آبى است كه از زمين بجوشد و جريان داشته باشد مانند آب چشمه وقنات
آبى است كه از كر كمتر باشد و از زمين هم نجوشد
رجوع كنيد به مساءله 61
آبى است كه از چيزى گرفته شده مانند گلاب يا با چيزى ديگر به طورى مخلوط شده كه به آن آب (به طور مطلق ) نمى گويند مانندشربت
آبى است كه با چيزى مخلوط نباشد و اگر هم هست طورى نباشدكه عرفا به آن آب گفته نشود
وسائل عياشى و خوشگذرانى هاى نامشروع مانند تار و ساز وغيره
مسافرى كه در سفر خود درمانده باشد
با تقوى تر
قراردادى است كه طى آن منافع مال يا كار كسى در برابر اجرت معين به ديگرى واگذار مى شود
هر امرى كه فقدانش به اصل يك چيز لطمه وارد كند جزء آن محسوب مى شود و هر امرى كه فقدان آن صفت يا حالت مطلوب چيزى را تغييردهد شرط آن محسوب مى شودمثلا فقدان ركوع و سجودبه دو اصل نمازلطمه مى زند ولى فقدان طهارت و حضور قلب ، وصف (((صحت ))) و (((كمال ))) نماز را از بين مى برديعنى نماز هست ولى صحيح نيست يا كامل نيست پس ركوع و سجود جزء نماز وضوء شرط صحت نماز و حضور قلب شرط كمال آن است
در برابر كارى كه انجام مى دهد كسى كه طبق قرار مشخص اجرت دريافت مى كند
به مرحله بلوغ رسيدن (خارج شدن منى از انسان )
روشى كه موجب احاطه كامل و اطمينان انسان به رسيدن به واقع است
احتياط واجب است به كلمه لازم مراجعه شود
احتياطى است غير فتواى فقيه و لذا رعايت آن الزامى نيست
امرى مطابق احتياط است كه فقيه همراه آن فتوى نداده درچنين مسائلى مقلد مى تواند به فتواى مجتهد ديگر عمل كند
اين اصطلاح در هر موردى كه فتوائى از فقيه نسبت به آن مورد ذكر نشده به معنى احتياط واجب است و الا اگر در همان مورد فتوائى ذكر شده باشد به معنى تاءكيد بر حسن احتياط است
ساختن ،ايجاد كردن
وجوب -حرمت -استحباب-كراهت- اباحه
مطابق با احتياط
زنده كردن زمين
اينكه كسى با كشت و زرع و يا ساختمان و غيره زمين موات و غير قابل استفاده اى را آماده بهره بردارى كندرفت و آمد صميمانه با بيگانگان
پنهان كردن
آهسته خواندن
صاحبان خمس
كسانى كه مى توانند از خمس استفاده كنندمنافع كسب، هر نوع درآمدى كه از طريق حرقه مخصوص كار و شرائط انسان به دست آيد (براى توضيحات بيشتر به مسائل خمس مراجعه شود
بالا رفتن قيمت جنس در بازار
ترقى قيمت جنس در بازار
فرو رفتن در آب (به وضوء ارتماسى و غسل ارتماسى مراجعه شود)
مالى كه از متوفى براى ورثه باقى مانده است
كوشش در برائت و پاكى از آلودگى در سه مورد به كار رفته است : 1 -استبراء از بول كه توضيح آن در مساءله شماره 27 ذكر شده است
2 -استبراء از منى يعنى ادرار كردن پس از خروج منى براى اطمينان ازاينكه ذرات منى در مجرى نمانده است 3 - استبراء حيوان نجاستخوار يعنى بازداشتن حيوان نجاستخوار از خوردن نجاست انسان تا وقتى كه به خوراك طبيعى خود عادت كند و كيفيت آن در مساءله شماره 022 ذكر شده استنام يكى از سه نوع خونى است كه زنها مى بينند و علائم و حدود و نشانه هاى آن سه رقم باشد اگر خون زياد باشد استحاضه كثيره است و اگركم باشد استحاضه قليله است و در صورت بينابين استحاضه متوسطه است
مساءله 393پذيرش حالت جديد، تغيير يك چيز بطورى كه چيز ديگر به حساب آيدمانند چوبى كه بسوزد و خاكستر شودو يا سگى كه در نمكزار فرورفته به نمك تبديل شود
ربح جستن و فائده بردن
سئوال از نظر مجتهد درباره حكم شرعى مساءله، مطالبه فتوى
مال و راه توانائى انجام فريضه حج از نظر بدن. براى توضيح بيشتربه مساءله 6202 مراجعه شود
انجام دادن عملى با خود كه موجب خروج منى شود
تسلط جوئى بر كشورهاى اسلامى
چنين عملى موجب اسقاط تكليف نيست نبايد انجام داد و در اين مورد مى توان به مجتهد ديگر مراجعه كرد
ناچارى
روشنتر از نظر تطبيق با ادله فتوى بادلائل مربوط
مساعدترظاهرترعادلتر
تصميم انسان بر اينكه براى هميشه وطنش را ترك كند
عالم تر
باز شدن يكى شدن مجراى بول و حيض يا مجراى حيض و غائط ياهرسه
شكستن روزه
به پا داشتن هر سنتى كه از نظر شرعى به رسميت شناخته شده است
فتوى اينست (مگر اينكه در ضمن كلام قرينه اى يافت شود كه حاكى ازعدم فتوى باشد)
نظر قوى بر اين است ،فتوى اينست
همان اندازه كه مجبور است اكتفاء كند و بيشتر از آن انجام ندهد
تنقيه
پيشوا
پيشواى جمع ، كسى كه در نماز به او اقتداء مى كنند
گذراندن زندگى
خواستن و وادار كردن ديگران به انجام احكام و سنتى كه از نظر شارع به رسميت شناخته شده است
خوددارى كردن ، خود را باز داشتن
اموالى كه بر اساس ضوابط اسلامى داراى احترام است
كارهائى از قبيل رسيدگى به اموال يتيمان و غيره كه بايد متصدى آنهامجتهدى عادل يا نماينده او باشد
دختران و پسران ، زنان و مردان
جابجا شدن ، جابجائى چيز نجس به گونه اى كه ديگر شى ء اول محسوب نشود مانند انتقال خون انسان به پشه
سزاوارتر، بهتر
هر نوع قرارى كه با تصميم يك طرف انجام گيرد و نياز به قبول ديگرى نداشته باشد مانند طلاق كه احتياجى به قبول زوجه ندارد
غير مسلمانى كه خود را تابع يكى از پيامبران صاحب كتاب مى دانندمانند يهود و نصارى