حروف (ب ) و (ت ) و (ث ) و (ج ) و (ح )

1- بالغ

رسيده ، دختر يا پسرى كه به سن بلوغ رسيده باشند

2- بدعت

ابتكار اعمال سليقه شخصى و نوآورى در احكام الهى

3- برائت

كناره گيرى - بيزارى رفع تكليف شرعى در مورد شك با رعايت ضوابط آن

4- بعيد است

فتوى بر طبق آن نيست

5- بعيد نيست

فتوى اين است (مگر اينكه قرينه اى بر خلاف آن در كلام باشد)

6- بلوغ

ظهور يكى از علائم سه گانه در انسان كه در مساءله 2522 تشريح شده است

7- بيع مثل به مثل

مبادله دو شى ء هم جنس مانند گندم با گندم

8- تاءكد حسن احتياط

تاءكيد بر حسن احتياط ، ترغيب شديد به احتياط

9- تبعيت

پيروى كردن . پاك شدن چيز نجس ديگر مانند پاك شدن ظرفى كه در آن انگور جوشيده است پس از آنكه دو سوم آن تبخير شده باشد

10- تجافى

نيم خيز نشستن . نيم خيز نشستن ماءمومى كه به ركعت اول نمازجماعت نرسيده در حال تشهد خواندن امام

11- تحت الحنك

زير چانه قسمتى از عمامه كه زير گلو آويخته مى شود

12- تخلص از نزول و ربا

نجات دادن خود از آلودگى به ربا

13- تخلى

خالى كردن ، به بيت الخلاء رفتن بول يا غائط كردن

14- تخميس

يك پنجم كردن ، خمس مال را خارج كردن خمس مال را پرداختن

15- تروى

تفكر ، تفكر در موارد مشكوك ركعات يا افعال نماز براى كشف حقيقت

16- تذكيه شده

حيوانى كه با رعايت موازين شرع كشته شده باشد

17- تسبيحات اربعه

سبحان الله - الحمد لله- لا اله الا لله -الله اكبر

18- تسبيحات حضرت زهرا(س )

43 مرتبه الله اكبر - 33 مرتبه سبحان الله - 33 مرتبه الحمدالله

19- تستر

خود را پوشانيدن

20- تسميه

اسم بردن ، جارى كردن نام خدا بر زبان

21- تشريح

پاره كردن بدن مردگان جهت آگاهى هاى پزشكى و غيره

22- تطهير

پاك كردن

23- تعقيب

دنبال كردن . پس از نماز خود را با ذكر دعا و قرآن مشغول كردن

24- تقاص

قصاص كردن . مال بدهكار را بابت طلب خود حساب كردن

25- تقليد

پيروى از فتاواى مجتهد

26- تكبيرة الالحرام

الله اكبرى كه به قصد ورود به نماز گفته مى شود

27- تلقيح

نطفه مرد را با وسيله اى نظير سرنج به رحم زن وارد كردن

28- تمكن

توانائى

29- تملك به ضمان

مالك شدن با ضمانت مثلا پولى كه انسان قرض مى كند مالك مى شودولى اين مالكيت همراه با ضمانت اداء آن است

30- تنزيل سفته

مبادله كردن سفته با مبلغى كمتر از اعتبار آن

31- تيمم

كيفيت تيمم و در هفت مورد به جاى وضوء و غسل بايد تيمم كرد مواردآنرا در 846 به بعد بخوانيد

32- تيمم جبيره اى

تيمم كسى كه بر اعضاء تيمم او جبيره باشد براى بيان كيفيت جبيره به مسائل 423 تا 443 مراجعه كنيد

33- ثلثان

دو سوم . تبخير شدن دو سوم آب انگور و كشمش جوشيده كه مقدمه حليت آن است

34- ثمن

بهاى كالا

35- جاعل

كسى كه قراردادى را منعقد مى كند به كلمه جعاله رجوع شود

36- جاهل

نادان

37- جاهل قاصر

جاهلى كه در جهلش مقصر نيست يعنى در شرائط ى است كه امكان دسترسى حكم خدا براى او وجود ندارد و يا اصلا خود را جاهل نمى داند

38- جاهل مقصر

جاهلى كه در جهلش مقصر است يعنى امكان آموختن مسائل را داشته ولى كوتاهى نموده است

39- جبيره

داروئى كه روى زخم مى گذارند و يا پارچه ديگرى كه با آن زخم ياشكسته را مى بندند براى توضيح احكام مخصوص آن به مسائل 423تا 443 مراجعه شود

40- جروح

جرح ، زخم ، جراحت

41- جنب

كسى كه منى از او خارج شده يا با ديگرى همبستر شده است

42- جعاله

قرارى كه طى آن انسان اعلام مى كند كه هر كس براى او كار مشخصى انجام دهداجرت معينى به او بپردازد مثلا مى گويد هر كس گمشده مراپيدا كند ده تومان به او خواهم داد. به كسى كه اين قرار را مى گذارد(جاعل ) مى گويند و به كسى كه به آن عمل مى كند (عامل )مى گويند

43- جلال

حيوان حلال گوشتى است كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده است

44- جماع

آميزش جنسى

45- جهر

صداى بلند . با صداى بلند چيزى را خواندن

46- حائض

زنى كه در عادت ماهيانه است

47- حاكم شرع

مجتهدى كه بر اساس موازين حكمش نافذ است

48- حج

زيارت خانه خدا و انجام اعمالى كه به آن مناسك حج مى گويند

49- حج نيابتى

زيارت خانه خدا و انجام مناسك آن به نيابت ديگرى

50- حدث اصغر

هرامرى كه موجب وضو براى نماز شود و آن هفت چيز است : 1 - بول 2-غائط 3 - ريح 4 - خواب كامل5 - امورى كه زائل كننده عقل است 6-استحاضه 7- موجبات غسل

51- حدث اكبر

هر امرى كه موجب غسل براى نماز شود مانند احتلام و جماع

52- حد ترخص

حدى از مسافت كه در آن صداى اذان و ديوار محل اقامت تشخيص داده نشود

53- حرام

ممنوع . هر عملى كه از نظر شرعى تركش لازم است (نبايد انجام داد)

54- حرج

سختى ، مشقت

55- حضر

جائى كه انسان در آنجا حضور دارد (وطن )

56- حنوط

ماليدن كافور به پيشانى ،كف دستها،سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهاى ميت

57- حواله

ارجاع طلبكار به ديگرى براى دريافت طلبش از او

58- حيض

عادت ماهيانه زنان ،قاعدگى نشانه هاى آن در مساءله 534 ذكر شده است

59- حين عروض شك

زمان پديد آمدن شك