آيت اللّه سيد جواد حسينى عاملى

(متولد 1160 ـ متوفى 1226 هـ ق )

يـكـى ديـگر از فقهاى نامدار شيعه , علا مه فقه و فقاهت , آيت اللّه سيد جواد بن سيد محمد حسنى حسينى عاملى غروى , از بزرگان فقه و فقاهت قرن سيزدهم و ازتلامذه آيت اللّه بحرالعلوم و علا مه وحيد بهبهانى مى باشد.

او كه يكى از افاضل شاگردان اين دو فقيه بزرگ است , در سال 1160 ه ق درآبادى ((شقرا)) جبل عـامل متولد شده و در همنجا رشد و پرورش يافت , سپس به روزگار مرجعيت علا مه بهبهانى به كربلا رهسپار گشت و نزد آقاى سيد على صاحب رياض به فراگرفتن علوم اشتغال ورزيد در سايه تـلاش و جـديت بليغى كه داشت ,توانست در اندك مدتى به بالاترين مدارج علمى نايل آيد و مقام استادى شخصيتهايى چون : صاحب جواهر, سيد صدر الدين عاملى و جمعى ديگر را كسب نمايد كه دربخش شاگردان او خواهد آمد.

او در مـحـضـر جـمـعى از بزرگان كسب فيض و علم نموده است كه اسامى چندتن از آنان برده مى شود:.

اساتيد او:

1 ـ علا مه وحيد بهبهانى .

2 ـ آيت اللّه سيد مهدى بحر العلوم .

3 ـ آيت اللّه سيد على صاحب رياض .

4 ـ آيت اللّه شيخ جعفر كاشف الغطا.

شاگردان او:

در مكتب فقهى او شاگردانى تلمذ نموده و به مقام شامخ علمى و فقهى نائل آمده اند كه هر كدام از استوانه هاى فقاهت به شمار مى آيند كه اسامى چند تن از آنان ذكر مى شود:.

1 ـ آيت اللّه شيخ محمد حسن صاحب جواهر الكلام كه از او اجازه روايتى نيزدارد.

2 ـ آيت اللّه سيد صدر الدين عاملى .

3 ـ آيت اللّه شيخ جواد, معروف به ملا كتاب .

4 ـ آيت اللّه آقا على هزار جريبى .

5 ـ آيت اللّه شيخ محسن اعسم .

و ديگر اساطين فقه و فقاهت كه در كتابهاى تراجم و رجال , به تفصيل مذكورهستند.

تاليفات او:

عـلا مـه مـيـرزا محمد على مدرس , طبق شيوه مرضيه و عادت حسنه اى كه دركتاب مستطاب ((ريحانة الادب )) پيش گرفته اند, به بازگويى آثار و تاليفات اومى پردازند و تعدادى از آثار گران قيمت او را به ترتيب زير مى آورند:.

1 ـ مـفـتاح الكرامة في شرح قواعد الاحكام علا مه حلى (ره ) (10 جلد قطور)گويند ميرزاى قمى فـراوان بـه آن مـراجعه داشت هشت جلد اين كتاب با مباشرت علا مه سيد محسن جبل عاملى در سـال 1332 ه ق در مصر به چاپ رسيده است , ولى متاسفانه عارى از هجوم اغلاط فراوان مطبعى نيست .

2 ـ ارجوزه اى در خمس .

3 ـ ارجوزه اى در رضاع .

4 ـ ارجوزه اى در زكات .

5 ـ رساله اى در اصل برائت .

6 ـ حاشيه بر تهذيب الاصول علا مه .

7 ـ حاشيه بر روضه شهيد ثانى .

8 ـ حاشيه بر مدارك الاحكام .

9 ـ حاشيه بر شرح طهارت وافى .

10 ـ شرح وافيه در اصول .

11 ـ تجويد قرآن كريم ((1)) .

احترام استاد:

او در آغـاز كـتـاب مـفـتـاح الـكرامه در مورد علت اقدام به اين تاليف بزرگ وپرمشقت اين چنين مى نگارد:.

((امـتـثـلـت امـر سـيدى و استادي و من عليه بعد اللّه سبحانه و اوليائه (صلى اللّه عليهم ) معولى واعتمادي الامام العلا مة المعتبر المقدس البحر الاعظم الشيخ جعفرجعلنى اللّه تعالى فداه و اطال اللّه تعالى للمؤمنين بقاه .

قال ادام اللّه تعالى حراسته : ((احب ان تعمد الى ((قواعد)) الامام العلا مة اعلى اللّه تعالى فى الجنان مـقامه , فتنظر الى كل مسالة اختلفت فيه كلمات الاصحاب و تنقل اقوالهم و تضيف الى ذلك نقل شـهرتهم و اجماعهم , و تذكر اسما الكتب التى ذكرفيها ذلك و اذا عثرت على دليل فى المسالة لم يـذكـروه , فـاذكره و متنه و اذكر عنداختلاف الاخبار مذاهب العامة على وجه الاختصار, ليكمل و يـعـظـم فان ((المختلف )) وان كان عليه الفائدة الا انة قد خلا عنه ذكر كثير من الاقوال فامتثلت امـره الشريف ورجوته ان يسعفنى بدعائه المقبول و فوضت امرى الى اللّه و توكلت على اللّه لاحول ولاقوة الا باللّه )) ((2)) .

ترجمه گفتار او:

((مـن دسـتـور آقا و استادم را, اوئى كه پس از خداوند سبحان و اولياى بزرگوارش (سلام خدا بر آنـان بـاد) پناهگاه و تكيه گاه زندگى من بوده است , امتثال نمودم و اوعبارت از پيشواى بزرگ , عـلا مه مقدس , اقيانوس بزرگ [ علم و معرفت ] آيت اللّه شيخ ‌جعفر [كاشف الغطا] است كه خداوند متعال مرا فداى او سازد و بقاى او را بر سرمؤمنين مستدام بدارد.

او كـه خـداونـد عـمـرش را در كنف حراست و عنايت خاص خويش نگهدارد, به من امر فرمودند: ((دوسـت دارم كـه تو كتاب قواعد الاحكام امام علا مه [حلى ] (خداوندمقام شريفش را بالا برد) را مـحور بحث انتخاب كنى و به آن اعتماد ورزى در هرمساله اى كه آرا اصحاب اختلاف پيدا نموده اسـت , دقيقا اقوال آنان را مورد تامل قراردهى علاوه بر اقوال , شهرت و اجماع آنان را نيز به دست آورى مـنـابـع و كـتـابـهايى كه اين اقوال از آنها نقل شده است , باز بياورى اگر به دليلى برخورد داشـتى كه آنان ذكرنكرده اند, پس همراه متن , آن دليل را نيز ذكر نمايى , به هنگام اختلاف اخبار واحـاديـث , بـه صـورت موجز آرا و نظريات اهل سنت را نيز بيان نمايى تا نفع آن كامل ,و موقعيت كتاب بزرگ گردد چون كتاب ((المختلف )) علا مه كه مخصوص اين برنامه است , هر چند پرسود و پرفايده است , ولى جاى اكثر اقوال و آرا در آن خالى است .

پس من امر شريف استاد را امتثال نمودم و اميدوارم كه او با دعاى مقبول خويش مرا يارى دهد امر خودم را به خدا تفويض كردم و بر او توكل بسته و هرقدرت و نيرو از سوى اوست )).

حادثه دلخراش حمله وهابيها:

مـرحـوم سـيـد جـواد عـاملى در پايان جلد هفتم مفتاح الكرامة كه اواخر باب وكالت قواعد است , داستانى را از وحشى گريهاى وهابيون عهد نخست نقل مى كند كه بازگويى آن مى تواند از اعمال وهـابـيـون نفتى امروز نيز پرده بردارد و نيات اين حزب سياسى در ماسك اسلام را فاش و روشن سازد:.

((خـدا را سـپاس مى گويم , آن چنان كه او اهل و شايسته آن است و درود وصلوات خود را تقديم بهترين مخلوقات او, محمد و اولاد معصومين (ع ) او مى نمايم خداوند متعال با فضل و كرم خود به بركت محمد و آل او بر اين بنده منت نهاد وتوفيق اتمام اين بخش از مفتاح الكرامة را عنايت فرمود هم اكنون نيمه شب نهم از ماه مبارك رمضان سال 1225 هجرى است و اين كتاب به دست مصنف آن , كـوچـك تـرين و ذليل ترين بندگان خدا, ((محمد جواد حسينى حسنى موسوى عاملى )), كه خـداونـدسـبـحـان با لطف و فضل و رحمت خويش , با او معامله و رفتار نمايد پايان پذيرفت ,ولى تـشـويـش خـاطـر و اضـطراب احوال حاكم بر زندگى ما است , چون اعراب وحشى ,از جمله , آن افـرادى كـه قـائل بـه مـقـاله وهابى خارجى هستند, نجف اشرف و زيارتگاه حسين (ع ) را احاطه نـمـوده اند, راه را بسته اند و زائرين حسينى را قتل و غارت نموده اند پس از آنكه شيعيان از زيارت نـيـمـه شعبان برمى گشتند, تعداد كثيرى از آنان را كشته اند و اغلب آن زائرين از ايرانيان هستند گاهى گفته مى شود تعداد كشته ها 150نفر مى باشد, و گاهى گفته مى شود كم تر برخى ديگر از زوار عـرب در حـلـه مـانـده انـد وتـعدادى به نجف اشرف رسيده اند برخى در حله به روزه دارى پـرداخـته اند و برخى به ((حسكه )) رفته اند, و ما هم اكنون مثل اينكه در محاصره قرار گرفته ايم وهابيون هنوزبرنگشته اند صفوف آنان از كوفه تا حرم حسين (ع ) به مسافت دو فرسخ يا بيشتراست .

قـبـيـلـه ((خزعل )) تسليم شده اند, ولى قبيله هاى ((بعيج )) و ((جشم )) در حال مقاتله وكارزار هـستند حاكم بغداد كنار رفته و حاكم ديگرى جاى او را گرفته است و آنان باهم مقاتله و كارزار دارند اخبار آنان نيز ما را مغموم ساخته است چون راهها بسته است , به همين جهت در اين اطراف وهابيها بر اقامت بيشتر طمع دوخته اند حول وقوه از سوى خداوند بزرگ است درود بر پيامبر خدا و اولاد و اطهار او, و خداوندمتعال از علماى ما خوشنود و راضى باشد و آنان را در بالاترين جايگاه و با نعمت بهشتى محشور فرمايد ))((3)) .

وفات او:

او پـس از يـك عـمر رنج و كوشش در راه علم و فقاهت , در سال 1226 ه ق , درسن 66 سالگى در نجف اشرف وفات نمود و در صحن مولاى متقيان مدفون گشت


پاورقى

1- ريحانة الادب , ج 3 , ص 396 ـ 397 .
2-مـفـتاح الكرامه , ج 1 , ص 1 , چاپ مصر كه به اهتمام آقاى سيد محسن جبل عاملى چاپ شده است .
3- مفتاح الكرامة , ج 7 , ص 653 , چاپ مصر .
4- تـفسير بيشتر شرح زندگى او در ريحانة الادب , و كتاب ((وحيد بهبهانى )) نوشته فاضل نامى عـلـى دوانى ,ص 216 ـ روضات الجنات , ج 2 , ص 216 ـ الكرام البرره , حاج آقا بزرگ تهرانى , ج 1 , ص 287 تا 289 آمده است .

31 فرزانگان