حروف (ف ) و (ق ) و (ك )
1- فتوى
راءى مجتهد در مسائل شرعيه
2- فجر
سپيده صبح
فجر اول و دوم، نزديك اذان صبح از طرف مشرق سفيده اى رو به بالا حركت مى كند كه آن را فجر اول مى گويند
موقعى كه آن سفيده پهن شد، فجر دوم ، واول وقت نماز صبح است
3- فجر صادق
منظور همان فجر دوم است
4- فجر كاذب
منظور همان فجر اول است
5- فرادا
نمازى كه انسان به طور انفرادى و نه به جماعت مى گذارد
6- فرج
عورت انسان (زن و مرد قبل و دبر)
7- فرض
امر الزامى (واجب )
8- فطر
نخستين روز ماه شوال كه يكى از دو عيد بزرگ اسلامى است
9- فطريه
زكوة فطره
10- فقاع
آب جو
11- فقير
محتاج كسى كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد و چيزى
هم ندارد كه به طور روزانه بتواند هزينه زندگيش را تاءمين كند
12- فى سبيل الله
در راه خدا
هر كار خيرى كه نفعش به عموم مسلمانان مى رسدمانندساختن مسجد،پل،جاده و غيره
13- قبل
پيش (كنايه از عضو جنسى انسان است )
14- قتل
كشتن
15- قتل نفس محترمه
كشتن انسانى كه خونش از نظر شرعى محترم است و نبايد او راكشت
16-قرائت
خواندن خواندن حمد و سوره در نمازهاى يوميه
17- قرار ضمنى
آنچه در ضمن قرارداد مورد طرفين قرار گرفته است
18- قرار صورى
شكل ظاهرى قرارداد (به مساءله 1922 مراجعه شود)
19- قرض
وام
20- قرض ربائى
قرضى كه در آن شرط شده گيرنده با مبلغ اضافى آنرا بازگرداند
21- قروح
دمل ها
22- قريب
نزديك (به واقع و حقيقت )
23- قرينه
علامت ،نشانه
24- قسم
سوگند . سوگند به يكى از اسامى خداوند براى انجام امور پسنديده
ياترك ناپسند به صفحه 654 و 754 مراجعه شود
25- قصد اقامه
تصميم مسافر به ماندن ده روز يا بيشتر در محل واحد
26- قصد انشاء
تصميم به ايجاد يك امر اعتبارى مانند بيع و شراء و غيره همراه با
اداى كلمات مربوطه
27- قصد قربت
تصميم براى نزديك شدن به مقام رضا و قرب الهى
28- قصد وجه
قصد عنوان حكم خاص عمل مانند قصد وجوب نمازهاى يوميه واستحباب نماز شب
29- قضاء
1-قضاوت كردن
2 -بجا آوردن عملى كه فوت شده است در خارج وقت آن
30- قنوت
اطاعت ، تواضع در برابر خدا
در ركعت دوم نماز پس از قرائت ، دستهارا در مقابل صورت قرار و ذكر و دعا خواندن
31- قوى
محكم (كنايه از فتوى است )
32- قيام
ايستادن
ايستادن در نماز
33- قيام متصل بركوع
قيامى كه بايد نمازگزار در آخرين لحظه قبل از ركوع داشته باشد و
ركن نماز است
34- قى
استفراغ
35- قيم
سرپرست كسى كه بر اساس وصيت يا حكم حاكم شرع مسئول
اموريتيم و غيره مى شود
36- كافر
يعنى :كسى كه به توحيد و نبوت يا هر دوى آنها معتقد نيست
1 -كسى كه منكر وجود خدا است
2 -كسى كه براى خدا شريك قرار مى دهد
3 -كسى كه پيغمبرى اسلام (ص ) را قبول ندارد
4 -كسى كه در اين امور شك دارد
5 -كسى كه منكر ضرورى دين است به طورى كه انكار او به انكار خدا ورسول (ص ) مى انجامد
37- كافر حربى
كافرى كه با مسلمين در حال جنگ است
38- كافر ذمى
اهل كتابى كه در بلاد اسلامى با شرائط مخصوص اهل ذمه در
پناه حكومت اسلامى قرار گرفته است
39- كثيرالشك
كسى كه زياد شك مى كند
40- كشف خلاف شدن
معلوم شدن خلاف يك چيز
41- كفاره
عملى كه انسان بايد براى جبران گناهش انجام دهد
42- كفاره (جمع )
كفاره سه گانه ، بنده اى راآزاد نمودن، 60 روز روزه گرفتن و60فقير را سير كردن . به مساءله 1665 مراجعه شود
43- كفالت
كفيل كسى شدن ، در جاى كسى عهده دار امرى شدن