طرح بانكدارى بدون ربا

در بحثهاى گذشته پنج مسأله مهم كه عمده‏ترين مسائل باب تحريم ربا بود با دلايل آن گذشت، اكنون نوبت آن رسيده است كه به مسأله بانكها در دنياى امروز بپردازيم .

فلسفه تشكيل بانكها

بانكدارى در دنياى امروز، جزء واجبات اقتصاد است ؛ به گونه‏اى كه اگر كسى تصور كند مى‏شود بانك را از زندگى اقتصادى مردم حذف كرد اشتباه بزرگى مرتكب شده است، چرا كه اگر بانك نباشد يا چرخهاى اقتصاد به كلّى متوقف مى‏شود و يا با مشكلات بزرگى مواجه خواهد شد .

بنابراين نبايد و نه مى‏توان بانك را از زندگى كنونى حذف كرد، بلكه بايد اصلاح و اسلامى شود و ايندو، از هم جدا هستند .

خدمات بانكهاى سالم

يك بانك سالم مى‏تواند خدمات زيادى به مشتريان خود و مردم ارائه دهد و در تسهيل و پيشرفت امور اقتصادى خرد و كلان جامعه مؤثر باشد؛ و ما در اينجا به هفت خدمت عمده آن اشاره مى‏كنيم. 152

1- بانك، مركز مطمئنّى براى حفظ اموال مردم است

در زمانهاى گذشته مردم ناچار بودند سرمايه‏هاى خود را در منزل نگهدارى كنند، كسانى كه سرمايه اندكى داشتند مشكل چندانى نداشتند، ولى كسانى كه ثروت متوسط يا زياد داشتند دائماً در اضطراب وناراحتى بودند،

به همين جهت گاهى برمايه و ثروت خويش را در زمين دفن مى‏كردند و گاهى آن را در ميان ديوارهاى قطور جاسازى مى‏نمودند، بعضى از اوقات در سقف خانه‏هايشان پنهان مى‏كردند و... خلاصه براى حفظ ثروت خود دائماً در حال ترس و نگرانى بودند؛ نه تنها ترس از اموال، بلكه ترس از جان خود نيز داشتند. چون گاه براى دفاع از اموال خود، جان خود رادر معرض خطر قرار مى‏دادند.

اينجابود كه بشر به فكر چاره‏اى افتاد كه تمام سرمايه‏ها يك جا جمع شود و از آنجا محافظت جدى و قوى صورت پذيرد و اين مكان، همان بانك بود كه به وسيله‏هاى مختلف از قبيل نگهبانان،گاوصندوقها، دزدگيرها و... از آن محافظت مى‏شود، و بدين وسيله اضطراب و نگرانى صاحبان سرمايه‏ها بر طرف شد و اگر براى بانكها جز همين خدمت نباشد براى فلسفه تأسيس آنها كافى بود .

* * *

2- بانك وسيله مطمئن وآسان براى نقل و انتقالات مالى در بازارها

يكى از فلسفه‏هاى تأسيس بانكها نقل و انتقالات سريع، مطمئن و آسان پول است، اگر بانك نبود نقل و انتقال پول در معاملات بسيار مشكل بود؛ تصور بفرماييد كه اگر منزلى مثلاً به قيمت 30 ميليون تومان به كسى فروخته شود و بخواهند پولها را شمارش كنند و نقل و انتقال بدهند چه كار مشكلى است، فقط شمردن پولها ساعتها و شايد روزها طول مى‏كشد، ولى با وجود بانكها اين كار بسيار ساده و آسان و مطمئن است، هر كس يك حساب براى خود در بانك باز مى‏كند و خريدار با نوشتن يك چك 30 ميليون تومانى به راحتى معامله را انجام مى‏دهد و فروشنده چك را به حساب خود مى‏گذارد و نقل و انتقال در يك دقيقه به راحتى و بدون هيچ گونه خطر و ضرر و هزينه‏اى انجام مى‏شود، بى آن كه حتى يك اسكناس را شمارش كنند، يا زحمت نقل و انتقال آن را متحمل شوند .

اگر بانك نبود واقعاً زندگى اقتصادى در دنياى امروز متوقف و يا حداقل با مشكلات بزرگى مواجه مى‏شد و اين فلسفه نيز به تنهايى براى تأسيس بانكها كافى است .

سؤال :دو فلسفه‏اى كه ذكر شد و فلسفه‏هايى مانند آن، ضرورت تأسيس بانك را براى ثروتمندان و سرمايه داران بيان مى‏كند، بانك براى عموم مردم چه فايده‏اى دارد؟

پاسخ: اوّلاً: ثروتهاى كلان فقط در اختيار ثروتمندان نيست، بلكه بيت المال مسلمين و ثروت دولتها كه مربوط به تمام مردم مى‏شود نيز از اين خدمت بانك مستثنى نيست؛ اموال بيت المال و ثروتهاى دولتى، سرمايه‏هاى مؤسسات وابسته به دولت، وجوهات شرعيه و... نيز به وسيله همين بانكها حفظ و نقل و انتقال مى‏شود.

ثانياً: براى نگهدارى ثروتها كوچك و متوسط و نقل و انتقال آنها نيز وجود بانكها نقش مؤثرى دارد.

* * *

3- بانك، ابزار خوبى براى نقل و انتقال سرمايه‏ها ميان شهرها و كشورها

فرض كنيد اگر بانك نبود و مى‏خواستيد سرمايه‏اى را از يك شهر به شهر ديگر، يا از كشورى به كشور ديگر، يا از قارّه‏اى به قارّه ديگر، براى انجام معاملات و مبادلالت ميان شهرها و كشورها ببريد، چقدر مشكل بود.

در سابق كه بانك نبود چه فاجعه‏هايى در همين راستا رخ مى‏داد، سرقتها، راهزنيها، قتلها، غارتها، ناامنى‏ها، و... از جمله مشكلات زندگى گذشته بود، افزون بر سختيها و مرارتها و نگرانيهايى كه در انتقال پولها وجود داشت.

ولى اكنون بانكها با يك تلفن، بدون انتقال يك اسكناس، اين كارها را در زمان بسيار كوتاهى انجام مى‏دهند و اموال سنگينى را از شرق عالم به غرب عالم مى‏برند و آب از آب تكان نمى‏خورد و داد وستدها و فعاليتهاى اقتصادى با سرعت و سهولت و اطمينان خاطر صورت مى‏گيرد.

4- بانك، محل تجميع اموال و سرمايه‏هاى راكد

هر كس از افراد جامعه مقدارى سرمايه دارد - كم، متوسط يا زياد - كه در بسيارى از اوقات اينها راكد و بى مصرف است، حتّى كسانى كه اهل تجارتند مجبورند مقدارى از سرمايه خود را براى ضرورتها و نيازهاى پيش بينى نشده و غير منتظره نزد خود راكد نگهدارند، خلاصه اين سرمايه‏هاى راكد كه در دست افراد، پراكنده است مجموعاً ميلياردها و ميلياردهاست كه راكد و معطل و بى فايده است .

امّا وقتى اين سرمايه‏هاى متفرق و پراكنده و راكد و سرگردان - هر چند كم باشد - در مركزى جمع آورى شود تبديل به سرمايه عظيمى مى‏شود كه اگر از آن بهره ورى سالم شود، خدمات بسيار بزرگ و ايده‏آلى را با آن مى‏توان انجام داد.

بنابراين تجميع اموال و سرمايه‏هاى راكد و تبديل آنها به ثروت كلان سودآور، يك از خدمات بزرگ يك بانك سالم است .

اگر در اين مسئله دقّت بيشترى كنيم به نكات تازه‏اى مى‏رسيم كه در واقع مالك اصلى اموال و ثروتهاى مردم بانكها هستند، چون مردم دائماً با چكها معامله مى‏كنند و پول نقد همه آنها در دست بانكها مى‏ماند و بانك مى‏تواند با آن سرمايه گذارى كند.

معمولاً بانكها مى‏دانند چه مقدار از پولهاى مردم را بايد نگهدارند و چه مقدار از آن را مى‏توانند سرمايه‏گذارى كنند؛ مثلاً 20 درصد آن را نگه مى‏دارند و 80 درصد آن را سرمايه‏گذارى مى‏كنند و اگر برنامه‏ريزى شود كه بانكها از اين پولها و سرمايه‏ها فقط به نفع خودشان استفاده نكنند، بلكه اين سرمايه‏هاى عظيم و كلان را در مسير منافع مردم بكار گيرند، اين كار خدمت بسيار بزرگى به تأمين منافع توده‏هاى مردم خواهد بود .

* * *

5- فعاليّتهاى اقتصادى با سرمايه ديگران

در جامعه افرادى هستند كه داراى سرمايه‏هايى هستند - كه يا زياد - ولى قدرت استفاده وبهره‏گيرى از سرمايه خويش را ندارند؛ كه اين مسئله علل زيادى دارد:

1- ضعف مديريّت .

2- كهولت سن و ضعف جسمانى .

3- بيمارى ونداشتن سلامت كافى.

4- صغر و عدم رشد كافى - مانند كودكان يتيمى كه ارثى از پدرشان به آنها رسيده است، و امثال اينها .

در اينجا يك بانك سالم مى‏تواند به اين نوع افراد خدمت بزرگى كند، به اين كيفيت كه سرمايه‏هاى اينها را بگيرد و با آن تجارت كند و در قالب مضاربه و يا ساير عقود اسلامى كار كند، مثدارى سود براى خود بردارد و مقدارى را هم به صاحب سرمايه بدهد، كه بدين صورت هم سرمايه معطل نمى‏ماند و هم مشكلى از صاحب سرمايه حل مى‏شود، و پول او تحليل نمى‏رود .

روشن است كه اين خدمات هر كدام به تنهايى براى تأسيس بانكها كافى است .

* * *

6- اعطاى تسهيلات بانكى به مديران فاقد سرمايه

اشخاصى هستند به عكس افرادى كه در قسمت قبل ذكر شد؛ يعنى قدرت مديريت براى توليد و تجارت را دارند ولى سرمايه لازم را ندارند. اينها افرادى هستند كه از مسائل كشاورزى، تجارت و صنعت آگاهى كافى دارند، ولى پول و سرمايه‏اى كه در اين راستا به كار گيرند ندارند، در اينجا بانك سالم به اين افراد سرمايه‏اى مى‏دهد كه با آن كار كنند، و با آنها شريك مى‏شود و از آن به تسهيلات بانكى يا تسهيلات اعتبارى تعبير مى‏كنند كه اين كار هم به نفع جامعه است و هم به نفع بانك، و هم به سود خود اين افراد.

اين گونه برنامه هر قدر توسعه يابد به سود جامعه است و در ايجاد اشتغال و حركتهاى اقتصادى فوق‏العاده موثر است، مشروط بر اين كه توأم بر برنامه‏ريزى دقيق باشد .

* * *

7- سياست گذارى پولى

و بالاخره فلسفه مهمّ هفتم كه از طريق بانكها صورت مى‏گيرد مسأله سياست گذارى پول و كنترل حركتهاى تورمى و ايجاد شتاب به هنگام لزوم شتاب است .

مى‏دانيم اگر پول در دست مردم زياد شود موجب تورم مى‏شود. 153 چون پول زياد ،قدرت خريد مردم را زياد مى‏كند و هنگامى كه قدرت خريد زياد شود تقاضا افزوده مى‏شود و تعادل عرضه و تقاضا به هم مى‏خورد و باعث گرانى اجناس مى‏شود واين مسئله موجب ضرر و زيان همه قشرها، مخصوصاً قشر آسيب‏پذير است و از طرفى اگر پول در دست مردم كم شود باعث ضرر توليد كنندگان و خدمات دهندگان مى‏شود، چون تقاضا كم و عرضه زياد مى‏گردد و عرضه زياد مى‏گردد و عرضه زياد و تقاضاى كم باعث تنزل قيمتها و ارزانى فوق‏العاده اجناس مى‏شود و اين مسئله موجب ضرر توليد كنندگان مى‏گردد و بسيارى از آنها در چنين شرايطى ور شكست مى‏شوند.

در اينجا لازم است كسى يا مؤسسه‏اى باشد كه حالت تعادل را در جامعه حفظ كند و اين همان سياست گذارى پولى بانكهاست كه وقتى پول در دست مردم زياد شود، با سياستهاى خاصى پولها را جذب بانك مى‏كنند و هنگامى كه پول كم شود، پول به بازار تزريق مى‏نمايند، در نتيجه بانكها مى‏توانند نقش مؤثرى در حفظ منافع مصرف كنندگان از يك سو و حفظ سرمايه‏هاى توليدى از سوى ديگر داشته باشند.

خلاصه اين كه فلسفه تشكيل بانكها امور متعددى است كه هفت مورد قابل توجه آن، مواردى بود كه به تفصيل گذشته و هر كدام به تنهايى براى تأسيس بانكها كافى است .

* * *

سؤال مهم: آيا فلسفه‏هاى هفتگانه كه براى تأسيس بانكها گفته شد ذاتاً مشروع است؟ و آيا هيچ يك از آنها مخالف شرع نيست و با احكام و دستورات اسلام منافات ندارد؟

پاسخ: اگر كمى در فلسفه‏هاى هفتگانه دقت كنيم و دوباره آنها را مورد بررسى قرار دهيم، كاملاً امكان دارد كه احكام اسلام در آن رعايت گردد.

بنابراين فلسفه‏هاى مذكور ذاتاً خلاف شرع نيست، پس تأسيس بانك سالم با اهدافى كه ذكر شد و با شرايطى كه بعداً خواهد آمد، نه تنها كار خلاف شرعى نيست، بلكه مصداق آيه شريفه «تعاونوا على البر و التقوى»154مى‏باشد.بنابراين، نظريه كسانى كه بانك را، به علت اين كه مؤسس اوليه آن غربيها بوده‏اند، يك چيزى نامشروع مى‏دانند، باطل است، اينها مى‏گويند كه بانك وسيله استثمار مردم و ملتها توسط استثمارگران به وجود آمده است، به همين جهت بانكها ذاتاً نامشروع هستند، ولى پاسخ اين دليل روشن است، به خاطر اين كه سوء استفاده از بانكها در دنياى امروز اگر چه جاى ترديد نيست ولى مجرد سوء استفاده از چيزى، دليل بر نامشروع بودن آن نيست؛ به عنوان مثال هواپيمايك وسيله بسيار آسان، راحت و خوب براى مسافرتهاست و زوّار بيت الله الحرام را در مدت زمان كوتاهى به سرزمين وحى منتقل مى‏كند - در حالى كه در زمانهاى قديم همين سفر نه فقط بسيار طولانى و پر مشقت بود، بلكه مشكلات و خطرات و تلفات فراوانى داشت - حال اگر عده‏اى از جنايتكاران از اين وسيله سوء استفاده مى‏كنند و آن را تبديل به بمب افكنى قوى مى‏نمايند و شهرها، مدارس، بيمارستانها، كتابخانه‏ها، مساجد، معابد و مردم بى گناه را با آن نابود مى‏كنند، دليل بر عيب اين اختراع نيست و هيچ كس نمى‏گويد هواپيما به خاطر اين سوء استفاده‏ها نامشروع است .

بنابراين سوء استفاده از بانكها و تبديل آن در دنياى امروز به يك وسيله براى استثمار ملّتها، سبب نمى‏شود كه بانك را نامشروع قلمداد كنيم .

كوتاه سخن اين كه اگر از بانكها به طور صحيح استفاده شود و بانك، يك بانك سالم و اسلامى باشد، براى زندگى در جوامع امروزى جزء ضروريات و واجبات است و مصداق روشن «تعاونوا على البر و التقوى» مى‏باشد.

آرى اگر بانك سالم و اسلامى نباشد، بسيار خطرناك مى‏شود و يكى از معضلات و بدبختيهاى دنياى امروز، همين بانكها رباخوارى است؛ به گونه‏اى كه بعضى از كشورهاى جهان سوم هر چه درآمد داشته باشند بايد به عنوان سود وامهاى ربوى به اين بانكها بپردازند و صد البته كه چنين بانكهايى از رباخواران اضعاف مضاعف كه در آيات قرآن آمده 155به مراتب بدترند؛ چون آنها با سرمايه خودشان رباخوارى مى‏كردند و بانكه ربوى با سرمايه مردم دست به اين جنايت مى‏زنند، چون غالب سرمايه‏هاى بانكها از مردم است، بلكه گاهى بانك سرمايه‏اى به جز ساختمان بانك ندارد و يكى از بركات انقلاب اسلامى ايران، گام برداشتن در طريق اصلاح همين بانكها ربوى است كه بعداً شرح آن خواهد آمد.

اگر چه تا اجراى كامل بانكدارى اسلامى هنوز فاصله زيادى داريم و اين كار احتياج به زمان، نظارت و دقيق و جدّى و پى‏گير، آموزش و تلاش دارد، ولى به هر حال به سوى آن گامهاى مؤثرى برداشته شده است .


پاورقى ها :

152- مستدرك الوسايل ، جلد 13، ابواب الدين و القرض، باب 19، حديث 2.
153- صاحب حدايق ظاهراً فقط به روايت نبوى توجه داشته است و آن را به خاطر ضعف سند نپذيرفته است، در حالى كه همانطور كه ديديد اولاً: روايات منحصر به روايت نبوى نيست و ثانياً: ضعف سند به عمل مشهور و تضافر جبران مى‏شود.
154- چرا صاحب حدايق به قاعده عقليه كه به عنوان دليل اول مطرح شد توجه نكرده است؟ جواب اين است كه صاحب حدايق - رضوان الله عليه - از علماى اخبارى است كه به ادله عقليه اعتقاد چندانى ندارند شايد به همين جهت به قاعده عقليه مذكور توجهى نداشته است.
155- مثل ضربه‏هايى كه آهنگر و شاگردانش بر آهن داغ شده وارد مى‏كنند؛ كه اين ضربات در صورتى مؤثر است كه همه بر يك نقطه وارد شود و الا مؤثر نخواهد بود.