بخشى از استفتائات جديدى كه در مورد مسائل بانكى و ربا از محضر حضرت آيت الله العظمى

مكارم شيرازى «مدظله العالى» شده است

سؤال 1: حكم سپرده‏هاى بلند مدّت بانكها، بدون شرط صاحب پول چيست؟

جواب: در صورتى كه طبق عقود شرعيّه انجام شود و يا اين كه صاحب پول انتظارى نداشته باشدو بانك از ناحيه خود چيزى بدهد، اشكال ندارد و در صورت دوّم نشانه‏اش اين است كه اگر بانك به او چيزى ندهد مطالبه نكند.

سؤال 2: در زمان فعلى - كه بحمد اللّه دوران حاكميّت جمهورى اسلامى مى‏باشد - پول گذاشتن در بانكها چه صورت دارد؟ آيا مى‏توان سودى كه بانكها براى حسابهاى پس انداز پرداخت مى‏كنند را گرفت؟ و همچنين قرض گرفتن از بانكها و دادن بهره چه صورت دارد؟

جواب: سود پس انداز كه بانك داوطلبانه مى‏دهد مشكلى ندارد؛ مگر آن كه به صورت قرارداد درآيد و امّا سود سپرده‏هاى ثابت يا وامهايى را كه از بانك مى‏گيرند، درصورتى كه به آيين‏نامه بانكى در رابطه با عقود شرعيّه عمل شود نيز مانعى ندارد و در صورت شك مى‏توان حمل بر صحّت كرد،ولى اگر يقين داشته باشيد كه به آيين‏نامه‏هاى عقود شرعيّه عمل نمى‏كنند جايز نيست .

سؤال 3: بانكها در جمهورى اسلامى تحت عناوين شرعيّه: مضاربه، مساقات، مزارعه، شركت، جُعاله با مشتريان و بالعكس قرارداد منعقد مى‏كنند و هر ماه على الحساب 14% يا كمتر يا بيشتر سود در اختيار مشتريان قرارداده و در پايان مدّت تصفيه حساب مى‏كنند، نظر به اين كه مردم عادى و مشتريان، عموماً شرايط و قيود مندرج در برگه قرارداد را مطالعه نمى‏كنند و نوعاً به امضا كردن اكتفا مى‏كنند و بدين وسيله رضايت خود را در پذيرش كليّه شروط و قيود اعلام مى‏دارند، آيا صرف امضا كردن يا قبول كليّه شرايط به طور شفاهى به آن كه از خصوصيات و عناوين شرعيّه آگاهى ندارند، سبب تحقق عقود مذكور و مشروعيّت آنها مى‏شود؟ يا لازم به تفهيم و تفهّم از طرف بانكها يا متعاقدين مى‏باشد؟ و در صورت عدم مشروعيت، آيا راه حلّ ديگرى به نظر مبارك مى‏رسد؟

جواب: هرگاه وكالت مطلقه به بانكها بدهد كه پول اور ا طبق عقود شرعيّه به كار گيرد و سود حاصل را به او بدهد اشكال ندارد و آگاهى به جزيّيات بعد ازوكالت مطلقه لازم نيست .

سؤال 4: از آنجا كه بانكها ايران گاهى توان پرداخت به‏موقع مطالبات خارجى را ندارند، راه چاره‏هاى مختلفى پيش گرفته‏اند از جمله:يكى ازبانكها با بعضى از بانكهاى خارجى قرادادى منعقد نموده كه طبق آن، بانك خارجى از طرف بانك ايرانى پول معامله را در آن كشور سر موعد به فروشنده پرداخت مى‏نمايد و يك سال بعد پول خود را به اضافه 9% از بانك ايرانى و 6% از فروشند، به عنوان نرخ بيمه براى پرداخت سر موعد دريافت مى‏دارد .

توضيح اين كه: پس از حمل جنس از فروشنده كه حدوداً سه ماه بعد از قرارداد از طريق بانك خارجى و ايرانى مى‏باشد، بانك خارجى پول فروشنده را تحويل مى‏دهد ولى پول پرداختى را يكسال بعد، ازبانك ايرانى با 9% بهره تحويل مى‏گيرد ،بنابراين روش كار، بانك ايرانى در روز عقد قرارداد معامله توسط خريدار 100% مبلغ معامله را به اضافه 9% بهره‏اى كه با بانك خارجى توافق نموده، از خريدار دريافت مى‏دارد، فروشنده نيز كه دريافت به موقع پولش را حق طبيعى خود مى‏داند 6% كار مزدى را كه به بانك خارجى، تحت عنوان نرخ بيمه براى پرداخت به موقع مى‏پردازد عملاً به قيمت جنس افزوده و از مصرف كننده دريافت مى‏كند؛ با توجه به اين كه فروشنده چيز اضافه‏اى از خريدار دريافت نمى‏دارد، آيا شكل معامله فوق براى خريدار صحيح است ؟

جواب: درصورتى كه شما از ماهيّت اين كار با خبر باشيد و رضايت بدهيد، براى شما اشكالى ندارد، به اين معنى كه شما پول خود را به بانك، وام بدون سود مى‏دهيد وبانك براى شما جنس را به طور نسيه به قيمت بالاتر ازقيمت نقد خريدارى مى‏كند مشروط بر اين كه شما بيمه مربوط را نيز بپردازيد، در اين صورت معاملات فوق شرعاً براى شماصحيح خواهد بود. ولى اين كار در صورتى براى بانك جايز است كه مصالح جامعه اسلامى ايجاب كند كه معاملات با طرفهاى خارجى به اين شكل انجام شود، در غير اين صورت جايز نيست .

سؤال 5: شخصى پولى رابه صورت سپرده كوتاه مدّت و يا بلند مدّت در بانك مى‏گذارد و هر ماه بانك به نسبت مقدار پول، طبق شرايط خاصّى، مبلغى به صاحب حساب مى‏پردازد، آيا گرفتن اين پول جايز است؟ آيا به آن خمس تعلّق مى‏گيرد؟

جواب: چنانچه آيين نامه بانكى مربوط به عقود شرعيّه، عمل بشود، حلال است و خمس نيز دارد و اگر مسؤولين بگويند: «عمل مى‏كنيم» و دليلى بر خلاف آن نباشد كافى است .

سؤال 6: گاهى بانكها به منظور ترغيب مشتريان - كه پولشان رابه بانك بسپارند و يا حساب باز كنند - جوايزى از طريق قرعه كشى قرار مى‏دهند و كسى كه قرعه به نام او اصابت كند جايزه‏اى مى‏برد ؛آيا اين عمل جايز است و جايزه حلال مى‏باشد؟

جواب: اگر اينكار واقعى باشد نه براى فريب مردم، جايز و حلال است.

سؤال 7: اگر شخصى كه به بانك بدهكار است به صورت قسط بندى مبلغى را علاوه بر بدهى به عنوان سود به بانك بپردازد و سپس بعد از مدّتى پولى به بانك بسپارد و سودى در برابر آن بگيرد، آيا مى‏توان اين را به عنوان تقاصّ سودى كه داده بگيرد؟

جواب: اگر در معامله اوّل پولى را به عنوان ربا داده كار حرامى كرده است، ولى مى‏توان درمعامله دوم، به نيّت تقاصّ معادل آن را پس بگيرد.

سؤال 8: بانكها براى وامهايى كه به متقاضى مى‏دهند از همان اوّل سود را به عنوان كارمزد محاسبه مى‏نمايند، اگر همين كار را يك فرد بازارى به عنوان وام يا فروختن جنس به صورت نسيه، انجام دهد، آيا حكم ربا دارد؟

جواب: منظور از كار مزد حقّ الزحمه‏اى است كه به كارمندان بانك يا صندوق قرض الحسنه به عنوان حقوق در مقابل زحماتى كه جهت حفظ حسابها و ساير خدمات بانكى انجام مى‏دهند داده مى‏شود و كارمزد متعلّق به آنهاست و اگر دهنده پول، كارمزد را به عنوان خودش بگيرد ربا و حرام است و در معاملات بازار نيز همين گونه است .

سؤال 9: بانكها براى سپرده‏هاى كوتاه مدّت و بلند مدّت سود معينّى را در نظر مى‏گيرند، ولى در سپرده‏هاى قرض الحسنه جز اجر معنوى سودى وجودندارد؛ با توجّه به مطلب فوق سپرده‏گذارى در بانك به عنوان سپرده كوتاه مدّت يا بلند مدّت كه ارزش پول كاهش نمى‏يابد و از همان پول، ديگران نيز به عنوان وام استفاده مى‏كنند چه حكمى دارد؟

جواب: چنانچه رعايت عقود شرعيّه را بنمايند يا اين كه وكالت مطلقه به مسؤولين بانك داده شود كه رعايت اين عقود را بكنند، حلال است .

سؤال 10: هرگاه شخصى بخواهد مثلاً مبلغ پانصد هزار تومان وام (قرض) بگيرد بايد معرّف داشته باشد و معرّف هم نصف مبلغ وامى كه قرض گيرنده مى‏خواهد بگيرد را بايد در بانك مسدودى باشد، يعنى از مبلغ پانصد هزار تومان، مبلغ 250 هزار تومان را بايد به عنوان مسدودى در صندوق بخوابانند تا وقتى كه وام گيرنده تمام بدهى خود را پرداخت نمايد و با پرداخت آخرين قسط، مسدودى هم آزاد مى‏شود، حال بفرماييد اگر معرّف موجودى در صندوق نداشته باشد آيا مى‏تواند به قرض گيرنده بگويد: شما دو برابر مورد نياز خود درخواست كنيد، مثلاً يك ميليون تومان درخواست وام كنيد كه پانصد هزار تومان آن را به حساب معرّف مسدود نمايند تا معرّف ايشانرا معرّفى كند كه به ايشان 2 برابر وام دهند كه پانصد هزار تومان آن، به وام گيرنده داده شود تا زمانى كه آخرين قسط يك ميليون تومان پرداخت گرديد صندوق پانصد هزار تومانى كه به عنوان مسدود ضبط كرده بود بدون هيچ گونه كم و زيادى به قرض گيرنده پرداخت نمايد كه در حقيقت وام گيرنده در آخر كار مبلغ پانصد هزار تومان پس انداز دارد كه يكجا دريافت مى‏كند. لطفاً بفرماييد: اولاً اين گونه عملكرد بانك از نظر شرعى صحيح است؟ و ثانياً اين پانصد هزار تومانى كه د رآخرين پرداخت قسط مى‏گيرند خمس دارد؟

جواب: درصورتى كه صندوق قرض الحسنه كار تجارى با پولهاى مردم انجام ندهد، هر دوصورت مسأله صحيح است و در صورت دوّم خمس به پول پس انداز شده تعلّق مى‏گيرد.

سؤال 11: اين جانب با يكى از اقوام خود صحبت نمودم كه حواله وام قرض‏الحسنه‏اى را به نام ايشان از بانك بگيرم، ايشان وام را دريافت كرد و كلاً مبلغ آن را جهت رفع مشكلاتم به من داد و اقساط آن را من داده و مى‏دهم، جهت دريافت وام ابتدا حساب پس انداز باز مى‏كنند كه كار مزدها را از آن برداشت كنند، اينك با توجّه به اين كه صاحب دفترچه از خود هيچ گونه هزينه و سرمايه‏اى نداده است، اين دفتر چه پس انداز مبلغ 000/450 ريال جايزه برنده شده است، اين جايزه از آن كيست؟

جواب: جايزه به كسى مى‏رسد كه صاحب دفتر چه پس اندازه است.

سؤال 12: در كشور تركيّه تورّم اقتصادى درسال، به هفتاد درصد مى‏رسد،با در نظر گرفتن اين تورّم و نزول ارزش لير تركى اگر يك نفر در بانك دولتى مقدارى پول به عنوان سپرده موقت بگذارد و بانك طبق مقرّرات خود شصت درصد سود بدهد، آيا گرفتن اين سود - در صورتى كه كمتر از تورّم باشد - در مقابل تنّزل ارزش پول جايز است؟ اگر سود بيشتر از تورّم باشد چه صورت دارد؟

جواب: هرگاه بانك اسلامى نباشد اشكالى ندارد و اگر بانك اسلامى باشد و تورّم بقدرى شديد باشد كه در معاملات مدّت دار روزمرّه مردم نيز محاسبه مى‏شودگرفتن مقدار تورّم اشكالى ندارد.

سؤال 13: ماهيّت پول ازنظر شما چيست؟ (حواله، مال يا...)

جواب: پول كاغذى (النقود الورقيه) در آغاز، شكل حواله داشته است، ولى بعداً كه از شكل روز اوّل فاصله گرفت و حتّى پشتوانه نيز به فراموشى سپرده شد، جنبه مال اعتبارى به خود گرفت و پشتوانه آن در حال حاضر اعتبار و قدرت حكومتهاست .

سؤال 14: آيا پولهاى امروزى (اسكناس) مثلى است يا قيمى؟

جواب: بى شك مثلى است.

سؤال 15: اگر مثلى است، آيا كاهش ارزش آن ضمان دارد؟ درصورت كاهش فاحش چطور؟ افزايش ارزش چطور؟

جواب: كاهش و افزايش فاحش ضمان‏آور است، يا به تعبير صحيح‏تر چنانچه كسى به ديگرى مبلغى بدهكار باشد و بعد از گذشت 20 يا 30 سال (در محيط ما) بخواهد آن را بپردازد، به يقين پرداخت همان مبلغ اداء دين محسوب نمى‏شود و بايد به قيمت روز پرداخته شود ولى تغييرهاى غير فاحش تأثيرى ندارد؛ چرا كه اداء دين محسوب مى‏شود.

سؤال 16: اگر شرط ضمان شود در صور مختلف چه حكمى دارد؟

جواب: شرط ضمان در اينجا مفهوم صحيحى ندارد، جز اين كه شرط اضافه قيمت كند كه آن هم رباست، اين در صورتى است كه تفاوت غير فاحش باشد، ولى در تفاوت فاحش نيازى به شرط نيست وچنانچه در بالا گفته شد بايد به قيمت روز محاسبه شود.

سؤال 17: در صورت ضمان كاهش ارزش پول، آيا بين قرض و مهريه و مضاربه و خمس و ساير ديون فرقى هست ؟

جواب: با در نظر گرفتن شرايطى كه قبلاً ذكر شد، تفاوتى در ميان اقسام بدهى‏ها نيست .

سؤال 18: آيا در اين مسئله بين صورتى كه عامل تورّم دولت باشد و صورتى كه عامل بازار يا بورس جهانى باشد تفاوتى وجود دارد در صورتى كه عامل تورّم، افزايش تقاضا يا كاهش عرضه و يا افزايش هزينه باشد چه حكمى دارد؟

جواب: تفاوتى در مسائل مذكور نمى‏باشد.

سؤال 19: كلاً حليّت و حرمت سود سپرده‏هاى بلند مدّت و كوتاه مدّت بانكها را معيّن فرماييد، با توجه به اين كه در دفتر چه قيد شده كه بانك وكالتاً از طرف صاحب پول معامله انجام مى‏دهد و به صاحب حساب سودى مى‏پردازد.

جواب: چنانچه رعايت عقود شرعيّه را بنمايند، يا اين كه وكالت مطلقه به مسئولين بانك داده شود كه رعايت اين عقود را بنمايند،حلال است.

سؤال 20: بانكهاى معمولى در سپرده‏هاى دراز مدت در ضمن ورقه نوشته‏اند كه: «اين پول را فلانى به بانك داده و بانك را وكيل نموده كه در تجارت غير ربايى استفاده كند و از سود حاصله به صاحب سپرده بطورى تصويب بانكدارى بدهد» ولى از قراين معلوم مى‏شود كه بانكها، تجارت غير ربايى خيلى دارند، در اين صورت دريافت سود مذكور چه حكمى دارد؟

جواب: چنانچه رعايت عقود شرعيّه را بنمايند، يا اين كه وكالت مطلقه به مسئولين بانك داده شود كه رعايت اين عقود را بنمايند، حلال است .

سؤال 21: ماهيّت حسابهاى بانكى از نظر اسلام چيست؟ آيا در بانكها اعتبار و ارزش قرارداد پول به نام اشخاص ثبت و جابجا مى‏شود؟ يا عين اسكناس ثبت و جابجا مى‏شود و اجازه در تصرف داده مى‏شود؟ يا شكلهاى مختلف حسابهاى بانكى (جارى، سپرده ثابت، مشاركتهاى بانكى و...) يكسان است؟حكم سودهاى على الحساب كه در مشاركتهاى بانكى به سپرده گذار پرداخت مى‏شود چيست؟

جواب: ماهيّت سپرده‏هاى حساب جارى ماهيّت قرض است مشروط به اين كه به مجرّد مطالبه اداء شود و ماهيّت سپرده‏هاى سود على الحساب نوعى وام است كه بعد از ظهور ربح محاسبه مى‏شود.

سؤال 22: با توجه به نظرات حضرت امام خمينى (قدس سره) در خصوص بطلان حيله‏هاى ربوى، آيا سپردن پول در بانك، تحت عنوان سپرده ثابت و استفاده از سودى كه از طرف بانك به صورت على‏الحساب پرداخت مى‏شود جايز است ؟

جواب: چنانچه رعايت عقود شرعيّه را بنمايند، يا اين كه وكالت مطلقه به مسئولين بانك داده شود كه رعايت اين عقود را بنمايند، حلال است .

سؤال 23: آيا سود بانك رباست؟ اگر ربا محسوب مى‏شود جزو كداميك از اقسام ربا به حساب مى‏آيد؟

جواب: هرگاه آيين‏نامه بانكها - مبنى بر رعايت عقود شرعيّه - عمل شود و يا مسئولين بانك بگويند عمل مى‏كنيم، اشكالى ندارد.

سؤال 24: جوايز بانكها تحت چه عنوان فقهى مى‏باشد؟

جواب: نوعى هبه بلا عوض است براى ايجاد انگيزه سپرده گذارى.

سؤال 25: واريز نمودن پول به مقدار معيّن، جهت قرعه كشى چه حكمى دارد؟ اگر شرط نكند كه پول را به اين جهت واريز مى‏كند، بلكه داعى او اين باشد، تغييرى در حكم ايجاد خواهد شد؟ و اصولاً آيا بين شرط وداعى فرقى هست ؟

جواب: اگر شرط كند اشكالى دارد ولى اگر جنبه داعى داشته باشد اشكال ندارد و تفاوت اين دو از اينجا روشن مى‏شود كه شخص سپرده گذار براى خود حق مطالبه از بانك قائل نباشد.

سؤال 26: غرض از تصديع استفسار در رابطه با سمينارى است كه چند ماه قبل در قم در مورد پول - اقتصاد و اسلام برگزار گرديد. بحث در مورد پول كاغذ و پول با ارزش (طلا و نقره وغيره) بود كه پول كاغذى به عنوان ارزش قدرت خريد مردم تلقّى شد و اظهار نمودند كه دولت نمى‏تواند باكاهش ارزش پول، موجب كاهش سرمايه مردم گردد و نتيجه‏هاى مختلف گرفته شد از جمله اين كه: 1- سودى بانكها به پس انداز مى‏دهند چون موجب جبران كمى از كاهش ارزش پول است كه به وسيله دولت ايجاد مى‏شود لذا ربا نيست .

2- به اين سود كه بانك مى‏دهد چون موجب جبران كمى از كاهش ارزش پول نزد مردم مى‏گردد، خمس تعلّق نمى‏گيرد.

جواب: اين گونه بحثها كه در محافل كارشناسان اقتصادى و علماى فن مى‏شود، نمى‏تواند معيار احكام شرعى گردد، چرا كه احكام شرعى بر محور موضوعاتى كه از عرف مردم گرفته مى‏شود دور مى‏زند و از آنجا كه در بلند اوّل سود تلقى مى‏شود، ربا و حرام است و در بند دوّم كه آن نيز سود محسوب مى‏شود خمس تعلّق مى‏گيرد.

سؤال 27: در عمليّات بانكى بدون رباء در سيستم بانكى جمهورى اسلامى ايران اساس كار بر معاملات مجاز و مشروع استوار است. چنانچه شخصى از بانكى تحت عنوان يكى از عقود «مشاركت، مضاربه، جعاله، فروش اقساطى و...» وجهى در قبال تضمين معتبر يا رهن ملك و امثال آن به نام تسهيلات بانكى دريافت كند و آن وجه را در راهى غير از آنچه با بانك قرارداد داشته مصرف كند، آيا مرتكب فعل حرام شده يا آن عمل حلال است؟ و منافعى كه از اين راه بدست مى‏آيد چه حكمى دارد؟

به عنوان نمونه فردى براى تعميرات مسكن خود عقد جعاله منعقد مى‏كند و وجه اعطايى را صرف خريد سهام شركتها يا سرمايه‏گذارى در جاى ديگر يا خريد اتومبيل يا تأمين جهيزيه عروسى فرزند خود مى‏نمايد.

جواب: صرف كردن وجه در غير مصرف قراردادى جايز نيست و منافع آن اشكال دارد.

سؤال 28: ربا گرفتن و دادن به كفّار و بانكهاى اسلامى چه حكمى دارد؟

جواب: ربا گرفتن از كفار و از بانك حكومت غير اسلامى جايز است و امّا ربا دادن به آنها مجاز نيست؛ مگر در صورت ضرورت كه نگرفتن وام از آنها باعث عسر و حرج و يا ضعف و ذلّت مسلمين در آن گونه كشورها شود.

سؤال 29: آيا بهره 13 درصدى كه بانكها در ازاى وام مى‏گيرند، يا بهره 10 درصدى كه در برابر سپرده‏هاى دراز مدت مى‏دهند و از اوّل چنين شرطى مى‏كنند، ربا محسوب مى‏شود؟

جواب: اگر آيين نامه‏هاى بانك كه در زمينه عقود شرعيّه و راههاى نجات از رباست، عملى شود اشكالى ندارد .

سؤال 30: آيا محاسبه نرخ تورّم در ديون و مطالبات، ربا محسوب مى‏شود؟

جواب: مسأله تورّم در عصر ما با اين شدّت و وسعت كه زاييده پولهاى كاغذى است، هرگاه در عرف عام به رسميّت شناخته شود در فرض مسأله ربا نخواهد بود (همانطور كه از بعضى كشورهاى خارجى نقل مى‏كنند كه آنها نسبت به سپرده‏هاى بانكى هم نرخ تورّم را محاسبه مى‏كنند و هم سود را) در چنين شرايطى محاسبه نرخ تورّم ربا نيست، ولى سود زايد بر آن رباست، امّا در محيط ما و مانند آن كه در عرف عام نرخ تورّم در بين مردم محاسبه نمى‏شود كلاً ربا محسوب مى‏شود زيرا اشخاصى كه به يكديگر وام مى‏دهند بعد از گذشتن چند ماه يا بيشتر، عين پول خود را مطالبه مى‏كنند و تفاوت تورّم محاسبه نمى‏شود و اين كه در محافل علمى تورّم به حساب مى‏آيد به تنهايى كافى نيست، زيرا مدار بر عرف عام است، ولى ما يك صورت را استثنا مى‏كنيم و آن در جايى است كه مثلا بر اثر گذشتن سى سال، تفاوت بسيار زيادى حاصل شده باشد و لذا در مورد مهريّه‏هاى قديم زنان يا مطالباتى از اين قبيل احتياط واجب مى‏دانيم كه بايد به نرخ امروز حساب شود، يا لااقل مصالحه كنند.

سؤال 31: از آنجا كه در نتيجه عدم انجام تعهّد در مورد مقرّر به متعّهدله خساراتى وارد مى‏شود بدين جهت قانون موجود اين خسارات را نسبت به اصل بدهى به ميزان 12 درصد در سال، به عنوان خسارت تأخير تأديه پيش بينى نموده است و بانكها نيز اين قانون را اجرا مى‏كنند، ليكن با توجّه به رقم مشخص كه قانون تعيين كرده اوّلاً: آيا اين خسارات شرعاً ربا تلقى مى‏شود يا خير و حكم آن چيست؟ ثانياً: با توجّه به تورّم موجود در كشور و كاسته شدن ارزش پول حتّى اگر تأخيرى هم در تأديه صورت نگيرد، آيا شخص قرض دهنده پول مى‏تواند ارزش آن را مطالبه كند؟

جواب‏1: خسارت دير كرد جنبه شرعى ندارد.

جواب‏2: اگر زمان طولانى (مثلا چندين سال) طول بكشد و ارزش پول بسيار تغيير كند، احتياط واجب آن است كه مصالحه كنند يا ارزش امروز را در نظر بگيرند.

سؤال 32: با توجّه به سقوط ارزش پول در جامعه كه از قديم الايّام تا به حال وجود داشته و در حال حاضر از شدّت بيشترى برخوردار مى‏باشد، در باب خسارت تأخير تأديه آيا طلبكار شرعاً مى‏تواند خسارت را مطالبه كند آيا اين خسارت ربا محسوب نمى‏شود؟

جواب: خسارت دير كرد ربا و حرام است ولى اگر فاصله زمانى و تورّم خيلى زياد باشد، بطورى كه پرداختن مبلغ مزبور عرفاً اداء دين محسوب نشود بايد به حساب امروز بپردازد يا مصالحه كنند.

سؤال 33: شخصى قرضى ربوى گرفته و اصل قرض را پرداخته ولكن مقدارى از سود آن را هنوز نپرداخته است،آيا مى‏تواند سود آن را نپردازد؟ و آيا مى‏تواند مقدار سودى را كه پرداخته به عنوان تقاصّ از اموال ربا گيرنده بردارد؟

جواب: اگر جنبه ربا داشته (نه مضاربه) پرداختن سود جنبه شرعى ندارد.

سؤال 34: آيا هرگونه افزايش در وامها ربا به شمار مى‏آيد؟

جواب: مانند مسئله سابق است.

سؤال 35: آيا شخصيّت حقوقى و حقيقى در ربا تفاوت ايجاد مى‏كند؟

جواب: احتياط واجب اين است كه فرقى در ميان اين دو گذارده نشود.

سؤال 36: ملكى به صورت مشاركت خريده مى‏شود و سپس يكى از شركاء سهم خود را به شريك ديگر، اجاره به شرط تمليك مى‏دهد، بطورى كه بعد از پرداخت تمامى اقساط (كه طبعاً بيش از پولى است كه شريك براى آن سهم داده بود) قسمت مورد اجاره به ملكيت مستأجر در مى‏آيد، آيا مى‏توان اين كار را كه در بانكها و يا شركتها، اشخاص حقوقى، و بعضاً توسط اشخاص حقيقى صورت مى‏گيرد، راهى شرعى براى فرار از رباى قرضى دانست؟

جواب: اگر قصد جدّى در اجاره به شرط تمليك بوده باشد مانعى ندارد، و اگر جنبه صورى دارد و براى فرار از ربا باشد جايز نيست .

سؤال 37: ملاك تشخيص ربا در جامعه امروز چيست؟ آيا هرگونه افزوده بر سرمايه - ولو اسمى - رباست يا فقط افزايش در ماليّت و سرمايه رباست؟

جواب: هرگونه افزايش در سرمايه را شامل مى‏شود، مگر در مواردى كه در بالا اشاره شد.

سؤال 38: گرفتن سود به واسطه حيله‏هاى شرعى چه حكمى دارد؟ آيا حيله شرعى با ضميمه نمودن چيزى ديگر جايز است؟

جواب: اگر منظور از حيله‏هاى شرعى، معاملات صورى بدون قصد جدّى است، مسلماً تأثيرى در حكم ربا ندارد .

و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين‏

پايان


پى نوشتها:

161- سوال: ثمره و فايده اين بحث چيست؟ مخصوصاً كه طبق هر سه احتمال، اين كار بانك صحيح و مشروع است؛ بنابراين بحث در ماهيت حسابهاى جارى چه فايده‏اى دارد؟
جواب: فايده اين بحث اين است كه اولاً: اگر حساب جارى را نوعى وام بدانيم احكام وام بر حسابهاى جارى مترتب و اگر آنرا امانت بدانيم احكام امانت بار مى‏شود ؛ مثلاً اگر آن را امانت بدانيم بانك بايد همواره به اندازه طلب مردم موجودى داشته باشد و نمى‏تواند از اين سرمايه‏ها به نفع خود سرمايه گذارى كند، ولى اگر نوعى وام باشد اين مطلب لازم نيست و بانك مى‏تواند سرمايه گذارى كند.
و ثانياً: اگر حساب جارى نوعى امانت باشد و سرمايه مردم در اثر سانحه‏اى بدون تعدى و تفريط بانك از بين برود، بانك ضامن نخواهد بود و مديون طلبكاران نيست، ولى اگر نوعى وام باشد بانك ضامن است.
162- سؤال : آيا قرض الحسنه صحيح است يا القرض الحسن؟
پاسخ: اگر كلمه حسنة را صفت براى قرض بدانيم، بايد بدون تاء آورده شود يعنى در اين صورت القرض الحسن يا قرص حسن صحيح است و تمام آياتى كه در قرآن مجيد در مورد وام وارد شده است به همين شكل است. ولى اگر كلمه حسنة را مضافا اليه قرض بدانيم و قرض را مضاف بدانيم به شكل مرسوم صحيح است و مفهومش اين است كه قرضى است كه حسناتى را به همراه دارد.
163- از جمله آيات: آيه 245 سوره بقره، 12 سوره مائده، 11 و 18 سوره حديد، 17 سوره تغابن و 20 سوره مزمل بر اين معنى دلالت دارد، در اين آيات از قرض الحسنه تعبير به وام دادن به خدا كه خود مالك همه چيز است، و كارى است كه كفّاره گناهان مى‏شود و خداوند بر آن چندين برابر پاداش و اجر كريم مى‏دهد و موجب غفران و مغفرت مى‏شود، شده است .
164- قسمتى از اين روايات در كتاب شريف وسايل الشيعه، جلد 13، ابواب الدين و القرض، باب 6، باب استحباب اقراض المؤمن، ذكر شده است.
165- فرق بين شرط و انگيزه قبلاً گذشت.