مسائل متفرّقه حج
مسأله 347- كسى كه نه قربانى دارد و نه پول آن، واجب است به جاى قربانى ده روز روزه بگيرد; سه روز پى در پى در ايّام حج (روزهاى هفتم و هشتم و نهم ذى الحجّه) و هفت روز پس از بازگشت به وطن، و اگر نتوانست روز هفتم را روزه بگيرد، هشتم و نهم را پشت سر هم روزه بگيرد و يك روز هم بعد از سيزدهم، و اين سه روز بايد در ماه ذى الحجّه باشد (و مسافر بودن ضررى به آن نمى زند) امّا هفت روز بعد را مى تواند در ماههاى ديگر به جا آورد، خواه پى در پى باشد يا نه.
مسأله 348- هرگاه كسى عمره تمتّع را به جا آورد و از احرام بيرون آيد و بخواهد از انجام مراسم حج خوددارى كند اگر به علّت بيمارى يا مانع ديگرى باشد گناهى ندارد، و اگر سال اوّل استطاعت او بوده، معلوم مى شود مستطيع
به حج نبوده است، و اگر حج قبلاً بر او واجب شده بايد سال ديگر حجّ تمتّع را به طور كامل انجام دهد.
امّا اگر بدون عذر از انجام حج منصرف شود گناه كرده (خواه حجّ واجب باشد يا مستحب) و چيز ديگرى بر او نيست و بايد در سال ديگر حجّ واجب خود را انجام دهد و در هر حال احتياط واجب آن است كه طواف نساء و نماز آن را به جا آورد.
مسأله 349- كشتن زنبور و حشرات ديگر، مانند مگس و پشه، در حال احرام جايز نيست (بنا بر احتياط واجب) و اگر عمداً آنها را بكشد كفّاره دارد و كفّاره آن مقدارى غذا است (مثلاً يك نان به فقير مى دهد) امّا اگر اين حشرات موجب اذيّت و آزار او شود كشتن آنها جايز است و كفّاره ندارد.
مسأله 350- كسى كه عمره تمتّع را به جا مى آورد واجب است در مكّه بماند تا مراسم حج را انجام دهد (خواه حجّ واجب باشد يا مستحب) و در صورتى مى تواند از مكّه
خارج شود كه اطمينان داشته باشد مى تواند بازگردد و حج را به جا آورد، بنابراين رفتن به نقاط نزديك، مانند غار حرا و امثال آن، كه مشكلى در امر حج ايجاد نمى كند مانعى ندارد، همچنين خدمه كاروانها و غير آنها مى توانند براى انجام كارهاى ضرورى به جدّه يا مدينه و غير آن بروند، به شرط آن كه مطمئن باشند بموقع براى انجام مراسم حج باز مى گردند. و احتياط واجب آن است كه وقتى مى خواهند خارج شوند محرم به احرام حج شوند و تا موقع انجام اعمال حج در احرام بمانند; امّا اگر اين كار موجب مشقّت است مى توانند بدون احرام خارج شوند.
مسأله 351- هرگاه براى انجام كارى بعد از اتمام عمره از مكّه خارج شود چنانچه در همان ماه برگردد احرام بر او واجب نيست (مثلاً در اوائل ماه ذى القعده عمره تمتّع را به جا آورده و از مكّه خارج شده و به جدّه يا جاى ديگر رفته و باز در همان ماه ذى القعده بازگشته است) امّا اگر در ماه بعد وارد شود بايد محرم گردد و دوباره عمره به جا آورد و
همين، عمره تمتّع او حساب مى شود و احتياط آن است كه براى عمره سابق يك طواف نساء و نماز طواف به جا آورد.
مسأله 352- سوار ماشين سرپوشيده شدن در حال احرام در داخل شهر مكّه مانعى ندارد (خواه در روز باشد يا در شب) ولى لازم است در آن قسمتى كه از حرم بيرون است (يعنى آن طرف كه از مسجد تنعيم فراتر مى رود) احتياط كند.
* * *
احكام عمره مفرده
مسأله 353- عمره مفرده يكى از بهترين اعمال است و فضيلت بسيار دارد و از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) روايت شده كه: «اَلْعُمرَةُ كَفّارَةٌ لِكُلِّ ذَنْب; عمره كفّاره تمام گناهان است (و پشت انسان را از بار گناه سبك مى كند.)»
مسأله 354- عمره را در هر ماهى از سال مى توان به جا آورد، ولى در ماه رجب از همه ماهها بهتر است و در اخبار اسلامى تأكيد بسيار درباره آن شده است.
مسأله 355- كسى كه توانائى بر عمره مفرده داشته باشد احتياط واجب آن است كه آن را به جا آورد، هرچند استطاعت و توانائى بر حج نداشته باشد، و يك مرتبه در عمر بيشتر واجب نيست، بنابراين كسانى كه حجّ نيابتى براى ديگران به جا مى آوردند احتياط واجب آن است كه بعد از انجام عمل نيابت، عمره مفرده اى براى خودشان به جا آورند.
مسأله 356- هر كس به هر دليلى وارد مكّه شود بدون احرام جايز نيست وارد شود و بعد از احرام بايد عمره مفرده به جا آورد، و بدون آن از احرام خارج نمى شود، ولى چند گروه از اين حكم مستثنى هستند: رانندگان اتومبيل و خدمه كاروانها و تمام كسانى كه به طور مكرّر به خارج از مكّه (مانند جدّه و مدينه) رفت و آمد دارند، همچنين كسى كه عمره تمتّع يا عمره مفرده را به جا آورده و از مكّه خارج مى شود و در همان ماه قمرى به مكّه برمى گردد احرام و عمره بر او واجب نيست.
مسأله 357- در هر ماه يك عمره مستحبّ است; بنابراين اگر كسى در اواخر ماه رجب وارد مكّه شود و عمره مفرده را به جا آورد و بعداً ماه شعبان شروع شود مى تواند دوباره عمره مفرده اى به جا آورد، و امّا در همان ماه، دو عمره مفرده اشكال دارد و اگر كسى بخواهد در يك ماه بيش از يك عمره به جا آورد به قصد رجاء به جا مى آورد; يعنى به اميد اين كه مطلوب درگاه الهى باشد (نه به نيّت دستور قطعى).
مسأله 358- اعمال عمره مفرده هفت چيز است:
1- احرام از ميقات.
2- طواف خانه خدا (هفت دور).
3- نماز طواف.
4- سعى صفا و مروه.
5- تقصير (كوتاه كردن مو و ناخن).
6- طواف نساء.
7- نماز طواف نساء.
طرز به جا آوردن احرام و طواف و ساير اعمال بالا درست همان گونه است كه در همين رساله قبلاً در مورد عمره حجّ تمتّع آمده است، با اين تفاوت كه در همه اينها نيّت عمره مفرده مى كند.
مسأله 359- براى عمره مفرده از هر يك از ميقاتهاى معروف مخصوصاً «مسجد شجره» (نزديك مدينه) مى توان احرام بست، و نيز جايز است از «ادنى الحلّ» يعنى اوّلين نقطه خارج از حرم محرم شود، و بهتر اين است كه براى
عمره مفرده از يكى از سه محلّ زير: «حديبيّه» يا «جِعرانه» يا «تنعيم» كه نزد اهل مكّه معروف است احرام ببندد; ولى براى كسانى كه بعد از حج مى خواهند عمره مفرده به جا آورند آسانتر اين است كه به مسجد تنعيم بروند كه فعلاً داخل مكّه است و حدود هشت كيلومتر با مسجد الحرام فاصله دارد و از آنجا محرم شوند و چون داخل شهر است مى توانند با ماشين سرپوشيده حتّى در روز رفت و آمد كنند.
مسأله 360- كسانى كه از طريق جدّه براى عمره مفرده به مكّه مى آيند بايد از حديبيّه (كه فاصله آن با مكّه حدود 17 كيلومتر است) محرم شوند، و اگر از طريق مدينه بروند و در مسجد شجره محرم شوند از همه اينها بهتر است.
* * *
1- استفاده از ماشينهاى سرپوشيده در حال احرام در شبها يا بين الطّلوعين يا روزهاى كاملاً ابرى كه سايبان تأثيرى براى حفظ از آفتاب و باران و سرما ندارد جايز است.
2- لازم نيست طواف در فاصله بين مقام ابراهيم و خانه كعبه (حدود 13 متر) باشد; بلكه در تمام مسجدالحرام طواف جايز است. (مخصوصاً هنگام ازدحام جمعيّت) ولى در صورت امكان بهتر است از فاصله مزبور تجاوز نكند.
3- لازم نيست شانه چپ در تمام حالات محاذى كعبه باشد; بلكه همين اندازه كه مطابق معمول، خانه كعبه را دور بزند، كافى است.
[181]
4- هرگاه جمعيّت طواف كننده بقدرى زياد است كه انسان را با فشار و بدون اختيار به پيش مى برد، ضررى براى طواف ندارد. و همين اندازه كه از آغاز، نيّت مى كند كه براى طواف به ميان جمعيّت برود كافى است.
5- محلّ نماز طواف واجب، پشت مقام ابراهيم است ولى اگر ازدحام جمعيّت زياد باشد مى توان عقب تر نماز خواند. مخصوصاً در موقعى كه جمعيّت طواف كننده بقدرى زياد است كه به پشت مقام ابراهيم مى رسد، نبايد اصرار بر خواندن نماز در پشت مقام داشت و كارهايى كه بعضى عوام مى كنند و مزاحم طواف كنندگان مى شوند صحيح نيست. (امّا نماز طواف مستحب را در هر جاى مسجد مى توان خواند.)
6- سعى صفا و مروه در طبقه بالا جايز نيست; مگر اين كه ازدحام بقدرى زياد باشد كه سعى در طبقه پائين مشقّت شديد داشته باشد.
7- هنگام سعى صفا و مروه كافى است مقدارى از
سربالايى صفا و مروه را طى كند و لازم نيست به قسمت لخت كوه برسد و پاى خود را به آن بچسباند (سربالايى مفروش در صفا و مروه جزء كوه است.)
8- نشستن در حال طواف واجب، براى رفع خستگى مانعى ندارد، ولى احتياط آن است كه موالات عرفى به هم نخورد و فاصله زياد نشود; امّا نشستن در حال سعى براى رفع خستگى و مانند آن به هر مقدار، مانعى ندارد; خواه در صفا باشد يا در مروه يا در ميان آن دو.
9- رمى جمرات (پرتاب كردن سنگريزه به ستونهاى سه گانه در منى) در طبقه بالا هنگام ازدحام جمعيّت مانعى ندارد و كسانى كه روز نمى توانند رمى كنند شب قبل يا بعد از آن مى توانند رمى كنند.
10- قربانى كردن در هر يك از قربانگاه هاى موجود در منى جايز است هرچند خارج از محدوده منى باشد.
11- بهتر است قربانى را روز عيد ذبح كنند; ولى تأخير آن تا روز سيزدهم نيز جايز است.
12- لازم نيست ذبح كننده شيعه باشد; بلكه هر مسلمانى كه ذبيحه او پاك و حلال است جايز است ذبح كند.
13- سر بريدن و ذبح حيوانات براى قربانى يا غير آن با چاقوهاى استيل و فلزّات ديگرى مانند آن، اشكالى ندارد.
14- قربانى را مى توان شخصاً ذبح نمود و يا به ديگرى كه به او اطمينان دارد نيابت دهد. خواه مدير كاروان باشد يا بعثه حج يا بعضى از دوستان. (معيار، اطمينان داشتن به كار نايب است.) و لازم نيست وكيل، نام صاحب قربانى را بداند هرچند بردن نام او جايز است. ولى اگر كسى بدون گرفتن وكالت از طرف ديگرى قربانى كند، صحيح نيست.
15- مسلمانان بايد كارى كنند كه گوشتهاى قربانى از بين نرود و مجبور به سوزاندن و دفن كردن آنها نباشند. زيرا اين كار اسراف و حرام است و چنانچه مستحقّينى در منى يافت نشوند لازم است آن را به ساير بلاد اسلامى برد و به فقرا و مؤمنين داد و اگر اين كار هزينه اى دارد، بر عهده
مسلمانان و حكومت اسلامى است.
16- تا ممكن شود بايد قربانى را در منى انجام داد و از تلف شدن گوشت آن جلوگيرى كرد، امّا اگر بعد از تلاش و كوشش لازم يقين پيدا كند كه راهى براى استفاده از گوشت قربانى نيست و حتماً ضايع مى شود بايد موقّتاً از قربانى صرفنظر كند و پول آن را كنار بگذارد و هنگام بازگشت در محلّ خود قربانى كند. (در همان ماه ذى الحجه يا در ذى الحجّه سال آينده) سپس مطابق دستورى كه درباره گوشت قربانى گفتيم آن را مصرف مى كند.
17- استفاده از وسايل ماشينى براى ذبح حيوانات مانعى ندارد. ولى شرايط ذبح شرعى مانند رو به قبله بودن و بسم اللّه گفتن و غير آن بايد رعايت شود (شرح آن را در توضيح المسائل ذكر كرده ايم.)
18- بهتر است هنگام ازدحام جمعيّت، طواف مستحبى را ترك كرد و محلّ طواف را براى كسانى كه طواف واجب مى كنند واگذاشت.
19- ميقات براى احرام حجّ تمتّع مكّه است و از هر جاى مكّه باشد كافى است و فرقى ميان مكّه قديم و جديد نيست، حتّى از محلاّتى از مكّه كه امروز به طرف منى گسترش يافته مى توان احرام بست، امّا احتياط واجب آن است كه از نقاطى از شهر مكّه كه از مسجدتنعيم دورتر است (و از محدوده حرم بيرون است) احرام نبندد. (مسجد تنعيم نزديكترين حدّ حرم است) ولى بهتر از همه جا مسجدالحرام مى باشد.
20- كاركنان كاروانها و بعثه حج و تمام كسانى كه حجّ واجب خود را قبلاً به جا آورده اند و انجام تمام مراسم حج براى آنها مشكل است مى توانند از اوّل نيّت عمره مفرده كنند و آن را كامل كرده و از احرام بيرون آيند و بعد از آن براى رفتن به عرفات و مشعر و منى (بدون نيّت) يا نرفتن و ماندن در مكّه و رسيدن به كارها آزادند.
21- نماز خواندن با اهل سنّت و شركت در جماعات آنها در ايام حج و مانند آن از مستحبّات مؤكّد و موجب
تقويت صفوف مسلمين در برابر دشمنان است و در روايات معصومين تأكيدهاى بسيارى درباره آن شده است. و حق اين است كه چنين نمازى كفايت از نماز واجب مى كند و اعاده آن لازم نيست و در مسئله وقت و مانند آن از آنها پيروى نمايند و در مورد سجده اگر بتواند، روى سنگهاى كف مسجد سجده مى كند (زيرا بر تمام اين سنگها سجده كردن جايز است) و اگر نتواند، روى فرش سجده مى كند; ولى لازم نيست دست بسته نماز بخواند يا بعد از حمد آمين بگويد.
در مورد هلال ماه ذى الحجّه نيز مى توان از آنها پيروى كرد. همچنين در مورد وقت افطار روزه براى كسانى كه در مسجد الحرام يا ساير مساجد آنان باشند و به آنها اصرار بر افطار كنند مانعى ندارد و روزه آنها صحيح است.
22- استفاده كردن از بادبزن يا حصيرهاى بدون نخ يا حصيرهاى معمولى كه نخ نازكى دارد براى سجده كردن در همه حال جايز است و لزومى ندارد كه از مهر استفاده شود
كه مخالفان به خاطر تبليغات نادرستى روى آن حساسيّت دارند; بلكه استفاده از مهر در بعضى از مواقع اشكال دارد.
23- رفتن به غار حرا و مناطقى شبيه به آن در خارج از مكّه بعد از اتمام عمره و قبل از حج مانعى ندارد; ولى به نقاط دورتر نروند. مگر ضرورتى ايجاب كند.
24- روحانيّون كاروانها و خدمه و كاركنان بعثه ها و كارمندان بانكها و پزشكان و پرستاران و تمام كسانى كه به هر عنوان دعوت به حج مى شوند مى توانند قصد حجّ واجب كنند، هرچند مستطيع نباشد و حجّ ديگرى بر آنها واجب نيست.
25- احتياط واجب آن است كه افرادى كه حجّ نيابتى انجام مى دهند و سال اوّل آنهاست بعد از اتمام حج، عمره مفرده براى خودشان به جا آورند. (با طواف نساء.)
26- احتياط واجب آن است افراد معذور كه ناچارند بعضى از اعمال حج را ترك كنند نايب و اجير نشوند، ولى عذرهايى كه براى افراد معمولى در سفر حج پيدا مى شود
مانند تيمّم و جبيره و نرسيدن به بعضى از وقوفهاى اختيارى و امثال آن مانع از عمل نايب نخواهد شد; بلكه مطابق دستور عمل مى كند و حجّ او صحيح است. همچنين اگر بر اثر ضيق وقت مجبور به عدول از حجّ تمتّع به حجّ افراد شود، ولى كسانى كه بر اثر بيسوادى يا كم سوادى قادر به اصلاح حمد و سوره خود نيستند قبول نيابت نكنند هرچند حجّشان براى خودشان در صورت ناچارى صحيح است.
27- نايب و اجير بايد اعمال حج را مطابق اجتهاد يا تقليد خودش به جا آورد نه اجتهاد يا تقليد شخصى كه براى او نيابت مى كند.
28- مسافران مخيّرند در مكّه و مدينه نماز خود را در مسجد الحرام و مسجدالنّبى بلكه در تمام شهر مكّه و مدينه، تمام يا قصر بخوانند و نماز تمام افضل است. و فرقى ميان مكّه و مدينه قديم و امروز نيست.
29- كسانى كه پيش از رفتن به عرفات قصد ده روز در
مكّه كرده اند هنگامى كه به عرفات و مشعر و منى مى روند نمازشان همه جا تمام است. و اين مسافت گرچه در گذشته به اندازه 4 فرسنگ بوده; ولى امروز به خاطر توسعه مكّه كمتر است.
30- احرام بستن از تمام آنچه امروز جزء مسجد شجره است جايز است، و تمام آنچه امروز جزء مسجد الحرام و مسجد النبى(صلى الله عليه وآله) شده حكم آن را دارد.
31- حاجيان شيعه و پيروان مكتب اهلبيت(عليهم السلام) نبايد در ايّام حج و مانند آن تشكيل نماز جماعت جداگانه به طور گروهى در كاروانها يا مسجدالحرام و مسجد النّبى بدهند. و چنين نماز جماعتى اشكال دارد.
32- زوّار خانه خدا بايد از تمام كارهايى كه موجب وهن مذهب است اجتناب كنند; مانند:
الف: بازگشت از مسجدالحرام و مسجدالنّبى(صلى الله عليه وآله) و صفوف جماعت آنان هنگام اذان يا نزديك اذان.
ب: پرداختن به خريد و فروش در بازارها و خيابانها يا
برگشتن با اجناس خريدارى شده به سوى كاروانها در چنين ساعات.
ج: اجتماع پشت ديوار بقيع براى زيارت قبور معصومين(عليهم السلام) هنگام نماز جماعت.
د: پوشيدن لباسهاى نامناسب كه مايه وهن در انظار عموم است.
هـ: برخورد خشونت آميز در سخن يا رفتار با ساير زوّار خانه خدا يا ساكنان مكّه و مدينه.
خلاصه بايد چنان رفتار كنند كه همه احساس نمايند آنها به بركت تأسّى به اهلبيت(عليهم السلام) از تربيت بالائى برخوردارند و هيچ گونه بهانه اى به دست مخالفان ندهند كه اين كار اجر و ثواب حجّ آنها را مضاعف مى سازد. انشاء اللّه.
* * *