نكاح و طلاق


نكاح
نگاه
مهريه
طلاق
عده

نكاح


سئوال : 1462 ـ در جـلـد اول صراط النجاة سؤال 796 مى فرماييد : عزل كردن بدون اذن زن بنابر احتياط جايز نيست ؟

اين احتياطمستحبى است يا وجوبى ؟

جواب : بسمه تعالى مراد از احتياط در مساله مذكور , احتياط وجوبى است , واللّه العالم .


سئوال : 1463 ـ استفاده از وسائلى مثل قرص و اسپرى يا پماد دارويى براى تقويت قوه شهوانى و لذت بردن بيشتر در هنگام آميزش جنسى با همسر از نظر شرعى چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه مشتمل بر امر حرامى مثل خوردن چيز نجس ياحرام نباشد مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1464 ـ اثـاثيه اى كه پدر دختر هنگام ازدولاج به خانه دخترش مى دهد چه پيش و چه پس از عقد متعلق به كيست ؟

جواب : بسمه تعالى آنچه دختر از خانه پدر آورده ملك دختر مى شود , مگر اين كه پدر ادعا كند كه من تمليك نكرده ام يا بگويد من به هر دو تمليك كرده ام كه در صورت دوم ملك هر دوى آنها مى شود , و اللّه العالم .


سئوال : 1465 ـ اگـر خـانمى از شوهرش اجازه گرفت به محلى برود , آيامى تواند از آنجا به محله ديگرى هم برود ؟

مثلا به منزل مادر ياخواهر خود رجوع كند ؟

جواب : بسمه تعالى به همان اندازه كه اجازه داده است بايد عمل كند , واللّه العالم .


سئوال : 1466 ـ آيا رفتن به مجالس عزا يا عروسى , بدون اجازه شوهر كه گاهى بى خبر و بى اجازه شوهرش صورت مى گيرد , درست است يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى خـروج وى بـدون اذن زوج , على الاحوط جايز نيست , نگر براى تعلم احكام و نحو آن كه منافى با حق زوج هم نباشد , در اين صورت اجازه خواستن از شوهر لازم نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1467 ـ خانمى در عده ازدواج كرده است .

او آگاه به حكم شرعى آن نبوده كه حرام است .

اينك او باردار است , تكليف نوزادچيست ؟

جواب : بسمه تعالى چنانچه عده , عده طلاق رجعى بوده و تولد بچه بعد از شش ماه از زمان وطى به شبهه , و كمتر از يك سال باشد , و همچنين نسبت به وطى شوهرى كه او را طلاق داده , در الحاق بچه بين شوهرى كـه او را طـلاق داده و كسى كه وطى به شبهه كرده است قرعه انداخته مى شود .

و چنانچه عده , عده طلاق بائن يا عده متعه يا عده طلاق رجعى بوده و فاصله تولد از وطى شوهرى كه او را طلاق داده است كمتر از يك سال نباشد , بچه ملحق به شوهر دوم است و در صورتى كه كمتر از شش ماه باشد , بچه ملحق به شوهر اول مى باشد , و اللّه العالم .


سئوال : 1468 ـ دخـتـرى نـيـاز دارد شوهر كند , پدر و مادر او به دليل برخى باورهاى بيهوده با او مخالف هـسـتـنـد .

اگر او ازدواج نكند گمان مى رود جوان مؤمن مورد نظر از كف برود , آيا اجازه پدر و مادرلازم است ؟

جواب : بسمه تعالى در صـورت نـياز دختر باكره به ازدواج و عدم اذن پدر به ازدواج با كفو , اذن پدر لازم نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1469 ـ اگـر دخـتـر يـقين دارد كه پدرش به ازدواج موقت راضى است , و ليكن نمى تواند اظهار رضايت بكند , آيا دخترمى تواند ازدواج دايم يا موقت بكند ؟

جواب : بسمه تعالى پدر رضايت را بايد ابراز كند , واللّه العالم .


سئوال : 1470 ـ چنان كه در برخى خانواده ها رسم است , يك سال پيش از عقد دايم , براى محرميت , عقد موقت پياده مى كنند .

درحالى كه همين مدت هنوز به پايان نرسيده عقد دايم جارى مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى بـايد داماد مدت باقى مانده از عقد موقت را ابتدا ببخشد و بعدعقد دايم اجرا شود , و الا عقد دايم صحيح نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1471 ـ اگر بين جد پدرى و پدر در ازدواج دختر صغير يا باكره رشيده اختلاف شد , قول كدام يك مقدم است ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر يكى از آنها در عقد سبقت گرفت عقد او صحيح است , و اگردر يك زمان عقد بستند عقد جد مقدم و صحيح است , واللّه العالم .


سئوال : 1472 ـ زن در چه صورت ناشزه مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى نشوز زن به ترك حقوق مرد از تمكين , و ازاله نكردن منفرات وخروج از خانه به صورت قهر و ترك شوهر و غير ذلك محقق مى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1473 ـ آيا مرد نيز حكم ناشزه را دارد ؟

در چه صورت ؟

جواب : بسمه تعالى در صورت تعدى به زوجه و ترك حقوق وى از حق قسم و نفقه وغيرها مى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1474 ـ آيا ازدواج با كسى كه بر يكى از فرق اسلامى است ,صحيح است ؟

جواب : بسمه تعالى چنانچه آن غير شيعه محكوم به كفر نباشد , ازدواج دختر شيعه با او صحيح است , لكن اگر خوف ضلالت و گمراهى باشد بايداجتناب شود , واللّه العالم .


سئوال : 1475 ـ آميزش با دبر همسر چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى احتياط , ترك آن است , واللّه العالم .


سئوال : 1476 ـ اگـر پسر و دخترى به دليل مخالفت پدر و مادر به حرام بيفتند , مى توانند بدون اذن ولى ازدواج موقت كنند ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه كفو باشند , و ولى دختر با وجود مصلحت , ازازدواج منع كند , اذن وى لازم نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1477 ـ كسى كه با دخترى زنا كرده و بكارتش را از بين برده ,مى تواند با او ازدواج كند ؟

جواب : بسمه تعالى مـانـعى ندارد , ولى احتياط واجب اين است كه ازدواج با وى بعداز گذشت يك حيض باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1478 ـ ايا در متعه با دخترى كه با زنا بكارتش را از دست داده ,اجازه پدر لازم است ؟

جواب : بسمه تعالى اگر بالغه رشيده باشد , ديگر اذن پدر شرط نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1479 ـ آيا زن در عقد مى تواند شرط كند كه اجازه خروج از منزل به دست خودش باشد ؟

جواب : بسمه تعالى نمى تواند چنين شرطى بكند , ولى مى تواند شرط كند كه شوهراجازه بدهد , واللّه العالم .


سئوال : 1480 ـ ايـا در صحت هبه , قبول شرط است و در عقد منقطع اگرشوهر مدت را به زن مى بخشد قبول زن شرط صحت آن است ؟

و اگر زوجه غايب باشد , آيا اين هبه صحيح است ؟

جواب : بسمه تعالى در صـحـت هـبـه ايـجـاب و قبض شرط است , و قبول لازم است على الاحوط .

و چنانچه در عقد منقطع شوهر مدت را به نحو ابراءببخشد , قبول زوجه لازم نيست .

و ابراء مدت , اسقاط حق زوج بر زوجه است , واللّه العالم .


سئوال : 1481 ـ در صـورتـى كـه پدر و يا جد پدرى غايب باشند و دخترباكره احتياج به شوهر داشته باشد لازم نيست كه از آنان اجازه بگيرند , معناى احتياج داشتن به شوهر را واضح فرماييد ؟

جواب : بسمه تعالى احـتـيـاج داشـتن به اين است كه فعلا بدون شوهر زندگى كردن براى او مشكل باشد چه از غلبه شهوت و چه از جهت ديگر , واللّه العالم .


سئوال : 1482 ـ خنثى مشكل يا غير مشكل آيا ازدواج با او جايز است يانه ؟

جواب : بسمه تعالى تـزويـج با خنثاى مشكل جايز نيست , و خنثايى كه مرد بودن يازن بودنش معلوم است , حكم ساير مردم را دارد , واللّه العالم .


سئوال : 1483 ـ ازدواج با دختر باكره اى كه پدر ندارد , ايا براى ازدواجش نياز به اجازه حاكم شرع و يا كسى ديگر نياز است ؟

جواب : بسمه تعالى چنانچه رشيده بوده و جد پدرى هم نداشته باشد , كسى بر اوولايت ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1484 ـ اگـر كسانى بدون خبر دادن به پدر و جد پدرى , دختر باكره را به عقد درآورند , اين عقد چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى در صـورتـى كه عقد دختر باطل بوده باشد ـ از اين جهت كه عدم رضايت پدر و جد پدرى به عقد دخـتـر , بـه خاطر مصلحت دختربوده است ـ احتياج به طلاق ندارد , ولى اگر عقد صحيح بوده وعـدم رضايت پدر و جد پدرى به خاطر مصلحت دختر نبوده , پدردختر حق طلاق يا به هم زدن عقد را ندارد , و اللّه العالم .


سئوال : 1485 ـ اگر زنى بدون علاقه با مردى ازدواج كند , ازدواج صحيح است يا خير ؟

جواب : بسمه تعالى در ازدواج دخـتـر بـاكـره , پدر با رعايت صلاح دختر مستقل است ودر صورت عدم علاقه چه بسا صلاح نباشد , واللّه العالم .


سئوال : 1486 ـ دخترى سالها نامزد كسى باشد ولى ديگرى او را فرارى دهد .

در صورتى كه پدر و مادر در عقد رضايت نداشته باشند , ايا عقد دومى باطل است ؟

جواب : بسمه تعالى در صـورتـى كـه دخـتر در زمان عقد با دومى باكره بوده , چنانچه عقد با دومى به نظر پدر و جد پدرى به مصلحت دختر نبوده باشد , عقد دوم باطل است , واللّه العالم .


سئوال : 1487 ـ طـلا و لـبـاسـى كـه شوهر مى خريد يا هدايايى نيز از سوى بستگان شوهر آورده مى شود , هنگام اختلاف روشن نيست ازآن كيست , چه بايد كرد ؟

جواب : بسمه تعالى چـنـانـچـه مرد اعتراف كند كه طلا و لباس را به زن تمليك كرده بود , بنابر احتياط شوهر انها را نگيرد و در غير اين صورت مردمى تواند آنها را بگيرد , مگر اين كه زن اثبات كند , لباسى را كه مرد به او داده نفقه اش بوده كه آن را مالك شده بوده و در فرض مذكور كه بستگان شوهر هدايايى مثل ظرف و فرش مى اورندحكم مى شود كه ظرف و فرش مال هر دو است كه بينشان بخش مى گردد , مـگـر آن كـه شـوهـر اثبات كند كه نزديكان او براى خصوص او هديه آورده اند .

و به خاطر شوهر آوردن , غير اين است كه به خصوص او تمليك كنند , واللّه العالم .


سئوال : 1488 ـ آيا در اجراى صيغه عقد , رعايت قواعد تجويدى لازم است و اگر شخص اسمش مثلا يكى از حروف حلق !.. .

مثل ض ظ دارد لازم است همان طور كه هست خوانده شود ؟

جواب : بسمه تعالى بـطـورى خـوانـده شـود كه معنا تغيير نكند كافى است , و رعايت تجويد لازم نيست .

و مقصود از شخص نامبرده به عنوان زوج و زوجه معلوم بشود كفايت مى كند , واللّه العالم .


سئوال : 1489 ـ كسى كه يك نام شناسنامه اى و نامى ديگر كه به آن مشهوراست دارد , براى عقد كدام يك را وكيل بايد بگويد ؟

جواب : بسمه تعالى به اسمى بايد خوانده شود كه شخص زوج يا زوجه معين شود ,واللّه العالم .


سئوال : 1490 ـ ايـا پدر اهل كتاب است بر دختر باكره خود ولايت دارد ؟

و اگر ندارد اگر كسى بخواهد با اين دختر ازدواج كند , اجازه حاكم شرع لازم است يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى نـكاح با باكره بايد به اذن پدر دختر باشد , ولى اگر بر طبق مذهب آنها اذن پدر لازم نباشد نكاح با باكره مذكور صحيح است واحتياج به اجازه پدر او يا حاكم شرع ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1491 ـ دخترى با مردى برخورد هميشگى دارد , در يك جا وكنار هم كار و يا تحصيل مى كنند , آيا مرد مى تواند براى جلوگيرى از حرام , بى اجازه پدر , بلكه تنها به ميل زن , او را به عقد موقت خود درآورد ؟

جواب : بسمه تعالى اين عقد بنابر احتياط لازم بايد به اذن ولى او باشد و بدون آن باطل است , واللّه العالم .


سئوال : 1492 ـ دخـتـرى كـه بـا اذن و رضايت پدر شوهر كرد , ولى پس ازعقد و پيش از نزديكى و از بين بردن بكارت , از شوهرش جداشده و طلاق گرفته , آيا مى تواند براى ازدواج دوباره بدون اذن پدر شوهر نمايد ؟

جواب : بسمه تعالى چون فرض شده بكارتش باقى است , عقد دوم هم بنا بر احتياطلازم بايد به اذن ولى او باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1493 ـ مـردى دخـترى را بدون اذن پدرش به عقد موقت خوددرآورده , آيا مادر دختر با اين مرد محرم شده ؟

جواب : بسمه تعالى ايـن عـقـد بـنا بر احتياط لازم باطل است نسبت به دختر احكام زوجيت بار نمى شود , مگر اين كه مجددا با اذن پدرش او را به عقد خود درآورد , و نسبت به مادر دختر هم احكام محرم بارنمى شود , و چنانچه مادرش بى شوهر شد بنا بر احتياط با اوازدواج نكند , واللّه العالم .


سئوال : 1494 ـ آيـا بـراى خـواند عقد موقت براى محرم شدن دختر صغير ,اجازه حاكم شرع لازم است يا مصلحت او كافى است ؟

جواب : بسمه تعالى بايد صبر كرد تا دختر بالغ شود و بر صغيره مذكوره كسى غير از پدر و جد پدرى ولايت ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1495 ـ آيا وكالت گرفتن از دختر و پسر جهت اجراى صيغه نكاح صحيح است ؟

جواب : بسمه تعالى با ساير شرايط مانعى ندارد , لكن بايد وكالت اجرا كننده صيغه محرز شود , واللّه العالم .


سئوال : 1496 ـ مردى به هنگام ازدواج شرط كرده بود , زن دوم نگيرد ,مگر به اجازه زنش .

اگر بى اجازه زن دوم گرفت , آيا عقد دوم باطل است ؟

و زن دوم در برابر اين تخلف او چه كند ؟

جواب : بسمه تعالى نكاح دوم صحيح است .

و مرد از جهت تخلف شرط , حرام مرتكب شده است , واللّه العالم .


سئوال : 1497 ـ اگر كسى از شرايطى كه در ضمن نكاح متعهد شده تخلف كرد , آيا طرف ديگر حق فسخ عقد نكاح را دارد يا فقطمتخلف مرتكب حرام شده است ؟

جواب : بسمه تعالى حق فسخ براى مشروط له نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1498 ـ بنابر آنچه كه در دفترچه هاى سند ازدواج آمده و زن و مردآنها را امضا مى كنند , اين است كـه : زن شـرط مـى كـنـد , هر گاه درخواست طلاق از سوى او نباشد و وى از چهارچوب وظايف شرعى همسردارى و رفتار پا را فراتر نگذاشته باشد ,مرد موظف است تا نصف دارايى موجود خود را كـه در ايـام زنـاشـويى با او به دست آورده , معادل آن را به زوجه منتقل نمايد .

و يا در شرط ديگر آورده شـده كـه مـرد حـق نـدارد هـمـسـرديـگـر , بـدون رضـايت او اختيار كند .

آيا اين چنين شرايطى مشروعيت دارد ؟

همچنين اگر زن يا مرد ناگزير به امضاى آن شوند درست است ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر شرط مذكور منجر به شرط فعل باشد نه شرط نتيجه , و به زوجين نيز تفهيم شود , و عقد با تـوجـه به شرايط مذكور واقع شود صحيح است , ولى اگر شوهر مخالفت كرد , كار حرامى مرتكب شـده .

اما زن حقى به اموال شوهر ندارد .

در فرق بين شرط فعل و نتيجه به اهل علم مراجعه شود فعلا فرصت نيست ,واللّه العالم .


سئوال : 1499 ـ در ازدواج دختر بالغ و رشيده , ايا اجازه جد مقدم است يا پدر ؟

به هنگام اختلاف آيا رضايت يكى كافى است ؟

جواب : بسمه تعالى اجـازه يـكـى كافى است و در مقام انتخاب اگر اختلاف كردندانتخاب جد مقدم است .

و اگر در مـقـام اجـازه يـكى از جد يا پدر نكاح واقع شده را اجازه كرد , همان شخص اجازه اش مقدم است , واللّه العالم .


سئوال : 1500 ـ زنى كه بعد از طلاق شوهرش به مسافرت مى رود و مرد درزمان عده به زن رجوع مى كند , و زن پس از انقضاى عده شوهرمى كند , آيا عقد وى صحيح است و زن , همسر مرد دوم است ؟

جواب : بسمه تعالى با فرض اقامه بينه معتبره بر رجوع در زمان عده , اين , زن زوج اولى است , واللّه العالم .


سئوال : 1501 ـ اگر شخصى وكيل شده كه براى دخترى عقد نكاح بخواندكه پدر و جد ندارد , آيا براى اين شـخص لازم است از وكيل حاكم شرع اجازه عقد نكاح بگيرد و اگر واجب است , آيا ازوكيل مرجع خودش اجازه بگيرد يا از وكيل مرجع آن دختر ؟

جواب : بسمه تعالى چـنـانـچـه دختر بالغه رشيده است نيازى به اجازه حاكم شرع ندارد و اگر رشد كافى ندارد بنابر احتياط بايد با اجازه حاكم شرع يا وكيل وى باشد چه حاكم شرع مرجع خودش يا دخترباشد , واللّه العالم .


سئوال : 1502 ـ اگـر كـسى با پسرى لواط كند , غير از خواهر و مادر , ازدواج با ديگر بستگان با مثل دختر عمو , دايى و خاله مفعول بر فاعل آن حرام مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى از جهت عمل شنيع مذكور ازدواج با غير از مادر و خواهر ودختر مفعول مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1503 ـ اگـر كـسـى بـا پـسـرى ـ نـعوذ باللّه ـ لواط كند , با چه كسانى ازآن پسر حرام مى شوند و نمى تواند با انها ازدواج كند ؟

جواب : بسمه تعالى چـنانچه فاعل بالغ باشد , و با مقدار حشفه دخول محقق شده باشد خواهر , مادر و دختر مفعول بر او حرام است , واللّه العالم .


سئوال : 1504 ـ زنـى بـا مردى ازدواج مى كند , حال آن كه مرد , پيشتر بابرادرش لواط كرده بود .

و هر دو بالغ بودند .

اينك زن سه فرزند دارد .

مرد نيز از مسئله آگاه نبوده و اكنون به آن آگاه شده است , آيا زن بر مرد حلال و بچه هايش حلال زاده اند ؟

جواب : بسمه تعالى در فـرض مـذكـور ـ كه فاعل بالغ بوده ـ چنانچه دخول محقق شده باشد , خواهر مفعول بر فاعل حـرام شده و نكاح بين آن دو باطل است , و بايد از هم جدا شوند .

و بنا بر احتياط طلاق هم بدهد .

وچنانچه نكاح از روى شبهه و جهل به مسئله واقع شده فرزندان به هر دو ملحق هستند و از هر دو ارث مى برند , واللّه العالم .


سئوال : 1505 ـ آيا محارم سببى ـ چون مادر زن ـ پس از قطع سبب باز هم محرمند ؟

جواب : بسمه تعالى مـادر زن حرام و محرم ابدى است .

و دختر زن ـ و لو بعد از قطع سبب به دنيا بيايد ـ حرام و محرم ابدى است , پدر شوهر وفرزندان شوهر بر زن حرام و محرم ابدى هستند , واللّه العالم .


سئوال : 1506 ـ زن و شـوهـرى از داشـتن فرزند محروم هستند .

آنان با توافق والدين و كمك بيمارستان , كـودكـى را از هـنـگام تولد به فرزندخواندگى تحويل گرفته او را بزرگ مى كنند , آيا اين فرزند بـه پدر خوانده يا مادر خوانده خود محرم مى شود ؟

در صورت محرم نبودن , چگونه فرزند خوانده پسر يا دختر بر مادر , پدرهمچنين برادران و خواهران محرم مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى در مـورد سؤال دو فرض وجود دارد : فرض اول آن است كه : زن وشوهرى كه كودكى را به عنوان فرزند خوانده مى پذيرند خودفرزندى ندارند , چنانچه آن كودك پسر باشد , اگر پدر وى زنده باشد در صـورتـى كه پدر خوانده , زن خود را طلاق بدهد و پس ازانقضاى عده پدر كودك وى را متعه كـنـد و لـو به شرط عدم الدخول و پس از انقضاى مدت پدر خوانده زن سابق خود را به عقد جديد خـود درمـى آورد .

و در ايـن صورت پسر بر مادر خوانده محرم مى شود و چنانچه آن كودك دختر بـاشد اگر پدر پدرخوانده زنده باشد و آن دختر را به ازدواج او دربياورند و لومتعة و به شرط عدم دخـول در ايـن صورت دختر بر پدر خوانده محرم مى شود .

و چنانچه پدر پدر خوانده زنده نيست خود وى مى تواند آن دختر را براى چند سال به شرط عدم دخول متعه كند و هر وقت براى او شوهر مـنـاسـبـى پـيـدا شد مدت را ببخشد واو را شوهر بدهد , البته در ازدواج آن دختر اذن پدر يا جد پدرى وى معتبر است .

بلى اگر او بالغ شده و پدر و جد پدرى ندارد ,رضايت خود وى كافى است .

فـرض دوم آن است كه : زن و شوهر مزبور , خود فرزندانى ازدختر و پسر داشته باشند كه چنانچه آن كـودك دخـتـر باشد وپدر پدر خوانده او را متعه نمايد آن دختر بر پسران پدر خوانده هم محرم مى شود .

و چنانچه فرزند خوانده پسر باشد اگر ازراهى كه در فرض او گفته شد ايجاد محرميت شده دختر مادرخوانده بر پسر محرم نمى شود .

بلى اگر محرميت به اين صورت ايجاد شده كه پسر خوانده با مادر خوانده ازدواج كرده و دخول هم بنمايد , در اين صورت هم مادر خوانده بر او محرم مى شود وهم دختران وى , واللّه العالم .


سئوال : 1507 ـ مـردى داراى دو زن است و از هر دو فرزندانى دارد ومى دانيم كه فرزندان پسر و نوه هاى پسرى هر دو زن بر يكديگرمحرم هستند .

ايا اولاد دختر آن زن نيز ( پسر دختر , پسر پسردختر ) به زن ديگر محرم هستند ؟

جواب : بسمه تعالى اولاد دخـتـر آن زن به زن ديگر محرم مى باشند , مگر آن كه آن دختر از شوهر ديگر زن اول باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1508 ـ آيا مى شود دو زن سيده با يك مرد ازدواج كنند ؟

جواب : بسمه تعالى مانعى ندارد , اگر چه احتياط مستحب ترك آن است , واللّه العالم .


سئوال : 1509 ـ ازدواج با نامادرى زن چه صورت دارد ؟

جواب : بسمه تعالى مى توان ازدواج كرد , واللّه العالم .


سئوال : 1510 ـ ازدواج موقت با زنان غير اهل كتاب , مثل هندو , بودايى و كمونيست چه صورت دارد ؟

جواب : بسمه تعالى جايز نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1511 ـ اگـر زن گـاهـى بـى خـبر و گاه با اجازه شوهر از منزل خارج شود و در مجالس عمومى شركت نمايد اشكال دارد ؟

جواب : بسمه تعالى خـروج وى بـدون اذن زوج على الاحوط جايز نيست , مگر براى تعلم احكام و نحو آن , كه منافى با حق زوج هم نباشد .

در اين صورت استيذان از شوهر لازم نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1512 ـ كسى كه زن دايمى دارد , مى تواند بدون اذن او با زن ديگرازدواج كند ؟

جواب : بسمه تعالى مى تواند , مگر اين كه ضمن عقد نكاح , يا عقد لازم ديگر شرطكرده باشند كه با زن ديگرى ازدواج نكند , واللّه العالم .


سئوال : 1513 ـ كسى دختر بچه اى را به خاطر محرميت به مدت ده روزصيغه مى نمايد اكنون او بالغ شده است , آيا دختر مى تواند باپسر همين شخص ازدواج كند ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه عقد مذكور به صلاح دختر بچه بوده به اين كه مهر قابل توجهى براى وى قرار داده شده و با اجازه ولى طفل بوده عقد صحيح است , و آن دختر بر اولاد ذكور آن مرد حرام ابدى است , و در غير اين صورت بايد احتياط شود , هم از جهت محرم شدن و هم از جهت ازدواج , واللّه العالم .


سئوال : 1514 ـ زن و شوهرى بچه دار نمى شدند پزشك گفت : نطفه شماضعيف است , بايد تقويت شود , زن و شـوهر گمان مى كردندپزشك بر آن است با دارو آنان را تقويت كند , ولى دكتر بدون اطلاع زوجين منى شخصى را به رحم زن تزريق نموده , لطفابفرماييد اين عمل چه صورت دارد ؟

جواب : بسمه تعالى اين عمل حرام است , از هر كس باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1515 ـ بـا توجه به اين كه طلاق مخصوص عقد دايم است , آيا باداشتن زوجه دايمى صيغه كردن زن ديگر كه مدت آن زيادباشد , در حكم ازدواج مجدد است ؟

جواب : بسمه تعالى تـابـع كيفيت شرط است .

اگر مطلق شرط شده است , شامل ازدواج منقطع هم مى شود , ولى از مواردى كه مدت يكى دو روزو امثال آن باشد , منصرف است و شامل نمى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1516 ـ دخـتـرى كه چه با زور و چه به ميل خود ازاله بكارت شده ,اينك مى خواهد با مرد ديگرى غير از زانى ازدواج كند , آياازدواج اين چنين دخترى منوط به اذن پدر است ؟

جواب : بسمه تعالى در فرض ظاهر سؤال كه ازاله بكارت به دخول شده است , اذن پدر لازم نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1517 ـ زنى با شوهرش شرط كرده بود بعد از پنج سال ازدواج , اورا طلاق بدهد , ايا اين شرط لازم الوفا مى باشد ؟

جواب : بسمه تعالى نكاح به شرط طلاق بعد از مدتى , حكم نكاح منقطع را دارد , واللّه العالم .


سئوال : 1518 ـ هنگام ازدواج لازم است باكره نبودن دختر را اعلام كنند ؟

جواب : بسمه تعالى اگر به عنوان دختر باكره ازدواج كند , بايد اعلام كنند , واللّه العالم .


سئوال : 1519 ـ چنانچه پس از ازدواج , زوج متوجه شد زوجه بكارت ندارد , حكم آن چيست ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر بـشرط بكارت او را تزويج كرده باشند به نسبت تفاوت بين مهر المثل باكره و مهر المثل غير باكره از مهرى كه تعيين شده است كم مى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1520 ـ دخترى بالغ شده , ولى در رشيد بودن او شك است ,براى عقد او پردش در دسترس نيست , آيا اجازه حاكم شرع درعقدى كه به مصلحت او است , لازم است ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر اسـتـعـلام از پدرش ممكن باشد ـ و لو با تلفن يا تلگراف يافرستادن شخصى ـ بايد از پدرش اجـازه بـگـيرند , و اگر پدر درسفر است و بعد از زمان كمى مثل يك ماه مى آيد , بايد صبر كنندتا پـدر بـيـايد .

و در غير اين صورت بايد امتحان شود , اگر سفيه بودن او محرز شد , بايد با ملاحظه مصلحت او , براى عقد او ازحاكم شرع اجازه بگيرند , واللّه العالم .


سئوال : 1521 ـ در فـرض مـزبـور , اگر بدون اجازه حاكم شرع عقد موردمصلحت او انجام شد , آيا باطل است ؟

جواب : بسمه تعالى احتياطا به حاكم شرع مراجعه كنند , و از او اجازه بگيرند , واللّه العالم .


سئوال : 1522 ـ زنى عمدا نوه دخترى خود را شير داده تا بر شوهرش حرام شود آيا مرتكب كار حرام شده ؟

آيا ضامن مهريه است ؟

جواب : بسمه تعالى ضامن مهريه نيست , ولى اگر به قصد اضرار اين كار را كرده ,مرتكب حرام شده است , واللّه العالم .


سئوال : 1523 ـ پـس از حرام شدن آن دختر بر شوهر , آيا احكام زوجيت از قبيل ارث و نفقه و اطاعت باقى است يا منتفى مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى شـير دادن اگر با شرايط رضاع محرم ـ كه در رساله ذكر شده آمحقق شود , موجب قطع زوجيت بين دختر آن زن و شوهر دخترمى شود , و احكام مترتب بر زوجيت منتفى مى گردد , واللّه العالم .


سئوال : 1524 ـ براى تجديد عقد موقت , رضايت مرد و زن كافى است يابار ديگر عقد منقطع بخوانند و ايا لازم است زن عده نگاه دارد ؟

جواب : بسمه تعالى بايد زن را بعد از انقضاى مدت عقد يا بخشيدن مدت از طرف شوهر , دوباره عقد نموده .

و در اين فرض عده لازم نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1525 ـ آيا در عقد رضايت دو طرف كافى است و مى توانند خودصيغه را بخوانند ؟

و داشتن گواه لازم است يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى اگر زن و مرد بتوانند عقد نكاح را به نحو صحيح شرعى انشاكنند , مانعى ندارد كه خودشان عقد را جارى سازند .

و در صحت عقد نكاح وجود شاهد معتبر نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1526 ـ يكى از مقلدان حضرتعالى براى مدتى دختر باكره را بدون اذن پدر و جد او عقد غير دائمى كرده .

عقدى كه دخول نشده , لذتهاى ديگر بدون اذن پدر چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى در صحت عقد مزبور اجازه متاءخر كافى است .

و استمتاعات قبل از اجازه جايز نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1527 ـ بـراى نگهدارى از به گناه افتادن بدون اذن پدر و جد دخترباكره عقد غير دايمى براى او جائز است ؟

در حالى كه ناآگاهى از مسائل مذهب , اجازه از آنها محال است ؟

جواب : بسمه تعالى در فرض مزبور , اذن پدر يا جد پدرى در صحت عقد نكاح لازم است , واللّه العالم .


سئوال : 1528 ـ پدرى دو دختر را به عقد منقطع پسرش پيش از بلوغ درآورده پسر پيش از بلوغ يكى از آن دو را رخـصت داد .

اماهنگام بلوغ پسر خواست با دومى از آنان ازدواج كند .

خانواده دختر گفتند : تـو بايد دختر نخست را رخصت دهى , چون رخصت تو پيش از بلوغ بود , و اين درست نيست .

پسر نـيزنصف مهريه دختر را به او پرداخت .

پسر نيز پس از عروسى بادومين نامزد خود , ادعا مى كند : رخصتى كه به دختر اول داده بود بدون قصد بود , مى خواسته وانمود كند تا بتواند دختردوم را نيز هـمـسـر خـود سـازد .

و شـاهدى هم ندارند آيا اين رخصت صحيح است ؟

هنگامى كه دختر را در كودكى رخصت داده بود , وى را به عقد ديگرى درآورده اند , آيا اين عقد درست است ؟

جواب : بسمه تعالى دو دخـتر مزبور تا زمان بلوغ شخص ـ در صورتى كه مدت عقدمنقضى نشده باشد ـ به زوجيت او باقى هستند , لذا بايد ابراءمدت را بعد از بلوغ بيان بنمايد .

و چنانچه ظاهر فرض است شخص بعد از بـلـوغ ابـراء مـدت نموده و بعد ادعا كرد ابراء او باقصد نبوده , بايد آن را اثبات نمايد , و الا حكم به صـحـت ابـراءمى شود و آن عقدى كه بعد از رخصت در زمان صغر شخص باشخص دوم واقع شده اسـت , بـاطـل مـى بـاشد , بلكه دخول يا علم به حكم و موضوع موجب حرمت ابدى هم مى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1529 ـ نـوزادى هـنـگـام تـولد مرد لكن زن ادعا مى كند فرزندش توسط ماما به قتل رسيده است شوهر اين زن پيش از اين ماجرافوت نموده بود ؟

نيز ماما خواهر شوهر اين زن است ؟

جواب : بسمه تعالى مـسـاءله احتياج به مرافعه پيش حاكم شرع دارد .

و چنانچه زن نتواند اثبات كند كه بچه اش بعد از وضـع حمل زنده بوده است بر خواهر ميت لازم است قسم بخورد كه موقع آمدن , بچه مرده بود و زايد بر سهم زن منتقل به خواهر مى شود .

در صورتى كه غير از او كس ديگرى از طبقه ثانيه نباشد , و الا بايد مرافعه باديگران صورت گيرد و خواهر سهم خود را مى برد .

و بعيدنيست در صورتى كه مادر بچه زنى عادل باشد ربع سهم بچه رابتواند اخذ نمايد , واللّه العالم .


سئوال : 1530 ـ آيـا مى شود در عقد دايم شرط به دخول و وطى نباشد اگربعدها با رضايت طرفين وطى صورت گيرد و داراى بچه شوند , آيا عقد قبلى كافى است ؟

جواب : بسمه تعالى اگر شرط كردند كه جماع نشود ـ نه اين كه زوج حق جماع نداشته باشدـ نكاح مزبور صحيح است و احتياج به تجديد عقدندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1531 ـ در ضـمـن عـقـد نـكاح مرد شرط كرده ازدواج دوم نكند ,ولى به دليل مشكلى كه همسر نـخـسـت داشته و مرد ناجارمى شود همسرى موقت اختيار كند , آيا از نظر شرع ازدواج دوم سبب فراهم شدن طلاق از سوى همسر دايم مى گردد ؟

جواب : بسمه تعالى اگر ضمن عقد نكاح شرط شده كه زوجه وكيل باشد از طرف زوج تا در صورت ازدواج دوم زوج و لـو بـه صـورت موقت خودرا طلاق بدهد زوجه مزبور مى تواند در اين صورت از ناحيه زوج خود را طلاق بدهد , واللّه العالم .


سئوال : 1532 ـ اگـر زن به عقد راضى بوده و تا كنون وكالت را باطل نكرده باشد , آيا عمو يا ساير بستگان مى توانند او را به جدائى مجبوركنند ؟

آيا مى شود بدون طلاق به شخص ديگرى شوهركند ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه زن وكيل را عزل نكرده است ـ كما اين كه فرض سؤال است ـ عقد نكاحى كه وكيل اجـرا كرده صحيح است .

وبدون طلاق , زن نمى تواند به شخص ديگر شوهر كند , وهمچنين است اگر وكيل عزل كرده و قبل از رسيدن خبر عزل ,وكيل عقد را جارى كرده باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1533 ـ در ضـمـن عـقد زوجه شرط مى كند كه زوج حق ندارد بدون اجازه اش او را به شهر ديگر بـبـرد آيا رفتن به روستا يا شهراسقاط سكنى است و اگر با رفتن قصد اسقاط حق داشته آياحقش ساقط شده است ؟

جواب : بسمه تعالى مـجـرد رفـتـن زوجـه به روستا اسقاط سكنى نيست , بلى اگر بارفتن به روستا قصد اسقاط حق داشته , حقش ساقط شده , واللّه العالم .


سئوال : 1534 ـ خانمى كه بدون اجازه شوهر بيرون رفت , آيا ناشزه مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى چنانچه به عنوان ترك شوهر و قهر باشد ناشزه است , و درسفر نماز و روزه اش تمام است .

و در غير اين صورت احتياطاجمع كند .

و در هر حال بايد برگردد , واللّه العالم .


سئوال : 1535 ـ اگر مرد به همسرش بگويد حق رفت و آمد با مادر , ياخواهر و.. .

را ندارى , آيا زن مى تواند آنان را به منزلش دعوت نمايد ؟

اگر منزل ملك زن باشد چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه منزل ملك زن باشد مانعى ندارد , و در غير آن جايز نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1536 ـ در عـيـبهايى موجب حق فسخ در عقد نكاح مى شود , آيافرقى بين جنون ادوارى و دايمى هست ؟

جواب : بسمه تعالى فرقى بين جنون ادوارى و دايمى در خيار فسخ نمى باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1537 ـ اگـر زنـى مـسـلـمان شود و با مرد مسلمان ازدواج كند , سپس معلوم شود اسلام اختيار نكرده بود , اين عقد چه صورتى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى مـلاك در اسـلام شخص اقرار به شهادتين است به زبان و اعتقادقلبى از شرايط ايمان مى باشد , و مادامى كه اظهار بر خلاف نكرده محكوم به اسلام است و عقد زن صحيح است , واللّه العالم .


سئوال : 1538 ـ اگر زنى بعد از عقد ديوانه شد , چه پس از دخول يا پيش از آن , آيا مرد حق فسخ دارد ؟

جواب : بسمه تعالى در جـنـون زن , شوهر حق فسخ دارد , اگر قبل از وطى باشد .

و اگربعد از وطى باشد حق فسخ ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1539 ـ آيا زن مى تواند در حين عقد شرط كند كه مرد زنى ديگرنگيرد ؟

جواب : بسمه تعالى در شرط مذكور , اگر شرط فعل كند مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1540 ـ دخـتـرى بـكارت خويش را در اثر نزديكى با مردى از دست داده , آيا مى تواند با همان مرد ازدواج كند ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر حـامـلـه بـاشد مانعى ندارد , ولى در غير حامله احتياطا بعد ازاستبرا به يك حيض مى تواند ازدواج كند , واللّه العالم .


سئوال : 1541 ـ جـوانى دخترى را با وعده ازدواج و بدون اجازه پدر ازخانه پدرى فرار مى دهد و در مدتى كـه با هم بودند , معلوم نيست اين پسر با دختر چه كارى انجام داده باشد , آيا مى توان پسر را تعزير كرد ؟

جواب : بسمه تعالى در فرضى كه احراز بشود عقد خوانده نشده يا پسر مى دانسته عقد باطل است , حاكم شرع مى تواند او را تعزير كند , واللّه العالم .


سئوال : 1542 ـ در مـيـان شيعيان افغان , هنگام ازدواج پدر عروس از داماديا پدرش چه راضى باشند يا نه 200 تـا 300 هزار تومان مى گيرد .

اگر اين مبلغ پرداخت نشود ازدواج صورت نمى پذيرد .

اين كار وجه شرعى دارد يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى چـنانچه پدر داماد و يا خود داماد مال را به پدر عروس ببخشدمانعى ندارد , ولى اگر فدر عروس مـقـر اسـت كه نكاح بر صلاح دختر است با وجود اين تا پول را نگيرد اجازه نمى دهد اگر پول را در مـصـلحت دختر مانند تحصيل جهيزيه و امثال آن نخواهدمصرف كند , بلكه براى خودش بخواهد بگيرد , در اين صورت گرفتن پول براى وى اشكال دارد , واللّه العالم .


سئوال : 1543 ـ پـس از مدتى پدر و مادر كه فرزندى از طريق زنا دارند بايكديگر عقد مى كنند , بچه هايى هم مى آورند , آيا فرزندان اين زن و شوهر با بچه زنازاده با يكديگر محرمند ؟

جواب : بسمه تعالى بـچـه اى كـه از زنا متولد مى شود فرزند مادرش است قطعا نسبت به اولادهاى او محرم و خواهر و برادر هستند , و لكن نسبت به مرد اگر احراز شود كه بچه از نطفه اوست , بچه آن مرد هم حساب مى شود و نسبت به اولاد او هم محرم و خواهر و برادرهستند و لكن توارث نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1544 ـ اگر پسرى بخواهد با دخترى ازدواج كند , آيا مى تواند رودر رو و يا تلفنى در زمينه ازدواج با دختر صحبت نمايد ؟

جواب : بسمه تعالى چـنانچه احتمال موافقت و رضاى پدر دختر داده شود و قصدالتذاذ در كار نباشد , صحبت كردن اشكالى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1545 ـ دخترى در سن 22 سالگى قرار است با مؤمنى ازدواج كند از دو طرف موافقت هست , ولى پـدر دختر براى اين كه ازپول بافندگى دخترش استفاده مى كند , اجازه ازدواج نمى دهد , در اين صورت چه بايد كرد ؟

جواب : بسمه تعالى پـدر نـمـى تـواند به جهت مصلحت خود از ازدواج دختر باكره خودبا كفو شرعى و عرفى وى ـ در صورت نياز به ازدواج ـ مانع مى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1546 ـ هـنـگـام ازدواج دختر, لازم است خانواده دختر باكره نبودن دختر را به خانواده مرد اعلام دارند ؟

جواب : بسمه تعالى اگر به عنوان دختر باكره ازدواج مى كند بايد اعلام كند , واللّه العالم .


سئوال : 1547 ـ چنانچه بعد از ازدواج شوهر دختر نبودنش را فهميد , چه بايد كرد ؟

جواب : بسمه تعالى اگر به شرط بكارت , او را تزويج كرده باشند به نسبت تفاوت بين مهر المثل باكره و مهر المثل غير باكره از مهرى كه تعيين شده است كم مى شود , واللّه العالم .


سئوال :

1548 ـ آيا همسر غير دايم كه به صيغه شخصى درآمده با توجه به اين كه مهريه خود را به شوهرش بخشيده نزديكى كردن با اوجايز است يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى تا وقتى مدت باقى است نزديكى جايز است , واللّه العالم .


سئوال : 1549 ـ ايـا بـراى ازدواج بـا دخـتر باكره حتما اذن پدر يا ولى لازم است ؟

آيا در اين مساءله ازدواج موقت با دائمى فرقى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى ازدواج با دختر باكره بايد به اذن ولى او باشد و بنابر احتياطواجب فرقى بين ازدواج دائمى و موقت نيست .

واللّه العالم .


سئوال : 1550 ـ آيا ازدواج مرد شيعه با دختر يهودى و نصرانى و ارمنى وديگر اهل كتاب جايز است يا خير ؟

جواب : بسمه تعالى ازدواج با اهل كتاب مانعى ندارد , لكن اگر مرد مسلمان زوجه مسلمان دارد , ازدواج با اهل كتاب بـايد به اذن و رضاى زوجه مسلمان باشد .

و در غير اين صورت نكاح با اهل كتاب باطل است .

و نيز اگر بخواهد ازدواج دايمى با اهل كتاب كند يا ازدواج موقتى كه زن حامله شود و بترسد كه مادر , بچه را در آخريهودى يا نصرانى كند , سزاوار است كه ازدواج با او را ترك كنديا از حمل جلوگيرى كند , واللّه العالم .


سئوال : 1551 ـ زنـانـى كـه چـندين سال است شوهرشان در جنگ مفقودندو مى خواهند ازدواج نمايند , بفرماييد در چه صورتى مى توانند ازدواج كنند ؟

جواب : بسمه تعالى در صـورتى كه از زمان مفقود شدن شخص چهار سال يا بيشتربگذرد و در اين مدت از او جستجو شده باشد .

در صورتى كه خبرى از شخص مفقود نشد و كسى نبوده كه متعهد به نفقه داده به زن او شود ـ به دستور حاكم شرع زن مزبور را طلاق مى دهند يا امر به طلاق مى كند و پس از طلاق و انقضاى عده ,مى تواند با مرد ديگرى ازدواج كند , واللّه العالم .


سئوال : 1552 ـ ناشزه شدن زن در چه صورتى است و در چه صورت شوهر براى همسرش ناشزه مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه زن براى استمتاع شوهر تمكين نكند و نيز درمواردى كه بدون اذن شوهر به صورت قهر و اعراض از منزل خارج شود , بلكه بنابر احتياط در مطلق موارد , خروج از منزل بدون اذن زوج نـاشـزه مـى شـود .

و مـرد نيز چنانچه با وجود تمكن نفقه لازم زوجه را ندهد , ناشز مى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1553 ـ آيا بدون اجازه جد و پدر ازدواج با دختر رشيده باطل است ؟

جواب : بسمه تعالى بـنـابـر احـتـيـاط واجـب , اذن پدر يا جد پدرى لازم است , مگر آن كه باوجود نياز دختر و وجود مصلحت از تزويج با همتاى شرعى وعرفى ممانعت كند , واللّه العالم .


سئوال : 1554 ـ مراد از عورتين چيست ؟

جواب : بسمه تعالى عـورت مـرد عبارت است از قبل و دبر و بيضتين .

و عورت زن قبل و دبر است , و زن احتياطا بين ناف و زانوها را از محارم مى پوشاند و نسبت به مردان نامحرم تمام بدن زن عورت است ,واللّه العالم .


سئوال : 1555 ـ دادگـسـتـرى طى حكمى مردى را ملزم مى كند تا در دفترازدواج حاضر شده و رضايت خود را به ثبت ازدواج با زن مشخصى اعلام كند و دفتر را امضا نمايد .

مرد راضى به ازدواج نيست , ولـى دفـتر ازدواج بنا به دستور دادگاه , بدون حضور مرد و تحقق ايجاب و قبول مبادرت به ثبت واقـعـه ازدواج زن و مـرد مزبور نموده است , آيا ازدواج مزبور شرعاايجاد علقه زوجيت و زناشويى مى نمايد يا خير ؟

جواب : بسمه تعالى تـحـقـق علقه زوجيت احتياج به ايجاب و قبولى دارد كه از خود زن و مرد يا وكيلشان صادر شده باشد .

چنانچه زوجين صغيرباشند , تزويج بايد به واسطه ولى شرعى باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1556 ـ مردى كه يك زن دارد از هر چهار شب چه مدتى حق همسر او مى باشد ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه مرد فقط يك زن داشته باشد , حق قسمت ثابت نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1557 ـ آيا اذن پدر در ازدواج موقت با دختر اهل كتاب و مسلمان شرط است ؟

جواب : بسمه تعالى اذن پـدر در ازدواج بـاكـره مسلمان مطلقا شرط است و اذن همسراول مسلمان در ازدواج با اهل كـتـاب مـطـلـقـا شرط است .

ازدواج باكتابيه در صورتى كه در مذهب آنها اذن پدر شرط نباشد مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1558 ـ آيـا مـحـارم سـبـبى پس از قطع سبب , باز هم محرمند , مثلامادر زن پس از اينكه زن را طلاق بدهند , آيا باز محرم مى مانديا خير ؟

جواب : بسمه تعالى مـادر زن حـرام و مـحـرم ابـدى است و دختر زن , و لو بعد از قطع سبب به دنيا بيايد , در صورت مقاربت با زن حرام و محرم ابدى است .

پدر شوهر و فرزندان شوهر بر زن حرام و محرم ابدى است , واللّه العالم .


سئوال : 1559 ـ آيـا شيعه اثنى عشرى مى تواند دختر خود را به فرقه هاى گوناگون تصوف , اعم از صوفى على شاهى , گنابادى ,كميلى , اويسى و غيره كه همه آنها در اصول , از قبيل 1آاستغناى از عقل .

2ـ استغناى از شرع در طلب حق .

3ـ حصول طلب حق و وصول به حق به وسيله تصفيه باطن .

4ـ بـه دسـت آمـدن صـفـاى باطن با رياضت و مجاهدت , يكى هستند كه خود حضرت عالى آشنايى بيشترى در اين باره داريد , آيامى شود زن داد يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى زن دادن به افرادى كه عنوان مسلم بر آنها منطبق نشود جايزنيست , واللّه العالم .


سئوال : 1560 ـ آيا ازدواج با زن كافر بدون اجازه همسر حرام و باطل است ؟

و عقد دايم و موقت ( با شراي ط مختلف و تمام امكنه )در اين حكم يكسان است يا فرق مى كند ؟

جواب : بسمه تعالى ازدواج بـا زن كـافر بدون اجازه زوجه مسلمان حرام و باطل است ,مگر در بعضى موارد كه شخص در غـربـت بـاشـد و اسـتـيـذان اززوجـه مـسـلـمان ممكن نباشد و بخواهد كافره كتابيه را براى مـدت كـوتاهى متعه نمايد , و بعيد نيست كه در اين صورت اذن زوجه مسلمان معتبر نباشد , واللّه العالم .


سئوال : 1561 ـ بـا وجود پزشك مرد , آيا آقايان مى توانند جهت طبابت وآمپول زدن به طبيب زن مراجعه نمايند يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى در فـرضـى كـه خبرويت طبيب زن در آن مداوا يا تزريق , بيشتر ازطبيب مرد باشد مانعى ندارد .

اگر قصد ديگرى در بين نبوده باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1562 ـ مـردى كه هنگام عقد (( شرط وكيل بودن زن در طلاق خود )) در صورت تخلف شرط را پـذيرفته ولى پس از عقد , زن را عزل نمود , آيا عزل او نافذ است , گر چه در شرط خودتصريح به وكالت بلاعزل كرده باشد ؟

جواب : بسمه تعالى عزل در وكالت كه به عنوان شرط در عقد ذكر شود باطل است ووكالت باقى است , واللّه العالم .


سئوال : 1563 ـ دخترى بى اجازه پدر يا جد پدريش شوهر مى كند , آيااجازه لازم است و عقد باطل است ؟

و اگر اجازه نگيردزوجيت مستقر است يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى چـنـانـچه قبل از دخول پدر يا جد پدرى اجازه دهد عقد صحيح مى شود , و الا عقد باطل است .

و اگـر دخـول شـده , بعد اجازه دهدفايده ندارد و عقد مزبور باطل است و دوباره بايد عقد كنند و درعقد ثانى چون دختر باكره نيست اجازه پدر و جد لازم نيست ,واللّه العالم .


سئوال : 1564 ـ فـردى حـدود ده سـال گـم شده و همسرش بدون اجازه حاكم شرع , شوهر نموده لطفا حكمش را بيان فرماييد ؟

جواب : بسمه تعالى چـنانچه بعد از ده سال از مفقود الاثر شدن شوهرش و يا قبل ازآن با علم به موت و بعد از انقضاى عده وفات شوهر نموده است , تزويجش محكوم به صحت است , واللّه العالم .


سئوال : 1565 ـ ختنه زن مستحب است يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى فى نفسه مستحب است , واللّه العالم .


سئوال : 1566 ـ اگر خنثاى مشكل با خنثا , كار خلافى كرد , اين سحق است يا لواط ؟

جواب : بسمه تعالى سحق است نه لواط , واللّه العالم .


سئوال : 1567 ـ جلوگيرى از بچه دار شدن زن با ميل زن و شوهر , چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه به نحو حرام نباشد مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1568 ـ آيا سزارين اختيارا جايز است , مثلا براى آن كه زن دردنكشد اين كار انجام دهند ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر مـحـرم , عـمل جراحى را انجام دهد مانعى ندارد , مگر آن كه زايمان به طور طبيعى ممكن نـبوده و محرم هم بتواند عمل جراحى را انجام دهد , در اين صورت عمل جراحى غير محرم مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1569 ـ كفو در ازدواج را چه معنى مى فرماييد ؟

جواب : بسمه تعالى مؤمن كفو مؤمنه است و ساير جهات مدخليت ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1570 ـ آيا ازدواج زن سيده با غير سيد جايز است ؟

جواب : بسمه تعالى ازدواج سيده با غير سيد از محرمات محسوب نمى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1571 ـ در بـعضى جاها شخص خواهرش را به ازدواج كسى درمى آورد و خواهر وى را به عقد خود درمى آورد , آيا اين عمل جايز است ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر هر كدام از زنها به ازدواج با شوهرش راضى باشد در هريكى از ازدواج ها مهر مستقلى باشد , مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1572 ـ سؤال شده بود كه : آيا ازدواج با دختر باكره و بالغه ورشيده بدون اجازه جد و پدر باطل است يا حرام ؟

شما جواب : داديد كه : بنابر احتياط واجب , اذن پـدر و جـد پـدرى لازم است .

در مسئله 2385 توضيح المسائل آمده : بايد از پدر ياجد فدرى خود اجازه بگيرد , كدام قول صحيح است ؟

جواب : بسمه تعالى (( احتياط واجب )) با (( بايد )) منافاتى ندارد .

هر دو صحيح است , ومراد از (( بايد )) و (( احتياط )) در اينجا تكليف نيست بلكه براى احراز صحت ازدواج است , واللّه العالم .


سئوال : 1573 ـ حدود ولايت شوهر بر همسر تا چه حدى است ؟

آياهمسر بدون اجازه شوهر از محل خارج شود و در جايى توطن نمايد , نمازش صحيح است ؟

جواب : بسمه تعالى شـوهر بر همسر ولايتى ندارد , فقط نسبت به شوهر بايد تمكين كند .

و بدون اجازه از منزل خارج نشود .

و در صورت خروج بدون اذن شوهر نمازش صحيح است , واللّه العالم .


سئوال : 1574 ـ زنـى با مردى ازدواج كرده است و آن مرد قادر به وطى و لومرة نيست .

عنين است , ولى آن مرد سابقا از زن ديگرى داراى اولاد است آيا خيار فسخ براى زوجه وجود دارد ؟

جواب : بسمه تعالى چـنـانـچه عنين بودن مرد قبل از ازدواج با زن مزبور محقق شده آن زن حق فسخ عقد را دارد هر چند مرد از زن سابق داراى اولادى باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1575 ـ دخـتـرى بـا وطى غير مشروع بكارتش را از دست داده , آيااذن پدر در شوهر كردن لازم است ؟

اگر هم بدون اذن پدر ياجدش با كسى ازدواج كند , عقد صحيح است ؟

اگر شوهرش نفقه نمى دهد چطور ؟

جواب : بسمه تعالى دخترى كه بكارتش به وطى , و لو به نحو غير مشروع , ازاله شده ثيب به حساب مى آيد و عقد نكاح او صـحـيـح است , واحتياجى به اذن ولى نيست , و طلاق به يد شوهر است .

وچنانچه شوهر نفقه نـمـى دهـد هـمـسر مى تواند به حاكم شرع مراجعه كند , و حاكم , شوهر را به اعطاء نفقه يا طلاق اجبارمى نمايد .

و در صورت امتناع وى از پرداخت نفقه و طلاق , حاكم شرع يا وكيل حاكم , زن را طلاق مى دهند , واللّه العالم .


سئوال : 1576 ـ زنى كه با او نزديكى و دخول نشده و باكره است آيا محلل لازم دارد ؟

جواب : بسمه تعالى بعد از طلاق سوم محلل لازم است , واللّه العالم .


سئوال : 1577 ـ آيا نكاح در عده وطى به شبهه , موجب حرمت ابدى مى شود ؟

آيا در نادانى و دانايى مساله تفاوتى است ؟

جواب : بسمه تعالى نكاح در عده وطى به شبهه مثل نكاح در عده طلاق موجب حرمت ابدى مى شود .

و صورت علم و جـهـل در ايـن جـهـت فرق دارد كه درصورت علم , ثبوت حرمت ابدى احتياج به دخول ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1578 ـ رفتن منزل شخصى جهت ديدن دختر صاحبخانه با قصدازدواج چگونه است ؟

جواب : بسمه تعالى رفـتـن بـه منزل ديگرى بدون اجازه صاحبخانه جايز نيست و لكن اگر از طرف صاحبخانه اجازه رفـتـن بـه منزل را دارد و قصد داردبا دخترى ازدواج كند مى تواند به محاسن آن دختر نگاه كند ,واللّه العالم .


سئوال : 1579 ـ زنـى در عـده وطى به شبهه ديگرى است , چنانچه ازدواج ( نزديكى ) نمايد , در حالى كه هيچ كدام عده را نمى دانند , آيادر صورتى كه ندانستن عده ناشى از آشكار نشدن اشتباه باشد , نيز موجب حرمت ابدى است ؟

جواب : بسمه تعالى موجب حرمت ابدى است , واللّه العالم .


سئوال : 1580 ـ لـطـفـا اسـتدلال فقهى حرمت ازدواج با زنى كه در عده ديگرى است و هيچ كدام عده را نمى دانند بفرماييد ؟

جواب : بسمه تعالى مساءله مورد نص است , واللّه العالم .


سئوال : 1581 ـ آيا ازدواج بعد از وطى به شبهه با ديگرى و قبل از آشكارشدن اشتباه ـ در صورتى كه مبداء عده آن , هنگام آشكار شدن اشتباه باشد ـ موجب حرمت ابدى است ؟

جواب : بسمه تعالى اظـهـر آن اسـت كـه مبداء عده وطى به شبهه از زمان وطى است ,بنابراين , در فرض مذكور در سـؤال چـنـانـچه تزويج و عقدى كه قبل از آشكار شدن اشتباه بوده در زمان عده واقع شده باشد ودخول نيز آنجام گرفته باشد ـ و لو بعد از انقضاى عده ـ موجب حرمت ابدى مى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1582 ـ عـقد دخترى خوانده شد و مرد تنها از دبر او را وطى نموده و حالا مى خواهد طلاق دهد , آيا همه مهر را بايدبپردازد يا نصف ؟

جواب : بسمه تعالى تمام مهر به واسطه دخول در دبر مستقر گرديده است .

و آن راتماما بايد بپردازد , واللّه العالم .


سئوال : 1583 ـ بچه ايى كه از زنا متولد شده متعلق به مرد است يا زن ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر بـتوانند مادر را راضى كنند از بچه پرستارى كند تابى سرپرست نماند و ضايع نشود , و الا بر پـدر وى لازم است ازوى نگهدارى كند , و در هر حال ما بين ولد الزنا و پدر و مادر وى ارث برقرار نيست , ولى نفقه و احكام ديگر باقى است , واللّه العالم .


سئوال : 1584 ـ اگـر زنـا زاده را بـه مادر بدهند , بار ديگر فساد برانگيز است و هم محلى ها و اطرافيان را مـى آزارد .

بـنـابـرايـن بـهـتـر اسـت ايـن گونه فرزندان را به اداره بهزيستى بسپارند تا از برخى ناگوارى هابراى مؤمنان پيش گيرى گردد .

ديدگاه شرع مقدس چيست ؟

جواب : بسمه تعالى در هر حال از فتنه و فسار بايد جلوگيرى كرد و به مسئولين مربوطه بايد اوضاع محلى را گزارش كرده و حفظ نظام رارعايت نمود .

واللّه العالم .


سئوال : 1585 ـ اگر كسى با زنى زنا كرد , آيا مى تواند با دخترش ازدواج كند ؟

جواب : بسمه تعالى ازدواج زانى با دختر مزنى بها مانعى ندارد , گرچه احتياطمستحب در ترك آن است , واللّه العالم .


سئوال : 1586 ـ اگـر بـا زنـى ازدواج كند , سپس بفهمد از زنا حامله است چه داخل كرده يا قبل از دخول متوجه شده , آيا عقدشان صحيح است ؟

جواب : بسمه تعالى عقد مزبور صحيح است , واللّه العالم .


سئوال : 1587 ـ اگـر زنى زناداده و حامله شده است , و شخص با اگاهى به عمل زن حاضر به ازدواج با او مى باشد , ايا مانعى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1588 ـ جوانى با وعده ازدواج , سرنوشت دخترى را دستخوش هوى و هوس خود ساخته و بكارت او را از بين برده , دختر وپزشك قانونى مراتب را تاءييد كرده اند .

جوان در محكمه آن رانمى پذيرد , امـا هـمه دلايل عليه اوست .

بنابراين آيا جوان مجبور به ازدواج با اوست .

و آيا براى زن مهر المثل مى باشد ؟

و تكليف شرعى دختر كه فريب خورده است , چيست ؟

جواب : بسمه تعالى جـوان مـذكـور را نـمى توان به ازدواج دختر مذكور وادار نمود , وى را ارشاد كنند كه براى حفظ آبـروى دخـتـر و جـلـوگـيرى از فساد وتوفيق توبه خودش با وى ازدواج نمايد تا اين كه خداوند مـتـعال به سبب عمل صالح از وى درگذرد و او را عفو كند .

در مورد مهرالمثل , اگر اكراه بر زنا نكرده است , چيزى بر زانى نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1589 ـ دخترى با وعده ازدواح پسر , با او بطور غير مشروع همخواب شده است و اين كار به از بين رفـتـن بـكارت انجاميده , چون آن با رضايت خود دختر انجام گرفته , مهرالمثل به عهده پسر بار نمى شود , اما ارش البكاره چطور با اين فرض كه پسر با دختر ازدواج نمى كند ؟

جواب : بسمه تعالى در فرض مذكور ارش البكاره كه همان مهر المثل است به ذمه پسر تعلق نمى گيرد , واللّه العالم .


سئوال : 1590 ـ بعد از نكاح معلوم شد كه زن با مردى همخواب شده وحامله است آيا ازدواج درست است يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه حمل از شوهر سابق يا وطى به شبهه باشد ,نكاح باطل است .

و در صورتى كه حمل از زنـا بـاشد نكاح صحيح است .

و در صورتى كه احتمال حمل از شوهر فعلى باشد , حمل ملحق به شوهر فعلى است , واللّه العالم .


سئوال : 1591 ـ جوان مسلمانى در غرب با زن مسيحى شوهردار زناكرده , سپس او از شوهر خود جدا شده و ايـن دو ازدواج كرده اند .

اينك نيز دو فرزند دارند .

به نظر شما حرمت ابدى نمى آورد ؟

همچنين زن مـسـيـحـى به ايين خود , براى آن حرمت نمى شناسند و با (( الزموهم بما التزموا )) الزام مورد دارد يانه ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر قـبل از زنا زن را عقد كرده باشد زن بر او حرام ابدى مى شود ,ولى مجرد زنا با زن شوهردار موجب حرمت ابدى نمى شود .

ودر فرضى كه شده قاعده الزام مورد ندارد .

و عقد زن مزبورعيبى ندارد و چنانچه فرزندان مال بعد از عقد باشند فرزند حلال مى باشند , واللّه العالم .


سئوال : 1592 ـ دست دادن با زن نامحرم چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى جايز نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1593 ـ آيا دست دادن بدون چادر با نامحرم , مثل زن دايى ودختر خاله و جز آن , حرام است ؟

و آيا سزاوار است اين رابراى ايشان بگوييم در حالى كه ناراحت مى شوند ؟

جواب : بسمه تعالى دسـت دادن بـه نـامحرم جايز نيست , و كسى كه حكم شرعى رانمى داند بايد به او تعليم كرد , هر چند ناراحت بشود , واللّه العالم .

نگاه كردن


سئوال : 1594 ـ نظر با شهوت به خود چه صورت دارد ؟

جواب : بسمه تعالى فى نفسه اشكال ندارد ولى كار حرام نبايد بكند , واللّه العالم .


سئوال : 1595 ـ نگاه كردن به زن براى ازدواج اگر همراه با لذت باشد , درصورتى كه غرض در نگاه اول به دست نيايد , چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى نـگـاه كـردن بـه قصد ازدواج و بدون قصد التذاذ مانعى ندارد .

و درصورتى كه با نظر اول اطلاع حاصل نشد , تكرار مانعى ندارد ,واللّه العالم .


سئوال : 1596 ـ به منظور ازدواج , آيا مرد مى تواند به برخى از اعضاى بدن زن نگاه كند يا نگاه او منحصر در دست و صورت يا ازروى لباس نازك و جز آن است ؟

جواب : بسمه تعالى مـى تواند به صورت و دستها و مو و مقدارى از بدن ـ كه گردن وبعضى از سينه است ـ نگاه كند , واللّه العالم .


سئوال : 1597 ـ مـعـلـمـى كـه عـده اى از دخـتران را درس مى دهد گاه آنان را به رعايت حجاب دعوت مى نمايد .

و گاه به صورت هوس آلود به آنان نگاه مى كند , حكمش را بيان فرماييد ؟

جواب : بسمه تعالى تعليم آنها فى نفسه مانعى ندارد , لكن بايد نظر شهوانى را ترك كند , و چنانچه قدرت بر ترك نظر شهوانى ندارد تعليم را به شخص ديگرى واگذار كند كه بتواند خودش را حفظ كند , واللّه العالم .


سئوال : 1598 ـ هـنگامى كه مرد يقين دارد اگر به زن جوان نامحرم نگاه كند , به گناه نمى افتد , آيا نگاه به صورت يا دستان زن اشكاردارد ؟

جواب : بسمه تعالى نگاه التذاذى به زن ـ حتى به دست و صورت او ـ حرام است ,واللّه العالم .


سئوال : 1599 ـ نگاه كردن به عورت ديگرى چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى نگاه كردن به عورت ديگرى , و لو به غير قصد التذاذ نباشد حرام است , واللّه العالم .


سئوال : 1600 ـ نـگاه كردن بى شهوت به فيلمها و يا عكسهايى كه زنان نامحرم حجاب را رعايت نمى كنند , همچنين اگر زنان رابشناسيم جايز است ؟

جواب : بسمه تعالى با فرض اين كه نگاه شهوت آلود نباشد و زن را نشناسد مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1601 ـ نظر كردن به زنان بد حجاب به خاطر نهى از منكر جايزاست ؟

جواب : بسمه تعالى لازم نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1602 ـ آيا بر زن واجب است رو و دو دست را از نامحرم بپوشاند ؟

جواب : بسمه تعالى آن مـقدارى از صورت و دست كه پوشاندن آن بر زن در نماز لازم نيست , پوشاندن آن از نامحرم ـ در صورتى كه ارايش نداشته باشد ـ احتياط مستحب است , واللّه العالم .


سئوال : 1603 ـ آيـا نـظـر پـزشك مى تواند در حكم تاءثير نمايد ؟

چنانچه پزشك قانونى گزارش نمايد كه جسم سختى با قبل يا دبربرخورد كرده و صريحا مشخص نگردد چطور ؟

جواب : بسمه تعالى نـظـريـه پـزشك در حد يك قرينه است كه با قرائن ديگر مى تواندموجب علم شود , ولى فى نفسه اعتبارى ندارد .

و انتساب جنايت به متهم را ثابت نمى كند , واللّه العالم .


سئوال : 1604 ـ اگر دو جوان مكلف با هم دوست باشند شوخى و بازى كنند و از آنها منى خارج شود , اين مسئله چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى اين عمل حرام و موجب تعزير به هر دو است , واللّه العالم .


سئوال : 1605 ـ حـكـم نـگاه كردن مردان به عكس زنان مسلمان يا غيرمسلمان با حجاب اسلامى يا بدون حجاب چگونه است ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر بـه عـكـس يا فيلم زنى كه نمى شناسند نگاه كنند مانعى ندارددر صورتى كه منجر به حرام نشود , واللّه العالم .


سئوال : 1606 ـ نگاه كردن به زنان مسلمان يا نامسلمان با حجاب كامل يابدون حجاب , چگونه است ؟

جواب : بسمه تعالى نـگـاه بـه وجـه و كفين زنان مسلمان , و لو بدون التذاذ جنسى , برخلاف احتياط است .

و در غير مـسـلـمـان بـه جـاهـايـى كه به طورمتعارف پوشيده نمى شود , مثل سر و گردن , بدون التذاذ جنسى مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1607 ـ بانوان كارمند و دانشجويان كه از منزل به بيرون مى روند ,و ناگزيرند با بيگانه ها رو به رو شوند , حد و مرز حجاب آنان بايد چگونه باشد ؟

جواب : بسمه تعالى تـمام سر و بدن و موها را بايد بپوشاند به جز صورت و كف دودست و از آرايش در خارج از منزل و نماياندن زينت و پوشيدن لباس زينت كه جلب توجه نامحرمان كند , همچنين صحبت غيرمتعارف اجتناب نمايند , واللّه العالم .


سئوال : 1608 ـ نگاه كردن به بازو , آرنج و صورت مردان نامحرم براى زنان چطور است ؟

جواب : بسمه تعالى بدون التذاذ جنسى مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1609 ـ دختر و پسر در دانشگاه ها و مدارس در كنار هم جايزاست ؟

جواب : بسمه تعالى فى نفسه مانعى ندارد , ولى بايد از نگاه التذاذى به صورت ودستها و ساير محرمات اجتناب كنند , واللّه العالم .


سئوال : 1610 ـ اختلاط دختر و پسر در هنگام درس چگونه است ؟

جواب : بسمه تعالى در صورت خوف گناه , اختلاط پسران و دختران مكلف و مميزجايز نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1611 ـ دانـش آمـوزان پـسـر يا دختر در يك جا باشند , ولى معلم آنان زن بيگانه يا بالعكس آيا بين دانش آموزان مميز و جز آن فرقى هست ؟

جواب : بسمه تعالى مـلكف نبايد به صورت و دستهاى اجنبيه مكلف يا مميز نگاه التذاذى بكند , و بهتر است اجنبيه در معرض نگاه التذاذى مميزخود را قرار ندهد , واللّه العالم .


سئوال : 1612 ـ درس خـصـوصـى بـراى دانـش آموز يا استاد كه جنس مخالف را در خانه مى پذيرد , و در صورتى كه امكان ورودبراى كسى ديگر هست , آيا اشكال دارد ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه كسى نتواند وارد شود خلوت با اجنبيه است ,واللّه العالم .


سئوال : 1613 ـ در اجتماعات آموزشى مثل دانشگاه دختران و پسران جوانى كه كنار يكديگر يا پشت سر هم بنشينند چه گونه است ؟

جواب : بسمه تعالى اجتماع ذكور و اناث در مواردى كه خوف فتنه و معرض ارتكاب حرام است جايز نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1614 ـ آيا اشتغال زنان در جاهايى كه محل مراجعه مرادان است , جايز است ؟

جواب : بسمه تعالى بـا حـفظ حجاب و مشروعيت شغل , در صورتى كه خوف وقوع در حرام نباشد , مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1615 ـ اگر زن به سخنران يا معلم در هنگام گفتن مسئله و درس نگاه كند , چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى چنانچه با قصد لذت نباشد , مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1616 ـ در مسئله 2442 راجع به نگاه كردن آمده : (( بلكه احتياطآن است كه بدون قصد لذت هم نگاه نكند )) , آيا احتياط مزبوروجوبى است يا استحبابى ؟

جواب : بسمه تعالى احتياط مذكور استحبابى است , واللّه العالم .


سئوال : 1617 ـ آيا نگاه كردن به زنان نامحرم غير مسلمان جايز است ؟

جواب : بسمه تعالى نـگـاه كـردن التذاذى جنسى به زن جايز نيست چه زن مسلمان باشد و چه زن غير مسلمان , واللّه العالم .


سئوال : 1618 ـ ديـدن انـدكـى از مـوى زنان در بازار و جز آن , بدون عمد چه حكمى دارد ؟

آيا يادآورى و گفتن به آنان لازم است ؟

جواب : بسمه تعالى نگاه كردن به موى زنان ـ در فرض مزبور ـ اگر به قصد التذاذجنسى نباشد مانعى ندارد .

و نهى از منكر در صورت تحقق شرايط ـ لازم است , واللّه العالم .


سئوال : 1619 ـ زنـى كه خود را به نامحرم نشان مى دهد ايا مى تواند زن آرايشگر ان را آرايش نمايد و اجرت بگيرد ؟

جواب : بسمه تعالى گـرفـتـن اجـرت مانعى ندارد و آرايش كردن اين شخص ( زن ) اگرآرايشگر بداند خودش را به نامحرم نشان مى دهد داخل اعانه براثم است , واللّه العالم .


سئوال : 1620 ـ نگاه كردن به عورت بچه چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى نگاه كردن به عورت بچه مميز جايز نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1621 ـ لطفا معيار نگاه شهوت آلود را معين فرماييد , در حالى كه مرد گاهى از سيماى زيباى زن خوشش مى آيد , اما شهوت اوتحريك نمى شود , ايا باز هم نظر حرام است ؟

جواب : بسمه تعالى نظر التذاذى جنسى حرام است چه تحريك به عمل محرم ديگرى بشود يا نشود , واللّه العالم .


سئوال : 1622 ـ آيا ديدن فيلمهاى خارجى كه زنان هنرپيشه پوشش خوبى ندارند , بدون لذت جايز است ؟

جواب : بسمه تعالى نگاه كردن به فيلمهايى كه موجب فساد و افتادن به حرام است جايز نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1623 ـ شنيدن اخبار راديو و تلويزيون اگر زن باشد , آيا نگاه وگوش كردن جايز است ؟

جواب : بسمه تعالى با رعايت حجاب اسلامى نگاه كردن و شنيدن صدا بدون التذاذجنسى مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1624 ـ نگاه كردن به برنامه هاى ماهواره چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى چنانچه نگاه كردن آنها موجب تهيج شهوت بر حرام و ترويج فساد در خانواده باشد جايز نيست و در غير اين صورت بايدمراعات مقررات و قوانين شود , واللّه العالم .


سئوال : 1625 ـ در مـحيطهاى دانشگاهى فرانسه , هنگام رو به رو شدن بااساتيد زن يا دنشجوايان دختر , ناگزير به مصافحه هستيم , والا حمل بر بى ادبى مى شود .

دست دادن با زنان غير مسلمان در اين سرزمينها چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى مـصافحه با زن اجنبيه (( دست دادن بدون مانعى , مانند دستكش ))جايز نيست .

شعار دينى بايد حفظ شود .

با تفهيم حكم شرعى ,حمل بر اسائه ادب نخواهد شد , واللّه العالم .


سئوال : 1626 ـ آيا زن برادر بر برادر شوهر محرم است ؟

و مصافحه كردن با يكديگر چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى نامحرم است و حكم بقيه زنهاى نامحرم را دارد , واللّه العالم .


سئوال :

1627 ـ بوسيدن و لمس كردن بدن دختر يا پسر كمتر از شش سالگى چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى با قصد التذاذ جائز نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1628 ـ شنيدن بى لذت صداى زن در خواندن قرآن و شعر و.. .

چه صورت است ؟

جواب : بسمه تعالى مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1629 ـ غير از عورتين چه مقدار از بدن نامحرم بايد مستورباشد ؟

جواب : بسمه تعالى آن مقدار كه رعايت عفاف موقوف به آن است بايد پوشيده شود ,واللّه العالم .


سئوال : 1630 ـ حكم ستر وجه و كفين براى زنها از ديد نامحرم چيست ؟

جواب : بسمه تعالى آن مقدار كه كشف آن در نماز جايز است , احتياط مستحب سترآن از ديد نامحرم است , واللّه العالم .


سئوال : 1631 ـ آيا پوشش و حجاب از ضروريات دين است .

كه منكر آن كافر باشد ؟

جواب : بسمه تعالى اصل حجاب در قرآن آمده است و كسى كه منكر قرآن شود , مرتداست , واللّه العالم .


سئوال : 1632 ـ آيا تنها پوشيدن عبا بدون لباس روحانيت براى مسلمان جايز است ؟

جواب : بسمه تعالى مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1633 ـ آرايش زنان در فيلم و تئاتر چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى با ساير موارد فرقى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1634 ـ ايا در معرض عمومى زن بايد ظاهر پا را بپوشاند ؟

جواب : بسمه تعالى بنابر احتياط ظاهر پا تا مچ را هم بايد بپوشانند , واللّه العالم .


سئوال : 1635 ـ آيا پوشاندن صورت , و مچ دست و پاها بر زن واجب است ؟

جواب : بسمه تعالى بر زن واجب است بدن خود را از نامحرم بپوشاند و در وجه وكفين و هم احتياط مستحب پوشانده آن است , واللّه العالم .


سئوال : 1636 ـ خوشبو كردن زن براى محارم و غير شوهر صحيح است ؟

جواب : بسمه تعالى خـوشـبو كردن زن در منزل خودش اشكال ندارد و لو اين كه محارم در منزل باشند , ولى نبايد با اين حالت از منزلش بيرون برود , واللّه العالم .


سئوال : 1637 ـ گـفـتـه مـى شـود : (( اسـتفاده از چادر مشكى ( براى خواهران )مناسب نبوده و مكروه مـى بـاشـد و خـواهـران بـايد از پوشاك روشن در رنگهاى متنوع استفاده نمايند و دليل ندارد كه تـوصـيـه شود ( خانمها ) كفش و مانتوى تيره بپوشند )) .

حال سؤال اين است كه در حال حاضر با توجه به شرايط فعلى جامعه ما ,تكليف پوشش خواهران چيست ؟

و آيا گفته هاى فوق و امثال آن با توجه به آثار و تبعات سوء آن براى جامعه , شرعا صحيح است يا خير ؟

جواب : بسمه تعالى چـادر مـشكى داخل در عنوان رداء است و پوشيدن رداى مشكى مانعى ندارد .

و بر زنان لازم است لباس زينت را مانند بدن ازمردان غير محارم بپوشانند , واللّه العالم .


سئوال : 1638 ـ مـقـصود از لباس شهرت را بيان فرماييد ؟

آيا به چادرى سفيد و يا عباى سفيد و مثل اينها لباس شهرت گفته مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى لباسى كه انسان مى پوشد اگر لباسى باشد كه موجب وهن به اوشود يا طورى باشد كه با پوشيدن آن بر ديگران فخر بورزد ,بنابر احتياط واجب بايد ترك شود , واللّه العالم .


سئوال : 1639 ـ شركت زنان در مسائل اجتماعى از قبيل تظاهرات ,انتخابات و.. .

از نظر شرعى چگونه است ؟

جواب : بسمه تعالى شركت بانوان در اجتماعات با ملاحظه عفت مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1640 ـ زنـى كـه قران را به صورت تواشيح و هم خوانى براى مردبيگانه مى خواند از نظر شرع چه حكمى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى چنانچه به قصد التذاذ جنسى نباشد مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1641 ـ تعليم علم روز بر زن لازم است آيا شوهر مى تواند ازخروج زن از خانه جلو گيرى كند ؟

در خـصـوص تـعليم مسائل شرعى چگونه است ؟

و همچنين اگر تحصيل علوم دينى براى زن از نظر شرعى لازم باشد چگونه است ؟

جواب : بسمه تعالى خروج زن از خانه در غير مواردى كه تعلم احكام شرعى موقوف به ان است , بايد به اذن شوهر باشد و شـوهـر مى تواند زن را منع كند در خروج از خانه و لكن اگر در ضمن عقد , شرط كرده باشدكه زن از طرف شوهر ماءذون باشد در خروج , مى تواند بدون اجازه خارج شود و در صورت منع شوهر بايد براى يادگيرى احكام و علوم دينى برايش معلم به خانه ببرد , واللّه العالم .


سئوال : 1642 ـ همنشينى و حرف زدن با نامحرم تا چه حد جايز , و آيابين زنان و دختران نامحرم فاميل و جز آن , فرقى است ؟

جواب : بسمه تعالى سزاوار است كه حرف زدن با زن جوان بدون التذاذ يا خوف وقوع در حرام ترك شود .

و حرف زدن با نامحرم در صورت التذاذ يا خوف وقوع در حرام جايز نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1643 ـ از نظر درس خواندن در مدارس يا دانشگاه ها آيا جايزاست پسر و دختر با هم درس بخوانند يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى فـى نفسه مانعى ندارد ولى بايد از نگاه التذاذى به صورت ودستها و ساير محرمات اجتناب كنند , واللّه العالم .


سئوال : 1644 ـ دانـش آمـوزان در كـلاس مخلوط باشند بطورى كه همه اينهاغير مميز , مميز , مكلف يا مختلف باشند .

جواب : بسمه تعالى در صورت خوف گناه اختلاط پسران و دختران مكلف و مميزجايز نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1645 ـ اگـر تـمـام دانـش آموزان در يك كلاس با پسر باشند ولى معلم يك زن اجنبيه باشد و يا بالعكس , و در اين صورت دانش آموزان غير مميز و مميز با هم فرقى دارند .

جواب : بسمه تعالى مـكلف نبايد به صورت و دستهاى اجنبيه نگاه التذاذى بكند وبهتر است اجنبيه خود را در معرض نگاه التذاذى مميز قرارندهد , واللّه العالم .


سئوال : 1646 ـ در صـور فوق در صورت عدم جواز , حكم حرمت براى دانش آموزان است يا براى استاد به اين معنى كه اگر دردانشگاهى معلم مرد باشد .

دخترها مى توانند در آنجا درس بخوانند يا بعكس .

جواب : بسمه تعالى درس خـوانـدن مانعى ندارد ولى زنها و دختران بايد خود را ازنگاه نامحرم حفظ كنند و حجاب را رعايت نمايند , و مرد نيزنبايد نگاه التذاذى بصورت و دستهاى نامحرمان بكند , واللّه العالم .


سئوال : 1647 ـ براى تدريس خصوصى در منزل آيا براى دانش آموزان دختر مردى را يا بالعكس براى پسر زنى را مى شود استخدام كرد ـ در دو صورت امكان آمدن شخص سوم در اطاق درس وعدم امكان آن , و مكلف بودن و نبودن دانش آموز , حكم چيست ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه كسى نتواند وارد شود خلوت با اجنبيه است , وجايز نيست , واللّه العالم .

مهريه


سئوال : 1648 ـ در بـعـضـى جاها شير بها مى گيرند , و پول را پدر دختربرمى دارد و در بعضى از كشورها دختر را در مقابل پول هنگفتى شوهر مى دهند , گرفتن اين مبالغ چه صورى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى اگر بخشى از مهر را براى غير دختر قرار دادن همانند پدر دخترو غيره اعتبارى ندارد , ليكن اگر بـه صورت شرط ضمن عقدبراى غرض صحيح ديگرى شرط هبه كنند براى پدر دختر وغيره يا در مـقـابـل عـمل مباح براى غير دختر مالى را به عنوان جعاله و مانند آن قرار دهند جايز است , واللّه العالم .


سئوال : 1649 ـ زن كه به عقد كسى درآمده هنوز دخول نشده , مرد فوت كرده يا شهيد مى شود .

مهر زن تمام است يا نصف ؟

جواب : بسمه تعالى در مورد مزبور زن حق نصف مهر را دارد , واللّه العالم .


سئوال : 1650 ـ اگـر مرد مقلد مجتهدى باشد كه مى فرمايد قبل از دخول نصف مهر , و زن مقلد شخصى است كه مى فرمايد تمام مهر ,و مرد قبل از دخول فوت شد , تكليف مهريه زن چيست ؟

جواب : بسمه تعالى اگر ساير ورثه راضى باشند مى تواند تمام مهر را بگيرد , و الا بايد با هم تراضى كنند , واللّه العالم .


سئوال : 1651 ـ مقدار مهرالسنه را بيان نماييد ؟

جواب : بسمه تعالى مهر السنه پانصد درهم است , درهم به وزن 6/12 نخود نقره مسكوك است , كه ارزش ان بر حسب سكه ها و قيمت نقره , درازمنه مختلف متفاوت مى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1652 ـ مهر بانوان كه از ساليان پيش بر گردن شوهران است , واينك ارزش ريال سقوط كرده , آيا به همان مبلغ نوشته شده حساب مى شود يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر از قبيل اسكناس و مانند آن است , همان را كه تعيين كرده اندبر حسب تومان يا ريال و غيره بـدهـكـار اسـت .

و اگر از قبيل سكه ,طلا و نقره است , مثل آن بر ذمه شوهر مستقر شده و آن را بايدبپردازد , واللّه العالم .


سئوال : 1653 ـ بـدون عـقـد پـسر و دخترى با هم نامزد شده اند ـ البته پدرراضى است ـ ولى هنوز مهر را مشخص نكرده اند .

آيا در غياب پدر , دختر را مى توان با مهر معمولى مثلا صد تومان به عقد آن پسر درآورد ؟

جواب : بسمه تعالى رضا يا اذن پدر بر نامزدشدن كافى نيست و بايد عقد نكاح به اذن يا اجازه پدر باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1654 ـ زن و مرد يا اوليا و بزرگانشان ميان خود قراردادى امضامى كنند , مهرالمسمى هم تعيين مى نمايند مثلا مبلغ دويست هزار تومان نقد داده مى شود و بقيه در ذمه زوج باشد كه پس ازانجام مـراسـم عـروسى زوجه مى تواند مطالبه نمايد .

و مرد هم در صورت توان بپردازد, همان طور كه عـلـمـا گـذشـته درعقدنامه ها مى نوشتند : (( فلها المطالبه بشرط التمكين التام و له الاداء عند القدرة والامكان )) , ولى اينك دفاتر رسمى ازدواج بناى مذكور را در نظر نگرفته و مى نويسند كه : (( زوج بايد عندالمطالبة پرداخت نمايد )) , و روى اين اصل وقتى كه اختلافى بين آنها پديد مى آيد , زن مـى گـويـد : مـادامـى كـه شـوهر مهريه رانقدا نپردازد حاضر به تمكين نخواهد شد بلكه از زوج مـى خواهد كه مهريه را نقدا بپردازد تا راضى به عروسى شود .

همچنين مى گويد : تا هنگامى كه مهر را نپرداخته است بايدنفقه او را هم بدهد , آيا زوجه چنين حقى را دارد يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى حق امتناع زوجه از زفاف در مورد مهر حال است و اگر اجل تعيين نشود در حكم حال مى باشد , و زوج عـنـد الـمطالبة و القدرة بايد بپردازد , و اگر نپرداخت زوجه مى تواند از زفاف امتناع كند ,و بـعيد نيست كه نقد گرفتن بعضى و بقيه را در ذمه نهادن ظاهردر اسقاط حق امتناع باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1655 ـ مـخـارجـى را كـه قـبـل و بعد از عقد خرج شده , مى توان بارضايت زن , آن را جزء مهريه درآورد ؟

جواب : بسمه تعالى آنچه قبل از عقد نكاح خرج شده است , مهر نيست , و آنچه بعد ازعقد خرج مى شود , چنانچه دختر در عقد بپذيرد كه مهر او باشد ,مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1656 ـ با دخترى به شرط صحت و سلامتى كامل ازدواج شده ,اما در شب زفاف , شوهر دريافت از نـاف تـا بالاى زانوها وعورتين زن در زمان كودكى سوخته و به صورت منقبظ درآمده و اينك هم دخول ممكن نيست .

پزشك مى گويد : احتياج به عمل جراحى دارد .

شوهر نيز عقد را فسخ كرده آيا اين حق راداشته ؟

آيا زن مى تواند درخواست مهريه كند ؟

جواب : بسمه تعالى در فرض مزبور زوج حق فسخ نكاح را داشت و چنانچه نكاح رافسخ كرده زوجه حق مطالبه مهر را ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1657 ـ اگـر مهريه زوجه حال باشد , آيا زن مى تواند از وظايفى كه در برابر شوهر دارد خوددارى نـمايد تا مهر به وى تسليم شود ؟

همچنين پس از عروسى , زن كه به خانه شوهر رفت و خود رادر اخـتيار وى گذاشت , ولى مرد نتوانست با وى نزديكى كند ,زن مى تواند پس از آن مطالبه مهريه را به شرح مذكور مطالبه نمايد و قبل از تسليم مهريه از ايفاى وظايف خوددارى نمايد يااين كه حق استنكاف با تسليم تام از دستش مى رود و فقطزوجه حق مطالبه مهريه را دارد ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر زوجـه بـا تـسليم خود قصد اسقاط حق خودش را نموده , ديگرنمى تواند امتناع نمايد , واللّه العالم .


سئوال : 1658 ـ اگـر مـهـريـه زنـى بـه اين شرط باشد كه در صورت توانايى مالى , آيا اين صحيح است ؟

چنانچه صحيح باشد , زن مى تواند در حال نادارى تقاضا كند ؟

جواب : بسمه تعالى مـهـر در ذمه قرار داده شود و شرط كند كه عند الاستطاعة بپردازد صحيح است , و زن نمى تواند در صورت عدم الاسطاعة مطالبه كند , حتى در شب زفاف , واللّه العالم .


سئوال : 1659 ـ اگر زن مهريه خود را به شوهر ببخشد بعد پشيمان شود ,مى تواند آن را از شوهر طلب كند ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر مهريه در ذمه شوهر بوده و ابراء كرده , نمى تواند مطالبه كند .

و همچنين اگر عين خارجى بوده و بخشيده و در اختيار اوقرار داده است بنابر احتياط نمى تواند پس بگيرد , واللّه العالم .


سئوال : 1660 ـ مهريه اى كه 50 سال پيش 100 تومان بود آيا اكنون همان مقدار بر عهده زوج است يا اين كه ارزش افزوده 100 تومان در50 سال پيش را به حساب آورند ؟

جواب : بسمه تعالى اگر به پول نقره معين نشد , مهريه او همان 100 تومان است .

واللّه العالم .


سئوال : 1661 ـ كسى شرط كند , اگر همسرم باكره باشد به او مهر المسمى تعلق مى گيرد اگر نباشد به مهر اختيارى كه خود مرد تعين مى كند بدهد , آيا اين شرط درست است ؟

جواب : بسمه تعالى اگر مهر باكره را معين كند و شرط كند اگر باكره نبود مهر المثل باشد , مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1662 ـ چـنـانـچـه غـير از شوهر , شخص ديگرى مهريه زن را به گردن بگيرد , ايا درست است و پرداخت آن الزام آوراست ؟

جواب : بسمه تعالى قـبـول مـهـر از طرف زوج و غير زوج فرقى نمى كند .

هر كس قبول كرد بايد پرداخت نمايد , واللّه العالم .


سئوال : 1663 ـ دخـتـرى را يك بار با 150 هزار تومان و يك جلد كلام اللّه و پس از چند ماه عقد دومى را با مـهريه سى سكه بهار آزادى بدون انحلال عقد اول شوهر مى دهند , اينك كدام مهريه برعهده پسر است ؟

جواب : بسمه تعالى در فـرض مـزبور كه عقد نكاح به نحوى كه نوشته ايد اجرا شده ,مهريه همان مقدار معين شده در عقد اول است , و نوشتن سى سكه در قباله حقى براى زن ايجاد نمى كند و عقد صورى اثرى ندارد , ولـى اگـر در ضـمـن عقد لازم ديگرى شرط كنند كه سى سكه نيز بر آن مهر اضافه كنند مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1664 ـ آيا زن مى تواند هنگام اجراى عقد با شوهر شرط كند كه كلاس دارى را همچنان ادامه بدهد و در جلسات مختلف شركت كند ؟

جواب : بسمه تعالى شرط عمل مباح در ضمن عقد , صحيح و نافذ است , واللّه العالم .


سئوال : 1665 ـ زن در عـقـد مـوقـت شـرط كند كه مرد فقط حق نزديكى داشته باشد , و حق بوسيدن و بازيهاى ديگر را نداشته باشد ,اگر مرد قبول كند درست است ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر شرط كند كه مرد اين كار را نكند مانعى ندارد ولى شرط اين كه شوهر حق نداشته باشد اين كار را بكند اشكال دارد , واللّه العالم .


سئوال : 1666 ـ با توجه به اين كه قوانين مدنى از احكام شرعى استخراج مى شود , به استحضار مى رساند در مـسـائل و احكام عقد دائم آقايان مراجع تقليد , مثلا در مساءله 2420 توضيح المسائل حضرت امام خـمينى , قيد شده , قبل از اخذ مهريه , زن مى تواند از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى نمايد , در صـورتـى كه در قوانين 1085 و 1086 مدنى كه خود از مساءله فوق نتيجه مى شود قيد شده كه زن مـى تـوانـد قـبـل از اخـذ مـهريه از ايفاءوظايفى كه در مقابل شوهر دارد , امتناع كند .

حال سؤال اين است كه آيا منظور از ايفاء وظايف تمام وظايفى ست كه زن دربرابر شوهر دارد و يا فقط منظور همان مساءله نزديكى كردن مى باشد ؟

جواب : بسمه تعالى بـه حـسب حكم شرعى زن مى تواند قبل از گرفتن مهر از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند و محتمل است آنچه در قانون آمده اشاره به همان باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1667 ـ چـهـل سـال پيش مهريه زنى فقط پنجاه تومان بود اكنون مى خواهد طلاق دهد , بايد چه مقدار مهريه بپردازد ؟

جواب : بسمه تعالى اگر اسكناس مهر قرار داده شده همان پنجاه تومان را شوهربدهكار است و چنانچه از قبيل پولهاى نقره بوده , نقره بايدبپردازد , واللّه العالم .


سئوال : 1668 ـ اگـر مـردى از هـمـسـرش به كمك فشار و ضرب و شتم ,خواست كه مهر را به شوهرش ببخشد و طلاق بگيرد , آيارواست و گرفتن آن پول حلال است ؟

نيز آيا طلاق رجعى است يا خلع ؟

جواب : بسمه تعالى اين كار جايز نيست و مالى را كه زن به اكراه به او بخشيده مال او نمى شود .

و تصرف در آن براى او جايز نيست .

و طلاق مزبوررجعى حساب مى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1669 ـ اسـتحضار داريد , مهريه بسيارى از زنهاى سابق معادل دوازه ريال و يا كمتر و بيشتر بوده است ايا در موقع طلاق مهريه همان مبلغ درج شده در سند ازدواج است يا معادل قيمت ان ؟

جواب : بسمه تعالى چـنـانـچه مهر را ريال نقره قرار داده و فعلا دسترسى به ان نيست قيمت روز اداء را بايد بپردازد و اگـر پـولـهـاى اعتبارى ماننداسكناس و امثال ان را مهر قرار داده اند همان را بايد بپردازند ,واللّه العالم .


سئوال : 1670 ـ بـعـد از شيرينى خوران و حلقه زدن چيزهايى از قبيل غلا ت و اشياء مرسوم را مرد به خانه نـامـزد مـى بـرد .

اندك زمانى كه مى گذرد و هنوز ازدواج صورت نگرفته اگر زن بميرد , آيامرد مى تواند خواستار آنها شود ؟

جواب : بسمه تعالى آنچه از اجناس باقى ماند , مى تواند پسر آن را مطالبه كند , وآنچه صرف شده قابل مطالبه نيست , واللّه العالم .

نفقه


سئوال : 1671 ـ زنـى بـه سـبـب آتش سوزى در خانه شوهرش در بيمارستان بسترى , و سپس فوت كرد , هزينه بيمارستان او بر عهده شوهراست ؟

جواب : بسمه تعالى هزينه متعارفه درمان زن در زمان حياتش به عهده شوهر است ,واللّه العالم .


سئوال : 1672 ـ مـرسوم است كه بين ازدواج و زفاف , هنگامى كه زن به خانه شوهر رفته است از زوج نفقه نـمـى گيرند و پس از مدتى زن براى مطالبه نفقه مى آيد , آيا در اين مدتى كه تمكين تام ننموده و ارتكاز عرفى هم بر اين است كه مرد نفقه نمى دهد , زوجه حق مطالبه مخارج گذشته خود را دارد ؟

جواب : بسمه تعالى اگر ارتكاز عرفى بر اسقاط نفقه در مدت عقد زفاف است , حق مطالبه نفقه را ندارد , مگر اين كه زن براى زفاف حاضر باشد ,ولى زوج او را به خانه خود نمى برد كه در اين صورت حق مطالبه نفقه زوجه ثابت است , واللّه العالم .


سئوال : > سئوال 1673 ـ نفقه ولد الزنا بر پدر واجب است يا خير ؟

جواب : بسمه تعالى نفقه فرزند بر پدر واجب است در صورتى كه فرزند فقير باشد ,واللّه العالم .


سئوال : 1674 ـ زنـى در خـانـه شـوهـر ديـوانـه شده است .

و به علت ديوانگى هر چند تمكين نكند ناشزه مـحسوب نمى شود .

خواهر زن متعهد شده كه آن زن را نگهدارى كند و نفقه خواهرش رابپردازد , در اين صورت آيا نفقه از شوهر ساقط مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى در فـرض مزبور زن حق نفقه دارد و شوهر بايد نفقه او را بدهد ,و با نفقه دادن خواهر زن نفقه زن ساقط نمى شود .

و چنانچه شوهر نداد در ذمه اش باقى مى ماند , مگر اينكه تعهد خواهر زن بر دادن نفقه پيش حاكم شرع يا وكيل او باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1675 ـ در صـورتى كه جايز باشد زن به بيرون از منزل برود , ايانفقه اى كه واجب شده مرد به زن بپردازد ساقط مى گردد ؟

سئوال : nt color = blue size = "+1"> جواب بسمه تعالى در صـورتـى كـه خـروج جـايـز باشد , بلكه در بعضى از صورى كه خروج جايز نيست , نفقه ساق ط نمى شود , واللّه العالم .


سئوال : 1676 ـ زنـى كـه هـنـوز مـنـزل والـديـن است آيا نفقه دارد ؟

آيا مى توانداز نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند و سائر استمتاعات چطور ؟

جواب : بسمه تعالى مادامى كه زن در خانه پدرش است و تاءخير به مقدار متعارف باشد يا تاءخير از ناحيه شوهر نباشد , نـفـقـه تعلق نمى گير , و اگردر خانه شوهر باشد , قبل از گرفتن مهر مى تواند از نزديكى كردن شـوهر جلوگيرى كند و اما ساير استمتاعات منوط به شرط در عقد يا بعد از عقد است .

و چنانچه زن در خـانه پدر باشدمنوط به رضايت پدر در رفت و آمد به آن خانه و ارتباط با زن مى باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1677 ـ آيا زن مى تواند در وجوب نفقه , از شوهرش وجه نقدى رادرخواست كند ؟

جواب : بسمه تعالى در مورد وجوب نفقه , بر شوهر لازم نيست وجه نقدى بپردازد ,واللّه العالم .


سئوال : 1678 ـ بـيـشـتر فرزندان دختر و پسر پس از اخذ ديپلم يا بالاتر درنهادهاى دولتى به كار مشغول مى شوند و درآمد در خورى داردند .

پدر تا چه وقت نفقه فرزندانش را بايد بدهد ؟

و آياپدر مى تواند در اموال اين فرزندان هم تصرف نمايد ؟

جواب : بسمه تعالى در صـورتـى كـه فـرزند فقير باشد , نفقه او بر پدر واجب است .

البته اگر در شاءن و قدرت فرزند كارى باشد , على الاحوط بر اولازم است كار كند .

نيز نفقه پدر اگر فقير باشد بر فرزند واجب است .

و تـصرف پدر در اموال اولاد اگر براى انفاق باشد يا خودبه آن نياز داشته باشد , جايز است , واللّه العالم .


سئوال : 1679 ـ در ضـمـن عقد شرط شده است كه چنانچه زوج بيش ازشش ماه ترك نفقه نمايد , زوجه وكـالـت دارد با مراجعه به دادگاه خود را مطلقه نمايد چنانچه زوجه اى كه هنوز عروسى نكرده و در مـنـزل والدين خود مى باشد , به اختيار خود , حدودده ماه از رو به رو شدن با شوهرش و حتى صـحـبت كردن با وى امتناع كرده , آيا مى تواند به دادگاه مراجعه و مدعى شود كه شوهرم در اين مدت به من نفقه نداده و طلاق خود را از دادگاه بگيرد ؟

جواب : بسمه تعالى مادامى كه نفقه واجب نشده زن بخاطر ترك نفقه وكالت در طلاق ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1680 ـ زن شـوهـردار بـدون اذن شـوهر ترك زندگى مى كند , وتمكين نمى كند , آيا چنين زنى مستحق نفقه است يا خير ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه بدون عذر شرعى باشد , استحقاق نفقه ندارد ,واللّه العالم .

شير دادن


سئوال : 1681 ـ آيـا دو سـال تـمام شير خوردن بچه , از حقوق اوست كه مادر نتواند بى بهانه و دليلى از آن سرپيچى كند ؟

جواب : بسمه تعالى بـنـابر مشهور حد اقل شير دادن بيست و يك ماه است , و مادرسزاوارتر است به شير دادن تبرعا يا اجرتى كه ديگران حاضرند بگيرند , واللّه العالم .


سئوال : 1682 ـ آيا زنى مى تواند فرزند برادر يا خواهر خود را شير بدهد يانه ؟

جواب : بسمه تعالى مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1683 ـ در خصوص شير دادن به طفل ديگران در چه صورت زن شير ده بر طفل محرم مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى چـنـانـچه از ان شير گوشت روئيده موجب حرمت مى شود و اگراحتمال انبات لحم را مى دهند احتياط كنند .

واللّه العالم .


سئوال : 1684 ـ طـفـلـى را بـه فرزندى قبول مى كند و براى او شناسنامه تهيه مى نمايد در اين صورت آيا طفل او حساب مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى احكام رضاع در صورت حصول شرائط مذكوره در رساله مترتب مى شود ولى هيچيك از احكام ارث و نـفـقه و ولايت ...مترتب نمى شود و شناسنامه بطور مطلق گرفتن جايز نيست بايد در شناسنامه فرزند خواندگى قيد شود كه در نسب خللى وارد نشود , واللّه العالم .


سئوال : 1685 ـ اگر زنى پانزده مرتبه بچه اى را شير بدهد ـ ولى در هر روزيك مرتبه ـ و در بين اين پانزده مرتبه شير زن ديگر را نخورده آولى غذا كاملا نخورده ـ آيا اين زن شير ده ـ مادر رضاعى مى شود يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى پانزده مرتبه شير دادن با وجود سائر شائط موجب تحقق رضاع شرعى است , واللّه العالم .


سئوال : 1686 ـ بـانوى نوه دخترى خود را چند ماه شير داده است , در اين صورت ايا داماد اين بانو با دختر او ( يعنى پدر و مادر طفل شير خوار ) با هم , نامحرم مى شوند ؟

جواب : بسمه تعالى در فرض مزبور داماد و همسر وى ( يعنى پدر و مادر طفل ) بريكديگر حرام , و بايد از هم جدا شوند , واللّه العالم .


سئوال : 1687 ـ آيا خود اين بانوى شير دهنده ( كه مادر بزرگ طفل شيرخوار حساب مى شود ) با شوهرش ( كه پدر بزرگ طفل است ) نامحرم مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى مادر بزرگ طفل به سبب شير دادن , بر پدر بزرگ حرام نمى شود ,واللّه العالم .


سئوال : 1688 ـ كسى با دخترى ازدواج مى كند , سپس با زنى ديگرازدواج مى كند .

آن گاه معلوم مى شود كه مادر همسر اول همسر دوم را سه ماه شير داده است و شرايط شير دادن هم تكميل است .

به اين شـكل , آن دو زن خواهر رضاعى همديگرند .

اينك اين وصلت چه حكمى دارد ؟

و آن دو فرزندهم داشته باشند , تكليف چيست ؟

جواب : بسمه تعالى در صـورتى كه محرز شود كه مادر زوجه اول زوجه ثانيه را باشرايط رضاع محرم شير داده نكاح با زوجـه ثـانـيه باطل است وفرزند او هر چند كه از وطى به شبهه متولد شده , ولى با فرزندى كه از نكاح شرعى متولد شده فرقى در حكم ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1689 ـ غـيـر از مـادر بزرگ كه نمى تواند نوه خود را شير دهد ,همچنين زن پدر كه نمى تواند نوه شـوهر خود را شير بدهد ,طبق نقلى كه هست : (( لا ينكح اءب المرتضع في اولاد صاحب اللبن )) شخص ديگرى هم هست كه شير دادن او به مقدارمعتبر ايجاد مشكل كند يا نه ؟

جواب : بسمه تعالى حـكـم از اولاد (( صـاحب اللبن )) و (( اب مرتضع )) تجاوز نمى كندخواه اولاد صاحب اللبن مادر مرتضع باشد يا نباشد .

در موردجد مرتضع احتياط در ترك نكاح است , واللّه العالم .

طلاق


سئوال : 1690 ـ بـعـد از ازدواج ( چهار سال ) فهميدم همسرم به نوعى بيمارى صرع كه از نوع ارثى است , مبتلا مى باشد .

قبل ازازدواج هيچ ابراز نكرده بودند , حال مى توانم به خاطر اين مريضى فسخ عقد نمايم ؟

جواب : بسمه تعالى در صـورتـى كـه هـمراه با آن بيمارى ديوانگى قبل از عقد نداشته باشد , حق فسخ نداريد .

و اگر ديـوانـگـى قـبـل از عـقـد داشته حق فسخ ثابت است .

و اگر بعد از عقد و قبل از وطى ديوانگى حادث شده , گرچه حق فسخ ثابت است , ولى احتياط مستحب در ترك فسخ است , واللّه العالم .


سئوال : 1691 ـ مردى كه براى بار دون ازدواج كرده و از زن نخستين خودفرزندانى نيز دراد , و اينك قادر به نزديكى با زن حتى براى يك بار هم نيست , آيا حق فسخ عقد براى زن هست ؟

جواب : بسمه تعالى چـنانچه عنين بودن مرد قبل از ازدواج با زن مزبور محقق شده آن زن حق فسخ عقد را دارد , هر چند مرد از زن سابق داراى اولادى باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1692 ـ آيا مردى كه همسرش در عده طلاق رجعى است مى تواند در همين روزها به او نگاه شهوت آلود كند , گرچه ميل بازگشت هم ندارد ؟

جواب : بسمه تعالى مـادامـى كـه عـده زن تـمام نشده زوجيت باقى است و نظر با التذاذمانعى ندارد و لو قصد رجوع نداشته باشد , طلاق رجعى باقى است , واللّه العالم .


سئوال : 1693 ـ شخصى همسرش را به دليل ناسازگارى طلاق رجعى مى دهد , البته خانم مى گويد : من حامله هستم , ولى شوهرگفته خانم را باور نمى كند .

بعد از طلاق حمل ظاهر مى شود ,آيا طلاق صحيح است .

جواب : بسمه تعالى صحت طلاق مزبور محل اشكال است , و بنابر احتياط ـ اگررجوع نكند ـ بايد بعد از ظهور حمل , طلاق را اعاده كند , واللّه العالم .


سئوال : 1694 ـ شوهرم در حدود چهار سال است من و فرزندش راگذاشته و هيچ خبرى از وى نداريم .

و خرجى زندگى نداريم ودر خانه برادرم زندگى مى كنيم .

به دادگاه شهر رى مراجعه كرده ايم و آنها به ما فرمودند كه بايد به يكى از بيت هاى آقايان در قم برويد تا آنان با صلاح ديد خود , حكم قضا را صادركنند , حضرت عالى چه مى فرماييد ؟

جواب : بسمه تعالى در صـورتـى كـه نـزد حـاكـم شرع جامع الشرايط ثابت شود كه شوهر نفقه نمى دهد , حاكم شرع مـى تـوانـد بـه تـقـاضـاى زوجـه وى را بـا شـرايط طلاق دهد .

و پس از گذشت عده طلاق , زن مى تواندشوهر كند , واللّه العالم .


سئوال : 1695 ـ مـيزان در طلاق خلع چيست ؟

علاوه بر بذل مهريه , آيامرد مى تواند اموال ديگرى مطالبه كند ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه زن نسبت به شوهر كراهت داشته باشد , نه شوهر نسبت به زن , و زن مالى را به رضا و رغـبـت خـود به شوهر بذل كند تا متعاقبا وى را طلاق دهد , طلاق خلعى است .

ومرد نمى تواند وى را الزام بر بذل نمايد , واللّه العالم .


سئوال : 1696 ـ در طلاق بايد شهود عادل باشند , آيا حسن ظاهر كافى است يا احراز عدالت ؟

جواب : بسمه تعالى

حسن ظاهر طريق است براى عدالت واقعى در صورتى كه عدم عدالت محرز نباشد .

و حسن ظاهر عـبـارت اسـت از ايـن كه شخص خودش با كسى معاشرت داشته باشد و از وى معصيتى نبيند وبا كسانى كه با وى معاشرت دارند خبر بدهند كه از وى جز خيرچيزى نديده اند , واللّه العالم .


سئوال : 1697 ـ زنـى بـه خـلع , طلاق يافت .

در عده , شوهرش نزد او آمد وپس از گفت گو و دلجويى , بـدون آن كـه زن بـه بـذل خـود رجـوع نـمايد مرد با زن همبستر مى شود .

البته اين دو از احكام آگـاه نـبـودند .

از آن هنگام هشت ماه سپرى شده , و ديگر بار بايكديگر هم بستر نشده اند , آيا زن مى تواند با ديگرى ازدواج كند ؟

جواب : بسمه تعالى در فـرض سؤال , دخول رجوع به زوجيت حساب نمى شود وتمايل زن به دخول هم رجوع در بذل حساب نمى شود , وطى مزبور وطى به شبهه بوده , و ازدواج آن زن با مرد ديگر پس ازانقضاى عده وطى به شبهه , مانعى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1698 ـ با توجه به اين كه طلاق به تقاضاى زن بود , و ايشان ازابتداى ازدواج بدون دليلى موجه از زنـدگـى مـشـتـرك سرپيچى كرده و در منزل پدرى ساكن است .

و اين جانب حاضر به سازش و زندگى هستم آيا شرعا مهريه به ايشان تعلق مى گيرد ؟

جواب : بسمه تعالى تـمـام مهريه را مالك است .

و اگر قبل از دخول طلاق دهيد , نصف آن به ملك شما برمى گردد , واللّه العالم .


سئوال : 1699 ـ اگـر شـوهـر به همسرش وكالت دهد يا هنگام عقد شرطنمايند چنانچه شوهر معتاد شد , طـلاق بـا زوجـه باشد .

اگرشوهر معتاد شد و زوجه خواست طلاق بگيرد , آيا رجعى خواهد بود يا اقـسـام ديگر طلاق ؟

و در صورت رجعى بودن ,اگر شوهر رجوع كرد زن مجددا مى تواند خود را مطلقه نمايد ؟

جواب : بسمه تعالى در صـورتـى كـه شوهر به زوجه خود وكالت دهد تا خود را طلاق دهد , در مورد خاص يا در ضمن عـقـد , شـرط وكالت نمايد كه درصورت اعتياد شوهر و مانند آن از جانب وى خود را مطلقه سازد مـانعى ندارد .

و نوع طلاق بستگى به شرائط زمان طلاق دارد از قبيل كراهت زوجه و بذل مال به زوج مـقارن صيغه خلع لذا ممكن است رجعى يا خلعى باشد .

در صورت رجعى پس ازرجوع زوجه وكالت در ضمن عقد باقى است , واللّه العالم .


سئوال : 1700 ـ بـنـده در سـن 73 در 27 سـالگى با آقايى در سن 55 سالگى ازدواج كردم .

ايشان به مرض عنين و ناتوانى دچار شده اند .

ازدادگاه تقاضاى طلاق كرده ام , ولى شوهرم نمى پذيرد .

با توجه به ايـن كه اكنون در بحران جوانى هستم , آيا مى توانم طلاق بخواهم ؟

همچنين سال آينده ليسانس خود را از دانشگاه مى گيرم .

اگر او همچنان نپذير تكليفم چيست ؟

جواب : بسمه تعالى چـنـانچه زوج بعد از دخول عنين شده است , براى زوجه اختيارفسخ نيست و اين امر ابقائى است بـراى زوجـه , و دنيا دارامتحان است هر كس به نحوى آزمايش مى شود .

در اين صورت زوجه بايد صبر كند يا به وجهى شوهر را راضى نمايد تا به وجه صحيح وى را طلاق دهد .

واللّه العالم .


سئوال : 1701 ـ بـيست سال پيش مردى با خانمى ازدواج كرد به دنبال اختلاف خانوادگى , دو سال پيش زوج طى نوشته اى كه به زوجه داد طلاق را نوشته و به او داده , يعنى بدون اجراى صيغه شرعى و بـدون وكيل , او فقط نوشته (( تو زن من نيستى )) .

اينك مى خواهند به قم رجوع كنند .

حكم اين مساله را بيان نماييد ؟

جواب : بسمه تعالى تـا طـلاق شرعى واقع نشده و يا از موارد فسخ نباشد گفتن اين كه تو زن من نيستى اثرى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1702 ـ از جـمـلـه شـروط ضمن عقد نكاح اين جانب منع ازدواج دوم است .

چنانچه من با داشتن هـمسر دايم به دليل عسر وحرج ايجاد شده توسط همسرم اقدام به ازدواج موقت كردم ,آيا از نظر شرعى ازدواج دوم من باعث ايجاد حق طلاق ازناحيه زوجه دايم مى گردد ؟

جواب : بسمه تعالى چـنـانـچه ضمن عقد نكاح شرط شده كه زوجه وكيل باشد ازطرف زوج تا در صورت ازدواج دوم زوج , و لـو به صورت نكاح موقت , خود را طلاق بدهد زوجه مزبور مى تواند در اين صورت از ناحيه زوج , خود را طلاق بدهد , واللّه العالم .


سئوال : 1703 ـ زن شيعه , و همسرش سنى است .

شوهر سه بار لفظطلاق را براى زوجه اش به كار مى برد , آيا اين طلاق درست است ؟

جواب : بسمه تعالى طلاق واقع مى شود و زوجه شوهر خود را بر طبق مذهب اهل سنت ملزم مى سازد , واللّه العالم .


سئوال : 1704 ـ هـمـسـرى كـه شـوهرش مفقود شده و پس از حدود دو سال طبق وكالت بلاعزلى كه در طـلاق خـود داشت , خود را مطلقه نمود .

پس از انقضاى عده طلاق , با شوهر جديد ازدواج نمود .

چهار سال از ازدواج دومى گذشت , خبر شهادت همسر اولش را آوردند .

از علائم و پلاك مشخص شـد كـه ايـشـان هـمان هشت سال پيش به شهادت رسيده بود .

در حقيقت طلاق دو سال بعد از شهادتش واقع شده .

حال آيا ازدواج دوم صحيح است ؟

اگر حرام و باطل است حرمت ابدى دارد ؟

جواب : بسمه تعالى ازدواج با مرد دوم باطل بوده است .

بعيد نيست موجب حرمت ابدى نباشد .

و نكاح مزبور كه قبل از بـلـوغ خـبر وفات واقع شد ,نه نكاح زن شوهردار بوده و نه نكاح معتده , بلكه نكاح با زنى بوده كه هنوز عده وفات نگرفته و از اين جهت باطل بوده است ,واللّه العالم .


سئوال : 1705 ـ كـسى كه همسرش باردار است و به خلعى او را مطلقه مى كند .

و زن قبل از وضع حمل به بـذل رجـوع نـمـى كـنـد , آيـا اين شخص مى تواند قبل از وضع حمل به زوجه اش رجوع نمايد يابا خواهرانش ازدواج كند ؟

جواب : بسمه تعالى حق رجوع ندارد , مگر با عقد مجدد .

و قبل از وضع حمل مى تواندخواهرش را بگيرد , واللّه العالم .


سئوال : 1706 ـ ايـن جـانـب پدر همسرم را وكيل ساختم تا در دادگاه همسرم را طلاق بدهد , اما او بدون دادگاه , همسرم را طلاق خلعى داده اند , آيا اين طلاق صحيح است ؟

جواب : بسمه تعالى در فـرض مـزبـور كه پدر همسر شما وكيل بود كه با مراجعه به دادگاه همسرتان را طلاق بدهد , چـنـانـچـه بـدون مراجعه به دادگاه همسرتان را طلاق خلعى داده اند ـ همان طور كه در سؤال فرض شده ـ طلاق مزبور باطل است و اثرى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1707 ـ حدود بيست و يك سال پيش همسرم را طلاق دادم وبچه اى داشتم كه حكم دادگاه كرد مـن حق بچه نداشته باشم .

اكنون دايى ايشان عليه من شكايت كرده و يك ميليون تومان خواستار شده است , حكمش چيست ؟

جواب : بسمه تعالى نـفقه فرزندى كه فقير است بر پدر واجب است .

و چنانچه كسى براى بچه خرج كرده و به پدر هم نگفته و به پدر هم قرض نداده است كه بعدا بگيرد , حق مطالبه مخارج را ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1708 ـ آيـا در طـلاق شرط است كه شاهد , درست و به عربى خواندن صيغه را بداند يا عادل باشد كافى است ؟

جواب : بسمه تعالى عـربى دانستن شاهد در طلاق لازم نيست .

و اگر اجمالا بداند كه در مجلس , طلاق زنى خوانده مى شود كافى است , واللّه العالم .


سئوال : 1709 ـ چـنانچه پدر و مادر يا يكى از آنها به فرزند خود بگويند كه زنش را طلاق دهد يا عليه زن او هر حكمى يا وصيتى بكنند به جا آوردن اين حكم يا وصيت بر فرزند واجب است ؟

جواب : بسمه تعالى در صورتى كه طلاق براى فرزند مشقتى داشته باشد , اطاعت لازم نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1710 ـ دخـتـرى چـنـد سال قبل با مردى ازدواج كرد مرد در حين عقد اظهار سلامتى كرد .

پدر دامـاد شـرط كـرد كه اگر شوهرعيبى و مرضى داشته باشد دختر حق فسخ داشته باشد .

بستگان مرد اطمينان دادند كه مرد سالم است و هيچ عيبى ندارد .

و عقد هم بر اين اساس واقع شد .

پس از مـدتـى مـعلوم شد كه مرد در حين عقد اعمى بوده و دختر را گول زده انداكنون دختر حاضر به زندگى با ان مرد نيست , ولى شوهرراضى به طلاق نيست .

حالا وظيفه دختر چيست , آيامى تواند فسخ كند يا منحصر به طلاق است ؟

جواب : بسمه تعالى در نـزد بعضى از فقها , چنانچه سلامت مرد در ضمن عقد شرطشده باشد , زن اختيار فسخ دارد , ولـى ايـن مطلب نزد ما محل اشكال است , و بايد به نحوى مرد را راضى كنند تا طلاق بدهد ,واللّه العالم .


سئوال : 1711 ـ زنـى بـه وسيله قرص از حاملگى جلوگيرى كرده و به همين علت عادت نمى شود , آيا ده روز يا بيشتر يا كمتر از زمانى كه باشوهرش همبستر شده است بگذرد , مى شود او را طلاق داد ؟

جواب : بسمه تعالى طلاق زن مزبور بايد پس از گذشت سه ماه از زمان همبسترشدن باشد , واللّه العالم .


سئوال : 1712 ـ دخترى را شوهر مى دهند , بعد مشخص مى شود كه شوهرش سنى بوده , تكليف چيست ؟

جواب : بسمه تعالى نياز به طلاق شوهر دارد , واللّه العالم .


سئوال : 1713 ـ در دادگـاه بـر خلاف ميل باطنى , راضى به طلاق شدم ,ولى قبل از اين كه صيغه طلاق جارى شود پشيمان شدم وحضورا به همسرم گفتم : من راضى به طلاق نيستم .

با توجه به شهود , آيا اين طلاق صحيح است ؟

جواب : بسمه تعالى اگر شما با اختيار , دادگاه را وكيل كرده ايد كه صيغه طلاق راجارى كند , و بعد از پشيمانى آنها را عزل و مطلع نساخته ايد ,طلاق مزبور با فرض تحقق و احراز ساير شرايط ـ صحيح ونافذ است .

و اطلاع همسر بر عدم رضا اثرى ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1714 ـ مطابق مسئله 2395 رساله : اگر زنى بعد از زناشويى ازشوهرش طلاق بگيرد , سپس مرد ديگرى ازدواج كند و ازشوهر دوم دخترى بزايد , آيا آن دختر به شوهر اول ربيبه ومحرم مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى ربيبه مى شود و محرم است , واللّه العالم .


سئوال : 1715 ـ آيا فسخ در عقد نكاح فورى است ؟

جواب : بسمه تعالى خيار فسخ در عقد نكاح فورى نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1716 ـ در عقد اگر اوصافى را شرط كنند .

و چنين اوصافى در زن يا مرد نبود , حق فسخ را دارند ؟

جواب : بسمه تعالى نداشتن اوصاف حق فسخ نمى آورد , واللّه العالم .


سئوال : 1717 ـ خـانـمى كه مى داند شرعا در قبال كارهاى منزل زوج , هيچ وظيفه اى نداشته و زوج حق ندارد او را مجبور به كار كند , باوجود اين او كارهاى منزل را انجام داد و متقابلا امتيازاتى ازشوهر گرفت , از قبيل خروج از منزل , رفتن به منزل اقوام و.. .

وبعد از مدتى زندگى مشترك بر اثر عدم توافق اخلاقى زوج او رامطلقه نمود , آيا او مى تواند مطالبه حق الزحمة و اجرة المثل نمايد ؟

جواب : بسمه تعالى چنانچه قصد تبرع كرده است كه ظاهر سؤال است , حقى بر زوج ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1718 ـ طلاقى كه از روى اكراه و تهديد باشد و بدون اجازه همسر , صحيح است ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر طـلاق بـه جهت خوف از ديگران كه ضرر به او برسانند بوده است طلاقش صحيح نيست .

و اگـر ديـگـران بـه او گـفـته اند طلاق بده و از روى خجالت طلاق داده , طلاقش صحيح است , واللّه العالم .


سئوال : 1719 ـ بعد از عقد اگر زوجه بگويد من طلاق مى خواهم , و زوج هم بگويد بايد خسارت مرا بدهى تا طلاق بدهم , آيا خسارت خواستن شرعى است ؟

جواب : بسمه تعالى چنانچه زوجه نسبت به زوج كراهت داشته باشد و براى طلاق خلعى مبلغى را كه شوهر مى خواهد , بـه وى بـذل كـند مانعى ندارد , و در صورت عدم كراهت طلاق رجعى است .

و لو آنكه مال هم به شوهر بدهد , واللّه العالم .


سئوال : 1720 ـ زنـى مـتـهاون در نماز است و آنچه شوهر او را نصيحت ياامر به معروف يا تهديد به طلاق كرده , اثر نكرده است , آيامى تواند او را طلاق دهد يا با او بسازد ؟

جواب : بسمه تعالى مى تواند طلاق دهد , واللّه العالم .


سئوال : 1721 ـ طـلاقـى كه با دستور حاكم شرع صورت پذيرد , در مواردى كه ذاتا قابل رجوع باشد , مرد مى تواند رجوع كند يا خير ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر طـلاق حـاكم شرع از باب امتناع شوهر از نفقه باشد , طلاق بائن است .

و در غير اين صورت رجعى مى باشد , واللّه العالم


سئوال : 1722 ـ مردى همسر حامله اش را طلاق مى گويد و مرد هم زمان باوضع حمل زن مى ميرد , آيا با هـم زمانى مرگ شوهر و زايمان زن , طلاق گرفته شده , يا اينكه همسر از تركه مرد ارث مى بردو عده وفات لازم است ؟

جواب : بسمه تعالى اگـر قـبل از تمام شدن وضع حمل بميرد , بايد عده نگه دارد , و ارث ايضا هست .

و اگر مقارن با تمام شدن كامل وضع حمل باشد عده و ارث نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1723 ـ زوجـه در طـلاق خـلـعـى مهر خود را به زوج بذل مى نمايد .

پس از طلاق در ايام عده به مـبـذولـه خـود رجـوع مى كند , در اين صورت ايا زوجيت دارد ؟

به شكلى كه اگر زوج به زوجه رجـوع نـكـرد مهريه به زوجه برسد ؟

و نيز ايا ساير احكام رجعى ازقبيل نفقه زوجه , توارث و ديگر چيزها بر آن بار مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى در مـفـروض سؤال اگر زوج از رجوع زوجه مطلع شد و مانع شرعى ديگرى از رجوع شوهر وجود نـداشـت , حقوق مبذوله ازجمله مهر را زوجه مى تواند مطالبه كند و احكام طلاق رجعى ازجمله ارث و نفقه پس از رجوع ثابت است , واللّه العالم .


سئوال : 1724 ـ دخـتـرى , پـسـر را بـا دسـيسه اى وادار به ازدواج با خودمى كند .

به اين شكل كه وى زن حامله اى را به پزشك نشان داده و شناسنامه خود را نيز به جاى شناسنامه او به پزشك ارائه مى كند .

آن گـاه پـزشـك نـيـز بـر هـمـان اساس حامله بودنش راتاءييد مى كند .

سپس آن نامه را به پسر مى نماياند و مى گويد : يابا من ازدواج مى كنى يا شكايت به دادگاه مى برم .

پسر نيز ازترس آبروى خـود , با وجود بى ميلى با او ازدواج مى كند .

پس از آن روشن مى شود كه دختر باكره است .

اگر با او نزديكى كندحرام است , و بخواهد طلاقش دهد هم مهريه را خواستارمى شوند , چه بايد كرد ؟

جواب : بسمه تعالى چنانچه فرضى را كه نوشتيد متحقق باشد , چون نكاح اكراهاواقع شده صحيح نيست .

و احتياج به طلاق ندارد , پس حق مقاربت ندارد , و مهرى بر عهده او نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1725 ـ بعد از طلاق نفقه فرزند بر عهده كيست ؟

مصارفى كه غيرپدر بر فرزند نموده حق مطالبه از پدر را دارد ؟

جواب : بسمه تعالى نفقه فرزندى كه فقير است بر پدر واجب است و چنانچه كسى براى بچه خرج كرده باشد به پدر هم نگفته و به پدر هم قرض نداده است كه بعدا بگيرد , حق مطالبه مخارج را ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1726 ـ زن بـه بـهـانـه اين كه مى خواهد از شوهرش طلاق بگيرد , دردادگاه به شهادت دروغ از بـسـتـگـان مـادر و مادر بزرگ عسر وحرج را ثابت مى كند .

حاكم شرع هم حكم طلاق مى دهد , وشـوهر به هيچ وجه راضى به طلاق نيست , آيا اين طلاق صحيح است ؟

و اگر صحيح است نوبت به مهريه مى رسد يا نه مرقوم بفرماييد ؟

جواب : بسمه تعالى عـسر و حرج زن در باقى ماندن بر زوجيت در فرض ثبوت , فى نفسه ولايت حاكم شرع بر طلاق را موجب نمى شود و ولايت طلاق با شوهر است .

و اگر در ضمن عقد نكاح , وكالت در طلاق براى زن شـرط شـده بـاشـد آن شرط معتبر است .

و همچنين چنانچه شوهر نفقه نمى دهد يا عاجز از انفاق باشد در اين صورت زن مى تواند به حاكم شرع مراجعه نمايد تا شوهر را به طلاق يا انفاق اجبار نمايد و پس از امتناع شوهر , براى حاكم شرع جايز است طلاق بدهد , اما مهريه به نكاح ثابت است و پس از دخول , تمام آن استقرار پيدا مى كند .

و زوجه در صورت تمكن زوج آن را مى تواند مطالبه نمايد .

و قبل از دخول در هر حال مى تواند مهر را مطالبه كند , واللّه العالم .


سئوال : 1727 ـ مواردى را كه زن مى تواند قانونا طلاق بگيرد لطفا توضيح دهيد ؟

جواب : بسمه تعالى طلاق به دست مرد است و مواردى كه زن از شوهر ضمن عقدنكاح يا عقد ديگر ـ وكالت در طلاق گـرفـتـه بـاشـد , حـق دارد بـارعـايـت شرايط از طرف شوهر , خود را طلاق بدهد .

و همچنين درصـورتى كه مرد از دادن نفقه امتناع كند , حاكم شرع او را مجبورمى كند يا نفقه بدهد يا زن را طلاق بدهد .

و اگر هيچ كدام را انجام نمى دهد خود حاكم زن را طلاق مى دهد , واللّه العالم .


سئوال : 1728 ـ در طـلاق رجـعى كه اخراج زن از خانه حرام است آيامقصود وجوب نفقه او بر مرد است ؟

دوم اين كه حكم نفقه زن در اقسام طلاق بائن چيست ؟

جواب : بسمه تعالى 1 ـ در طـلاق رجـعى نفقه زن بر عهده شوهر است و لازم است زن در خانه اى كه قبل از طلاق در آن سكونت داشته بماند .

2 ـ درطلاق بائن زن حق نفقه ندارد , مگر آنكه حامله باشد , واللّه العالم .

عده


سئوال : 1729 ـ خانمى كه خون سه گانه مى بيند در ازدواج موقت عده اش چند روز است ؟

جواب : بسمه تعالى در زنى كه حامله نباشد عده متعه (( پس از تمام شدن مدت ياابراء مدت )) دو حيض كامل است .

و على الاحوط در حامله ,دورترين زمان از مدت چهل و پنج روز و و ضع حمل است , واللّه العالم .


سئوال : 1730 ـ مـتـعـه با زن هر جايى در صورتى كه شهرت به زنا نداشته باشد , جايز است ؟

و آيا زنا عده دارد ؟

جواب : بسمه تعالى اگر زن مشهور به زنا نباشد متعه نمودن او مانعى ندارد .

و زناعده ندارد , واللّه العالم .


سئوال : 1731 ـ در عقد منقطع , آيا عده وفات هم جارى است ؟

جواب : بسمه تعالى عده وفات در عقد منقطع نيز واجب است , و اطلاق آيه شريفه برآن دلالت دارد , واللّه العالم .


سئوال : 1732 ـ مبداء عده وطى به شبهه , از زمان وطى است يا هنگام روشن شدن اشتباه ؟

جواب : بسمه تعالى مبداء عده وطى به شبهه از زمان وطى است , نه از زمان معلوم شدن اشتباه است , واللّه العالم .


سئوال : 1733 ـ شخص كه يك سال با همسر خود نزديكى نكرده و اكنون در صدد است طلاق خلعى است آيا باز هم عده لازم است ؟

در صورت دوم , ايا حكمت عدم اختلاط مياه است ـ كه آن راهم ندارد ـ يا اين كه حكم تعبدى است ؟

جواب : بسمه تعالى در فـرض مـزبور بايد عده نگه دارد .

عدم اختلاط مياه حكمت عده است و حكم عده مطلق است .

دائر مدار اختلاط مياه نيست , واللّه العالم .


سئوال : 1734 ـ زنى كه هنوز يائسه نشده , ولى بر اثر عمل جراحى حامله نمى شود يا اين كه هنگام نزديكى با او از وسايل ضد حاملگى استفاده شود , آيا بعد از اتمام مدت , لازم است عده نگه دارد ؟

جواب : بسمه تعالى بايد عده نگهدارد , واللّه العالم .


سئوال : 1735 ـ بـعـضى از زنها بعد از مرگ شوهر مى گويند : تا مرگم لباس سياه از تنم درنمى آورم , آيا اين عمل صحيح است ؟

جواب : بسمه تعالى پوسيدن لباس سياه مكروه است , و زن در عده وفات , لباس زينت نبايد بپوشد , واللّه العالم .


سئوال : 1736 ـ در عبارتهاى بعضى آقايان است , (( ولا يجوز للمحرم ان ينظر في المرآة فانه من الزينة )) .

بـنابر اين زنى كه در عده وفات است و زينت كردن بر او حرام است , نگاه كردن به آيينه هم برايش حرام مى شود ؟

جواب : بسمه تعالى در عده وفات حداد بر زن واجب مى شود و حداد ترك زينتى است كه زن براى شوهر مى كرده است , مـثـل كرم سفيد كننده ماليدن به صورت , و لباسهاى رنگى پوشيدن و طلاجات پوشيدن , وآينه نگاه كردن از اين زينتها نيست , واللّه العالم .