مصدود و محصور


احكام مصدود
احكام محصور

احكام مصدود

مـسـالـه 342 - مـصـدود كـسى است كه پس از بستن احرام براى عمره يا حج , از انجام اعمال آن جلوگيرى ومنع شود.

مـسـاله 343 - مصدود از عمره در جاى خود قربانى كرده واز احرام خارج مى شود حتى نسبت به زن , واحـتـياط اين است كه حلق يا تقصير را به آن ضميمه نمايد, بلكه احتياط اين است كه حلق را اختيار نمايد در صورتى كه قربانى را با خود آورده باشد در عمره مفرده .

مـسـالـه 344 - مـصـدود از حـج چنانچه از موقف عرفات ومشعر يا خصوص موقف مشعر مصدود باشد,وظيفه اش قربانى در محل صد (جلوگيرى ) وبيرون آمدن از احرام است , واحتياط اين است كـه عـلاوه بـر قـربانى ,حلق يا تقصير نيز بنمايد, وچنانچه مصدود از طواف وسعى بعد از موقفين وقـبـل از اعمال منى باشد يا بعد ازآن , در اين صورت اگر نتواند نايب بگيرد وظيفه اش قربانى در مـحـل صـد وجلوگيرى است , واگر بتواند براى طواف وسعى نايب بگيرد, احوط اين است كه هر دووظـيـفه را انجام دهد يعنى هم قربانى كند وهم نايب بگيرد,گرچه اظهر جواز اكتفا به قربانى اسـت در صـورتـى كـه جـلوگيرى از دخول در مكه باشد, وجواز اكتفا به نايب گرفتن است اگر جـلوگيرى بعد از آن باشد, وچنانچه فقطاز اعمال منى جلوگيرى شده باشد نه از رفتن به مكه , درايـن صـورت چـنـانـچه بتواند براى رمى وقربانى نايب بگيرد, صحيح است وخود حلق يا تقصير نموده وازاحرام خارج شده سپس بقيه مناسك واعمال را بجا آورد,وچنانچه نتواند نايب بگيرد, در اين صورت ظاهراوظيفه اش اين است كه پول قربانى را نزد كسى بگذارد كه به جاى او قربانى كند ودر جـاى خود حلق يا تقصير نموده وبراى بجا آوردن اعمال مكه به مكه رفته وپس از انجام اعمال آنـجـا از سـعـى وطـواف تمام چيزهايى كه به احرام براو حرام شده بود حلال خواهد شد حتى زن وحـاجتى به چيز ديگر ندارد وحجش صحيح است وبايستى در سال بعد بنابر احتياط رمى را اعاده نمايد.

مساله 345 - در صورتى كه مصدود از سالهاى پيش مستطيع بوده يا استطاعتش تا سال بعد باقى بماند, به قربانى كه ذكر شد حج از او ساقط نمى شود بلكه واجب است در سال بعد حج نمايد.

مـسـاله 346 - كسى كه تمام اعمال حج را بجا آورده ودرمكه است واز رفتن به منى جهت بيتوته ورمـى جـمـرات منع وجلوگيرى شود, حجش تمام است وبراى رمى درصورت امكان همان سال نـايـب مى گيرد, ودر صورت عدم امكان براى سال بعد نايب بگيرد بنابر احتياط, وحكم مصدود بر چنين شخصى جارى نيست .

مـسـالـه 347 - كـسى كه نتواند حج خود را ادامه دهد ازجهت پيش آمد مانعى غير از صد وحصر, احتياط اين است كه در جاى خود قربانى نموده واز احرام خارج شود.

مساله 348 - قربانى كه در اين موارد گفته شد خواه شترباشد خواه گاو يا گوسفند فرقى ندارد, وچـنـانـچه نتواندقربانى كند, بنابر احتياط بدل آن را كه روزه است به ترتيبى كه گفته شد انجام دهد.

مـسـالـه 349 - كـسـى كه حج خود را خراب كرده وبعدامصدود شود, ظاهر اين است كه بايستى عـلاوه بـر قربانى كفاره افساد حج را نيز بدهد ولى اعاده حج واجب نيست مگر اينكه قبلا حج بر او مستقر شده باشد ويا استطاعت آن تا سال بعد باقى بماند.

مـسـالـه 350 - كـسـى كه قربانى همراه خود برده ومصدودشود, كشتن همان قربانى كافى است وقـربـانى ديگرى بر اوواجب نمى شود, وهمچنين است كسى كه قربانى همراه خود برده ومحصور شده است .

احكام محصور

مـسـالـه 351 - مـحصور كسى را گويند كه در اثر بيمارى ومانند آن پس از پوشيدن احرام نتواند اعمال عمره يا حج را انجام دهد.

مـسـالـه 352 - وظيفه كسى كه در عمره مفرده محصورشده اين است كه يك قربانى بفرستد وبا دوسـتان خودوقت بگذارد كه در آن وقت معين قربانى نمايند وخود درآن وقت معين با تقصير از احرام خارج مى شود, وبراى چنين شخصى بخصوص جايز است در جاى خود قربانى نموده واز احرام بـيرون بيايد, وبر چنين شخصى بعد ازاين كار, تمام محرمات احرام حلال مى شود بجز زن , وزن بر او حـلال نـمـى شـود مگر بعد از آنكه خوب شود وعمره مفرده را بجا آورد. واين در جائى است كه مـحـصور درمكان خودش ذبح يا نحر نمايد, واما اگر هدي را بفرستدپس براى خروجش از احرام وجـهـى هـست هنگامى كه هدى به محلش برسد, وكسى كه در عمره تمتع محصورشده حكمش حكم سابق است با اين فرق كه زن هم براين شخص حلال مى شود, وكسى كه محصور در حج شده باز هم حكمش حكم سابق است واحتياط اين است كه با زن نزديكى نكند تا آنكه طواف حج وسعى وطواف نساء را در حج يا عمره مفرده بجا آورد, آن وقت زن بر اوحلال مى شود.

مـسـاله 353 - هرگاه محصور شد وقربانى خود را فرستادوبعد از آن مرضش سبكتر شد, چنانچه گمان كند يااحتمال دهد كه حج را درك خواهد نمود, واجب است خود را برساند, وچنانچه هر دو مـوقـف يـا فـقط موقف مشعر را درك نمود, حج را درك نموده ودر غير اين صورت اگر قربانيش كـشته نشده , حج او بدل به عمره مفرده مى شود واگر كشته شده باشد از احرام بيرون آمده است وتـمـام مـحـرمات بر او حلال شده مگر زن , وبر اوواجب است كه طواف حج ونماز وسعى وطواف نساءونمازش را بجا آورد تا زن نيز بر او حلال شود بنابراحتياط.

مـسـالـه 354 - اگر محصور از اعمال وواجبات منى شد ويامحصور از طواف وسعى بعد از درك وقـوفـيـن شد, پس وظيفه آن همان است كه در مساله ((445)) براى مصدودگذشت , بلى اگر حـصـر از طـواف وسـعـى بـعـد از دخـول مـكه شد, پس هيچ اشكالى نيست در اينكه وظيفه اش نايب گرفتن است .

مـساله 355 - هرگاه شخص محصور شد وقربانى خود رافرستاد سپس سرش او را اذيت كند قبل از آنـكـه قربانى بجاى خود برسد جايز است خود گوسفندى كشته يا سه روز روزه گرفته يا شش مسكين را اطعام نمايد كه به هركدام دو مد بدهد وحلق نمايد, وباقى بماند بر احرامش تا زمانى كه هدى به محلش برسد.

مساله 356 - در صورتى كه محصور, استطاعتش تا سال بعد باقى بماند يا از سالهاى پيش حج بر او واجب شده باشد به فرستادن قربانى وبيرون آمد از احرام , حج از اوساقط نمى شود وبايستى در سال بعد حج نمايد.

مـساله 357 - هرگاه شخص محصور نه قربانى داشته باشد ونه قيمت آن را, بايستى به ترتيبى كه گذشت ده روزروزه بگيرد يعنى سه روز در حج وهفت روز پس ازبازگشت به وطن .

مساله 358 - مستحب است محرم هنگامى كه مى خواهداحرام ببندد, بر پروردگار خود شرط كند كه هر جا نتوانداعمال را ادامه دهد از احرام بيرونش بياورد, هرچندبيرون آمدن از احرام متوقف بر او نـيـست , زيرا هر جا كه نتواند وعذر يا مانعى پيدا كرد خود به خود از احرام بيرون خواهد آمد, چه اين شرط را كرده باشد چه نكرده باشد.

***

تـا ايـنـجـا واجبات حج بيان شد واز اين به بعد مستحبات وآداب آن را بيان خواهيم نمود, وفقها - رضوان اللّه عليهم - آداب ومستحبات زيادى بيان فرموده اند كه اين رساله مختصر گنجايش آنها را ندارد وما به بيان مختصرومقدار كمى از آنها اكتفا مى نماييم .