مساله 143 - حج بر سه قسم است : 1 - حج تمتع .
2 - حج افراد.
3 - حج قران .
قـسـم اول , يـعنى حج تمتع وظيفه كسى است كه فاصله وطنش تا مسجدالحرام شانزده فرسخ يا بيشتر از آن باشد.
قسم دوم وسوم , يعنى حج افراد وحج قران وظيفه كسى است كه اهل خود مكه يا اطراف آن باشد, به شرطى كه فاصله بين وطنش تا مسجدالحرام كمتر از شانزده فرسخ باشد.
واين رساله در بيان احكام قسم اول , يعنى حج تمتع است كه محل ابتلاى غالب برادران دينى است , ونـظـر به اينكه گاهى بجهت ضرورت وبعضى از پيش آمدها حج تمتع تبديل به حج افراد مى شود, ناچاريم كيفيت حج افراد رانيز بطور مختصر بيان نمائيم , وكيفيت حج قران نيز بيان خواهد شد.
مـسـاله 144 - كسى كه وظيفه اش حج تمتع است , مى تواندحج افراد يا قران را استحبابا بجا آورد, هـمـچنان كه كسى كه وظيفه اش حج افراد يا قران است , مى تواند حج تمتع را استحبابا بجا آورد.
وايـن مـعـنـى در حـج واجـب جـايزنيست , يعنى كسى كه حج افراد يا حج قران بر او واجب شده , نـمـى تـوانـد بـه جاى آن حج تمتع بجا آورد وبالعكس ,يعنى كسى كه حج تمتع بر او واجب شده , نـمـى تـوانـد به جاى آن حج افراد يا قران بجا آورد, وچنانچه اين افراد به جاى حج واجب خود حج ديگرى بجا آورند, كفايت نمى كند, بلى گاهى وظيفه كسى كه بايد حج تمتع بجاآورد, عوض شده و به حج افراد برمى گردد, چنانكه بيانش خواهد آمد.
مساله 145 - كسى كه وطنش بيش از شانزده فرسخ ازمسجدالحرام دور بوده وفعلا در مكه اقامت نـمـوده ,چنانچه اقامتش بعد از استطاعت وواجب شدن حج بر اوبوده , وظيفه اش حج تمتع است , وامـا اگر استطاعت او پس از اقامت در مكه وبعد از داخل شدن در سال سوم باشد,وظيفه اش حج قـران يـا افراد است , واگر استطاعتش قبل ازسال سوم باشد, حج تمتع بر او واجب مى شود, اينها درصـورتى است كه اقامتش به قصد مجاورت باشد, يعنى مدتى در جوار خانه خدا بودن , واما اگر به قصد توطن باشد, اين هم دو صورت دارد: 1 - از اول قـصد توطن داشته , در اين صورت وظيفه اش حج افراد يا قران است , چه آنكه وارد سال سوم شده باشديا خير.
2 - بعد از مدتى قصد توطن نموده , كه در اين صورت اگراستطاعتش قبل از توطن وپيش از وارد شدن سال سوم باشد, وظيفه اش حج تمتع است , واگر بعد از قصد توطن باشد, وظيفه اش افراد يا قران مى باشد چه آنكه وارد سال سوم شده باشد يا نشده باشد. وهمچنين است حكم كسى كه قصد توطن در غير مكه داشته باشد از اماكنى كه فاصله آنها تا مسجد الحرام كمتر از شانزده فرسخ باشد.
مـسـاله 146 - هرگاه در بلد خود مستطيع بوده وپس ازاستطاعت در مكه اقامت نمود, يا پس از اقـامـت در مكه وقبل از انقلاب وبرگشتن وظيفه اش به حج افراد يا حج قران مستطيع شود, جايز است براى او كه از ادنى الحل محرم شود, اگرچه احوط آن است كه به يكى از مواقيت رفته واز آنجا بـراى عـمـره تـمـتـع مـحـرم شـود, واحـوط اين است كه به ميقات اهل بلد خود برود, واهل هر بلدى ميقاتى دارند كه بيانش خواهد آمد.
مـسـاله 147 - حج تمتع , عبارت از دو عبادت است كه نام عبادت اول عمره ونام عبادت دوم حج اسـت , وگاهى عبادت دوم را حج تمتع مى گويند, وواجب است عمره رادر حج تمتع پيش از حج بجا آورند.
مساله 148 - در عمره تمتع پنج چيز واجب است : اول : احرام از يكى از ميقاتها, وتفصيل آنها را خواهى دانست .
دوم : طواف دور خانه خدا.
سوم : خواندن دو ركعت نماز طواف .
چهارم : سعى (رفت وآمد) بين صفا ومروه كه نام دو جاى معين در جنب مسجدالحرام است .
پـنجم : تقصير, يعنى گرفتن مقدارى از مو يا ناخن ,وهنگامى كه شخص اين اعمال پنجگانه را بجا آورد, ازاحـرام بـيـرون رفـتـه وچيزهايى كه بجهت احرام بر او حرام شده بود, حلال مى شود, بجز تراشيدن سر, ودر آن تفصيلى است كه خواهد آمد.
مـسـالـه 149 - بـر مـكلف لازم است با نزديك شدن روزنهم ذى الحجه خود را براى اعمال آماده ومهيانمايد.
در حج تمتع سيزده چيز واجب است : اول : بستن احرام از مكه , به تفصيل وشرحى كه خواهدآمد.
دوم : وقـوف (بودن ) در عرفات از ظهر روز نهم ذى الحجه (روز عرفه ) تا مغرب , وعرفات نام جايى است در چهارفرسخى مكه قديم .
سـوم : بـودن در مـزدلـفـه (مشعر) كه بين عرفات ومكه است ,از طلوع فجر روز عيد قربان (دهم ذى الحجه ) تا طلوع آفتاب .
چـهـارم : رمى جمره عقبه (زدن سنگريزه به آن ) در منى روز عيد قربان , ومنى تقريبا يك فرسخ تا مكه قديم فاصله دارد.
پنجم : قربانى كردن در منى روز عيد.
شـشم : تراشيدن سر يا گرفتن مقدارى از مو يا ناخن درمنى , وبه اين عمل آنچه به سبب احرام بر وى حرام شده بود, حلال مى شود, مگر زن وبوى خوش وشكار بنابراحتياط.
هفتم : طواف دور خانه خدا به عنوان زيارت پس ازبازگشت به مكه .
هشتم : بجا آوردن دو ركعت نماز طواف .
نهم : سعى (رفت وآمد) بين صفا ومروه , وبا اين عمل بوى خوش نيز حلال مى شود.
دهم : طواف نساء.
يازدهم : بجا آوردن نماز طواف نساء, وبه اين عمل زن نيزحلال مى شود.
دوازدهم : بيتوته (ماندن شب ) در منى شب يازدهم وشب دوازدهم , بلكه شب سيزدهم در بعضى از صور كه بيانش مى آيد.
سـيزدهم : رمى سه جمره (اولى ووسطى وعقبه ) در روزيازدهم ودوازدهم , بلكه در روز سيزدهم نيز بنابر اظهر درصورتى كه شب سيزدهم را در منى مانده باشد.
مساله 150 - در حج تمتع چند چيز شرط است : اول : نـيت , كه قصدش اين باشد كه حج تمتع را بجامى آورد, پس اگر نيت حج ديگرى نمود يا در نيت ترددداشت , حجش صحيح نخواهد بود.
دوم : آنـكه عمره وحج هر دو با هم در ماههاى حج (شوال وذى القعده وذى الحجه ) باشد, پس اگر يك جزء از عمره را قبل از ماه شوال بجا آورده باشد, عمره اش صحيح نخواهد بود.
سـوم : آنكه عمره وحج در يك سال بجا آورده شوند, پس اگر عمره را بجا آورد وحج را به سال بعد تاخير نمود,تمتع صحيح نخواهد بود, وفرقى نيست در اين حكم بين اينكه تا سال بعد در مكه بماند يا آنكه به وطن خودمراجعت نموده ودوباره به مكه بيايد, همچنان كه فرقى نيست بين اينكه بعد از عمره به تقصير از احرام بيرون آيد, يا تا سال آينده در احرام خود باقى بماند.
چـهـارم : آنـكـه احرام حج در حال اختيار از خود مكه باشد,وبنا بر احتياط بايد از مكه قديم باشد, وبهترين موضع مقام ابراهيم يا حجر اسماعيل است , وچنانچه نتواند ازخود مكه احرام ببندد, از هر جا كه بتواند بايد محرم شود.
پـنجم : آنكه مجموع اعمال عمره تمتع وحج تمتع را يك نفر انجام دهد از طرف يك نفر, پس اگر دو نفر براى انجام حج تمتع از طرف مرده يا زنده اى اجير شوند كه يكى عمره وديگرى حج را انجام دهد, صحيح نخواهد بود,وهمچنين اگر يك نفر حج نمايد وعمره را به جاى كسى وحج را به جاى ديگرى انجام دهد, صحيح نخواهدبود.
مـسـاله 151 - همين كه شخص اعمال عمره تمتع را بجاآورد, واجب است اعمال حج تمتع را بجا آورد وجايزنيست براى كارى غير از اعمال حج از مكه بيرون برود,مگر آنكه خروج وى براى حاجتى بـاشد, وبيم آن نرود كه اعمال حجش فوت گردد, كه در اين صورت واجب است براى حج خود از مـكـه احـرام حـج را بـسـتـه وبـراى كـارى كـه دارد از مكه بيرون رفته وسپس با همان احرام به مـكـه بـرگـشـته واز مكه رهسپار عرفات گردد, وچنانچه نتواند به مكه برگردد از جاى خود به عرفات رود.
مساله 152 - همچنان كه بيرون رفتن از مكه براى كسى كه عمره تمتع بجا مى آورد پس از فراغ از اعمال عمره تمتع جايز نيست , در اثناى عمره نيز بنابر احتياط نبايد ازمكه بيرون برود, پس هرگاه پـيش او وارد شدن به مكه بداند كه محتاج به بيرون رفتن از مكه خواهد شد, مانندحمله دارها كه نوعا اينطورند, مى تواند اولا به عنوان عمره مفرده محرم شده وبه مكه رفته واعمال عمره مفرده را بـجـاآورده واز مـكـه براى كارى كه دارد بيرون رفته وپس ازانجام كار خود ثانيا براى عمره تمتع احـرام بـسـتـه وبه مكه بيايد, وگذشتن يك ماه از عمره مفرده كه اول بجا آورده معتبر نيست در صـحـت آن عـمـره تـمتع , ونيز جايز است براى او كه عمره مفرده اى را كه انجام داده عمره تمتع قراردهد, البته در صورتى كه به اماكن دور از مكه نرفته درحالى كه در ماه ديگر وارد مكه شود.
مـسـالـه 153 - بيرون رفتن از مكه بعد از عمره يا در اثناى آن كه حرام شده , بيرون رفتن به جاى ديـگـر اسـت , وامارفتن به اطراف ونواحى تابع مكه عيبى ندارد, پس كسى كه منزلش بيرون مكه است , مى تواند در اثناء يا بعد ازفراغت از اعمال عمره به منزل خود برگردد.
مـسـالـه 154 - هرگاه پس از انجام عمره بدون احرام ازمكه بيرون رفت واز ميقاتها گذشت , دو صورت دارد: اول : آنـكـه بـازگشت به مكه پيش از گذشتن ماه انجام عمره است , كه در اين صورت لازم است بدون احرام به مكه برگشته واز مكه احرام بسته وبسوى عرفات برود.
دوم : آنـكـه بـازگشت وى به مكه پس از گذشتن ماه انجام عمره باشد, در اين صورت لارم است عـمره را دوباره انجام دهد, وبايد براى عمره اول طواف نساء انجام دهد,لكن اگر احرام عمره دوم را ترك كرد ضررى به صحت حج تمتعش ندارد.
مـساله 155 - كسى كه وظيفه اش حج تمتع است ,نمى تواند به حج افراد يا حج قران عدول نمايد, مگر درصورتى كه پس از شروع به عمره تمتع وقتش به اندازه اى تنگ شود كه نتواند عمره را تمام نموده وخود را به حج برساند, يعنى اگر خواسته باشد اعمال عمره را انجام دهدبيم آن برود كه به حج نرسد, كه در اين صورت نيت خودرا به نيت حج افراد تبديل نموده وعمره را ترك وبه حج رفته وبـعـد از حج عمره مفرده بجا آورد, وميزان در تنگى وقت كه اين امر را جايز مى كند, بيم از دست رفتن مقدارركن از وقوف اختيارى عرفات است . مثال : شخصى صبح روز نهم ذى الحجة وارد مكه مـى شود ومى خواهد عمره تمتع بجا آورد وشروع مى نمايد در آن , مى بيند اگر عمره را بجا آورد تا غـروب كه آخر وقت وقوف اختيارى عرفات است نمى تواند خود را به عرفات برساند, اين شخص به نـيـت حـج افـراد بـه عـرفـات رفته واعمال حج رابجا آورده وپس از اعمال حج به مكه برگشته وعمره مفرده بجا آورد.
مـساله 156 - كسى كه وظيفه وى حج تمتع است ,چنانچه پيش از شروع به عمره بداند كه وقتش گنجايش اعمال عمره ودرك حج را ندارد, نمى تواند از اول به حج افراد يا قران عدول نمايد, بلكه واجب است حج را تا سال آينده تاخير نمايد.
مـسـالـه 157 - هـرگاه در سعه وقت براى عمره تمتع احرام بست وطواف وسعى خود را عمدا نا زمـانـى كـه نـتـوانـد آنـهارا بجا آورده وحج را درك نمايد به تاخير انداخت , عمره وى باطل است ونـمـى تـوانـد بـنـابـر اظـهـر بـه حـج افراد عدول نمايد, لكن احوط اين است كه عدول به افراد نموده وعمره را به قصد اعم از حج افراد يا عمره مفرده بجاآورد.
حـج افراد عملى است مستقل وجداگانه وهمچنان كه گذشت بر كسى واجب مى شود كه فاصله بـين وطنش تامسجد الحرام كمتر از شانزده فرسخ باشد, ودر صورتى كه بتواند علاوه بر حج افراد عمره مفرده را بجا آورد,عمره مفرده نيز بطور جداگانه بر او واجب خواهد بود,بنابر اين كسى كه مـى تـوانـد فـقـط يـكـى از ايـن دو را بـجـا آورد,هـمـانـى را كـه مـى تواند بجا آورد بر او واجب مـى شود,وچنانچه بتواند يكى از اين دو را در زمانى وديگرى را درزمان ديگر بجا آورد واجب است آنچه وظيفه وى در هرزمان اقتضا مى كند همان را بجا آورد, وچنانچه در يك وقت بتواند هر دو را انـجام دهد واجب است هر دو راانجام دهد, ومشهور بين فقها در اين صورت اين است كه بايد حج پيش از عمره بجا آورده شود, واحوط نيز همين است .
مـسـالـه 158 - حج افراد با حج تمتع در تمام اعمال مشترك هستند, وحج افراد با حج تمتع چند فرق دارد: اول : آنـكـه حـج افـراد لازم نيست متصل به عمره ودر يك سال باشد, ولى حج تمتع همانطور كه گفته شد لازم است متصل وبعد از عمره ودر يك سال انجام شود.
دوم : آنكه در حج افراد قربانى لازم نيست , ولى در حج تمتع چنان كه گفته شد قربانى لازم است .
سـوم : آنكه در حج افراد جايز است در حال اختيار طواف وسعى حج را بر وقوفين مقدم نمود, ولى در حج تمتع نمى شود اين كار را كرد.
چـهارم : آنكه احرام حج افراد بايد از يكى از جاهايى كه گفته خواهد شد باشد, واما احرام حج تمتع بايد از خودمكه باشد.
پـنـجم : آنكه عمره حج افراد را مى شود پيش از حج يا بعداز آن بجا آورد, ولى در حج تمتع واجب است عمره پيش از حج باشد.
شـشم : آنكه بعد از احرام حج افراد مى شود طواف مستحبى نمود, ودر حج تمتع پس از احرام بنابر احتياطوجوبى , جايز نيست طواف مستحبى بجا آورده شود.
مساله 159 - هرگاه براى حج افراد مستحبى احرام بسته شود, مى توان به عمره تمتع عدول نمود, مگر در صورتى كه بعد از سعى تلبيه بگويد كه نمى تواند به عمره تمتع عدول نمود.
مـسـاله 160 - هرگاه براى حج افراد احرام بست وواردمكه شد, جايز است دور خانه خدا استحبابا طواف نمايد, ولى واجب است در اين صورت پس از برگزارى نماز طواف , تلبيه بگويد بنابر احتياط.
مـسـالـه 161 - حج قران با حج افراد در تمام جهات متحدويكسانند, مگر آنكه در حج قران هنگام احرام بايدمكلف قربانى همراه داشته باشد, وبدين جهت قربانى براو واجب مى شود, واحرام در اين قـسـم از حـج همانطوركه با تلبيه محقق مى شود, با اشعار (علامت گذاشتن ) ياتقليد (چيزى به گردن حيوان آويختن ) نيز محقق مى شود, وهرگاه براى حج قران احرام ببندد جايز نيست به حج تمتع عدول نمايد.