آيت الله العظمـى حـاج ميـرزا هاشـم آملى در سال 1322 هـ . ق، در لاريجان آمل ديده به جهان گشـود، تحصيلات مقـدماتـى را در آمل از جناب ثقه الاسلام شيخ احمـد آملـى و حجت الاسلام سيـد تـاج فـرا گـرفت. در آستـانه سـال 1335 هـ . ق، كه سيزده بهار از عمـر شريف ايشان گذشته بـود به تشويق و ترغيب يكى از بستگان، زادگاه خـود را به عزم تحصيل در تهران ترك گفت. در بـدو ورود به تهران مـورد توجه مرحـوم مدرس كه آن زمان متـولى مدرسه عالـى سپهسالار (مـدرسه عالـى شهيـد مطهرى) بـود واقع گـرديـد.
در اقامت ده سالله خـود در ايـن مركز علمـى، پـس از فراگيرى شرح لمعه و قـوانيـن، تـوانست، سطـوح عالى را از اساتيد برجسته وقت فـرا گيـرد. در فلسفه و اشارات و اسفار و اللهيات در حـوزه درس، مرحوم ميرزا يـدالله نظر پاك و در دروس ديگـر از محضـر مـرحـوم ميرزا محمد رضا فقيه لاريجانى و سيد محمـد تنكابنـى و حجت الاسلام شيخ حسيـن آملى و حاج شيخ علـى لـواسانـى و ميرزا عبـدالله غروى بهره هاى وافر برد.
در سال 1345 هـ . ق، براى تكميل معلـومات رهسپار حـوزه عليمه قـم شد، در هميـن ايام با استقرار مرحـوم آيت الله العظمـى حاج شيخ عبد الكريم حايرى يزدى حوزه علميه قـم جان تازه اى به خود گرفته بود. ايشان با اشتياق خاصى در حوزه درس اساتيد برجسته قـم حاضر و از خرمـن دانـش آن بزرگواران خوشه هاى علمى فراوانى چيدند. آيت الله ميرزا هاشـم آملى در مدت اقامت در قم توانست، از محضر درس آيات عظام، حـايـرى يزدى، حجت، يثـربـى، كاشانـى و شـاه آبـادى بهره مند گردد.
در سال 1351 هـ . ق، بعد از سپـرى شـدن اقامت 5 سـالله و تحصيل و تدريس مداوم در حوزه علميه قـم با اخذ درجه اجتهاد از آيت الله حايرى يزدى و آيت الله حجت جهت ادامه تحصيل و درك محضر اساتيـد نجف، به آن ديار هجـرت و در جـوار مـولاى متقيان اميـر مـومنـان علـى(ع) اقامت گزيدنـد. ايـن دوره از حيات علمـى معظم له تأثير فـراوانـى در شكل گيـرى درجات معنـوى و روحانـى ايشان داشت. آيت الله آملـى در دوره اقـامت 30 سـالله خـود در حـوزه بزرگ نجف، توانست از محفل درس آيات عظام حاج ميرزا حسيـن نائينى، حاج شيخ ضياء الديـن عراقى و حاج سيد ابوالحسـن اصفهانى استفاده برده و به مـراتب عالـى تـرى از تقـوا و دانـش دست يـابد.
حوزه علميه قـم در آن روزها حـوزه جـوانى بـود، هر چند شخصيت هاى بزرگـى در آنجا تدريـس كرده و گروهى را پرورش مى دادند ولى قدمت حـوزه علميه نجف و حضـور فقها و بزرگانى كه به نوبه خـود سرآمد روزگار بودنـد جاذبه ديگرى به حـوزه نجف بخشيـده بـود. به ويژه استبـداد رضـا خـانـى، در آن روزگار به حـد اعلاى خـود رسيـده و پيـوسته مزاحـم طلاب و فضلاى حـوزه علميه قـم مـى شـدند، به هميـن مناسبت مرحوم آيت الله آملى اقامت در نجف را ترجيح داد. ايشان در ايـن دوره از دروس شخصيت هاى نامبرده كه پايه گذار علـوم و محققان بزرگ در فقه و اصـول بـودنـد، حظ بيشمار بـرده و پيـوسته مـورد تـوجه آن بزرگـان به خصـوص آيت الله ضيا عراقى بود.
آيت الله آملـى تـوانست در ايـن دوره تمامـى مطالب دروس اساتيد خـود را با قلمى روان تقرير نمـوده و در مدت كـوتاهى به تـوصيه اساتيد خود جهت بهره مندى فضلا و طلاب مشتاق به تدريـس درس (خارج) بپردازد طولى نكشيد كه حـوزه درس ايشان مورد تـوجه انديشمندان عالـى مقام قرار گرفته و مـوفق شدند عده زيادى را در همان ايام تـربيت و به درجه اجتهاد نايل گرداننـد. معظم له در 20 سال آخر اقامتـش در نجف توانست 3 دوره مكاسب و 4 دوره اصول شيخ مرتضى انصـارى را به شـاگـردان خـود تـدريـس نمـايد.
بعد از 30 سال تحقيق و تـدريـس در دانشگاه بزرگ جهان تشيع (نجف اشـرف) در سـال 1381 هـ . ق، به قصـد معالجه و ديـدار اقـوام و خـويشان و دوستـان و نيز به دعوت جمعى از اساتيـد و فضلاى حـوزه علميه قـم به ايران بازگشته و در جـوار مرقد مطهر حضرت معصـومه (س) در شهرستان قم به تدريس فقه و اصول پرداخت در هميـن فرصت عده زيادى از محققيـن حوزه به شركت در درس ايشان موفق شدند. در ايـن زمان كه يك سال از ارتحال زعيم بزرگ مرحوم آيت الله العظمى بروجردى مى گذشت، حوزه قـم بيـش از هر زمان ديگر نيازمند فقها و عالمان بزرگ بـود، ايشان با تلاش خستگى ناپذير لحظه اى از هدايت و ارشـاد بـاز نمانده و به منـاسبت هـاى مختلف به اشـاعه فقه و فقاهت شيعه پرداخت و ادامه اين راه و تخصصـى كردن ايـن رشته را زياد سفارش مى فرمود.
آيت الله آملـى به تربيت فقيه و تـدريـس فقه ارزش فـوق العاده نهاده، و از مدتى قبل در ايـن فكر بـودند كه مدرسه اى براى تربيت فقيه تأسيـس كنند يعنى آن گروه از جوانان مستعد و با ذوق را كه مدتـى در فقه و اصـول كار كرده اند در اختيار گرفته و با تأميـن زندگى آنان را در مسير فقاهت قرار دهند حتـى از روز نخست كه در خيابان بيمارستان فاطمـى به نام مدرسه ولـى عصر (عج) را تأسيـس كردند، تصميـم بـر اين داشتنـد كه اين مـدرسه را به ايـن واحـد اختصاص داده و (دارالفقاهه) كنند.
ايشان هر چند كه در أيـن مـورد به آرزوى نهايى خـود نرسيد، ولى در عيـن حال از ايـن هـدف باز نمانـده و پيـوسته از طـريق تـدريـس، شاگردان برجسته اى تربيت نمود كه هـم اكنون هر يك به نوبه خـود در حـوزه علميه منشـأ اثـر مـى بـاشند.
گروهـى از آيات و حجج اسلام از شاگردان مجرب و بـرجسته ايشان به شمارمىآيند از جمله:
آيت الله سيد جعفر كريمـى، آيت الله شيخ عبد الله جـوادى آملـى، آيت الله شيخ حسن حسـن زاده آملـى، آيت الله حاج شيخ محمد محمـدى گيلانى، آيت الله سيد ابـوالفضل مـوسـوى تبريزى، آيت الله حاج شيخ اسماعيل صالحـى مازنـدرانـى، آيت الله حاج سيد علـى محقق داماد، آيت الله حاج سيد مصطفـى محقق داماد، آيت الله شيخ صادق لاريجانى، آيت الله حاج شيخ عباس محفوظى و آيت الله شيخ محمد سند.
از جمله آثار ايشان كه به رشته تحرير در آمـده، و به طبع رسيده است به شرح زير مى باشد:
1ـ كتاب كشف الحقايق كه تقـريـر درس بيع و خيارات ايشان است در چند جلد.
2ـ المعالم المأثوره در طهارت.
3ـ مجمع الافكـار (دوره اصـول فقه در 5 جلد)
4ـ منتهى الافكـار (حـاوى مبـاحث الفـاظ اصـول فقه)
5ـ بـدايع الافكار (يك دوره مباحث اصـول فقه تقرير درسـى مرحـوم آيت الله آقا ضياء عراقى).
6ـ كتاب الرهن.
7- كتاب الاجاره.
8- كتاب الصوم.
9- رسالله النبيه.
10ـ رسالله اى در خلل صلوة.
11- حـاشيه اى بـر التحصيل بهمنيار.
12- تعليقه عروه الوثقى.
13ـ از آغاز بيع تا آخر مكاسب.
14ـ دوره صلوة.
15ـ دوره مباحث طهارت.
16ـ دوره هاى متعدد اصول.
ايشان همـواره مقيد بـود كه دروس خـود را قبل از افاضه، قلمى نمايد و از ايـن رهگذر مكتوبات عديده اى از ايشان به جاى مانده است و 4 مـورد آخر از جمله آنهاست.
آيت الله آملى از خصايص والاى انسانى برخـوردار و متخلق به اخلاق الهى بـود. ايشـان در رفتار گفتـار به انبيـاء و ائمه اطهار(ع) اقتدا مـى كرد. خوش بيان، خوش برخورد و خـوش اخلاق بـود. از تجمل پـرستـى ومظاهـر بزرگ نمائى سخت بيزار و متنفـر و با طلاب جـوان همانگـونه بـرخـورد مـى كـرد كه بـا بزرگان، به هميـن دليل در دل مؤمنان جاى گرفته بود. در خانه اش هميشه به روى همگان باز بـود.
در سـرمـا و گـرمـا پيـاده از منزل به مسجـد اعظم جهت تـدريس مـىرفت. غالباً كارهاى دفترشان را خـود انجام داده و حتـى در بسيارى از مواقع خـود شخصاً به تلفـن جـواب مىداد دوست داشت زندگى ايشان در گمنامى و خارج از هياهوى دنياى مادى سپرى شـود.
آيت الله آملـى به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بسيار علاقه مند بـوده و به آن ها عشق مى ورزيدند كمتر مـواقعى بـود كه نام مقدس انـوار را بشنود و اشكش جارى نشـود بخصـوص هر وقت نام مقدس على(ع) را مىآوردند اشك در ديدگانش حلقه مىزد. هر گاه از خـواب برمىخواست به شـوق زيارت امير المؤمنيـن على(ع) و به ياد روزهاى خـوش اقـامت در جـوار مـرقـد مطهرش بـر حضـرت درود فـرستـاده و مىفرمود: (السلام عليك يا اميرالمومنين و رحمة الله و بركاته).
شور و عشق معظم له به سرورشهيدان امام حسيـن(ع) غير قابل توصيف بود. مجلـس عزايى كه ايشان در ده شب اول ماه محرم در مسجد اعظم بر پا مى كرد زبانزد همگان بـود. ايشان براى سادات احترام خاص قايل بـود و در مجالـس با تمام قد به پاى آن ها برمـىخاست.
(نقل از مجله نـور علـم دوره پنجـم شمـاره پنجـم)
ايشان مى فرمودند: علما بايد خـود را در معرض استفاده عمـوم قرار بدهند و بسيارى از مواقع مىفرمودند عالمى كه علـم خـود را عرضه و اظهار نكند بى حاصل است و آن هدفى كه از تعليم و تعلـم منظور است به دست نخواهد آمد.
آيت الله آملى داراى پنج فرزند بود كه عبارتند از:
1ـ دكتر محمد جـواد لاريجانى، عضـو شـوراى امنيت ملـى و نماينده مجلس شوراى اسلامى.
2ـ دكتـر فـاضل لاريجـانـى، دكتـرا درسيـاستگذارى علمى .
3ـ دكتـر علـى لاريجانـى، دكتـرا در فلسفه اسلامـى، رياست صـدا و سيما جمهورى اسلامى ايران.
4ـ حجت الاسلام آقاى شيخ صادق لاريجانى از مدرسيـن حوزه و نويسنده كتاب (معرفت دينى).
5ـ دكتـر باقـر لاريجانـى، پزشك متخصص داخلـى و معاونت فـرهنگـى وزارت بهداشت، درمـان، آمـوزش پزشكى.
هفتـم اسفنـد ماه سال 1371 هـ . ش، برابر با چهارم رمضان 1413 هـ . ق، كه طبيعت رو به تجـديـد حيـات مى رفت و درختها و گلها در آستانه آرايـش و گل نثارى بـودند، ناگهان درخت برومند و بارورى از بـوستان تشيع به خشكـى گرائيد و دانشمندان و انديشمنـدان را به سـوگ نشاند. هرگز انسان فكر نمى كرد در آستانه بهار كه زندگى نـو مى شـود وجامعه به سـرور و شادى، سال نـو را آغاز مـى كنـد، روحـانيت تشيع، بـا جـامه غم و چهره افسـرده سـال را به پـايان برساند. روح بلند اين عالم بزرگ و ايـن روحانى خدمتگزار و دانش پرور، مرحـوم آيت الله العظمى حاج ميرزا هاشـم آملـى (قدس سـره). شخصيتـى كه بيـش از نيـم قـرن در سنگر علـم و دانـش درس خـوانده و تدريـس كرده و شاگرد پرورش داده بـود، به ملكوت اعلى پيوست.