در گذشته واجبات حج بطور اجمال بيان شد, وتفصيل هريك به قرار ذيل است : اول , احرام است , وبـهترين وقت آن روز تروية (هشتم ذى الحجه ) است , وسه روز پيشتر ازآن هم جايز است , خصوصا براى پير مردان وبيماران درصورتى كه از ازدحام بترسند اين دو دسته احرام بسته وپيش از بيرون رفـتـن مـردم از مكه بيرون مى روند, ودرگذشته گفته شد كه بيرون رفتن از مكه با احرام حج براى ضرورت بعد از فراغ از عمره هر وقت باشد جايزاست .
مـسـاله 261 - همچنان كه براى شخصى كه عمره بجامى آورد جايز نيست قبل از تقصير براى حج احرام ببندد,براى حاجى جايز نيست پيش از تمامى اعمال حج براى عمره مفرده احرام ببندد, بلى احرام بستن براى عمره مفرده پس از اعمال حج وپيش از طواف نساء مانعى ندارد.
مـسـاله 262 - وقت احرام در صورتى تنگ مى شود كه تاخيرش باعث نرسيدن به وقوف در عرفات روز عرفه (نهم ذى الحجه ) شود.
مـسـالـه 263 - احـرام حـج در كيفيت وواجبات ومحرمات , مانند احرام عمره است واختلاف بين آنهافقط در نيت است .
مساله 264 - مكلف مى تواند از هر جاى شهر مكه قديم براى حج احرام ببندد, ومستحب است احرام حج ازمسجد الحرام در مقام ابراهيم يا حجر اسماعيل باشد.
مـسـالـه 265 - كسى كه احرام حج را از روى فراموشى ياجهل به حكم ترك نموده واز مكه بيرون رفته سپس يادش بيايد يا علم به حكم پيدا كند, واجب است به مكه برگردد هرچند از عرفات باشد واز مـكـه محرم شود,وچنانچه به جهت تنگى وقت يا عذر ديگرى نتواند به مكه برگردد, از همان جـايـى كه هست محرم شود,وهمچنين است اگر بعد از وقوف به عرفات يادش بيايد ياحكم را ياد بـگـيـرد بـايـد از جـايى كه هست احرام ببندد,هرچند متمكن از بازگشت به مكه واحرام از مكه باشد,وچنانچه اصلا يادش نيامد وحكم را ندانست تا از اعمال حج فارغ شد حجش صحيح است .
مـسـالـه 266 - كـسـى كـه احـرام حج را از روى علم وعمدترك كند, لازم است تداركش نمايد, وچـنـانـچـه پـيـش ازوقوف به عرفات متمكن از تدارك نشود, حجش فاسدولازم است سال بعد اعاده اش نمايد.
مـسـالـه 267 - احـوط اين است شخصى كه احرام حج تمتع بسته , پس از احرام وپيش از رفتن به عـرفـات طـواف مستحبى ننمايد, وچنانچه طواف نمود بنابر احتياط بعد ازطواف , تلبيه را تجديد كند.
واجب دوم از واجبات حج تمتع , وقوف (بودن ) درعرفات است با قصد قربت , ومراد از وقوف , حاضر بودن در عرفات است چه سواره چه پياده , چه در حال حركت چه آرام .
مـسـاله 268 - صحراى عرفات حدودى براى آن معين شده كه نام آنها ((ثويه )) و((نمره )) و((ذى المجاز)) و((مازمين ))است , وخود اينها خارج از موقف مى باشند.
مـسـالـه 269 - كوهى به نام ((جبل الرحمه )) در صحراى عرفات است كه ظاهرا موقف است ولى وقوف روى آن كوه مكروه است , ومستحب است وقوف در دامنه كوه ازطرف چپ باشد.
مـسـالـه 270 - وقـوف در عرفات بايستى از روى اختيارباشد, پس اگر در مجموع وقت , خواب يا بيهوش باشد,وقوفى نكرده است .
مـسـاله 271 - وقوف در عرفات براى شخص مختار بنابراحتياط از اول ظهر روز نهم ذى الحجه تا غروب است ,واظهر اين است كه مى تواند تا يك ساعت بعد از ظهروقوف را تاخير نمايد, يعنى از يك سـاعت بعد از ظهروقوف نمايد, ووقوف در تمام اين وقت هرچند واجب است وتركش گناه است , ولى از اركان حج نيست , به اين معنى كه اگر كسى مقدارى از اين وقت را وقوف نكندحجش فاسد نـخـواهـد شـد, بـلـى اگر وقوف را اصلا از روى اختيار ترك نمايد حجش فاسد خواهد بود وآنچه ركن است وقوف فى الجمله است .
مـسـالـه 272 - كـسـى كه بجهت فراموشى يا نادانى يا عذرموجه ديگر وقوف اختيارى (از ظهر تا غروب ) را درك ننمايد, وقوف اضطرارى (مقدارى از شب عيد) بر او لازم است وبا اين وقوف حجش صحيح خواهد بود, واگر اين وقوف را عمدا ترك نمايد حجش فاسد مى شود.
مساله 273 - كوچ كردن از عرفات پيش از غروب آفتاب با علم وعمد, حرام است , ولى حج را فاسد نمى كند,وكسى كه كوچ كرد وپشيمان شده وبرگشت چيزى بر اونيست , واگر برنگشت بايد يك شـتـر كفاره بدهد ودر منى آن را بكشد, وچنانچه نتواند يك شتر كفاره بدهد بايدهجده روز روزه بـگـيـرد وبـنـابـر احتياط پى در پى ومتوالى باشد. واين حكم نسبت به كسى كه از روى فراموشى يـاندانستن حكم , كوچ كند نيز جارى است يعنى اگر يادش آمد يا حكم را دانست بايد برگردد كه اگر برنگشت بنابراحتياط بايد يك شتر كفاره بدهد واگر نتوانست هجده روز روزه بگيرد.
مساله 274 - اگر ماه نزد قاضى اهل سنت ثابت شد وبرطبق آن حكم نمود ونزد شيعه ثابت نشد, دو صورت دارد: اول : آنكه احتمال برود كه حكم او مطابق واقع است , كه در اين صورت پيروى از آنها ووقوف با آنها وتـرتيب جميع آثار ثبوت ماه كه راجع به اعمال حج است واجب مى شود, وبنابر اظهر همين مقدار در حـج كافى است ,وكسى كه مخالفت تقيه نموده وبگويد احتياط در مخالفت آنها است فعل حرام بـجا آورده ووقوفش فاسد خواهدبود, وخلاصه آنكه پيروى از حاكم سنى به جهت تقيه واجب است وبـا تـقيه حج صحيح است واحتياط در اينجامشروعيت ندارد, بخصوص كه بيم تلف نفس ومانند آن باشد كه در زمان ما اين اتفاق مى افتد.
دوم : آنكه علم به خلاف فرض شود, كه انسان بداندروزى كه به حكم قاضى روز عرفه (نهم ) است , واقـعـا روزترويه وهشتم باشد, كه در اين صورت وقوف با آنها كافى نخواهد بود, ودر اين حال اگر مـكـلـف تـمكن از عمل به وظيفه را داشته باشد ولو به وقوف اضطرارى در مزدلفه بدون محذور, حـتـى مـحـذور مـخـالـفـت تقيه , بايد عمل به وظيفه نمايد, ودر غير اين صورت حجش بدل به عـمـره مفرده شده وحجى نخواهد داشت , وچنانچه استطاعتش از همين سال بوده وبراى سالهاى بـعد باقى نخواهد ماند,وجوب حج از او ساقط خواهد بود, مگر اينكه استطاعت تازه اى پيدا كند كه در ايـن صورت دوباره حج مى نمايد,وممكن است در صورت دوم چاره كند باينكه در روزعيد آنها (روز نهم واقعا) از طريق منى به مكه برگرددوبعد از راه عرفات ومشعر به منى برود به نحوى كه قـبـل ازغـروب وقـوف در عرفات بنمايد ولو آنا ما (ولو يك لحظه ) ودر حال حركت , وبهمين نحو وقوف در مشعر رادر شب درك كند وبعد براى اعمال به منى برود.
واجب سوم از واجبات حج تمتع , وقوف در مزدلفه است با قصد قربت , ومزدلفه اسم مكانى است به آن ((مـشعرالحرام )) نيز گفته مى شود, وحدود آن از ((مازمين )) تا((حياض )) و((وادى محسر)) اسـت كه در آنها نبايد وقوف نمود مگر در ازدحام وتنگى وقت كه به مازمين (دو راه تنگ وباريك ) بايد بالا رفت .
مساله 275 - هرگاه حاجى از عرفات كوچ كرد احتياطاين است كه شب عيد را در مزدلفه بيتوته كند, هرچندوجوب بيتوته ثابت نشده است .
مـساله 276 - وقوف در مزدلفه از طلوع فجر تا طلوع آفتاب روز عيد قربان واجب است , ولى آنچه ركـن اسـت ,وقـوف مـخـتصر است كه اگر مقدارى بين الطلوعين وقوف نموده وعمدا كوچ كند حجش صحيح است , اگرچه فعل حرامى بجا آورده است .
مساله 277 - كسى كه وقوف بين الطلوعين مزدلفه رااصلا ترك نمايد, حجش باطل وفاسد خواهد بود, وزنان وكودكان واشخاص ضعيف مانند پيرمردان وبيماران وشخصى كه از دشمن مى ترسد, از اين حكم مستثنى هستند وبراى اينها جايز است شب عيد مقدارى وقوف نموده وقبل از طلوع فجر بسوى منى كوچ كنند.
مساله 278 - كسى كه شب عيد را در مزدلفه وقوف نموده واز جهت ندانستن مساله قبل از طلوع فجر كوچ نمايد, حجش بنابر اظهر صحيح است ويك گوسفند بايدكفاره بدهد.
مـسـالـه 279 - كـسى كه از روى فراموشى يا عذر ديگرى نتواند بين الطلوعين در مزدلفه وقوف اخـتـيـارى را بـنمايد,وقوف اضطرارى (بودن مختصر بعد از طلوع آفتاب تاظهر روز عيد) كافى است , واگر آن را عمدا ترك كندحجش فاسد خواهد شد.
دانسته شد كه هريك از وقوف عرفات ووقوف مزدلفه دوقسم است : اختيارى واضطرارى , وهرگاه مكلف وقوف اختيارى هريك را درك نمايد كه عملش صحيح است ,ودر صورتى كه درك نكند چند صورت خواهد داشت كه هر صورتى حكمى دارد: اول : آنكه هيچيك از وقوفهاى اختيارى واضطرارى رادرك نكند, كه در اين صورت حجش باطل , ولازم است باهمان احرام حج , عمره مفرده بجا آورد, وواجب است درصورتى كه استطاعتش باقى يا حج از سالهاى پيش برذمه اش مستقر باشد, سال بعد حج نمايد.
دوم : آنكه وقوف اختيارى عرفات واضطرارى مزدلفه رادرك نمايد.
سـوم : آنكه وقوف اضطرارى عرفات واختيارى مزدلفه رادرك نمايد, كه در اين دو صورت حجش بى اشكال صحيح است .
چهارم : آنكه وقوف اضطرارى هريك از عرفات ومزدلفه را درك نمايد, كه اظهر در اين صورت اين اسـت كـه حـجش صحيح باشد, گرچه احوط در صورتى كه شرايطوجوب حج باقى يا حج قبلا بر ذمه اش مستقر شده باشد,اين است كه در سال آينده حج بجا آورد.
پـنـجـم : آنـكه فقط وقوف اختيارى در مزدلفه را درك كند,كه در اين صورت نيز حجش صحيح است .
شـشـم : آنـكـه فـقط وقوف اضطرارى مزدلفه را درك كند, كه در اين صورت بعيد نيست حجش صـحيح باشد, ولى احتياط اين است باقى اعمال را به قصد فراغ ذمه از آنچه به او تعلق گرفته چه عمره مفرده وچه حج بجا آورده ودرسال بعد حج را اعاده نمايد.
هـفـتـم : آنكه فقط وقوف اختيارى عرفات را درك نمايد, كه اظهر در اين صورت باطل بودن حج وانـقـلاب آن بـه عمره مفرده است مگر آنكه شب , وقوف در مزدلفه بنمايد وازروى جهل به مساله قبل از فجر از آنجا افاضه (كوچ ) كندچنانكه قبلا گذشت , ولى در صورت امكان بازگشت ,اگرچه تـا ظهر روز عيد باشد واجب است برگردد وقدرى در مزدلفه توقف نمايد, وچنانچه ممكن نباشد حج اوصحيح است ومى بايست يك گوسفند قربانى كند.
هـشـتـم : آنـكه فقط وقوف اضطرارى عرفات را درك نمايد,كه در اين صورت حجش باطل است وبدل به عمره مفرده مى شود.
هـرگـاه مكلف از مزدلفه كوچ كرد بايستى به منى رفته واعمالى را كه در آنجا واجب است , انجام دهد, واعمال آنجا همانطور كه تفصيلا بيان خواهد شد, سه عمل است :
واجـب چـهـارم از واجبات حج , رمى جمره عقبه است درروز عيد, يعنى به جايى كه نامش جمره عقبه است سنگريزه بيندازد. وآن چند شرط دارد: 1 - نيت وقصد قربت .
2 - بودن هفت ريگ , كه كمتر از آن كفايت نمى كندچنانكه كفايت نمى كند غير از ريگ از اجسام .
3 - زدن ريگها يكى پس از ديگرى باشد, وزدن دوتا يابيشتر با هم كافى نيست .
4 - رسيدن سنگريزه ها به جمره .
5 - آنكه رسيدن بايستى با پرتاب كردن باشد وگذاشتن سنگريزه بر جمره كافى نيست , وظاهر اين اسـت كه اگرسنگريزه در راه به چيزى برخورد نموده وسپس به جمره برسد كافى باشد, بلى اگر سنگريزه در راه به چيز بسيارسفتى مانند سنگ برخورد ودر اثر آن جسته وبه جمره رسيد, كفايت نخواهد كرد.
6 - آنـكـه رمـى بين طلوع وغروب آفتاب (در روز) باشد,وزنان وكسانى كه كوچ از مشعر در شب بـرايشان جايزاست , مى توانند شب عيد رمى جمره نمايند ولى بايدقربانى را تا فرداى آن روز تاخيز بيندازند, واحتياط اين است كه تقصير را هم تاخير بيندازند وبعد از آن اعمال حج را بجا آورند مگر كسى كه از دشمن بر جان خودمى ترسد جايز است بر او تقصير وقربانى را در شب انجام دهد.
مـسـالـه 280 - هرگاه شك كند كه سنگريزه به جمره رسيديا نه , بنا بر نرسيدن گذاشته وسنگ ديگرى بزند, مگرآنكه شك وى در وقتى باشد كه به واجب ديگرى كه مترتب بر رمى است مشغول شده يا پس از فرا رسيدن شب باشد, كه در اين صورت اعتنا نكند.
مساله 281 - زدن جسم ديگرى غير از سنگريزه كافى نيست , ودو چيز در سنگريزه معتبر است : 1 - آنكه از سنگهاى حرم باشد, وبهتر اين است كه ازمشعر برچيده شود.
2 - آنـكـه بنابر احتياط بكر ودست نخورده باشند وقبلا دررمى استعمال نشده باشند, واگر شك كند كه سنگريزه دست خورده يا نه , اشكالى ندارد.
مـسـالـه 282 - كفايت نمودن زدن سنگ بر مقدارى كه برارتفاع جمره افزوده شده , محل اشكال اسـت , واحـوط آن است كه مقدار سابق را رمى نمايد, واگر متمكن نباشدمقدار زيادى را خودش رمى كند ونايب نيز بگيرد براى زدن به مقدار سابق , وفرقى بين عالم وجاهل وناسى نيست .
مساله 283 - چنانچه كسى از روى ندانستن مساله يافراموشى در روز عيد رمى جمره ننمود, لازم است تا روزسيزدهم هر وقت يادش آمد يا مساله را دانست تداركش نمايد, وچنانچه شب يادش آمد بـايستى روز بعد آن راانجام دهد, واين در صورتى است كه از كسانى نباشد كه رمى در شب برايش جـايـز اسـت , وحـكـمـش خـواهـد آمـد, وچـنانچه بعد از روز سيزدهم مساله را دانست يا يادش آمـد,احـتياط اين است كه به منى رفته ورمى نموده ودر سال بعد رمى را شخصا خودش يا نايبش بجا آورد, وچنانچه پس از بيرون رفتن از مكه دانست يا يادش آمد, برگشتن بر او واجب نيست بلكه در سال بعد بنابر احتياط شخصايا نايبش انجام دهد.
مـساله 284 - چنانچه از روى فراموشى يا نادانى روز عيدرمى ننمود وپس از طواف حج دانست يا يادش آمدوتدارك نمود, اعاده طواف بر او واجب نيست , هرچنداحوط است , ولى اگر ترك رمى از روى عـلـم وعمد باشد,ظاهر اين است كه طوافش باطل است وواجب است كه پس از تدارك رمى اعاده طواف نمايد.
واجـب پـنـجـم از واجبات حج تمتع , ذبح يا نحر در منى است , ذبح يعنى كشتن گاو وگوسفند, ونـحـر يـعـنـى كشتن شتر (قربانى كردن ). وبايد با قصد قربت ودر روز باشد,مگر كسى كه ترسى داشته باشد, كه چنين شخصى مى تواند قربانى خود را شب بنمايد, وواجب است قربانى پس از رمى بـاشـد ولـى چـنـانچه او را از روى فراموشى يانادانى پيش از رمى بجا آورد صحيح است وحاجتى بـه اعـاده نـدارد, وواجب است ذبح يا نحر در منى باشدوهرگاه متمكن نباشد چنانكه مى گويند مـذبح را تغييرداده اند ودر وادى محسر قرار داده اند, پس اگر متمكن ازتاخير وذبح در منى باشد اگرچه تا آخر ذى الحجه , حلق ياتقصير نمايد ومحل شود وذبح را تاخير بيندازد,وهمچنين طواف ونماز طواف وسعى را تاخير بيندازد,والا جايز است به ذبح در مذبح فعلى اكتفا كند.
مساله 285 - احتياط اين است كه ذبح ونحر در روز عيدقربان باشد, ولى اگر از روى فراموشى يا عذر ديگر يانادانى ترك نمود, لازم است تا آخر ايام تشريق (يازدهم ودوازدهم وسيزدهم ) تداركش نمايد, وچنانچه عذر اومستمر بود مى تواند تا آخر ماه ذى الحجه تاخير نمايد,وچنانچه بعد از طواف دانـسـت يا يادش آمد وتداركش نمود, اعاده طواف بر او واجب نخواهد بود, هرچنداعاده اش احوط اسـت , ولـى اگـر از روى عـلـم وعـمـد قـربـانـى را ترك نموده وطواف كرد, ظاهر اين است كه طوافش باطل وواجب است بعد از تدارك قربانى اعاده اش نمايد.
مساله 286 - يك قربانى فقط براى يك نفر كفايت مى كند ونمى شود براى دو نفر يا بيشتر باشد. مساله 287 - قربانى بايستى يا شتر يا گاو يا گوسفندباشد, وشتر بايستى سال پنجم را تمام كرده ودر سـال شـشم داخل شده باشد, وشتر اگر شش ساله نباشد كافى نيست , وگاو وبز بايستى بنابر احتياط دو سالش تمام ووارد سال سوم باشند وكمتر از آن كافى نيست , ودرگوسفند بايستى هفت مـاهش تمام ووارد ماه هشتم باشدوكمتر از آن كافى نيست , واحتياط اين است كه يك سالش تمام ودر سـال دوم داخـل شده باشد. وچنانچه پس ازقربانى كردن معلوم شد كه قربانى در سن معتبر نـبـوده ,لازم اسـت قـربانى ديگرى به سن معتبر بنمايد, وقربانى بايستى از جميع اعضا سالم باشد وقـربـانى كور وشل وگوش بريده وشاخ شكسته ومانند اينها كفايت نمى كند,واحوط اين است كه اخته شده نيز كفايت نمى كند, ولاغرنيز نباشد, واحوط اولى اين است كه بيمار وموجو(رگ ماليده ) ومـرضوض (تخم كوبيده ) وپير كه مغزاستخوانش آب شده , نباشد, وقربانى كه گوشش شكافته يا سوراخ باشد عيبى ندارد, اگرچه احوط اين است كه ازاينها نيز سالم باشد, واحوط واولى اين است كه قربانى طورى نباشد كه از اصل خلقت شاخ ودم نداشته باشد.
مـسـالـه 288 - چنانچه قربانى را به عقيده اينكه سالم است خريدارى نموده وقيمتش را پرداخته وبـعـد مـعلوم شد كه عيبى دارد, ظاهر اين است كه مى تواند به آن اكتفا نمايدولازم نيست قربانى ديگرى بنمايد.
مـسـالـه 289 - آنچه از شرايط در قربانى ذكر شد تماما درصورت تمكن وقدرت است , وكسى كه نتواند قربانى رابه اين شرايط تهيه كند, هرچه ممكنش باشد همان كافى است .
مـسـالـه 290 - چـنانچه قربانى را به عقيده اينكه چاق است , كشت , وبعد از كشتن معلوم شد لاغر است , كافى است وحاجتى به قربانى ديگر ندارد. مـساله 291 - هرگاه شك در لاغرى قربانى داشته وبجهت فرمانبردارى خداوند متعال او را كشت هرچندبه اميد اينكه بدرگاه الهى قبول باشد سپس معلوم شدچاق بوده است كفايت مى كند.
مساله 292 - هرگاه قربانى سالم وبى عيبى خريد وپس ازخريدارى ناخوش ومريض شد يا شكستى ديد يا عيب ديگرى پيدا كرد, كشتن همان كافى است ولازم نيست تعويضش نمايد.
مـساله 293 - هرگاه قربانى خريد وگم شد, قربانى ديگرى به جاى او بخرد, پس چنانچه اولى را پيش ازكشتن دومى يافت , اولى را بكشد ونسبت به دومى مختاراست كه بكشد يا نكشد, ودر حكم سـاير اموال او خواهدبود, واحوط واولى اين است كه او را نيز بكشد, وچنانچه اولى را پس از كشتن دومى يافت , بنابر احتياط اولى را نيزبكشد.
مـساله 294 - اگر قربانى گمشده اى را پيدا كرد بايد تا روزدوازدهم اعلان وتعريف كند, چنانچه صاحبش پيدانشد, عصر روز دوازدهم او را از قبل صاحبش بكشد.
مـسـاله 295 - كسى كه پول قربانى را دارد وقربانى گيرش نمى آيد, بايستى پول او را نزد شخص امـيـنـى امـانـت بـگـذاردكـه تـا آخر ماه ذى الحجه با آن پول قربانى خريده وبكشد,وچنانچه ماه ذى الحجه گذشت نبايد بكشد مگر در سال بعد.
مـسـالـه 296 - كـسى كه نه قربانى دارد ونه پولش را, به جاى قربانى بايد ده روز روزه بگيرد, سه روزش را درحج يعنى روز هفتم وهشتم ونهم ذى الحجه را روزه بگيرد وهفت روز ديگر را در وطن خـود بگيرد, واحتياطاين است كه هفت روز پى در پى باشد, وسه روز اول رامى تواند پس از شروع بـه اعمال عمره تمتع از اول ماه ذى الحجه بگيرد وبايستى پى در پى باشند, وچنانچه به وطن خود بـرنـگـشـت ودر مـكه اقامت نمود, بايستى تابازگشت اصحاب وهمراهانش به وطن يا تا يك ماه صبرنموده وبعد از آن هفت روز را روزه بگيرد.
مساله 297 - كسى كه بايد در حج روزه بگيرد چنانچه نتواند روز هفتم را روزه بگيرد, هشتم ونهم را روزه گرفته وروز ديگر را پس از بازگشت از منى روزه بگيرد, واگرروز هشتم نيز نتواند روزه بـگيرد, هر سه روز را تا بعد ازبرگشتن از منى تاخير نمايد, واحتياط اين است كه پس ازبازگشت هرچه زودتر روزه ها را بگيرد وبدون عذر تاخيرننمايد, وچنانچه پس از بازگشت از منى نتوانست روزه بگيرد, اين سه روز را در راه بازگشت به وطن روزه بگيرديا در وطن خود, ولى نبايد بين سه روز وهفت روز جمع نمايد, يعنى بين روزه سه روز وروزه هفت روز فاصله بگذارد, وچنانچه تا اول محرم سه روز را روزه نگرفت ,روزه از او ساقط مى شود وقربانى براى سال بعد بر اومتعين مى شود.
مـسـاله 298 - كسى كه نه قربانى داشته ونه پولش را ودرحج سه روز روزه گرفته سپس قربانى بـراى او مـمـكـن شـد,بنابر احتياط قربانى بر او واجب خواهد شد اگر تمكن قبل از گذشت ايام تشريق باشد, والا روزه كفايت ميكند.
مـسـالـه 299 - كـسى كه نمى تواند به تنهايى قربانى تهيه نمايد ومى تواند با ديگرى شركت نمايد, احتياط اين است كه بين شركت در قربانى وروزه گرفتن به ترتيبى كه گفته شد جمع نمايد.
مساله 300 - هرگاه قربانى يا پولش را به كسى داده ودركشتن آن وكيلش نمايد پس شك كند كه وكـيـل قـربـانـى راكـشته يا نه , بنا را به نكشتن بگذارد, بلى اگر وكيل راستگوومورد وثوق باشد وبگويد كشته ام , كافى است .
مساله 301 - آنچه از شرايط در قربانى ذكر شد, در كفاره شرط نيست , هرچند احتياط اين است كه آن شرايط دركفاره نيز مراعات شود.
مـسـاله 302 - كشتار واجب در قربانى وكفاره , لازم نيست به مباشرت خود شخص باشد بلكه جايز اسـت در حـال اخـتـيـار, ديگرى را نايب قرار دهد, وبايستى كشنده مسلمان باشد ونيت از صاحب قربانى تا هنگام كشتن مستمر باشد, وكشنده لازم نيست نيت كند هرچند احوطواولى نيت نمودن اوست .
مـساله 303 - احتياط اين است كه قربانى را سه قسمت نموده : يك قسمت را به فقير مؤمن صدقه داده , ويـك قسمت را به مؤمنين هديه نموده , ويك قسمت باقى راخود بخورد. وواجب نيست ثلث فـقـير را به شخص خودفقير بدهد بلكه جايز است به وكيل فقير داده شود گرچه وكيل فقير خود صـاحـب قـربـانـى بـاشد, وكيل در آن قسمت بر حسب اجازه موكل خود هر تصرفى را كه گفته است مى نمايد چه بخشيدن به ديگر يا فروش يا اعراض وغيراينها. وجايز است اخراج گوشت قربانى از منى . (مراعات اين نكته براى حجاج محترم بسيار مفيد است كه هنگام حركت از وطن از فقيرى وكـالـت بـگيرد كه در يك سوم قربانى طبق خواسته او تصرف كند, زيرا يافتن فقير مؤمن در منى براى حجاج بسيار مشكل است ).
مـسـالـه 304 - افراز وجدا كردن هر قسمتى از يكديگرلازم نيست وهمين كه يك سوم مشاع را به عـنـوان صـدقه ويك سوم مشاع را به عنوان هديه داده واز قسمت باقيمانده مقدارى بخورد كافى است .
مـسـالـه 305 - كـسـى كـه صدقه يا هديه را قبض مى كند, هرطور بخواهد مى تواند تصرف كند, وچنانچه او را به غيرمؤمن يا غير مسلمان ببخشد عيبى ندارد.
مـسـالـه 306 - چـنانچه قربانى را كشت وپيش از تصدق وهديه نمودن , دزدى قربانى را دزديد يا كسى به زور از اوگرفت , صاحب قربانى ضامن نخواهد بود, بلى اگر خودبه اختيار خود او را تلف يا به نااهل بخشيد, بنابر احتياطدو سوم هديه وصدقه را ضامن خواهد بود.
واجـب شـشم از واجبات حج تمتع , حلق (سر تراشيدن ) ياتقصير (گرفتن مقدارى از مو يا ناخن ) اسـت , وقـصـد قربت در او معتبر است , واحتياط اين است كه در روز انجام شود وبعد از رمى جمره وقـربانى باشد, ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن حكم , آن را بر رمى جمره يا قربانى يا هر دوى آنها مقدم داشت , اعاده اش لازم نيست .
مساله 307 - سر تراشيدن بر زنان جايز نيست , ودر حق آنها تقصير متعين است .
مساله 308 - مرد بين حلق وتقصير مخير است وهركدام را خواسته باشد مى تواند اختيار كند, وسر تـراشيدن (حلق ) بهتر است , وكسى كه براى دفع شپش ومانند آن موى سر خود را با عسل يا صمغ چسبانيده يا موى سرخود را جمع كرده ودر هم پيچيده وگره زده يا بافته باشد,احتياط اين است كـه سـر تـراشيدن را اختيار كند بلكه وجوب آن اظهر است , وصروره (كسى كه براى اولين بارحج مى نمايد) احتياط اين است كه سر تراشيدن را اختياركند, هرچند مخير بودنش بين حلق وتقصير خالى ازقوت نيست .
مساله 309 - كسى كه بخواهد سر بتراشد وبداند سلمانى سر او را زخمى خواهد كرد, چنانچه خون آمدن به مقدارمتعارف باشد, مى تواند سر بتراشد ولازم نيست اول تقصير كند ومقدارى از موى سر خود را چپده سپس سربتراشد.
مـسـاله 310 - خنثاى مشكل اگر موى سر خود رانچسبانيده يا نبافته باشد بايد تقصير نمايد, والا بايد هم تقصير وهم حلق نمايد وبنابر احتياط تقصير را بر حلق مقدم بدارد.
مـسـالـه 311 - پـس از حلق يا تقصير آنچه بر محرم به احرام حرام شده بود, حلال مى شود جز زن وبوى خوش (عطر زدن ) بلكه شكار نيز بنابر احتياط.
مساله 312 - هرگاه از روى فراموشى يا ندانستن حكم ,حلق وتقصير ننمود تا از منى بيرون رفت , بـايـسـتـى بـه منى برگشته ودر آنجا سر تراشيده يا تقصير نمايد, وچنانچه بازگشت به منى غير مـمـكـن يـا دشوار باشد, در جاى خودحلق يا تقصير نموده وموى خود را در صورت امكان به منى بفرستد.
مـساله 313 - هرگاه از روى فراموشى يا نادانى , حلق وتقصير ننمود تا پس از فراغت از اعمال حج يـادش آمـدوتـدارك نمود, بنابر اظهر اعاده طواف واجب نخواهدبود, هرچند اعاده آن بلكه اعاده سـعـى نيز احوط است ,ودر صورتى كه تذكر يا دانستن حكم پيش از خروج ازمكه باشد, احتياط به اعاده طواف در صورت امكان , ترك نشود.
واجـب هـفتم وهشتم ونهم از واجبات حج , طواف ونمازطواف وسعى است , وكيفيت وشرايط اين سه واجب ,عين كيفيت وشرايطى است كه در طواف عمره تمتع ونماز وسعى آن بيان شد.
مساله 314 - در حج تمتع واجب است طواف حج بعداز حلق يا تقصير باشد, وچنانچه با علم وعمد پـيـش ازحـلـق يا تقصير طواف نمود, واجب است طواف را بعد ازحلق يا تقصير اعاده نموده ويك گوسفند كفاره بدهد.
مـسـاله 315 - احتياط اين است كه طواف حج از روزيازدهم ذى الحجه تاخير نشود, گرچه جواز تاخيرش تابعد از ايام تشريق (سه روز پس از عيد اضحى : يازدهم ودوازدهم وسيزدهم ) بلكه تا آخر ماه ذى الحجه خالى ازقوت نيست .
مساله 316 - تقديم طواف حج ونماز وسعى بر وقوفين در حج تمتع جايز نيست مگر براى پيرمردان يـا زنـى كـه بـيم حيض شدن دارد, كه اين دو مى توانند طواف حج ونمازش را قبل از وقوفين بجا آورده وسـعـى را در وقـت خـودش بنمايند, واحوط استحبابى اين است كه سعى رانيز مقدم دارد وچـنـانچه سعى را مقدم كرد احتياط واجب آن است كه در وقتش هم اعاده كند, واولى وبهتر نيز درصورت امكان , اعاده طواف ونماز است در ايام تشريق يابعد از آن تا آخر ماه ذى الحجه .
مـسـالـه 317 - كـسى كه از رفتن به مكه يا از مباشرت به اعمال بعد از رجوع از منى بر جان خود مى ترسد,مى تواند طواف حج ونماز وسعى را بر وقوفين مقدم بدارد, بلكه مقدم داشتن طواف نساء نيز عيبى ندارد, وبعداز اعمال منى هر جا دلش بخواهد برود.
مساله 318 - كسى كه عارضه اى برايش رخ داد كه نتواندطواف نمايد, مانند زنى كه حيض ببيند يا زائو شـود,ونتواند تا پاك شدن خود در مكه بماند كه طواف كند,لازم است براى طواف ونماز نايب بگيرد وپس از طواف نايب , شخصا سعى كند.
مـسـالـه 319 - وقـتى متمتع طواف حج ونماز آن را بجاآورد وسعى نمود, بوى خوش بر او حلال مـى شود, وازمحرمات احرام , فقط زن وبنابر احتياط شكار باقى مى ماند, وظاهر اين است كه بتواند بعد از طواف وسعى عقد نمايد ولى لذت بردن از زن برايش جايز نيست بنابراحتياط, اگرچه اظهر جواز غير از جماع است .
مـسـالـه 320 - كـسى كه تقديم طواف وسعى بر وقوفين برايش جايز باشد, هرگاه طواف وسعى نمود, بوى خوش بر او حلال نمى شود تا مناسك منى (رمى وذبح وحلق ياتقصير) را بجا آورد.
واجـب دهم ويازدهم از واجبات حج تمتع , طواف نساءونماز آن است , واين دو گرچه واجبند ولى از اعمال ومناسك حج نيستند وترك آنها حتى عمدا موجب فسادوبهم خوردن حج نمى شود.
مـسـاله 321 - طواف نساء همچنان كه بر مردان واجب است بر زنان نيز واجب است , پس اگر مرد بـجـا نـيـاورد, زن بر او حرام , وچنانچه زن ترك نمايد, مرد بر او حرام مى شود, وكسى كه به نيابت ديگرى حج مى نمايد, طواف نساء را براى او بجا مى آورد نه براى خود, واحتياط آن است كه طواف را بقصد اعم از خود ومنوب عنه بياورد.
مساله 322 - طواف نساء ونمازش در كيفيت وشرايطعينا مانند طواف حج ونماز آن است .
مـسـاله 323 - كسى كه از جهت بيمارى يا غير آن به تنهايى نمى تواند طواف نساء را بجا بياورد, از ديگرى كمك بگيرد وطواف نمايد هرچند بر دوش انسان يا پشت حيوانى سوار شود, وچنانچه از اين هم متمكن نباشد,لازم است ديگرى را نايب بگيرد, واين حكم نسبت به نماز طواف نيز جارى است .
مـساله 324 - كسى كه عمدا با دانستن حكم يا ندانستن يااز روى فراموشى آن , طواف نساء را بجا نياورد, تا وقتى كه شخصا تداركش ننمايد, زن بر او حرام خواهد بود,ودر صورتى كه مباشرتش غير ممكن يا دشوار باشدمى تواند ديگرى را نايب نمايد وهر وقت نايب طواف رابجا آورد, زن بر او حلال خـواهـد شـد, وچـنـانچه قبل ازتدارك , فوت نمايد, احتياط اين است كه از تركه اش قضاى آن بجا آورده شود.
مساله 325 - تقديم طواف نساء بر سعى جايز نيست وكسى كه از روى علم وعمد تقديم نمايد, لازم اسـت بعداز سعى اعاده كند. وهمچنين است در صورتى كه از روى نادانى وفراموشى مقدم نمايد, بنابر احتياط.
مـسـاله 326 - كسى كه از روى عذر طواف نساء را قبل ازوقوفين بجا مى آورد تا وقتى كه مناسك منى (رمى وذبح وحلق يا تقصير) ننموده , زن بر او حلال نمى شود.
مـسـالـه 327 - زنى كه حائض شود وقافله تا وقت پاكى اومنتظرش نشود, مى تواند طواف نساء را تـرك نـمـوده وبـاقـافـلـه خود همراه شود, ودر اين صورت احتياط اين است كه براى طواف نساء ونـمـازش نـايـب بـگـيـرد, وچنانچه مشغول طواف بوده وپس از بجا آوردن نصف آن حيض شود, مـى تـوانـد باقى را ترك وبا قافله برود, واحتياط در اين صورت اين است كه براى باقيمانده طواف ونمازش نايب بگيرد.
مـساله 328 - فراموشى نماز طواف نساء مانند فراموشى نماز طواف حج است , وحكم آن در مساله 333گذشت .
مساله 329 - هرگاه متمتع , طواف نساء ونمازش را بجاآورد, اگر مرد است , زن بر او حلال , واگر زن است , مرد براو حلال مى شود. وفقط چيزى كه از حرامها باقى مى ماندشكار است كه تا ظهر روز سـيـزدهـم حـرام است بنابراحتياط, واما كندن گياه ودرخت حرم وشكار در حرم ,گفته شد كه حرمتش اختصاص به محرم ندارد وشامل غير محرم نيز هست .
واجـب دوازدهـم از واجـبـات حج , بودن شب يازدهم ودوازدهم است در منى , وقصد قربت در آن معتبر است ,وچنانچه حاجى روز عيد را جهت بجا آوردن طواف وسعى به مكه برود, واجب است به منى برگشته وشب رادر آنجا بماند. وكسى كه در حال احرام از شكار خوددارى نكرده , واجب است شب سيزدهم را نيز در منى بماند,وهمچنين است كسى كه با زن نزديكى كرده است بنابراحتياط, وبـراى غـيـر ايـنها كوچ كردن از منى بعد از ظهرروز دوازدهم جايز است , ولى چنانچه تا شب در منى باقى ماند, واجب است شب سيزدهم را نيز بماند, بلكه اگر قبل از آمدن شب به منى برگشت بنابر احتياط ماندن شب سيزدهم بر او واجب مى شود.
مـسـاله 330 - هرگاه آماده حركت وكوچ از منى شد وازجاى خود حركت نمود وبه جهت ازدحام ومـانـنـد آن نـتوانست قبل از غروب از منى خارج شود, چنانچه بودن در منى برايش ممكن باشد, واجـب اسـت بـمـانـد, واگرممكن نباشد يا دشوار باشد جايز است از منى شبانه خارج شود, وبنابر احتياط يك گوسفند بايدبكشد.
مـساله 331 - كسى كه بودن شب در منى بر او واجب است , بودن روز در منى بيش از مقدارى كه بتواند رمى جمرات كند, واجب نيست , وواجب نيست تمام شب رادر منى باشد ومى تواند از سر شب تا بعد از نيمه شب يا ازقبل از نيمه شب تا طلوع فجر در آنجا بماند, واولى براى كسى كه نصف اول شب را آنجا مانده وبيرون رفته , اين است كه پيش از طلوع فجر وارد مكه نشود.
مساله 332 - چند طايفه از وجوب بيتوته در منى مستثنى هستند:
1 - كـسـانـى كـه از بيتوته معذورند, مانند بيمار وپرستارش وكسى كه بر جان يا مال خود در آنجا بترسد.
2 - كـسـى كه در مكه تمام شب ويا باقيمانده از شب اگربعد از دخول در شب از منى خارج شده مـشـغـول بـه عـبـادت بوده بجز حاجت ضرورى مانند خوردن وآشاميدن وتطهير وامثال آنها كار ديگرى نداشته .
3 - كـسـى كه طواف خانه خدا را نموده ودر عبادت خودباقى مانده سپس از مكه بيرون رفته واز عـقـبـه مدنيين گذشته باشد, چنين شخصى مى تواند در راه بيتوته نمايدولازم نيست خود را به منى برساند, وبراى اين سه طايفه جايز است تاخيز انداختن رجوع به منى تا وقتى كه رمى در روز را درك كنند.
مـساله 333 - كسى كه بيتوته منى را عمدا ترك كند, براى هر شب بايد يك گوسفند كفاره بدهد واحـتـياط اين است كه در صورت فراموشى يا ندانستن حكم نيز كفاره بدهد,واحوط براى شخص معذور از بيتوته نيز كفاره دادن است . وبر كسى كه از جهت اشتغال به عبادت در مكه بيتوته را ترك نموده , كفاره نيست , وهمچنين كسى طواف خانه خدا را نموده ودر عبادت خود باقى مانده سپس ازمـكـه بـيـرون رفته واز عقبه مدنيين گذشته ودر راه بيتوته نموده است , بر چنين شخصى نيز كفاره نيست .
مـسـاله 334 - كسى كه از منى كوچ كرده وبعد از اينكه شب شد در شب سيزدهم جهت كارى به منى برگشت ,واجب نيست در منى بيتوته كند.
واجـب سـيزدهم از واجبات حج , رمى جمرات سه گانه (جمره اولى , جمره وسطى , جمره عقبه ) است . ورمى درروز يازدهم ودوازدهم واجب است وهرگاه شب سيزدهم در منى بيتوته كند, رمى روز سـيـزدهـم نـيز بنابراحتياط واجب خواهد شد. ورمى جمرات بايستى به مباشرت خود شخص انجام شود ونايب گرفتن در حال اختيار جايز نيست .
مـسـالـه 335 - در رمى واجب است ابتدا از جمره اولى سپس جمره وسطى ودر آخر جمره عقبه بـاشـد, وچـنانچه بر خلاف اين ترتيب عمل شود واجب است بطورى كه ترتيب حاصل شود دوباره رمـى كـنـد, هرچند مخالفت ازروى نادانى يا فراموشى باشد, بلى اگر بعد از اينكه جمره سابق را چهار ريگ زد فراموش نموده وبه جمره بعدى رفت , واجب نيست رمى را تماما اعاده كند بلكه اگر سه ريگ ديگر به جمره قبلى زد كفايت مى كند.
مـسـالـه 336 - واجـبـاتـى كه در رمى جمره عقبه در اعمال روز عيد قربان ذكر شد, در جمرات سه گانه نيز واجب است .
مـسـاله 337 - رمى جمرات بايد در روز انجام شود,وكسى كه در روز نتواند رمى كند مانند غلام وچـوپـان وبدهكارى كه مى ترسد گرفتار شود وهر كسى كه بر جان ويا مال ويا ناموس خود بترسد (وايـن حكم شامل پيرمردوزن وبچه وضعيف كه بر جان خود از ازدحام مى ترسند,مى باشد), براى چـنـيـن كـسـانـى جايز است رمى را شب آن روز انجام دهند, ولكن جايز نيست براى غير از كسى كه ترس از مكث در منى دارد, كوچ كردن در شب دوازدهم بعد از رمى تا بعد از ظهر آن روز.
مساله 338 - كسى كه رمى روز يازدهم را فراموش كند,واجب است روز دوازدهم آن را قضا نمايد, وكـسـى كه رمى روز دوازدهم را فراموش كرده , بايستى در روزسيزدهم قضا نمايد, واحتياط اين اسـت كـه بـين اداى همان روز وقضاى روز قبل فاصله گذاشته , وقضاى روز قبل راپيش از اداى همان روز بجا آورد وقضاى روز قبل طرف صبح واداى همان روز هنگام زوال باشد.
مـساله 339 - كسى كه رمى را در منى فراموش نموده وپس از كوچ به مكه يادش آمد, واجب است به منى برگشته ورمى نمايد, وچنانچه فراموش شده رمى دو روزيا سه روز باشد, احتياط اين است كه بين وظيفه هر روزوروز ديگر يك ساعت فاصله بگذارد, وچنانچه پس ازخروج از مكه يادش آمد كـه رمـى نـكرده , واجب نيست به منى برگردد بلكه بنابر احتياط در سال بعد خود يا نايبش آن را قضا نمايد.
مساله 340 - بيمارى كه اميد ندارد تا مغرب بهبودى حاصل كند, براى رمى , نايب بگيرد, وچنانچه اتفاقا پيش از غروب آفتاب بهبودى يافت وحالش خوب شد, بنابراحتياط خودش نيز رمى كند.
مساله 341 - حج به ترك رمى هرچند عمدا باشد, باطل نمى شود, وواجب است در سال بعد قضاى آن را شخصايا به نايب گرفتن بجا آورد بنابر احتياط.