فصل سوّم قبله شناسي.



قبله.
ماجراي تغيير قبله.
فلسفه تغيير قبله.
مواردي كه رو به قبله بودن واجب است.
كيفيت رو به قبله بودن در نمازها.
جايي كه رو به قبله بودن حرام است.
مواردي كه رو به قبله بودن مستحب است.
راههاي تشخيص جهت قبله.
يادآوري.


قبله.


پيامبر اكرم - صلي اللّه عليه وآله وسلم - در مدت سيزده سال پس از بعثت در مكه و چند ماه بعد از هجرت در مدينه، به امر خداوند متعال به سوي بيت المقدس عبادت مي كرد (بيت المقدس زادگاه حضرت عيسي و قبله يهود و نصارا بود) در حالي كه مردم آن روز مكه به كعبه اهميت زيادي قائل بودند و آنجا را بت خانه خود قرار داده بودند.

ماجراي تغيير قبله.


پيامبر اكرم - صلي اللّه عليه وآله وسلم - وقتي كه به مدينه آمدند و به طرف بيت المقدس نماز خواندند، يهودياني كه در مدينه بودند شروع كردند به بهانه جويي و اعتراض و تبليغ بر عليه مسلمين مبني بر اينكه اينان از خود استقلال ندارند و اين كه به طرف قبله ما نماز مي خوانند، دليل حقانيت ماست و خلاصه مسأله قبله، دستاويزي براي كوبيدن پيامبر اكرم - صلّي اللّه عليه وآله وسلم - شده بود.
پيامبر اكرم - صلّي اللّه عليه وآله وسلّم - از اين موضوع بسيار ناراحت بود و شبها به انتظار وحي در اين مورد به آسمان نگاه مي كرد و ساعت شماري مي كرد، و سرانجام يك روز در حالي كه دو ركعت از نماز ظهر را خوانده بود، جبرئيل(ع) مأمور شد كه بازوي پيامبر(ص) را گرفته و روي او را به سوي كعبه بگرداند (سوره بقره آيه 144). بعد از تغيير قبله يهود ناراحت شده و تبليغات منفي خود را از طريق ديگري شروع كردند و گفتند: چه عاملي باعث شد كه مسلمانان از قبله پيشين انبيا اعراض نمايند، پس يا كار سابقشان باطل بوده يا كار فعلي آنان. خداوند متعال در آيه ياد شده جواب آنها را چنين مي دهد كه همه جا مربوط به خداست و به هر كجا او دستور دهد، بايد بدان سو نماز خواند و نقطه خاصي بدون دستور الهي داراي شرافت ذاتي نيست.

فلسفه تغيير قبله.


همان گونه كه در بحث فلسفه احكام در قسمت مقدمات گفتيم، فلسفه واقعي احكام براي ما مجهول است ولي آنچه درباره حكمت اين مسأله با استفاده از مدارك اسلامي به نظر مي رسد، عبارتند از:.
1- مستقل بودن و تحت تأثير جوّ و محيط و آداب غلط قرار نگرفتن بهترين كمال است. پيامبر اكرم - صلّي اللّه عليه وآله وسلم - از وقتي كه در مكه بودند چون خواستند صفوف مسلمين از مشركان - كه به كعبه اهتمام مي ورزيدند - جدا گردد، لذا به بيت المقدس متوجه شدند و همين كه به مدينه آمدند، در مرحله اول به طرف بيت المقدس نماز مي خواندند و در حالي كه نمازشان به آن طرف صحيح بود، خواستار تغيير قبله شدند كه اين بر پايه عللي بود كه به بعضي از آنها اشاره مي شود:.
الف) به خاطر سوءاستفاده و دستاويز قرار دادن يهود مسأله قبله را.
ب) براي اينكه يهود و نصارا در كتابهاي ديني خود خوانده بودند كه پيامبري خواهد آمد كه به دو قبله نماز مي خواند، همچنان كه قرآن به اين مسأله اشاره دارد.(1).
2- براي آزمايش افراد مسلماني كه هنوز رسوبات دوران شرك در آنها بود كه اطاعت از اين دستور براي آنهايي كه هنوز به مقام تسليم نرسيده بودند، بسيار كار دشواري بود و در قرآن كريم در سوره بقره (آيه 143) به اين مسأله اشاره شده است:.
(وَما جَعَلْنا الْقِبْلَةَ الّتى كُنْتَ عَلَيْها اِلاّ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلي عَقِبَيْهِ وَاِنْ كانَتْ لكبيرَةً اِلا عَلَي الّذين هَدي اللّه؛.
ما قبله پيشين تو را تغيير نداديم، مگر براي آنكه افرادي كه از پيامبر پيروي كرده از افرادي كه عقب گرد مي كنند، آشكار شوند، اگر چه اين (مسأله تغيير قبله) بسيار (تحمّلش) گران است، مگر بر كساني كه (واقعاً) هدايت شده اند.).
اگر خداوند ما فوق زمان و مكان است، توجه به قبله چه مفهومي دارد.
اولاً: اسلام به مسأله اتحاد بسيار اهميت داده و هر حكمي را كه موجب هماهنگي و وحدت مي شود، به صورت وجوب يا استحباب بيان فرموده است؛ بنابراين اگر نقطه معيني قبله نبود و هر كس به طرفي مي ايستاد، هرج و مرج عجيبي به وجود مي آمد.
ثانياً: بعضي از نقاط حالت محوري و سابقه بيشتري براي پرستش و عبادت دارند، چه بهتر كه هم براي حفظ وحدت و هم براي توجه بيشتر به مراكز اصلي عبادت نقطه اي به عنوان قبله انتخاب بشود تا همه جهانيان به هنگام عبادت، افكار خود را متوجه همان نقطه كنند و در واقع دايره هاي متعدد متحد المركزي به هنگام عبادت ترسيم نمايند تا مرزي براي وحدت و اتحاد آنها باشد.(2).

مواردي كه رو به قبله بودن واجب است.


در پنج مورد رعايت قبله لازم است كه آنها عبارتند از:.
اول: نمازهاي واجب و قضاي نمازهاي روزانه و نماز احتياط و قضاي اجزاي فراموش شده و همچنين نمازهاي مستحبى، اگر بخواهد آنها را در حال استقرار بدن بخواند و اما در دو مورد رعايت قبله لازم نيست:.
1- در سجده سهو (البته احتياط مستحب آن است كه رو به قبله باشد).
2- در نمازهاي مستحبي در صورتي كه بخواهد در حال راه رفتن يا هنگام حركت وسيله نقليه، نماز بخواند.

كيفيت رو به قبله بودن در نمازها.

كسي كه نمازش را ايستاده مي خواند، بايستي صورت و جلو بدنش رو به قبله باشد، و اما بهتر است انگشتان پاها و پشت دستها و سر زانوها هم در هنگام نشستن رو به قبله باشند، بخصوص آخري و اما كسي كه نشسته نماز مي خواند، بايستي صورت و سينه و شكم و حتي سر زانوهايش رو به قبله باشد و اگر كسي نمي تواند نشسته نماز بخواند و وظيفه اش خوابيده نماز خواندن است، بايستي به پهلوي راست بخوابد، به طوري كه صورت و جلو بدنش رو به قبله باشد و اگر اين طور نمي تواند، بايستي به پهلوي چپ طوري بخوابد كه صورت و جلو بدنش مقابل قبله باشد و اگر اين طور هم نمي تواند، بايستي به پشت بخواند، به طوري كه صورتش به طرف آسمان و كف پاهايش به طرف قبله باشد.
دوم: در حال احتضار و آن به صورتي است كه اگر بنشيند، صورتش رو به قبله باشد.
سوم: در حال نماز خواندن بر ميّت كه بايستي ميت را طوري جلو نمازگزار بگذارند كه سرش به طرف راست و پاهايش طرف چپ نمازگزار قرار داشته باشد كه در شهرهاي ما سرش به طرف مغرب و پاهايش به طرف مشرق قرار مي گيرد.
چهارم: در حال دفن ميّت كه ميّت را به پهلوي راست طوري مي خوابانند كه صورت و جلو بدنش رو به قبله باشد.
پنجم: در هنگام سر بريدن و يا نحر كردن حيوانات به صورتي كه جاي ذبح و نحر حيوان و همچنين جلو بدن او رو به قبله باشد و بنابر احتياط مستحب، شخص ذبح كننده هم رو به قبله باشد.
عروة الوثقى، فيما يستقبل له.

جايي كه رو به قبله بودن حرام است.


در حال تخلّي (بول و غائط كردن) رو به قبله يا پشت به قبله بودن حرام است.
عروة الوثقى، فيما يستقبل له، مسأله 2.

مواردي كه رو به قبله بودن مستحب است.


1- در حال دعا؛ 2- در حال قرائت قرآن؛ 3- در حال ذكر؛ 4- در حال تعقيب؛ 5- در حال سجده شكر؛ 6- در حال سجده واجب قرآن؛ 7- مطلقاً در حال نشستن.
عروة الوثقى، فيما يستقبل له، مسأله 3.
مواردي كه رو به قبله بودن مكروه است.
1- در حال آميزش (جماع)؛ 2- در حال پوشيدن شلوار؛ 3- هر حالي كه با تعظيم قبله منافات داشته باشد، مانند آب دهان انداختن در مقابل قبله و...
عروة الوثقى، فيما يستقبل، مسأله 4.

راههاي تشخيص جهت قبله.


1- علم (يقين): كه اگر كسي علم به قبله بودن يك جهت پيدا كرد، بايستي حكم به قبله بودن آن طرف نمايد.
2- شهادت دو نفر شاهد عادل: به شرطي كه شهادت آنان از روي حسّ و مشاهده باشد كه در اين صورت ولو شهادت آنان يقين هم نياورد، جايگزين يقين مي شود.
3- به گفته كسي كه از روي قواعد علمي قبله را تشخيص مي دهد و گفته او اطمينان آور هم باشد.
4- ظن و گمان: كه اگر هيچ كدام از سه مرحله قبلي وجود نداشت نوبت به مرحله چهارم مي رسد كه عمل كردن به ظنّ و گمان باشد و آن هم از هر راهي به دست آيد، چه از راه محراب مسجد يا قبرهاي مسلمانان باشد و چه از گفته صاحب خانه و چه از راه خورشيد و ستاره و قطب نما باشد؛ البته بايد توجه داشت كه در صورتي مي تواند به گمان عمل كند كه نتواند گمان قوي تري پيدا كند والا بايستي گمان قوي تر را تحصيل نمايد؛ مثلاً اگر مهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پيدا كند، ولي بتواند از راه ديگر گمان قوي تر به دست آورد، نبايد به حرف او عمل نمايد.
عروة الوثقى، القبله، مسأله 1 و 2 و تحريرالوسيله، ج‏1، ص‏141، مسأله 2 و توضيح المسائل، مسأله 783.
        
1- كسي كه تمام اطراف در نظر او مساوي است و وقت نماز هم وسعت دارد و فقط يك نماز هم بايد بخواند، مانند نماز صبح، در اينجا وظيفه اش روشن است و بايد چهار نماز به چهار طرف بخواند.
2- در صورتي كه وقت نماز وسعت دارد و تمام اطراف در نظر او مساوي است و بايد دو نماز بخواند؛ مانند ظهر و عصر يا مغرب و عشا، در اينجا اين دو نماز را به دو صورت مي تواند بخواند:.
الف) ابتدا نماز اول را به چهار طرف مي خواند و بعد نماز دوم را شروع مي نمايد و در هنگام خواندن نماز دوم لازم نيست كه آن را از همان طرفي كه نماز اول را شروع كرده است، شروع نمايد.
ب) نماز اول را به هر طرف خواند به دنبال آن، نماز دوم را به همان طرف مي خواند و خواندن نماز دوم به طرف ديگر جايز نيست، ولي احتياط مستحب آن است كه روش اول انتخاب شود.
3- كه در اين صورت به هر چند طرف كه وقت اجازه مي دهد، نمازش را مي خواند.
4- بايد نماز اول را به چهار طرف خوانده و كسري را به نماز دوم بدهد، يعني به هر چند طرف كه وقت دارد، نماز دوم را بخواند.
5- در اين صورت آخرين نمازي كه مي خواند، به نيّت عصر و نمازهاي قبلش را به نيّت ما في الذمّه بخواند.
6- چهار ركعت آخر را به نيّت عشا و بقيه وقت قبلي را به نيّت نماز مغرب به هر چند طرف كه مي تواند، بخواند.
7- اگر مي داند كه قبله در چند طرف است، بايد فقط به همان اطرافي كه يقين به قبله بودن يكي از آنها دارد، نماز بخواند.
8- حضرت امام صورت گمان را هم به صورت يقين داشتن ملحق فرموده اند. يعني به هر چند طرف كه گمان به قبله بودن آنها دارد، فقط به همان اطراف نماز بخواند ولكن بنا بر احتياط مستحب صورت گمان به صورت تحيّر و شك ملحق گردد.
عروة الوثقى، في القبلة، مسأله 11، 13، 14، 16.


1- در اين صورت چه جاهل باشد و چه فراموش كرده باشد و چه غافل باشد - البته جهل و فراموشي و غفلت نسبت به موضوع باشد نه به حكم - و چه كسي باشد كه اعتماد به ظن و گمان كرده - در صورتي كه وظيفه اش بوده - و حالا فهميده اشتباه كرده است، در تمام اين صورتها نمازش صحيح است؛ منتها اگر در وسط نماز است، بدون گفتن ذكر، بدنش را به طرف قبله بر مي گرداند و در صحت اين نماز هم فرقي بين داشتن وقت يا نداشتن نيست، ولي مي فرمايند غير از كسي كه براي پيدا كردن قبله كوشش كرده، ولي بعد فهميد اشتباه كرده، بنابر احتياط مستحب نمازها را دوباره بخواند.
عروة الوثقى، فى احكام الخلل فى القبلة، مسأله 8، 9.
2- اگر وقت وسعت داشته باشد - ولو به اندازه خواندن يك ركعت از نماز در وقت - بايد آن نماز را رها كرده و دوباره نماز را رو به قبله شروع نمايد.
همان جا.
3- بايد بدون گفتن ذكر به طرف قبله برگشته و نماز را تمام كند و احتياط مستحب آن است كه بعد از وقت قضا نمايد.
همان جا.
4- بايد نماز را اعاده كند.
5- بنابر احتياط مستحب اعاده نمايد، ولو پشت به قبله خوانده باشد.
همان جا.

يادآوري.

1- تمام مراحلي كه براي تشخيص قبله گفته شد (علم - شهادت دو نفر عادل و...) همان گونه كه در نمازهاي واجب روزانه جاري بود در بقيه چيزهايي هم كه رعايت قبله درباره آنها لازم است، جاري مي باشد و اما در مواردي كه حتي ظن و گمان هم به قبله بودن يك طرف در نمازهاي روزانه پيدا نمي كرديم، فرمودند به چهار طرف نماز خوانده شود، در اين موضوع بقيه چيزهايي كه رعايت قبله در آنها لازم است، دو قسمند: يك قسم چيزهايي است كه تكرارشان امكان پذير است، مانند: نماز آيات و نماز ميّت و قضاي اجزاي فراموش شده نماز، كه در اينها هم بايستي به چهار طرف تكرار شود و يك قسم قابل تكرار نيست، مانند: سربريدن و يا نحر حيوانات و يا دفن اموات و حال احتضار، در اين موارد اگر نتواند ظن به قبله بودن يك طرف پيدا كند هر طرف را خواست انتخاب كند، آزاد است.
عروة الوثقى، في احكام القبله، مسأله 16.
2- اگر حيواني عمداً برخلاف قبله ذبح يا نحر شود (خوردن آن) حرام مي شود و اما اگر از روي جهل به قبله يا فراموشي ذبح يا نحر شود و يا نمي شد آن حيوان را رو به قبله كرد، مانند حيواني كه داخل چاه افتاده است، اشكال ندارد.
همان، مسأله 2.
3- اگر ميتي روبه قبله دفن نشده باشد - حالا چه عمداً و چه از روي فراموشي يا به خاطر جهل به قبله - بايستي قبر او را نبش كرده و او را رو به قبله نمود؛ البته در صورتي كه بدنش متلاشي نشده و موجب هتك حرمتش نگردد.
همان، مسأله 3.

1. ر . ك : بقره (2) آيه 144.
2. ر . ك: تفسير نمونه، ج‏1، ص‏350 به بعد (باتلخيص).