سپرده‏هاى مردم نزد بانكها

مهمترين و بحث‏انگيزترين خدمات بانكها از نظر شرعى همين مسأله است كه پنجمين خدمت بانكها محسوب مى‏شود. همانطور كه گذشت گاهى افرادى سرمايه دارند ولى قدرت توليد يا تجارت با آن را ندارند، در اينجا بانك اسلامى سرمايه چنين افرادى را مى‏گيرد و با آن طبق عقود شرعيه كار مى‏كند، در كارهاى توليد، صنعتى، كشاورزى، دامدارى و تجارى سرمايه گذارى مى‏نمايد و سود سرمايه‏گذارى را طبق توافق بعمل آمده تقسيم مى‏كند و سهمى براى سرمايه‏گذار قرار مى‏دهد.

اينجاست كه باز بانكها ربوى از بانكهاى اسلامى جدا مى‏شوند؛ بانكهاى غير اسلامى از يك طرف سپرده‏هاى مردم را قبول مى‏كنند و سودى به شكل ربا به آنها مى‏پردازند و از طرف ديگر همين سپرده‏ها را به ديگران واگذار مى‏كنند و سود بيشترى به عنوان ربا دريافت مى‏كنند، كه اين عملكرد صد در صد حرام و ربا بلكه حرام مضاعف است .

ولى بانكهاى اسلامى با اين سپرده‏ها، طبق عقود شرعيه قرارداد مى‏بندند و وارد كارهاى توليدى مى‏شوند و سود حاصله را طبق توافق قبلى تقسيم مى‏كنند و در واقع در اينجا سه خدمت انجام مى‏گيرد:

1- صاحب سرمايه از سرمايه‏اش استفاده مى‏برد.

2- بانك هم در اين معامله سودى مى‏برد .

3- نقد ينگى‏هاى مردم از ركودد خارج و عوارض ركود پول كه تورم و فساد مى‏باشد حاصل نمى‏شود و در مجموع حركت خوبى به سود جامعه به وجود مى‏آيد و سبب شكوفايى اقتصادى مى‏شود مشروط بر اين كه درست عمل شود .

دو مشكل مهم

اين خدمت بانكهاى اسلامى به گونه‏اى كه در بالا گفته شد نيز مشروع، بلكه در صورتى كه به طور صحيح انجام گيرد، مصداق بارز «تعاونوا على البر و التقوى» است كه مورد توجّه اسلام است .

ولى در اجراى عقود اسلامى مانند مضاربه در اينجا دو مشكل مهم وجود دارد:

1- اين كه در مضاربه‏هاى بانكها، معمولاً سود سرمايه گذار را به صورت درصدى از اصل پول مى‏دهند؛ مثلا مى‏گويند سپرده‏هاى كوتاه مدّت 10 درصد، ميان مدّت 12 درصد، و دراز مدّت 15 درصد، در حالى كه در مضاربه، شرعاً بايد سود سرمايه گذار به صورت سهم معينّى از مجموع درآمد باشد؛ مثلاً 50 درصد بهره حاصل شده از كار توليدى يا تجارى.

2- در مضاربه سرمايه گذار (كه به او مالك مى‏گويند) و كسى كه با سرمايه تجارت يا كار توليدى مى‏كند بايد هر دو در سود و زيان شريك باشند، در حالى كه در بانكها، سرمايه گذار فقط در سود، شريك بانك است ولى در ضرر و زيان شريك نيست و اين هم خلاف عقد مضاربه است .

در اينجا مشكل سوّمى نيز وجود دارد كه ما آن را مشكل نمى‏دانيم زيرا جمعى از فقها مضاربه را مخصوص كار تجارى مى‏دانند در حالى كه ما اين شرط را صحيح نمى‏دانيم .

* * *

حل دو مشكل فوق

مشكل اوّل را مى‏توان از اين طريق حل كرد كه سرمايه گذار، دو وكالت به بانك مى‏دهد، نخست اين كه به بانك وكالت مطلقه‏اى دهد اين پول را در هر نوع كارى كه مايل باشد سرمايه گذارى كند و با آن كار كند، و هر مقدار سهم معقول و منطقى كه خواست براى او در نظر بگيرد.

دوّم اين كه به بانك وكالت مى‏دهد كه سهم او را از سود، به مبلغ معينّى مصالحه كند و آنچه به او ماهيانه يا هر سه ماه مى‏پردازد، على الحساب است و بعد از بهره‏ورى محاسبه مى‏شود و با اين دو وكالت مشكل اوّل، يعنى تعيين سود در مقدار معيّن حال مى‏شود.

و امّا در مورد مشكل دوّم درست است كه سرمايه گذار بايد در زيان هم با بانك شريك باشد، ولى اين در جايى است كه ضررى وجود داشته باشد، در حالى كه بانك مى‏گويد: من معمولاً ضرر نمى‏كنم؛ چون اوّلاً: فعاليت بانك منحصر به يك مورد و دو مورد نيست، بلكه فعاليتهاى متعددى دارد كه به فرض در يك مورد ضرر كند در موارد ديگر سود مى‏برد و در مجموع زيانى نمى‏كند.

ثانياً: بانك مى‏تواند اخلاقاً (نه به صورت الزام شرعى) بپذيرد كه ضرر را جبران نمايد و به اين ترتيب موضوع شركت در ضرر منتفى خواهد شد .

يعنى بانك مى‏گويد: در سود و زيان با من شريك باش ولى مطمئن باش كه عملاً زيانى در كار نيست.

كوتاه سخن اين كه اگر بانكها به عقود شرعيه عمل كنند هم سرمايه‏هاى مردم به طور صحيح بكار گرفته مى‏شود و آنها از سرمايه‏هاى خود استفاده مى‏كنند و هم بانك از ربا نجات پيدا مى‏كند و منافع مشروعى را به دست مى‏آورد، و هم سطح توليد صنعتى و كشاورزى و دامى بالا مى‏رود و هم جنبه اشتغال زايى و توليد مشاغل جديد دارد.

سؤال: از كجا بدانيم كه بانكها به عقود شرعيه عمل مى‏كنند؟ و در اين صورت وظيفه ما چيست؟

پاسخ: اگر بانكها تنها عقود شرعيه را روى كاغذ و در لفظ پياده كنند به يقين در گرداب خطرناك ربا خوارى و زيانهاى آن سقوط مى‏كنند.

ولى از نظر ظاهر شرع اگر شك كنيم كه بانكها به آيين‏نامه‏هاى عقود شرعيه عمل مى‏كنند يا نه؟ بايد حمل بر صحت كنيم و بگوييم در نظام جمهورى اسلامى، بانكهايى كه مدّعى عمل به وظيفه اسلامى خود هستند انشاء اللّه عمل مى‏كنند و در اين صورت مشكلى براى مشتريان نخواهد بود، و اگر خلافى در كار باشد آنها مسئولند.

براى اين كار توجيه مسئولين بانكها و متصديان سپرده‏ها لازم و ضرورى است، اگر برنامه‏هاى آموزشى براى آنها در نظر گرفته شود كه اوّلاً خود آنها توجيه شوند و ثانياً آيين‏نامه‏ها را به مشتريان خود كاملاً تفهيم كنند، بسيار مفيد است همانطور كه در كارهاى ديگر نيز اين آگاهيها بسيار كارگشاست و مردم را از ارتكاب محرمات و تبعات آن نجات مى‏دهد؛ مثلاً اگر براى بنگاههاى معاملاتى املاك و مسكن برنامه‏هايى گذاشته شود و احكام اجاره و بيع و رهن براى آنها به صورت ساده و روشن مطرح شود، مشكل اجاره و بيع و رهن منازل را به سادگى مى‏توانند حل كنند و مردم در گناه بزرگ رباى قرضى نمى‏افتند يا اگر براى مغازه داران، كسبه، تجّار و... چنين آموزشهايى در نظر گرفته شود، آنها هم از مهلكه رباى معاملاتى در امان خواهند ماند و... و شايسته است مسئولين هر صنفى به اين امر توجه كنند.

* * *

خدمت ششم: تسهيلات بانكى

در بحثهاى سابق گفتيم هميشه در جوامع انسانى افراد يا گروههايى وجود دارند كه از قدرت مديريت كافى در امور اقتصادى در زمينه‏هاى مختلف برخوردار هستند، ولى به عللى سرمايه‏اى ندارند - به عكس فرض سابق كه سرمايه داشتند و مديريت نداشتند - در اينجا بانك به اين افراد سرمايه مى‏دهد و با آنها قراردادهايى نظير مضاربه و جعاله، مشاركت، اجاره به شرط تمليك و... منعقد مى‏كند و به اين طريق از هدر رفتن اين نيروهاى فعال جلوگيرى مى‏شود .

در اينجا هم اگر كاملاً طبق قرارداد عمل شود، مشكل شرعى وجود نخواهد داشت، يعنى واقعاً سرمايه‏ها در مسير توليد و بهره‏ورى مفيد قرار گيرد و بانكها با مردم مشاركت كنند،ولى متأسفانه بسيارى از مردم به قراردادها اعتنايى ندارند و سرمايه‏هايى را كه از بانكها مى‏گيرند در مسيرهاى صحيح تعيين شده به كار نمى‏گيرند، در نتيجه عقود شرعيه جنبه صورى پيدا مى‏كند، و وامها به صورت وام ربوى در مى‏آيد و به جاى اينكه موجب سعادت و خوشبختى مردم گردد، سبب بدبختى و زيان مى‏شود.

بنابراين اگر مردم به اين قراردادها عمل كنند، اين نوع خدمت بانك هم بى اشكال است .

در پايان از خداوند متعال مى‏خواهيم كه توفيق عمل كردن به اين عقود شرعيه - و همه احكام اسلامى - را به مسئولين بانكها و مشتريان عطا نمايد، تا هر چه زودتر شاهد اجراى كامل عقود شرعيه در بانكها باشيم و همه ازگناه بزرگ ربا و عواقب شوم آن نجات يابيم .

در اينجا توجّه برادران روحانى و مبلغين گرامى را به ضرورت تبيين اين مسائل و ساير مسائل شرعى جلب مى‏نمايم، كه اين سنت حسنه را در ابتداى منابر فراموش نكنند، چون اينكار اگر چه به مقدار كمى باشد، تأثير به سزايى در آگاهى مردم دارد و آنها را از مشكلات زيادى نجات مى‏دهد؛ مشكلاتى كه گاه بنيان خانواده‏ها و جامعه را متزلزل مى‏كند و اينجا جاى شرح آن نيست .

* * *

مشكل بزرگ بانكهاى كنونى‏

گرچه بانكهاى امروز كشور ما ظاهراً آب و رنگ اسلامى دارد، ولى هرگاه بيشتر به آن نزديك شويم مى‏بينيم هنوز تا اسلامى شدن فاصله زيادى در پيش است هر چند نمى‏توان انكار كرد كه گامهاى مفيدى در اين راه برداشته شده است. براى اسلامى شدن بانكها بطور كامل لازم است از نظر شرعى به امور زير دقيقاً توجّه كنيم:

1- سپرده‏هاى مردم در مسير كارهاى توليدى مفيد اعم از صنعتى، كشاورزى، دامدارى و همچنين تجارت سازنده بكار گرفته شود و اين امر در عينيّت خارجى، نه در عالم پند و خيال و روى صفحات كاغذ تحقّق يابد.

2- به تسهيلات بانكى نظارت كامل شود كه مردم وجوه دريافتى خود را در كارهاى مفيد و سازنده‏اى كه به جهت آن دريافت داشته‏اند بكار گيرند، و هرگز بانكها و مؤسسات پولى به گرفتن مبلغ سود خود بسنده نكنند، بلكه تلاش و سعى آنها اين باشد كه سود دريافتى از طريق حلال و مشروع باشد .

3- بايد به مسئولان بانكها از يك سو و به مشتريان بانكهااز سوى ديگر، آموزش مستمر داده شود كه نكات شرعى گرفتن پول يا دادن سپرده را كه بى شك سبب شكوفايى اقتصادى و حليّت اموال است دقيقاً بكار بندند و از هرگونه تقلّب يا ظاهر سازى كه شكل كار را به صورت بانكهاى رباخوار در مى‏آورد بپرهيزند.

4- تغيير نام «ربا» به «كارمزد» و «باخوارى» به «مضاربه» قطعاً مشكلى را نه شرعاً و نه عرفاً حل نمى‏كند، بايد روح و ماهيت آن عوض شود، كارمزد واقعاً مزد كارهايى باشد كه كارمندان مؤسسات پولى براى مردم انجام مى‏دهند، و هزينه‏هاى مربوط به دفاتر و امثال آن و بايد درست به همان اندازه باشد و نه بيشتر .

مضاربه نيز واقعاً بايد مضاربه يعنى فعاليتهاى تجارى (و توليدى) باشد نه ربا خوارى به نام مضاربه !

كارمزدهايى كه اضافه بر هزينه‏هاى كاركنان اين بخش و ساير هزينه‏هاى جنبى است و به جيب بانك مى‏ريزد ربا و نامشروع است و تغيير نام هرگز ماهيّت آن را تغيير نمى‏دهد.

همچنين بايد به مؤسساتى كه به نام مضاربه و زير اين عنوان مفيد و مقدّس به كار ربا خوارى مشغولند اعلام كرد كه عملشان حرام و نامشروع است و با اين تغيير نام و بهره‏گيرى از كلاه شرعى هرگز عملشان اسلامى نيست.

5- با توجّه به اين كه قسمت عمده موجودى بانكها اموال مردم و سپرده‏هاى حساب جارى و امثال آن است و سرمايه اصلى بانكها غالباً همان ساختمانهاى آنهاست كه با گذشت زمان چيزى از آنها كاسته نمى‏شود بلكه افزوده مى‏شود، سهم قابل توجّهى از موجودى بانكها به قرض الحسنه به معنى واقعى كلمه (با كارمزدى عادلانه) تخصيص داده شود و هزينه ازدواج جوانان، تهيّه مسكن، تحصيل و درمان بيماران كم درآمدى كه از سوى بيمه حمايت نمى‏شوند گردد و چه بهتر از اين كه بانكها رقمهاى عمده‏اى در اختيار سازمانهاى دانشجويى براى وامهاى قرض‏الحسنه به دانشجويان نيازمند بگذارند و آنها با آگاهى از وضع دانشجويان به حلّ بعضى از مشكلات اقتصادى آنان از اين طريق بپردازند.

7- برنامه ريزى دقيقى براى فعاليّتهاى اقتصادى بانكه به كمك سپرده‏هاى مردمى بشود، تا هر كدام به بخشى از مشكلات اقتصادى روى آورند، و در آن صاحب تجربه شوند، و از پراكنده‏كارى و تكرار مكرّر و تمركز در يك جا و خالى گذاردن بخشهاى ديگر و ناديده گرفتن اولويّتها بپرهيزند.

8- مسأله جريمه دير كرد قابل توجيه نيست و يكى از مصداقهاى بارز رباخوارى است، البتّه براى جلوگيرى از دير كرد و بدهيها طرقى انديشيده شود، ولى طرقى كه با فقه اسلامى سازگار باشد.

كوتاه سخن اين است كه تا تحوّلى بنيادين در وضع بانكها و چگونگى فعاليّتهاى آنها پيدا نشود، روح اسلامى بر آن حاكم نخواهد بود هر چند نام سيستم بانك بدون ربا، يا بانك اسلامى را به خود اختصاص بدهند، و سرانجام پى آمدهاى زيانبار بانكهاى ربا خوار هم دامان خودشان را مى‏گيرد و هم دامان مردم را.

از خدا مى‏خواهيم كه به همه مسئولان توفيقى دهد كه هر روز گام تازه‏اى به سوى اسلامى شدن كامل بانكها بردارند و من اللّه التوفيق و هو المستعان.


پاورقىها :