مـرجـع عـاليقدر و فقيه اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام ), آيت اللّه العظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى , يكى از بزرگان فقه و فقاهت و يكى ازمجتهدين نام آور عصر حاضر به شمار مى آيد.
ولادت ايشان در روز بيستم صفر 1315 ه ق در نجف اشرف در يك خانواده علم و فضيلت رخ داد و در مـحـيـط تربيتى آن خانواده رشد و نما يافت و بالندگى گرفت و به عنوان يكى از مشعلداران فـقـاهـت و زعـامـت اسـلامى درآمد آن بزرگوار يكى ازاستوانه هاى فقهى جهان اسلام و يكى از دانـشـمندان عاشق كتاب و مطالعه بود و دراكثر علوم و معارف اسلامى متبحر و صاحب نظر بود تـدريس بيش از هشتاد سال درحوزه علميه نجف , تهران و قم , و تربيت هزاران شاگرد خداجوى كه خود هر يك اززمره بزرگان اسلام بوده و مى باشند, او را به عنوان يك شاخص فقاهت , در آفاق واكناف جهان , مشار اليه بالبنان نموده بود.
بنياد چندين مدرسه علمى و دينى و تاسيس چندين مسجد و حسينيه وكتابخانه و مراكز فرهنگى و رفـاهى و درمانى در قم و ديگر شهرستانها, در داخل وخارج كشور, احيا و اشاعه آثار دانشمندان مـتـقدم اسلامى و همچنين تاليف , تصنيف و مقدمه نگارى به بيش از يكصد اثر در معارف مختلف اسلامى , به ويژه فقه , اصول ,كلام , تفسير, رجال , درايه , انساب , ادبيات و تاريخ خود گواهى صادق از تلاشهاى ربانى اين فقيه وارسته مى باشد.
دريافت بيش از دويست اجازه روايتى از علماى بزرگ شيعه و اهل سنت وزيديه , خود گواه صادق بـر جامعيت آن بزرگ مرد الهى در رشته هاى مختلف علوم اسلامى است كه در يكى دو سده اخير, چـنـيـن عـلاقـه و جـامـعـيت در كسى سراغ نيست علاقه خارج از وصف آن مرحوم به مطالعه و جمع آورى آثار گذشتگان به مقصدحفظ و نگهدارى از ضايع شدن و حراست از تاراج و يغماگرى , يـكـى از اختصاصات آن بزرگ مرجع اسلامى بود او از روزگارانى كه در نجف اشرف به تحصيل و تـدريس و تدرس اشتغال داشته است , پيوسته در گردآورى كتابهاى نفيس و خطى از هرفرصتى استفاده مى نمود هر چند در مقابل انجام صوم و صلاة استيجارى و انجام كارهاى شاق و پرزحمت , مانند كار در كارگاه برنج كوبى در شبها و اكتفا به يك وعده غذا در 24 ساعت به دست آمده باشد او بـرخـى از كـتابها را به اين طريق به دست آورده و در اواخر عمر, وقف امت اسلامى خداجوى و حـوزه علميه قم نمود كه هم اكنون مورد استفاده ميليونها انسان شيفته علم و معرفت , در ايران و اكناف جهان مى باشد.
در نـتـيجه آن تلاشهاى مستمر, اكنون شاهد حضور كتابخانه بس نفيس وعظيمى در قلب حوزه علميه قم هستيم كه مى توان گفت نبض علمى و فكرى حوزه علميه قم و الهام بخش مطالعات و تغذيه هاى فكرى و علمى علما و دانشمندان جهان اسلام مى باشد محصول تلاشهاى خداپسندانه او و فرزند ارجمندش , حجة الاسلام والمسلمين , آقاى حاج سيد محمود مرعشى , اكنون حوزه علميه اهل بيت (ع ) شاهد كتابخانه عظيمى است كه بخشها و واحدهاى آن دربرگيرنده دهها هزارمجلد كتاب چاپى , عكسى و ميكروفيلم , و داراى 25 هزار نسخه خطى نفيس و منحصر به فردى است كه در تـمـام جـهـان اسلام بى نظير است و كتابهاى آن داراى پنجاه هزارعنوان مى باشد كه اغلب به خطوط دانشمندان بزرگ و مشهور اسلامى به رشته تحريردرآمده است كه خود آن خطوط, امروز از ذخاير و ميراثهاى ارزشمند جهان علم وانديشه و هنر مى باشد.
روزنامه اطلاعات در سالگرد رحلت آن فقيه راحل جهان شيعه , مصاحبه مفصلى با حجة الاسلام و الـمسلمين , آقاى دكتر سيد محمود مرعشى نجفى انجام داده اند كه حاوى نكات اساسى زندگى والـد مـعـظـم خـويـش مـى بـاشد, از آن جهت كه گفته اند: ((اهل البيت ادرى بما فى البيت )), بخشهايى از مصاحبه ايشان را از آن جريده ذيلا مى آوريم و در پايان بخشى از وصاياى آن مرحوم را كـه در ارتـبـاط بـا علم و علماو كتاب و كتابخانه و حراست از ميراث ارزشمند اهل بيت عصمت و طـهـارت (ع )مـى بـاشـد, مـى آوريـم تا مجموعه اى از اطلاعات ذى قيمت پيرامون اين فقيه علم وروحانيت در اختيار پژوهندگان و طالبان علم و معرفت قرار گيرد.
جـواب : بـسـم اللّه الـرحـمن الرحيم آيت اللّه العظمى سيد شهاب الدين المرعشى النجفى , در روز بـيـسـتـم صـفـر سال 1315 ه ق در نجف اشرف در يك خانواده علم وتقوى متولد شد پدر ايشان مرحوم آيت اللّه سيد شمس الدين محمود الحسينى المرعشى النجفى , متولد سال 1279 ه ق از علما بزرگ نجف اشرف و از شاگردان مبرز آيات عظام : مرحوم آخوند خراسانى صاحب كفاية الاصول و مـرحـوم حـاج سيدمحمد كاظم طباطبائى يزدى , صاحب كتاب العروة الوثقى و بوده كه به سال 1338 ه ق در نجف اشرف وفات يافته اند.
جـد ايـشـان مـرحوم آيت اللّه سيد على , معروف به سيد الاطبا يا سيد الحكما, ازشاگردان مرحوم صـاحـب جواهر و مرحوم شيخ مرتضى انصارى صاحب كتاب مكاسب و رسائل است نسب شريفش چنانچه ذكر شد, با سى و سه واسطه به امام زين العابدين (ع ) منتهى مى شود والده ماجده ايشان , علويه صالحه فاضله , بنت مرحوم آيت اللّه آقا سيد ابوالقاسم خوئى , فرزند مرحوم آيت اللّه سيد مهدى خـوئى اسـت كـه از بـنـى اعـمـام مـرحـوم آيت اللّه العظمى آقاى حاج سيد حسين كوه كمرى عم بزرگوارمرحوم آيت اللّه آقاى سيد محمد حجت (قدس سرهما) مى باشد.
ايـشان پس از طى مراحل مقدماتى و دروس سطح , نزد مرحوم والدشان , به خاطر هوش سرشار و عـشـق و عـلاقـه وافرى كه به تحصيل علوم دينى داشته اند, به زودى در سن 20 سالگى به درجه اجتهاد مى رسند و از درس خارج فقه و اصول مرحوم آيت اللّه العظمى آقا ضيا الدين عراقى , مرحوم عـلا مه محقق اصولى , آيت اللّه سيد احمد بهبهانى , مرحوم آيت اللّه علا مه مصلح شيخ محمد حسين كـاشـف الـغـطـانـجـفـى , مرحوم علا مه محقق آيت اللّه آقا ميرزا آقا اصطهباناتى و ديگر بزرگان حـوزه عـلميه نجف اشرف استفاده مى نمايند علاوه بر اين در ساير علوم , نظير: علم حديث ,رجال , درايـه , تـراجـم , انـساب , تفسير, حروف و اوقاف , كلام و عقايد و اديان , طب ,تجويد و قرائت قرآن كريم , ادبيات و علوم آلى , حساب و هندسه و ساير علوم رياضى و بعضى علوم غريبه از محضر اساتيد و بزرگانى چون مرحوم والدمعظمشان , مرحوم آيت اللّه شيخ محمد حسين شيرازى , مرحوم حجت الاسلام والمسلمين ميرزا باقر ايروانى نجفى , مرحوم آيت اللّه شيخ اسماعيل محلا تى نجفى ومرحوم آيـة اللّه سـيد حسن صدر و بسيارى ديگر از اعلام و مشاهير آن زمان بهره وافربرده و بر بسيارى از علوم مذكوره تسلط كامل يافتند.
معظم له پس از كسب مدارج عالى و اشتغال به تدريس در حوزه علميه نجف اشرف , در سال 1342 هـ ق بـه قـصد زيارت ثامن الائمه (ص ) به ايران سفر مى كند پس از تشرف به ارض اقدس و زيارت مـرقد مطهر حضرت امام رضا (ع ) به هنگام مراجعت در مجالس ديد و بازديد در تهران برخوردى داشتند با علماى آن روز تهران از جمله مرحوم آيت اللّه آقا شيخ عبدالنبى نورى و مرحوم آيت اللّه آقا حـسـيـن نجم آبادى و به خاطر علاقه اى كه به فراگيرى علوم مختلف داشتند مدت يك سال در تـهـران اقـامـت داشتند و از محضر اين بزرگان كسب فيض مى نمايند سپس به قصد زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه (س ) عازم شهر مقدس قم مى شوند.
در آن زمـان حـضـرت آيـة اللّه الـعـظـمـى حـائرى (مـؤسس حوزه علميه قم ) درحوزه تدريس مـى فـرمودند مرحوم والد در همان چند روزى هم كه قصد اقامت در قم داشتند, در محضر درس مـرحـوم آقا شيخ عبدالكريم حاضر مى شوند و ضمن درس اشكالات متعددى به ايشان مى گيرند مرحوم آيت اللّه العظمى حائرى چون ايشان راشايسته و لايق تشخيص مى دهند, لذا به طور جدى از ايشان مى خواهند كه در قم اقامت نموده و به تدريس در حوزه مشغول شوند ايشان مى فرمايند من بـه قـصـدزيـارت آمـده ام و بـايـد بـرگـردم بـه نـجف اشرف ولى مرحوم آقا شيخ عبدالكريم به ايـشـان تكليف مى كنند و لذا معظم له از همان سال 1343 ه ق در قم متوطن شده و از همان سال شـروع بـه تـدريـس سطح و خارج فقه و اصول مى نمايند ايشان مى فرمودند: ((من به قدرى براى تدريس مجهز بودم كه هيچگاه خسته نمى شدم و هرگاه كسالتى يامشكلى براى من پيش مى آمد, نـذر مـى كـردم كـه اگر مشكل برطرف شود, يك دوره مكاسب محرمه درس بدهم و اين كار در موارد بسيارى پيش آمد و تكرار شد)).
ايشان در طول بيش از 68 سال تدريس در حوزه علميه قم با تلاش و كوشش وقفه ناپذير و برقرارى روزانـه بـيـش از هفت جلسه درس , شاگردان بسيارى را تربيت نموده اند كه از جمله شاگردان بـرجـسـته و مبرز ايشان , مى توان از آيت اللّه حاج سيد باقرطباطبائى سلطانى , مرحوم آيت اللّه حاج شـيخ مرتضى حائرى يزدى , مرحوم آيت اللّه شهيد مرتضى مطهرى , مرحوم آيت اللّه شهيد حاج شيخ حـسين غفارى , مرحوم آيت اللّه شهيد حاج سيد محمد على قاضى طباطبائى , مرحوم آيت اللّه شهيد صدوقى يزدى وبسيارى ديگر از بزرگانى كه بعضا در قيد حيات هستند نام برد.
جـواب : پـس از سـالـها تدريس در حوزه علميه قم , كم كم از روى توجهى كه مردم به ايشان پيدا كردند, با اصرار زياد طلا ب و محصلين و شاگردان ايشان , معظم له نخستين رساله عمليه خود را در سـال 1370 هـ ق بـه نـام ((سـبيل النجاة )) به زبان فارسى منتشر مى كنند كه بعدا چندين بار تـجـديـد چاپ شد با رحلت مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى (ره ) رساله عمليه ديگر ايشان به نام ((توضيح المسائل )) منتشر شد اين رساله تا كنون بيش از 55 بار تجديد چاپ شده و مورد استفاده مـقلدين قرار گرفته است از آن سال به بعد ايشان مرجعيت عامه پيدا كرده و در كنار حضرت آيت اللّه العظمى گلپايگانى (مد ظله ) و ديگر بزرگان , حوزه علميه قم را اداره مى كردند.
معظم له داراى مقلدين بى شمارى در ايران و خارج , بخصوص در هند وپاكستان و قسمتى از لبنان و كـشـورهاى حاشيه خليج فارس بوده اند رساله ديگرى نيزبه زبان عربى دارند كه به نام ((منهاج الـمؤمنين )) و در دو جلد چاپ شده است همچنين خلاصه فتاواى ايشان در يك مجموعه به زبان اردو در هند چاپ شده است .
جـواب : ايشان داراى تاليفات بسيار متعددى هستند كه تا كنون از اين آثار به طبع رسيده و مابقى انشا اللّه به تدريج چاپ خواهد شد اين تاليفات را مى توان در چندبخش تقسيم كرد كه ذيلا به ذكر نام آنها مى پردازيم :.
الف ـ كتب رجال , انساب , تاريخ :.
1 ـ كـتـاب مشجرات آل رسول اللّه الاكرم (ص ) در چهار مجلد بزرگ , شامل انساب كليه علويين و سادات در ممالك دنيا, حدود نيمى از عمر خود را صرف تاليف اين اثر بزرگ تاريخى نموده و كتب و رسـائل بـسيارى را جهت جمع آورى اين كتاب مطالعه فرموده اند و آن به طريق تشجير مى باشد (عربى ).
2 ـ كـتـاب الـمسلسلات في ذكر الاجازات , شامل كليه اجازات علماى شيعه وعامه و زيديه كه به معظم له داده شده است (عربى ).
3 ـ كتاب طبقات النسابين , در دو مجلد بزرگ , شامل شرح حال علما علم نسب از قرن اول تا قرن حـاضر (شروع تاليف اين اثر بزرگ هنگام كشف حجاب درايران زمان رضاخان ) در اين كتاب شرح حال و بيوگرافى صدها نفر از علما علم نسب به ترتيب قرن ذكر شده است (عربى ).
4 ـ كـتـاب مـزارات العلويين , در ذكر قبور سادات و علويين در اقطار عالم و درآن از صدها كتاب رجال و انساب و الواح قبور و تواريخ مختلف استفاده شده است به ترتيب حروف الفبائى (عربى ).
5 ـ كـتاب الفوائد الرجاليه , شامل فوائد مهم در رجال كه از درسهاى رجالى اساتيد آن زمان , مانند مـرحوم آيت اللّه سيد حسن صدر (متوفى به سال 1354) صاحب كتاب تاسيس الشيعة الكرام لفنون الاسـلام و مـرحوم آيت اللّه سيد ابوتراب خوانسارى نجفى , صاحب كتاب : سبل الرشاد في شرح نجاة العباد و مرحوم آيت اللّه سيدشمس الدين محمود مرعشى نجفى , (متوفى به سال 1338) والد ماجد مـعـظـم لـه صـاحـب كـتـاب مـشـجـرات الـعـلـويين و مرحوم آيت اللّه ميرزا محمد بن رجبعلى تهرانى عسكرى , صاحب كتاب مستدرك البحار و غيره استفاده نموده اند (عربى ).
6 ـ كتاب اعيان المرعشيين , شامل بيوگرافى صدها تن از فقها علما و حكما ومتكلمين و فلاسفه و محدثين و ادبا و ملوك و وزرا از اين سلسله جليله (عربى ).
7 ـ كـتـاب الـلـئالى المنتظمة و الدرر الثمينة , در شرح حال علا مه حلى و قاضى نوراللّه مرعشى شوشترى , (شهيد به سال 1019) به دستور جهانگير شاه تيمورى درهند و قاضى فضل بن روزبهان خـنـجى اصفهانى شافعى معروف به ((خواجه ملا ))صاحب كتاب ((مهمانخانه بخارا)) در تاريخ و غيره , در اين اثر معظم له شرح حال عده اى از نوابغ سلسله مرعشى را نيز ذكر فرموده اند و به سال 1377 هجرى قمرى درتهران به ضميمه مجلد اول كتاب احقاق الحق قاضى نوراللّه شهيد مذكور چاپ شده است (عربى ).
8 ـ مـسـتـدرك كـتاب شهدا الفضيلة مرحوم آيت اللّه حاج شيخ عبدالحسين امينى نجفى , صاحب كـتـاب الـغـديـر در ايـن كتاب شرح حال عده اى از علما شيعه را كه به درجه رفيعه شهادت نائل شده اند ذكر نموده اند (عربى ).
9 ـ كـتـاب لـمـعـة النور و الضيا, در شرح حال سيد ابوالرضا فضل اللّه راوندى حسنى كاشانى , كه ضـمـيـمـه كـتاب المناجات الالهيات در مناقب حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به سال 1384 هجرى قمرى در تهران به چاپ رسيده است (عربى ).
10 ـ رسـالـه سـجع البلابل في ترجمة صاحب الوسائل , شامل بيوگرافى شيخ محمد بن حسن حر عـامـلـى كـه بـا كتاب اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات از محدث مذكور به سال 1378 هجرى قمرى در تهران به چاپ رسيده است (عربى ).
11 ـ رسـالـه وسـيـلة المعاد في مناقب شيخنا الاستاد, شامل شرح حال مرحوم آيت اللّه شيخ محمد جـواد بـلاغـى نجفى , صاحب تفسير ((آلا الرحمن في تفسير القرآن ))اين رساله به ضميمه كتاب المدرسة السيارة در رد نصارى از آن مرحوم به سال 1383هجرى قمرى در تهران چاپ شده است (عربى ).
12 ـ رسـالة لؤلؤة الصدف في حياة السيد محمد الاشرف , در شرح حال ميرمحمد اشرف بن علامه عبدالحسيب سبط فيلسوف بزرگ اسلام , علامه مير محمدباقر داماد حسينى مرعشى اين رساله به ضميمه كتاب فضائل السادات تاليف محمداشرف مذكور به سال 1380 ه ق در قم به چاپ رسيده است (عربى ).
13 ـ رسـالة منية العاملين , در شرح حال محدث شهيد شيخ ابوجعفر محمد بن فتال نيشابورى كه به سال 1377 ه ق به ضميمه كتاب روضة الواعظين آن مرحوم درقم به چاپ رسيده است (عربى ).
14 ـ رساله الفتحيه , در شرح حال ميرابوالفتح حسينى شريفى عربشاهى گرگانى الاصل صاحب كتاب تفسير شاهى پيرامون آيات الاحكام به فارسى كه به ضميمه كتاب مذكور در تبريز چاپ شده است .
15 ـ رسـاله مطلع البدرين , در شرح حال محدث لغوى مفسر شيخ فخر الدين محمد على طريحى نـجـفـى , صاحب كتاب مجمع البحرين در لغت كه به سال 1379 ه ق به ضميمه كتاب مذكور در تهران به چاپ رسيده است (عربى ).
16 ـ رساله مفرج الكروب , در شرح حال علا مه ديلمى صاحب كتاب ارشادالقلوب كه به سال 1378 ه ق به ضميمه كتاب مذكور در تهران چاپ شده است (عربى ).
17 ـ رساله طريفه , در شرح حال شيخ محمد جعفر يا شيخ علينقى كمره اى قاضى صاحب ((تحفه شاهى )) در معارف الهى فارسى كه به سال 1380 هجرى قمرى به ضميمه كتاب مذكور در تهران چاپ شده است (عربى ).
18 ـ رسـالـه در شـرح حـال استاد خود, مرحوم آيت اللّه شيخ محمد محلا تى نجفى ,صاحب كتاب ((گـفـتار خوش يارقلى )) به فارسى در رد مذاهب باطله كه به سال 1384 ه ق به ضميمه كتاب مذكور در تهران چاپ شده است (فارسى ).
19 ـ كـتـاب منية الرجال في شرح نخبة المقال در شرح منظومه نخبة المقال درعلم رجال تاليف سيد حسين حسينى بروجردى (متوفى به سال 1277 ه ق ) جلد اول اين شرح به سال 1378 در قم به طبع رسيد (عربى ).
20 ـ رسـالـه در شـرح حـال شـيـخ عز الدين بن اثير موصلى صاحب كتاب ((اسدالغابة في معرفة الصحابه )) كه به ضميمه جلد اول كتاب مذكور در تهران چاپ شده است .
21 ـ رسـالـه در شرح حال آيت اللّه حاج سيد ابوالقاسم طباطبائى تبريزى نجفى ,مشهور به علا مه , (مـتـوفى به سال 1362 ه ق ) كه به ضميمه مشجره اجازات علمااماميه از سيد مذكور در دانشگاه تهران به چاپ رسيده است (عربى ).
22 ـ رساله رياض الاقاحى در شرح حال متكلم محدث شيخ زين الدين بياضى عاملى صاحب كتاب الـصراط المستقيم الى مستحقى التقديم كه به سال 1384 ه ق درتهران به ضميمه كتاب مذكور چاپ شده است (عربى ).
23 ـ كـتـاب هـديـة ذوى الـفضل النهى فى ترجمة المولى محمد علم الهدى درشرح حال مولى محمد مشهور به علم الهدى كاشانى ابن مولى محسن فيض كاشانى كه به ضميمه كتاب ((معادن الحكمة في مكاتيب الائمه )) تاليف علم الهدى در تهران چاپ شده است (عربى ).
24 ـ مقدمه اى بر كتاب ((الدر المنثور)) تاليف جلال الدين عبدالرحمن سيوطى شافعى (م 910 ه ق ), شـامل فوائد تفسيرى و ذكر اختلاف سليقه مفسرين و فوائد مهم ديگرى كه به ضميمه كتاب مذكور در تهران چاپ شده است (عربى ).
25 ـ شـرح كتاب عمدة الطالب في انساب آل ابيطالب , تاليف علا مه نسب سيدجمال الدين احمد بـن عـنـبـه حـسنى داودى شامل شرح و حواشى مهم در تراجم نوابغ علويين ذكر شده در كتاب مذكور اين كتاب از جمله آثار علمى بسيار مهم معظم له به شمار مى رود و در چند مجلد قرار دارد (عربى ).
26 ـ رسـالـة الافـطـسـية در نسب سادات قريه طغرود از قرا قم كه به ضميمه كتاب وقايع الايام مرحوم محدث قمى در تهران چاپ شده است .
27 ـ رسـاله در اثبات صحت نسب خلفاى فاطميين مصر كه به خواهش علا مه فاضل حسن قاسم مصرى ساكن قاهره و مدير مجله ((هدى الاسلام )) نوشته شده است (عربى ).
28 ـ رساله در اشباه رسول اللّه (ص ), (عربى ).
29 ـ رسـالـه در تـعـيـين مدفن سر مقدس حضرت سيد الشهدا (روحى له الفدا)شامل ذكر اقوال مورخين در تعيين مدفن آن سر و اختيار بين اقوال (عربى ).
30 ـ رسـاله كشف الظنون عن حال صاحب كشف الظنون , كه با كتاب مذكور درتهران چاپ شده است (عربى ).
31 ـ رساله منهج الرشاد في ترجمة الفاضل الجواد (مطبوع ).
32 ـ كتاب مزارات الطالبيين (عربى ).
33 ـ كتاب الصرفة في ترجمة صاحب كتاب النفحة .
34 ـ رساله در شرح حال حاج محمد مؤمن شيرازى جزايرى .
35 ـ رساله در احوال حضرت سلطان على فرزند امام باقر (ع ) كه در مشهداردهال كاشان مدفون است .
36 ـ رسالة المنن و المواهب العددية در شرح حال مير محمد قاسم نسابه سبزوارى كه به ضميمه كتاب مذكور در تبريز چاپ شده است .
37 ـ كـتـاب غـنـيـة الـمـستجيز شامل اجازه روايتى مفصلى است براى مرحوم حاج ميرزا محمد احمدآبادى اصفهانى نگاشته اند (عربى ).
38 ـ رساله در ترجمه احوال صاحب كتاب عمدة الطالب .
39 ـ كتاب الرحلة الاصفهانيه , شامل سفرنامه اصفهان و مشاهدات معظم له ازآثار و ابنيه تاريخى و قبور علما و ادبا و شرح حال فضلائى كه با آنان ملاقاتهايى داشته اند (عربى ).
40 ـ كـتـاب الرحلة الشيرازية , شامل سفرنامه شيراز و مشاهدات آثار تاريخى وملاقات و مذاكره با عـلما, از جمله مرحوم آيت اللّه حاج شيخ عبدالنبى و همچنين ميرزا احمد بن محمد تبريزى قطب سـلسله ذهبيه و عارف شاعر سيد محمد قدسى خطاط و آيت اللّه حاج شيخ محمد جعفر محلا تى و غيرهم (عربى ).
41 ـ تـكـميل كتاب تذكرة القبور آخوند ملا عبدالكريم گزى اصفهانى و اين تكميل تا كنون چاپ نـشـده , مگر مقدارى از آن را كه اديب مورخ سيد مصلح الدين مهدوى اصفهانى به ضميمه كتاب مذكور در اصفهان چاپ كرده است .
42 ـ كتاب جذب القلوب الى ديار المحبوب نام ديگر اين كتاب ((فاكهة النوادى )) در فوائد علميه و رجاليه و ادبيه و تاريخيه و دهها مطالب مفيد ديگر (عربى ).
43 ـ رسـالـه در فـوائد متعلق به صحيفه كامله سجاديه كه با صحيفه مذكور درتهران چاپ شده است .
44 ـ الرحلة الاذربايجانيه , شامل سفر به آذربايجان و نقاط تاريخى و ديدنى آن منطقه (ناتمام ).
45 ـ حاشيه بر كتاب وقايع الايام محدث قمى .
46 ـ رسـالـه الـعـزية در شرح حال شهيد مظلوم سيد عزالدين يحيى مشهور به امامزاده يجيى كه قبرش در تهران مزار اهالى است و به سال 1382 در تهران چاپ شده است .
47 ـ كـتـاب هـديـة الـنبلا في تراجم العلويين من العلما, در چند مجلد شامل شرح احوال علما و سادات بعد از سال يكهزار كه نام آنان كمتر در كتب رجالى ذكرشده است (ناتمام ـ عربى ).
48 ـ الـضـؤ البدرى في حياة صاحب الفخرى كه با كتاب الفخرى قاضى مروزى در علم انساب به سال 1409 ه ق در قم چاپ شده است (عربى ).
49 ـ الـمـجـدى في حياة صاحب المجدى كه با كتاب المجدى ابن الصوفى درعلم نسب به سال 1409 ه ق در قم چاپ شده است (عربى ).
50 ـ كشف الارتياب فى ترجمة صاحب لباب الانساب و الاعقاب و الالقاب كه با كتاب لباب الانساب بيهقى در سال 1410 ه ق در دو جلد در قم چاپ شده است .
51 ـ الدرة النثيرة فيما يتعلق بالاجازة الكبيرة كه با كتاب الاجازة الكبيرة سيدعبداللّه جزايرى در سال 1409 ه ق در قم چاپ شده است .
52 ـ الـظـرائف فـى تـرجمة صاحب الطرائف كه با كتاب طرائف المقال از سيدعلى اصغر جاپلقى بروجردى در دو جلد به سال 1410 ه ق در قم چاپ شده است .
53 ـ زهـر الرياض في ترجمة صاحب الرياض كه با كتاب رياض العلما وحياض الفضلا مولى عبداللّه افـنـدى اصـفهانى در 6 جلد عربى در سال 1401 ه ق درقم چاپ شده است همچنين همين زهر الرياض در مقدمه كتاب تعليقه امل الامل ازهمان مؤلف به سال 1410 ه ق در قم چاپ شده است .
54 ـ كـتـاب مـسـارح الافـكـار في مطارح الانظار, كتابى است به صورت حاشيه برتقريرات شيخ مرتضى انصارى (عربى ).
55 ـ كتاب مصطلحات فقهيه در شرح الفاظ رايج در زبان فقها و مجتهدين ومحدثين (عربى ).
56 ـ حاشيه مختصر بر شرح لمعه شيخ زين الدين شهيد ثانى (عربى ).
57 ـ حاشيه بر كتاب معالم الاصول شيخ حسن عاملى (عربى ).
58 ـ حاشيه بر كتاب متاجر استاد علا مه شيخ مرتضى انصارى (عربى ).
59 ـ كـتـاب الـهـداية فى معاضل الكفاية , حاشيه اى است بر كتاب كفاية الاصول آخوند خراسانى , شامل فوائد و مطالب مفيد در دو مجلد (عربى ).
60 ـ در بيع خيارى اين رساله به خواهش بعضى تلاميذ معظم له نوشته شده است (عربى ).
61 ـ حاشيه بر قوانين الاصول ميرزاى قمى (ناتمام ـ عربى ).
62 ـ رساله در اثبات حليت لباس مشكوك (عربى ).
63 ـ كتاب الغاية القصوى , حاشيه اى است نسبتا استدلالى بر العروة الوثقى علا مه طباطبائى يزدى در دو مجلد كه در قم چاپ شده است (عربى ).
64 ـ حاشيه بر فرائد شيخ انصارى (ره ).
65 ـ رسـاله توضيح المسائل , كتاب فقهى فارسى از طهارت تا ديات كه بيش ازپنجاه و پنج بار به چاپ رسيده است .
66 ـ كتاب سبيل النجاة , فقه فارسى , بيش از دو بار در قم چاپ شده است ونخستين رساله عمليه معظم له مى باشد.
67 ـ رساله در لباس مشكوك (عربى ).
68 ـ كـتـاب هـداية الناسكين در مناسك حج و زيارت حرمين شريفين كه در قم چاپ شده است (فارسى ).
69 ـ راهنماى سفر مكه و مدينه , كه در تهران چاپ شده است (فارسى ).
70 ـ رساله نخبة الاحكام شامل بعضى مسائل فقهى به فارسى در تهران به چاپ رسيده است .
71 ـ حاشيه بر كتاب الوسيلة مرحوم آيت اللّه اصفهانى (عربى ).
72 ـ مصباح الناسكين در مناسك حج , بسيار بزرگ در 1 جلد كه بارها چاپ شده است .
73 ـ كـتـاب مـنهاج المؤمنين , رساله عمليه به عربى كه در قم , در سال 1406 در دوجلد به چاپ رسيده است .
74 ـ كتاب الروض الرياحين , كشكولى است شامل فوائد مهم علمى (عربى ).
75 ـ كتاب اجوبة المسائل الرازيه , در جواب مسائلى كه بعضى از مؤمنين ازتهران از معظم له سؤال كرده اند از جمله نجاست الكل و جواز عكاسى با آلات متداوله و جواز تشريح اجساد در دانشگاهها و مدارس پزشكى و غير آنها (عربى ).
76 ـ كتاب اجوبة المسائل العلمية و الفنون المتنوعة (عربى ).
77 ـ انس الوحيد, كشكول مانندى است كه در عنفوان جوانى در سامرانوشته اند (ناتمام ـ عربى ).
78 ـ كـتـاب مفتاح احاديث الشيعة , در چندين مجلد شامل تعيين موارد احاديث و مواضع آنها اين كـتـاب تحت اشراف معظم له با همكارى عده اى از افاضل حوزه علميه قم تاليف شد و متاسفانه به عـلـلى در حال حاضر تاليف اين اثر به حالت تعطيل درآمده است و اميدواريم هرچه زودتر مجددا اقدام به نوشتن آن شود (عربى ).
79 ـ حاشيه بر كتاب الفصول المهمة صاحب وسائل (ناتمام ).
ه ـ كلام :.
80 ـ شرح كتاب احقاق الحق علا مه قاضى نوراللّه شوشترى مرعشى , (شهيد به سال 1019 ه ق ) در هند تا كنون 30 مجلد آن در تهران و قم به طبع رسيده است وشايد بيش از 50 مجلد بشود, شامل فضائل اهل بيت (ع ) از طرق عامه و مناقب آنان ومثالب دشمنانشان و بعضى از مسائل مهم فقهى و اصـولـى مختلف و آرا آنان و اين موسوعه عظيم بيش از چهل سال بر روى آن كار شده است و به بـيش از سه هزار كتاب از كتب اهل سنت به دقت مراجعه گرديده است و مطالب مورد نظر از آن استخراج ودر تاليف كتاب فوق به كار رفته است (تاليف اين كتاب به صورت گروهى تحت اشراف و نظارت معظم له صورت پذيرفته است ).
81 ـ مـجموعه اى در ادعيه و زيارات انتخاب شده از كتابهاى مفاتيح الجنان وزاد المعاد و اقبال و مصباح و بلد الامين و كامل الزيارات و مزار كبير و غير آنها ازمدارك معتبره تا كنون بيش از ده بار در تهران به وسيله كتابفروشى حافظ به چاپ رسيده است (فارسى ).
82 ـ رسـالة شمس الامكنة و البقاع فى خيرة ذات الرقاع , اين رساله به خواهش حجة الاسلام شيخ محمد حسن منتظرى مازندرانى ساكن تهران نوشته شده است .
83 ـ قطف الخزامى من رياض الجامى , حاشيه اى است بر شرح كافيه عبدالرحمن جامى (عربى ).
84 ـ كتاب المعول في امر المطول , حاشيه اى است بر شرح تلخيص علا مه تفتازانى (عربى ).
85 ـ كـتـاب الـفـروق , در بيان فرق بين الفاظ متشابه مثل اراده و مشيت و جسم وجسد و روح و نفس و امثال آن (عربى ).
86 ـ كـتـاب رفع الغاشية عن وجه الحاشية , حاشيه اى است بر حاشيه مولى عبداللّه يزدى بر كتاب تهذيب المنطق علا مه تفتازانى (عربى ).
87 ـ حـاشـيـه بـر كـتـاب ((سـرخاب )) در رمل شامل فوائد متفرقه اين علم و واضع آن و اسامى مشهورترين عالمان اين علم و كتب معروفه آنان (ناتمام ).
88 ـ حاشيه بر مفتاح علا مه ايدمر جلدكى در اعمال شمسى , قمرى و زحلى .
89 ـ حاشيه بر كتاب ((السر المكنون )) در علم حروف (ناتمام ).
90 ـ كتاب سلوة الحزين و مونس الكئيب كشكولى است در فوائد علم جفر ورمل و حروف و اعمال شـمـسـى و زحـلى و زهرى و مريخى و ختومات و اوراد و اذكارمجرب و مثلثات و بعض مجربات طبى و غير آن از مطالب متنوعه نفيسه .
91 ـ كتاب الشمعه في مصطلحات اهل الصنعه , شامل الفاظى است كه درزبانهاى مختلف در مقام افاده و استفاده قرار مى گيرد, به ترتيب كتب لغت با حروف الفبائى .
92 ـ كتاب التجويد, مشتمل بر فوائد مهم علم تجويد.
93 ـ كتاب الرد على مدعى التحريف , در رد بر كلمات ثقة الاسلام نورى دركتاب فصل الخطاب با بهترين جوابها از اخبار مربوط به تحريف قرآن .
94 ـ حاشيه بر كتاب انوار التنزيل در تفسير قرآن , تاليف قاضى ناصر الدين بيضاوى (عربى ).
95 ـ كتاب الوقت (عربى ).
96 ـ كتاب القبلة (عربى ).
(عـنـاوين كتابهاى فوق , درست برابر با سالهاى عمر پربركت ايشان مى باشد كه96 سال داشته اند, يـعـنـى به طور متوسط در هر سال يك كتاب يا رساله نگاشته اند )
جـواب : مـعـظـم لـه در بـيشتر اوقات فراغت , اشتغال به تاليف و تصنيف در علوم وفنون مختلف اسـلامـى داشته اند علاوه بر آن همه روزه در سه وعده صبح و عصر وشب در حرم مطهر حضرت مـعصومه (س ) اقامت جماعت مى فرمودند و اين كار را تاآخرين روز حيات مباركشان نيز نيز ترك نـفـرمودند يكى ديگر از كارهاى معمول ايشان , رسيدگى به امور مقلدين در داخل و خارج كشور بـوده اسـت برقرارى ارتباط باعلما و دانشمندان و نمايندگان خود در ساير بلاد و كشورها از اهم فـعاليتهاى ديگرايشان به شمار مى رفته است مكاتبات ايشان هميشه با دانشمندان بزرگ اسلامى , مـثل مرحوم طنطاوى جوهرى , صاحب تفسير الجواهر, مفسر معروف مصرى و برقراربود به خاطر دارم در يـكـى از مـكاتباتى كه ايشان با مرحوم طنطاوى جوهرى داشتند,براى ايشان مى نويسند: ((شـمـا در آثـارتـان از نهج البلاغه ما اسم مى بريد, ولى از صحيفه سجاديه كه بسيار كتاب مهمى است از حضرت سجاد (ع ) اسمى نمى بريد و من يك نسخه از اين كتاب را براى شما مى فرستم )) و اين آقاى طنطاوى جوهرى در پاسخ براى ايشان مى نويسند كه : ((خوب شد شما اين كتاب را براى مـن فـرسـتاديد و شماشيعيان بايد به اين كتاب افتخار كنيد)) و به عبارت عربى در زير نامه شان نـوشـتـه بـودنـد((صـحـيـفه سجاديه دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق )) است به هر حال ايـن مـكاتبات و ارتباطات نيز بخشى از اوقات ايشان را به خود اختصاص مى داد وسؤالات علمى از معظم له مى شد و ايشان نيز مبادرت به جواب آنها مى فرمودند.
جـواب : يـكـى از خصوصيات مرحوم آقا اين بود كه ايشان مطالعه زيادى داشتندو هر كتابى كه به دستشان مى رسيد, همان شب اول مى نشستند و تا نصف شب و گاهى تا سحر مطالعه مى فرمودند سپس رئوس مطالب يا احيانا مطلبى اگر به نظرشان مى رسيد, در حاشيه يادداشت مى كردند لذا اكثر كتابهايى كه از منزل ايشان به كتابخانه منتقل شده است (چندين هزار جلد) اين خصوصيت را دارنـد و روى ايـن زمـيـنه بااشخاص و شخصيتهاى بزرگ دنيا ارتباط و مباحثاتى نيز داشته اند از جـمـله مباحثه خيلى مهم ايشان با فيلسوف معروف , ((تاگور)) هندى مى باشد كه در قم مهمان مـرحـوم ابـوى مـا بـودنـد, و مـبـاحـثه با وزير امام زيديه , ((امام يحيى )) كه در زمان مرحوم آيت اللّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى (ره ) از سوى امام يحيى به دعوت ايشان به قم آمده بودند و ايشان با زيديها و علماى مصر و ديگر كشورهاى اسلامى و علماى بزرگ داخل كشور روابط حسنه داشته اند و به خاطر همين ارتباطات و مباحثات بودكه به دريافت بيش از 200 اجازه روايتى از اين عـلما نائل آمدند كه حدود 160 اجازه از علماى بزرگ شيعى خودمان در ايران و حدود 12 اجازه از عـلـمـاى اهـل سـنت وحدود 25 اجازه هم از علماى زيديه است اين اجازات را در مجموعه اى به نـام ((المسلسلات فى الاجازات )) در دو جلد جمع آورى كرده ايم كه جلد اول شامل مقدمه و عين دستخط علما و جلد دوم شامل زندگينامه هاى آنان مى باشد, و در اين يكى دوسده اخير در ميان علماى اسلامى , اين تعداد اجازات و نيز عالمى كه اين قدر احاطه به ممالك اسلامى داشته باشد و داراى ارتـبـاطـات فـرهنگى در اين سطح باشد, سابقه ندارد حداكثر اجازه اى كه علماى اسلامى دريافت مى كردند, شايد به 20 تا هم نمى رسيد ولى اجازات ايشان متجاوز از دويست اجازه مى باشد.
جـواب : مـرحـوم والـد مـا در دوران مبارزات انقلابى مردم ايران و همچنين دوران پس از انقلاب اسلامى , همواره در تمامى صحنه ها در كنار رهبر كبير انقلاب حضرت آيت اللّه العظمى امام خمينى (ره ) بـوده اسـت بـه خـاطر دارم زمانى كه ساواك شاهنشاهى حضرت امام را دستگير و در تهران زندانى كرده بودند, مرحوم آيت اللّه شهيد حاج آقامصطفى (ره ) تشريف آوردند در منزل و مشغول صحبت با مرحوم والد بودند كه ناگهان ماموران ساواك براى دستگيرى ايشان با وضع اسفبارى از روى ديوارها به خانه ما ريختند و وقتى با ممانعت مرحوم ابوى روبرو شدند, مشتى به سينه ايشان زده و بالاخره مرحوم حاج آقا مصطفى را بردند به هر تقدير پس از آزادى امام و تشرف ايشان به قم , مرحوم والد سه روز تمام تشريف مى بردند بيت امام و در معيت امام و دركنار امام مى نشستند و با ايـن كـار ثـابـت مى كردند كه مراجع همه در اين هدف شريك بوده و متفقا به دنبال حضرت امام هستند.
در قضيه 15 خرداد كه ساواك مجددا حضرت امام را دستگير كرد, مرحوم والداز نخستين افرادى بـودنـد كـه تشريف بردند در صحن مطهر و از بلندگو مردم را به تحصن در صحن مطهر دعوت كـردند و مرحوم حاج آقا مصطفى و بعضى آقايان ديگر هم تشريف آوردند, در آن روز مرحوم ابوى اعـلاميه اى صادر كردند و در آن رژيم را تهديد كردند كه چنانچه يك مو از سر آيت اللّه خمينى كم شود, ما به اقدامات دامنه دارى دست خواهيم زد.