2- طواف
مسأله 173- دوم از واجبات عمره، طواف است; طواف يعنى گردش به دور خانه خدا (هفت دور) هم در عمره واجب است و هم در حج (يك مرتبه در عمره و دو بار در حج.)
مسأله 174- در طواف پنج چيز شرط است:
اوّل: «نيّت» زيرا طواف از عبادات است و بدون نيّت همراه با قصد قربت، صحيح نيست.
دوم: «طهارت از حدث» يعنى وضو داشتن و پاك بودن از جنابت و حيض و نفاس، و اين در صورتى است كه طواف واجب باشد، امّا در طواف مستحب طهارت شرط نيست، هرچند افضل آن است كه طهارت داشته باشد، و اگر جنب بوده، و فراموش كرده است طواف مستحب او نيز صحيح است، امّا در صورت علم و آگاهى چون بودن جنب
در مسجد الحرام حرام است طواف او صحيح نمى باشد.
مسأله 175- هرگاه دسترسى به آب پيدا نكند، يا از استعمال آب معذور باشد مى تواند به جاى آن تيمّم كند، خواه تيمّم بدل از غسل باشد يا بدل از وضو، و طواف را به جا آورد.
مسأله 176- هرگاه زنى حائض باشد و نتواند طواف و نماز طواف را با طهارت قبل از وقوف به عرفات به جا آورد بايد عدول به حجّ إفراد كند، و بعد از اتمام حج، عمره مفرده با طهارت انجام دهد، خواه حائض شدن قبل از احرام باشد يا بعد از احرام، حكم زن زائو نيز همين است. ولى بانوان مى توانند با خوردن قرص عادت را به عقب بيندازند و طواف حج و عمره را به جا آورند.
مسأله 177- هرگاه كسى مشغول طواف واجب باشد و وضوى او باطل شود تجديد وضو مى كند و باز مى گردد، اگر حدّاقل چهار دور را تمام كرده باشد دنباله آن را به جا مى آورد، و اگر كمتر از چهار دور بوده است از اوّل شروع
مى كند، و اگر زن در حال طواف، عادت ماهانه ببيند حكم او نيز بعد از پاك شدن همين است.
مسأله 178- اگر به خاطر پيش آمدن حاجت ضرورى براى خودش يا يكى از برادران و خواهران دينى طواف واجب خود را قطع كند مطابق مسأله سابق عمل مى نمايد.
مسأله 179- اگر در اثناء طواف بيمارى شديدى به او دست دهد كه قادر به اتمام طواف نباشد، طواف را قطع مى كند، اگر چهار دور را تكميل كرده بعد از بهبودى باقيمانده را به جا مى آورد و اگر كمتر از آن باشد طواف را از سر مى گيرد، و اگر بيمارى ادامه يافت و نتوانست شخصاً طواف كند او را طواف مى دهند، و اگر به اين صورت نيز نتوانست طواف كند، نائب مى گيرد.
مسأله 180- هرگاه طواف مستحب را رها كند و دنبال كارى برود (خواه ضرورى باشد يا غير ضرورى) هنگامى كه بازمى گردد از همانجا كه رها كرده ادامه مى دهد، خواه چهار دور تمام شده باشد يا نه.
مسأله 181- نشستن در حال طواف براى رفع خستگى مانعى ندارد، ولى احتياط واجب آن است كه موالات عرفى به هم نخورد (يعنى مطابق معمول طواف را پشت سر هم و بدون فاصله زياد به جا آورد.)
سوم: «طهارت» از نجاست است.
مسأله 182- بدن و لباس طواف كننده خواه طواف واجب باشد يا مستحب بايد از هر نجاستى پاك باشد، حتّى بعضى از نجاسات كه در نماز بخشوده شده (مانند خون كمتر از يك درهم) در طواف بخشوده نيست، ولى در مورد خون زخمها اگر شستن آن باعث مشقّت و عسر و حرج باشد ضررى براى طواف ندارد.
مسأله 183- لباسهاى كوچك (مانند جوراب و شب كلاه و هميان كه به تنهائى با آنها نمى توان ستر عورت كرد) اگر نجس باشد عيبى ندارد.
مسأله 184- هرگاه لباس يا بدن نجس باشد و نداند، يا مى دانسته و فراموش كرده است، چنانچه بعد از طواف
بفهمد، طوافش صحيح است، و اگر در حال طواف بفهمد بايد لباس خود را عوض كند، و با لباس پاك، طواف را ادامه دهد، و اگر لباس پاكى همراه ندارد طواف را متوقف مى كند، و لباس يا بدن را آب مى كشد، سپس باقيمانده طواف را به جا مى آورد و طوافش صحيح است، خواه قبل از تكميل كردن چهار دور باشد يا بعد از آن.
چهارم: ختنه است.
مسأله 185- هرگاه مردى ختنه نكرده باشد طوافش باطل است، و احتياط واجب آن است كه پسر بچّه نيز ختنه كرده باشد.
مسأله 186- هرگاه كسى از روى عمد يا فراموشى يا ندانستن مسأله، طواف را بدون ختنه انجام دهد، طوافش باطل است.
مسأله 187- هرگاه مكلّف ختنه نشده باشد و مستطيع گردد (مانند كسى كه تازه مسلمان شده) چنانچه بتواند ختنه كند بايد در همان سال به حج رود، و اگر نتواند، حج
را به تأخير مى اندازد تا ختنه كند، و اگر ختنه كردن هميشه براى او ضرر دارد بايد با همان حال حج را به جا آورد (ولى احتياط مستحب آن است كه علاوه بر طواف كردن خودش، نائب هم بگيرد تا براى او طواف كند.)
پنجم: پوشانيدن عورت است.
مسأله 188- پوشاندن عورت بر طواف كننده واجب است بلكه لازم است بدن خود را طورى بپوشاند كه نگويند بدنش برهنه است.
مسأله 189- احتياط واجب آن است كه تمام شرايط لباس نمازگزار را در حال طواف رعايت كند.
واجبات طواف
مسأله 190- در طواف هفت چيز واجب است:
اوّل و دوم: بايد طواف را از «حجرالاسود» شروع كند، و به «حجرالاسود» ختم نمايد، و همين اندازه كه در عرف بگويند از حجر الاسود شروع كرده و به آن خاتمه داده كافى
است، و دقّت در محاذى بودن اجزاى بدن با اجزاى حجرالاسود لازم نيست، ولى احتياط واجب آن است كه كمى قبل از حجرالاسود شروع كند و كمى بعد از آن ختم نمايد تا يقين حاصل كند كه هفت دور تمام انجام داده است.
سوم: واجب است طورى طواف كند كه خانه كعبه طرف دست چپ او باشد، همان گونه كه معمول همه مسلمين است، و طواف در طبقات بالاى مسجدالحرام در غير حال ضرورت خالى از اشكال نيست.
مسأله 191- لازم نيست شانه چپ در تمام حالات محاذى كعبه باشد، بلكه همين اندازه كه مطابق معمول خانه كعبه را دور بزند كافى است، حتّى اگر گاهى رو به كعبه كند بعد به راه خود ادامه دهد مانعى ندارد، و آنچه بعضى از عوام در مورد محاذى بودن دائمى شانه چپ با كعبه (حتّى موقعى كه به حجر اسماعيل مى رسند) انجام مى دهند، هيچ لزومى ندارد، بلكه اگر موجب وهن مذهب
گردد طوافشان اشكال دارد، و بهتر اين است كه به جاى اين گونه احتياطهاى بيجا در مورد محاذى بودن شانه چپ در تمام حالات، حضور قلب داشته باشند و مناجات و راز و نياز با پروردگار كنند، و همانند ساير مسلمين كعبه را دور بزنند.
چهارم: واجب است «حجر اسماعيل» را داخل طواف كند، يعنى از بيرون حجر اسماعيل كعبه را دور بزند، بنابراين اگر از داخل «حجر اسماعيل» طواف كند بايد آن دور را ناديده گرفته و از حجرالاسود اعاده نمايد (ولى نظر به اين كه به عقب برگشتن در اين گونه موارد با ازدحام جمعيّت مشكل است بهتر اين است كه همراه طواف كنندگان آن دور را بدون نيّت ادامه دهد، تا به حجرالاسود برسد، سپس نيّت مى كند و آن دور را ادامه مى دهد.)
پنجم: طواف بايد در خارج خانه كعبه باشد، بنابراين طواف در داخل خانه كعبه جايز نيست. همچنين جايز نيست روى آن قسمت از كناره كعبه كه «شاذروان» نام دارد،
طواف كند (هرچند امروز شاذروان طورى ساخته شده كه عملاً امكان طواف روى آن نيست) و نيز جايز نيست روى ديوار «حجر اسماعيل» برود و طواف كند.
مسأله 192- دست گذاشتن بر ديوار خانه كعبه يا بر ديوار حجر اسماعيل، يا روى حجر اسماعيل ضررى براى طواف ندارد، ولى احتياط مستحب آن است كه در آن طرف كعبه كه شاذروان قرار دارد هنگام طواف دست بر ديوار كعبه نگذارد.
مسأله 193- هرگاه در اثناى طواف داخل خانه كعبه شود طواف او باطل است و بايد اعاده كند، و هرگاه از درون حجر اسماعيل طواف كند همان دور را چنانكه گفته شد از حجرالاسود اعاده مى كند، امّا اگر از روى ديوار حجر اسماعيل يا شاذروان طواف كند همان مقدار را اعاده مى كند.
مسأله 194- هرگاه طواف را عمداً قطع كند ولى از مسجد خارج نشود، و قبل از فوت موالات بازگردد و از همان جا كه قطع كرده ادامه دهد طوافش صحيح است.
ششم: مشهور ميان فقها اين است كه بايد طواف در فاصله مقام ابراهيم و خانه كعبه باشد (اين فاصله بيست و شش ذراع و نيم، يعنى كمتر از سيزده متر مى باشد) و از هر طرف بايد اين فاصله در نظر گرفته شود.
بنابراين در طرف «حجر اسماعيل» محدوده طواف شش ذراع و نيم (كمتر از سه متر و نيم) است; زيرا حجر اسماعيل كه مجموعاً بيست ذراع است، از آن كم مى شود.
ولى حق اين است كه طواف در تمام مسجد الحرام جايز مى باشد هرچند بهتر اين است احتياط را ترك نكند. يعنى اگر طواف كردن در فاصله مزبور مشكل نباشد از آن حد خارج نشود; و طواف در طبقات بالا در غير حال ضرورت خالى از اشكال نيست.
هفتم: موالات در طواف شرط است; يعنى بايد هفت دور پى در پى دور خانه خدا بگردد، و كمتر از هفت دور كافى نيست، ولى در طواف نافله چنانكه گفتيم موالات شرط نمى باشد.
مسأله 195- هرگاه كسى مشغول طواف واجب باشد و وقت نماز فريضه يا نافله «وتر» فرا رسد، مى تواند طواف را قطع كرده و نماز را به جا آورد، سپس بقيّه طواف را تكميل كند، خواه قبل از چهار دور باشد، يا بعد از آن.
* * *
احكام طواف
مسأله 196- كم و زياد كردن طواف جايز نيست. هرگاه كسى عمداً چيزى بر هفت دور بيفزايد طواف او باطل است، و اگر از روى عمد طواف واجب را كم كند، چنانچه قبل از فوت موالات بازگردد و طواف را ادامه دهد صحيح است، و الاّ طواف او باطل مى شود، و بايد از نو شروع كند.
مسأله 197- هرگاه از روى سهو و فراموشى طواف واجب را ناقص بگذارد، اگر بعد از تمام كردن چهار دور باشد برمى گردد و طواف را كامل مى كند (خواه موالات از دست رفته باشد يا نه) و اگر قبل از چهار دور باشد چنانچه موالات به هم نخورده، مى تواند آن را تكميل نمايد، وگرنه بايد از نو شروع كند.
مسأله 198- كسى كه «طواف عمره تمتّع» را ترك كند چند صورت دارد:
1- هرگاه عمداً ترك كند تا وقت وقوف به «عرفات» تنگ شود احتياط واجب آن است كه نيّت حجّ إفراد كند، و بعد از حج، عمره مفرده به جا آورد، و سال بعد حجّ تمتّع را اعاده نمايد (وقت وقوف به عرفات بنا بر احتياط از ظهر روز عرفه، يعنى نهم ذى الحجّه است تا غروب آفتاب.)
2- كسى كه از روى جهل و نادانى طواف را ترك كند حجّ او مبدّل به افراد مى شود، و بنا بر احتياط واجب بعد از آن عمره مفرده به جا مى آورد. و سال بعد حجّ تمتّع را اعاده مى نمايد، و احتياط مستحب آن است كه يك شتر به عنوان كفّاره قربانى كند.
3- كسى كه از روى سهو و فراموشى طواف را ترك كند، حجّ او درست است، و هر وقت به خاطرش آمد طواف را به جا مى آورد (و احتياط مستحب آن است كه سعى را هم بعد از آن اعاده كند) و اگر به وطن خود بازگشته، يا از مكّه بيرون رفته، و مراجعت براى او زحمت دارد نائب بگيرد تا طواف او را به جا آورد، و در اين مدّت چيزى بر او حرام
[101]
نيست، و احتياط آن است كه يگ گوسفند قربانى به مكّه بفرستد و اگر فرستادن قربانى به مكّه ممكن نيست در شهر خود قربانى كند.
4- كسى كه «طواف حج» را تا آخر ذى الحجّه ترك كند اگر از روى عمد باشد حجّ او باطل است، و بايد سال ديگر اعاده كند، و اگر از روى جهل و ناآگاهى باشد نيز حجّ او باطل است (خواه جاهل مقصّر باشد يا غير مقصّر) و علاوه بر اعاده حج، احتياط آن است كه شترى هم قربانى كند.
و اگر از روى سهو و فراموشى بوده طواف را قضا مى كند و حجّ او صحيح است، و چنانچه بعد از مراجعت از حج يا بيرون رفتن از مكّه متوجّه شود و بازگشت براى او مشقّت داشته باشد كسى را نائب مى گيرد كه براى او طواف كند (و مستحبّ است سعى را نيز بعد از آن اعاده كند، و يك گوسفند در منى قربانى نمايد، و اگر ممكن نشد در وطن خود قربانى كند و در اين مدّت چيزى بر او حرام نيست.)
5- اگر «طواف نساء» را ترك كند خواه از روى عمد
باشد يا جهالت يا فراموشى، زن بر او حرام است، تا بازگردد و طواف كند، و اگر ممكن نيست يا مشكل است نائب بگيرد، و اگر از دنيا برود «ولىّ» او قضاى آن را به جا مى آورد. و اگر طواف نساءهاى متعدّدى را ترك كرده باشد يك طواف نساء براى همه آنها كافى است. و در اين حكم، يعنى ترك طواف نساء، فرقى ميان زن و مرد و كودك نيست، زيرا طواف نساء بر همه لازم است، و بدون آن همسر براى او حلال نمى شود.
كم يا زياد كردن طواف
مسأله 199- هرگاه عمداً مقدارى از طواف را كم كند و موالات از بين برود طوافش باطل است، و بايد اعاده كند و اگر پيش از فوت موالات كمبود را جبران كند طوافش صحيح است; و طواف واجب يا مستحب را مى توان قطع كرد و از نو شروع نمود.
مسأله 200- هرگاه طواف را عمداً بيش از هفت دور به جا
آورد طواف او باطل است، خواه از اوّل قصد زيادى داشته باشد يا بعد از اتمام طواف قصد كند چيزى بر آن اضافه نمايد، و خواه زيادى به اندازه يك دور باشد يا بيشتر يا كمتر، امّا اگر مقدار اضافى را به قصد طواف به جا نياورد، مثل اين كه در اوّل كار يك دور با جمعيّت حركت مى كند تا به طواف آشنا شود، سپس هنگامى كه مقابل «حجرالاسود» رسيد قصد طواف كند، اين كار ضررى ندارد.
همچنين اگر بعد از تمام شدن هفت دور بر اثر كثرت جمعيّت نتواند فوراً از محلّ طواف خارج شود مانعى ندارد مقدارى با مردم، بدون قصد طواف ادامه دهد، و بعد خارج شود.
مسأله 201- هرگاه سهواً طواف را زيادتر از هفت دور به جا آورد، اگر كمتر از يك دور باشد آن را قطع مى كند و طوافش صحيح است، و اگر يك دور يا بيشتر باشد احتياط واجب آن است كه به قصد قربت بر آن بيفزايد تا هفت دور
ديگر كامل شود، و بعد دو ركعت نماز طواف واجب به جا مى آورد و بعد از سعى (در آنجا كه سعى واجب است) دو ركعت ديگر براى طواف مستحب به جا مى آورد (و لازم نيست قصد كند كه طواف اوّل واجب است و دوم مستحب، همين اندازه كه به قصد قربت انجام دهد كافى است.
مسأله 202- «قِران» در طواف (يعنى دو طواف كامل را قرين هم و پشت سر يكديگر بدون آن كه نماز طواف ميان آن دو بخواند به جا آورد) در طواف واجب حرام است، ولى طواف اوّل باطل نمى شود، مگر اين كه از آغاز چنين قصدى را داشته باشد كه در اين صورت صحيح بودن طواف او مشكل است; امّا قران در طواف مستحب مكروه است، ولى حرام و باطل نيست.
مسأله 203- هرگاه مقدارى از طواف را سهواً كم كند. مطابق مسأله شماره 197 عمل مى كند.
شك در مقدار طواف
مسأله 204- اگر بعد از فراغت از طواف شك در عدد دورهاى طواف كند اعتنا نمى كند، همچنين اگر شك كند كه شرايط آن را مانند وضو و غيره درست انجام داده يا نه، اعتنا نكند.
مسأله 205- اگر بعد از رسيدن به «حجرالاسود» شك كند هفت دور به جا آورده يا هشت دور يا بيشتر، اعتنا نكند، و طوافش صحيح است; همچنين اگر در وسط دور، شك كند كه دور هفتم است يا بيشتر، آن دور را تمام كند و طوافش صحيح است.
مسأله 206- هرگاه در طواف واجب شك در كمتر كند (مثل شكّ ميان شش و هفت، يا پنج و شش و مانند آن) احتياط واجب آن است كه آن طواف را رها كرده، از نو شروع نمايد (اين در صورتى است كه طواف واجب باشد)، امّا در طواف مستحب بنا بر كمتر مى گذارد و طوافش صحيح است.
مسأله 207- ظن و گمان در مسائل گذشته در حكم شك است و بايد مطابق حكم شك عمل كند.
مسأله 208- مانعى ندارد كه انسان براى شمردن دورهاى طواف به رفيق و همراه خود اعتماد كند (در صورتى كه فرد مورد اعتمادى باشد.)
مسأله 209- شخص كثيرالشّك (يعنى كسى كه زياد در طواف شك مى كند) اعتنا به شك خود نكند، و آن طرفى را كه مناسبتر براى او است بگيرد، مثلاً اگر شك ميان پنج و شش كند بنا را بر شش مى گذارد، و اگر شك ميان هفت و هشت كند، بنا را بر هفت مى گذارد.
مسأله 210- سخن گفتن در حال طواف و خنديدن و حتّى خوردن چيزى، طواف را باطل نمى كند، ولى البتّه بهتر است در حال طواف (خواه طواف واجب باشد يا مستحب) سخنى جز ذكر خدا و دعا نداشته باشد، و با حضور قلب اين عبادت بزرگ را انجام دهد و از هر كارى كه حضور قلب را كم مى نمايد پرهيز كند.