حج مستحبى ، نيابتى و نذرى


حجّ مستحبّى
حجّ نيابتى
حجّ نذرى

شرايط وجوب حج

مسأله 1- حج با شرايط زير در تمام عمر يك بار واجب مى شود.

1- بالغ بودن 2- عاقل بودن 3- با انجام عمل حج، واجب ديگرى كه مهمتر از حجّ است ترك نشود، يا كار

1- اين چهار فلسفه در حديثى از امام علىّ بن موسى الرّضا(عليه السلام) نقل شده است (وسائل الشّيعه، جلد 8، صفحه 7، حديث شماره 15.)

[17]

حرامى كه اهمّيّتش در شرع بيشتر است به جا نياورد.

4- مستطيع بودن و آن به چند چيز حاصل مى شود:

1- داشتن زاد و توشه سفر، و آنچه مورد نياز او است و هزينه مركب سوارى و مانند آن. 2- داشتن جواز سفر و نبودن مانعى در راه و عدم خوف بر جان و مال و عرض(آبروى) خويش. 3- داشتن توانائى جسمانى بر انجام اعمال حج. 4- داشتن وقت كافى براى رسيدن به مكّه و انجام اعمال. 5- داشتن مخارج زندگى همسر و فرزند و كسانى كه خرج آنها بر او شرعاً يا عرفاً لازم است در طول مدّت حج. 6- داشتن مال يا كسب و كارى كه بعد از بازگشت بتواند با آن زندگى كند.

مسأله 2- كسى كه بدون خانه ملكى رفع احتياجش نمى شود وقتى حج بر او واجب است كه پول خانه را داشته باشد; ولى اگر با خانه اجاره اى يا وقفى و مانند آن مى تواند زندگى كند با داشتن آن مستطيع مى شود.

[18]

مسأله 3- هرگاه كسى مخارج رفتن به مكّه را ندارد، ولى ديگرى مالى به او مى بخشد يا در اختيار او مى گذارد كه با آن به حج برود و هزينه زن و فرزند او را نيز در اين مدّت مى پردازد حج بر او واجب است، هرچند بدهكار باشد، و در موقع بازگشت وسيله كافى براى امرار معاش نداشته باشد، و قبول كردن چنين هديه اى واجب است; مگر اين كه در آن منّت و ضرر يا مشقّت غير قابل تحمّلى باشد، و اين حج كفايت از حجّ واجب مى كند.

مسأله 4- كسانى را كه براى خدمت در سفر حج استخدام مى كنند خواه به عنوان روحانى كاروان باشد يا مدير و معاون كاروان و يا اعضاء ستاد و بعثه حج و يا طبيب و پرستار يا مأمورين انتظامى و مسؤولين بانك و غير اينها، و به اين صورت حج خود را به جا مى آورند حجّ واجب آنها محسوب مى شود، به شرط اين كه هزينه خانواده اش در اين مدّت نيز تأمين باشد; ولى قبول چنين استخدامى واجب نيست.

[19]

مسأله 5- كسى كه مى تواند با وام گرفتن حج به جا آورد مستطيع نيست، هرچند بعداً بتواند وام خود را يكجا يا به اقساط بپردازد; مگر اين كه معادل آن اموالى داشته باشد كه از محل آن دين خود را به آسانى بپردازد.

مسأله 6- جايز نيست با مال حرام يا مالى كه خمس آن را نداده اند حج به جا آورد و اگر لباس احرام و طواف و سعى يا پول قربانى و اجرت چادر و فرشى كه بر آن وقوف به عرفات و منى مى كند حرام باشد حجّ او بنابر احتياط باطل است.

مسأله 7- هرگاه ثبت نام براى حج كرده و پيش از آن كه نوبت او برسد از دنيا برود، يا استطاعت بدنى او زائل شود مستطيع نبوده است و فيش حجّ او در صورت فوت متعلّق به ورثه است; مشروط به اين كه جز از طريق نام نويسى قادر بر حج نبوده باشد.

مسأله 8- پولى كه براى نام نويسى داده مى شود اگر از درآمد همان سال بوده خمس ندارد.

[20]

حجّ مستحبّى

مسأله 9- مستحبّ است براى كسانى كه استطاعت يا ساير شرايط در آنها جمع نيست و يا حجّ واجب را به جا آورده اند حجّ را به جا آورند، بلكه مستحبّ است هر سال تكرار كنند; ولى چنانچه ازدحام بيش از حدّ حجّاج توليد مزاحمت شديد براى كسانى كه هنوز حج به جا نياورده اند مى كند سزاوار است موقّتاً از انجام حجّ مستحبّى خوددارى نمايند، و همچنين هنگام نوبت بندى سزاوار است نوبت را به كسانى دهند كه مى خواهند براى نخستين بار حجّ واجب به جا آورند; ولى اگر خانه خدا (فرضاً) يك سال از زوّار به اندازه كافى خالى بماند بر حاكم شرع واجب است عدّه اى را به حجّ بفرستد، هرچند حجّ واجب خود را انجام داده باشند.

مسأله 10- در حجّ واجب اجازه شوهر براى زن لازم نيست، ولى در حجّ مستحبّى اجازه شوهر لازم است; حتّى اگر حجّ مستحبّى باعث آزار پدر يا مادر شود اشكال دارد.

حجّ نيابتى

مسأله 11- جايز است كسى را از طرف ميّت براى حجّ واجب، يا مستحب، اجير كند، امّا از طرف كسى كه زنده است فقط براى حجّ مستحبّى مى توان اجير كرد، مگر كسانى كه حج بر آنها واجب شده باشد و بر اثر كوتاهى، آن را به جا نياورده اند، و اكنون به خاطر بيمارى يا پيرى و ناتوانى قادر بر حج نيستند، در اين صورت واجب است نائب بگيرند، امّا اگر وقتى استطاعت مالى پيدا كرده استطاعت جسمى نداشته، و يا طريق رفتن براى او باز نبوده حج بر او واجب نيست، و گرفتن نائب نيز واجب نمى باشد، چه در حيات باشد و چه بعد از مرگ او.

مسأله 12- زن مى تواند از طرف مرد، و مرد مى تواند از طرف زن نيابت كند، و هر كدام بايد وظيفه خودشان را در چنين حجّى رعايت كنند; اگر زن است وظايف زنان را به جا آورد، و اگر مرد است مطابق وظائف مردان، ولى بهتر آن

 

[22]

است كه زن براى زن و مرد براى مرد نيابت كند.

مسأله 13- كسى كه حجّ واجب بر او است جايز نيست از طرف ديگرى اجير براى حج شود; ولى اگر اين كار را كند حجّ نيابتى او صحيح است هرچند گناه كرده است. و كسى كه مستطيع نيست مى تواند حجّ نيابتى به جا آورد و با رسيدن به مكّه از اين طريق مستطيع نمى شود.

مسأله 14- هرگاه كسى براى حج اجير شود و تعيين نكنند در چه سالى بايد انجام دهد، وظيفه او اين است كه در اوّلين سال انجام دهد.

مسأله 15- جايز است براى انجام حجّ واجب از طرف ميّت كسى را اجير كنند كه از «ميقات» حج را به جا آورد، و پول آن از اصل تركه خارج مى شود; ولى اگر وارثها اجازه دهند مى توان از طرف او حجّ «بلدى» انجام داد (يعنى كسى اجير شود كه از همان شهرى كه ميّت در آن بوده حج به جا آورد) ولى تفاوت حجّ بلدى و ميقاتى را فقط وارثان كبير مى توانند بپردازند.

 

[23]

مسأله 16- «نائب» بايد مسائل حج را بداند، ولى لازم نيست قبلاً حج به جا آورده باشد. و كسانى از خدمه كاروان يا مانند آنها كه از اوّل مى دانند قادر به درك وقوف اختيارى مشعر يا مانند آن نيستند مى توانند نيابت قبول كنند.

 

حجّ نذرى

مسأله 17- كسى كه عاقل و بالغ باشد و از روى قصد و اختيار نذر كند كه حج به جا آورد، حج بر او واجب مى شود; ولى نذر زن بدون اجازه شوهر - اگر با حقّ او منافات داشته باشد - جايز نيست، و در صورتى كه منافات نداشته باشد صحيح است.

مسأله 18- هرگاه نذر حج كند و زمانى براى آن تعيين ننمايد مى تواند آن را تأخير بيندازد; ولى اگر زمانى براى آن معيّن كرده، واجب است در همان زمان انجام دهد، و چنانچه عمداً انجام ندهد بايد كفّاره بدهد و احتياط آن است كه حج را نيز قضا كند.

 

[24]

مسأله 19- هرگاه كسى نذر كند اگر فلان حاجتش روا شد حج به جا آورد و قبل از روا شدن آن از دنيا برود قضاى نذر لازم نيست، امّا اگر بعد از روا شدن حاجتش از دنيا برود بايد ورثه او آن را قضا كنند، يا براى او اجير بگيرند، و احتياط آن است كه پول آن را از اصل تركه بردارند، با رضايت ورثه اگر همه كبير باشند.