فصل اوّل قرآن و فاقدان طهارت.
قرآن و شخص بي وضو.
استفتاهايي از حضرت امام خمينى(ره).
استفتاهايي از آيت الله العظمي گلپايگانى(ره).
استفتايي از آيت الله العظمي اراكي (ره).
خلاصه مطالب.
قرآن و شخص تيمم كننده.
استفتايي از حضرت امام خمينى(ره).
استفتايي از آيتالله العظمي گلپايگانى(ره).
خلاصه مطالب.
قرآن و شخص جنب.
استفتاهايي از حضرت امام خمينى(ره).
استفتايي از آيتالله العظمي گلپايگانى(ره).
استفتايي از دفتر آيتالله العظمي اراكي (ره).
خلاصه مطالب.
قرآن و زنهاي حائض و نفساء.
استفتاهايي از حضرت امام خمينى(ره).
خلاصه مطالب.
قرآن و زن مستحاضه.
يادآورى:.
خلاصه مطالب.
قرآن و مسّ كننده ميت.
استفتايي از حضرت امام خمينى(ره).
خلاصه مطالب.
خلاصه اي از مطالب فصل اول.
فهرست منابع فصل اول.
قرآن و شخص بي وضو.
قرآن و شخص تيمم كننده.
قرآن و شخص جنب.
قرآن و زنهاي حائض و نفساء.
قرآن و زن مستحاضه.
قرآن و مسّ كننده ميت.
قرآن و شخص بي وضو.
1- مسّ نمودن خطّ قرآن، يعني رساندن جايي از بدن به خطّ قرآن، براي كسي كه وضو ندارد حرام است.
2- در حرمت مس بر فاقد طهارت، فرقي نيست كه مس با دست باشد يا با ساير اجزاي بدن، چه اجزاي ظاهري باشد و چه اجزاي باطني مانند زبان و دندان، و نيز احوط(1) ترك مسّ با موست(2) گرچه بعيد نيست مسّ با مو جايز باشد؛ و همچنين فرقي نيست بين اقسام خطها حتي خطي كه متروك شده باشد، مانند: خط كوفى؛ و همچنين اقسام نوشتنها: خطى، چاپى، خط بريده با كاغذ و خط كنده، راست يا معكوس (مثل مهر ثبت).
3- مسّ نمودن اسماء خداوند متعال و صفات خاصّه الهي بر شخص بي وضو حرام است(3) و احتياط واجب آن است كه فاقد طهارت از مسّ نامهاي پيامبران، ائمه و ملائكه خصوصاً پيامبر و امامان - عليهم السلام - اجتناب نمايد(4) و مسّ اسم مبارك پيامبر(ص) و امام(ع) حضرت زهرا(س) اگر هتك و بي احترامي باشد حرام است.(5).
4- اگر قرآن به زبان فارسي يا به زبان ديگري ترجمه شود مسّ آن بدون وضو، اشكال ندارد لكن كسي كه وضو ندارد حرام است اسم خداوند متعال را(6) به هر زباني كه نوشته شده باشد مس نمايد.
5- فرقي نيست بين مس ابتدايي و استدامى(7) پس اگر دست شخص بر خط قرآن باشد و فاقد طهارت شود واجب است كه دستش را فوراً بردارد و همچنين اگر غفلتاً دست گذاشت به محض آن كه التفات يافت فاقد طهارت است، بايد بردارد.
6- مسي كه محو كننده خط قرآن باشد نيز براي فاقد طهارت حرام است، پس براي فاقد طهارت جايز نيست كه با زبان يا با دستِ تر، خط قرآن را محو كند.
7- فرقي نيست در حرمت مس قرآن بين آيه و كلمه، بلكه يك حرف از آن، اگر چه نوشته شود ولي خوانده نشود مانند (الف) در آخر (قالوا) و (آمنوا)؛ بلكه همچنين است حروفي كه خوانده مي شوند ولي نوشته نمي شوند، اگر نوشته شوند(8) مثل (واو) دوم در (داود)، هرگاه با دو (واو) نوشته شود و (الف) در (رحمن) و (لقمن) اگر (رحمان) و (لقمان)(با الف) نوشته شوند.
8- مسِ مد، تشديد و اعرابهاي قرآن مجيد نيز بر فاقد طهارت حرام است.
9- فرقي نيست در حرمت مس كلمات قرآن بين اين كه در قرآن باشد يا در كتاب ديگرى، بلكه اگر كلمه يا حتي نصف كلمه اي از قرآن در كاغذي باشد (مثلاً از قرآن يا آن كتاب پاره شده باشد) مس آن نيز (بر فاقد طهارت) حرام است.
10- در كلمات مشترك بين قرآن و غيرآن، ملاك، قصد نويسنده است (يعني در كلماتي كه هم در قرآن و هم در غيرآن يافت مي شوند مانند (شمس) و (قمر)، فقط در صورتي مسّ آن حرام است كه به قصد قرآن بودن نوشته شده باشد).
11- در چيزي كه قرآن بر آن نوشته شده است فرقي نيست بين كاغذ، تخته، زمين، ديوار، جامه و يا بدن انسان؛ پس هرگاه (آيه اي را) بر دست خود نوشت، جايز نيست هنگام وضوگرفتن آن را مسّ كند، بلكه واجب است اول آن را محو كند(9) و سپس وضو بگيرد.(10).
12- هرگاه شخص، قسمتي از قرآن را بدون قلم بركاغذ بنويسد، ظاهراً مسّ آن اشكالي ندارد، زيرا به آن خط نمي گويند؛ بلي اگر با چيزي كه اثرش بعداً ظاهر مي شود بنويسد، ظاهراًمسّ آن حرام است (مانند آب پياز كه اثر آن بر روي كاغذ، پس از حرارت دادن آشكار مي شود).
13- حرام نيست بر فاقد طهارت، مسّ شيشه يا كاغذ نازكي كه روي قرآن گذاشته شده است، هرچند خط زير آن، نمايان باشد و همچنين آينه اي كه قرآن در آن منعكس شده باشد، بلي اگر اثر قلم چنان در كاغذ نفوذ كند كه خط از پشت كاغذ ظاهر شود، مس آن جايز نيست، خصوصاً هنگامي كه معكوس نوشته شده باشد كه از طرف ديگر طبق قاعده خوانده مي شود.
14- در مسّ فضاي خاليي كه حرف، آن را احاطه كرده مانند (ح) يا (ع) اشكال است و اقوي جواز آن ا ست.(11).
15- اگر آيه اي از قرآن برنان نوشته شود (چنانچه خوردن مستلزم مسّ آن نوشته باشد)(12)، خوردن آن نان بر فاقد طهارت جايز نيست؛ اما براي متطّهر مانعي ندارد خصوصاً اگر به نيّت شفا يا تبرّك بخورد.
16- در اين كه آيا فاقد طهارت مي تواند آيه اي از قرآن را با انگشت خويش بر زمين يا غيرزمين (مثلاً با شيره بر روي نان) بنويسد، اشكال است؛ (احتياط ترك نشود)(13) و بعيد نيست عدم حرمت(14)، زيرا خط بعد از مسّ ايجاد مي شود (به عبارت ديگر در حال مس با انگشت، خطي موجود نيست بلكه خط، با مس موجود مي شود.)؛ و اما نوشتن خط بر بدن فاقد طهارت اگرچه كاتب با وضو باشد حرام است.(15) (در صورتي كه اثر آن باقي بماند احوط ترك است و اگر اثرش باقي نماند اقوي عدم حرمت آن است)(16).
17- حرمت مسّ، مختصّ به مكلّفين است، پس منع كردن اطفال و ديوانگان از مسّ كلمات قرآن، واجب نيست مگر آن كه مستلزم هتك قرآن باشد و احوط آن است كه سبب مسّ ايشان نشود(17) (ظاهراً دادن قرآن به آنها براي تعليم يا غير آن جايز است هرچند بداند كه آنها قرآن را مسّ خواهند نمود؛ بلي احوط آن است كه كشانيدن دست آنها بر قرآن جايز نيست(18) و هرگاه طفل مميز وضو گرفت چون بنابر اقوي وضوي او و ساير عباداتش صحيح است، مسّ او نيز اشكالي ندارد.
18- مسّ غيرخط قرآن مانند: ورق، جلد، غلاف و مابين سطرها بر فاقد طهارت حرام نيست، لكن كراهت دارد، همچنان كه به گردن افكندن و حمل نمودن آن نيز مكروه است.
19- واجب است وضو گرفتن براي آب كشيدن قرآني كه نجس شده ، يا بيرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتي كه مجبور باشد دست يا جاي ديگربدن خود را به خط قرآن برساند، ولي چنانچه معطل شدن به مقدار وضو بي احترامي به قرآن باشد، بايد بدون اين كه وضو بگيرد قرآن را از مستراح و مانند آن بيرون آورد، و يا اگر نجس شده آب بكشد و تا ممكن است از دست گذاشتن به خط قرآن خودداري كند.(19).
20- اگر شخصي نذر كرده باشد كه جايي از بدن خود را به خط قرآن برساند واجب است وضو بگيرد.
21- وضو گرفتن براي خواندن، نوشتن، حمل كردن يا لمس كردن حواشي قرآن، مستحب است.
22- وضوگرفتن براي قرائت قرآن شرط كمال است وبراي مسِّ نوشته قرآن، شرط جواز.
استفتاهايي از حضرت امام خمينى(ره).
23- س: نوشتن نام خدا به اين صورت كه نوشته شده، توضيح دهيد كه آيا مسّ كردن آن حرام است يا نه.
الف) اَللّه.
ب) خدا.
پ) بسمه تعالي.
ت) الله بدون حركت.
ث) نام خدا را در ميان شعري بنويسند و حروف آن از هم جدا باشد.
ج) پاره كردن و سوزاندن يا با جوهر از بين بردن.
چ) ا...
ح) اگر قسمتي از آن مسّ شود چطور نام امامان را كه روي اشخاص گذاشته شده است، نوشتن و دورانداختن چطور مسّ كردن آيه قرآني كه حركت ندارد، بدون وضو چگونه است.
ج: مسّ كتابت قرآن و اسماء باري تعالى، يا جزئي از آنها به هر لغت و كيفيت كه باشد، بدون طهارت جايز نيست، و از بين بردن آنها به نحوي كه موجب هتك نشود، اشكال ندارد.
24- س: آيا مسّ كردن نقش آرم جمهوري اسلامي ايران كه روي نامه ها و بليتهاي اتوبوس و ... مي باشد حرام است.
ج: بدون طهارت جايز نيست، علي الاحوط.
25- س: اگر گردنبندي منقّش به آرم جمهوري اسلامي باشد، در اين صورت مي توان از آن استفاده نموده و به گردن آويخت و به آن دست زد.
ج: استفاده از آن مانع ندارد ولي بنابر احتياط، بدون طهارت آن را مسّ نكنند.
26- س: آيا افرادي كه اسمشان: عبداللّه، حبيب اللّه، و... است، اگر بدون وضو آن را بنويسند و يا مسّ كنند چه حكمي دارد.
ج: مسّ اسم اللّه، بدون طهارت جايز نيست.
27- س: آيا حمل، و به دست كردن انگشتري كه بر روي آن نوشته شده است (واللّه بصيربالعباد)، و يا قرآن مجيد در جيب بدون وضو براي ياد خدا درست است يا نه.
ج: مانع ندارد ولي بدون وضو مسّ نكند.
28- س: آيا مسّ كردن كلماتي از قرآن مانند: ابليس، شيطان، كفار، ابولهب و ... در صورتي كه شخص وضو نداشته باشد، حرام است.
ج: جايز نيست.
استفتاهايي از آيت الله العظمي گلپايگانى(ره).
29- س: آيا مسّ آيه اي از قرآن كه منسوخ شده است بدون طهارت جايز است يا خير.
ج: آنچه قرآن باشد مسّ آن بي طهارت جايز نيست، خواه حكم آن منسوخ باشد يا نباشد و قرآن منسوخ التلاوه نداريم و با فرض وجود نيز، مسّ آن بي طهارت جايز نيست.
30- س: كلمه اي كه ضمير مستتر در اوست و مرجعش خداست، مسّ آن بدون طهارت جايز است يا خير.
ج: اگر كلمه قرآن است مسّ آن بي طهارت جايز نيست و در غيرآن، اولي و احوط ترك آن است.
31- س: اسامي مقدسي كه نام اشخاص مي باشد مانند محمد، على، حسن، حسين، رسول، نبى، عيسى، فاطمه، زهرا و امثال اينها اگر روي سنگ قبر، حجاري گردد و يا در روزنامه ها و كاغذهاىِ مراسلاتي نوشته شود، آيا مي توان بي وضو به آنها دست زد يا نه.
ج: بي وضو دست زدن به اين اسامي جايز است. مع ذلك احترام آن اسامي - اگرچه مقصود، اشخاص عادي هستند - خوب است.
32- س: اطفال در مكتب يا مدرسه، دست بي وضو، بر خطوط قرآن مي گذارند آيا براي آموزگار اشكالي دارد يا نه.
ج: معلم بايد دستور ترك آن را بدهد و اگر ديد منع كند.
استفتايي از آيت الله العظمي اراكي (ره).
33- س: نابينايان جهت خواندن ونوشتن از خط برجسته نابينايي معروف به خط (بريل) - به وسيله لمس كردن انگشتان دست - استفاده مي كنند، با عنايت به اين كه اين خط قراردادى، مطابق حروف الفباي خاص از شش نقطه تشكيل گرديده، سؤال اين است كه آيا نابينايان، هنگام آموزش قرائت قرآن و دست گذاشتن به اسماء متبركه به خط نابينايان، نياز به وضو دارند.
ج: مس كتابت خط قرآن بدون وضو جايز نيست و فرقي نيست بين انواع خطوط و همچنين است حكم در اسماي متبركه.
خلاصه مطالب.

قرآن و شخص تيمم كننده.
1- كسي كه وظيفه اش تيمم است، اگر براي كاري تيمم كند، تا تيمم و عذر او باقي است، كارهايي را كه بايد با وضو يا غسل انجام داد (يعني هرآنچه مشروط به طهارت است) مي تواند به جا آورد، مانند: مسّ نوشته قرآن مجيد و ورود به مساجد و قرائت عزائم. (البته روشن است كه مسّ نوشته قرآن، با تيمم بدل از وضو مباح مي شود و قرائت عزائم و ورود به مساجد، با تيمم بدل از غسل).
2- با تيممي كه به خاطر تنگي وقت نموده، چيز ديگري جز نمازي كه وقتش تنگ شده جايز نمي شود؛ پس جايز نيست براي او مسّ نوشته قرآن، حتي در حال نماز(20) و نيز جايز نيست قرائت عزائم، اگر تيممش بدل از غسل باشد؛ و همچنين اگر با داشتن آب، براي نماز ميت يا خوابيدن تيمم كند، چيز ديگري براي او مباح نمي شود.
استفتايي از حضرت امام خمينى(ره).
3- س: كسي كه آب نداشته يا آب براي او ضرر داشته و تيمم بدل از غسل جنابت نمايد، آيا مي تواند نماز را به جماعت بخواند و مي تواند به مسجد برود و حكم او در خواندن قرآن چيست.
ج: مانع ندارد و حكم كسي را دارد كه غسل كرده است.
استفتايي از آيتالله العظمي گلپايگانى(ره).
4- س: شخص جنب با تيمم بدل از غسل مي تواند در مساجد درنگ نمايد و بيش از هفت آيه از قرآن را بخواند يا نه.
ج: اگر عذرش غيرضيق وقت باشد مي تواند، و اگر ضيق وقت است، فقط به مقدار اشتغال به نماز مي تواند در مسجد درنگ كند و نسبت به قرائت غيرسُوَر عزائم هم با اين تيمم رفع كراهت نمي شود.
خلاصه مطالب.

قرآن و شخص جنب.
1- مسّ نوشته قرآن به شرحي كه در احكام وضو گذشت و مسّ نام خداي تعالى(21) و ساير اسامي و صفات مختص خدا بر شخص جنب حرام است و همچنين است بنابر احتياط واجب، مس اسامي پيامبران و ائمه(22) - عليهم السلام -.
2- كسي كه جنب است اگر بر جايي از بدن او آيه قرآن يا اسم خداوندِ متعال نوشته شده باشد، حرام است دست به آن بگذارد و اگر بخواهد غسل كند بايد آب را طوري به بدن برساند كه دست او به نوشته نرسد(23).
3- خواندن سوره هاي عزائم (سوره هايي كه سجده واجب دارند) يعني چهارسوره: سجده (سوره 32)، فصّلت (سوره 41)، نجم (سوره 53) و علق (سوره 96)؛ هرچند يك حرف از آنها باشد، حتي خواندن بسم اللّه الرحمن الرحيم يا بخشي از آن، به نيت يكي از اين سوره ها بر جنب حرام است.(24).
4- خواندن بيشتر از هفت آيه قرآن از غير سوره هاي عزائم(25) برجنب مكروه است و خواندن بيش از هفتاد آيه كراهتش شديدتر ا ست و همچنين رساندن جايي از بدن به جلد، حاشيه، اوراق و بين سطرهاي قرآن؛ ونيز همراه داشتن يا آويزان كردن قرآن (به گردن انداختن آن) بر جنب مكروه است.
5- جنب اگر دعاي كميل بخواند اقوي اين است كه آيه (أفَمَن كان مؤمناً كمن كان فاسقاً لايَستَوُون) را كه در آن آمده است، نخواند(26)چون بخشي از سوره (سجده) است.
6- شخص جنب لازم نيست براي سجده تلاوت غُسل كند.
استفتاهايي از حضرت امام خمينى(ره).
7- س: اگر كسي جنب باشد و سوره هايي كه خواندنش براي او حرام است به فكرش خطور كند و هرچه سعي كند، از فكرش نرود آيا گناهي كرده است.
ج: مجرد خطور در ذهن حرام نيست.
8- س: بعد از غسل جنابت وضو براي نماز لازم نيست آيا با اين غسل مي توان نافله نماز را هم خواند يا قرآن را مسّ نمود.
ج: مي تواند نماز نافله و ساير كارهاي مشروطِ به طهارت را انجام دهد.
استفتايي از آيتالله العظمي گلپايگانى(ره).
9- س: جنب، قرآن همراه داشته باشد اشكال دارد يا نه.
ج: اشكال ندارد ولي مسّ خط قرآن مجيد، حرام و مسّ جلد و اوراق و حواشي آن، مكروه است.
استفتايي از دفتر آيتالله العظمي اراكي (ره).
10- س: باتوجه به اين كه قرائت قرآن به خودي خود مستحب است، كراهت قرائت آن براي اشخاصي چون جنب، حائض و نفساء به چه معناست (به معني كم شدن ثواب است يا بهتر بودن ترك آن).
ج: هر دو وجه امكان دارد و شايد در بعضي موارد، وجه دوم استظهار شود.
خلاصه مطالب.

قرآن و زنهاي حائض و نفساء.
1- مسّ خط قرآن واسم خداي متعال و نيز صفات خاصه الهي و نيز صفات غيرخاصه در صورتي كه خدا از آن اراده شده باشد بر حائض حرام است، وهمچنين بنابر احتياط واجب(27) مسّ اسامي پيامبران و ائمه - عليهم السلام - ؛ و بطوركلي تمام چيزهايي كه بر جنب حرام است، برحائض نيز حرام است.
2- در جواز مسّ خط قرآن، مجردِ پاك شدن حائض كافي نيست بلكه حائض تا وقتي كه غسل نكرده مسّ خط قرآن بر او حلال نمي شود.
3- خواندن سوره هاى(28) عزائم يا مقداري از آنها بر حائض حرام است.
4- خواندن قرآن ولو كمتر از هفت آيه و نيز همراه داشتن قرآن (هرچند در روكش و غلاف باشد)(29) و رساندن جايي از بدن به حاشيه و مابين خطهاي قرآن براي حائض مكروه است.
5- حائض اگر دعاي كميل بخواند اقوي اين است كه آيه (أفمن كان مؤمناً كمن كان فاسقاً لايستوون) را نخواند چون جزء سوره (سجده)است.(30).
6- مستحب است حائض در وقت هر نمازي خود را از خون پاك نمايد و پنبه و دستمال را عوض كند و درجاي نماز خود (ويا در محل تميز ديگرى)(31) رو به قبله نشسته (به مقدار اداي نماز)(32) به ذكر و دعا و صلوات، مشغول شود و قرائت قرآن نيز مستحب است هرچند در غير اين وقت (وقت نماز)، مكروه است.
7- توقف درمسجد و رساندن جايي از بدن به خط قرآن و كارهاي ديگري كه بر حائض حرام است بر نفساء هم حرام است و آنچه بر حائض واجب و مستحب و مكروه است بر نفساء هم واجب و مستحب و مكروه است.
استفتاهايي از حضرت امام خمينى(ره).
8- س: آيا خواندن آياتي از چهارسوره قرآن كه سجده دارد درهنگام حيض، كفاره دارد يا نه و اگر سهواً انجام شد بايد چه كنند.
ج: كفاره ندارد.
9- س: خواندن بيش از هفت آيه از قرآن كريم براي زن حائض مكروه است باتوجه به اينكه در ماه مبارك رمضان خواندن قرآن فضيلت بسياري دارد، آيا حائض بودن مانع از خواندن قرآن است.
ج: در غير چهار سوره عزيمه مانع نيست.
10- س: آيا خانمهاي نابينا به هنگام عادت ماهانه مي توانند قرآن را بخوانند، باتوجه به اين كه قرآن براي آنها به صورت برجسته نوشته شده و بايستي آن را براي خواندن لمس كنند.
ج: نبايد لمس كنند.
11- س: آيا زن حائض مي تواند هفت آيه از غير سوره هاي سجده دار را بخواند و تكرار كند.
ج: غير از سوره هاي سجده از باقي سوره هاي قرآن اشكال ندارد، اگرچه بيش ازهفت آيه خواندن، براي حائض مكروه است.
خلاصه مطالب.
.
قرآن و زن مستحاضه.
يادآورى:.
الف - مُستحاضه برسه قسم است 1- قليله 2- متوسطه 3- كثيره، كه تعريف و احكام هرقسم در رساله هاي عمليه مذكور است. در اين جا فقط احكام مستحاضه در رابطه با قرآن ذكر مي شود.
ب - اعمالي كه مستحاضه انجام مي دهد بر دو قسم است: 1- آنهايي كه مشروط به طهارت است، مانند: مسّ خط قرآن مجيد، 2- اعمالي كه مشروط به طهارت نيست، مانند: قرائت سُوَر عزائم.
1- مستحاضه قليله چنانچه بايد براي هر نمازي وضو بگيرد، همچنين واجب است بر او تجديد وضو براي هر عملي كه مشروط به طهارت است(33)، مثلاً: اگر بخواهد جايي از بدن خود را به خط قرآن برساند(34) بايد مجدداً وضو بگيرد؛ و بنابر احتياط واجب وضويي را كه براي نماز گرفته كافي نيست؛(35) حتي در مسّ خط قرآن بنابراحوط براي هر مسّي وضويي لازم است.
2- اگر زن در استحاضه كثيره يا متوسط بخواهد پيش از وقت نماز، جايي از بدن خود را به خط قرآن برساند، بايد غسل كند و وضو هم بگيرد ولي اگر بخواهد يكي از سور عزائم(36) را بخواند لازم نيست غسل كند(37)، گرچه احتياط (مستحب) آن است كه غسل نمايد. (و ترك احتياط شايسته نيست).(38).
3- بنابر احتياط واجب وضو و غسلي را كه مستحاضه كثيره و متوسطه به منظور نماز انجام داده اند براي مسّ نوشته قرآن كفايت نمي كند. پس بايد براي مسّ نوشته قرآن وضو و غسل جداگانه انجام دهند.(39) (البته ظاهر آن است كه در حال خواندنِ نمازي كه براي آن طهارت گرفته، تماس با نوشته قرآن جايز است).(40).
خلاصه مطالب.

قرآن و مسّ كننده ميت.
1- كسي كه بعد از مسّ ميت غسل نكرده است، مي تواند كارهايي مانند: توقف درمساجد و خواندن سُوَر(41)عزائم كه شرطشان طهارت از حدث اصغر (يعني وضو داشتن) نيست را انجام دهد، ولي براي نماز و مسّ خط قرآن (يعني كارهايي كه شرطشان طهارت از حدث اصغر است) بنابر احتياط واجب(42) بايد غسل كند و وضو هم بگيرد.(43).
استفتايي از حضرت امام خمينى(ره).
2- س: بچه نابالغي كه مسّ ميت كرده، مي تواند با وضوي تنها، خط قرآن واسم خدا و ... را مسّ نمايد.
ج: بچه نابالغ تكليف ندارد.
خلاصه مطالب.

خلاصه اي از مطالب فصل اول.


فهرست منابع فصل اول.
قرآن و شخص بي وضو.
1- رساله، م317.
2- عروه، ج1، في غايات الوضو، م 6.3؛ تحرير، ج1، في غايات الوضوء، م1.
3- عروه، ج1، في غايات الوضو؛ تحرير، ج1، في غايات الوضو؛ رساله، م312؛ هدايه، ج1، غايات الوضو، م148.
4- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م 17؛ رساله، م317.
5- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م 17 و م4.
6- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م5.
7- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م7.
8- تحرير، ج1، في غايات الوضو؛ هدايه، ج1، غايات الوضوء، م147.
9- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م8.
10- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م9.
11- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م10.
12- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م11.
13- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م12.
14- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م13.
15- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م19.
16- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م14.
17- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م 15؛ رساله، م318.
18- عروه، ج1، في غايا ت الوضو، م16.
19- عروه، ج1، في غايا ت الوضو؛ رساله، م316.
20- عروه، ج1، في غايا ت الوضو؛ رساله، م316.
21- عروه، ج1، في غايا ت الوضو؛ رساله، م316.
22- عروه، ج1، في غايا ت الوضو.
23- استفتائات، ج1، ص47، س79.
24- استفتائات، ج1، ص47، س80.
25- استفتائات، ج1، ص47، س81.
26- استفتائات، ج1، ص48، س82.
27- استفتائات، ج1، ص48، س83.
28- استفتائات، ج1، ص48، س84.
29- مجمع، ج1، ص80، س48.
30- مجمع، ج1، ص80، س49.
31- مجمع، ج1، ص79، س46.
32- مجمع، ج1، ص528، س58.
33- استفتائات، ص 10،س4.
قرآن و شخص تيمم كننده.
1- عروه، ج1، في احكام التيمم، م9؛ تحرير، ج1، في احكام التيمم، م2؛ رساله، م726؛ هدايه، ج1، احكام التيمم، م514.
2- عروه، ج1، في احكام التيمم، م31؛ تحرير، ج1، في مسوّغات التيمم، م15؛ رساله، م726؛ هدايه، ج1، احكام التيمم، م514.
3- استفتائات، ج1، ص97، س251.
4- مجمع، ج1، ص151، س93.
قرآن و شخص جنب.
1- عروه، ج1، فيما يحرم علي الجنب؛ تحرير، ج1، في احكام الجنب؛ رساله، م355.
2- رساله، م390.
3- عروه، ج1، فيما يحرم علي الجنب؛ تحرير، ج1، في احكام الجنب؛ رساله، م355.
4- عروه، ج1، فيما يكره علي الجنب؛ تحرير، ج1، في احكام الجنب؛ رساله، م356.
5- عروه، ج1، فيما يحرم علي الجنب، م5.
6- عروه، ج1، في غسل الجنابه، ص284.
7- استفتائات، ج1، ص54، س110.
8- استفتائات، ج1، ص64، س145.
9- مجمع، ج1، ص71، س19.
10- استفتاء مستقل.
قرآن و زنهاي حائض و نفساء.
1- عروه، ج1، في احكام الحائض؛ تحرير، ج1، في احكام الحائض؛ رساله، م450؛ هدايه، ج1، احكام الحيض، م244.
2- رساله، م467.
3- عروه، ج1، في احكام الحائض؛ تحرير، ج1، في احكام الحائض؛ رساله، م450.
4- عروه، ج1، في احكام الحائض؛ تحرير، ج1، في احكام الحائض، م16؛ رساله، م447.
5- عروه، ج1، في مايحرم علي الجنب، م5.
6- عروه، ج1، في احكام الحائض، م41.
7- عروه، ج1، في احكام النفساء، م 10؛ تحرير، ج1، في النفاس، م6؛ رساله، م513.
8- استفتائات، ج1، ص72، س170.
9- استفتائات، ج2، ص73، س171.
10- استفتائات، ج1، ص73، س172.
11- استفتائات، ج1، ص73، س173.
قرآن و زن مستحاضه.
1- عروه، ج1، في احكام الاستحاضه، م17؛ تحرير، ج1، في الاستحاضه، م8؛ رساله، م427؛ هدايه، ج1، ص59، م291.
2- عروه، ج1، في احكام الاستحاضه، م18؛ رساله، م429 - 428.
3- عروه، ج1، في احكام الاستحاضه، م18؛ تحرير، ج1، في احكام الاستحاضه، م8؛ رساله، م429.
قرآن و مسّ كننده ميت.
1- عروه، ج1، في غسل مسّ الميت، م17 - 16؛ تحرير، ج1، في غسل مسّ الميت، م6و7؛ رساله، م 532؛ هدايه، ج1، ص62، م311و.
2- استفتائات، ج1، ص78، س188.
1. گلپايگانى(ره): احتياط مستحب آن است كه موي خود را هم به خط قرآن نرساند. (رساله، م323).
2. خوئى(ره): بلكه در مواردي كه مو عرفاً از توابع پوست محسوب شود اين حكم اظهر است. (عروه).
3. خوئى(ره): بنابر احتياط واجب. (عروه).
4. گلپايگانى(ره): احتياط واجب آن است كه ا سم مبارك پيامبر(ص) و امام و حضرت زهرا - عليهم السلام - را مسّ نكند. (رساله، م 325).
- خوئى(ره): بهتر آن است كه اسم مبارك پيغمبر و امام و حضرت زهرا - عليهم السلام - را مسّ نكند. (رساله، م 325).
5. اراكي (ره): و اگر بي احترامي نباشد احتياط مستحب آن است كه مس نكند. (رساله، م 317).
6. خوئى(ره): بنابر احتياط واجب حرام است مسّ اسم خداوند متعال و صفات خاصّه او به هر زباني كه نوشته شده باشد. (رساله، م 325).
7. ابتدايى، يعني قبل از مس، فاقد طهارت باشد و در اين حالت قرآن را مس نمايد؛ استدامى، يعني درحالي كه با وضوء قرآن را مسّ نموده است فاقد طهارت شود و به مسّ خويش ادامه دهد. (مؤلف).
8. خوئى(ره): البته اين در صورتي است كه نوشتن آن، غلط محسوب نشود. (عروه).
9. حضرت امام(ره) اين وجوب محو را وجوب عقلي مي دانند و اضافه نموده اند كه چون براي وضو گرفتن، لمس آن حرام است پس مي تواند وضو را ارتماسي بگيرد و يا آب روي آن بريزد ولي دست نكشد؛ و در صورتي كه محوكردن ممكن نباشد لازم است همين گونه وضو بگيرد تا مرتكب حرام نشود.(عروه).
10. گلپايگانى(ره): بلكه اگر بخواهد فاقد طهارت شود احوط وجوب محو است. (عروه).
11. خوئى(ره): اظهر جواز آن است. (عروه).
12. امام خمينى(ره).
13. امام خمينى(ره). (عروه).
14. خوئى(ره): بلكه عدم حرمت بعيد است. (عروه).
- گلپايگانى(ره): بلكه احوط، حرمت است. (عروه).
15. اراكي (ره): ظاهر، حرمت آن است مخصوصاً اگر با چيزي بنويسد كه اثرش باقي بماند. (عروه).
- گلپايگانى(ره): ظاهر، بلكه احوط، حرمت آن است، مخصوصاً اگر با چيزي بنويسد كه اثرش باقي بماند. (عروه).
- خوئى(ره): در حرمت آن اشكال است، گرچه احوط ترك آن است، (عروه).
16. ا مام خمينى(ره). (عروه).
17. گلپايگانى(ره): به اين كه آنها را امر به مسّ كند يا دست آنها را گرفته و بر كلمات قرآن بگذارد؛ ولي دادن قرآن به آنها براي يادگيري يا امر كردن آنها به گرفتن قرآن، پس اشكالي در رجحانِ آن نيست، گرچه بداند عادتاً آن را مسّ مي كنند. (عروه).
18. امام خمينى(ره). (عروه).
19. عبارت آخر اين مسأله يعني جمله (وتا ممكن است از... ) در رساله عمليه آيات عظام خوئي و گلپايگاني موجود نيست.
20. گلپايگانى(ره): دراين صورت اقوي جواز آن است. (عروه).
21. خوئى(ره): به هر زباني كه باشد. (رساله، م 361).
22. خوئى(ره): و بهتر آن است كه اسم پيغمبران و امامان و حضرت زهرا - عليهم السلام - را نيز مسّ نكند. (رساله م361).
- اين حكم در مورد نام حضرت زهرا - عليها السلام - در رساله فارسي آيت الله گلپايگاني به صورت فتوا ذكر شده نه احتياط واجب (رساله، م361).
23. خوئى(ره): اگر بر جايي از بدن آيه قرآن يا اسم خداوند متعال نوشته شده باشد چنانچه بخواهد وضو يا غسل را ترتيبي به جا آورد بايد آب را طوري به بدن برساند كه دست او به نوشته نرسد.(رساله، م396).
- گلپايگانى(ره): بنابر احتياط واجب اگر ممكن است بايد آن را از بين ببرد و اگر ممكن نيست بايد وضو و غسل را ارتماسي انجام دهد و چنانچه بخواهد وضو يا غسل را ترتيبي به جا آورد بايد آب را طوري به بدن برساند كه دست او به نوشته نرسد.(رساله، م 396).
24. البته آيات عظام گلپايگاني وخوئي حرمت قرائت را مختص به آيات سجده مي دانند نه باقي سوره، گرچه آيت الله گلپايگاني اضافه نموده اند: (احتياط مستحب آن است كه آيات ديگر سوره سجده را نيز نخواند. (رساله، م 361).
25. خوئى(ره): خواندن بيش از هفت آيه از قرآن كه سجده واجب ندارند بر جنب مكروه است. (رساله، م 362).
26. خوئي و گلپايگانى(ره): اقوي جواز قرائت است زيرا قبلاً گذشت كه حرمت قرائت مختص به آيات سجده است.(عروه).
27. گلپايگانى(ره): در مسّ اسامي پيامبران و ائمه(ع) فتوا به حرمت مي دهند. (هدايه).
28. گلپايگانى(ره): خواندن آياتِ سجده بر حائض حرام است. (هدايه، ج1، م245).
29. امام خمينى(ره).
30. گلپايگاني و خويى(ره): اقوي جواز قرائت آن است زيرا قبلاً گذشت كه حرمت قرائت مختص به آيات سجده است. (عروه).
31. امام خميني (ره).
32. امام خميني (ره).
33. گلپايگانى(ره): احتياط آن است كه مستحاضه غير از نماز هركاري را كه شرط آن طهارت است مثل دست كشيدن به خط قرآن، ترك كند، مگر در صورتي كه بر او واجب باشد. (رساله ،م 433).
34. لازم به ذكر است كه عبارت عروه در اين رابطه چنين است: (مثلاً اگر مس نوشته قرآن واجب شود ...) و هيچ يك از مراجع موردنظر بر آن حاشيه اي ندارند و مثال فوق از توضيح المسائل استخراج شده است.
35. خوئى(ره): مستحاضه اي كه براي نماز وضو گرفته يا غسل كرده بنابر احتياط نمي تواند در حال اختيار جايي از بدن خود را به خطّ قرآن برساند؛ و در حال اضطرار جايز است، ولي بنابر احتياط بايد وضو بگيرد. (رساله، م 433).
36. خوئى(ره): اگر بخواهد پيش از وقت نماز آيه اي را كه سجده واجب دارد بخواند بنابر احتياط مستحب بايد غسل كند. (رساله، م435).
37. گلپايگانى(ره): اگر بخواهد پيش از وقت نماز سوره اي كه سجده واجب دارد بخواند، بنابر احتياط واجب بايد غسل كند.(رساله، م435).
- اراكى(ره): اگر مستحاضه، غسلهاي واجب خود را به جا آورد، چنانچه بين نماز و غسل فاصله نينداخته باشد، خواندن سوره اي كه سجده واجب دارد براي او حلال مي شود ولي اگربين غسل ونماز فاصله انداخته باشد، احتياط واجب آن است كه براي خواندن سوره اي كه سجده واجب دارد غسل جداگانه اي انجام دهد؛ و اگر غسلهاي واجب خود را انجام ندهد بنابر احتياط واجب نمي تواند سوره اي كه سجده واجب دارد بخواند. (رساله، م425).
38. امام خميني (ره).
39. در عروه چنين آمده است: (غسلي كه براي نماز كرده است براي مسّ نوشته قرآن كفايت مي كند، بلي اگر بخواهد مسّ را تكرار كند، واجب است تكرار وضو وغسل علي الاحوط. بلكه احوط ترك مسّ است براي او مطلقاً).و هيچ كدام از مراجع مورد نظرهم در اين مورد اظهار نظرنكرده اند.
40. امام خميني (ره).
41. خوئى(ره): خواندن آيه هايي كه سجده واجب دارند. (رساله، م 538).
42. گلپايگانى(ره): بايد غسل كند و وضو هم بگيرد. (رساله، م538).
- اراكى(ره): بايد غسل كند و وضو هم بگيرد. (رساله، م528).
43. خوئى(ره): ولي براي نماز و مانند آن بايد غسل كند. (رساله،م538).