اهميت هنر
ابزارهاى هنرى،بىشك،رساترين،بليغترين و كارىترين ابزار ابلاغ و تبليغ پيام است. (1)
...هنر يك شيوهى بيان است،يك شيوهى ادا كردن است.منتها اين شيوهى بيان از هر تبيين
ديگر رساتر،دقيقتر،نافذتر و ماندگارتر است.دقت در هر يك از اين چند تعبيرى كه عرض
كردم:رساتر بودن،دقيقتر بودن،نافذتر و ماندگارتر بودن،در فهم معناى هنر كمك كند.اى
بسا كه يك گزارش غير هنرى،گر چه علمى و تحقيقى و دقيق،خاصيت ارائهى هنرى را
نداشته باشد.
بارها گفتهام كه هر پيامى،هر دعوتى،هر انقلابى،هر تمدنى و هر فرهنگى تا در قالب هنر
ريخته نشود،شانس نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقى هم بين پيامهاى حق
و باطل نيست. (2)
شك نبايد كرد كه انقلاب،به هنر نيازمند است،و هنر انقلاب از آنجا كه بايد حامل مفاهيمى
نو و قهرا ناآشنا باشد،و از آنجا كه بايد با همهى معارضهها و خصومتهايى كه هيچ انقلابى از آن
مصون نيست،درگير شود و از آنجا كه بايد معارف نوين را در ذهنها راسخ و ماندگار سازد،
ناگزير بايد هنرى ممتاز و فاخر و پيشرو باشد. (3)
شعر و هنر،زيباترين قالب براى همهى پيامهاى نوين و مايهى گسترش و نفوذ اين پيامها تا
هر سوى خطهى وسيع دلها و جانهاى انسانى است و شاعران و سخنسرايان آگاه هميشه
توانستهاند والاترين معارف انسانى را در كتيبهى روزگار با نقشى جاودانه،به نسلهاى بعد از
خود بنمايانند. (4)
امروز حركتى جدى و مستمر براى تعالى هنر در جامعه ضرورت دارد،اين حركت را آغاز
كنيد.دستخدا با شما و حمايت مردم و امكانات كشور در اختيار شماست. (5)
شاعر و هنرمند متعهد،حله فاخر خلاقيتخود را جز بر اندام ارزشها و اصالتها نمىپوشاند.
و اين همان معرفت درست از لطيفترين نمودهاى روح آدمى است. (6)
زبانى كه مىتواند پيام انقلاب را به اعماق جامعه رسوخ دهد،زبان شعر و ادبيات است،زبان
هنر است...شعر انقلاب بايد بتواند لب لباب انقلاب و مضمون حقيقى انقلاب را در بهترين
قالبها منعكس كند...شعر امروز آئينهى آينده است،انسانهاى قرنهاى بعد چطور بفهمند در
جامعهى امروز ما چه مىگذشته است...واقعا پنجاه سال ديگر خيلى مشكل استبه آيندگان
اين جامعه و فرزندان ما كه اين روزگار را نديدهاند فهماند كه در روزگار انقلاب،در روزگار
جنگ تحميلى،...هنگام پيروزى انقلاب،هنگام ورود امام،در اين سالهاى عجيبى كه هر
لحظهاش يك حادثه است،در اين مملكت و در اين جامعه چه گذشته است...تنها چيزى كه
مىتواند اين پيام را به نسلهاى بعد منتقل كند،همين شعر و هنر و ادبيات است. (7)
بايد هنرمند به عنوان رساترين زبان براى انتقال ايدههاى شريف مورد توجه باشد و تشويق
هنرمندان متعهد جامعه و نيز پرورش هنرمند يك اقدام اساسى تلقى گردد. (8)
مىدانيد هنر اين خصوصيت را دارد كه به خاطر ملايمتبا طبع آدمى،بىشك در طبع او اثر
مىكند.هر هنرى در طبع آدمى اثر مىگذارد،اگر چه آن كسى كه مورد اثر قرار گرفته،نتواند
آن هنر را تحليل كند.هنر اثر خود را مىگذارد،يعنى دل را منقلب مىكند و...اثرى در روح
باقى مىگذارد،هر چه مايهى هنرى كمتر باشد،اين اثر هم كمتر مىشود. (9)
پيام انقلاب بايد به زبان شعر و هنر كه اصيلترين و خالصترين و گيراترين زبانهاست،منتقل
شود.انقلاب در قالب هنر و ادبيات آسانتر و صادقانهتر از هر قالب ديگرى قابل صدور است. (10)