مسأله 873 ـ بر كسى كه حج تمتع انجام مى دهد واجب است بعد از رمى جمره عقبه قربانى كند، اگر چه حج او مستحبى باشد.
مسأله 874 ـ چند نفر نمى توانند مشتركاً يك قربانى ذبح كنند. بلى بعيد نيست در صورت ضرورت كفايت كند. در اين صورت احتياط مستحب است كه علاوه بر قربانى هر كدام روزه هم بگيرند.
مسأله 875 ـ گر حيوان قربانى يافت نشود، قيمت آن را پيش شخص امينى بگذارد تا در بقيه ذى الحجه و اگر نشد در سال بعد حيوان را خريده و در منى ذبح كند.
مسأله 876 ـ اگر عمداً قربانى نكند و اعمال بعد را انجام دهد، ظاهراً از احرام خارج نشده و لازم است محرمات احرام را رعايت كند. و بايد در روزهاى تشريق ذبح كند، و اگر نشد تا آخر ماه ذى حجه ذبح كند. والاّ
صحت حج او محل اشكال است، و بايد با عمره مفرده از احرام خارج شود.
مسأله 877 ـ مستحب است كه قربانى را سه قسمت كنند. يك قسمت آن را هديه بدهند، و يك قسمت آن را به فقير مؤمن صدقه بدهند، و قسمتى از آن را هم خود مصرف كنند.
مسأله 878 ـ همانطور كه در شرايط لباس احرام گذشت. لباس احرام بايد پاك باشد و محرم قبل از حلق يا تقصير بايد لباس خود را پاك نگهدارد، لذا اگر در كشتارگاه لباس احرام خون آلود شد، بايد در صورت امكان تطهير يا تعويض شود. ولى اگر نشد ضررى به حج او نمى زند.
مسأله 879 ـ تمام شرايط ذبح شرعى حيوانات كه در توضيح المسائل بيان شده است، مثل رو به قبله بودن و... در قربانى معتبر است و بايد رعايت شود، و اگر رعايت نشود قربانى حرام شده و كفايت نمى كند.
مسأله 880 ـ ذبح با كارد استيل صحيح است و اشكالى ندارد.
مسأله 881 ـ ذبح با چاقو و كاردى كه لبه آن مانند ارّه دندانه دارد، چنانچه عرفاً صدق چاقو يا كارد كند، اشكال ندارد. بلى اگر ذبح با آن موجب اذيت حيوان شود، كراهت دارد.
مسأله 882 ـ اگر بعد از قربانى شك كرد كه آيا قربانى داراى شرايط لازم بود يا خير به شك خود اعتنا نكند.
درصحت قربانى رعايت اين موارد لازم است:
1 ـ نيت.
2 ـ وقت قربانى.
3 ـ محل قربانى.
4 ـ شرايط حيوان قربانى.
مسأله 883 ـ ذبح از عبادات است و بايد با قصد اطاعت امر الهى انجام شود، و ريا مبطل آن است.
مسأله 884 ـ به احتياط واجب بايد در روز عيد قربانى كند و تأخير جايز نيست. و اگر به هر دليل تأخير شد در روزهاى بعد در ايام تشريق، و اگر نشد تا آخر ذى الحجه قربانى كند. و قربانى در شب كفايت نمى كند.
مسأله 885 ـ بنابر اقوى قربانى بايد بعد از رمى جمره عقبه انجام شود.
مسأله 886 ـ اگر محرم اشتباهاً قربانى را قبل از سنگ زدن انجام دهد صحيح است، و لازم نيست اعاده كند.
مسأله 887 ـ محل انجام قربانى در منى است، و قربانى در كشتارگاههاى فعلى كفايت مى كند.
مسأله 888 ـ در حيوان قربانى بايد شرايط زير مراعات شود:
1 ـ نوع حيوان.
2 ـ سن حيوان.
3 ـ سالم بودن حيوان.
4 ـ ناقص نبودن حيوان.
5 ـ پير نبودن حيوان.
6 ـ لاغر نبودن حيوان.
مسأله 889 ـ قربانى بايد يكى از حيوانات زير باشد:
1 ـ شتر.
2 ـ گاو.
3 ـ گوسفند.
و غير از اين سه حيوان، حيوان ديگرى كفايت نمى كند. و گاوميش كه نوعى گاو است كفايت مى كند، ولى كراهت دارد.
مسأله 890 ـ سن شتر بايد بيش از پنج سال باشد، و سن گاو بايد بيش از يك سال باشد، هر چند بهتر است
كمتر از دو سال نباشد، سن بز هم مثل گاو است. و سن ميش به احتياط مستحب كمتر از يكسال نباشد.
مسأله 891 ـ اگر بعد از انجام قربانى متوجه شود كه سن حيوان به حد لازم نرسيده، بايد قربانى ديگرى ذبح كند.
سالم بودن حيوان
مسأله 892 ـ بنابر احتياط واجب حيوان مريض كفايت نمى كند، لذا اگر حيوانى بيمارى كچلى يا بيماريهاى ديگر داشته باشد كفايت نمى كند.
مسأله 893 ـ اگر حيوانى را ذبح كرد و بعداً معلوم شد سالم نبوده، كفايت نمى كند، و بايد قربانى سالم ذبح كند.
ناقص نبودن حيوان
مسأله 894 ـ اگر حيوانى كور، لنگ، گوش بريده، دم بريده، شاخ شكسته، تخم تابيده، تخم كشيده يا تخم كوبيده باشد كفايت نمى كند. حتى اگر اين نواقص در
اصل خلقت همراه او باشد.
مسأله 895 ـ اگر گوش حيوان شكاف داشته باشد يا سوراخ باشد اشكال ندارد، و همچنين اگر شاخ خارجى آن شكسته يا بريده باشد، ولى شاخ داخلى باقى باشد، كفايت مى كند.
مسأله 896 ـ اگر فقط حيوان خصى(1) يافت شود و حيوان سالم پيدا نشود، به احتياط واجب همان را ذبح كند و به همان اكتفا كند. هر چند بهتر است يك قربانى سالم نيز در بقيه ذى الحجه، و اگر نشد در سال آينده ذبح كند.
مسأله 897 ـ اگر حيوانى را ذبح كرد و بعداً معلوم شد ناقص بوده، كفايت نمى كند، و بايد قربانى تام الاجزاء ذبح كند.
مسأله 898 ـ اگر معتقد بود كه حيوانى ناقص است، و از جهت جهل به مسأله ولى براى اطاعت امر خداى سبحان آن را قربانى كرد، و بعد معلوم شود تام الاجزاء
والشرائط بوده، صحيح و كافى است.
مسأله 899 ـ به احتياط واجب حيوان نبايد خيلى پير باشد.
مسأله 900 ـ مراد از لاغر نبودن اين است كه گرده حيوان پيه داشته باشد، و احتياط آن است كه عرف آن را لاغر نداند.
مسأله 901 ـ اگر به گمان اينكه حيوانى لاغر نيست آن را ذبح كرد و بعد معلوم شد لاغر بوده، كفايت مى كند.
مسأله 902 ـ اگر حيوانى را براى اطاعت امر خدا رجاءاً ذبح كند و بعد معلوم شد كه لاغر نبوده، كفايت مى كند، اگرچه قبل از ذبح فكر مى كرده لاغر است يا توجهى به آن نداشته.
مسأله 903 ـ قبل از ذبح لازم است در مورد سن قربانى يا مؤمن بودن ذابح تحقيق كند، اما تحقيق در مورد
ناقص يا بيمار بودن آن لازم نيست، هر چند در صورت احتمال نقص يا مرض تحقيق مطابق احتياط است.
مسأله 904 ـ محرم مى تواند در قربانى به ديگرى وكالت دهد تا قربانى او را انجام دهد، حتى اگر خودش توانايى داشته باشد. و در اين فرض وكيل بايد نيت كند، و احتياطاً خود شخص هم نيت كند.
مسأله 905 ـ كسى كه حج نيابى بجا مى آورد مى تواند براى قربانى به فرد ديگرى وكالت بدهد. و در اين فرض ذابح و نايب بايد نيت قربانى حج منوب عنه را بكند.
مسأله 906 ـ بدون اخذ وكالت نمى توان قربانى ديگرى را ذبح كرد. اگرچه بداند او راضى است; بنابراين اگر كسى براى دوست يا همسر خود كه حتى مخارج حج او را عهده دار است، بدون اينكه از آنها وكالت بگيرد قربانى كند، كفايت نمى كند. اگرچه مطمئن است وقتى
به او بگويد خوشحال مى شود.
مسأله 907 ـ احتياط واجب آن است كه وكيل مؤمن باشد، اما ذابح كه فقط مأمور كشتن حيوان است لازم نيست مؤمن باشد، و در اين صورت اگر خود فرد يا وكيل مؤمن نيت قربانى و قصد قربت را بكند، و او فقط حيوان را ذبح كند، صحيح و مجزى است.
مسأله 908 ـ اگر دو يا چند نفر فردى را وكيل كنند تا براى آنها گوسفند بخرد و قربانى كند، آن فرد بايد معين كند كه هر گوسفند را براى چه كسى قربانى مى كند. و اگر جداگانه هر يك را مشخص نكند كفايت نمى كند و مجزى نيست.
مسأله 909 ـ در فرض سابق لازم نيست در موقع خريد هم هر گوسفند را با پول يك فرد مشخص بخرد، بلكه مى تواند تمام پولها را روى هم گذاشته و با پول مشترك چند گوسفند بخرد، و هر گوسفند را براى يك نفر ذبح كند.
مسأله 910 ـ كسى كه از طرف حجاج وكيل در قربانى شده اگر شك كند كه از طرف فلان شخص قربانى
كرده يا خير، بايد بنا را بگذارد كه قربانى نكرده است.
مسأله 911 ـ وكالت دهنده بايد علم يا اطمينان پيدا كند كه وكيل قربانى را ذبح كرده، اگرچه به او خبر ندهد، و صرف گمان كفايت نمى كند.
مسأله 912 ـ اگر به ديگرى وكالت داد و بعد شك كرد كه آيا وكيل قربانى را صحيح انجام داده يا خير، به شك خود اعتنا نكند.
مسأله 913 ـ اگر نايب قربانى را فراموش كند، حج منوب عنه صحيح است. ولى بايد قربانى را در همان سال تا آخر ذى الحجه، و اگر نشد سال آينده در منى انجام دهد.
مسأله 914 ـ اگر وكيل شرايط قربانى را رعايت نكرد يا او را به صورت صحيح نكشت ضامن است، حتى اگر براى وكالت اجرت نگرفته باشد.
مسأله 915 ـ وكيل در قربانى نمى تواند به فرد ديگرى وكالت بدهد، مگر اينكه از موكل خود اجازه گرفته باشد.
مسأله 916 ـ وكيل مى تواند قبل از حلق يا تقصير، قربانى ديگرى را ذبح كند، و همچنين مى تواند قبل از
ذبح قربانى خود، قربانى ديگرى را ذبح كند.
مسأله 917 ـ اگر نتواند قربانى ذبح كند بايد به جاى آن به ترتيب زير ده روز روزه بگيرد:
الف ـ سه روز در حج.
ب ـ هفت روز بعد از مراجعت از حج.
مسأله 918 ـ عدم تمكن از قربانى به اين است كه قربانى يا پول آن را نداشته باشد، و چيزى هم نداشته باشد كه با فروش آن بتواند قربانى تهيه كند، و امكان قرض گرفتن هم نداشته باشد، يا تمكن از اداى قرض نداشته باشد.
مسأله 919 ـ فروش لباس و اسباب و لوازم سفر براى تهيه قربانى لازم نيست، همانطور كه كسب و كار براى تهيه آن واجب نيست، ولى اگر بدين وسيله قربانى تهيه كرد، كفايت مى كند.
مسأله 920 ـ سه روز روزه را بايد هفتم، هشتم و نهم
ذى الحجه بعد از احرام عمره پى در پى بگيرد، و لازم نيست قصد اقامت كند، بلكه اگر مسافر هم باشد مى تواند بگيرد.
مسأله 921 ـ اگر بعد از سه روز روزه گرفتن تمكن از قربانى پيدا كرد لازم نيست قربانى كند، و همان روزه كفايت مى كند.
مسأله 922 ـ هفت روز بقيه را بايد بعد از مراجعت از سفر حج در وطن خود يا شهرستان ديگر پى در پى روزه بگيرد، و نمى تواند اين هفت روز را در مكه يا هنگام مراجعت از سفر بگيرد.
مسأله 923 ـ مستحبات قربانى چند چيز است:
1 ـ در صورت تمكن، قربانى شتر باشد، و در صورت نبودن آن گاو، و در صورت نبودن آن گوسفند باشد.
2 ـ قربانى بسيار فربه باشد.
3 ـ در صورت شتر يا گاو بودن آن از جنس ماده، و در صورت گوسفند يا بز بودن آن از جنس نر باشد.
4 ـ شترى كه مى خواهند او را نحر كنند ايستاده و از سر دستها تا زانوى او را ببندند، و ذابح در طرف راست او بايستد، و كارد يا نيزه يا خنجر به گودال گردن او فرو برد، و در وقت ذبح يا نحر اين دعا را بخواند:
«وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالاَْرْضَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ ما أنَا مِنَ المُشْرِكِينَ، إنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ
مَماتِي لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، لا شَرِيكَ لَهُ، وَ بِذلِكَ اُمِرْتُ وَأنَا مِنَ المُسْلِمِيْنَ، اَلَّلهُمَّ مِنْكَ وَلَكَ بِسْمِ اللهِ وَاللهُ أكْبَرُ، اَلَّلهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي».
5 ـ خود حاجى قربانى را بكشد، و اگر نتواند دست خود را روى دست ذابح بگذارد.