آيت اللّه العظمى حاج سيد محمد حجت كوه كمرى , يكى ديگر از شاگردان برجسته آيت اللّه العظمى حائرى و يكى از فقهاى نامدار قرن چهاردهم هجرى مى باشند كه در دوران فترت , نقش اساسى در حفظ و نگهدارى حوزه قم از خود به يادگار گذاشته است .
او فـرزنـد آيت اللّه سيد على برادر زاده آيت اللّه سيد حسين كوه كمرى تبريزى مى باشد كه از مراجع مـعـروف نـجـف بودند تولد ايشان در سال 1310 در تبريز, در بيت رفيع علم و ادب رخ داده و در هـمـانـجـا رشد و نما نموده است سپس از محضر مرحوم ميرزا حبيب اللّه رشتى و فاضل شرابيانى كـسـب فـيض نموده است , و از شاگردان شيخ الشريعة نمازى اصفهانى و آيت اللّه نائينى و عراقى بوده است و آنگاه در سال1349 از مسقط الراس خويش به قم آمده و از محضر درس آيت اللّه حائرى در فقه واصول وحديث استفاده نموده است .
آقاى سيد عليرضا ريحان يزدى در آئينه دانشوران در مورد جلسه درس ايشان مى نويسند:.
((يكى ديگر از جلسات تدريس فقه و اصول كه امروز رونقى بسزا دارد مجلس درس آقا سيد محمد حجت است فضلا و طلا ب در اين جلسه شركت دارند و جاى آن مدرس مدرسه دارالشفا مى باشد ))((1)).
حـقـيـر در سـال 1359 در كتاب ((يكصد سال مبارزه روحانيت ج 3 ص 58 درمورد ايشان چنين آورده ام ((آيت اللّه العظمى حجت كوه كمرى بنيانگذار بنياد فرهنگى بزرگ :.
آيت اللّه حجت فقيه وارسته , مجتهد متبحر, درايه شناس و بيوگرافيست اسلامى متقن و انديشمند آگـاه , وى در فـقـه و اصـول و از نـظـر مراتب تقوى و ورع مورد عنايت خاص استادگرانقدرش مـؤسس حوزه علميه قم قرارداشت و بارها و بارهااز طرف ايشان موردمحبت و عنايت قرارگرفته بـودنـد, به حدى كه محل نماز جماعت خود را در صحن مطهر حضرت معصومه (س ) به اوواگذار نـمـودنـد و او رايـكـى از دو وصى شرعى خود قراردادند كه انجام وظايف و مسئوليتهاى حوزه در اخـتـيار آنان بوده باشد وى در شرايط بحرانى و ايام تاريك وظلمانى به مدت كوتاهى پس از فوت مـؤسس حوزه , زعامت حوزه را همراه ياران خود در اختيار داشت و با سبك خاص علمى و با روش تدريس ويژه , تشنگان معارف اسلامى را با منابع اوليه اسلامى آشنا مى ساخت .
از آبـادى كـوه كمر از توابع تبريز مى باشند كه تبار وى با 25 واسطه به وجودپرجود امام سجاد (ع ) مـى رسـد واز آن شـجـره طـيـبـه شـاخ وبـرگ و ميوه مى گيرد اوتحصيلات خود را نخست در آذربـايـجان , سپس در نجف اشرف از محضر آيت اللّه شريعت اصفهانى و آيت اللّه نائينى و آيت اللّه ضيا عـراقـى انجام دادند او اهل مطالعه وتحقيق و غور و بررسى و دقت در مسائل بود, به حدى كه در اندك مدت به درجه عاليه اجتهاد نائل آمدند و در اثر بدى آب و هواى نجف و ضعف مزاج , ناچار در سال1349 ه ق به قم مهاجرت كردند و با آن لياقت و استعداد ذاتى و اندوخته هاى علمى وفضيلتى كه داشت مورد توجه وعنايت خاص آيت اللّه مؤسس (كه عاشق فضيلت واهل آن بود) قرار گرفتند بـحـدى كـه او را در جايگاه نماز خود دستور اقامه نماز جماعت دادند و در بالاى سر حرم حضرت معصومه (س ) تعيين نمودند ضمن انجام نمازجماعت , به كليه امور و مسائل مذهبى و شرعى قيام مى ورزيدند.
ايـشـان داراى حافظه قوى و ذهن وقاد و فكر صائب بودند و در مورد حافظه شان از خودشان نقل شـده است كه مى فرمودند: ((اگر 20 سال پيش حديثى را دربحار الانوار ديده باشم با فضل الهى هم اكنون مى توانم بگويم عين روايت چه بوده ودر كدام صفحه آن قرار داشته است )).
از خـصـوصيات روحى آن مرحوم اين بوده است كه از تظاهر و خود نمائى گريزان بوده است او به اصـحـاب و دوسـتان خود هميشه توصيه داشت كه از تبليغ وترويج وى , خوددارى نمايند به اهل منبر مى فرمودند: ((راضى نيستم نام مرا بر منابرببريد)).
او از عزم و تصميم قوى برخوردار بوده است و اين اراده هاى استوار و محكم است كه رجال بزرگ و تاريخ ساز را مى سازد و بالندگى مى بخشد مرحوم استاد شهيدمرتضى مطهرى مى نويسند:.
((مـرحـوم آيـة اللّه حـجـت يك سيگارى بود كه تا كنون نظير او را نديده بودم گاهى سيگار او از سيگار ديگر بريده نمى شد بعضى از اوقات هم كه مى بريد بسيار مدتش كوتاه بود طولى نمى كشيد كه مجددا سيگارى را آتش مى زد در اوقات بيمارى اكثروقتشان صرف كشيدن سيگار مى گشت وقـتى مريض شدند و او را براى معالجه به تهران بردند, در تهران اطبا گفتند چون بيمارى ريوى داريد بايد سيگار را ترك كنيدو به سينه تان ضرر دارد ايشان ابتدا به شوخى فرموده بودند: من اين سينه را براى كشيدن سيگار مى خواهم اگر سيگار نباشد سينه را مى خواهم چه كنم ؟ )).
عرض كردند به هر حال سيگار برايتان ضرر دارد و واقعا مضر است , ايشان فرموده بودند واقعا مضر است گفته بودند بلى واقعا همينطور است فرموده بودندديگر نمى كشم يك كلمه نمى كشم كار را يكسره نمود يك حرف و يك تصميم اين مرد را به صورت يك مهاجر از عادت قرار داد ))((2)).
ايـشـان داراى آثـار ارزنده و خدمات برازنده اى بودند كه يكى از آثار بلند ايشان احيا تفسير بزرگ ((التبيان )) تاليف شيخ بزرگوار طوسى (اعلى اللّه مقامه الشريف )مى باشد.
و از خـدمات درخشان ايشان , ايجاد و احداث مدرسه بزرگ حجتيه قم است كه در هشت هزار متر مـربـع بـا 126 حـجره روشن و مجهز است (البته با مهندسى وطراحى خودشان ) هم اكنون مورد اسـتـفـاده و بـهـره بـردارى طـلا ب و فـضـلا مـى باشد و تاكنون فضلاى نامدارى از آن مدرسه برخاسته اند.
يـكـى ديـگـر از خـدمات ايشان , كتابخانه نفيس و ذى قيمتى است كه در قلب مدرسه حجتيه جا گـرفـتـه اسـت و در تاسيس و راه اندازى آن دانشمند محترم حجة الاسلام و المسلمين حاج آقا مهدى حائرى امام جماعت مسجد ارك تهران نقش مؤثرو همكارى تمام داشته است و اكنون بيش از 25 هـزار جـلـد كتاب متنوع و نفيس درزمينه هاى كتب درسى طلا ب , تفسير ادبيات , اخبار و احـاديـث و رجـال و تـاريـخ مـى بـاشد ساكنين مدرسه و ديگر طبقات , طبق وقفنامه , شبانه روز مـى تـوانـنـد از آن اسـتـفاده نمايند نگارنده خود در ايام تحصيل در سالهاى 39 تا 45 ش , فراوان ازكتابهاى تاريخى مفيد آن بهره برده است .
ايشان كه پس از ارتحال مؤسس عاليقدر زحمات و مسئوليت حوزه را بر عهده داشتند, در مبارزات و برخوردهاى سياسى هم بى دخالت نبودند, به ويژه آنگاه كه پاى دين و مسائل شرع مقدس اسلام در مـيـان مى آمد به عنوان ذكر نمونه , يكى ازمواردى كه آن روزها مطرح شده بود, مسئله كشف حجاب به صورت اجبارى بودايشان در مورد دخالت اجبارى دولت در امور دينى اعلاميه اى به اين مضمون توسطآيت اللّه بهبهانى به دولت وقت مخابره نمودند:.
((بسم اللّه الرحمن الرحيم به شرف عرض عالى مى رساند خيلى مناسب است كه حضرت مستطاب عـالـى بـه اولـيـاى امور تذكر دهيد كه در بلاد اسلامى , امرى كه مخالفت آن از جهاتى با شريعت مـقـدسـه مـحـرز اسـت , اجراى آن غير ممكن است وتوليد مفاسد خواهد نمود از مساعى جميله حضرتعالى تشكر مى نمايم محمدالحسينى الكوه كمرى ))((3)).
بـه ايـن تـرتـيب ايشان با جرات و شجاعت تمام با دولتى گفتگو مى نمايند كه ازپيشتيبانى كامل آمريكا و دولتهاى بريتانيا و ديگر دول غربى برخوردار و حمايت مى گردد.
مـرحـوم مـيـرزا مـحـمـد عـلـى مدرس صاحب ريحانة الادب كه همشهرى او و يكى از تلامذه و شاگردان ايشان مى باشد در ج 2 , ص 23 , در حق استاد خود مى نويسند:.
((سـيـد سـنـد, حبر معتمد مولينا الاجل سيد محمد بن سيد على بن نقى بن محمدحسينى كوه كـمـرى كه از سادات آبادى كوه كمر نامى از توابع تبريز, به صحت نسب وشرافت حسب , در غايت شهرت معروف مى باشد نسب عاليش به سيد محمد مصرى ملقب به حجازى از اولاد على اصغر بن الامـام الـسـجـاد (ع ) موصول مى گردد ايشان حاوى فروع و اصول , جامع معقول و منقول , فقيه كـامـل , عـالـم عـامل , عابد زاهد,محدث ثقه رجالى , داراى كمالات نفسانيه حائز مقامات معنويه مـى بـودنـد در مـضمارمسايقت گوى سبقت را از اكابر و اقران ربودند حاوى قدح معلى و مرجع تقليد گروه انبوهى از شيعيان و استاد الكل فى الكل مى باشند.
مرحوم مدرس سپس عين نگارش مرحوم آيت اللّه حجت را مى آورند كه درسال 1310 متولد شده اند و اسـاتيد را نام مى برد كه از محاضر والد خويش فقه را, و ازحوزه درسى آيت اللّه يزدى , حديث را, و از حوزه درسى آيت اللّه سيد ابو تراب خوانسارى , فقه و اصول را, و از آيت اللّه شريعت اصفهانى , ميرزا حـسـيـن نـائينى , سيدمحمد فيروزآبادى و شيخ ضيا الدين عراقى و ديگر اكابر وقت تلمذ نموده اسـت آنگاه به منابع رشته تخصصى خود كه بيشتر فن رجال و درايه بوده است مى پردازد كه استاد روايـتـى ايـشـان آقـاى شـيـخ عـبداللّه مامقانى , شريعت اصفهانى , سيد حسن صدر,سيد ابوتراب خوانسارى , شيخ محمد باقر بيرجندى و والد معظم خودشان آيت اللّه سيد على كوه كمرى بوده اند.
آثار و تاليفات ايشان عبارت است از:.
1 ـ الاستصحاب .
2 ـ البيع .
3 ـ تنقيح المطالب المهمة فى عمل الصور المجسمة .
4 ـ جـامع الاحاديث والاصول , كه تمامى احاديث شيعه را كه در اين زمان دردسترس فرقه محقه شيعه تواند بود, جامع و بيان معانى و مقاصد و جمع بين متناقضات آنها را مشتمل , و مطالب مهمه رجالى اينان حال اسانيد اخبار را به طرزى بس عجيب محتوى , و تمامى طبقات اهل علم را رهين منت خود فرموده اند.
5 ـ حاشية الكفاية فى الاصول .
6 ـ الصلوة .
7 ـ لوامع الانوار الفردية فى مرسلات الاثار النبوية .
8 ـ مستدرك المستدرك فى استدراك مافات عن صاحب المستدرك .
9 ـ الـوقـف , كه يك كتاب استدلالى و مشحون از جواهر و لئالى است و غير اينهاكه در موضوعات متنوعه بسيار و حواشى و تعليقات بر كتب حديث و رجال و درايه دارد )).
يـكـى از مؤلفان و خوشه چينان درس و بحث آيت اللّه العظمى حجت و مؤلف محترم دو جلد از آثار الـحـجة , حجة الاسلام حاج شيخ محمد شريف رازى مى باشدكه دو جلد از تاليف خود را به نام آن بـزرگ مرجع وقت ناميده است و در لابلاى كتاب خويش محاسن شايسته اى را از استاد خويش به عـنـوان اداى حـق اسـتادى انجام داده اندو در ضمن آن اخلاص و بساطت خاص خدمات و آثار و شـاگـردان بـزرگ مردم علم وفقاهت را باز شمرده اند ما ضمن چشم پوشى از برخى از خطاها و اشـتباهات لفظى ولبى كه احيانا در اغلب نوشته ها امكان وقوعى دارد با توجه به اخلاص و علاقه آن نويسنده تلاشگر بخشى از شاگردان آن مرحوم را از آن كتاب مى آوريم .
ـ آقا شيخ ابراهيم رياضى .
ـ شيخ ابراهيم مراغه اى .
ـ سيد ابراهيم علوى مقبره اى .
ـ ميرزا ابوطالب تجليل تبريزى .
ـ ميرزا ابوطالب فاضلى .
ـ سيد ابوالقاسم تهرانى .
ـ شيخ ابوالقاسم نحوى .
ـ ابوالمجد بروجردى .
ـ شيخ احمد يمينى .
ـ شيخ احمد عراقى .
ـ احمد غروى سبط حايرى .
ـ احمد قمى .
ـ شيخ اسحق قفقازى .
ـ شيخ اسداللّه كاشانى .
ـ سيد اسداللّه ده خرقانى .
ـ شيخ اسداللّه اصفهانى .
ـ شيخ اسمعيل بهارى .
ـ سيد اسمعيل اردبيلى بهارى .
ـ حاج ميرزا باقر تهرانى .
ـ حاج آقا باقر قمى .
ـ ميرزا تقى تبريزى .
ـ شيخ جابر فاضلى .
ـ حاج شيخ مشايخى .
ـ ميرزا جعفر اشراقى تبريزى .
ـ سيد جعفر بروجردى .
ـ سيد حسن سريزدى .
ـ حاج ميرزا حسن تيلى .
ـ آقا سيد حسن حجت .
ـ حاج آقا حسن سيدى .
ـ ميرزا حسن مصطفوى .
ـ ميرزا حسن انصارى محلاتى .
ـ آقا سيد حسين قاضى .
ـ ميرزا حسين مراغه اى .
ـ سيد حسين بدلا.
ـ سيد حسن هشترودى .
ـ حاج آقا حسين اثناعشرى .
ـ مرحوم ميرزا حسين تبريزى .
ـ سيد حميد مرندى .
ـ سيد حميد تويسركانى .
ـ شيخ داود رشتى .
ـ حاج ميرزا شهاب همدانى .
ـ حاج سيد صادق لواسانى .
ـ شيخ صادق خوئى .
ـ ميرزا صادق نصيرى سرابى .
ـ شيخ صدرالدين قفقازى .
ـ حاج آقاضيا استرآبادى .
ـ حاج شيخ عباس مستقيم .
ـ شيخ عباس تهرانى .
ـ حاج شيخ عباس علوى .
ـ ميرزا عبداللّه اصفهانى .
ـ شيخ عبداللّه اصفهانى .
ـ حاج آقا عبداللّه آل آقا.
ـ شيخ عبداللّه مهاجرانى .
ـ شيخ عبدالحسين سيدى .
ـ شيخ عبدالحسين قفقازى .
ـ شيخ عبدالحسين وكيلى .
ـ ميرزا عبدالحسين غروى .
ـ سيد عبدالرسول تهرانى .
ـ شيخ عبدالرسول بسطامى .
ـ آشيخ عبدالصمد خوئى .
ـ ميرزا عبدالكريم تهرانى .
ـ شيخ عبدالوهاب روحى .
ـ سيد عبدالوهاب يزدى .
ـ حاج شيخ عزيزاللّه نهاوندى .
ـ حاج ميرزا على تهرانى .
ـ حاج آقا على هاشمى .
ـ ميرزا على هاشمى .
ـ ميرزا على مرندى .
ـ سيد على حسينى .
ـ ميرزا على اردبيلى .
ـ شيخ على زنجانى .
ـ سيد على علوى .
ـ شيخ على انصارى .
ـ شيخ على اكبر تهرانى .
ـ ميرزا على اكبر اسلامى .
ـ ميرزا على اكبر فقيهى .
ـ شيخ على اصغر قزوينى .
ـ شيخ قاسم قفقازى .
ـ شيخ كاظم احمدى .
ـ سيد محمد داماد.
ـ آشيخ محمد كرمى .
ـ آميرزا محمد مجاهدى .
ـ آشيخ محمد اوليائى .
ـ آشيخ محمد فكور يزدى .
ـ حاج شيخ محمد لاكانى .
ـ آميرزا محمد بنابى .
ـ حاج ميرزا محمد باقر تهرانى .
ـ شيخ محمد باقر مهاجرانى .
ـ ميرزا محمد باقر مرندى .
ـ شيخ محمد تقى تهرانى .
ـ شيخ محمد تقى گيلانى .
ـ سيد محمدحسن مدرس .
ـ شيخ محمد حسن مازندرانى .
ـ سيد محمد حسن آل طه .
ـ شيخ محمد حسن هرسينى .
ـ سيد محمد حسين طباطبائى .
ـ شيخ محمد حسين دزفولى .
ـ شيخ محمد حسين اردبيلى .
ـ سيد محمد رضا آل محمد.
ـ شيخ محمد رضاى فقيهى .
ـ شيخ محمد صادق قمى .
ـ شيخ محمد صادق تهرانى .
ـ سيد محمد على مجدى .
ـ حاج شيخ محمد على عبادى .
ـ ميرزا محمد على طباطبائى .
ـ ميرزا محمد على چرندابى .
ـ حاج سيد كاظم آيت اللهى .
ـ شيخ محمود علمى .
ـ حاج آقا مجتبى محمد اراكى .
ـ شيخ محسن همدانى .
ـ شيخ محسن مشكينى .
ـ سيد محسن حجت .
ـ شيخ محسن طاهرى .
ـ آقا مرتضى حائرى .
ـ حاج شيخ سيد مرتضى فقيه .
ـ حاج سيد مرتضى ايروانى .
ـ سيد مرتضى علوى .
ـ شيخ مصطفى جليلى .
ـ آقا معتمد كرمانشاهى .
ـ حاج سيد مهدى انگجى .
ـ سيد مهدى تبريزى .
ـ حاج آقا مهدى حائرى .
ـ آقا شيخ مهدى منصورى .
ـ شيخ نصرت تبريزى ميانجى .
ـ شيخ نعمت اللّه مهدوى .
ـ شيخ هادى بروجردى .
ـ شيخ يحيى فاضل همدانى .
ـ ميرزا يحيى اراكى .
ـ آقا يحيى عبادى .
ـ آشيخ يوسف همدانى .
ـ آسيد يوسف مزلقانى .
ـ حاج سيد يونس اردبيلى .
ـ شيخ موسى زنجانى .
ايـنها جمعى از شاگردان مشترك و مختص ايشان مى باشند و در ((آثار الحجة ))تعداد بيشترى را آورده اند كه طالبان تفصيل مى توانند به آن كتاب مراجعه فرمايند.
در آخـرين روز بيمارى خود, براى شكستن مهر خويش استخاره كرد آيه ((وله دعوة الحق )) آمد و او را به لقااللّه بشارت داد چنانكه بر روى سنگ قبر ايشان درمدرسه حجتيه قم نيز حك شده است ((و بعد ما استشار بكلام الحق فى كسر خاتمه اجيب بقوله تعالى و له دعوة الحق )) امر به ثم تناول التربة الحسينيه و قال آخر زادى من الدنيا التربة فلبى دعوته زوال يوم الاثنين ثالث جمادى الاولى 1372 ه ق )).
يكى از شاعران سروده است :.
وقـتـى خـبر مرگ آيت اللّه حجت به آيت اللّه بروجردى رسيد در فقدان همسنگر ويار و كمك خويش فرمودند: ((كمرم شكست )) ((4)) .