علم فقه يا حقوق اسلامى

آيه الله هادوى تهرانى

بعد از آن‏كه انسان به خدا و پيامبر ايمان آورد و اسلام را به عنوان آخرين دين پذيرفت و به عنوان بنده ى خداوند، اطاعت از او را برخود لازم شمرد و دانست كه دين اسلام به عنوان شريعت خاتم در تمام شئون مختلف زندگى بشر وظيفه و موضع عملى انسان ها را، كه موجب رسيدن به سعادت ابدى است، مشخص كرده است؛ بايد تمام افعال فردى و روابط اجتماعى خود را بر اساس آن قرار دهد.
بنابراين بايد بداند كه در هر شأنى از شئون مختلف حيات، چه كارى را بايد انجام دهد و يا ترك كند و يا اينكه به چه شكل انجام دهد.
اگر حكم شريعت در تمام اين حوادث و مسائل گوناگون براى همگان واضح و بديهى بود هر شخصى در هر مورد عمل خود را بر اساس شريعت انجام مى داد و ديگر نياز به بحث هاى علمى گسترده وجود نداشت امّا به عللى كه در بحث هاى آينده به آن خواهيم پرداخت - از جمله فاصله و بُعد زمانىِ ما از عصر تشريع و زمان حضور نبى اكرم‏صلى الله عليه وآله - بسيارى از احكام شريعت براى ما واضح و بديهى نيست و اين‏گونه نيست كه بدون نياز به بحث هاى علمى قابل دست‏يابى باشد؛ بلكه اكثر احكام بدون بحث مفصّل علمى كه پرده از ابهامات و پيچيدگى ها كنار مى‏زند، مشخص نيست.
بر اين اساس لازم بود علمى وضع گردد تا اين پرده را كنار زند و وظيفه ى عملى انسان را بر اساس شريعت تعيين كند.
اين‏چنين بود كه علم فقه به وجود آمد تا از راه استدلال، موضع عملى انسان در قبال شريعت را تعيين كند.
علم فقه به‏وسيله‏ى دليل، موضع عملى انسان در هر واقعه را بر اساس شريعت معين مى كند و كار فقيه به دست آوردن حكم شرعى از راه اقامه‏ى دليل است.
مراد از استنباط حكم شرعى نيز همين است.
از اين رو بسيارى از مسائلى كه امروز در جهان تحت عنوان علم حقوق مطرح مى شود، مانند: حقوق مدنى، حقوق جزا و حقوق تجارت، در حوزه هاى علميه تحت عنوان علم فقه مورد بحث قرار مى گيرد.
علم فقه در واقع علم حقوق است امّا بايد توجه داشت كه حقوق بر دو گونه است.
انواع حقوق 1.
حقوق وضعى يا قراردادى: از آن‏جا كه هرج و مرج خلاف مقتضاى طبيعت بشر است، انسان‏ها - هر چند مقيد به دينى نباشند - براى اداره ى زندگى اجتماعى خود نيازمند قوانين هستند، تا بتوانند بر اساس آن در كنار يكديگر زندگى كنند.
از اين‏رو بر طبق مصالح اجتماع و منافع متقابل، قوانينى را وضع مى كنند كه در بردارنده ى حقوق افراد و تضمين كننده ى حيات اجتماعى در قبال هرج و مرج باشد.
اين قوانين را كه قانون‏گذارِ آن خودِ انسان ها هستند حقوق وضعى يا قراردادى مى نامند، مانند حقوق كشورهاى غربى.
بايد توجه داشت كه حقوق وضعى همواره نشأت گرفته از يك نظام مى باشد، يعنى قانون‏گذاران ابتدا بنابر برداشت و نگرش خود به تاريخ، جامعه و انسان، يك نظام را طراحى مى كنند و بعد بر اساسِ آن، يك سرى قوانين را كه حقوق ناميده مى شود، وضع مى كنند؛ مثلاً در كشورهاى غربى بر اساس نگرش ليبراليستى، نظام سرمايه‏دارى را در اقتصاد طراحى مى كنند، و سپس بر اساس آن هر كشورى حقوق اقتصادى خود را وضع مى كند.
همچنين در كشورهاى سوسياليستى بر اساس نگرش ماركسيستى به جامعه و تاريخ، نظام سوسياليستى در اقتصاد را طراحى مى كنند و سپس بر اساس آن، هر كشورى حقوق اقتصادى خود را وضع مى كند.
(1) 2 - حقوق تعبّدى )شرعى(: قوانينى كه واضع و قانون گذار آن بشر نيست، بلكه مكاتب الهى از سوى خداوند به بشر عرضه مى كنند حقوق شرعى يا تعبدى ناميده مى شود.
در حقوق تعبدى بر خلاف حقوق وضعى كه انسان خود مستقيماً واضع آن است، فقيه )حقوق دان( واضع و قانون‏گذار نيست، بلكه به دنبال كشف قوانينى است كه خداوند آن را وضع كرده است؛ يعنى فقيه كاشف وضع و حكم الهى است.
به همين جهت اين قوانين حقوق تعبدى ناميده مى شود، چون پيرو اين حقوق آن را از جهت تعبّد و تسليم به خدا و ايمان به آشنايى واضع آن به آنچه كه موجب سعادت بشر است مى پذيرد.
با توجه به تعريفى كه از حقوق وضعى و حقوق تعبدى ارائه شد، روشن است كه فقه از حقوق تعبدى است.
در ميان حقوق تعبدى، هيچ حقوقى)فقهى( به وسعت حقوق و فقه اسلامى وجود ندارد، زيرا دين اسلام حاوى برنامه و حكم براى جميع شئون گوناگون حيات فردى و اجتماعى انسان مى باشد.
معناى اجتهاد در حقوق تعبدى با توجه به اينكه فقه اسلامى از حقوق تعبدى است و ويژگى حقوق تعبدى اين است كه به وسيله ى بشر وضع نمى شود، بلكه واضع و جاعلِ اين حقوق خداوند است؛ اين سؤال مطرح مى شود كه اجتهاد(2) در حقوق تعبدى چه معنائى دارد؟ پاسخ اين سؤال از توضيحات قبلى معلوم شد كه اجتهاد به معناى وضع قانون از سوى مجتهد و فقيه اسلامى نيست، بلكه به معناى كشف و استنباطِ قوانينى است كه توسط خداوند جعل شده است.
به عبارت ديگر، اجتهاد )تلاش( فقيه اين است كه كشف كند شارع مقدس چه قانونى را وضع كرده است.
بخش دوم اصول جايگاه علم اصول وسايل استدلال در علم اصول اقسام ادراكات عقلى درجات ادراكات عقلى مقصود از عقل موضع گيرى هاى متضاد در باره‏ى عقل گرايش افراطى در مودر عقل علت گرايش افراطى نظريه‏ى تصويب مقابله‏ى ائمه‏عليهم السلام با گرايش افراطى پيدايش گرايش تفريطى در حوزه‏ى سنّى پيدايش گرايش تفريطى در شيعه اخباريون شيعه و حسيون غرب

بخشي از كتاب تاريخ علم اصول