر روى آن پا مـى گذارند يا دست بـى وضـو بر آن مـى مالند از بيـن بردن آن لازم است يا نه؟ و محـو كردن با وقف منافات دارد يا نه؟(11)
جواب : >: كسانى كه بى التفات و بدون وضو به آن دست مى گذارند, معذورند ولى اگر زير پا افتاده باشد چـون مـوجب هتك احترام اسـم خداوند متعال است لازم است آن را به نحـوى كه خـود زيلـو پـاره نشـود محو نمـاييد.
15 - در موقع خـواندن حمد و سوره در نماز مراعات كردن همزه هاى وصل در درج كلام لازم است يا نه؟
جواب : بلـى اسقـاط همزه وصل در حـال وصل لازم است.
16 - (آيا) در بيـن اذان و اقامه جايز است فصل به كلمات آدمـى و بعضـى از دعاها يا عباراتـى مثل اينكه بيـن دو ((حـى علـى الصلـوه)) بگـويـد: ((ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنكر)) يا نمى شـود و فقط هميـن عبارات اذان و اقامه را بايد گفت؟(12)
جواب : فصل بيـن اذان و اقامه به كلمات آدمى, ننمايد و قرآن يا دعا اگر طـولانـى نشـود مضـر نيست لكـن به قصـد ورود نخـوانند.
17 - شخص جنب با تيمـم بدل از غسل آيا مى تواند درنگ در مساجد نمايد و بيش از هفت آيه از قـرآن بخـوانـد يا نه؟(13)
جواب : اگـر عذرش غيـر ضيق وقت بـاشـد, مى تـواند و اگر ضيق وقت است, به مقدار اشتغال به نماز فقط مى تواند در مسجـد درنگ كند و نسبت به قرائت غير سوره غزائم هم, با ايـن تيمـم رفع كراهت نمى شود.
18 - اگر كسى بـواسطه جهل به مسئله بجاى سوره ((قل هو الله احد)) چند آيه از قـرآن بخـوانـد, نمـازش چه صـورت دارد؟(14)
جواب : در فـرض سـوال, نمـاز باطل است و قضـاى آن را بايد بجا آورد.
19 - به نظر حضرت عالى چرا نماز را حتما به عربـى صحيح بايد خـواند, ولـى نيت آن را به هـر زبـانى مى توان گفت؟(15)
جواب : نيت امرى است قلبى و به زبان آوردن آن لازم نيست و قرائت و اذكار به حكـم خـدا و رسـول بـايـد به همان الفاظ مخصـوصه عربى خـوانده شـود.
20 - بعد از حروف مـد اگر حـرف بعد از آنها را به خاطـر وقف كـردن, ساكـن تلفظ نماييم مثل: ((نستعيـن)), ((رحيم)), ((مستقيـم)) آيا مد واجب است يا مستحب؟ (16)
جواب : در فرض سوال مد واجب نيست.
21 - اگـر شخص روزه دارى قـرآن را غلط درس دهــد و عده اى از روزه داران نيز كلام او را گوش دهند آيا روزه او و كسانـى كه گـوش مى دهند باطل مـى شـود يا نه؟(17)
جواب : اما قارى قرآن, اگر خبر دهد كه آنچه را مـى خـوانـد قرآن است و از روى عمد و علـم غلط قرائت كند روزه اش باطل مـى شـود و اما اگر غلط بخـواند بـدون اينكه خبر دهـد قرآن است پـس بطلان روزه او محل اشكال است و احتياطا چنيـن قرائتـى را ترك كند و اما اگر به گمان صحت, غلط بخـواند پـس روزه اش باطل نمى شود, و اما مستمعيـن, روزه شان باطل نمى شود, مگر آنكه خبر دهند به ايـن كه آنچه خـوانده مى شـود قـرآن است با اين كه علـم دارند غلط است.
22 - كلماتـى ماننـد ((يـوم)) و ((فـوق)) و ((فرعون)) در قرآن و غير قرآن مثل ادعيه هست كه بعضى به ضمه - البته بدون اشباع - مى خـوانند حال اگر در حال نماز باشد مثل اين كه: ((مالك يوم الدين)) را ايـن طـور بخـوانند آيا موجب بطلان مى شود يا نه؟(18)
جواب : صحت آن بـدون اشبـاع بعيـد نيست اگـر چه فتحه كاملا ظاهـر نشـده, لكـن چنانچه فتحه را كاملا اظهار كنند اوفق به قـواعد و احسـن است ولـى با اشباع,غلط است.
23 - غلط خـوانـدن قـرآن در مـاه مبارك رمضـان, روزه را بـاطل مـى كنـد يا نه؟(19)
جواب : روزه را باطل نمى كند.
24 - اشخاصى كه سواد ندارند و يا گرفتـن تجـويد قرائت برايشان مشكل است و همچنيـن بعد از ياد گرفتـن هـم به واسطه عدم توجه , زود فراموش مى نمايند, در اينصورت بهمان نحو عبارتى كه بدون غلط باشد بخوانند چه صورت دارد؟(20)
جواب : اگر طورى بخـوانند كه غلط باشد و قدرت بر ياد گرفتن داشته باشند نمازشان باطل است, ولكـن محسنات تجـويـدى را لازم نيست مراعات كنند.
25 - نظر به ايـن كه حضور در نماز جماعت بر كسى كه نمى تـواند حمد و سـوره را صحيح بخـواند واجب است, تكليف زن در ايـن خصوص با در نظر گرفتـن اينكه شـوهـر, اجـازه حضـور به جمـاعت نـدهد چيست؟(21)
جواب : با فرض عدم تمكـن از ياد گرفتـن نماز صحيح, احتياط لازم آن است كه نمـاز را به جمـاعت بخـوانـد و در ايـن صـورت اطـاعت شـوهـر لازم نيست.
26 - اگر كسى در موقع خواندن سوره ((قل هو الله احد)) نون ((يكـن)) را در لام ((له)) و همچنيـن در تشهد, نـون ((ان)) را در لام ((لا)) ادغام نكـــرد, نمازش چه صورت دارد؟(22)
جواب : نمازهايى كه به اين نحـو خـوانده, صحيح است, ولى از ايـن به بعد ادغام را در مـواضع مذكـور رعايت نمـايد.
27 - مرسوم است يك نفـر باسـواد را اجير مـى كننـد تا قرآن و بعضـى از كتب دينـى را به اطفال تعليـم نمايد آيا جايز است اولياى اطفال اجرت او را از زكـوه مـال خـودشـان حسـاب كننـد يا نه؟(23)
جواب : چنانچه كسى او را جهت تعليم قـرآن به اطفال مـومنين اجير نمايد, جايز است كه مال الاجاره را به عنـوان سهم سبيل الله از زكـوه بـدهد, لكـن اگر او را فقط براى طفل خـود اجير كند, پرداخت اجرت از زكـوه مشكل است.
28 - شخصـى كه قـرائت و يا اذكـار واجب نمازش صحيح نيست آيا جـايز است كه نيابت حج را قبـول نمايد و بعد از اينكه خودش نماز طـواف را خـواند ديگرى را نيز نايب كنـد يا نه؟ و بـر فرض عدم جـواز چـون جاهل به مساله بـوده و چنين كارى كرده تكليفش چيست؟(24)
جواب : استيجار چنين شخصى خلاف احتياط است و در فرض بعد هم احوط ايـن است كه از مستـاجـر استـرضـا كنـد و يـا وجه را مستـرد دارد.
29 - يـا كسـى كه قـرائت نمـاز او و همچنيـن اعـراب تلبيه او صحيـح نيـست مـى تـوانـد به نيابت ديگرى حج به جا آورد يا نه؟ و به فرض عدم جـواز, آيا مى تـواند اجير شـود و لكـن شرط كند براى نماز و تلبيه, كسى را اجير نمايد يـا ايـن كه تحت نظر معلـم تلبيه بگـويـد يا نه؟(25)
جواب : در فرض سوال اگر با تلقيـن معلـم بتـواند صحيح بخـواند نيابت او جـايز است و در غيـر ايـن صـورت, محل اشكال است.
30 - شخصـى در منزل شراب مى خـورد و گاهگاهى در همان منزل, از قرآنى كه در خانه دارد تلاوت مى كند,به او گفته مـى شـود در برابر ايـن قرآن معصيت نكـن, مى گويد به كسى مربـوط نيست, مـن هم شراب مى خورم و هـم قرآن مى خوانـم, حال ايـا مـى شـود ايـن قـرآن را از او گـرفت يا نه؟(26)
جواب : در فرض مرقوم گرفتـن قرآن مجيد از او جايز نيست, همين قدر كه او را نهى از منكر كنيد و آيات را در حـرمت خمر به او تذكـر دهيـد, به تكليف خود عمل كرده ايد.
31 - آيا قرآن بوسيله كسـى نوشته شـده يا اينك نـوشته بـود و در فـرض اول بوسيله چه كسى نوشته شده است؟(27)
جواب : تـوسط نويسنده گان وحى كه در راس آنان حضرت اميرالمومنيـن على (ع) بوده, نوشته شده است.
32 - شخصى در اوايل تكليفـش, در نماز سوره ((قل هو الله احد)) مى خوانده و از جهت جهل و تقصيـر هـاء ((هـو)) را به لام ((قل)) و واو ((هـــو)) را به ((الله)) متصل مى نموده كه ((قله و الله)) مى شد در ايـن صـورت نمازهايى كه بـا ايـن كيفيت خـوانـده قضـا دارد يا نه؟(28)
جواب : با تمكـن از تصحيح, احتياط لازم آن است كه نمازهايى كه به اين نحو خوانده قضا نمايد.
33 - هر گاه كسى در بسـم الله از جهتى شك نمود كه صحيح گفته يا نه حتى از جهت جهل و اخفـاف, در ايـن صـورت, اعاده آن چه صـورت دارد؟(29)
جواب : اگر بعد از فراغ از كلمه, شك در صحت نمايد اعتنا نكنـد و اگر در حيـن ادا, با شك در صحت ادا شـود, تكرار كنـد, و در هر دو صـورت اگر رجاء بسـم الله را تكـرار نمـايـد اشكـال ندارد.
34 - بنده در نماز در ركعت اول بعد از حمد, سوره تـوحيد را مى خوانـم و در ركعت دوم هميشه بعد از حمد, بسـم الله مى گويـم و هر سـوره اى كه بر زبانـم جارى شد مى خوانم, معين نمى كنـم كه بسـم الله براى ايـن سوره بالخصوص باشد, در ايـن صـورت نمـازهـايـم بـاطل بـوده و بايد قضـا كنم؟ يا نه؟(30)
جواب : نه نظر حقيـر خلاف احتياط واقع شـده و احتياطا قضـا لازم است ولـى مى تـوانيد در اين مساله به كسى كه تعييـن بسـم الله لازم نمى داند و يا جهل به حكـم را مـوجب اعاده نمـى دانـد رجـوع كنيد.
35 - اگر كسى به واسطه جهل به مساله به جاى سـوره ((قل هو الله احد)) چند آيه از قـرآن بخـوانـد نمـازش چه صـورت دارد؟(31)
جواب : در فـرض مسـاله نماز باطل است و قضاى آن را بايد به جـا آورد.
36 - در قنـوت نماز, از سوره هاى قرآنى مى شـود يك سـوره تمام و يا چند آيه از يك سـوره خـوانـد يا فقط دعاهـاى وارده را بـايـد نمـازگزار, در قنـوت بخواند؟(32)
جواب : اگر بخواهـد به قصـد ورود بخـوانـد, بايد دعاهايـى كه وارد شـده بخـواند ولى اگر غير اينها از قرآن يا دعاهايى ديگر را به قصد قربت مطلقه بخواند, اشكال ندارد.
37 - كسـى جهت روضه يا قرآن يا دعا يا استخاره, قرار بگذارد كه ايـن قـدر اجرت مى گيرم چه صورت دارد؟(33)
جواب : اجرت گرفتـن در مقابل عملى كه بر او واجب نيست, مثل روضه يا قرآن يـا استخـاره يـا دعا بـراى غيـر, ظاهـرا اشكـال ندارد.
38 - آيا جايز است مبلغى را به قرآن خـوانى, به عنـوان مزد داد تا يك قرآن براى امواتش ختـم كند و قرآن خوان مى تواند بگويد مـن فلان مقدار مى گيريم و يك قرآن ختم مى كنم يا خير؟(34)
جواب : مزد گرفتـن قرآن خـوان مانع ندارد, بلى چنانچه او قربه الى الله قـرآن بخـوانـد و شمـا هـم قـربه الـى الله وجه بـدهيد, بهتـر است.
39 - شخصـى وصيت كرده كه باقيمانده ثلث مالـش در شبهاى جمعه صرف تلاوت قرآن شود اين كار مشكل است, چـون باقيمانده ثلث زياد است و اگر ايـن پـول براى فقط قرن خـواندن, آن هـم فقط در شبهاى جمعه مصرف شـود, مشكل است. در ايـن صـورت اجازه مـى فرماييد كه ايـن پـول صرف سخنرانيها و گفتـن تفسير قرآن و غيره بشود يا خير؟(35)
جواب : در مورد سوال: باقيمانده ثلث بايد طبق وصيت نامه صرف قرآن خوانى در شبهاى جمعه بشـود, و اجـازه و اذن بر خلاف وصيت صحيح نيست.
40 - شخصى وصيت كرده مال الاجاره دكان ملكى او را, بعد از فوتـش تا ده سال ماهى چهل تـومان به شخص معينى بدهد جهت نماز و روزه و قرآن, ولـى يكـى از ورثه مـى خواهد سهم خـودش را اخذ كنـد و بهر كسـى كه ميل دارد بـدهـد, آيا اجازه مى دهيد يا نه؟(36)
جواب : خلاف وصيت نامه جايز نيست, به نحوى كه وصيت نموده بايد عمل نمايد و اگـر نزاع مـوضـوعى در بيـن بـاشـد, مـرافعه شرعيه لازم است.
41 - شخصى فوق نموده و نسبت به ثلث اموال خود وصيت كرده و مصارفى هـم جهت صوم و صلوه از ثلث تعييـن نموده و بقيه از ثلث اموال را مقرر نموده كه در تعليـم و تربيت اولاد صغار صرف شـود كه قرآن ياد بگيرند و عيـن عبارت وصيت نامه به ايـن شرح است (مابقى ثلث را در تعليم و تربيت صغار صرف نماييد تا قرآن خـوان شـوند) در خلال ايـن مدت در عمل به وصيت نامه از طرف ورثه با وصى مخالفت شده و در نتيجه گذشت زمان, موضوع تعليـم و تربيت صغار كه فعلا كبار شده اند منتفى شده در حالى كه همان صغار كه فعلا كبيرند مى گـويند, از عبارت وصيت نامه كه فوقا اشاره شد, اينطور استنباط مى شـود كه مبلغ باقيمانده از ثلث حق ما است و بايـد به ما برسـد, چه در تعليـم و تربيت ما صرف شـود يا نشـود. در اين صـورت نظر مباركتان را مرقوم فرماييد كه ايـن باقيمانده از ثلث بـايـد به آنها پـرداخت شـود يا نه؟(37)
جواب : ظاهرا مقـدار باقيمانـده ثلث, ملك همه ورثه است و بايـد كما فرض الله بيـن آنها تقسيم شـود, ولـى اگر امكان دارد كه صرف تعليـم قرآن بهمان صغارى كه فعلا كبـار شـده انـد بشـود و همه ورثه رضـايت بـدهند بهتر است.
42 - شخصـى در حـدود شصت سال قبل وصيت كـرده كه منافع دو قطعه زميـن الـى الابـد در مـواردى صرف كنند و در وصيت نامه كه با امضاء و مهر علماء رسيده با ايـن لفظ و ايـن تـرتيب ذكر كـرده كه يك عشـر از منافع حق وصـى و بيست تومان براى روضه خوانى و بيست تـومان براى اعانه زوار كربلا و مشهد الرضا, نفرى يك تومان و دوازده ختم قرآن به مبلغ سه تـومان يعنى هر ختـم قرآن دو قـرآن و نيـم و باقيمانـده آن را نصف كننـد, نصف آن را كفاره ماه رمضان و غيره بدهند و نصف ديگر را رد مظالـم, چنانچه ملاحظه مـى فرماييد مـوارد صرف منافع, باستثناء حق وصـى, باقيمانده ساير مصارف به پـول تعييـن شده و غير اين هـم بيست تومان چه نسبتى با تمام منافع آن دو قطعه زميـن داشته و فعلا مال الاجاره بيشتر شده, اكنـون منافع به چه نسبتـى بايد به مصرف برسد و آيا مى توانيم پـس از دادن عشر به وصى, بيست تومان قديم را تقويم كنيـم و قيمت آنرا از مال الاجاره فعلى صرف روضه خـوانى و هميـن مقدار را صرف اعانه وار نماييم و قيمت سه تـومان قديم را براى قرائت قرآن بـدهيـم و اگر زياد آمد به مصرف كفاره و رد مظالـم برسانيـم و يا اينكه بايـد سهام تعييـن شـود و بنـابـر ايـن سهم مصـرف كفـاره و رد مظالم چقدر است؟(38)
جواب : در فرض مسـاله به نظر حقير, لازم است تفحص نماييد كه معلوم شـود, بيـست تـومان در آن زمان با تمام مال الاجاره چه نسبت داشته و فعلا به همان نسبت روضه خـوانى بنماييـد و هكذا در ساير مـوارد وصيت, ظاهرا تعيين ممكن است.
43 - شخصى سـوره معينه اى را نذر كرده كه در نماز معينى بخـواند و عمدا آن سـوره را تـرك كـرده آيـا كفـاره بـر او لازم است يا نه؟(39)
جواب : در صـورتـى كه نذر صحيح نمـوده باشد, كفـاره بر او لازم است.
44 - قـرآن خطـى كه وقف خاص است و بايـد مـورد استفاده اولاد معينـى قـرار بگيرد, با داشتـن متـولـى شـرعى زير, ماذونا قـرآن را پيـش عمـرو, مـوسـس كتابخانه اى به عنـوان وديعت نهاده تا از مطالب مندرجه در ظهر قرآن مذكـور و خصوصيات آن استفاده نموده, بعد به طرف رد كند و موسـس مزبـور سهوا آنرا جزء مصحفهاى كتابخانه قرار داده و در تحت شماره بيرون آورده است, آيا بـر واسطه و يا متـولـى شـرع, حق مطالبه آن هست يا نه و جاى است با عدم رضايت متـولى و وقف خاص بـودن در كتابخانه عمومى مـورد استفاده قرار بگيرد.(40)
جواب : در فرض سـوال كه مصحف شـرف مذبور وقف خـاص بوده, بايد مطابق وقف عمل شـود و نگاه داشتـن آن بر خلاف وقف و اذن متـولـى جايز نيست.
45 - يك جلد كلام الله مجيد را كسى وقف به محل معينى نمـوده است, ولى چـون كلام الله در آن محل خيلى جمع شده, ايـن قرآن بكلى از استفاده افتاده است, در ايـن صـورت, جـايز است انتقـال به محل ديگـرى بدهند يا نه؟(41)
جواب : در صـورتى كه هيچ مورد استفاده نمى باشد, ببرند محل ديگر كه از آن استفاده شود اشكالى ندارد.
46 - هر گاه قرآن يا كتابـى در دست كسـى باشد و او ادعاى ملكيت نمايد, در صـورتى كه بر آن كتاب يا قرآن نوشته شده كه وقف است, آيا به هميـن نـوشته وقفيت, ثابت مى شود يا نه؟(42)
جواب : در مورد سـوال وقفيت ثـابت نمى شـود و خـريد و فروش آن جايز است, بلى ظاهر اين است كه وجود آن نوشته نقص حساب مى شود, پس اگر بر مشترى مخفى بـوده و بعد مطلع شـده اختيار فسخ دارد.
47 - دفـن اوراق قـرآن و كتب موقـوفه كه مـورد استفاده نيستنـد, چه صـورت دارد؟(43)
جواب : بـراى حفظ از هتك مـانعى نـدارد.
48 - شخصـى دارايـى خـود را از منقـول در مقابل مقـدارى نبات به كسـى صلح نمـوده و در ضمـن عقد خارج لازم شرط شده كه مادام الحيـوه اختيار فسخ و حق تصرف در وسايل داشته باشد و بعدالفـوت مورد صلح را متصالح صرف وجـوه بريه بنمايد, از قبيل صوم و صلاه و نماز وحشت و روضه خـوانى و تلاوت قرآن مجيد و ذغال به فقرا و احسان و ارحام و افطاريه و در هر حال خـدا را حاضر و ناظر بداند و ايـن صلح نامه چند ما قبل از فوق شخص مصالح نوشته شده و حج هم بر او واجب بوده, تكليف چيست؟(44)
جواب : در فرض سوال, صلح صحيح است و نسبت به اختيار فسخ كه در ضمـن عقد ديگر شـرط شده اگـر غرض آن بـوده كه مصالح وكالت داشته باشـد, صلح اول را اقاله نمايد, مـى تـواند طبق وكالت اقاله كند و شرط ديگر كه صرف مال الصلح در مصارف مذكوره است, لازم الوفا است. و چون وجـوه بريه كه در شرط ذكر شده چنانچه ظاهـر عبارت است, شامل استنابه حج بـراى او نيز است و ذكـر صـوم و ذكر صلـوات و غيره از قبيل مثال است, حج ميقاتـى براى او استنابه نمايـد.
49 - قرآن قيمتـى كه به خط كـوفى نـوشته شده و تمام ورقهاى آن پـوست آهـو مـى بـاشـد, آيـا حبـوه محسـوب است يـا خيـر؟(45)
جواب : ظاهرا اينگونه قرآن كه قيمت زياد دارد و جزء نفايـس محسـوب است, حبـوه نيست و همه ورثه در آن شـريك هستند.
50 - حضرت آيت الله العظمى گلپايگانى چـون ايـن جانب سيد عبدالرضا... موفق به حفظ تمام قرآن مجيد شـده ام و مدت سه سال است كه از تشـويق حضرت مستطاب عالى بهره مند هستـم بعد از تشكر... براى تشـويق ساير طلاب, مقتضى است كتبا هـم حقيـر را به دست خط شـريف تشـويق فـرمـاييد.
جواب : موفقيت جنابعالى در حفظ تمام قرآن مجيد مـوجب خـوشـوقتـى و كمال تقدير است انشاء الله تعالى, با تلاوت مكرر آن نمى گذاريد فرامـوشتان شـود, اميدوارم خـداونـد متعال همانطـور كه تـوفيق حفظ متـن قرآن را به شما عطا فـرمـوده تـوفيق فـرا گـرفتـن معارف و علـوم قـرآن مجيـد را به شما عنايت فرمايند.
51 - مسجـد از جمله مشتركات است و همه مسلميـن حق دارند در آن نماز و دعا و قرآن بخـوانند و تدريـس و وعظ و افتاء و مانند اينها انجام دهند, كسـى كه سبقت گرفته در مكانى از مسجد جهت يكى از امور مذكـوره, حق اولويت دارد و براى ديگرى جايز نيست با او مزاحمت كند. بلـى چنانچه در مسجد بيـن نماز خـوانـدن و غيـر آن تزاحـم واقع شـود, اولـويت با نماز است.(46)
52- سـوال: شخصى مى ميرد, مجلـس عزادارى مردانه و زنانه در يك حياط تشكيل مى شـود, زنى باسـواد در مجلـس زنانه قرآن و روضه و مصيبت و نوحه بخـواند, بطـورى كه مـردهايـى كه آنجا هستنـد صـداى او را بشنـونـد چه صـورت دارد؟
جواب : با اينكه خداوند متعال مى فرمايد ((فاسئلوهـن مـن وراء حجاب)) خوب است كه مجلـس زنـانه طـورى بـاشـد كه كـاملا مـراعات عفت شـود.(47)
53 - سـوال: آيا مرد مـى تـواند در يك جلسه اى كه گروهى از بانـوان و دختران مسلمان هستند قرآن را تعليـم دهد و همچنيـن خـود استاد كه با صوت قرآن را مى خـواند در موقع پـس گرفتـن درس, آيا بانوان و دختران با صـوت مى تـوانند قرآن را براى استاد بخـوانند تا اينكه اشكالات آنها از لحاظ اعراب و قـواعد تجـويد برطرف شـود و يا آنكه خـواندن خانمها و دختران با صـوت اشكال شرعى دارد يانه؟
جواب : چنانچه تعليم قرآن كريـم مستلزم ارتكاب محرم نباشـد اشكال ندارد ولى بانوان و دختران نزد نامحرم قرآن را با صداى بلند نخـوانند و همچنيـن با صـوت خواندن مرد چنانچه مـوجب تلذذ بانـوان باشد اشكال دارد. خـوب است معلـم بانوان زن باشد تا مـوجب ارتكاب خلاف شرع نشـود و ارتكاب خلاف شرع به عنـوان تعليم قـرآن, خلاف شـرع ديگـراست.(48)
1 - آيا زايل نمودن و از بيـن بردن خالكوبى كلمات قرآن و اسـم جلاله كه بر بدن انسان باشد, واجب است يا نه؟ و در صـورتى كه از بيـن بردن آن, احتياج به عمل جـراحـى داشته باشـد و شخص قادر بـر آن نيست و يا زحمت زياد دارد, آيا واجب است بعد از هـر حـدث اكبر و اصغر غسل و وضـو بگيرد يا نه؟(1)
جواب : واجب نيست فورا غسل و وضو بگيرد, اما اگر خالكوبى روى پـوست بدن باشد. مس آن جايز نيست.
2 - آيا بر والدين و يا مكلفيـن, واجب است از تخلى طفل رو به قبله يا پشت به آن جلـوگيرى نمايند و همچنيـن آيا واجب است, طفل را از دست گذاشتـن بر روى كلمـات قـرآن و اسمـاء پـروردگـار منع نمـايند؟(2)
جواب : واجب نيست.
3 - كفـن نمـودن ميت, بر كفنى كه بر روى آن آيات قرآن نوشته شده است جايز است يا خير؟(3)
جواب : در صورتى كه احتمال داده نشود از ناحيه ميت نجاستى به كفـن برسد جايز است.
4 - آيا مس اسـم جلاله (الله) يا اسماء پروردگار, در صورتى كه تغيير كند و يا حرفى از آن كـم و يا زياد شود و يا رنگ بر روى آن ريخته شود, جايز است يا نه؟ انداختـن آن در جايـى كه احتمال اهانت دارد مثل جاده و خاكروبه چه صورتى دارد؟(4)
جواب : مس آن بدون طهارت جايز نيست, ولـى مـس بر رنگـى كه روى آن ريخته شده است اشكال ندارد ولـى قرار دادن آن در جايـى كه مـوضع اهانت است جايز نيست.
5 - آيا مـس ضميرى كه با الله برمـى گردد مانند ((ـه)) در ((بسمه تعالـى)) كه اشـاره به خـداونـد دارد, جـايز است يا نه؟
جواب : جايز نيست.
6 - اگـر قارى قـرآن اشتبـاها و خطا, در نمازهاى واجب و يا در غيـر نماز, آيات را غلط بخـوانـد, آيا جايز است كه تنها به خـوانـدن همان كلمه اكتفا كند و يا اينكه واجب است دوباره تمام آيه را بخـوانـد؟ و يا فرق است بيـن قـرائت واجبه اى كه در نمـاز است و بيـن قـرائت واجبه اى كه در غيـر نمــاز است؟(5)
جواب : بطـورى كه مقتضـاى صـدق جمله است, اعاده نمـايد.
7 - آيا مـد واجب در مثل (جاء) و (جـى) و (سـوء) قاعده اش ايـن است, بايـد همزه اى كه قبل از آن حرف مد است, در يك كلمه باشد, آيا فرق نمـى كند كه در وسط آن كلمه مانند, ملايكه و يا در آخر كلمه باشـد, لطفا بيان فرماييد؟(6)
جواب : بله, رابطه اش هميـن است كه بيـان نمـوديد.
8 - آيا اگر آيه سجده را از ضبط صـوت و يا مانند آن بشنـويـم, سجـده واجب است يا نه؟(7)
جواب : واجب نيست.
9 - اگر آيات سجده را از راديـو و مثل آن بشنـويـم, آيا سجده واجب است يا نه و آيـا بيـن پخـش مستقيم و غيـر مستقيم آن فـرق است يـا خير؟(8)
جواب : در صورتـى كه پخـش آن به صـورت مستقيـم نباشد, سجـده واجب نيست.
10 - در نماز جماعت مستحب است, ماموميـن بعد از حمد بگويند ((الحمدلله رب العالميـن)) آيا جايز است, امام جماعت ايـن آيه را بـراى مامـوميـن بلنـد بخـواند و آيا مى تـوانند به صورت دسته جمعى يكباره بگويند, ((الحمدلله رب العالمين)) يا نه؟ (9)
جواب : بلنـد گفتـن ايـن آيه ولـو به صـورت دسته جمعى, اشكال ندارد.
11 - بعضـى از افـراد, قـرآنهاى چاپ قـديـم را به عنـوان آثار قـديمـى به اروپـاييها و آمـريكـاييها به قيمتـى گزاف مـى فـروشنـد, آيا جـايز است يا خير؟(10)
جواب : فـروش قـرآن به كفـار جـايز نيست.
12 - آيا گـوش دادن به تلاوت قرآن عبـدالباسط كه قـرآن را به صـورت نغمه و آواز مـى خـوانـد, جـايز است يـا نه؟(11)
جواب : اشكـال ندارد.
13 - در مساله قبل روشـن كرديـد كه, غناء اگر به صـورت لهو و باطل باشـد, حرام است, آيا از ايـن عبارت فهميده مـى شـود كه غناء به مفهوم شرط, بر دو قسم است؟(12)
جواب : بله غنا بر حسب معناى لغوى بر دو قسـم است. غنا هر صوت نيكويى را شامل مى شود.
14 - آيا سـوزانـدن ورقهايـى كه در آن قرآن و اسماء معصـوميـن عليهم السلام نوشته شده است جايز است يا خير؟(13)
جواب : سوزاندن آن جايز نيست, بلكه بايد آنرا در محل پاك دفـن نمايند و يا اينكه در آب جارى بريزند.
15 - فـرمـوديـد اگر محـرمات كه غير از ورق قرآن است, اگر در تـوالت و يا جايى كه در آن فاضلاب مـى رود افتاد, بايد آنرا بيرون بياوريـم و اگر ممكـن نباشـد بايد از آن تـوالت و يا چاه فاضلاب استفاده ننمايند, لطفا بفرماييد مقصود از محرمات چيست؟ (14)
جواب : مقصـود از محـرمات احـاديث ائمه و كتب فقهى و تـربت امـام حسيـن عليه السلام و بـاقـى ائمه عليهم السلام مى بـاشد.
16 - آيا جرايد و مجلاتـى كه اسـم خدا و آيات قرآن در آن باشد, مـى شـود در مكانهاى كثيف انداخت يا نه؟(15)
جواب : جايز نيست.
17 - كلمه (تولى) كه در سـوره عبـس است, آيا درباره پيامبر است و يا غير پيامبر و اگر مقصـود, غير از پيامبر است, منظور قرآن از آن شخص كيست؟(16)
جواب : از نظر اهل سنت مقصود پيامبر است, ولى از نظر شيعه, مقصـود مردى از بنى اميه است.
18 - نظر شما درباره آيه ((واذ اخذريك من بنى آدم مـن ظهورهم ذريتهم...)) چيست؟ آيا آيه را بايـد به ظاهرش معنا كرد و يا اينكه براى آن باطنـى فرض كنيـم, زيرا بعضـى از مفسريـن گفته اند بعيد است خداوند فرزندان آدم را از پشت او خلق كـرده باشـد. لذا بـراى آيه معنايـى غيـر از معناى ظاهـر فـرض كـرده انـد, لطفـا بفرمـاييـد منظور خـداونـد از اين آيه چيست؟(17)
جواب : در دلالت آيه بر معناى ظاهر هيچ اشكالـى نيست و استبعادى نـدارد, زيـرا خـداونـد قـادر است هـر عملـى را انجـام دهـد.
19 - چه مـى فـرماييـد در رابطه بـا آيه ((فنسـى و لـم نجـد له عزمـا)) كه مـى فرمايـد: حضـرت آدم فـرامـوش كرد, در حالـى كه ما معتقـديـم معصـوميـن عليهم السلام نسيـان و فـرامـوشـى در آنـان راه نـدارد؟(18)
جواب : مقصـود از نسيـان, ترك امـر خـداوند است به خيال اينكه لازم بوده عمل نمايـد. بخصـوص بعد از آنكه شيطـان بـراى آدم و حـواء قسم ياد كرد كه مـن شما را نصيحت مى كنم, چنانچه خداوند در قرآن بيان نموده است.
20 - آيا ترتيب سوره هاى قرآن و آيات سوره ها به هميـن صورت كه الان در قرآن وجـود دارد, در زمـان پيامبـر (ص) نيز همينطـور بـوده و يـا اينكه بعد از پيـامبـر (ص) به ايـن صـورت تـرتيب يافته است؟(19)
جواب : بله تـرتيب آيـات به همين صـورت بوده است, ولى ترتيب سوره ها اين چنين نبـوده و بعد از زمان پيامبر (ص) به ايـن صورت ترتيب يافته است.
21 - آيا تفسير قرآن به قرآن و فهميـدن معناى بعضـى از آيات قـرآن, بـوسيله بعضى ديگر صحيح است يا خير؟(20)
جواب : بهتريـن تفسير, تفسير قرآن به قرآن است, زيرا به خـوبـى مـى شـود معنـاى بعضـى از آيـات را بـوسيله آيـات ديگـر فهميد. والله العالم.
22 - اينكه نقل شده است مرحـوم آيه الله العظمى خـويى فرموده اند, كسانى كه حافظ قـرآن مـى باشند, واجب است آنرا حفظ كـرده و فـرامـوش ننماينـد. لطفا بفـرمـاييـد آيا چنيـن نقلـى صحت دارد و آيا نظر شمـا نيز مـوافق است يـا خير؟(21)
جواب : بله, احتياطا لازم است آنچه از قرآن حفظ كرده است, بـوسيله تكرار و مـاننـد آن محـافظت نمايد تا فـرامـوش نكند. والله العالم.
23 - اگر كسـى مقـدارى از آيات قرآن را كه حفظ كرده بـود فرامـوش كند (در فرامـوشـى چه مقصـر باشـد يا نه) آيا واجب است دوباره آنرا حفظ كنـد؟(22)
جواب : حفظ كـردن دوباره واجب نيست, اگر چه احتياط وجـوب حفظ است. والله العالم.
1 - سـوال: در شنيدن صداى قرآن زن نامحرم با صـوت, آيا بلوغ يا عدم بلـوغ نامحرم در حكم تاثير دارد يا نه؟
جواب : گـوش دادن به صداى زن نامحرم چنانچه با ريبه و قصـد التذاذ جنسـى نباشـد,اشكـالـى نـدارد و فـرقـى بيـن بالغ و غيـر بـالغ نيست.
2 - سـوال: اگر زنـى بـوسيله خوردن قرص از حيض خـود جلـوگيرى نمايـد, آيا مـى تـوانـد بـا آن حـال قـرآن بخـوانـد يـا خيـر؟
جواب : بلى مى تواند.
3 - سـوال: آيا زن در ايام استحاضه مـى تـواند قرآن تلاوت نمايد و ميزان آن چقدر است؟
جواب : بلى مى تواند و محدوديتى ندارد و لكـن اگر مى خواهد سوره هايى كه سجـده واجب دارد بخـوانـد بايد غسلهاى واجب بر استحاضه را انجام دهـد.
4 - سـوال: زن نـاشزه اگـر قـرآن تلاوت نمـايـد, تلاوت او چه صـورتـى دارد؟
جواب : تلاوت او علـى اى حـال خـوب و مستحب است.
5 - سـوال: يا زن مى تـواند در موقع اجراء عقد نكاح با شوهر شرط كند كه در امـر تـدريـس كمـاكـان ادامه بـدهـد و در جلسـات مختلف شـركت كنـد يا نه؟
جواب : مانعى ندارد.
6 - سوال: آيا زوج مى تـواند مهريه همسر خـود را آموزش تلاوت قرآن قرار دهد و در صـورت مشيت بـودن, اگر مرد تلاش خـود را انجام داد ولى زن به جهت كند ذهـن بـودن يـا كمبـود استعداد, نتـوانست يـاد بگيـــرد, وظيفه زوج چيست؟
جواب : بلى مى تـواند مهريه را آموزش قرآن قرار دهد و در فرض سـوال
بهر مقدار كه ياد گرفته ولو چند سـوره كـوچك باشد كفايت مى كند, در صـورتى كه بيشتر از آن امكان نداشته باشد.
7 - سـوال: زنى در حال تلاوت قرآن است و از طرفى شوهر تقاضاى مقاربت دارد, آيا بـر زن لازم است تلاوت را تـرك كرده و تقاضاى همسـر را اجابت نمايـد يا خير؟
جواب : بلى لازم است.
8 - سوال: آيا مرد مى تـواند مهريه همسر خـود را فقط يك جلد كلام الله مجيد قرار دهد؟
جواب : بلى مـى تـواند, ولـى مقـدار قيمت و ارزش آن را مشخص نمايد.
9 - سـوال: شنيدن صداى قرآن زن نامحرمى كه مرد او را نمى شناسد و قصد ريبه ندارد جايز است يا خير؟
جواب : شنيدن و گـوش دادن در صـورتى كه ريبه و به قصد التذاذ جنسى نباشد, مانعى ندارد.
سئوال 1934 ـ اينكه گرفتن قرآن از كافر واجب است .
آيا با پول يا به نحوديگر بايد از كافر گرفت ؟
جواب : بسمه تعالى به هر نحوى ممكن است كه گرفتن آن هم وهن به مذهب نشودمانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1935 ـ در صورتى كه قرآن يا صفحه اى از آن در اثر آفتاب و ياباران , خطوط آن از بين رفته و قابل خواندن نباشد و فقطسياهى خطوط مقدارى معلوم باشد , آيا لمس آن جايزاست ؟
جواب : بسمه تعالى اگـر حـروف قـرآن مـحو شده باشد و به صورت مركب پخش شده در آمده باشد , مس آن مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1936 ـ آيا همراه جنب مى شود قرآن باشد ؟
جواب : بسمه تعالى همراه داشتن قرآن براى جنب جايز است , واللّه العالم .
سئوال 1937 ـ در قـرآن آمـده : (( و زوجناهم بحور عين .. .
)) و مى گويند :فعل (( زوج )) با باء به معنى ازدواج نيست , در اين صورت به چه معنى است ؟
جواب : بسمه تعالى بـاء زايـده است كه از آن براى زينت كلام استفاده مى كنند .
و به معناى همان به ازدواج درآوردن اسـت , و انـچـه كـه گـفـتـه شـده است كه (( زوج )) در اينجا به معناى قرن است با اين گفته مـنـافـاتـى نـدارد زيـرا قرن خود نوعى از ازدواج بر حساب مى ايد و تزويج در لغت به معناى جفت گرداندن است , واللّه العالم .
سئوال 1938 ـ اگر كسى بگويد : قرآن به صورت معانى بر قلب مبارك رسول خدا ( ص ) فرود آمد .
سپس حضرت معانى را به شكل كلمات كنونى آن بيان فرمود , و اين ها كلمات خداوند نيست ,آيا وى مرتد است ؟
جواب : بسمه تعالى چنين اعتقادى اگر چه باطل است , و لكن موجب ارتداد نيست ,واللّه العالم .
سئوال 1939 ـ قـرآن آموزانى كه وضوى درستى ندارند , و قرآن را لمس مى كنند , آيا اشكال دارد و مربى تكليفى دارد ؟
جواب : بسمه تعالى مس قرآن براى افراد نابالغ ـ و لو وضوى آنان باطل باشدمانعى ندارد , و مربى قرآن به آنها ياد بدهد كه با وضوى صحيح قرآن را لمس كنند , واللّه العالم .
سئوال 1940 ـ خال كوبى آيات قرآن بر روى بدن و مس آن , چگونه است ؟
جواب : بسمه تعالى اگـر مـاده اى كه با آن خال كوبى شده زير پوست باشد , مس آن قسمت بدن وضو مانعى ندارد .
و بعد از جنابت و حدث لازم نيست فورا غسل كنند يا وضو بگيرند , واللّه العالم .
سئوال 1941 ـ گرفتن دست مزد تعليم قرآن جايز است يا نه ؟
جواب : بسمه تعالى اجرت گرفتن براى تعليم قرآن محل اشكال است , لكن قبول هديه و اجرت گرفتن براى مقدمات ـ در صورتى كه مقدمات , ماليت عرفى داشته باشند ـ مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1942 ـ آيا شنيدن صداى خواندن قرآن زن نامحرم , براى بالغ ونابالغ فرقى هست ؟
جواب : بسمه تعالى گوش دادن به صداى زن نامحرم چنانچه به قصد التذاذ جنسى نباشد مانعى ندارد .
و در اين حكم بين بلوغ نامحرم و عدم بلوغ او فرقى نيست , واللّه العالم .
سئوال 1943 ـ آيـا خـادم مسجد مى توان به بهانه مزاحمت كلاسهاى قرآن براى او , از تشكيل اين كلاسها جلوگيرى نمايد ؟
جواب : بسمه تعالى چـنـانـچـه خـادم در ضمن عقد اجاره با متولى شرط نكرده باشدكه در اوقات خاصه ـ كه اوقات استراحت او است ـ جلسه درمسجد تشكيل نشود , نمى تواند جلوگيرى كند , واللّه العالم .
سئوال 1944 ـ آيا گرفتن هديه چون قرآن از حكام و سلاطين جائر جايزاست ؟
جواب : بسمه تعالى فى نفسه مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1945 ـ جلد كردن قرآن با چيزهاى گران قيمت كه دوامش را زيادمى كند , چه حكمى دارد ؟
جواب : بسمه تعالى مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1946 ـ قـرآن هـايى كه به گونه زيبايى در جاكليدى يا زير آينه خودروها جاسازى مى كنند , جايز است ؟
جواب : بسمه تعالى در صورتى كه شؤون قرآنى حفظ شود , براى حرز قرار دادن وتبرك مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1947 ـ به همراه داشتن قرآن در توالت و جز آن , چگونه است ؟
جواب : بسمه تعالى همراه داشتن قرآن مانعى ندارد , لكن اولى آن است كه همراه خود نداشته باشد , واللّه العالم .
سئوال 1948 ـ تفسير و تاءويل آيات قرآن بدون اين كه مستندى از آيات وروايات معصومين داشته باشد , آيا تفسير به راءى محسوب مى گردد ؟
جواب : بسمه تعالى در فرضى كه خلاف ظاهر نباشد , تفسير به راءى نيست , واللّه العالم .
سئوال 1949 ـ براى بازسازى , از بين بردن بناهايى كه آيه قرآن بر آنهانوشته شده , چه حكمى دارد ؟
و با خاك آن ساختمان ها چه گونه بايد عمل كرد ؟
جواب : بسمه تعالى تـخريب چنين ابنيه اى مانعى ندارد .
و خاك و باقيمانده آن رابايد در ابى بريزند كه حل شود , واللّه العالم .
سئوال 1950 ـ شـخـصى نذر كرده مقدارى قرآن تلاوت نمايد , آياخواندن با نگاه , و گذراندن معانى در قلب بدون تلفظ به زبان مجزى است ؟
جواب : بسمه تعالى بايد به نحوى كه صداى آن را خودش بشنود و نگاه كردن به قرآن و خطور الفاظ آن به ذهن تلاوت نيست , واللّه العالم .
سئوال 1951 ـ وظيفه ما در برابر كسى كه علنا به قرآن بى ادبى مى كند ,چيست ؟
جواب : بسمه تعالى چـنـانچه از روى عصبانيتى باشد كه فاقد قصد بوده , بايد توبه كند , ولى محكوم به كفر نيست .
و اگـر از روى اختيار باشد و به انكار رسالت برگردد , مرتد است و احكام مرتد بر او جارى مى شود , واللّه العالم .
سئوال 1952 ـ تلاوت قرآن با صداى بلند , كه موجب آزار ديگران شود ,چه طور است ؟
جواب : بسمه تعالى هنگامى كه مردم نياز به استراحت دارند , ايجاد مزاحمت براى مردم اشكال دارد , واللّه العالم .
سئوال 1953 ـ اگر مسلمانى معتقد به تحريف قرآن باشد , آيا اين انكارضرورى دين است ؟
جواب : بسمه تعالى اعتقاد به تحريف قرآن باطل است , و لكن انكار ضرورى دين حساب نمى شود , واللّه العالم .
سئوال 1954 ـ اگر كسى دست مزد تلاوت قرآن براى مرده اى را بگيرد , وبه آن پاى بند نباشد , آيا ضامن است ؟
جواب : بسمه تعالى ضامن است , واللّه العالم .
سئوال 1955 ـ كـسـى اجـير شده تا قرآن را براى مرده اى بخواند , ولى مبلغ آن روشن نشده بود .
اكنون موجر مبلغ پيشنهادى وى رانمى پذيرد , تكليف اجر چيست ؟
جواب : بسمه تعالى اجـرة الـمـثـل را مستحق است .
و با فرض اختلاف در اجرة المثل ,اقل آن را مستحق است , واللّه العالم .
سئوال 1956 ـ آيا قرآن خواندن در مجلس ترحيم تارك الصلاة و يا منكرآن جايز است ؟
جواب : بسمه تعالى مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1957 ـ زن ناشزه اگر قرآن بخواند تلاوت او چگونه است ؟
جواب : بسمه تعالى قرائت قرآنش حكم خاصى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1958 ـ زنى كه با آمپول از حيض جلوگيرى كرده , آيا مى تواندقرآن بخواند ؟
جواب : بسمه تعالى مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1959 ـ آيا اصلاح غلطهاى چاپى كلمات , حركات يا رسم الخطقرآنى جايز است ؟
جواب : بسمه تعالى اگر قرآن ملك غير يا وقف باشد , اصلاح غلطهاى چاپى يااستنساخى آن جايز نيست , مگر با رضاى مالك يا اذن متولى ,واللّه العالم .
سئوال 1960 ـ وصيت ميتى سه ختم قرآن , حج و مبلغى در كمك به مسجد است , آيا ورثه مى توانند ختم قرآن را مقدم بدارند ؟
جواب : بسمه تعالى اگر ثلث مال ميت براى انجام هر سه كار كافى باشد يا در فرض عدم كفايت , ساير ورثه اجازه دهند , وصـيـت نافذ است و به آن عمل مى شود و اگر پاسخگو نباشد , چنانچه حج بر ميت واجب بوده , لازم اسـت كـه مـصـارف حـج را از ثلث مال بدهند .
و اگرچيزى زياد آمد , بر دو كار ديگر توزيع گـردد .
و اگـر ثـلـث مـال به حج هم كفايت ندهد , بايد اجرت اصل حج را ـ در فرضى كه حج به استطاعت واجب شده است ـ از اصل تركه بپردازند , واللّه العالم .
سئوال 1961 ـ قرائت قرآن با تظاهر و ريا را , چگونه مى بينيد ؟
جواب : بسمه تعالى اگـر مـراد از خـودنـمايى در تلاوت قرآن اين باشد كه ديگران بفهمند كه قرائت قرآن بلد است يا صداى خوبى دارد رياى محرم نيست , و مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1962 ـ آيا نماز خواندن بر سجاده يا قالى چه هايى كه در آن آيات قرآن نوشته شده است و گاهى نيز پايين پا قرار مى گيرد , جايزاست ؟
جواب : بسمه تعالى قـرار دادن آيـات در زير پا مصداق هتك قرآن است و حرام مى باشد .
و اگر اين هتك هنگام سجود واقع شود نماز وى باهتك قرآن است و اشكال دارد , واللّه العالم .
سئوال 1963 ـ آيـا فـروش قـرآن به اهل كتاب و كفار در صورتى كه بدانيم آنان قصد توهين ندارند و تنها براى خواندن آن است ـ جايزاست ؟
جواب : بسمه تعالى بـنـابـر احـتياط فروش قرآن به غير مسلمان جايز نيست , ومعامله آن باطل است , البته قراردادن قـرآن در دسترس كافر به قصد هدايت و ارشاد وى , با اطمينان به اين جهت كه كتاب مجيدمورد هتك قرار نمى گيرد , مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1964 ـ از رو خواندن قرآن در نمازهاى واجب , چگونه است ؟
جواب : بسمه تعالى خواندن حمد و سوره ـ در نماز ـ از روى نوشته مانعى ندارد ,ولكن مكروه است , واللّه العالم .
سئوال 1965 ـ كسى كه قرآن را غلط مى خواند , آيا اين جا امر به معروف واجب است ؟
جواب : بسمه تعالى در صورتى كه احتمال بدهد قصد قرآنيت را در مورد صحيح قرائت نموده است , مورد مزبور از امر به معروف يا نهى از منكرنيست , واللّه العالم .
سئوال 1966 ـ قرآنى به رسم امانت گرفته شد , اينك صاحب آن مرده ,تكليف چيست ؟
جواب : بسمه تعالى قرآن مزبور جزء ما ترك ميت است , واللّه العالم .
سئوال 1967 ـ اقـائى نذر كرد , در صورت تشرف به مكه يك ختم قرآن ,زير ناودان طلا انجام دهد .
اگر به هر دليلى نتوانست نذر خودرا در آن جا ادا كند , چه كند ؟
جواب : بسمه تعالى قرآن را در نزديكى همان مكان بخواند , واللّه العالم .
سئوال 1968 ـ نمازگزار در نمازش آيات سجده را مى شنود , وظيفه اوچيست ؟
جواب : بسمه تعالى بنابر احتياط , وظيفه او سجود به اشاره است .
و بعد از اتمام نماز , سجده را انجام دهد , واللّه العالم .
سئوال 1969 ـ اگـر نـمـاز خود را به سبب گوش دادن به صداى قرآن طولانى نمايد , آيا به نماز او ضرر مى رساند ؟
جواب : بسمه تعالى گوش دادن به قرائت قرآن ـ در اثناى اشتغال به نماز ـ مانعى ندارد , ولى سزاوار است كه نماز را تا حد امكان با حضور قلب به جا آورد , و منافى آن را ترك كند , واللّه العالم .
سئوال 1970 ـ اگر ناگهان قرآن به زمين بيفتد , آيا كفاره دارد ؟
جواب : بسمه تعالى در فرض مزبور كفاره اى لازم نيست , واللّه العالم .
سئوال 1971 ـ اگـر كـسـى قرآنى ره كسى قرض دهد , به اين شرط كه فرزندان وى را قرآن بياموزد , آيا اداى آن واجب است ؟
جواب : بسمه تعالى واجب نيست , واللّه العالم .
سئوال 1972 ـ آيا سوزاندن قرآن هاى ورق ورق شده كه استفاده ونگه دارى آن ممكن نيست , جايز است ؟
جواب : بسمه تعالى جايز نيست , واللّه العالم .
سئوال 1973 ـ اگر كسى ورق هاى قرآن را سوزاند سپس دفن كند ,تكليفش چيست ؟
جواب : بسمه تعالى سـوزانـدن ورقـهـاى قرآن جايز نيست بايد خود ورقها را دفن كرديا در آب جارى انداخت .
و اگر شخصى اين كار ـ سوزاندن ورقهاى قرآن ـ را انجام داده , بايد استغفار كند , واللّه العالم .
سئوال 1974 ـ در صـورتى كه پدر به فرزند بگويد : راضى نيستم قرآن بخوانى و يا در جلسه قرآن شركت كنى , آيا فرزند بايد از وى پيروى كند ؟
جواب : بسمه تعالى اطاعت او در فرض مذكور واجب نيست , واللّه العالم .
سئوال 1975 ـ آيـا بـا پـولـى كه در ماه محرم و رمضان براى خرج مسجد وعزادارى جمع آورى مى شود , مى توان در جهت خريد قرآن ,رحل و تخته سياه و.. .
جلسه قرآن مصرف نمود ؟
جواب : بسمه تعالى اگـر بـراى خـصوص عزادارى و خرج مسجد جمع آورى شده , بايددر مصارف مسجد و عزادارى صرف شود , واللّه العالم .
سئوال 1976 ـ مسجدى كه خراب شده است , آيا مى شود قرآن ها ومفاتيح در آن را در مسجد ديگرى ـ در شهر يا روستا آگذاشت ؟
جواب : بسمه تعالى مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1977 ـ قـرآن هاى مسجدى مخروبه كه بودن قرآنها در آن مكان هتك حساب شود , آيا افراد اجازه دارند جهت حفظ آنها به منازل خود ببرند ؟
جواب : بسمه تعالى اگـر مـحـرز بـاشد كه وقف است , بايد به مسجد ديگر ببرند , بلكه اگر وقف بودن آنها هم محرز نباشد , بنابر احتياط به مسجدديگر برده شود , واللّه العالم .
سئوال
1978 ـ اگر حيوان حلال گوشتى , صفحاتى از قرآن را ببلعد ,وظيفه صاحب حيوان چيست ؟
جواب : بسمه تعالى اگـر بـعـد از هضم صفحات قرآن بفهمد , وظيفه اى ندارد .
و اگر قبل از آن بفهمد , سزاوار است حيوان را ذبح كند و صفحات قرآن رابيرون آورد , واللّه العالم .
سئوال 1979 ـ آيا پدر مى تواند فرزندش را به خاطر سرپيچى در يادگيرى قرآن تاءديب نمايد ؟
جواب : بسمه تعالى سزاوار است پدر كارى كند كه فرزند رغبت به يادگيرى قرآن پيدا كند , واللّه العالم .
سئوال 1980 ـ آيـا پـدر مـى تواند به فرزند بگويد : من راضى نيستم دريادگيرى قرآن كوتاهى نمايى , بر فرزند واجب است آن را به جاى آورد ؟
جواب : بسمه تعالى بر فرزند واجب نيست اطاعت كند , لكن سزاوار است كه رضايت پدر را جلب نمايد , واللّه العالم .
سئوال 1981 ـ اگر كسى به قرآن سوگند به دروغ ياد كند , سپس پشيمان شود , چه وظيفه اى دارد ؟
جواب : بسمه تعالى بايد استغفار كند , واللّه العالم .
سئوال 1982 ـ آيا شنيدن صداى قرآن زن نامحرمى كه مرد او رانمى شناسد و قصد ريبه ندارد , جايز است ؟
جواب : بسمه تعالى گوش دادن صداى زن نامحرم چنانچه به قصد التذاذ جنسى نباشد , مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1983 ـ كـسـى كه چشم درد دارد و مطالعه براى چشم او ضرردارد , ولى به جهت علاقه به قرآن هر روز مقدارى قرآن تلاوت مى كند , آيا تلاوت براى او جايز است ؟
جواب : بسمه تعالى مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1984 ـ آيا گرفتن اجرت در برابر تلاوت قرآن جايز است ؟
جواب : بسمه تعالى اجير شدن بر قرائت قرآن مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1985 ـ تلاوت آيات قرآن به صورت سرود همراه با آهنگ جايزاست يا نه ؟
جواب : بسمه تعالى ايـن عـمـل وهـن به قرآن حساب مى شود و چيزى كه وهن به قرآن حساب شود جايز نيست .
واللّه العالم .
سئوال 1986 ـ كـسى كه علاقه فراوانى به خواندن قرآن دارد , ولى هر چه تلاش مى كند , ياد نمى گيرد , آيا ترك كند يا هم چنان نادرست بخواند ؟
جواب : بسمه تعالى خواندن قرآن بهتر است .
و لازم است قصدش اين باشد : آن مقداررا كه صحيح مى خواند , از قرآن است , واللّه العالم .
سئوال 1987 ـ آيا ياد دادن قرآن به فرزند غير مميز جايز است ؟
جواب : بسمه تعالى جايز بلكه اولى است , واللّه العالم .
سئوال 1988 ـ آيا با شنيدن آيه سجده دار از بچه ها , سجده واجب مى شود ؟
جواب : بسمه تعالى واجب است , واللّه العالم .
سئوال 1989 ـ تشكيل جلسات قرآن در مكان غصبى چه صورتى دارد ؟
جواب : بسمه تعالى غصب حرام است , چه در مكان غصبى قرآن بخواند يا كارديگرى انجام دهد , واللّه العالم .
سئوال 1990 ـ اگـر هيئت امناء مسجد يا حسينيه بگويند كه ما راضى نيستيم كلاس قرآن را در مسجد يا حسينيه برگزار نمائيد آيارعايت نظر آنها لازم است يا نه ؟
جواب : بسمه تعالى چـنـانـچـه كلاس قرآن با نماز در مسجد يا عزادارى در حسينيه مزاحمت ندارد لازم است هيئت امـنـايـى كـه توليت شرعى دارندممانعت نكند .
و در صورت مزاحمت آن مى توانند ممانعت كنند ,واللّه العالم .
سئوال 1991 ـ آيـا پـدر مـى تـوانـد يادگيرى قرآن را براى فرزندش واجب كند به اين ترتيب كه اگر پدر گفت : چنانچه در فراگيرى قرآن كوتاهى نمايى من راضى نيستم ؟
وظيفه فرزند چيست ؟
جواب : بسمه تعالى بر فرزند واجب نيست اطاعت كند , لكن سزاوار است كه رضايت پدر را جلب نمايد , واللّه العالم .
سئوال 1992 ـ اگـر كـسـى حافظ كل و يا قسمتى از قرآن باشد دچار رفتارى شود كه موجب حد شود آيا حفظ قرآن او وسيله تخفيف و ياگذشت از حدش مى شود يا خير ؟
جواب : بسمه تعالى حـفـظ قـرآن مـسقط حد نيست , ولى اگر موجب حد به اقرار ثابت شد , حاكم مى تواند با رعايت مصلحت عفو كند , واللّه العالم .
سئوال 1993 ـ آيا مرد مى تواند مهريه همسر خود را فقط يك جلد كلام اللّه قرار دهد ؟
جواب : بسمه تعالى مـانـعـى ندارد , و لكن بايد اوصاف آن تعيين شود , و يا قرآن معين خارجى را مهر قرار دهد , واللّه العالم .
سئوال 1994 ـ آيا مرد مى تواند مهريه همسر خود را آموزش تلاوت قرآن قرار دهد در صورت مثبت بودن ـ اگر مرد تلاش خود را انجام داد , ولى زن به جهت كند ذهنى يا كمبود استعداد نتوانست ياد بگيرد , وظيفه شوهر چيست ؟
جواب : بسمه تعالى مهر قرار دادن آموزش قرآن مانعى ندارد .
و اگر زن به جهت بى استعدادى نتوانست ياد بگيرد , به همان مقدار كه ياد گرفته , ولو چند سوره كوچك باشد , كافى است , واللّه العالم .
سئوال 1995 ـ شـخـصـى قسم خورده تا مدت يك سال هر روز قبر پدرش رفته و يك جزء قرآن را تلاوت نـمـايـد , ولـى بـعدها به سبب پاره اى سختى هاى سرما و گرما نتوانست بر سر قبر حاضرشود , آيا مـى تـواند در منزل آن مقدار را قرائت نمايد , وهمچنين آيا مى تواند تنها شبهاى تابستان به بالاى قبر رفته وتلاوت نمايد يا خير ؟
جواب : بسمه تعالى آن مـقـدار كه بر او حرجى نيست , بايد در روز نزد قبر پدر يك جزء قرآن بخواند , و در مواردى كه حرجى است , خواندن قرآن در منزل لازم نيست , واللّه العالم .
سئوال 1996 ـ اگر شوهر از زنش ـ كه در حال تلاوت قرآن است ـ تقاضاى نزديكى كند , بر زن لازم است كه تلاوت را ترك كرده وتقاضاى همسر را اجابت نمايد يا خير ؟
جواب : بسمه تعالى تـمـكين كردن براى شوهر از سوى زن واجب است .
و اشتغال به عمل مستحب , عذر براى ترك او نيست , واللّه العالم .
سئوال 1997 ـ كـسـانـى كه دندانشان افتاده به همين دليل نمى توانند قوانين قرائت را به درستى رعايت كنند , آيا معالجه و ساختن دندان مصنوعى واجب است ؟
جواب : بسمه تعالى لازم نيست , واللّه العالم .
سئوال 1998 ـ آب انـبـارهـايـى كه پيشتر مورد استفاده اهالى بوده و اكنون نيازى به آن نيست , آيا اجازه مى فرماييد آن مكان را دار القرآن جهت جوانان ساخت ؟
جواب : بسمه تعالى مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 1999 ـ در بـعـضـى از شهرستانها رسم است هنگام تلاوت قرآن توسط قارى , شركت كنندگان با صـداى بلند به بازماندگان تسليت مى گويند و آنها نيز پاسخ بازماندگان را مى دهند آيا اين عمل جايز است يا خير لطفا حكم آن را بيان فرماييد ؟
جواب : بسمه تعالى عمل مزبور مانعى ندارد , واللّه العالم .
سئوال 2000 ـ اگـر كـسى قرآنى را بدون رضايت صاحب آن غصب نمايد , در صورت تلاوت آن آيا براى او ثوابى هست ؟
جواب : بسمه تعالى غصب قرآن موجب از بين رفتن ثواب قرائت آن نمى شود , واللّه العالم .
سئوال 2001 ـ الفاظ قرآن بر روى اوراق نوشته مى شود پس از رفع نيازاگر آنها را خط بزنيم , آيا تكليف ما ساقط است ؟
جواب : بسمه تعالى در صورتى كه نگهدارى آنها مشكل باشد , آنها را در جايى دفن نماييد يا در آب روان مثل رودخانه بيندازيد , واللّه العالم .
سئوال 2002 ـ نحوه صحيح استخاره با قرآن , چگونه است ؟
جواب : بسمه تعالى با توكل به خدا و به قصد مشاوره با او ـ عز و جل ـ و با توسل به معصومين ـ عليهم السلام ـ قرآن را باز مى كنيد .
اولين آيه ازصفحه اول را ملاحظه مى نماييد , واللّه العالم .
سئوال 2003 ـ اگر به قصد خواندن قرآن با آب مسجدى وضو بسازد آيامى تواند نماز هم با ان وضو بخواند , گرچه در مسجد نمازنخواند ؟
جواب : بسمه تعالى در صـورتـى كـه عـمـوم وقف احراز نشود , قرائت قرآن يا انجام عبادت ديگرى در مسجد با همان طهارت , در صحت وضو كافى است , واللّه العالم .
سئوال 2004 ـ بى احترامى به اسماء جلاله چه حكمى دارد , وظيفه مانسبت به آنها چيست ؟
جواب : بسمه تعالى جايز نيست , در صورت وجود شرايط بايد نهى از منكر نماييد ,واللّه العالم .
سئوال 2005 ـ آيـا كلمات (( بسمه تعالى )) , (( ضمير راجع به نام خدا )) و(( ا.. .
)) كه با نقطه مى آيد , آيا جزء اسماء جلاله هستند ؟
جواب : بسمه تعالى احوط در بسمه تعالى و ضمير عائد به اسم جلاله آن است كه بدون وضو مس نشود , واللّه العالم .
سئوال 2006 ـ آيـا نـام ائمـه ـ عليهم السلام ـ وقتى روى كسى گذاشته شود , جزء اسماء جلاله محسوب مى گردند ؟
جواب : بسمه تعالى منظور از اسماء جلاله , اسماء خداوند تبارك و تعالى است .
واسامى ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ هم بنابر احتياطبى وضو مس نشود , و چنانچه اسامى ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ علم براى شخص ديگر شود حكم اسامى ائمه ( ع ) راندارد , واللّه العالم .
سئوال 2007 ـ آيا صفات خداوند جزو اسماء است , و حكم كلماتى چون خدا و رب چيست ؟
جواب : بسمه تعالى صـفات مختص خداوند حكم اسماء جلاله را دارد , و بنابر احتياطخدا و رب هم حكم آن را دارند , واللّه العالم .
سئوال 2008 ـ آيا جائز است كه روى اسماء جلاله را با جوهر سياه كرد تااز بين برود يا آن را ريز ريز كرد ؟
جواب : بسمه تعالى چـنـانـچه جوهر ريخته شده با خط اسم جلاله مخلوط شود و آن را از بين ببرد ـ مثل اين كه اسم جلاله با مركب معمولى نوشته شده باشد و روى آن مركب معمولى بريزد ـ حكم اسم جلاله راندارد , ولـى اگـر اسـم جلاله چاپ شده باشد و مركب روى آن بريزند حكم اسم جلاله از بين نمى رود , بـلـى اگـر مـركب حائل بين اسم جلاله و دست شود مس آن بدون وضو مانعى ندارد .
و باريز ريز كردن , حكم اسم جلاله از بين نمى رود , واللّه العالم .
سئوال 2009 ـ بـى تـوجهى به مجلات و روزنامه ها , بى آن كه اسماء جلاله موجود در آنها در نظر باشد , آيا جايز است ؟
جواب : بسمه تعالى اسم جلاله حكم اسم جلاله را دارد در روزنامه و مجله باشد يا درغير آن , واللّه العالم .
سئوال 2010 ـ آيا احاديث ائمه ـ عليهم السلام ـ كه اسماء جلاله ندارندجزء اسماء جلاله هستند ؟
جواب : بسمه تعالى هـتـك و بـى احترامى به احاديث ائمه معصومين ـ عليهم السلام آجايز نيست .
چنانچه مشتمل بر اسماء جلاله يا اسامى ائمه معصومين ( ع ) باشد حكم آن بيان شد , واللّه العالم .
سئوال 2011 ـ آيـا جـلـد كردن قرآن و يا قرار دادن چيزى روى قران اگر به قصد بى احترامى نباشد جايز است ؟
جواب : بسمه تعالى جـلـد درست كردن براى قرآن مانعى ندارد و گذاشتن چيزى روى قرآن كه وهن به قرآن حساب شود جايز نيست , چه قصد هتك داشته باشد يا نداشته باشد , واللّه العالم .
سئوال 2012 ـ دادن قرآن به كافر كه حرام است شامل فروش هم مى شودكه قرآن را به كافر مى فروشد , و يا كسى قرآن به او تحفه مى دهد يا در مقابل چيزى مصالحه مى كند ؟
جواب : بسمه تعالى فرقى نيست , واللّه العالم .
سئوال 2013 ـ آيـات قرآن كه براى آموزش روى تخته سياه نوشته مى شوند با تخته پاك كن پاك مى كنند كه ريزه هاى آن پايين مى افتد آيا احترام و تقديس آن ريزه ها الزامى است ؟
جواب : بسمه تعالى آنچه از اسماء اللّه تعالى و اسماء معصومين ـ عليهم السلام ـ وقرآن كه به همان قصد نوشته مى شود احترام آنها واجب است ولى ريزهاى پاك شده از تخته احترام آن لازم نيست , واللّه العالم