حج تمتع


1- احرام بستن از مكّه
2- وقوف در عرفات
3- وقوف در مشعر الحرام
احكام وقوف در عرفات و مشعر
4- رمى جمره عقبه
5- قربانى و شرايط آن
6- تراشيدن يا كوتاه كردن موى سر
7 تا 11 واجبات پنجگانه مكّه
12- بيتوته يا توقّف شبانه در منى
13- رمى جمرات در روزهاى دوازدهم و سيزدهم

حجّ تمتّع

مسأله 253- همان گونه كه قبلاً گفتيم بعد از عمره تمتّع بايد حجّ تمتّع را به جا آورد و اعمال آن سيزده چيز به ترتيب زير است:

1- احرام بستن از مكّه.

2- وقوف يعنى ماندن در «عرفات» از حدود ظهر تا غروب آفتاب روز نهم ذى الحجّه.

3- وقوف در مشعرالحرام; يعنى ماندن از طلوع فجر روز عيد قربان تا طلوع آفتاب.

4- رفتن به منى و رمى جمره عقبه (يعنى هفت سنگ كوچك به ستونى كه در آخر منى قرار دارد و نامش «جمره عقبه» يا «جمره اولى» است بزند.)

5- قربانى كردن در منى در روز عيد (دهم ذى الحجّه).

6- تراشيدن موى سر يا كوتاه كردن آن.

7- طواف خانه كعبه (اين طواف را طواف زيارت

 

[129]

مى گويند.)

8- به جا آوردن دو ركعت نماز طواف.

9- سعى ميان صفا و مروه.

10- طواف ديگرى كه آن را «طواف نساء» مى نامند.

11- دو ركعت نماز طواف نساء.

12- اقامت شب يازدهم و شب دوازدهم در منى.

13- رمى جمرات سه گانه يعنى انداختن هفت سنگ به هر كدام از سه ستونى كه در منى قرار دارد در روزهاى يازدهم و دوازدهم.

شرح هر كدام در مسايل آينده خواهد آمد.

 

1- احرام بستن از مكّه

مسأله 254- قبلاً نيز اشاره شد كه ميقات احرام براى «حجّ تمتّع» «مكّه» است، و از هر جاى مكّه باشد خواه مسجدالحرام، يا مساجد ديگر مكّه، يا كوچه ها و خيابانها، و يا خانه و منزل كافى است و فرقى ميان مكّه قديم و جديد

 

[130]

نيست، حتّى محلاّتى از مكّه امروز كه به طرف منى و عرفات گسترش يافته از همه اين مناطق مى توان احرام حج بست، ولى احتياط واجب آن است كه نقاطى از شهر مكّه كه از «مسجد تنعيم» دورتر است، يعنى از محدوده حرم بيرون است، از آنجا احرام نبندد (مسجد تنعيم نزديكترين حدّ حرم است) و بهتر از همه جا مسجدالحرام است.

مسأله 255- بهترين وقت احرام براى حج، روز هشتم ذى الحجّه است، ولى از سه روز قبل از آن نيز مى توان احرام بست و به سوى منى حركت كرد تا از آنجا به عرفات برود، مخصوصاً افراد پير و بيماران در صورتى كه از ازدحام بترسند مى توانند زودتر از اين هم حركت كنند.

مسأله 256- آخرين وقت احرام حج موقعى است كه تأخير از آن سبب شود كه به وقوف عرفات كه از ظهر روز نهم تا غروب مى باشد، نرسد; بنابراين صبح روز نهم نيز مى تواند مُحرِم شود و خود را به عرفات برساند (در صورتى كه امكان رسيدن در اين موقع باشد).

[131]

2- وقوف در عرفات

مسأله 257- دومين واجب از واجبات حج وقوف عرفات است. «عرفات» بيابانى است در حدود بيست كيلومترى مكّه كه امروزه به صورت نيمه مشجّر درآمده، و واجب است حجّاج بعدازظهر روز نهم ذى الحجّه را در آنجا بمانند.

مسأله 258- احتياط آن است كه از اوّل ظهر روز نهم تا غروب آفتاب، در آنجا توقّف كند، خواه سواره باشد يا پياده، در حال حركت باشد يا نشسته، در حال بيدارى باشد و يا مقدارى خواب و مقدارى بيدارى، و مستحبّ است در اين مدّت مشغول به ذكر خدا و توجّه به ذات پاك او و توبه و دعا و نيايش باشد، و فضيلت دعا و نيايش در اين مكان و اين زمان بى نظير است.

مسأله 259- وقوف در عرفات عبادت است و بايد با نيّت و قصد قربت همراه باشد، و نيّت آن عبارت خاصّى

 

[132]

ندارد و همين مقدار كه در دل قصد كند كافى است.

مسأله 260- هرگاه قبل از غروب آفتاب از عرفات كوچ كند، اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله باشد چيزى بر او نيست، ولى اگر عمداً باشد گناه كرده و بايد يك شتر در منى قربانى كند (و اگر نتواند شتر قربانى كند بايد هيجده روز، روزه بگيرد) و در هر صورت حجّش صحيح است.

مسأله 261- هرگاه قبل از غروب آفتاب دوباره به عرفات بازگردد و تا غروب در آنجا بماند سپس كوچ كند كفّاره اى بر او واجب نيست.

مسأله 262- گرچه وقوف در عرفات در تمام وقتى كه در بالا گفته شد واجب است و تركش گناه مى باشد، ولى از اركان حج نيست، بلكه ركن حج فقط مقدارى از اين مدّت است، يعنى اگر كسى تنها مقدارى از ظهر تا غروب را در عرفات توقّف كند حجّش صحيح است، و اگر عمداً تمام اين مدّت را ترك كند حجّ او باطل خواهد بود.

مسأله 263- كسى كه موفّق به درك وقوف در عرفات از

[133]

ظهر تا غروب نشود واجب است مقدارى از شب عيد را هرچند كم باشد در آنجا توقّف كند; بنابراين اگر بر اثر موانع، زمانى به عرفات برسد كه مردم از آنجا كوچ كرده باشند مقدارى از شب را مى ماند به شرط اين كه قبل از طلوع آفتاب روز عيد خود را به مشعر الحرام برساند و اين را «وقوف اضطرارى عرفات» مى گويند.

و اگر موفّق به اين وقوف اضطرارى در عرفات نيز نشد يعنى نتوانست چيزى از شب را در آنجا بماند كافى است كه مقدارى از وقوف مشعر الحرام را، كه بعداً اشاره خواهيم كرد، درك كند كه در اين صورت نيز حجّش صحيح است.

 

3- وقوف در مشعر الحرام

مسأله 264- مشعرالحرام، كه نام ديگرش «مُزْدَلَفَه» و «جُمَعْ» مى باشد، محلّ معروفى است ميان منى و عرفات (و حدود آن مابين كوه مِأزَمَيْن و حِياضْ و وادى مُحَسَّر مى باشد) و واجب است بر كسانى كه حج به جا مى آورند

[134]

بعد از وقوف به عرفات به آنجا كوچ كنند و احتياط آن است كه در صورت امكان، كوچ كردن به مشعر را به تأخير نيندازند.

مسأله 265- وقوف از طلوع صبح تا طلوع آفتاب در مشعرالحرام واجب است، بلكه احتياط واجب آن است كه شب را نيز در آنجا بماند و مقدارى ذكر خدا بگويد و واجب است براى تمام اينها نيّت كند و قصد قربت داشته باشد.

مسأله 266- هرگاه بدون عذر شرعى قبل از طلوع فجر از مشعر كوچ كند و به منى برود اگر جاهل باشد چيزى بر او نيست و اگر از روى عمد باشد گناه كرده و بايد يك گوسفند كفّاره بدهد; ولى حجّ او صحيح است.

مسأله 267- وقوف در مشعر الحرام ركن است و هر كس عمداً آن را ترك كند حجّ او باطل مى شود.

مسأله 268- اگرچه ماندن تمام فاصله ميان طلوع صبح تا طلوع آفتاب در مشعر الحرام واجب است (و حتّى ماندن

 

[135]

در شب عيد نيز بنابرا احتياط، واجب مى باشد) ولى هرگاه شب را به تنهائى در آنجا بماند براى صحيح بودن حجّ او كافى است، امّا همانطور كه گفتيم اگر عمداً باشد گناه كرده و يك گوسفند كفّاره دهد.

مسأله 269- براى چند طايفه جايز است مقدار مختصرى در مشعر توقّف كنند و سپس به منى بروند.

1- زنان. 2- بيماران. 3- پيرمردان. 4- تمام افراد معذور. به اين ترتيب كه كسانى كه عذرى دارند مقدارى از شب را در مشعر توقّف كنند، سپس از آنجا كوچ كرده به منى بروند; بنابراين پيرمردان، بيماران، كودكان و تمام اشخاصى كه براى پرستارى يا راهنمائى بايد همراه آنها باشند و آنها كه مى ترسند در ازدحام جمعيّت صبح روز عيد اذيّت شوند مى توانند شبانه (بعد از مقدارى توقّف در مشعر الحرام و ذكر خدا) به منى بروند و همان شب نيز رمى جمره عقبه كنند; ولى احتياط مستحب آن است كه قبل از نصف شب از مشعر حركت نكنند. و راهنمايان اگر

 

[136]

بتوانند بعد از رساندن نفرات به مشعر براى وقوف بازگردند، احتياط آن است كه برگردند.

 

احكام وقوف در عرفات و مشعر

مسأله 270- همان گونه كه گفته شد هر يك از وقوف در «عرفات» و «مشعر» داراى دو قسم است:

1- وقوف اختيارى 2- وقوف اضطرارى.

«وقوف اختيارى عرفات» از حدود ظهر تا غروب آفتاب است.

«وقوف اضطرارى عرفات» مقدارى - هرچند كم - از شب عيد است.

«وقوف اختيارى مشعر» از طلوع صبح روز عيد تا طلوع آفتاب است.

«وقوف اضطرارى مشعر» از طلوع آفتاب تا ظهر روز عيد است.

البتّه «مشعر» وقوف اضطرارى ديگرى نيز دارد كه

 

[137]

مربوط به زنان و افراد ضعيف و بيمار است و آن، مقدارى از شب عيد مى باشد كه در آنجا توقّفِ كوتاهى مى كنند سپس از آنجا به منى كوچ مى كنند.

در اينجا احكام كسى كه همه اين وقوفها يا بعضى از آنها را درك كند مشروحاً مى آوريم.

1- كسى كه وقوف به عرفات و مشعر را هر دو در وقت اختيارى انجام دهد (يعنى از ظهر تا غروب روز عرفه در عرفات، و از طلوع فجر تا طلوع آفتاب در مشعر الحرام باشد) مسلّماً حجّ او صحيح است.

2- كسى كه هيچيك از وقوفهاى اختيارى و اضطرارى كه در بالا گفته شد نه در مشعر و نه در عرفات درك نكند، چنين كسى حجّ او باطل است و بايد نيّت «عمره مفرده» كند، يعنى با همان احرامى كه دارد طواف و نماز و سعى به جا آورد و تقصير كند (و احتياطاً طواف نساء و نماز آن را نيز به جا آورد) و از احرام بيرون آيد، ولى بايد در سال آينده حجّ تمتّع را اعاده كند.

 

[138]

3- هرگاه «وقوف اضطرارى عرفه» را با «وقوف اختيارى مشعر» به جا آورد (يعنى روز نهم به عرفات نرسيده و تنها مقدارى از شب را در آنجا مانده، سپس در مشعر الحرام از طلوع صبح تا طلوع آفتاب وقوف كرده است، چنين كسى نيز حجّش صحيح و بلااشكال است.

4- كسى كه «وقوف اختيارى عرفه» را با «اضطرارى مشعر» درك كند (يعنى بعد از ظهر عرفه تا غروب در عرفات بوده، ولى به علّتى بعد از طلوع صبح تا طلوع آفتاب در مشعر نمانده است، امّا مقدارى قبل از ظهر را در مشعر مانده است) چنين كسى نيز حجّش صحيح است.

5- كسى كه فقط «وقوف اختيارى عرفه» را درك كرده است (يعنى بعد از ظهر نهم تا غروب در عرفات بوده، امّا نتوانسته است در مشعر حتّى قبل از ظهر روز عيد مقدارى وقوف كند) چنين كسى نيز حجّش صحيح است (به هر علّت كه باشد.)

6- كسى كه تنها «وقوف اختيارى مشعر» را درك كرده

[139]

(يعنى مطلقا به عرفات نرسيده، امّا در مشعرالحرام از طلوع صبح تا طلوع آفتاب توقّف نموده) حجّ او نيز صحيح است.

7- كسى كه «وقوف اضطرارى عرفات» را در شب عيد و «وقوف اضطرارى مشعر» را در پيش از ظهر عيد درك نموده، حق اين است كه حجّ او نيز صحيح مى باشد.

8- كسى كه فقط «وقوف اضطرارى مشعر» را درك كرده (يعنى تنها توانسته است خود را پيش از ظهر روز عيد به مشعر الحرام برساند) چنين شخصى حجّ او فوت شده و بايد نيّت عمره مفرده كند و بعد از انجام اعمال عمره مفرده از احرام بيرون آيد، و بايد حجّ تمتّع را در سال آينده اعاده كند.

9- كسى كه تنها وقوف اضطرارى عرفات را درك كند حجّ او نيز فوت شده و بايد مطابق صورت قبل عمل كند.

10- كسى كه هيچيك از وقوفهاى اضطرارى و اختيارى را درك نكند (يعنى بعد از ظهر روز عيد به آنجا برسد) حجّ او باطل است و بايد طبق مسأله قبل عمل كند.

[140]

4- رمى جمره عقبه

مسأله 271- چهارمين واجب از واجبات حج، رمى «جمره عقبه» در روز عيد قربان است، منظور از آن، انداختن هفت عدد سنگ كوچك به محلّى است كه در آخر منى در طرف مكّه واقع شده، و آن را «جمره عقبه» مى نامند.(1)

مسأله 272- در رمى «جمره» چند چيز واجب است:

1- نيّت و قصد قربت و كافى است كه در دل قصد داشته باشد كه براى اطاعت فرمان خدا و انجام مناسك حج هفت سنگ كوچك به جمره مى زند و به زبان آوردن نيّت لازم نيست.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1- به گفته مرحوم صاحب جواهر - رضوان اللّه تعالى عليه - نام «جمره» از «جمار» گرفته شده كه در لغت به معنى سنگريزه است و در حقيقت جمره محلّ «جمار» و سنگريزه ها مى باشد. بايد توجّه داشت كه سه «جمره» داريم، «جمره اولى» و «جمره وسطى» و «جمره عقبه» كه آخرين آنها به طرف مكّه است.

[141]

2- تعداد ريگها بايد هفت عدد باشد (نه زياد بزرگ باشد و نه زياد كوچك، كافى است هر كدام به اندازه يك سر انگشت باشد.)

3- ريگها را يكى بعد از ديگرى بزند و اگر دو عدد يا بيشتر را با هم بزند كافى نيست، و يكى حساب مى شود.

4- بايد سنگها به جمره اصابت كند، حتّى اگر شك داشته باشد كافى نيست و هر كدام را شك كند بايد از نو بزند.

5- بايد ريگها را پرتاب كند نه اين كه روى جمره بگذارد، و اگر به كمك شخص يا چيز ديگرى به جمره بخورد كافى نيست (مثلاً اگر سنگى را كه او پرتاب كرده در راه به كمك سنگى كه شخص ديگرى زده به جمره بخورد كافى نمى باشد) امّا اگر سنگ او به زمين يا اطراف جمره بخورد و از آنجا برخيزد و به جمره بخورد كافى است.

6- وقت زدن سنگها مابين طلوع آفتاب روز عيد و غروب آفتاب مى باشد، ولى همان طور كه گفتيم براى

[142]

«زنان» و «پيرمردان» و كسانى كه از ازدحام روز عيد ترسان هستند، جايز است شب عيد رمى جمره كنند.

7- سنگريزه ها سه شرط دارد:

«اوّل» اين كه سنگ باشد نه كلوخ و گِل يا چيز ديگر.

«دوم» آن كه آنها را از «حرم» جمع كند (بايد توجّه داشت كه تمام مشعر الحرام و منى در داخل حرم قرار دارد امّا عرفات خارج از حرم است) ولى بهتر آن است كه همان شب عيد كه در مشعر الحرام است ريگها را از آنجا جمع آورى كند، جمع آورى از «منى» و «مكّه» نيز مانعى ندارد.

«سوم» اين كه سنگريزه ها «بِكر» باشد، يعنى قبلاً خودش يا ديگرى از آنها براى رمى جمرات استفاده نكرده باشد.

بنابراين از سنگهائى كه دور جمره افتاده و از آن استفاده كرده اند نمى توان استفاده كرد. ولى اگر در غير آنجا سنگهائى ببيند و شك كند آيا از آن استفاده شده يا نه؟

 

[143]

مى تواند از آنها در رمى استفاده كند.

بايد توجّه داشت تعداد سنگريزه هاى مورد نياز او براى سه روز 49 عدد مى باشد (و اگر ناچار باشد روز سيزدهم را بماند 70 عدد سنگ لازم است) كه بهتر است شب عيد آنها را از مشعر جمع كرده و در كيسه اى با خود بياورد، ولى چون ممكن است بعضى از آنها به جمره نخورد سزاوار است تعداد بيشترى جمع آورى كند.

مسأله 273- احتياط واجب آن است كه آنها را از مساجد آنجا جمع آورى نكند.

مسأله 274- رمى جمره را مى توان پياده يا سواره انجام داد، و با دست راست يا چپ تفاوت نمى كند، در پرتاب كردن آن نيز طرز خاصّى واجب نيست، وضو داشتن نيز شرط آن نمى باشد، هرچند بهتر است پياده و با وضو باشد، و در آن حال، دعا و ثناى پروردگار گويد، و با دست راست رمى كند.

مسأله 275- رمى كردن در شب جايز نيست، مگر براى

 

[144]

زنان و بيماران و كسانى كه از ازدحام در روز مى ترسند، يا كسانى كه روزها گرفتار كار حجّاج هستند و توانائى رمى در روز را ندارند (فرق نمى كند كه در شب قبل رمى كنند يا شب بعد از آن.)

مسأله 276- جمره عقبه و ساير جمرات را از هر طرف كه بخواهد مى تواند رمى كند، هرچند مطابق مشهور مستحبّ است هنگام رمى جمره عقبه پشت به قبله و رو به جمره باشند، امّا در جمرات ديگر مستحبّ است شخص رمى كننده رو به قبله بايستد.

مسأله 277- هرگاه در عدد سنگهائى كه زده است شك كند بنا را بر كمتر مى گذارد، و آنچه را كه شك دارد به جا مى آورد، و اگر يقين كند كه كمتر به جا آورده، چنانچه موالات به هم نخورده باقيمانده را به جا مى آورد، و اگر موالات به هم خورده، احتياط آن است كه آن را تكميل كرده، سپس از نو هفت سنگ بزند.

مسأله 278- هرگاه كسى از روى فراموشى يا ندانستن

 

[145]

مسأله، رمى جمره را ترك كند لازم است، تا روز سيزدهم هر وقت يادش آمد يا متوجّه مسأله شد قضا نمايد، و بهتر اين است آنچه را مربوط به قضاى روز قبل است پيش از ظهر به جا آورد، و وظيفه همان روز را بعد از ظهر; ولى مانعى ندارد هر دو را در يك وقت به جا آورد (اوّل قضاى روز گذشته، سپس وظيفه همان روز را به جا مى آورد.)

مسأله 279- اگر بعد از بازگشت از منى به مكّه متوجّه شد كه رمى جمره را به جا نياورده بايد به منى بازگردد و آن را به جا آورد، ولى اگر روز سيزدهم بگذرد بايد آن را در سال آينده خودش در همان ايّام قضا كند، و اگر نمى تواند كسى را نائب بگيرد كه براى او قضا كند.

مسأله 280- اگر كسى عمداً رمى جمره را ترك كند گناه كرده، ولى حجّ او باطل نمى شود و بايد مطابق مسأله قبل عمل كند.

مسأله 281- در روز يازدهم و دوازدهم، كه رمى هر سه جمره واجب است، بايد ترتيب را در ميان جمرات رعايت

[146]

كند; يعنى اوّل «جمره اولى» بعد «جمره وسطى» و سپس «جمره عقبه» را كه آخرين جمره است سنگ مى زند (اين مربوط به روز يازدهم و دوازدهم است; ولى روز دهم يعنى روز عيد فقط جمره عقبه را رمى مى كند.)

مسأله 282- هرگاه ترتيب را در رمى جمرات رعايت نكرد بايد برگردد و طورى به جا آورد كه ترتيب حاصل شود، امّا اگر چهار سنگ يا بيشتر را به هر كدام به ترتيب زده باشد بر مى گردد و باقيمانده را به ترتيب مى زند، و اگر كمتر از چهار سنگ زده از اوّل شروع كند و هفت سنگ بزند، و اگر از يكى از جمرات سه سنگ يا كمتر را ترك كرده فقط همان را تكميل مى كند، و چيز ديگرى بر او واجب نيست.

مسأله 283- اگر از روى عمد ترتيب را رعايت نكرد احتياط واجب آن است كه برگردد و از آغاز شروع كند و فرقى ميان چهار سنگ يا كمتر از آن نيست.

مسأله 284- احتياط واجب آن است كه در رمى جمره «موالات» را رعايت كند; يعنى سنگها را پى در پى و با

[147]

فاصله كمى به جمره بزند، ولى چنانكه گفتيم اگر چهار سنگ را پشت سر هم زده باشد و بقيّه را از روى فراموشى يا عدم اطّلاع ترك نمايد مانعى ندارد كه بقيّه را بعداً بزند هرچند موالات به هم خورده باشد.

مسأله 285- همان گونه كه قبلاً نيز اشاره شد كسانى كه به واسطه عذر نمى توانند در روز رمى كنند بايد در شب آن را به جا آورند، و اگر در شب هم از آن عاجز باشند، يا خوف خطر و ضررى باشد، بايد كسى را نائب كنند كه در روز به جاى آنها سنگها را بزند.

مسأله 286- اين روزها طبقه دوم براى جمرات ساخته اند، ظاهر اين است كه به هنگام ازدحام مانعى ندارد از طبقه دوم رمى كند.

 

5- قربانى

مسأله 287- دومين واجب منى، قربانى است و از همه بهتر شتر و متوسط آن گاو و كمترين آن گوسفند است و تنها

 

[148]

بر كسانى واجب است كه حجّ تمتّع به جا مى آورند و بر غير آنها واجب نيست.

مسأله 288- احتياط واجب آن است كه يك قربانى فقط براى يك نفر باشد، حتّى در حال ضرورت. و اگر چند نفر فقط قادر بر يك قربانى باشند احتياط آن است كه هم قربانى كنند و هم روزه اى را كه بعداً اشاره خواهيم كرد به جا آورند. ولى در قربانيهاى مستحب كه روز عيد قربان انجام مى شود مانعى ندارد عدّه اى يك قربانى كنند هر چند هفتاد نفر باشند.

مسأله 289- بهتر است قربانى را روز عيد ذبح كنند; ولى تأخير آن تا روز سيزدهم نيز جايز است.

مسأله 290- اگر به خاطر عذرى و يا بدون عذر و از روى عمد قربانى را تأخير انداخت واجب است تا آخر ذى الحجّه انجام دهد و اگر انجام نداد بايد نائب بگيرد تا سال بعد در همان ايّام عيد و در همانجا انجام دهد.

مسأله 291- حيوان قربانى بايد شرايط زير را داشته

 

[149]

باشد، از نظر سن، شتر قربانى حدّاقل 5 سال تمام، و گاو 2 سال تمام و گوسفند يك سال تمام داشته باشد. (بنا بر احتياط واجب.)

2- چشم آن سالم باشد و گوش آن بريده نباشد و دست و پاى آن نيز لنگ نباشد. (لنگى مختصر عيب ندارد) شاخ درونى آن شكسته نباشد. امّا اگر شاخ بيرونى شكسته باشد ضررى ندارد.

مسأله 292- هرگاه گوش حيوان را براى نشانه و علامت مقدارى چاك داده يا سوراخ كرده، يا كمى از آن بريده باشند ضررى ندارد.

مسأله 293- چنانچه نوعى از آن حيوانات در اصل خلقت بى شاخ يا بى دم يا بدون گوش باشد ضررى براى قربانى ندارد.

مسأله 294- حيوان خصىّ و اخته شده (حيوانى كه تخم آن را كشيده باشند) براى قربانى جايز نيست; ولى اگر آن را كوبيده يا رگ آن را از كار انداخته باشند اشكالى ندارد.

 

[150]

مسأله 295- شرط سوم اين است كه آن حيوان لاغر نباشد، همين اندازه كه مردم بگويند لاغر نيست، كافى است، بلكه اگر ظاهراً لاغر است ولى بر كليه هاى آن مقدارى چربى وجود داشته باشد كفايت مى كند.

مسأله 296- بعيد نيست قول فروشنده در مورد سنّ حيوان يا اخته نبودن و ساير امور پنهانى، كه خريدار نمى تواند آن را تشخيص دهد، مقبول باشد.

مسأله 297- هرگاه حيوانى را كه به ظاهر چاق است خريدارى كرد و بعد از ذبح كردن يا بعد از خريدن و پرداخت وجه و قبل از ذبح معلوم شد لاغر است، كافى است. همچنين اگر به گمان اين كه لاغر است خريدارى كرد و بعد معلوم شد چاق است كفايت مى كند، خواه قبل از ذبح باشد يا بعد از ذبح.

مسأله 298- هرگاه حيوانى را كه به ظاهر ناقص نيست خريدارى كرد و بعد از ذبح و يا بعد از خريدارى و پرداخت پول فهميد كه ناقص است آن حيوان كفايت مى كند،

 

[151]

هرچند احتياط مستحب آن است كه به آن حيوان قناعت نكند.

مسأله 299- مستحبّ است قربانى را سه قسمت كند. يك سوم آن را براى خود بردارد و يك سوم را در راه خدا صدقه بدهد و يك سوم را به دوستان و مؤمنان هديه نمايد; ولى دادن بخشى از آن به فقرا واجب است; امّا خوردن چيزى از آن واجب نمى باشد.

مسأله 300- هرگاه در منى مستحقّينى نباشند مى توان گوشت قربانى را به خارج از منى و حتّى خارج از حجاز برد و به فقراى مسلمين رساند، امّا وكالت گرفتن از بعضى از مستحقّين و يا مؤمنين براى قبول كردن سهم فقرا و يا سهم هديه مؤمنان و رها كردن در آنجا، هرچند مطابق احتياط است، امّا واجب نيست. همانگونه كه خوردن از آن نيز واجب نيست، هرچند موافق احتياط است.

مسأله 301- لازم نيست تقسيم به سه قسمت، به طور مساوى باشد.

 

[152]

مسأله 302- احتياط آن است كه تا افراد نيازمند در منى پيدا شوند گوشت قربانى را از منى خارج نكنند و در صورتى كه پيدا نشود، جايز است.

مسأله 303- گوشت قربانى را به همه فقراء مسلمين اعم از شيعه و اهل سنّت مى توان داد; ولى دادن به غير مسلمانان و ناصبيها اشكال دارد.

مسأله 304- هرگاه تا موقع بازگشت از مراسم حج دسترسى به قربانى پيدا نكند، ولى پول قربانى داشته باشد آن را نزد شخص مطمئنّى مى گذارد كه تا پايان ذى الحجّه گوسفندى خريدارى كرده و براى او قربانى كند اگر ممكن است در منى و اگر ممكن نيست در خود مكّه، و چنانچه تا پايان ذى الحجّه ممكن نشود بايد در ذى الحجّه سال آينده قربانى كند و اگر شخص مطمئنّى در آنجا نيابد مى تواند در سال آينده از بعضى از حجّاج مطمئن خواهش كند كه از طرف او خريدارى كرده، قربانى كند.

مسأله 305- احتياط آن است كه قربانى كننده، پوست

 

[153]

حيوان قربانى و مانند آن را نفروشد و اگر براى استفاده خود نگهدارد، به اندازه پول آن به فقرا دهد.

مسأله 306- قربانى كردن در قربانگاههاى موجود كافى است، هرچند معروف اين است كه در حال حاضر همه آنها در خارج از محدوده منى است، و لازم نيست مخفيانه در گوشه اى از منى قربانى كنند يا براى روزهاى بعد بگذارند.

مسأله 307- مسلمانان بايد كارى كنند كه از گوشتهاى قربانى استفاده شود و از بين نرود و مجبور به دفن كردن يا سوزاندن آن نشوند، زيرا اين كار اسراف است و حرام و مخالف دستورهاى اسلام است. و چنانچه مستحقّينى در منى يافت نشوند بايد آن را به ساير كشورها برد و به فقرا و مؤمنان داد و چنانچه هزينه اى براى اين كار لازم باشد بايد حكومت اسلامى يا مردم آن را بپردازند.

مسأله 308- استفاده از وسايل ماشينى براى ذبح حيوانات مانعى ندارد; ولى شرايط شرعى ذبح، مانند رو به قبله بودن و بسم اللّه گفتن و غير آن بايد رعايت شود (چنان

[154]

كه در توضيح المسائل اشاره كرده ايم).

مسأله 309- چنانچه بعد از تلاش و كوشش لازم راهى براى استفاده از گوشتهاى قربانى پيدا نشود و مجبور به نابود كردن آنها شوند در اين صورت بايد موقّتاً از قربانى كردن در منى صرف نظر كرد و پول آن را كنار گذاشت تا هنگام بازگشت در محلّ خود قربانى كند و طبق دستور آن عمل نمايد. و اگر مسؤولين سازمانهاى مورد اعتماد بپذيرند كه قربانى را طبق آداب شيعه در آنجا ذبح كرده و گوشت آن را براى محرومين مناطق ديگر بفرستند، قربانى در منى اولويّت دارد.

مسأله 310- در فرض مسأله قبل بايد قربانى را در باقيمانده ذى الحجّه انجام دهد و يا اگر بازگشت او به طول مى انجامد نائب بگيرد. و چنانچه در ماه ذى الحجّه آن سال موفّق نشد بايد در ايّام عيد قربان سال آينده انجام دهد.

مسأله 311- قربانى را مى توان شخصاً ذبح نمود يا به ديگرى نيابت داد و در هر صورت نيّت را خود حاجى

 

[155]

مى كند و لازم نيست نائب دقيقاً شناخته شده باشد، بلكه شناخت او اجمالاً كافى است. و نيز لازم نيست ذبح كننده شيعه باشد، بلكه تمام كسانى كه ذبيحه آنها پاك و حلال است مى توانند ذبح كنند; هرچند شيعه بودن بهتر است.

مسأله 312- لازم نيست وكيل نام كسى را كه براى او قربانى مى كند بر زبان جارى سازد (هرچند نام بردن بهتر است) حتّى اگر از روى اشتباه نام شخص ديگرى را ببرد ضرر ندارد و براى موكّل اصلى واقع مى شود.

 

6- تقصير

مسأله 313-واجب است حاجى بعد از قربانى كردن مقدارى از موى سر خود را كوتاه كند يا تمام آن را بتراشد و اگر دفعه اوّل حجّ او باشد تراشيدن بهتر است; ولى واجب نيست و با اين عمل از احرام بيرون مى آيد، يعنى پوشيدن لباس دوخته و ساير محرّمات احرام بر او مباح مى شود به استثناى بوى خوش و زن كه در اعمال بعد (چنان كه

[156]

خواهد آمد) بر او حلال مى شود.

مسأله 314- براى كسانى كه موهاى خود را گره زده يا با موادّى چسبانيده اند احتياط واجب آن است كه سر خود را بتراشند و براى كسانى كه دفعه اوّل حجّ آنها است احتياط مستحب تراشيدن است، ولى قناعت به كوتاه كردن مقدارى از موى سر نيز جايز است. و براى دفعات بعد در ميان اين دو كار مخيّر است; البتّه مسأله تراشيدن موى سر مخصوص مردان است و در مورد زنان تراشيدن موى سر جايز نيست و تنها كوتاه كردن مقدارى از آن واجب است.

مسأله 315- كوتاه كردن ناخن همراه كوتاه كردن موى سر براى مردان و زنان خوب است; ولى بنا بر احتياط واجب به كوتاه كردن ناخن قناعت نكنند.

مسأله 316- واجب است وظايف سه گانه منى را از روى ترتيب انجام دهد; يعنى اوّل: رمى جمره عقبه، دوّم: قربانى، سوّم: تراشيدن سر يا كوتاه كردن مقدارى از موى آن و ناخن، و هرگاه از روى نادانى يا فراموشكارى بر خلاف

[157]

اين ترتيب انجام دهد، عمل او صحيح است; حتّى اگر عمداً آن را رعايت نكند گناه كرده امّا چيزى بر او نيست، و تأخير در تراشيدن يا كوتاه كردن موى سر و ناخن تا آخر روز دوازدهم مانعى ندارد، ولى احتياط آن است كه در شب اين كار انجام نشود.

مسأله 317- واجب است تراشيدن يا كوتاه كردن مو قبل از طواف حج بوده باشد و اگر طواف را عمداً قبل از تقصير انجام دهد بايد طواف را بعد از تقصير اعاده كند. يك گوسفند نيز كفّاره بدهد. امّا اگر طواف را از روى فراموشى يا نادانى مقدّم داشته كفّاره ندارد. ولى احتياط واجب آن است كه طواف را بعد از تقصير اعاده كند.

مسأله 318- لازم نيست انسان خودش موى سر را كوتاه كند، اگر به ديگرى هم دستور اين كار را بدهد كافى است خواه شيعه باشد يا سنّى و در هر حال خودش بايد نيّت كند كه مثلاً براى حَجّة الاسلام واجب تقصير مى كنم قربة الى اللّه.

 

[158]

مسأله 319- واجب است تراشيدن يا كوتاه كردن مو در منى باشد و كسى كه از روى عمد يا نادانى و فراموشى در منى تقصير نكرد واجب است به منى برگردد و اين وظيفه را انجام دهد. و اگر نمى تواند برگردد يا مشقّت شديد دارد در هر جا كه هست انجام دهد. و احتياط واجب آن است كه اگر مى تواند، موى خود را به منى بفرستد. و مستحبّ است در آنجا دفن كنند.

مسأله 320- جايز نيست افرادى كه تقصير نكرده اند و محرم هستند سر ديگرى را بتراشند يا كوتاه كنند، بلكه بايد اوّل خودشان تقصير كنند بعد درباره ديگرى انجام دهند.

مسأله 321- كسى كه مى داند اگر سرش را بتراشد زخمى مى شود (و زخمى كردن بدن در حال احرام خلاف احتياط است) احتياط آن است كه اوّل مقدارى از موى سر را كوتاه كند سپس سرش را بتراشد.

 

[159]

7 تا 11- واجبات پنجگانه مكّه

مسأله 322- بعد از انجام اعمال سه گانه «منى» واجب است حاجى براى انجام باقى مانده اعمال حج به مكّه بازگردد و اعمال مكّه را كه پنج چيز است انجام دهد و آنها عبارتند از:

1- «طواف حج» كه آن را «طواف زيارت» نيز مى نامند.

2- «نماز طواف زيارت».

3- «سعى بين صفا و مروه».

4- «طواف نساء».

5- «نماز طواف نساء».

اين پنج واجب را به همان كيفيّت كه در عمره تمتّع بيان كرديم بدون هيچ تفاوت به جا مى آورد، مگر در نيّت كه اينجا بايد به نيّت طواف حج و نماز و سعى آن باشد يا به نيّت طواف نساء و نماز آن.

مسأله 323- حاجى مى تواند بعد از اعمال منى بلافاصله

 

[160]

در روز عيدِ قربان به مكّه برود و اعمال بالا را در همان روز انجام دهد. و بهتر است كه از روز يازدهم تأخير نيندازد، و اگر تأخير انداخت از روز سيزدهم نگذرد، ولى بعيد نيست كه تا آخر ذى الحجّه نيز بتواند اين اعمال را انجام دهد، هرچند احتياط مستحب عدم تأخير از روز سيزدهم است.

مسأله 324- اعمال مكّه، يعنى طواف زيارت و نماز، و سعى، و طواف نساء، و نماز آن، را بايد بعد از اعمال منى به جا آورد; ولى چند طايفه مى توانند قبل از رفتن به عرفات آنها را به جا آورند:

1- زنهايى كه ترس دارند كه هنگام برگشتن از منى گرفتار عادت ماهانه يا مسأله وضع حمل گردند و نتوانند بمانند تا پاك شوند.

2- بيمارانى كه نتوانند در ازدحام جمعيّت طواف و سعى را به جا آورند.

3- پيرمردان يا پيرزنانى كه از انجام اين اعمال هنگام بازگشت از منى به خاطر زيادى جمعيّت عاجز باشند يا

[161]

خوف خطر يا ضرر داشته باشند.

4- تمام كسانى كه مى دانند بعد از مراجعت قادر به انجام اين اعمال نيستند و يا فوق العاده به زحمت مى افتند. (و فرقى ميان طواف نساء و طواف حج در اين مسأله نيست.)

مسأله 325- در مواردى كه اين اعمال را مقدّم مى دارد احتياط واجب آن است كه محرم به احرام حج شود، سپس آنها را انجام دهد.

مسأله 326- اگر بيمار بعد از بازگشت از «منى» بهبودى يابد، يا زن پاك باشد، و توانايى بر طواف و سعى پيدا كنند، احتياط واجب آن است كه اعاده نمايند.

مسأله 327- طواف نساء بر مرد و زن و پير و جوان و متأهّل و مجرّد و حتّى كودكان مميّز و خنثى واجب است، و بدون آن زن بر مرد و مرد بر زن حلال نمى شود; بلكه احتياط واجب آن است كه اگر كودك غير مميّز را به حج آورند و محرم كنند ولىّ او همراه او طواف نساء را به جا

 

[162]

آورد.

مسأله 328- در عمره حجّ تمتّع طواف نساء واجب نيست، ولى در حجّ تمتّع و عمره مفرده طواف نساء واجب است.

مسأله 329- هرگاه زنى طواف حج و طواف نساء را به جا نياورده، گرفتار عادت ماهانه شود و پيش از پاك شدن ناچار به رفتن از مكّه باشد (مثل اين كه كاروان مهلت نمى دهد تا پاك شود) لازم است براى طواف حج و نماز آن نايب بگيرد، سپس خودش سعى را به جا آورد، و بعد براى طواف نساء و نماز آن نايب بگيرد. (همچنين كسان ديگرى كه به خاطر بيمارى يا عذر ديگر قادر به انجام طواف و سعى نباشند بايد نايب بگيرند.)

مسأله 330- طواف نساء را نمى توان بلافاصله بعد از طواف حج و قبل از سعى به جا آورد، بلكه بايد بعد از اتمام سعى به جا آورده شود; ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله، آن را قبل از سعى به جا آورد صحيح است.

[163]

مسأله 331- با انجام اعمال سه گانه منى و اعمال مكّه آنچه در احرام براى حاجى حرام بود در سه مرحله حلال مى شود:

1- بعد از تراشيدن سر يا كوتاه كردن موى آن تمام آنچه حرام بود حلال مى شود; مگر بوى خوش و زن.

2- بعد از طواف زيارت و نماز طواف و سعى صفا و مروه بوى خوش حلال مى شود.

3- بعد از طواف نساء و نماز آن، زن نيز بر او حلال مى گردد.

 

12- توقّف شبانه در منى

(بيتوته در منى)

مسأله 332- واجب است حاجى شب يازدهم و دوازدهم را در منى بماند (و در بعضى از مواقع، شب سيزدهم نيز واجب مى شود) و اگر در اين دو شب در غير منى باشد بايد يك گوسفند كفّاره بدهد و احتياط واجب آن

 

[164]

است كه براى هر شب يك گوسفند بدهد.

مسأله 333- كافى است نيمى از شب را در آنجا بماند خواه نيمه اوّل باشد يا دوم.

مسأله 334- مانعى ندارد كه حاجى شب يازدهم بعد از نيمه شب براى انجام اعمال مكّه به مكّه بيايد و يا همان روز عيد بعد از انجام اعمال سه گانه منى به مكّه بيايد و تا نيمه شب بازگردد.

مسأله 335- بيتوته در منى نيز مانند ساير اعمال حج، نيّت و قصد قربت مى خواهد و كافى است در قلبش نيّتكند كه براى انجام حجّ تمتّع از حَجّة الاسلام يا حجّ مستحب شب را در منى مى مانم.

مسأله 336- هرگاه كسى از روى اضطرار و ناچارى از بيتوته در منى خوددارى كند گناهى بر او نيست، كفّاره هم ندارد و حجّ او صحيح است.

مسأله 337- چند طايفه از بيتوته در منى معاف هستند: 1- پيرمردان و پيرزنان و بيماران و پرستاران آنها كه ماندن

 

[165]

در منى براى آنها مشقّت شديد دارد.

2- مسؤولان و خدمه كاروانهادر صورتى كه ناچار باشند براى حلّ مشكلات زوّار به مكّه بيايند.

3- كسانى كه از ازدحام جمعيّت هنگام بازگشت عمومى خوف ضرر يا خطر دارند.

4- كسانى كه در مكّه در تمام شب مشغول انجام اعمال طواف يا عبادت ديگرى باشند و جز براى ضروريّات خود، كار ديگرى انجام ندهند.

5- كسانى كه براى انجام مناسك به مكّه آمده و قبل از طلوع فجر به منى بازگردند.

مسأله 338- بيتوته كردن در دامنه كوههاى اطراف منى (مخصوصاً در موقع ازدحام) مانعى ندارد (همچنين در دامنه كوههاى اطراف مشعر به هنگام وقوف در مشعر در شب عيد، ولى در دامنه كوههاى «مأزمين» كه در آغاز مشعر قرار دارد و خارج از حدود مشعر است، جز در موقع ازدحام و ضرورت اشكال دارد.)

 

[166]

مسأله 339- سه طايفه بايد شب سيزدهم را نيز در منى بمانند و در روز سيزدهم جمرات سه گانه را (بنا بر احتياط واجب) رمى كنند:

1- كسى كه در احرام خود مرتكب صيد حيوانى شده.

2- كسى كه در احرام با زن نزديكى كرده باشد.

3- كسى كه روز دوازدهم از منى كوچ نكند تا آفتاب غروب كند و شب فرا رسد.

در اين سه صورت ماندن شب سوم در منى واجب است، و در غير اين سه صورت مى تواند روز دوازدهم به مكّه بازگردد.

مسأله 340- بازگشت از منى در روز دوازدهم بايد بعد از اذان ظهر باشد، ولى كسانى كه در روز سيزدهم كوچ مى كنند قبل از ظهر جايز است.

 

13- رمى جمرات در روزهاى 11 و 12

مسأله 341- همانگونه كه قبلاً گفته شد يكى از واجبات

 

[167]

حج، رمى هر سه جمره در روزهاى يازدهم و دوازدهم است به ترتيبى كه گفته شد.